Bazyar
548 subscribers
214 photos
97 videos
205 files
135 links
You can find My class files & related news here.
My email: Bazyarm60@yahoo.com
My ID:
@mblingua
Download Telegram
تحلیل گفتمان انتقادی.pdf
1 MB
#مقاله
تحلیل گفتمان انتقادی کلاس
نویسنده: بی. کوماراوادیولو
مترجم: دکتر رضا امینی
این هفته کلاسی در دانشگاه کار ندارم
#معرفی_کتاب

♦️ چهار کتاب مهم و ساده در زمینه‌ی تفکر نقادانه

کتاب «مغالطه‌های پرکاربرد»
کتاب «ماهیت و کارکردهای تفکر نقادانه و خلاقانه»
کتاب «چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانه‌ها تشخیص دهیم»
کتاب «مفهوم‌ها و ابزارهای تفکر نقادانه»

✔️این کتاب ها توسط #استاد_ملکیان جهت مطالعه در زمینه تفکر نقادانه معرفی شده اند .

نوشته‌ی ریچارد پل و لیندا الدر
ترجمه‌ی مهدی خسروانی
ناشر: فرهنگ نشر نو

🔹معرفی مختصر هر یک از کتاب‌ها


✅ کتاب «مغالطه‌های پرکاربرد»

یکی از مهم‌ترین ابزارهای ما برای خودفریبی‌ها و دیگرفریبی‌ها «مغالطه» است. به استدلال‌های نادرستی که برای اقناع خودمان و دیگران مورد استفاده قرار می‌دهیم «مغالطه» گفته می‌شود.

نویسندگان کتاب «مغالطه‌های پرکاربرد» در ظاهر می‌خواهند استفاده از مغالطه‌ها را به خواننده بیاموزند اما در واقع سعی می‌کنند او را با پرکاربردترین مغالطه‌ها که در دنیای سیاست و تبلیغات و ... مورد استفاده قرار می‌گیرند آشنا کنند تا هم خودش قربانی مغالطه‌ها نشود و هم از به کار بردن مغالطه‌ها در مقابل دیگران بپرهیزد.

✅ کتاب «ماهیت و کارکردهای تفکر نقادانه و خلاقانه»

رابطه‌ی میانِ جنبه‌ی خلّاقانه و جنبه‌ی نقادانه‌ی تفکر غالباً به‌درستی فهمیده نمی‌شود. رسانه‌ها همواره شخصِ خلّاق را شبیه یک دانشمند خل‌وضع نشان می‌دهند که قدرت تخیل بالایی دارد اما غالباً در عالمی دیگر سیر می‌کند و از واقعیت‌های روزمره فاصله دارد. در عوض، شخصِ نقّاد را، به‌غلط، شخصی صرفاً ایرادگیر، شکّاک، منفی‌نگر، خرده‌گیر، انعطاف‌ناپذیر، و عیب‌جو نشان می‌دهند. در نگاه اول به نظر می‌رسد که تفکر نقادانه و تفکر خلاقانه با هم ارتباطی ندارند یا حتی در تضاد با یکدیگرند. ظاهر قضیه این است که تفکر نقادانه خودآگاه و قابل آموزش است و تفکر خلاقانه ناخودآگاه و غیر قابل آموزش. این دیدگاه کاملاً غلط نیست، اما بهره‌ی بسیار اندکی از حقیقت دارد.

این کتاب رابطه‌ی میان وجه خلاقانه و وجه نقادانه‌ی تفکر را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که تفکر نقادانه و خلاقانه نیازمند یکدیگرند. همچنین نشان می‌دهد که ذهن‌های بزرگ در نتیجه‌ی به‌کارگیری همزمان تفکر نقادانه و خلاقانه پدید آمده‌اند.

✅ کتاب «چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانه‌ها تشخیص دهیم»

تقریباً همه‌ی رسانه‌های جهان مدعی‌اند که گزارش‌های خبری‌شان را به صورت مستقل، بی‌طرفانه، و محققانه تولید می‌کنند. مدعی‌اند که صرفاً به گزارش و توصیف «واقعیت عینی» می‌پردازند و از هر گونه نتیجه‌گیری و قضاوت پرهیز می‌کنند. از سوی دیگر، ادعا می‌کنند که رسانه‌های رقیب این واقعیت‌ها را به نحو توطئه‌آمیز تحریف کرده و به آن جهت می‌دهند.

آیا این مدعا درست است؟
پوشش خبری غالب در یک جامعه بر اساس اصل‌های زیر عمل می‌کند:

• «ماجرا از نظرگاه ما (و جامعه‌ی ما) چنین به نظر می‌رسد؛ بنابراین، ماجرا چنین است.»
• «این واقعیت‌ها باورهای ما را تأیید می‌کنند؛ بنابراین، اینها مهم‌ترین واقعیت‌ها هستند.»
• «این کشورها با ما دوست نیستند؛ بنابراین، این کشورها شایسته‌ی انتقادند.»
• «این گزارش‌ها بیشترین جذابیت یا هیجان را برای خوانندگان ما دارند؛ بنابراین، اینها مهم‌ترین گزارش‌های خبری‌اند .»

کسانی که خبرها را نقّادانه دنبال می‌کنند تک‌تکِ این اصل‌ها را معکوس می‌کنند.

کتاب «چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانه‌ها تشخیص دهیم» نحوه‌ی انجام این کار را توضیح می‌دهد و بنابراین تأثیر سوگیری و تبلیغات بر اندیشیدنِ افراد را کاهش می‌دهد.

✅ کتاب «مفهوم‌ها و ابزارهای تفکر نقادانه»

این کتاب شامل مفهوم‌ها و ابزارهای اصلیِ تفکر نقّادانه از دیدگاه ریچارد پُل می‌شود و این مفهوم‌ها و ابزارها را به صورت فشرده بیان می‌کند. این کتاب (که مبنای سایر کتاب‌های «مجموعه‌ی راهنمای اندیشه‌ورزان» است) حاوی برداشتی از تفکر نقادانه است که نوعی توافق عمومی بر سر آن وجود دارد؛ از این جهت، به کار استادان می‌آید. برای دانشجویان نیز، یک کتاب تکمیلیِ تفکر نقادانه در کنار کتاب‌های درسی دیگر است. استادان می‌توانند از آن در طراحی برنامه‌ی آموزشی، تکلیف‌های درسی، و آزمون‌ها برای موضوع‌های گوناگون استفاده کنند. دانشجویان نیز می‌توانند از آن برای ارتقای یادگیری خودشان در هر زمینه‌های مختلف استفاده کنند.
مهارت‌های مطرح‌شده در این کتاب در هر موضوعی به کار می‌آیند و افراد نقّاد از آنها در خواندن و نوشتن، و نیز در صحبت‌کردن و شنیدن، استفاده می‌کنند. این مهارت‌ها را می‌توان هم در زندگی شخصی‌ و روزمره و هم در فعالیت‌های علمی (از تاریخ و ریاضیات گرفته تا فلسفه و هنر) به کار برد.
سمت چپ: مسیر حرکت چشمان یک خواننده معمولی متن.
سمت راست: مسیر حرکت چشمان یک مترجم متن.
هر دو با دستگاه ردیابی چشم (eye tracking) ثبت شده.
این نقاط رنگی نشان دهنده قسمت هایی از متن است که خواننده و مترجم به آن خیره شده اند. با دنبال کردن این نقاط مسیر حرکت چشمان آنها روی متن مشخص می شود. تفاوت مهمی که دیده می شود این است که خواننده پیوسته جملات را دنبال کرده است اما مترجم خیر.
این نوع پژوهش امروزه در مطالعات ترجمه فرایند ترجمه را بررسی می کند و سعی دارد جنبه های روانشناختی ترجمه را روشن تر سازد.
Forwarded from Deleted Channel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طرز کار ردیابهای چشم Tobii Dynavox را در بیست ثانیه ببینید!

@TranslationST

#تکنولوژی
The TIME project's use of eye-tracking to study translators' performances with TM/MT metadata, Anthony Pym, David Orrego, Marta Miquel. Tarragona, May 2013.
توجه!!!
این هفته
کلاس و امتحان میانترم نظریه های ترجمه کارشناسی ارشد در دانشگاه کار
روز پنجشنبه برگزار خواهد شد
Grammatical poem for parts of speech:

Every name is called a noun as field and fountain, street and town.
In place of a noun the pronoun stands as he and she clap their hands.
The adjective describes a thing, as magic wand or bridal ring.
The verb means action, something done, to read and write to jump and run.
How things are done the adverbs tells us as quickly, slowly, badly or well.
Preposition shows relation as in the street or at the station.
Conjunction joins in many ways, sentences, words or phrase and phrase.
The interjection cries out hark! I need an exclamation mark!


or another version:
nouns are naming words
verbs are doing words
adjectives are describing words
adverbs tell you how and when
conjunctions are joining words
prepositions are usually little words that tell you where
pronouns replace nouns
?????!!!!!!!
چند قطره از دریای برنامه کمینه گرا

براستی برنامه کمینه گرا که تا این حد در محافل زبانشناسی مورد بررسی و نقد و توجه قرار گرفته است، چیست؟
در آغاز دهه نود میلادی تغییراتی در تنه اصلی دستور زایشی رخ داد. پیش درآمد این دگرگونیها مقاله چامسکی با عنوان "نکاتی در اقتصاد اشتقاق و نمودهای زبانی" (Economy of derivation and economy of representation) بود.
در این مقاله منظور از اقتصاد این بود که هر فرآیند و مرحله ای در اشتقاق که غیر ضروری و زائد است و همچنین هر نمادی در نمودهای زبانی که حشو است نبایستی وجود داشته باشد. بنابراین و بدلیل این اصل اقتصاد، ساختهای زبانی بهینه یا optimal هستند یعنی مناسبترین هستند. بنابراین بهینگی یا optimality زائده و معلول اقتصاد در اشتقاق و نمود ساختهای زبانی است.(چامسکی 1995- ص171)

برنامه کمینه گرا در حقیقت چهره امروزی بدنه اصلی دستور زایشی است. و در حقیقت روح حاکم بر این برنامه اینست که "هرچه نظریه مختصر تر و موجزتر باشد ، پسندیده تر است" و بدین دلیل به آن برنامه گفته میشود (نه نظریه) چراکه به شروع یک برنامه پژوهشی اشاره دارد.
برنامه کمینه گرا در حقیقت استمرار و تکوین بدنه اصلی دستور زایشی و بویژه استمرار مستقیم نظریه حاکمیت و مرجع گزینی و نظریه اصول و پارامتر هاست. چامسکی خود میگوید که در این برنامه نیز دستیابی به همگانی ها و نیل به کارایی تبیینی مورد نظر است و در این برنامه همچنان قوه نطق موهبتی زیستی و شناختی و حوزه ای از حوزه های مستقل ذهن/مغز، مد نظر قرار میگیرد.
دیدگاه چامسکی به قوه نطق را زبانشناسی زیستی مینامند چراکه در آن قوه نطق با عنوان "عضو زبان" عضویست از اعضای بدن. این عضو از بدن ما با دو حوزه مستقل از ذهن/مغز در تعامل است:
یکی حوزه "نظام مفهومی-نیتی" یا conceptual-intentional system=C-I که همان حوزه توانش کاربرد شناختی است و دیگری حوزه "نظام فراگویی-ادراکی" articulatory-perceptual system=A-P
در برنامه کمینه گرا تنها این دو سطح رابط بعنوان سطوح زبانی فرض میشوند و سطوحی که در گونه های مختلف دستور زایشی تا قبل از این مطرح بود مثل روساخت و ژرف ساخت، حذف میشوند. این تقلیل سطوح نیز گامی در راستای کمینه گرایی بوده است.
منبع:وبلاگ زبان شناسی همگانی
Words at Play
What's the Difference Between Luggage and Baggage?!!!!😱😱

'Luggage' and 'baggage' are unusual in that they're near-perfect synonyms of each other. However, 'baggage' has several additional meanings which 'luggage' does not share.

Airports have signs for both “baggage claim” and “luggage claim” and things like “unclaimed baggage” and “lost luggage,” which is unusual: words for property and equipment tend to be more specific. There is a slight preference of baggage over luggage in American English.

The major difference between baggage and luggage isn’t in the concrete meaning but in the figurative meaning: we say “emotional baggage,” “political baggage,” and “personal baggage” to refer to intangible things that get in the way—but luggage is never used in this way.
Furthermore, it seems that in British English, "luggage" is preferred. While in American English, "baggage" is preferred.
Bazyar pinned «I really need this book: Martin James R., C. M. I. M. Matthiessen and C. Painter. (1996) Deploying Functional Grammar: a workbook for Halliday's Introduction to Functional Grammar. London: Edward Arnold. https://books.google.com/books?id=Tn7RZwEACAAJ&dq…»
What would you say when …?

Tara: Did the final exam results come in?
Clair: Yeah, they came out last night, and they were really disappointing. My average was 96.2.
Tara: In what universe is that disappointing?
Clair: In mine. I was hoping to rank 1 at school and get the 2000-Dollar prize, but Sam achieved 96.3; it is too sad to lose when I was ………………. winning.

Meaning: so close to

Hint: a h------— a--- f---

Answer: a heartbeat away from

More examples: I can’t tell you how angry he was with his boss, he was a heartbeat away from killing him.
The police were a heartbeat away from arresting the thieves when they escaped.

#Natural_English in #Context
Forwarded from هفتمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان
💠پنجمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان
📆زمان: 30 آذر ماه
🏛محل برگزاری:دانشگاه علامه طباطبایی
برای دریافت اطلاعات بیشتر در کانال کنفرانس عضو شوید👇👇👇
@elsconf_ir
توجه توجه 👆👆👆👆
این کنفرانس پنجشنبه هفته آینده برگزار میشه!! و همه دانشجویان ارشد رشته زبانشناسی، آموزش زبان انگلیسی و فارسی و همچنین مترجمی می تونن رایگان شرکت کنند!!