@tarikh21
متأسفانه بسیاری ازمردم پس از اینکه به دامان شوربختی درافتادند ، به سعادت از دسترفته خویش پی میبرند.
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
متأسفانه بسیاری ازمردم پس از اینکه به دامان شوربختی درافتادند ، به سعادت از دسترفته خویش پی میبرند.
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
دلتنگی را نمی شود با بطری های شیشه ای و قوطی های فلزی پاک کرد،مثل خیلی چیزهای دیگر دوباره خاطره کسی را به یاد آورده ای که تازه به نبودنش عادت کرده ای،و باز آینده ات پر از نبودن کسی در گذشته می شود.
"مرگ بازی"
پدرام رضایی زاده
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
دلتنگی را نمی شود با بطری های شیشه ای و قوطی های فلزی پاک کرد،مثل خیلی چیزهای دیگر دوباره خاطره کسی را به یاد آورده ای که تازه به نبودنش عادت کرده ای،و باز آینده ات پر از نبودن کسی در گذشته می شود.
"مرگ بازی"
پدرام رضایی زاده
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
شنبه بدترکیب و تلخ و موذی است و شبیه به دختر طوبیخانم است ! دراز ،لاغر ، با چشمهای ریز بدجنس !
یکشنبه ، ساده و خر است و برای خودش ، الکی ، آن وسط میچرخد!
دوشنبه ، شکل آقای حشمتالممالک است : متین ، موقر ، با کت و شلوارخاکستری و عصا.
سهشنبه ، خجالتی و آرام است و رنگش سبز روشن یا زرد لیمویی است.
چهارشنبه خل است. چاق و چله و بگوبخند است. بوی عدس پلوی خوشمزه حسن آقا را میدهد.پنجشنبه بهشت است و
جمعه دو قسمت دارد : صبح تا ظهرش زنده و پر جنب و جوش ، مثل پدر ، پر از کار و ورزش و پول و سلامتی.
رو به غروب ، سنگین ! دلگیر میشود ، پر از دلهرههای پراکنده و غصههای بیدلیل و یکجور احساس گناه و درد دل از پرخوری ظهر "چلوکباب تا خرخره " و نوشتن مشقهای لعنتی و گوش دادن به دلیدلی غمانگیز آوازی که از رادیو پخش میشود و دقیقهشماری برای برگشتن مادر از مهمانی و همه جا قهوهای تیره ، حتی آسمان ، درخت ها و هوا.
خاطره های پراکنده
#گلی_ترقی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
شنبه بدترکیب و تلخ و موذی است و شبیه به دختر طوبیخانم است ! دراز ،لاغر ، با چشمهای ریز بدجنس !
یکشنبه ، ساده و خر است و برای خودش ، الکی ، آن وسط میچرخد!
دوشنبه ، شکل آقای حشمتالممالک است : متین ، موقر ، با کت و شلوارخاکستری و عصا.
سهشنبه ، خجالتی و آرام است و رنگش سبز روشن یا زرد لیمویی است.
چهارشنبه خل است. چاق و چله و بگوبخند است. بوی عدس پلوی خوشمزه حسن آقا را میدهد.پنجشنبه بهشت است و
جمعه دو قسمت دارد : صبح تا ظهرش زنده و پر جنب و جوش ، مثل پدر ، پر از کار و ورزش و پول و سلامتی.
رو به غروب ، سنگین ! دلگیر میشود ، پر از دلهرههای پراکنده و غصههای بیدلیل و یکجور احساس گناه و درد دل از پرخوری ظهر "چلوکباب تا خرخره " و نوشتن مشقهای لعنتی و گوش دادن به دلیدلی غمانگیز آوازی که از رادیو پخش میشود و دقیقهشماری برای برگشتن مادر از مهمانی و همه جا قهوهای تیره ، حتی آسمان ، درخت ها و هوا.
خاطره های پراکنده
#گلی_ترقی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
گاهی حتی بین اشخاص کاملاً ناشناس، برخوردهائی روی می دهد که پیش از آن که کلمه ای بگویند، در همان نظر اول، احساس کششی به سوی هم می کنند.
"جنایات و مکافات"
#فئودور_داستایوسکی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
گاهی حتی بین اشخاص کاملاً ناشناس، برخوردهائی روی می دهد که پیش از آن که کلمه ای بگویند، در همان نظر اول، احساس کششی به سوی هم می کنند.
"جنایات و مکافات"
#فئودور_داستایوسکی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
زن یک موجود بیمار است.اگر کسی به او نگوید که دوستش دارد و اورا می خواهد،می زند زیر گریه.شاید از تو خوشش نیاید یا اینکه از دیدنت حالش به هم بخورد،این مسئله ای است جداگانه ولی تمام مردانی که چشمشان به او می افتد باید اورا بخواهند.این آرزوی اوست.
#زوربای_یونانی
#نیکوس_کازانتزاکیس
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
زن یک موجود بیمار است.اگر کسی به او نگوید که دوستش دارد و اورا می خواهد،می زند زیر گریه.شاید از تو خوشش نیاید یا اینکه از دیدنت حالش به هم بخورد،این مسئله ای است جداگانه ولی تمام مردانی که چشمشان به او می افتد باید اورا بخواهند.این آرزوی اوست.
#زوربای_یونانی
#نیکوس_کازانتزاکیس
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
کسی که یکبار هم که شده به یک ایدئولوژی، یک حکم جزمی و یک موضوع در ظاهر بسیار مهم از ته دل بخندد، دیگر اسیر جذبهٔ مقدس آن نمیشود.
شگردها، امکانها و محدودیتهای بحث با بنیادگرایان
#هوبرت_شلایشرت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
کسی که یکبار هم که شده به یک ایدئولوژی، یک حکم جزمی و یک موضوع در ظاهر بسیار مهم از ته دل بخندد، دیگر اسیر جذبهٔ مقدس آن نمیشود.
شگردها، امکانها و محدودیتهای بحث با بنیادگرایان
#هوبرت_شلایشرت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
👆👆👆👆👆👆👆👆👆
@tarikh21
یک موسیقی برای شبانگاهتون از بوچلی.
سلین دیون خواننده در مورد بوچلی یک جمله معروف داره:
«اگر خدا آواز میخواند صدایش شبیه بوچلی بود»
#بوچلی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
یک موسیقی برای شبانگاهتون از بوچلی.
سلین دیون خواننده در مورد بوچلی یک جمله معروف داره:
«اگر خدا آواز میخواند صدایش شبیه بوچلی بود»
#بوچلی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
ایمان آوردن راحت تر از
فکر کردن است،
از این رو تعداد مومنان بیشتر از
متفکران است.
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ایمان آوردن راحت تر از
فکر کردن است،
از این رو تعداد مومنان بیشتر از
متفکران است.
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
دانستن،معصومیت انسان ها را لکه دار می کند...همه ی آنها که از رازها باخبرند آدم های معصومی نیستند،درک رازها ما را آلوده می کند...تا وقتی ما معصوم هستیم از چیزی باخبر نیستیم،هنگامی که تردید نداریم...هنگامی که انسان با رازها درآمیخت،وقتی واقعیت دیگران را دریافت،مرتکب گناه می شود.انسان تا وقتی معصوم است که از گناه دیگران اطلاع ندارد.تا وقتی معصوم است که پلشتی دنیا را درک نکرده باشد.
"آخرین انار دنیا"
#بختیار_علی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
دانستن،معصومیت انسان ها را لکه دار می کند...همه ی آنها که از رازها باخبرند آدم های معصومی نیستند،درک رازها ما را آلوده می کند...تا وقتی ما معصوم هستیم از چیزی باخبر نیستیم،هنگامی که تردید نداریم...هنگامی که انسان با رازها درآمیخت،وقتی واقعیت دیگران را دریافت،مرتکب گناه می شود.انسان تا وقتی معصوم است که از گناه دیگران اطلاع ندارد.تا وقتی معصوم است که پلشتی دنیا را درک نکرده باشد.
"آخرین انار دنیا"
#بختیار_علی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
وقتى گفت مى خواهى زنده ت کنم، من سال ها بود که مرده بودم. سال ها بود که درد مردن و عذاب جان کندن را فراموش کرده بودم. از آخرين بارى که مرده بودم سال ها مى گذشت. اما من هنوز از يادآورى آن وحشت داشتم. گويى زخم هاى مرگ هنوز التيام نيافته بودند. دوباره گفت:" مى خواهى از مرگ بيرون بياورمت؟" من در ترديد بين شيرينى زنده شدن و تلخى مرگى که باز انتظارم را مى کشيد بودم،که او با دست هايش که از جنس دوست داشتن بودند، مرا از اعماق مرگ به سطح زندگى آورد و من عاشق شدم.
چند روایت معتبر
#مصطفی_مستور
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
وقتى گفت مى خواهى زنده ت کنم، من سال ها بود که مرده بودم. سال ها بود که درد مردن و عذاب جان کندن را فراموش کرده بودم. از آخرين بارى که مرده بودم سال ها مى گذشت. اما من هنوز از يادآورى آن وحشت داشتم. گويى زخم هاى مرگ هنوز التيام نيافته بودند. دوباره گفت:" مى خواهى از مرگ بيرون بياورمت؟" من در ترديد بين شيرينى زنده شدن و تلخى مرگى که باز انتظارم را مى کشيد بودم،که او با دست هايش که از جنس دوست داشتن بودند، مرا از اعماق مرگ به سطح زندگى آورد و من عاشق شدم.
چند روایت معتبر
#مصطفی_مستور
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
به دو وسیله می شود ملتی را نابود کرد: یا او را در بست محکوم کنی و یا وادارش کنی رؤسائی را که برای خود انتخاب کرده است نفی کند. دومی از اولی بدتر است.
"گوشه نشینان آلتونا"
#ژان_پل_سارتر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
به دو وسیله می شود ملتی را نابود کرد: یا او را در بست محکوم کنی و یا وادارش کنی رؤسائی را که برای خود انتخاب کرده است نفی کند. دومی از اولی بدتر است.
"گوشه نشینان آلتونا"
#ژان_پل_سارتر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
من دیگر آن هایی را که دوست دارم نخواهم دید و مردن این است.
"ظرافت جوجه تیغی"
#موریل_باربری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
"ظرافت جوجه تیغی"
#موریل_باربری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تلنگر می زند بر شیشه ها هر پنجه باران
نسیم سرد می خندد به غوغای خیابان ها
دهان کوچه پرخون می شود از مشت خمپاره
فشار درد می دوزد لبانش را به دندان ها
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عکس:سوریه2013
نسیم سرد می خندد به غوغای خیابان ها
دهان کوچه پرخون می شود از مشت خمپاره
فشار درد می دوزد لبانش را به دندان ها
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عکس:سوریه2013
@tarikh21
تقریر اپیکورس درباره مسئله «شَر»
حالت اول: شر در جهان وجود دارد، چون خدا از وجود شر بی خبر است؛ در این صورت خدا عالم مطلق نیست.حالت دوم: شر در جهان وجود دارد، زیرا گرچه خدا از وجود شر باخبر است، اما نمیتواند آن را نابود کند؛ در این صورت خدا قادر مطلق نیست.حالت سوم: شر در جهان وجود دارد، در حالی که خدا از وجود شر باخبر و نسبت به دفع آن تواناست؛ در این صورت خدا خیرخواه مطلق نیست.
#شر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تقریر اپیکورس درباره مسئله «شَر»
حالت اول: شر در جهان وجود دارد، چون خدا از وجود شر بی خبر است؛ در این صورت خدا عالم مطلق نیست.حالت دوم: شر در جهان وجود دارد، زیرا گرچه خدا از وجود شر باخبر است، اما نمیتواند آن را نابود کند؛ در این صورت خدا قادر مطلق نیست.حالت سوم: شر در جهان وجود دارد، در حالی که خدا از وجود شر باخبر و نسبت به دفع آن تواناست؛ در این صورت خدا خیرخواه مطلق نیست.
#شر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
لی (مارک روفالو): وقتی به کسی نگاه میکنی 50 درصد کسی که هست رو متوجه میشی ولی فهمیدن 50 درصد بقیهاش همهاش رو خراب میکنه ... شاید هیچوقت نباید بفهمی بقیهاش چیه!
My Life Without Me 2003
Isabel Coixet
#دیالوگ_فیلم
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
لی (مارک روفالو): وقتی به کسی نگاه میکنی 50 درصد کسی که هست رو متوجه میشی ولی فهمیدن 50 درصد بقیهاش همهاش رو خراب میکنه ... شاید هیچوقت نباید بفهمی بقیهاش چیه!
My Life Without Me 2003
Isabel Coixet
#دیالوگ_فیلم
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
همیشه چنین بوده
عشق
ژرفای خود را نمی شناسد
مگر به هنگام جدایی...
#جبران_خلیل_جبران
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عشق
ژرفای خود را نمی شناسد
مگر به هنگام جدایی...
#جبران_خلیل_جبران
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
با حالتی عاشقانه چشمان خود را به دو چشم سرد و بی حالت او دوخت. اگر چه چشمان او فروغ و تابش زیاد نداشت،اما بسیار جالب و دوست داشتنی بود و در آن حال به چشمان بی حرکت و جذاب عروسکهائی می ماند که با وجود سکون و سردی جلب توجه اشخاص را می کند.
ایرن با همان چشمان ساکت و آرام خود؛ که در این قبیل موارد شاهد بدبختی و تسلیم محض زنان است به او نگاه می کرد و هر کس حالت آن چشمان را میدید، بدبختی هزاران زنانی که با نیروی شهوت، خود را تسلیم مردان می نمایند متوجه می شد زیرا در اعماق این نگاه ساکت، تاریکی و ظلمت ترحم آوری وجود داشت که قلب هر بیننده را تکان میداد.
اگر به دوربین عکاسی دقت کنید، می بینید که با یک نگاه بی حرکت تصویر شما برای همیشه در شیشه عکاسی تمرکز پیدا می کند. چشمان ایرن در آن لحظه حالت دوربین عکاسی را داشت که تصویر او را، در عدسی های خود برای همیشه جا داد و با اینکه او تا چند ساعت دیگر از آنجا میرفت ولی تصویرش برای همیشه در چشمانش باقی می ماند.
نمیدانم این چه حالتی است که ایرن یا یک زن دیگر؛ مردی را که نمی شناسد و نام او را نمی داند، بخود قبول میکند و در سالهای متمادی شکل و قیافه اش برای همیشه مانند عزیزترین یادگارها در قلبش باقی می ماند. شاید شما خیال کنید که این حالت از خصوصیات عادت انسانی است، اما باید دانست که این حالت مخصوص نیروی شهوت است. یعنی "وقتی که شهوت دخالت داشت کوچکترین خاطرات مربوط به زمان و مکان در خاطر انسان مجسم و پایدار می ماند".
آخرین مهلت
#ژان_پل_سارتر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
با حالتی عاشقانه چشمان خود را به دو چشم سرد و بی حالت او دوخت. اگر چه چشمان او فروغ و تابش زیاد نداشت،اما بسیار جالب و دوست داشتنی بود و در آن حال به چشمان بی حرکت و جذاب عروسکهائی می ماند که با وجود سکون و سردی جلب توجه اشخاص را می کند.
ایرن با همان چشمان ساکت و آرام خود؛ که در این قبیل موارد شاهد بدبختی و تسلیم محض زنان است به او نگاه می کرد و هر کس حالت آن چشمان را میدید، بدبختی هزاران زنانی که با نیروی شهوت، خود را تسلیم مردان می نمایند متوجه می شد زیرا در اعماق این نگاه ساکت، تاریکی و ظلمت ترحم آوری وجود داشت که قلب هر بیننده را تکان میداد.
اگر به دوربین عکاسی دقت کنید، می بینید که با یک نگاه بی حرکت تصویر شما برای همیشه در شیشه عکاسی تمرکز پیدا می کند. چشمان ایرن در آن لحظه حالت دوربین عکاسی را داشت که تصویر او را، در عدسی های خود برای همیشه جا داد و با اینکه او تا چند ساعت دیگر از آنجا میرفت ولی تصویرش برای همیشه در چشمانش باقی می ماند.
نمیدانم این چه حالتی است که ایرن یا یک زن دیگر؛ مردی را که نمی شناسد و نام او را نمی داند، بخود قبول میکند و در سالهای متمادی شکل و قیافه اش برای همیشه مانند عزیزترین یادگارها در قلبش باقی می ماند. شاید شما خیال کنید که این حالت از خصوصیات عادت انسانی است، اما باید دانست که این حالت مخصوص نیروی شهوت است. یعنی "وقتی که شهوت دخالت داشت کوچکترین خاطرات مربوط به زمان و مکان در خاطر انسان مجسم و پایدار می ماند".
آخرین مهلت
#ژان_پل_سارتر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
همهٔ ایدئولوژیها، بویژه دینها، از خنده نفرت دارند، زیرا بر خطرناکی آن آگاهند. کسی که به چیزی بخندد، دیگر از آن نمیترسد. از این روست که خنده و حتی لبخند به شدت نهی شده و کیفر سختی میبیند. در معبدها (حتی اگر مقبرهٔ شاه کافر باشد) نباید خندید. خنده، از معبد جدیت عبوسش را میگیرد. کسی که نتواند خنده را در گلویش بشکند، بیادب و موهن نام میگیرد. هر مستبدی بیان لطیفههای سیاسی را کیفر سختی میدهد...
در استبداد مذهبی ریشخند دین جنایت دانسته میشود.
نفرت و ترس ایدئولوژیها از خنده پدیدهای جهانی است. هرجا که خشکاندیشی پا گیرد، داستان همیشگی این ترس و نفرت نیز تکرار میشود. نیچه این نکته را اینچنین تقریر کرده است:
هر از گاهی بهانسانها حکم میکنند: «چیزی وجود دارد که کسی مطلقا نباید به آن بخندد.»
ترس از خندیدن ترس از اندیشیدن است. فرد «بیادب» به جای آنکه چشم فروبندد و به هرچه تعلیمش میدهند گردن بگذارد، بیباکانه چشمهایش را باز میکند تا نگاهی به خلوت آقایان و آن کارهای دیگرشان بیفکند. چیزهایی را میبیند که مبتذلند و مطلقا حس ادب را برنمیانگیزند. او خندهاش میگیرد. گاوهای مقدس به صورت گاوهای معمولی درمیآیند. کسی که یکبار هم که شده به یک ایدئولوژی، یک حکم جزمی و یک موضوع در ظاهر بسیار مهم از ته دل بخندد، دیگر اسیر جذبهٔ مقدس آن نمیشود.
"شگردها، امکانها و محدودیتهای بحث با بنیادگرایان"
#هوبرت_شلایشرت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
همهٔ ایدئولوژیها، بویژه دینها، از خنده نفرت دارند، زیرا بر خطرناکی آن آگاهند. کسی که به چیزی بخندد، دیگر از آن نمیترسد. از این روست که خنده و حتی لبخند به شدت نهی شده و کیفر سختی میبیند. در معبدها (حتی اگر مقبرهٔ شاه کافر باشد) نباید خندید. خنده، از معبد جدیت عبوسش را میگیرد. کسی که نتواند خنده را در گلویش بشکند، بیادب و موهن نام میگیرد. هر مستبدی بیان لطیفههای سیاسی را کیفر سختی میدهد...
در استبداد مذهبی ریشخند دین جنایت دانسته میشود.
نفرت و ترس ایدئولوژیها از خنده پدیدهای جهانی است. هرجا که خشکاندیشی پا گیرد، داستان همیشگی این ترس و نفرت نیز تکرار میشود. نیچه این نکته را اینچنین تقریر کرده است:
هر از گاهی بهانسانها حکم میکنند: «چیزی وجود دارد که کسی مطلقا نباید به آن بخندد.»
ترس از خندیدن ترس از اندیشیدن است. فرد «بیادب» به جای آنکه چشم فروبندد و به هرچه تعلیمش میدهند گردن بگذارد، بیباکانه چشمهایش را باز میکند تا نگاهی به خلوت آقایان و آن کارهای دیگرشان بیفکند. چیزهایی را میبیند که مبتذلند و مطلقا حس ادب را برنمیانگیزند. او خندهاش میگیرد. گاوهای مقدس به صورت گاوهای معمولی درمیآیند. کسی که یکبار هم که شده به یک ایدئولوژی، یک حکم جزمی و یک موضوع در ظاهر بسیار مهم از ته دل بخندد، دیگر اسیر جذبهٔ مقدس آن نمیشود.
"شگردها، امکانها و محدودیتهای بحث با بنیادگرایان"
#هوبرت_شلایشرت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21