انسان هزاره هشتم
119 subscribers
1.01K photos
74 videos
16 files
139 links
(ادبی تاریخ فلسفه)

ارتباط با ادمین. @Mithra1991
Download Telegram
انسان هزاره هشتم (تاریخ-هنر-فلسفه) https://telegram.me/tarikh21
انسان هزاره هشتم, [۰۷.۰۱.۱۶ ۱۵:۵۷]
انسان هزاره هشتم, [۰۷.۰۱.۱۶ ۱۵:۵۶]
در طول قرن هفدهم بسياري از نويسندگان سياسي و فلاسفه اروپا از کشور انگلستان بودند و با تحقيقات، مطالعات و نوشته هاي خود افکار و انديشه ها و تجربيات خود را بيان مي کردند. اما قرن هجدهم، بر خلاف دوره پيشين خود عرصه اي براي جولان نويسندگان فرانسوي بود؛ و فرانسويان در اين دوران برتري علم و انديشه اي خود را به رخ ساير کشورهاي اروپايي کشيدند. يکي از علائم اين تفوق علمي گسترش زبان فرانسه در سراسر اروپا بود. در صورتي که در ادوار گذشته دانشمندان و حکما آثار خود را به زبان لاتين مي نوشتند يا ترجمه مي کردند، زبان فرانسه در قرن هجدهم جانشين زبان لاتيني شد تا برتري علمي آن کشور را نمايان سازد. از آن پس تا زماني بعيد، دانستن زبان فرانسه براي انديشمندان نه تنها مفيد که ضروري مي نمود. عصر روشنگری و مبانی فکری انقلاب فرانسه آرمان کریمی گودرزی ...............انسان هزاره هشتم (تاریخ-هنر-فلسفه) https://telegram.me/tarikh21
خواهر و برادر دوقلو بعد از 35 سال به هم رسیدند..... https://telegram.me/tarikh21
شاهدخت اشرف پهلوی پریروز در آمریکا درگذشت.شاهدخت اشرف پهلوی، خواهر توأمان محمدرضا شاه پهلوی، پادشاه فقید ایران، در سال 1299 خورشیدی به دنیا آمد. او، و خواهرش، شاهدخت شمس پهلوی، در شمار نخستین زنان ایرانی بودند که حجاب از رخ برکشیدند. شاهدخت اشرف پهلوی در زمینه های مرتبط با پیشبرد حقوق زنان، رفاه اجتماعی و سواد آموزی، چه در ایران و چه در عرصۀ بین المللی نقشی کلیدی ایفا کرد.
در دوران پیش از انقلاب، به مدت شانزده سال در عرصه های گوناگون سازمان ملل متحد، به ویژه در کمیسیون حقوق بشر، کمیسیون وضع زنان، و کمیسیون بین المللی مشورتی سواد آموزی آن، به عنوان رئیس هیئت نمایندگی ایران در جلسۀ عمومی این سازمان، فعّالانه حضور داشت. در ایران نیز نائب رئیس سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی، نائب رئیس کمیتۀ ملی سوادآموزی جهانی و رئیس افتخاری سازمان زنان بود. چهره هائی در آینه، و تسلیم ناپذیر از جمله آثاری است که از شاهدخت اشرف پهلوی انتشار یافته است. https://telegram.me/tarikh21
معرفی شخصیت ها👤

ناخدا شهریار شفیق

شهریار شفیق (پهلوی‌نیا) افسر ارشد نیروی دریایی ارتش شاهنشاهی ایران بود. وی فرزند اشرف پهلوی و احمد شفیق مسوول شرکتهای هوایی تجاری در مصر بود. وی تحصیلات خود را در مدرسه رازی تهران به انجام رساند. هنگام تحصیل در دانشکده ی نیروی دریایی دارتموث شمشیر افتخار گرفت.

کسانی که ایشان را بخاطر دارند، زیبایی و فروتنی وی را نخستین چیزی میدانند که در برخورد با وی دیده میشد. جوانی بلند بالا و بسیار میهن دوست که سالهای عمر خود را با عشقی غیر عادی و سرشار، در راه خدمت به میهنش صرف کرد. پدر وی "احمد شفیق "، فرمانده نیروی هوایی مصر، خلبان جنگی، مردی پر ابهت و خواهر زاده "ملک فاروق، پادشاه فقید مصر بود.

آنچه در ناخدا (یکم) شهریار شفیق بارز بود، سرعت، چابکی و مهارت وی بود در عملیات دشوار نظامی و قدرت وی برای دور زدن و انجام مانور و تاکتیک های ناگهانی که نیاز به تیزبینی و سرعت انتقال داشت. وی کسی بود که در میانه میدان و در صورت تنهایی محض ، حاضر بود و "میتوانست" یک تنه حمله ای دلیرانه و پیروزمند را با تاکتیکی خاص و زیرکانه ترتیب دهد.

والاگهر شهریار شفیق بعنوان یک افسر بزرگ نیروی دریایی وظیفه خود می دانست که بمانند و پایمردانه خاک ایران و میراث کهن آریایی را حفظ کند.

والاگهر شهریار شفیق پس از شورش ۵۷ در ایران در روز ۳۰ بهمن ۱۳۵۷ و یک هفته پس از فروپاشی رژیم سلطنتی و اعلام بی طرفی ارتش، ایران را ترک و در فرانسه به همسر و ۲ فرزندش پیوست. هم‌زمان در ایران صادق خلخالی رییس دادگاه انقلاب اسلامی وقت برای وی دادگاهی غیابی ترتیب داده بود و وی را همراه با تنی چند از فرماندهان ارشد ارتش شاهنشاهی به «افساد فی الارض» متهم و محکوم به اعدام کرده بود.

والاگهر شهریار شفیق با نفوذی که در ارتش ایران داشت قصد انجام کودتایی را برای بازگرداندن محمدرضا شاه پهلوی به ایران را داشت که در نهایت در ساعت ۱۳ روز جمعه ۱۶ آذر ماه ۱۳۵۸ هنگام خروج از اقامتگاه مادرش والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی در پاریس، به ضرب دو گلوله افراد مسلح که به پشت گردن و سر وی اصابت کرد، به قتل رسید.

شانزدهم آذر سال ۱۳۵۸ و در یک ظهر سیاه و غمبار وقتی شادروان ناخدا یکم شهریار شفیق از آپارتمان خواهرشان آزاده بیرون آمدند تا برای نهار خود و ایشان چند قلم خرید بکنند، در مقابل چشمان وحشت زده و هراسان خواهر که از آنسوی پنجره ناباورانه می نگریست، به ضرب دو گلوله دو ضارب مسلح صورت پوشیده، که به پشت گردن و سر وی اصابت کرد، جان باخت و حماسه ای دیگر از عشق و میهن پرستی امیران ارتش شاهنشاهی را رقم زد.

بنا به گزارش خبرگزاری فرانسه، شخصی نا شناس در یک تماس تلفنی مسئوليت این ترور را به عهده گرفت و گفت اورا به خاطر اینکه دشمن ایمان انقلابیون بوده، کشته است. این شخص با شعار زنده باد خمینی به مذاکره تلفنی خود پایان میدهد. ضمنا آخوند جنايتکار صادق خلخالی در تهران با انتشار اطلاعيه ای اعضای سازمان فداييان اسلام را مسئول اين جنايت معرفی نمود و افزود: «درصورت عدم دستگيری ما کليه افراد خاندان پهلوی را تررور خواهيم کرد»

شهريار شفيق اولين ايرانی در بيرون از کشور بود که به دست عوامل جمهوری اسلامی ترور گرديد.

برگرفته از برگه تاریخ در تصویر

https://telegram.me/tarikh21
مرگ اشرف پهلوی در هفدهم دی ماه (سالروز کشف حجاب) از اتفاقات جالب تاریخ است. https://telegram.me/tarikh21
مرگ اشرف پهلوی در هفدهم دی ماه (سالروز کشف حجاب) از اتفاقات جالب تاریخ است. https://telegram.me/tarikh21
جنگ و کینه از عقاید ثابت و متحجر برمی خیزد.ازادی فکر و گفتار همچون باد،خرافات و اوهام مغزهای تازه را از میان می برد.
ازادی در فلسفه راسل..
انسان هزاره هشتم
https://telegram.me/tarikh21
ذکر شيخنا و مولانا حسین شریعت ! مداری
از زبان ابراهیم نبوی
برای دوستان
زیر پوست شهر 👇👇👇👇👇👇

آن شیخ الشیوخ الکبیر، آن میخ دائم الگیر، آن داننده نیمه پنهان، آن بازجوینده اسرار نهان، آن ‏سردبیر و صاحب کیهان، آن آخذ الاعتراف، آن مآخذ الکاف والگاف، آن میوه دل اولیای امت، ‏آن گوشه جگر روسای دولت، آن راننده بی فرمان، آن معاند راکفلر و اوناسیس، آن کاشف ‏الجواسیس، آن صاحب کرامات احمدی، آن معاند امینم و اسلیم شدی(1)، آن سوخته ذغال ‏اشتیاق، آن دوخته منقل احتراق، آن آکل ماست و خیار، آن چپ نمای راست کردار، آن دائما ‏در حال سواری، آن تشخیص دهنده مرسدس بنز از گاری، شیخنا و استادنا و وتدنا حسین ‏شریعتمداری صاحب کرامات خاص بود، و در سرازیری دنده اش خلاص بود و کثیرالحمام و ‏دائم الوسواس بود. ‏

نقل است چون زاده شد هیچ نگریست و جیغ نزد، تا ناف وی ببریدند و وی را قنداق همی ‏کردند. به سه روز بود که صوتی از وی صادر شد که " ناناش ناش" و این صوت چنان ‏غریب بود که هیچ کس از آن هیچ ندانست. و هرکس طفل را بدید، طفل همان اصوات بر وی ‏گفته که " ناناش ناش". پس پدر و مادرش ده حکیم آوردند تا آن اصوات را شنوند و اسرار آن ‏گویند، و هیچ کس آن اسرار ندانست. تا شیخ قطب الدین اوینی را از علمای حروفیه بیاوردند ‏که راز گوید. پس طفل را بیاوردند و طفل چون شیخ بدید بگفت " ناناش ناش" و شیخ قطب ‏الدین از هیبت آن کلام به دست و پای بمرد و وحشت بر وی مستولی شد و بگفت: " نامم قطب ‏الدین و نام خانوادگی ام اوینی و شغلم درویشی بود." و همین بگفت و از در برفت و به یک ‏ماه از نظر نهان بود و آواره بیابان بود تا خویشان شیخ حسین وی را یافته سر آن کلام پرسیدند ‏که طفل چه گفت. قطب الدین گفت " ناناش ناش" از اسرار حروفیه بود و آن باشد که "نا" ‏یعنی نامت چیست؟ و " نا" ی دویم یعنی نام خانوادگی ات چیست؟ و " ش" یعنی شغلت چه ‏باشد؟ و این طفل چون به بزرگی رسد بازجوی شود و احوال مردمان پرسد و اسرار آنان ‏بداند. و شیخ قطب الدین اوینی چون این بگفت سر به بیابان گذاشته و توبه همی کرد تا بمرد. ‏

اول توبه شیخ حسین آن بود که در ایام صباوت در سلک جمعی منافق بدرآمده، بی آنکه بانگ ‏زند بانک همی زده و انفجار همی کرد، تا داروغگان وی را گرفتند و بزندان درافتادی و ‏همانجا بودی به چندین سال و این سبب توبه وی بود، رضی الله عنه. ‏

شیخ حسن شایانفر به ده سال نزد شیخ حسین شریعتمدار تلمذ همی کرد تا به درجات خاص ‏رسید و ارادت شیخ یافت. شیخ سعید حجاریان از دراویش نازی آباد در شرح احوال آن دو ‏شیخ بگفت: " هر چه شیخ حسن نویسد، شیخ حسین داند و هر چه شیخ حسین قصد کند شیخ ‏حسن تواند. هرچه شیخ حسین اشتهای آن بدارد، شیخ حسن خورد و هر چه شیخ حسن بدان ‏تشنه بود شیخ حسن نوشد. هر لباس که شیخ حسین در آینه بیند شیخ حسن پوشد و با هر کس ‏شیخ حسن رفیق بود شیخ حسین جوشد" و شیخ حسن گفت: " شیخ حسین با ما ندار بود و یار ‏غار بود، به سی سال نیمه پنهان مردمان از حفظ همی نبشتیم."‏

از شیخ حسین شریعتمدار کرامات فراوان نقل است. شیخ اکبر گنجی در نعت وی گوید: " از ‏بزرگترین کرامات شیخ آن بود که هر عیب که خدای پنهان کرد، وی فاش همی کرده در ‏روزنامه نبشت تا خدای نتواند گناهکاران را ببخشاید و این از فرط غیرت او بود." و شیخ ‏عماد الدین اعظم در کرامات شیخ حسین گفت: " شیخنا را غیرت و سوزش چنان بود که سی ‏سال در زندان اتراق همی کرد و از هر کتاب ادعیه که در زندان بود صفحه دعای خلاصی از ‏زندان همی کند تا محبوس نتواند دعا بخواند و خدای دعای او نشنود و محبوس آزاد نشود و ‏این از محبت شیخ به خدای بود" و شیخ شمس الواعظین از کرامات شیخ حسین گوید: " شیخنا ‏بیست سال به بم بود و هیچ خرما نخورد، تا از آنجا برفت، پس پرسیدند چرا هیچ خرما در بم ‏نخوردی؟ شیخنا گفت: مگر در بم هم خرما بود؟ و این از تقوای او بود که هر عیب را از ‏هزار فرسخ در مردمان می دید و خرما را در چند وجبی نمی دید." شیخ محمد ایمانی از ‏پیروان طریقت اوینیه در وصف کرامات شیخ حسین بگفت: " شیخنا حسین روزی از فرط فقر ‏به بیابان رفته اتراق همی کرده روزه گرفت و از خدای خواست تا به او چیزی دهد، و سی ‏شبانروز این واقعه مکرر شد. تا در بیابان شمشی طلا یافته دست بدان زد و از فرط معجزتی ‏که در وی بود، آن طلا به سنگی بدل شد و این از مرتبه فقر او بود."‏

شیخ عظیم عطاء الله از اعاظم کبار بود. گفت: " از کرامات شیخ حسین یکی آن بود که وقتی ‏به کیهان همی شد، تیراژ آن سیصد هزار بود، اما به ده سال چنان محبت او در دل مردمان ‏اوفتاد که تیراژ روزنامه به شصت هزار رسید." و این کرامت از هیچ درویش دیگر دیده نشد.‏

نقل است که عزرائیل با قلمی در دست بر وی نازل شده خواست جانش بستاند، اما شیخنا فی ‏الفور نیمه پنهان وی نبشته نزد خدای عزوجل فرستاده با بارگاه الهی لابی همی کرد تا ‏عزرائیل توبه کرده و از کار برکنار همی
شد و این از کرامات شیخ حسین بود، رضی الله ‏عنه.

انسان هزاره هشتم
https://telegram.me/tarikh21
ای بی خبران شکل مجسم هیچ است

وین طارم نه سپهر ارقم هیچ است

خوش باش که در نشیمن کون و فساد

وابسته یک دمیم و آن هم هیچ است

حکیم عمر خیام نیشابوری. انسان هزاره هشتم
https://telegram.me/tarikh21
انسان هزاره هشتم (تاریخ-هنر-فلسفه) https://telegram.me/tarikh21
صادق هدایت برخلاف بعضی ها که به اثار او کاملا سطحی نگاه کرده اند ابدا نهیلیستی نیست . صادق هدایت چنانکه اثارش را مرور خواهیم کرد کاملا دیدی طبقاتی و رادیکال به دنیا و مردم خود داشت.مرگ های صادق هدایت در داستان هایش مرگ های کاملا اعتراض امیز به جامعه منحط بود. و گریز از سانسور دولت بود . همانطور که مرگ ها و نوعی خود کشی های مردان و زنان از فرط محرومیت و مفلوکی و مظلومی نوعی اعتراض بالاتر از مبارزه در جامعه ما انعکاس داشت . و نوعی از نافرمانیهای مدنی بود . برای نمونه مجموعه داستانهای " زنده به گور "را مرور میکنیم . ویژه گی داستان های عمیق و گا هی پیچیده هدایت این است که انسان در زمانها و مکانهای مختلف مطالعه تاثیراتی تازه از خود بروز میکند .
انسان هائی که در داستانهای هدایت نقش دارند انقدر تنها هستند که حتی نمی توانند ازدواج کنند و از هر لحاظ تنها هستند و مردم عادی یا از روی ترحم و تمسخر و تفنن با انها برخورد میکنند و همه انسان ها در این جوامع و محیط های نویسنده مسخ شده اند . هم طبقات پائین و هم طبقات بالا ی جامعه.

انسان هزاره هشتم
https://telegram.me/tarikh21
انسان هزاره هشتم (تاریخ-هنر-فلسفه)
https://telegram.me/tarikh21
یکی از ایستگاه های قطار شرکت کامی ژاپن، علیرغم ضرردهی، سه سال است که برای رساندن فقط یک دانش‌آموز به مدرسه و بازنماندن وی از #تحصیل، تعطیل نمی شود.

ایستگاه قطار شرکت کامی در جزیره هوکائیدو واقع در شمالی ترین نقطه ژاپن، زمانی بسیار فعال بوده است. اما در سالهای اخیر تعداد افرادی که به این منطقه رفت و آمد می کردند به شدت کاهش یافت. در نهایت فقط یک نفر باقی ماند که به طور منظم از این خط دو ایستگاهی به طور منظم استفاده می کند: یک دختر دبیرستانی.

برنامه حرکت قطار با برنامه این دانش آموز تنظیم شده است

سه سال پیش، اوضاع راه آهن ژاپن که مدیریت این خط را بر عهده دارد تغییر کرد. اگر این خط تعطیل می شد، دختری که برای رفت و برگشت به مدرسه هر روز از آن استفاده می کردف با مشکل مواجه می شد. به خاطر همین موضوع، سه سال تمام، این خط با زیاندهی به کار خود ادامه داد. ساعات ورود و خروج قطار در این خط بر اساس برنامه مدرسه آن دختر تنظیم شده است. انسان هزاره هشتم
https://telegram.me/tarikh21

به محض فارغ التحصیلی این دانش آموز این خط تعطیل خواهد شد

این دختر که نامش اعلام نشده قرار است در ماه مارس فارغ التحصیل شود که به محض فارغ التحصیلی او این خط نیز به فعالیت خود خاتمه خواهد داد. در چند وقت اخیر در نواحی اطراف این ایستگاه 20 خط قطار تعطیل شده است. جمعیت سالمند ژاپن در این باره می گویند که دولت #ژاپن نه #سالمندان را نادیده می گیرد و نه #جوانان را. انسان هزاره هشتم
https://telegram.me/tarikh21
دستخط امیر کبیر در نامه معروف او به پادشاه قاجار! "اداره مملکت به توصیه عمه و خاله نمی‌شود"

قربانت شوم
الساعه که در ایوان منزل با همشیره‌ همایونی به شکستن لبه‌ نان مشغولیم، خبر رسید که شاهزاده موثق‌الدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کرده‌ بودم به توصیه‌ عمه‌ خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده‌اید. فرستادم او را تحت‌الحفظ به تهران بیاورند تا اعلی‌حضرت بدانند که اداره‌ امور مملکت به توصیه‌ عمه و خاله نمی‌شود. زیاده جسارت است.
تقی

امیر کبیر در بیستم دی ماه ۱۲۳۰، با کوشش اطرافیان ناصرالدین شاه و به دستور وی در باغ فین کاشان به قتل رسید.

انسان هزاره هشتم
https://telegram.me/tarikh21

فلاسک (درباره داستان)
https://telegram.me/flaskkk
هیتلر و مرگ اسرارآمیزش

باید تاریخ مرگ او را از نو نوشت -(1) از همان لحظه اشغال برلین توسط ارتش سرخ شوروی، گمانه زنی ها در مورد سرنوشت «آدولف هیتلر»، رهبر شکست خورده آلمان نازی و همراهان نزدیک او آغاز شد. در ساعات پایانی جنگ، هیتلر در محفظه امنی که در زیرزمین کاخ صدراعظمی ساخته شده بود، اقامت داشت؛ محفظه ای ضدبمب با سیستم تهویه مخصوص که شبکه ارتباطی چندان پیشرفته ای نداشت.

تنها راه برقراری ارتباط با بیرون این بود که کارمندان به صورت تصادفی با اهالی شهر تماس تلفنی برقرار کنند و در صورت دریافت پاسخ، از وضعیت منطقه باخبر شوند. وزیر تبلیغات آلمان، «جوزف گوبلز» به همراه همسر و شش فرزند خود به محفظه امن آمده بود. در 28 آوریل 1945 هیتلر باخبر شد که «هیملر»، رئیس «اس اس» (گارد مخصوص پیشوا) با نیروهای متفقین برای تسلیم شدن مذاکره کرده و با صلیب سرخ سوئد برای حفظ جان خود به توافق رسیده است. هیتلر همواره او را وفادارترین شخص نسبت به خود می دانست. انسان هزاره هشتم
https://telegram.me/tarikh21
هیتلر و مرگ اسرارآمیزش

باید تاریخ مرگ او را از نو نوشت -(2) موسولینی در میدان میلان آویزان شد

شب 29 آوریل یکی از ژنرال های هیتلر به او گزارش داد که برلین در حال سقوط است، زیرا مهمات ارتش آلمان در حال اتمام بود. به ازای هر یک سرباز آلمانی، 9 سرباز روس وجود داشت. در آثار اکثر مورخین، این گزارش عامل مصمم شدن هیتلر به «خودکشی» عنوان شده است. هیتلر همچنین شنید که موسولینی در ایتالیا دستگیر و اعدام شده و جنازه او و همسرش از پا در میدان میلان آویزان گردیده است. هیتلر نمی خواست به چنین سرنوشتی دچار شود. آیا او تصمیم گرفته بود که خودکشی کند؟

براساس روایت برخی مورخان، در 30 آوریل 1945 هیتلر به کاردار خود «اتو گانشه» دستور داد تا پس از خودکشی، جنازه او و «اوا براون» سوزانده شود. او دستور داد تمام افراد حاضر، محفظه امن را ترک کنند. اسناد موجود حاکی از آن است هیچ کدام از کسانی که در بیرون محفظه حضور داشتند صدای شلیک گلوله را نشنیدند. در ساعت 15:15 دقیقه روز 30 آوریل 1945، اتو گانشه و هاینزلینج (مستخدم مخصوص هیتلر) وارد محفظه شدند. جنازه هیتلر و اوا براون روی مبل گوشه محفظه افتاده بود. براون در جهت مخالف هیتلر روی دسته مبل افتاده بود. در طرف دیگر مبل، از قسمت راست بدن هیتلر خون می چکید. به گفته برخی راویان، او با تفنگ به سر خود شلیک کرده بود و تفنگ روی پای او افتاده بود.لینج و گانشه جنازه هیتلر و اوا براون را در پتویی پیچیدند و به باغ کاخ صدراعظمی رایش منتقل کردند. روی جنازه ها بنزین ریختند و آن ها را آتش زدند. این روایت رسمی بارها و بارها بدون آنکه به درستی مورد سوال قرار بگیرد، تکرار شده است، اما آیا هیتلر واقعا خودکشی کرده بود؟ پس چرا کسی صدای شلیک گلوله را نشنیده بود؟ آیا داستانی که نزدیکان هیتلر، که تعدادشان از انگشتان یک دست بیشتر نبود، نقل کرده بودند، نقشه ای برای پنهان کردن یک حقیقت دلهره آور بود؟ ژنرال «وادیز»، فرمانده نیروهای امنیتی ارتش سرخ (اسمرش) مسئول یافتن پاسخ این سوالات شده بود.

روز 2 می 1945 نیروهای امنیتی ارتش سرخ شوروی وارد ساختمان شدند و نیروهای عادی ارتش سرخ را از ساختمان بیرون کردند. نیروهای (اسمرش) می دانستند که استالین تاکید زیادی بر کشف جنازه هیتلر دارد و اگر جنازه او پیدا نشود، خشمگین خواهدشد. فرماندهی نیروهای جست و جو برای کشف جنازه هیتلر بر عهده ژنرال «وادیز» بود. گزارش او از جست و جو برای یافتن جنازه هیتلر، منبع اصلی مورخین برای تحقیق در مورد وقایع پس از ناپدیدشدن هیتلر است. انسان هزاره هشتم
https://telegram.me/tarikh21