همیشه چنین بوده
عشق
ژرفای خود را نمی شناسد
مگر به هنگام جدایی...
#جبران_خلیل_جبران
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عشق
ژرفای خود را نمی شناسد
مگر به هنگام جدایی...
#جبران_خلیل_جبران
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
با حالتی عاشقانه چشمان خود را به دو چشم سرد و بی حالت او دوخت. اگر چه چشمان او فروغ و تابش زیاد نداشت،اما بسیار جالب و دوست داشتنی بود و در آن حال به چشمان بی حرکت و جذاب عروسکهائی می ماند که با وجود سکون و سردی جلب توجه اشخاص را می کند.
ایرن با همان چشمان ساکت و آرام خود؛ که در این قبیل موارد شاهد بدبختی و تسلیم محض زنان است به او نگاه می کرد و هر کس حالت آن چشمان را میدید، بدبختی هزاران زنانی که با نیروی شهوت، خود را تسلیم مردان می نمایند متوجه می شد زیرا در اعماق این نگاه ساکت، تاریکی و ظلمت ترحم آوری وجود داشت که قلب هر بیننده را تکان میداد.
اگر به دوربین عکاسی دقت کنید، می بینید که با یک نگاه بی حرکت تصویر شما برای همیشه در شیشه عکاسی تمرکز پیدا می کند. چشمان ایرن در آن لحظه حالت دوربین عکاسی را داشت که تصویر او را، در عدسی های خود برای همیشه جا داد و با اینکه او تا چند ساعت دیگر از آنجا میرفت ولی تصویرش برای همیشه در چشمانش باقی می ماند.
نمیدانم این چه حالتی است که ایرن یا یک زن دیگر؛ مردی را که نمی شناسد و نام او را نمی داند، بخود قبول میکند و در سالهای متمادی شکل و قیافه اش برای همیشه مانند عزیزترین یادگارها در قلبش باقی می ماند. شاید شما خیال کنید که این حالت از خصوصیات عادت انسانی است، اما باید دانست که این حالت مخصوص نیروی شهوت است. یعنی "وقتی که شهوت دخالت داشت کوچکترین خاطرات مربوط به زمان و مکان در خاطر انسان مجسم و پایدار می ماند".
آخرین مهلت
#ژان_پل_سارتر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
با حالتی عاشقانه چشمان خود را به دو چشم سرد و بی حالت او دوخت. اگر چه چشمان او فروغ و تابش زیاد نداشت،اما بسیار جالب و دوست داشتنی بود و در آن حال به چشمان بی حرکت و جذاب عروسکهائی می ماند که با وجود سکون و سردی جلب توجه اشخاص را می کند.
ایرن با همان چشمان ساکت و آرام خود؛ که در این قبیل موارد شاهد بدبختی و تسلیم محض زنان است به او نگاه می کرد و هر کس حالت آن چشمان را میدید، بدبختی هزاران زنانی که با نیروی شهوت، خود را تسلیم مردان می نمایند متوجه می شد زیرا در اعماق این نگاه ساکت، تاریکی و ظلمت ترحم آوری وجود داشت که قلب هر بیننده را تکان میداد.
اگر به دوربین عکاسی دقت کنید، می بینید که با یک نگاه بی حرکت تصویر شما برای همیشه در شیشه عکاسی تمرکز پیدا می کند. چشمان ایرن در آن لحظه حالت دوربین عکاسی را داشت که تصویر او را، در عدسی های خود برای همیشه جا داد و با اینکه او تا چند ساعت دیگر از آنجا میرفت ولی تصویرش برای همیشه در چشمانش باقی می ماند.
نمیدانم این چه حالتی است که ایرن یا یک زن دیگر؛ مردی را که نمی شناسد و نام او را نمی داند، بخود قبول میکند و در سالهای متمادی شکل و قیافه اش برای همیشه مانند عزیزترین یادگارها در قلبش باقی می ماند. شاید شما خیال کنید که این حالت از خصوصیات عادت انسانی است، اما باید دانست که این حالت مخصوص نیروی شهوت است. یعنی "وقتی که شهوت دخالت داشت کوچکترین خاطرات مربوط به زمان و مکان در خاطر انسان مجسم و پایدار می ماند".
آخرین مهلت
#ژان_پل_سارتر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
همهٔ ایدئولوژیها، بویژه دینها، از خنده نفرت دارند، زیرا بر خطرناکی آن آگاهند. کسی که به چیزی بخندد، دیگر از آن نمیترسد. از این روست که خنده و حتی لبخند به شدت نهی شده و کیفر سختی میبیند. در معبدها (حتی اگر مقبرهٔ شاه کافر باشد) نباید خندید. خنده، از معبد جدیت عبوسش را میگیرد. کسی که نتواند خنده را در گلویش بشکند، بیادب و موهن نام میگیرد. هر مستبدی بیان لطیفههای سیاسی را کیفر سختی میدهد...
در استبداد مذهبی ریشخند دین جنایت دانسته میشود.
نفرت و ترس ایدئولوژیها از خنده پدیدهای جهانی است. هرجا که خشکاندیشی پا گیرد، داستان همیشگی این ترس و نفرت نیز تکرار میشود. نیچه این نکته را اینچنین تقریر کرده است:
هر از گاهی بهانسانها حکم میکنند: «چیزی وجود دارد که کسی مطلقا نباید به آن بخندد.»
ترس از خندیدن ترس از اندیشیدن است. فرد «بیادب» به جای آنکه چشم فروبندد و به هرچه تعلیمش میدهند گردن بگذارد، بیباکانه چشمهایش را باز میکند تا نگاهی به خلوت آقایان و آن کارهای دیگرشان بیفکند. چیزهایی را میبیند که مبتذلند و مطلقا حس ادب را برنمیانگیزند. او خندهاش میگیرد. گاوهای مقدس به صورت گاوهای معمولی درمیآیند. کسی که یکبار هم که شده به یک ایدئولوژی، یک حکم جزمی و یک موضوع در ظاهر بسیار مهم از ته دل بخندد، دیگر اسیر جذبهٔ مقدس آن نمیشود.
"شگردها، امکانها و محدودیتهای بحث با بنیادگرایان"
#هوبرت_شلایشرت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
همهٔ ایدئولوژیها، بویژه دینها، از خنده نفرت دارند، زیرا بر خطرناکی آن آگاهند. کسی که به چیزی بخندد، دیگر از آن نمیترسد. از این روست که خنده و حتی لبخند به شدت نهی شده و کیفر سختی میبیند. در معبدها (حتی اگر مقبرهٔ شاه کافر باشد) نباید خندید. خنده، از معبد جدیت عبوسش را میگیرد. کسی که نتواند خنده را در گلویش بشکند، بیادب و موهن نام میگیرد. هر مستبدی بیان لطیفههای سیاسی را کیفر سختی میدهد...
در استبداد مذهبی ریشخند دین جنایت دانسته میشود.
نفرت و ترس ایدئولوژیها از خنده پدیدهای جهانی است. هرجا که خشکاندیشی پا گیرد، داستان همیشگی این ترس و نفرت نیز تکرار میشود. نیچه این نکته را اینچنین تقریر کرده است:
هر از گاهی بهانسانها حکم میکنند: «چیزی وجود دارد که کسی مطلقا نباید به آن بخندد.»
ترس از خندیدن ترس از اندیشیدن است. فرد «بیادب» به جای آنکه چشم فروبندد و به هرچه تعلیمش میدهند گردن بگذارد، بیباکانه چشمهایش را باز میکند تا نگاهی به خلوت آقایان و آن کارهای دیگرشان بیفکند. چیزهایی را میبیند که مبتذلند و مطلقا حس ادب را برنمیانگیزند. او خندهاش میگیرد. گاوهای مقدس به صورت گاوهای معمولی درمیآیند. کسی که یکبار هم که شده به یک ایدئولوژی، یک حکم جزمی و یک موضوع در ظاهر بسیار مهم از ته دل بخندد، دیگر اسیر جذبهٔ مقدس آن نمیشود.
"شگردها، امکانها و محدودیتهای بحث با بنیادگرایان"
#هوبرت_شلایشرت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
عادت ها می توانند
انسان را نابود کنند
کافی است انسان به
گرسنگی و رنج بردن و
به زیرستم بودن عادت کند
تا دیگر هرگز به رهایی فکر نکند
و ترجیح بدهد در بند بماند.
*عادت به دوست داشتن و ماندن!*
#هرتا_مولر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عادت ها می توانند
انسان را نابود کنند
کافی است انسان به
گرسنگی و رنج بردن و
به زیرستم بودن عادت کند
تا دیگر هرگز به رهایی فکر نکند
و ترجیح بدهد در بند بماند.
*عادت به دوست داشتن و ماندن!*
#هرتا_مولر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
چو ناکس به ده کد خدایی کند
کشاورز باید گدایی کند....
#فردوسی
بزرگداشت فردوسی 25 اردیبهشت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
هیچ وقت آدم یک زن،یک دوست یا یک شهر را یکدفعه ترک نمی کند.
از این گذشته همه چیزها شبیه هم اند.شانگهای،مسکو،الجزیره،همه بعد از پانزده روز مثل هم اند.
#تهوع
#ژان_پل_سارتر
#داستان_های_فرانسوی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
هیچ وقت آدم یک زن،یک دوست یا یک شهر را یکدفعه ترک نمی کند.
از این گذشته همه چیزها شبیه هم اند.شانگهای،مسکو،الجزیره،همه بعد از پانزده روز مثل هم اند.
#تهوع
#ژان_پل_سارتر
#داستان_های_فرانسوی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
از اول می خواستم بهتر از دیگران کار کنم.به رقابت پناه بردم.بدین ترتیب نا آگاهانه به طرف نوعی تبعیض کشیده می شدم.نسبت به بعضی احساس تحسین می کردم و به بعضی احساس تحقیر.
#میرا
#کریستوفر_فرانک
#داستان_های_فرانسوی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
از اول می خواستم بهتر از دیگران کار کنم.به رقابت پناه بردم.بدین ترتیب نا آگاهانه به طرف نوعی تبعیض کشیده می شدم.نسبت به بعضی احساس تحسین می کردم و به بعضی احساس تحقیر.
#میرا
#کریستوفر_فرانک
#داستان_های_فرانسوی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
می گویند آدمیزاد زود با همه چیز انس می گیرد.پیداست که چنین فساد درونی به طور غیر منتظره سریع رخ می دهد.
"زن در ریگ روان"
#کوبو_آبه
ترجمه مهدی غبرائی
#داستان_های_ژاپنی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
می گویند آدمیزاد زود با همه چیز انس می گیرد.پیداست که چنین فساد درونی به طور غیر منتظره سریع رخ می دهد.
"زن در ریگ روان"
#کوبو_آبه
ترجمه مهدی غبرائی
#داستان_های_ژاپنی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
-داری چکار میکنی؟
-دعا میخونم.
برای کی؟
برای هرکی بشنوه..
مکس دیوانه/جاده خشم
#دیالوگ_فیلم
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
-داری چکار میکنی؟
-دعا میخونم.
برای کی؟
برای هرکی بشنوه..
مکس دیوانه/جاده خشم
#دیالوگ_فیلم
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
تا زمانی که احساسات طبیعی و بیآلایش قلب خودمان را به زور خفه نکردهایم واضح است که در نهاد انسان یک احساس تنفر و اکراه از کشتار و درد سایر جانوران وجود دارد و نیز آشکار است که هرگاه همه مردم وادار میشدند حیواناتی را که میخورند با دست خودشان بکشند بیشتر آنان از گوشتخواری دست میکشیدند.
#فواید_گیاهخواری
#صادق_هدایت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تا زمانی که احساسات طبیعی و بیآلایش قلب خودمان را به زور خفه نکردهایم واضح است که در نهاد انسان یک احساس تنفر و اکراه از کشتار و درد سایر جانوران وجود دارد و نیز آشکار است که هرگاه همه مردم وادار میشدند حیواناتی را که میخورند با دست خودشان بکشند بیشتر آنان از گوشتخواری دست میکشیدند.
#فواید_گیاهخواری
#صادق_هدایت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
باور کن!
این را با تمام وجودت باور کن؛ که:
آن کس که وعده ی همیشه ماندن را می دهد، از همه رفتنی تر است!
آدم های روی پل
#ویسواوا_شیمبورسکا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Photo by: mohammadpix
این را با تمام وجودت باور کن؛ که:
آن کس که وعده ی همیشه ماندن را می دهد، از همه رفتنی تر است!
آدم های روی پل
#ویسواوا_شیمبورسکا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Photo by: mohammadpix
سیمون دبووار:
فاصله میان من و او... آیا گناه از من است یا او؟
" عکس: مراسم خاکسپاری ژان پل سارتر. سیمون دبووار در کنار آرامگاه سارتر "
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
فاصله میان من و او... آیا گناه از من است یا او؟
" عکس: مراسم خاکسپاری ژان پل سارتر. سیمون دبووار در کنار آرامگاه سارتر "
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
گفت مطمئن است که انقلاب می شود و وقتی انقلاب شد اسب سفیدی با یک اسلحه اتوماتیک می خرد،کلاهش را به سر می گذارد و به خیابان اصلی شهر می تازد و همه فروشندگانی را که در جنگ با آلمان ها هم دست بوده اند به گلوله خواهد بست.اضافه کرد،درست مثل آمریکا.
"اتاق در بسته"
#پل_استر
#داستان_های_آمریکایی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
گفت مطمئن است که انقلاب می شود و وقتی انقلاب شد اسب سفیدی با یک اسلحه اتوماتیک می خرد،کلاهش را به سر می گذارد و به خیابان اصلی شهر می تازد و همه فروشندگانی را که در جنگ با آلمان ها هم دست بوده اند به گلوله خواهد بست.اضافه کرد،درست مثل آمریکا.
"اتاق در بسته"
#پل_استر
#داستان_های_آمریکایی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
فقط یک گناه وجود دارد و آن هم دزدی است...دروغ که بگویی حق کسی را از دانستن حقیقت می دزدی.
"بادبادک باز"
#خالد_حسینی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
فقط یک گناه وجود دارد و آن هم دزدی است...دروغ که بگویی حق کسی را از دانستن حقیقت می دزدی.
"بادبادک باز"
#خالد_حسینی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
هلیا
احساس رقابت،احساس حقارت است.
بگذار که هزار تیرانداز به روی یک پرنده تیر بیندازند
من از آنکه دو انگشت بر او باشد انگشت برمی دارم
بگذار آنچه از دست رفتنی ست از دست برود.
تو در قلب یک انتظار خواهی پوسید.
من این را بارها تکرار کردم هلیا
"بار دیگر شهری که دوست می داشتم"
#نادر_ابراهیمی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
هلیا
احساس رقابت،احساس حقارت است.
بگذار که هزار تیرانداز به روی یک پرنده تیر بیندازند
من از آنکه دو انگشت بر او باشد انگشت برمی دارم
بگذار آنچه از دست رفتنی ست از دست برود.
تو در قلب یک انتظار خواهی پوسید.
من این را بارها تکرار کردم هلیا
"بار دیگر شهری که دوست می داشتم"
#نادر_ابراهیمی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
ما متوجه خواهیم شد که محکم ترین و تعصب آمیزترین باورهای ما آن هایی هستند که کمترین دلیل برای درستی شان در دست است.
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ما متوجه خواهیم شد که محکم ترین و تعصب آمیزترین باورهای ما آن هایی هستند که کمترین دلیل برای درستی شان در دست است.
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت،باید آن ها را همانگونه که یک بار اتفاق افتاده اند،فقط تنها به خاطر آورد.
"عقاید یک دلقک"
#هانریش_بل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
"عقاید یک دلقک"
#هانریش_بل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
بقای روح از دیدگاه فیثاغوریان:
روح جاودانه است و هربار به شکل یکی از موجودات زنده درمی آید.
هرچیز که پای در جهان هستی گذاشت پس از گذراندن دوران معینی دوباره باز می گردد و هیچ چیز تازه ای وجود ندارد.
با موجوداتی که زنده به دنیا می آیند باید با مهربانی رفتار کرد.
بر اثر همین اعتقاد بود که فیثاغوریان از خوردن گوشت پرهیز می کردند.
#فیثاغوریان
#فلسفه_یونان
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
بقای روح از دیدگاه فیثاغوریان:
روح جاودانه است و هربار به شکل یکی از موجودات زنده درمی آید.
هرچیز که پای در جهان هستی گذاشت پس از گذراندن دوران معینی دوباره باز می گردد و هیچ چیز تازه ای وجود ندارد.
با موجوداتی که زنده به دنیا می آیند باید با مهربانی رفتار کرد.
بر اثر همین اعتقاد بود که فیثاغوریان از خوردن گوشت پرهیز می کردند.
#فیثاغوریان
#فلسفه_یونان
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
مثال افلاطونی:
این جهان به منزله غاریست که جمعی در آن اسیرند و پشت به دهانه غار پای در زنجیر.اینان از بیرون غار بی خبرند و از آنچه در آن می گذرد غافل.
کسانی که با خود چیزهایی دارند،از برابر دهانه غار درگذرند و سایه هاشان بر دیواره غار می افتد.اسیران که جز این دیواره را نمی بینند،سایه ها را حقیقت می پندارند،و چون صاحبان سایه را نمی بینند،آن سایه ها را موجودات حقیقی تصور می کنند.
#افلاطون
#فلسفه_یونان
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
مثال افلاطونی:
این جهان به منزله غاریست که جمعی در آن اسیرند و پشت به دهانه غار پای در زنجیر.اینان از بیرون غار بی خبرند و از آنچه در آن می گذرد غافل.
کسانی که با خود چیزهایی دارند،از برابر دهانه غار درگذرند و سایه هاشان بر دیواره غار می افتد.اسیران که جز این دیواره را نمی بینند،سایه ها را حقیقت می پندارند،و چون صاحبان سایه را نمی بینند،آن سایه ها را موجودات حقیقی تصور می کنند.
#افلاطون
#فلسفه_یونان
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21