@tarikh21
بچه كه بودم، سرنوشت هيچكدام از شخصيت هاي تاريخ مقدس به نظرم دردناك تر از سرنوشت نوح نمي آمد، به خاطر توفان كه او را چهل روز در كشتي اش زنداني كرده بود. بعدها، اغلب بيمار بودم، و روزهاي درازي را من نيز در «كشتي» مي ماندم. آنگاه بود كه دريافتم نوح نتوانسته بود هيچگاه دنيا را به آن خوبي ببيند كه از كشتي ديد، هرچند كه تنگ و بسته بود و زمين در تاريكي فرو رفته.
"در جستجوي زمان از دست رفته"
#مارسل_پروست
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
بچه كه بودم، سرنوشت هيچكدام از شخصيت هاي تاريخ مقدس به نظرم دردناك تر از سرنوشت نوح نمي آمد، به خاطر توفان كه او را چهل روز در كشتي اش زنداني كرده بود. بعدها، اغلب بيمار بودم، و روزهاي درازي را من نيز در «كشتي» مي ماندم. آنگاه بود كه دريافتم نوح نتوانسته بود هيچگاه دنيا را به آن خوبي ببيند كه از كشتي ديد، هرچند كه تنگ و بسته بود و زمين در تاريكي فرو رفته.
"در جستجوي زمان از دست رفته"
#مارسل_پروست
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
آقای خرچنگ: هی پسر چرا به حرفم گوش نکردی و نخوابیدی؟
باب اسفنجی: من سعی کردم بخوابم ولی بی خوابی بیشتر از من سعی کرد
#SpongeBob_SquarePants
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
باب اسفنجی: من سعی کردم بخوابم ولی بی خوابی بیشتر از من سعی کرد
#SpongeBob_SquarePants
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
تنهاو غمگین رفته ام
دل از همه گسسته ام
تنهای تنها،غمگین و رسوا
تنها و بی فردا منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام
کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام
کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
من مرد تنهای شبم
مهر خاموشی بر لبم
درگذشت حبیب 21 خرداد
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
تنهاو غمگین رفته ام
دل از همه گسسته ام
تنهای تنها،غمگین و رسوا
تنها و بی فردا منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام
کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام
کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
من مرد تنهای شبم
مهر خاموشی بر لبم
درگذشت حبیب 21 خرداد
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
شنيدم که چون قوي زيبا بميرد
فريبنده زاد و فريبا بميرد
شب مرگ تنها نشيند به موجي
رود گوشه اي دور و تنها بميرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در ميان غزلها بميرد !
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
فريبنده زاد و فريبا بميرد
شب مرگ تنها نشيند به موجي
رود گوشه اي دور و تنها بميرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در ميان غزلها بميرد !
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
دوستان دروغين همچون سايهاند؛
زماني كه ما زير نور گام برميداريم، از همه به ما نزديكترند،
ولي تا وارد تاريكي ميشويم، زودتر از همه ما را ترك ميكنند.
#کريستين_بوبن
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
دوستان دروغين همچون سايهاند؛
زماني كه ما زير نور گام برميداريم، از همه به ما نزديكترند،
ولي تا وارد تاريكي ميشويم، زودتر از همه ما را ترك ميكنند.
#کريستين_بوبن
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عزیزم،زندگی خیلی بی مقدار است،و فقط کسی که می داند چطور با شلاق وارد معرکه شود برنده است.
"نامه به فلیسه"
#كافكا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Irina Dzhul :عکاس
"نامه به فلیسه"
#كافكا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Irina Dzhul :عکاس
@tarikh21
انوباربوس: دستت را به من بده،مناس،و اگر چشمان ما قدرت داشتند،شاهد بوسیدن دو راه زن می شدند.
مناس:دست مرد هر عملی را بکند چهره اش همیشه حقیقت را آشکار می سازد.
انوباربوس:ولی هرگز زن زیبایی وجود نداشته که صاحب چهره ی حقیقی باشد.
"نمایشنامه آنتونی و کلئوپاترا"
(روایت تاریخی ملکه مصر و سردار یونانی)
#ویلیام_شکسپیر
#داستان_های_انگلیسی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
انوباربوس: دستت را به من بده،مناس،و اگر چشمان ما قدرت داشتند،شاهد بوسیدن دو راه زن می شدند.
مناس:دست مرد هر عملی را بکند چهره اش همیشه حقیقت را آشکار می سازد.
انوباربوس:ولی هرگز زن زیبایی وجود نداشته که صاحب چهره ی حقیقی باشد.
"نمایشنامه آنتونی و کلئوپاترا"
(روایت تاریخی ملکه مصر و سردار یونانی)
#ویلیام_شکسپیر
#داستان_های_انگلیسی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
حق فی نفسه ناتوان است؛ و طبیعتا قدرت حکم فرماست. مسئله ی سیاست مداران این است که طوری قدرت را با حق همراه کنند که حق بتواند از طریق قدرت حکم فرما شود. این مسئله زمانی دشوار می شود که به یاد بیاوریم در دل تقریبا همه ی انسان ها خودخواهی بی حد و مرزی وجود دارد و این خودخواهی در بیشتر موارد با مخزنی انباشته از نفرت و شرارت همراه شده، به نحوی که اصلا میزان دشمنی بر عشق می چربد.
#شوپنهاور
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
حق فی نفسه ناتوان است؛ و طبیعتا قدرت حکم فرماست. مسئله ی سیاست مداران این است که طوری قدرت را با حق همراه کنند که حق بتواند از طریق قدرت حکم فرما شود. این مسئله زمانی دشوار می شود که به یاد بیاوریم در دل تقریبا همه ی انسان ها خودخواهی بی حد و مرزی وجود دارد و این خودخواهی در بیشتر موارد با مخزنی انباشته از نفرت و شرارت همراه شده، به نحوی که اصلا میزان دشمنی بر عشق می چربد.
#شوپنهاور
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
برای لحظه ای تصور کرد یک گراز است،گرازی بدون عاطفه و شفقت.بلافاصله این فرضیه را رد کرد.شاید مهربان نبود اما گراز هم نمی توانست باشد.
"گرازها گروهی حرکت می کنند،دوست دارند همه چیز را شخم بزنند و چون نمی توانند گردن کوتاه شان را بچرخانند مستقیم حمله می کنند"
هرچه فکر کرد مطمئن تر شد نه تا به حال به کسی حمله کرده،نه چیزی را شخم زده و نه عضو دسته یا گروهی بوده.پس چه دلیلی برای گراز بودن دارد? نه،او هرچه هست،هرچقدر هم بی رحم و سنگدل گراز نمی تواند باشد.
"آداب بی قراری"
#یعقوب_یادعلی
#داستان_های_ایرانی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
برای لحظه ای تصور کرد یک گراز است،گرازی بدون عاطفه و شفقت.بلافاصله این فرضیه را رد کرد.شاید مهربان نبود اما گراز هم نمی توانست باشد.
"گرازها گروهی حرکت می کنند،دوست دارند همه چیز را شخم بزنند و چون نمی توانند گردن کوتاه شان را بچرخانند مستقیم حمله می کنند"
هرچه فکر کرد مطمئن تر شد نه تا به حال به کسی حمله کرده،نه چیزی را شخم زده و نه عضو دسته یا گروهی بوده.پس چه دلیلی برای گراز بودن دارد? نه،او هرچه هست،هرچقدر هم بی رحم و سنگدل گراز نمی تواند باشد.
"آداب بی قراری"
#یعقوب_یادعلی
#داستان_های_ایرانی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ﭼﯿﺰی ﮐﻪ
ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺗﺒﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ
ﯾﮏ ﺩﻓﻌﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ
ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﻘﺒﻮﻝ ﺳﺎﺑﻘﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻀﺤﮏ ﺷﺪﻩ ﺍست
#کورت_ونه_گات
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺗﺒﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ
ﯾﮏ ﺩﻓﻌﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ
ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﻘﺒﻮﻝ ﺳﺎﺑﻘﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻀﺤﮏ ﺷﺪﻩ ﺍست
#کورت_ونه_گات
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
از هیچی در این دنیا به قدر جشن های زورکی بدم نمی آید،که در آن ها مردم اشک شادی می ریزند،و چاشنی شان آتش بازی،سرودهای ابلهانه کریسمس و کاغذکشی های زینتی است،که اصلا به طفلی که دوهزار سال پیش در آغلی مفلوک به دنیا آمد،ربطی ندارند.
"خاطره دلبرکان غمگین من"
#گابریل_گارسیا_مارکز
#داستان_های_کلمبیایی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
از هیچی در این دنیا به قدر جشن های زورکی بدم نمی آید،که در آن ها مردم اشک شادی می ریزند،و چاشنی شان آتش بازی،سرودهای ابلهانه کریسمس و کاغذکشی های زینتی است،که اصلا به طفلی که دوهزار سال پیش در آغلی مفلوک به دنیا آمد،ربطی ندارند.
"خاطره دلبرکان غمگین من"
#گابریل_گارسیا_مارکز
#داستان_های_کلمبیایی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
حکومت نباید مطلق باشد و قوه قضائیه را باید از قوه مجریه جدا کرد.
سلطنت مطلقه یکی از شکل های حکومت مدنی نیست،زیراکه در آن برای حکمیت میان پادشاه و اتباع وی مقام بی طرفی وجود ندارد و امید به اینکه پادشاه بودن،انسانی طبعا متجاوز را دارای فضیلت و تقوا سازد،امید بیهوده ییست.
#جان_لاک
#فلسفه_باختر
#عصر_رستاخیز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
حکومت نباید مطلق باشد و قوه قضائیه را باید از قوه مجریه جدا کرد.
سلطنت مطلقه یکی از شکل های حکومت مدنی نیست،زیراکه در آن برای حکمیت میان پادشاه و اتباع وی مقام بی طرفی وجود ندارد و امید به اینکه پادشاه بودن،انسانی طبعا متجاوز را دارای فضیلت و تقوا سازد،امید بیهوده ییست.
#جان_لاک
#فلسفه_باختر
#عصر_رستاخیز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
من دوست دارم غروب بیفته وسط سفر.اگه اولش باشه دلم می گیره،آخرشم باشه که بدتر.
"آداب بی قراری"
#یعقوب_یادعلی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
"آداب بی قراری"
#یعقوب_یادعلی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
من موهام را توی آسیاب سفید نکردم.پیدا کردن پول به هر وسیله جایز هس،حسن آدم حساب میشه،این را از من داشته باش.
آنوقت مهندس تحصیل کرده افتخار می کنه که ماشین کارخانه تو را بکار بندازه،معمار مجیزت را میگه که خونه ات را بسازه،شاعر میاد موس موس می کنه و مدحت را میگه،نقاشی که همه عمرش گشنگی خورده تصویرت را میکشه.
روزنامه نویس،وکیل،وزیر همه نوکر تو هستند.مورخ شرح حال تو را می نویسه و اخلاق نویس از مکارم اخلاقی تو مثل میاره.همه این گردن شکسته ها نوکر پول هستند.
"حاجی آقا"
#صادق_هدایت
#داستان_های_ایرانی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
من موهام را توی آسیاب سفید نکردم.پیدا کردن پول به هر وسیله جایز هس،حسن آدم حساب میشه،این را از من داشته باش.
آنوقت مهندس تحصیل کرده افتخار می کنه که ماشین کارخانه تو را بکار بندازه،معمار مجیزت را میگه که خونه ات را بسازه،شاعر میاد موس موس می کنه و مدحت را میگه،نقاشی که همه عمرش گشنگی خورده تصویرت را میکشه.
روزنامه نویس،وکیل،وزیر همه نوکر تو هستند.مورخ شرح حال تو را می نویسه و اخلاق نویس از مکارم اخلاقی تو مثل میاره.همه این گردن شکسته ها نوکر پول هستند.
"حاجی آقا"
#صادق_هدایت
#داستان_های_ایرانی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
تاریخچه ایجاد شهر "سن پترزبورگ"
پتر کبیر بانی این شهر:
ﭘﺘﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﯾﺎ ﭘﺘﺮ ﯾﮑﻢ (۹ ﮊﻭﺋﻦ ۱۶۷۲ - ۸ ﻓﻮﺭﯾﻪ ۱۷۲۵ ) ، ﺗﺰﺍﺭ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺍﺯ ۷
ﻣﻪ ۱۶۸۲ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺳﺎﻝ ۱۶۹۶ ، ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻣﺮﯾﺾ ﻭ ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﺶ ﺍﯾﻮﺍﻥ
ﭘﻨﺠﻢ ﺑﺮ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭﯼ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻣﯽﮐﺮﺩ . ﺍﻭ ﻣﺸﻬﻮﺭﺗﺮﯾﻦ ﺗﺰﺍﺭ ﺭﻭﺳﯿﻪ
ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻗﺪﺭﺕ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﻨﺪ .
ﺯﻧﺪﮔﯿﻨﺎﻣﻪ
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺁﻟﮑﺴﯽ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ۳۰ ﮊﺍﻧﻮﯾﻪ ۱۶۷۶، ﻓﺌﻮﺩﻭﺭ ﭘﺴﺮ ﺍﻭﻝ ﺍﻭ ﺩﺭ
ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﻧﺰﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﺵ ﻧﻤﯽﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﻭ ﺿﻌﯿﻒ ﺑﻮﺩ
ﺑﻪﺟﺎﯼ ﭘﺪﺭ ﻧﺸﺴﺖ . ﻓﺌﻮﺩﻭﺭ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺧﻮﯾﺶ ﻣﺪﺍم
ﺗﺤﺖ ﻧﻔﻮﺫ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻧﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺩﺭ ۲۷ ﻓﻮﺭﯾﻪ ۱۷۸۲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺷﺶ
ﺳﺎﻝ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻓﺖ . ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﺧﺘﻼﻓﺎﺕ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺟﺎﻧﺸﯿﻨﯽ
ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺍﯾﻮﺍﻥ ﻭ ﭘﯽﯾﺮ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻧﺎﺗﺎﻟﯽ ﻧﺎﺭﯾﺸﮑﯿﻦ، ﻫﻤﺴﺮ ﺩﻭﻡ ﺁﻟﮑﺴﯽ ﺭﺥ
ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺁﻥ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺕ ﻧﺎﺭﯾﺸﮑﯿﻦﻫﺎ
ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺷﻮﺭﺵ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﮐﺎﺥ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺍﯾﻮﺍﻥ
ﺷﺪﻧﺪ . ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮﺭﺍﯼ ﻣﻠﯽ ﻣﺮﮐﺐ ﺍﺯ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺣﺎﺿﺮ ﻭﻻﯾﺎﺕ ﺩﺭ ﻣﺴﮑﻮ
ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺁﺭﺍ ﺍﯾﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺗﺰﺍﺭ ﺍﻭﻝ ﻭ ﭘﯽﯾﺮ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ
ﺗﺰﺍﺭ ﺩﻭﻡ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺷﺪﻧﺪ . ﺍﺯ ﺁﻥﺟﺎ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻫﻨﻮﺭ ﮐﻮﺩﮎ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺻﻮﻓﯽ
ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺗﻨﯽ ﺍﯾﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻧﺎﺋﺐﺍﻟﺴﻠﻄﻨﻪ ﻣﻌﯿﻦ ﺷﺪ . ﺍﯾﻮﺍﻥ ﭘﯿﺶ
ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﯾﯽ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭘﯽﯾﺮ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﭘﺮ ﻧﻔﻮﺫﺗﺮﯾﻦ
ﺗﺰﺍﺭﻫﺎﯼ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﻭﺳﯿﻪ، ﯾﻌﻨﯽ ﭘﺘﺮﮐﺒﯿﺮ، ﺷﺪ .
ﭘﺘﺮﮐﺒﯿﺮ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺤﻠﻪ ﺧﺎﺭﺟﯽﻫﺎ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﮐﺐ
ﺍﺯ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽﻫﺎ، ﻓﺮﺍﻧﺴﻮﯼﻫﺎ، ﻫﻠﻨﺪﯼﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽﻫﺎ ﺑﻮﺩ . ﺍﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﻠﻪ
ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻓﺮﺍﻧﺴﻮﺍ ﺁﻟﻮﻓﻮﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻏﻠﺐ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺯﯾﺒﺎﯼ
ﺍﻭ ﺑﻪ ﺷﺐﻧﺸﯿﻨﯽ ﻭ ﺧﻮﺷﮕﺬﺭﺍﻧﯽ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻮﺩ . ﭘﺘﺮﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮﺩﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻗﺎﻣﺖ
ﻭ ﭘﺮ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺑﻮﺩ . ﺍﻭ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪ
ﻓﻨﺎﻭﺭﯼ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﻧﺮﺳﺪ، ﻫﺮﮔﺰ ﯾﮏ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭﯼ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .
ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻓﻨﯽ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺭﺍ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ
ﺳﺎﺧﺖ ﮐﺸﺘﯽﻫﺎﯼ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﺑﻨﺎﯼ ﺍﺳﺘﺤﮑﺎﻣﺎﺕ ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪﺗﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻭﺱﻫﺎ
ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﻧﺪ . ﻣﺪﺍﺭﺳﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺭﯾﺎﺿﯿﺎﺕ ﻭ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ﺑﺮﭘﺎ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ
ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺪﻑﮔﯿﺮﯼ ﺩﻗﯿﻖﺗﺮ ﺗﻮﭘﺨﺎﻧﻪ ﻭ ﺑﻨﺎﯼ ﺍﺳﺘﺤﮑﺎﻣﺎﺕ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﻪ
ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ ﺁﻥﻫﺎ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ . ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ
ﺗﺎ ﺭﻭﺱﻫﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯿﺎﻥ، ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﺟﺎﺭﯼ ﮐﺴﺐ ﺍﻃﻼﻉ
ﮐﻨﻨﺪ . ﺍﻭ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺳﻨﺘﯽ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﺧﺪﺍﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ
ﺟﻬﺎﻥ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﯽﮐﺮﺩ، ﮐﻨﺎﺭ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺁﻥ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ
ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎﯼ ﻏﺮﺑﯽ ﺭﺍ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﺧﺪﺍﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻣﺴﯿﺢ
ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩ . ﺩﺭﻫﺎﯼ ﻣﻨﺎﺻﺐ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ
ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺍﺷﺮﺍﻑ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎﯼ
ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﮔﺸﻮﺩ . ﺁﮐﺎﺩﻣﯽ ﻋﻠﻮﻡ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺮﻭﯾﺞ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺗﺄﺳﯿﺲ
ﮐﺮﺩ . ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺗﺰﺍﺭ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭﯼ ﺑﻨﺎﻣﻨﺪ .
ﭘﺘﺮ ﻓﺮﻣﺎﻧﯽ ﺻﺎﺩﺭ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪﺟﺰ ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﻮﻥ ﻭ ﺩﻫﻘﺎﻧﺎﻥ، ﻫﻤﻪ ﺭﻭﺱﻫﺎ
ﻣﯽﺑﺎﯾﺴﺖ ﺭﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯽﺗﺮﺍﺷﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﺍ
ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﯾﺶ ﺻﺮﻓﺎً ﺁﺭﺍﯾﺶ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻠﮑﻪ
ﺍﻫﻤﯿﺘﯽ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﺍﺷﺖ . ﭘﺘﺮﮐﺒﯿﺮ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﺗﻨﺪﺧﻮ ﻭ ﺑﯽﺭﺣﻢ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ
ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﻏﻀﺐ ﻭﺍﻗﻊ ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﻮﺭﺩ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻗﺮﺍﺭ
ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ؛ ﺣﺘﯽ ﭘﺴﺮ ﻭ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺻﻼﺣﺎﺗﺶ ﻣﻮﺍﻓﻖ ﻧﺒﻮﺩ ﺩﺭ
ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺗﺤﺖ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪ .
ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﭘﺘﺮﮐﺒﯿﺮ ﺍﺭﺗﺶ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺑﻪ ﺳﺒﮏ ﺍﺭﺗﺶﻫﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﺑﺎﺯﺳﺎﺯﯼ ﻭ
ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪ ﺷﺪ . ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻧﯿﺎﺯ ﺷﺪﯾﺪﯼ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎﯼ
ﺁﺯﺍﺩ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﭘﺘﺮﮐﺒﯿﺮ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺍﺭﺗﺶ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺑﻨﺎﺩﺭ ﺳﯿﺎﻩ
ﺩﺭ ﺟﻨﻮﺏ ﻭ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺑﺎﻟﺘﯿﮏ ﺩﺭ ﺷﻤﺎﻝ ﻏﺮﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺗﺴﻬﯿﻞ ﺗﺠﺎﺭﺕ
ﺑﺎ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﻗﻮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺩﺭﯾﺎﯼ
ﺧﺰﺭ ﺑﻨﻤﺎﯾﺪ . ﺑﺎ ﭼﻨﯿﻦ ﻫﺪﻓﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺟﻨﮓ ﺁﺯﻭﻑ ﺑﯿﻦ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﻭ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ
ﺑﺮ ﺳﺮ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﻨﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺁﺯﻭﻑ ﺩﺭ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﯿﺎﻩ ﺩﺭﮔﺮﻓﺖ .
ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺑﺎ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺭﺗﺶ ﭘﺘﺮ ﺟﻨﮓ ﺷﻤﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺳﻮﺋﺪ ﺑﺮﺍﯼ
ﺩﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﺣﻞ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺑﺎﻟﺘﯿﮏ ﺩﺭﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺍﺯ ۱۷۰۰ ﺗﺎ ۱۷۲۱ ﺍﺩﺍﻣﻪ
ﺩﺍﺷﺖ . ﺩﺭ ۱۷۲۱ ﺑﺎ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﺻﻠﺢ ﺑﯿﻦ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﻭ ﺳﻮﺋﺪ، ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﮐﻨﺘﺮﻝ
ﺑﺨﺶﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﻭﻧﯽ ﻭ ﺍﺳﺘﻮﻧﯽ، ﺩﻭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺩﺭ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺑﺎﻟﺘﯿﮏ، ﺑﻪ ﺩﺳﺖ
ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩ . ﭘﺘﺮﮐﺒﯿﺮ ﺩﺭ ۱۷۰۳ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﯾﮑﻪﺍﯼ ﺑﺎﺗﻼﻗﯽ ﮐﻪ
ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺳﺎﺣﻞ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺑﺎﻟﺘﯿﮏ ﺑﻪ ﺗﺼﺮﻑ ﺧﻮﺩ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﯾﮏ ﺷﻬﺮ
ﺟﺪﯾﺪ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﻨﺎ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺳﻦﭘﺘﺮﺯﺑﻮﺭﮒ ﻧﺎﻡ ﮔﺮﻓﺖ . ﺑﺎ ﺗﻼﺵ ﺟﺎﻥﻓﺮﺳﺎﯼ
ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﻦﭘﺘﺮﺯﺑﻮﺭﮒ ﺑﻪ ﺑﻨﺪﺭﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺠﺎﺭﺕ ﺑﯿﻦ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﻭ
ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻭ ﻗﺮﻥ ﺑﻌﺪﯼ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ
ﺭﻭﺱﻫﺎ ﺩﺭﺁﻣﺪ.
#سن_پترزبورگ
#پترکبیر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تاریخچه ایجاد شهر "سن پترزبورگ"
پتر کبیر بانی این شهر:
ﭘﺘﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﯾﺎ ﭘﺘﺮ ﯾﮑﻢ (۹ ﮊﻭﺋﻦ ۱۶۷۲ - ۸ ﻓﻮﺭﯾﻪ ۱۷۲۵ ) ، ﺗﺰﺍﺭ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺍﺯ ۷
ﻣﻪ ۱۶۸۲ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺳﺎﻝ ۱۶۹۶ ، ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻣﺮﯾﺾ ﻭ ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﺶ ﺍﯾﻮﺍﻥ
ﭘﻨﺠﻢ ﺑﺮ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭﯼ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻣﯽﮐﺮﺩ . ﺍﻭ ﻣﺸﻬﻮﺭﺗﺮﯾﻦ ﺗﺰﺍﺭ ﺭﻭﺳﯿﻪ
ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻗﺪﺭﺕ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﻨﺪ .
ﺯﻧﺪﮔﯿﻨﺎﻣﻪ
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺁﻟﮑﺴﯽ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ۳۰ ﮊﺍﻧﻮﯾﻪ ۱۶۷۶، ﻓﺌﻮﺩﻭﺭ ﭘﺴﺮ ﺍﻭﻝ ﺍﻭ ﺩﺭ
ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﻧﺰﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﺵ ﻧﻤﯽﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﻭ ﺿﻌﯿﻒ ﺑﻮﺩ
ﺑﻪﺟﺎﯼ ﭘﺪﺭ ﻧﺸﺴﺖ . ﻓﺌﻮﺩﻭﺭ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺧﻮﯾﺶ ﻣﺪﺍم
ﺗﺤﺖ ﻧﻔﻮﺫ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻧﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺩﺭ ۲۷ ﻓﻮﺭﯾﻪ ۱۷۸۲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺷﺶ
ﺳﺎﻝ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻓﺖ . ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﺧﺘﻼﻓﺎﺕ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺟﺎﻧﺸﯿﻨﯽ
ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺍﯾﻮﺍﻥ ﻭ ﭘﯽﯾﺮ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻧﺎﺗﺎﻟﯽ ﻧﺎﺭﯾﺸﮑﯿﻦ، ﻫﻤﺴﺮ ﺩﻭﻡ ﺁﻟﮑﺴﯽ ﺭﺥ
ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺁﻥ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺕ ﻧﺎﺭﯾﺸﮑﯿﻦﻫﺎ
ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺷﻮﺭﺵ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﮐﺎﺥ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺍﯾﻮﺍﻥ
ﺷﺪﻧﺪ . ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮﺭﺍﯼ ﻣﻠﯽ ﻣﺮﮐﺐ ﺍﺯ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺣﺎﺿﺮ ﻭﻻﯾﺎﺕ ﺩﺭ ﻣﺴﮑﻮ
ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺁﺭﺍ ﺍﯾﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺗﺰﺍﺭ ﺍﻭﻝ ﻭ ﭘﯽﯾﺮ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ
ﺗﺰﺍﺭ ﺩﻭﻡ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺷﺪﻧﺪ . ﺍﺯ ﺁﻥﺟﺎ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻫﻨﻮﺭ ﮐﻮﺩﮎ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺻﻮﻓﯽ
ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺗﻨﯽ ﺍﯾﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻧﺎﺋﺐﺍﻟﺴﻠﻄﻨﻪ ﻣﻌﯿﻦ ﺷﺪ . ﺍﯾﻮﺍﻥ ﭘﯿﺶ
ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﯾﯽ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭘﯽﯾﺮ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﭘﺮ ﻧﻔﻮﺫﺗﺮﯾﻦ
ﺗﺰﺍﺭﻫﺎﯼ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﻭﺳﯿﻪ، ﯾﻌﻨﯽ ﭘﺘﺮﮐﺒﯿﺮ، ﺷﺪ .
ﭘﺘﺮﮐﺒﯿﺮ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺤﻠﻪ ﺧﺎﺭﺟﯽﻫﺎ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﮐﺐ
ﺍﺯ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽﻫﺎ، ﻓﺮﺍﻧﺴﻮﯼﻫﺎ، ﻫﻠﻨﺪﯼﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽﻫﺎ ﺑﻮﺩ . ﺍﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﻠﻪ
ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻓﺮﺍﻧﺴﻮﺍ ﺁﻟﻮﻓﻮﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻏﻠﺐ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺯﯾﺒﺎﯼ
ﺍﻭ ﺑﻪ ﺷﺐﻧﺸﯿﻨﯽ ﻭ ﺧﻮﺷﮕﺬﺭﺍﻧﯽ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻮﺩ . ﭘﺘﺮﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮﺩﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻗﺎﻣﺖ
ﻭ ﭘﺮ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺑﻮﺩ . ﺍﻭ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪ
ﻓﻨﺎﻭﺭﯼ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﻧﺮﺳﺪ، ﻫﺮﮔﺰ ﯾﮏ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭﯼ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .
ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻓﻨﯽ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺭﺍ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ
ﺳﺎﺧﺖ ﮐﺸﺘﯽﻫﺎﯼ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﺑﻨﺎﯼ ﺍﺳﺘﺤﮑﺎﻣﺎﺕ ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪﺗﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻭﺱﻫﺎ
ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﻧﺪ . ﻣﺪﺍﺭﺳﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺭﯾﺎﺿﯿﺎﺕ ﻭ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ﺑﺮﭘﺎ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ
ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺪﻑﮔﯿﺮﯼ ﺩﻗﯿﻖﺗﺮ ﺗﻮﭘﺨﺎﻧﻪ ﻭ ﺑﻨﺎﯼ ﺍﺳﺘﺤﮑﺎﻣﺎﺕ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﻪ
ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ ﺁﻥﻫﺎ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ . ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ
ﺗﺎ ﺭﻭﺱﻫﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯿﺎﻥ، ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﺟﺎﺭﯼ ﮐﺴﺐ ﺍﻃﻼﻉ
ﮐﻨﻨﺪ . ﺍﻭ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺳﻨﺘﯽ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﺧﺪﺍﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ
ﺟﻬﺎﻥ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﯽﮐﺮﺩ، ﮐﻨﺎﺭ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺁﻥ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ
ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎﯼ ﻏﺮﺑﯽ ﺭﺍ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﺧﺪﺍﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻣﺴﯿﺢ
ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩ . ﺩﺭﻫﺎﯼ ﻣﻨﺎﺻﺐ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ
ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺍﺷﺮﺍﻑ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎﯼ
ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﮔﺸﻮﺩ . ﺁﮐﺎﺩﻣﯽ ﻋﻠﻮﻡ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺮﻭﯾﺞ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺗﺄﺳﯿﺲ
ﮐﺮﺩ . ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺗﺰﺍﺭ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭﯼ ﺑﻨﺎﻣﻨﺪ .
ﭘﺘﺮ ﻓﺮﻣﺎﻧﯽ ﺻﺎﺩﺭ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪﺟﺰ ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﻮﻥ ﻭ ﺩﻫﻘﺎﻧﺎﻥ، ﻫﻤﻪ ﺭﻭﺱﻫﺎ
ﻣﯽﺑﺎﯾﺴﺖ ﺭﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯽﺗﺮﺍﺷﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﺍ
ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﯾﺶ ﺻﺮﻓﺎً ﺁﺭﺍﯾﺶ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻠﮑﻪ
ﺍﻫﻤﯿﺘﯽ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﺍﺷﺖ . ﭘﺘﺮﮐﺒﯿﺮ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﺗﻨﺪﺧﻮ ﻭ ﺑﯽﺭﺣﻢ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ
ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﻏﻀﺐ ﻭﺍﻗﻊ ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﻮﺭﺩ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻗﺮﺍﺭ
ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ؛ ﺣﺘﯽ ﭘﺴﺮ ﻭ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺻﻼﺣﺎﺗﺶ ﻣﻮﺍﻓﻖ ﻧﺒﻮﺩ ﺩﺭ
ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺗﺤﺖ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪ .
ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﭘﺘﺮﮐﺒﯿﺮ ﺍﺭﺗﺶ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺑﻪ ﺳﺒﮏ ﺍﺭﺗﺶﻫﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﺑﺎﺯﺳﺎﺯﯼ ﻭ
ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪ ﺷﺪ . ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻧﯿﺎﺯ ﺷﺪﯾﺪﯼ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎﯼ
ﺁﺯﺍﺩ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﭘﺘﺮﮐﺒﯿﺮ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺍﺭﺗﺶ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺑﻨﺎﺩﺭ ﺳﯿﺎﻩ
ﺩﺭ ﺟﻨﻮﺏ ﻭ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺑﺎﻟﺘﯿﮏ ﺩﺭ ﺷﻤﺎﻝ ﻏﺮﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺗﺴﻬﯿﻞ ﺗﺠﺎﺭﺕ
ﺑﺎ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﻗﻮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺩﺭﯾﺎﯼ
ﺧﺰﺭ ﺑﻨﻤﺎﯾﺪ . ﺑﺎ ﭼﻨﯿﻦ ﻫﺪﻓﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺟﻨﮓ ﺁﺯﻭﻑ ﺑﯿﻦ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﻭ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ
ﺑﺮ ﺳﺮ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﻨﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺁﺯﻭﻑ ﺩﺭ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﯿﺎﻩ ﺩﺭﮔﺮﻓﺖ .
ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺑﺎ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺭﺗﺶ ﭘﺘﺮ ﺟﻨﮓ ﺷﻤﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺳﻮﺋﺪ ﺑﺮﺍﯼ
ﺩﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﺣﻞ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺑﺎﻟﺘﯿﮏ ﺩﺭﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺍﺯ ۱۷۰۰ ﺗﺎ ۱۷۲۱ ﺍﺩﺍﻣﻪ
ﺩﺍﺷﺖ . ﺩﺭ ۱۷۲۱ ﺑﺎ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﺻﻠﺢ ﺑﯿﻦ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﻭ ﺳﻮﺋﺪ، ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﮐﻨﺘﺮﻝ
ﺑﺨﺶﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﻭﻧﯽ ﻭ ﺍﺳﺘﻮﻧﯽ، ﺩﻭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺩﺭ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺑﺎﻟﺘﯿﮏ، ﺑﻪ ﺩﺳﺖ
ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩ . ﭘﺘﺮﮐﺒﯿﺮ ﺩﺭ ۱۷۰۳ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﯾﮑﻪﺍﯼ ﺑﺎﺗﻼﻗﯽ ﮐﻪ
ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺳﺎﺣﻞ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺑﺎﻟﺘﯿﮏ ﺑﻪ ﺗﺼﺮﻑ ﺧﻮﺩ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﯾﮏ ﺷﻬﺮ
ﺟﺪﯾﺪ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﻨﺎ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺳﻦﭘﺘﺮﺯﺑﻮﺭﮒ ﻧﺎﻡ ﮔﺮﻓﺖ . ﺑﺎ ﺗﻼﺵ ﺟﺎﻥﻓﺮﺳﺎﯼ
ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﻦﭘﺘﺮﺯﺑﻮﺭﮒ ﺑﻪ ﺑﻨﺪﺭﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺠﺎﺭﺕ ﺑﯿﻦ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﻭ
ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻭ ﻗﺮﻥ ﺑﻌﺪﯼ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ
ﺭﻭﺱﻫﺎ ﺩﺭﺁﻣﺪ.
#سن_پترزبورگ
#پترکبیر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
میلیون ها نفر در آرزوی جاودانگی به سر می برند در حالی که نمی دانند با بعدازظهر بارانی یک روز تعطیل خود چه کنند !
"سوزان ارتز"
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
"سوزان ارتز"
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
چشم هایم را می بندم و از خودم می پرسم اگر همگان مؤمن اند، منشأ ایمان کجاست؟ و آنگاه می گویند که منشأ آن خوف از پدیده های هول انگیز طبیعت است و ذره ای واقعیت ندارد.
"برادران کارامازوف"
#فئودور_داستایوفسکی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
چشم هایم را می بندم و از خودم می پرسم اگر همگان مؤمن اند، منشأ ایمان کجاست؟ و آنگاه می گویند که منشأ آن خوف از پدیده های هول انگیز طبیعت است و ذره ای واقعیت ندارد.
"برادران کارامازوف"
#فئودور_داستایوفسکی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Forwarded from انسان هزاره هشتم
كودكي ده ساله بودم
شاد و خرم
نرمو نازك
چست و چابك
با دو پاي كودكانه
مي دويدم همچو آهو
مي پريدم ازلب جوي
دور ميگشتم ز خانه
@tarikh21
شاد و خرم
نرمو نازك
چست و چابك
با دو پاي كودكانه
مي دويدم همچو آهو
مي پريدم ازلب جوي
دور ميگشتم ز خانه
@tarikh21
@tarikh21
مشهور است که سه نفر بشر را ازسه توهم بزرگ درآوردند؛
گالیله،توهم انسان درباره موقعیتش دربرابر هستی.
فروید،توهم انسان درباره موقعیتش دربرابر خود.
مارکس،توهم انسان درباره موقعیتش دربرابر تاریخ و جامعه.
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
مشهور است که سه نفر بشر را ازسه توهم بزرگ درآوردند؛
گالیله،توهم انسان درباره موقعیتش دربرابر هستی.
فروید،توهم انسان درباره موقعیتش دربرابر خود.
مارکس،توهم انسان درباره موقعیتش دربرابر تاریخ و جامعه.
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21