صادق هدایت یه جملهی خیلی قشنگ داره که میگه:
«به پایان فکر نکن
اندیشیدن به پایانِ هر چیز
شیرینی حضورش را تلخ میکند.
بگذار پایان تو را غافلگیر کند،
درست مثل آغاز..!»
«به پایان فکر نکن
اندیشیدن به پایانِ هر چیز
شیرینی حضورش را تلخ میکند.
بگذار پایان تو را غافلگیر کند،
درست مثل آغاز..!»
هان کوزهگرا، بِپای اگر هشیاری،
تا چند کنی بر گِل مردم خواری؟
انگشتِ فریدون و کَفِ کیخسرو،
برچرخ نهادهای، چه میپنداری؟
#خیام
تا چند کنی بر گِل مردم خواری؟
انگشتِ فریدون و کَفِ کیخسرو،
برچرخ نهادهای، چه میپنداری؟
#خیام
❤2
♧کانال عرفان و شعرو ادب♧ pinned «هر که با عشق بر این دایره پیوست "سلام" مهر جویانه بدین قافله دل بسته "سلام"🌹 خوش آمد عرض میکنم به دوستان تازه وارد دلتون شاد و از غصه آزاد 🌹🌹»
با منِ دلخسته، ای دلدار، جنگیدن چرا؟
تو غزالِ گلشنِ حُسنی، پلنگیدن چرا؟
با مسلمانانِ مسکین کافریدن بهر چه؟
با گرفتارانِ مستضعف درنگیدن چرا؟
مینگاهی با من و میالتفاتی با رقیب
با منِ یکرنگ، ای گلرخ، دو رنگیدن چرا؟
از سرِ کویت منِ دیوانه را راندی بسنگ
دلبرا دنگی مرا کافیست، سنگیدن چرا؟
ای که میسهوی دمادم با وجودِ عقل و هوش
بادهایدن از برای چیست، بنگیدن چرا؟
هر یک از قوسِ قضا تیرِ اجل خواهد خورد
مردمان را گو که این توپ و تفنگیدن چرا؟
طرزیا، چون در طریقِ عاشقی میمقصدی
همچو زهادِ ریائی عذرِ لنگیدن چرا؟
طرزی افشار
با منِ دلخسته، ای دلدار، جنگیدن چرا؟
تو غزالِ گلشنِ حُسنی، پلنگیدن چرا؟
با مسلمانانِ مسکین کافریدن بهر چه؟
با گرفتارانِ مستضعف درنگیدن چرا؟
مینگاهی با من و میالتفاتی با رقیب
با منِ یکرنگ، ای گلرخ، دو رنگیدن چرا؟
از سرِ کویت منِ دیوانه را راندی بسنگ
دلبرا دنگی مرا کافیست، سنگیدن چرا؟
ای که میسهوی دمادم با وجودِ عقل و هوش
بادهایدن از برای چیست، بنگیدن چرا؟
هر یک از قوسِ قضا تیرِ اجل خواهد خورد
مردمان را گو که این توپ و تفنگیدن چرا؟
طرزیا، چون در طریقِ عاشقی میمقصدی
همچو زهادِ ریائی عذرِ لنگیدن چرا؟
طرزی افشار
❤2
♧کانال عرفان و شعرو ادب♧
از حضرت مولانا نیست جعلی .
مولانا میگوید : روزی از کنار مسجدی رد میشدم و دیدم عده ای دست به دعا برداشته اند و میگویند : خدایا کافران را بکش،
رفتم تا به کلیسایی رسیدم و دیدم در آنجا هم عده ای دست به آسمان برداشته اند و میگویند : خدایا کافران را بکش!! رفتم تا به در میخانه ای رسیدم و دیدم در آنجا جام ها را به هم میزنند و میگویند بزن بسلامتی نوشا نوش ...
سپس فرمود : من آنموقع بود که دیدم مستی بهترین دین است که جز سلامتی دیگران آرزویی ندارند .
پرستش به مستیست در کیش مهر
برون اند زین حلقه هوشیارها
از مولانا نیست جعلی
مولانا میگوید : روزی از کنار مسجدی رد میشدم و دیدم عده ای دست به دعا برداشته اند و میگویند : خدایا کافران را بکش،
رفتم تا به کلیسایی رسیدم و دیدم در آنجا هم عده ای دست به آسمان برداشته اند و میگویند : خدایا کافران را بکش!! رفتم تا به در میخانه ای رسیدم و دیدم در آنجا جام ها را به هم میزنند و میگویند بزن بسلامتی نوشا نوش ...
سپس فرمود : من آنموقع بود که دیدم مستی بهترین دین است که جز سلامتی دیگران آرزویی ندارند .
پرستش به مستیست در کیش مهر
برون اند زین حلقه هوشیارها
از مولانا نیست جعلی
❤1
کِه شْمُرَد بَرگِ درختان را تمام؟
بینهایت کِی شود در نُطْقْ رام؟
#مثنوی_مولانا
همانطور که کسی قادر به شمردن برگ تمامی درختان نیست، حقیقت بینهایت را هم نمیتوان در قالب کلمات وصف کرد.
بینهایت کِی شود در نُطْقْ رام؟
#مثنوی_مولانا
همانطور که کسی قادر به شمردن برگ تمامی درختان نیست، حقیقت بینهایت را هم نمیتوان در قالب کلمات وصف کرد.
❤2
Bala Mala [BiaMusic.ir]
Tooba
اميدوارم خـــدا امـشبتون رو
قشنك تر از انتظارتــون رقم بزنه....
وآرامش رو مهمون دلتون كنه؛
الهى آمين🤲🌹✨
قشنك تر از انتظارتــون رقم بزنه....
وآرامش رو مهمون دلتون كنه؛
الهى آمين🤲🌹✨
👌2❤1
🔶️
گفتم که بر خیالت
راه نظر ببندم
گفتا که شبرو است او
از راه دیگر آید...
گفتم که بر خیالت
راه نظر ببندم
گفتا که شبرو است او
از راه دیگر آید...
❤3
«فیلسوف عرب»
در این ویدیو مرحوم کیارستمی سخنی از پیامبر اسلام را نقل میکند که دربارهٔ کودکان است. این سخن البته که تعلیمی است، یعنی که ای انسان، چنین باش.
اما از اصل سخن که بگذریم، یک موضوع حاشیهای را میخواهم بگویم. اینکه چرا آقای کیارستمی راحت نیست که بگوید این سخن از محمد، پیامبر اسلام، است. میگوید «یک فیلسوف عرب»، و بعدش هم که آن خانمِ مترجم میگوید که نکند منظورت جبران خلیل جبران باشد، کیارستمی میگوید که نه، نمیخواهم اسمش را بیاورم. یعنی عمد دارد که نام پیامبر را نبرد.
البته که این امتناعِ ایشان دلیل دارد؛ ذهنیتِ بدی که در غرب نسبت به محمد بوده است. و در دورهٔ ما نیز تشدید شده است. هر جا سخن از قرآن و پیامبر باشد، بسیاری از مردم میگریزند و آن هم دلیل دارد که بر همگان روشن است.
پيامبر صلي الله عليه و آله: اُحِبُّ الصِّبْيانَ لِخَمْسٍ: اَلاَْوَّلُ: اَنـَّهُمْ هُمُ الْبَكّاؤونَ، وَالثّانى: يَتَمَرَّغونَبِالتُّرابِ وَ الثّالِثُ: يَخْتَصِمونَ مِنْ غَيْرِ حِقْدٍ وَ الرّابِـعُ: لا يَدَّخِرونَ لِغَدٍ شَيئا وَ الْخامِسُ: يُعَمِّرونَ ثُمَّ يُخَرِّبونَ؛
كودكان را به خاطر پنج چيز دوست مىدارم: اول آن كه بسيار مىگِريند، دوم آن كه با خاك بازى مىکنند، سوم آن كه دعوا كردنِ آنان همراه با كينه نيست؛ چهارم آن كه چيزى براى فردا ذخيره نمىکنند، پنجم آن كه مىسازند و سپس، خراب مىكنند(دلبستگى ندارند).
[منبع: مواعظ العدديّه، ص 259]
«فیلسوف عرب»
در این ویدیو مرحوم کیارستمی سخنی از پیامبر اسلام را نقل میکند که دربارهٔ کودکان است. این سخن البته که تعلیمی است، یعنی که ای انسان، چنین باش.
اما از اصل سخن که بگذریم، یک موضوع حاشیهای را میخواهم بگویم. اینکه چرا آقای کیارستمی راحت نیست که بگوید این سخن از محمد، پیامبر اسلام، است. میگوید «یک فیلسوف عرب»، و بعدش هم که آن خانمِ مترجم میگوید که نکند منظورت جبران خلیل جبران باشد، کیارستمی میگوید که نه، نمیخواهم اسمش را بیاورم. یعنی عمد دارد که نام پیامبر را نبرد.
البته که این امتناعِ ایشان دلیل دارد؛ ذهنیتِ بدی که در غرب نسبت به محمد بوده است. و در دورهٔ ما نیز تشدید شده است. هر جا سخن از قرآن و پیامبر باشد، بسیاری از مردم میگریزند و آن هم دلیل دارد که بر همگان روشن است.
پيامبر صلي الله عليه و آله: اُحِبُّ الصِّبْيانَ لِخَمْسٍ: اَلاَْوَّلُ: اَنـَّهُمْ هُمُ الْبَكّاؤونَ، وَالثّانى: يَتَمَرَّغونَبِالتُّرابِ وَ الثّالِثُ: يَخْتَصِمونَ مِنْ غَيْرِ حِقْدٍ وَ الرّابِـعُ: لا يَدَّخِرونَ لِغَدٍ شَيئا وَ الْخامِسُ: يُعَمِّرونَ ثُمَّ يُخَرِّبونَ؛
كودكان را به خاطر پنج چيز دوست مىدارم: اول آن كه بسيار مىگِريند، دوم آن كه با خاك بازى مىکنند، سوم آن كه دعوا كردنِ آنان همراه با كينه نيست؛ چهارم آن كه چيزى براى فردا ذخيره نمىکنند، پنجم آن كه مىسازند و سپس، خراب مىكنند(دلبستگى ندارند).
[منبع: مواعظ العدديّه، ص 259]
❤1
روانکاو یونگی معتقد است
انسان باید همزمان دو نوشته را
در جیب خود داشته باشد:
من بزرگترین و بهترین آدم
در این عالم هستم
من در این عالم هیچم!
هر موقع غرور ما را گرفت، دومی را را از جیب دربیاوریم و بخوانیم
و هر موقع حس بی ارزشی وجودمان را فرا گرفت، اولی را بخوانیم.
این گونه به بلوغ روانی خواهیم رسید.
#جیمز_هالیس
انسان باید همزمان دو نوشته را
در جیب خود داشته باشد:
من بزرگترین و بهترین آدم
در این عالم هستم
من در این عالم هیچم!
هر موقع غرور ما را گرفت، دومی را را از جیب دربیاوریم و بخوانیم
و هر موقع حس بی ارزشی وجودمان را فرا گرفت، اولی را بخوانیم.
این گونه به بلوغ روانی خواهیم رسید.
#جیمز_هالیس
👏3❤2
🔶️
عاشق،
آن را گویند که :
در نظرش
دیگر چیزي نیاید جز محبوب
تسبیحِ عاشقان است سرِ زلف آن نگار
در هر خَمي نوشته ببين:
یار ...
یار...
یار...
#نجم_الدین_کبري
عاشق،
آن را گویند که :
در نظرش
دیگر چیزي نیاید جز محبوب
تسبیحِ عاشقان است سرِ زلف آن نگار
در هر خَمي نوشته ببين:
یار ...
یار...
یار...
#نجم_الدین_کبري
❤6
هر سخن به هر جای گفتن خطاست
و هر سخن از هرکس پرسیدن هم خطاست.
سخن از اهل دل دریغ نباید داشت؛
که نااهل را خود سخنِ مردان ملال بود.
مثالِ دل نااهل و بیگانه از حقیقت
همچنان است که فتیلهای که به جای روغن
آب بدو رسیده باشد،
چندانکه آتش به نزد او بری افروخته نشود.
اما دلِ آشنا همچو شمعیست
کِی آتش از دور به خود کشد و افروخته شود.
#حکیم_سهروردی
و هر سخن از هرکس پرسیدن هم خطاست.
سخن از اهل دل دریغ نباید داشت؛
که نااهل را خود سخنِ مردان ملال بود.
مثالِ دل نااهل و بیگانه از حقیقت
همچنان است که فتیلهای که به جای روغن
آب بدو رسیده باشد،
چندانکه آتش به نزد او بری افروخته نشود.
اما دلِ آشنا همچو شمعیست
کِی آتش از دور به خود کشد و افروخته شود.
#حکیم_سهروردی
❤3👍1
«داری نداری»
نظر سوی دلافگاری نداری
اگر داری، به من باری نداری
نظر داری به من از بس تغافل
چنان داری که پنداری نداری
جفا گفتم نداری، داری اما
وفا پنداشتم داری، نداری
طبیب دردمندانی و رحمی
بحال زار بیماری نداری
تو را از خارخار من چه پروا
که در دل از کسی خاری نداری
رقیبت همدمست و همنشین غیر
از این ننگ و از آن عاری نداری
به بیرحمی شوی ترسم گرفتار
که رحمی بر گرفتاری نداری
برو قدری رفیق از کوی او دور
که اینجا قدر و مقداری نداری
رفیق اصفهانی
نظر سوی دلافگاری نداری
اگر داری، به من باری نداری
نظر داری به من از بس تغافل
چنان داری که پنداری نداری
جفا گفتم نداری، داری اما
وفا پنداشتم داری، نداری
طبیب دردمندانی و رحمی
بحال زار بیماری نداری
تو را از خارخار من چه پروا
که در دل از کسی خاری نداری
رقیبت همدمست و همنشین غیر
از این ننگ و از آن عاری نداری
به بیرحمی شوی ترسم گرفتار
که رحمی بر گرفتاری نداری
برو قدری رفیق از کوی او دور
که اینجا قدر و مقداری نداری
رفیق اصفهانی
👍2❤1
با منِ دلخسته، ای دلدار، جنگیدن چرا؟
تو غزالِ گلشنِ حُسنی، پلنگیدن چرا؟
با مسلمانانِ مسکین کافریدن بهر چه؟
با گرفتارانِ مستضعف درنگیدن چرا؟
مینگاهی با من و میالتفاتی با رقیب
با منِ یکرنگ، ای گلرخ، دو رنگیدن چرا؟
از سرِ کویت منِ دیوانه را راندی بسنگ
دلبرا دنگی مرا کافیست، سنگیدن چرا؟
ای که میسهوی دمادم با وجودِ عقل و هوش
بادهایدن از برای چیست، بنگیدن چرا؟
هر یک از قوسِ قضا تیرِ اجل خواهد خورد
مردمان را گو که این توپ و تفنگیدن چرا؟
طرزیا، چون در طریقِ عاشقی میمقصدی
همچو زهادِ ریائی عذرِ لنگیدن چرا؟
طرزی افشار
با منِ دلخسته، ای دلدار، جنگیدن چرا؟
تو غزالِ گلشنِ حُسنی، پلنگیدن چرا؟
با مسلمانانِ مسکین کافریدن بهر چه؟
با گرفتارانِ مستضعف درنگیدن چرا؟
مینگاهی با من و میالتفاتی با رقیب
با منِ یکرنگ، ای گلرخ، دو رنگیدن چرا؟
از سرِ کویت منِ دیوانه را راندی بسنگ
دلبرا دنگی مرا کافیست، سنگیدن چرا؟
ای که میسهوی دمادم با وجودِ عقل و هوش
بادهایدن از برای چیست، بنگیدن چرا؟
هر یک از قوسِ قضا تیرِ اجل خواهد خورد
مردمان را گو که این توپ و تفنگیدن چرا؟
طرزیا، چون در طریقِ عاشقی میمقصدی
همچو زهادِ ریائی عذرِ لنگیدن چرا؟
طرزی افشار
❤6
️یادمان باشد،
هیچ یوغی برازندهی انسان نیست!
یادمان باشد، آدمی، آبروی زمین است.
حرمتش بداریم!
️یادمان باشد،
دروغگو،
دروغگو به دنیا نمیآید
اما دروغگو،
دروغگو از جهان خواهد رفت!
️یادمان باشد،
او که به نام عدالت می آید
باید عدالت را برقرار کند،
ور نه دشمن است!
️یادمان باشد،
او که خویش را به بدی بیالاید
هرگز شادمان نخواهد زیست!
️یادمان باشد،
او که شادمانی مردمان را نمیخواهد از ما نیست.
او بردهی بی مُزد اهریمن است!
منسوب به میخائیل شولوخوف
هیچ یوغی برازندهی انسان نیست!
یادمان باشد، آدمی، آبروی زمین است.
حرمتش بداریم!
️یادمان باشد،
دروغگو،
دروغگو به دنیا نمیآید
اما دروغگو،
دروغگو از جهان خواهد رفت!
️یادمان باشد،
او که به نام عدالت می آید
باید عدالت را برقرار کند،
ور نه دشمن است!
️یادمان باشد،
او که خویش را به بدی بیالاید
هرگز شادمان نخواهد زیست!
️یادمان باشد،
او که شادمانی مردمان را نمیخواهد از ما نیست.
او بردهی بی مُزد اهریمن است!
منسوب به میخائیل شولوخوف
👍8❤2
از #مولانا پرسیدند: "شراب؛ حلال است یا حرام؟"
جواب فرمود:
مـِی گرچه حرام است، ولی تا که خــورَد
آنگـــاه چــه مقـدار و دگــر بــا کــه خــورَد
هرگاه که این سه شرط شد راست، بگو
مـِـی را نـَـخــورَد مــردم دانــا، کــه خــورَد
جواب فرمود:
مـِی گرچه حرام است، ولی تا که خــورَد
آنگـــاه چــه مقـدار و دگــر بــا کــه خــورَد
هرگاه که این سه شرط شد راست، بگو
مـِـی را نـَـخــورَد مــردم دانــا، کــه خــورَد
❤6