انسان هزاره هشتم
119 subscribers
1.01K photos
74 videos
16 files
139 links
(ادبی تاریخ فلسفه)

ارتباط با ادمین. @Mithra1991
Download Telegram
@tarikh21
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
"ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻩ"

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ لهستانی ﺑﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺩﻭﻡ ﺩﺭ ﺟﺸﻦ ﻫﻔﺘﺎﺩﻣﯿﻦ ﺳﺎﻟﮕﺮﺩ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﻣﺘﻔﻘﯿﻦ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺧﺎﻟﯽ در ورشو ﺭﮊﻩ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﯾﺎﺭﺍﻥ
ﻗﺪﯾﻢ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﺍﻭ ﻫﺮ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﺑﺰﺭﮔﺪﺍﺷﺖ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﺟﻨﮓ ﺑﻪﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺭﮊﻩ ﻣﯿﺮﻭﺩ ...
ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻫﻢ ﮔﺮﻭﻫﺎﻥ ﺭﺯﻣﯽ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﻫﻢ ﺩﻭﺭﻩﻫﺎﯼ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﻧﺒﺮﺩﯼ
ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺑﺎ ﺍﺭﺗﺶ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻭ ﺍﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺷﺎﻫﺪ ﻭ ﺑﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻩ ﺁﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺳﺨﺖ
ﺍﺳﺖ.
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
@tarikh21
پاول: من هیچ وقت نفهمیدم
چه کسایی عتیقه می خرن و
این چیزا به چه دردشون می خوره.
آینز: کسایی که تو گذشته زندگی می کنن، کسایی که فکر می کنن اگه زود تر به دنیا می اومدن خوشبخت تر بودن.
پاول: قبول دارم. نوستالژی در واقع یک جور فراره، فرار از درد های امروز.
..........................................
Midnight in paris
(نیمه شب در پاریس)
وودی آلن (انسان هزاره هشتم) @tarikh21
@tarikh21
مار به اطاق آبی آمد.و ما رفتیم.دیگر در اطاق آبی فرش نبود.صندوق مخمل نبود.لاله و آینه نبود.هیچ چیز به خالی اطاق چنگ نمی زد.
@tarikh21
اطاق آبی خالی بود مثل روان تائوییست.می شد در آن به
"آرامش در تهی" رسید.به السکینه رسید.هیچ کس به اتاق آبی نمی رفت.
من می رفتم.

#اتاق_آبی
#سهراب_سپهری
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
@tarikh21
#رنوار
جنگ عادات بسیاری از پاریسی ها را عوض کرده بود.مردم کمتر به دیدن یکدیگر می رفتند.برای نخستین بار در کنار پدر احساس کردم دوران کودکی ام به پایان رسیده است و برای خود مردی شده ام.زخم پایم احساس همطرازی با پدرم را در من زنده می کرد.من بدون چوب زیر بغل نمی توانستم حرکت کنم.هردو از پا علیل بودیم و در صندلی خود محبوس.

"پدرم رنوار"
ژان رنوار (دومین پسر پیراگوست رنوار نقاش جاودان فرانسه)
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
@tarikh21
_ در ژاپن از هر صد نفر یک نفر مبتلا به شیزوفرنی است.
جنون دزدی هم ظاهرا به یک درصد می رسد.
اگر یک درصد تمایل به همجنس بازی بین مردها باشد،طبعا همین حدود هم بین زن ها هست.مفسده جوها به یک درصد می رسند،دائم الخمرها یک درصدند،عقب افتاده های ذهنی یک درصد،آنهایی که جنون جنسی دارند یک درصد،خود بزرگ بین ها یک درصد،شیادهای معمولی یک درصد،زن های سرد مزاج یک درصد،تروریست ها یک درصد،کج خیال ها یک درصد...
_ خواهش می کنم دست از این مهملات بردار.
_ خب،آرام باش و گوش بده.آنهایی که از ارتفاع می ترسند،معتادهای هروئینی،غشی ها،کسانی که جنون آدمکشی دارند،سیفلیسی ها،کودن ها، به فرض که اینها هرکدام یک درصد باشد،سر جمع می شود بیست درصد.اگر بتوانی هشتاد غیرعادی دیگر با همین روند پیدا کنی _البته که می توانی_ دلیل آماری به دست می آوری که بشر صددرصد غیر عادی است.

زن در ریگ روان
کوبو آبه
ترجمه مهدی غبرائی
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
@tarikh21
من از تاریکی بیشتر از سایر چیزهای دیگر می ترسیدم،ترس من از تاریکی نه به خاطر عدم روشنایی بلکه به این خاطر بود که من تاریکی را تنها نیروی عظیمی می دانستم که دشمن نور و روشنایی بود.

#ماکسیم_گورکی
داستان یک قهرمان
ترجمه فرهاد منشوری
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
و عشق
صدای فاصله هاست.
صدای فاصله هایی که
غرق ابهامند.
#سهراب_سپهری
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
@tarikh21
"دلقک های درباری"
در عصر قاجاریه در مملکت ما کار دلقک بازی آنقدر بالا گرفته بود که هر مقام و دستگاهی برای خود یک دلقک داشت.دلیل این کار هم خیلی روشن بود،زیرا وقتی شخص شاه در دربار خود به اندازه یک لشکر دلقک و ملقک و مسخره و دیوانه و ندیم و لوطی و رقاص و آوازه خوان و مطرب و غیره داشته باشد،دیگران که نایب السلطنه و والی و حاکم و نایب الحکومه باشند چرا برای نشان دادن جلال و جبروت دستگاه خویش دلقک نداشته باشند?

#حسین_نوربخش
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
@tarikh21
"افسانه چنار عباسعلی"

یکی از حیله های ناصرالدین شاه در استفاده از عقاید مذهبی مردم،امامزاده سازی بود.
یکی از خدمتکاران اندرون مرتکب خلافی شد و از آنجا که می دانست مورد خشم خانم خود قرار خواهد گرفت شبانگاه فرار کرده و در حرم عبدالعظیم بست نشست.
چون این خبر به گوش شاه رسید سخت به رقت آمد و به بانوی کنیز فراری گفت تا از تقصیر وی درگذرد.آنگاه برای آنکه اهل اندرون مأمن نزدیکتری داشته باشند و هنگام ضرورت بدان پناه برند به یکی از گیس سپیدان حرم دستور داد تا آواز دهد که خواب نما شده و به وی گفته اند در پای چنار کهنسالی که کنار مظهر قنات مهرگرد در اندرون واقع است،امام زاده ای به نام عباسعلی مدفون است. @tarikh21
گیس سپید گفته شاه را بکار بست و این خیر در اندرون انتشار یافت.اهل حرم شادیها کردند و از شاه خواستند که نرده ای دور درخت کشیده شود.شاه به نصب نرده امر کرد و آن را به رنگ سبز اندود کردند.از آن پس درخت مذبور به چنار عباسعلی معروف شد.زیارتنامه ای مخصوص به تنه آن آویختند و اطرافش شمعدانهای نقره کوبیده هرشب شمع ها در آن افروختند.اهل اندرون نذرهای خود را از قبیل حلوا و غیره در پای آن می پختند و بر تنه اش دخیلها می بستند.بدینگونه برای نیازمندان حرمسرا پناهگاهی نزدیک بوجود آمد.

"از خاطرات دوستعلی خان معیرالممالک"
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
@tarikh21
آلیوشا، اندیشناک، گفت: «لحظاتی هست که مردم دوست دار جنایت می شوند.»
- آره، آره! فکر مرا به زبان آورده ای، آنها دوستدار جنایت اند، همه جنایت را دوست می دارند، همیشه دوستش می دارند، نه در یعضی "لحظات" میدانی، انگار مردم به توافق رسیده اند دربارۀ آن دروغ بگویند و از همان وقت درباره اش دروغ گفته اند. همگی اعلام می دارند که از بدی نفرت دارند، اما پنهانی عاشق آنند.

" فئودور داستایوفسکی، برادران کارامازوف،جلد دوم،ص818 "
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
فکر نکنی چون با لهجه حرف می زنم با لهجه هم فکر می کنم!

A Walk in the Clouds
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
تراژیک ترین لبخند
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
@tarikh21
👆👆👆👆👆👆👆👆👆
ايا ميدانستيد این صف نه ربطی به مدرسه دارد و نه یک بازی کودکانه است. لبخندی که این کودک به عکاس می زند، تراژیک ترین لبخند و تراژيک ترین لحظه ای است که تاریخ می تواند به خود ببیند. او و همه کودکانی که می بینید، قرار است زنده بگور شوند. آنها ۱۸۰ هزار نفر هستند. این کادر کوچک پذیرای همه آنها نیست. اما گورهای دسته جمعی پذیرای همه آنها هستند. ۲۵ سال از این عکس و از عملیات «انفال» در کردستان عراق گذشت. تک تک این کودکان اکنون در خاک تجزیه شده اند. خیلی ها هنوز از تجزیه شدن خاک می ترسند.

ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺍﻧﻔﺎﻝ ، ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۹۸۸ ﺗﺎ ۱۹۸۹ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺁﻥ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺭﮊﯾﻢ ﺑﻌﺚ ﻋﺮﺍﻕ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺍﺯ ﺻﺪﺍﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﺗﮑﺮﯾﺘﯽ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ، ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ۱۸۲٬۰۰۰ ﺗﻦ ﺷﺎﻣﻞ ۸۰٬۰۰۰ ﺑﺎﺭﺯﺍﻧﯽ ﻭ ۱۰۰٬۰۰۰ ﮔﺮﻣﯿﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡ ﮐﺮﺩﻧﺪ .

(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
آلبر کامو:
در لحظه ای خاص از درد یا بیداد هیچ کس نمی تواند برای هیچ کس کاری بکند. رنج تنهاست.

" عکس: ماشینی که آلبر کامو در آن جان سپرد. "
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
@tarikh21
میخواره را ساکت و خاموش در پشت تعداد زیادی شیشه خالی و تعداد زیادی شیشه پر دید.
-تو اینجا چه می کنی؟
- میخواره:می نوشم
- چرا می نوشی؟
-میخواره:برای از یاد بردن.
-چه چیز را فراموش کنی؟
- میخواره:فراموش کنم که شرمنده ام.
- شرمنده از چی؟
- میخواره:شرمنده از میخوارگی
....................................................
شازده کوچولو-آنتوان دوسنت اگزوپری
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
@tarikh21
اساساً من همیشه ابلهی وفادار بودم. نسبت به همۀ زن­هائی که با من زندگی کرده ­اند، حتا به یک روسپی، حس ابلهانۀ وفاداری و درست­کاری داشتم؛ و امیدوارم همه داشته باشند، چون این کار زندگی را آسان­تر میکند !

#چارلز_بوکوفسکی
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
@tarikh21
چنان تنهایی وحشتناکی احساس
می کردم که خیال خودکشی به سرم زد. چیزی که جلویم را گرفت این فکر بود که هیچ کس، مطلقاً هیچکس از مرگم متأثر نخواهد شد
و من در مرگ خیلی تنهاتر از زندگی خواهم بود.

#سارتر
" ژان پل سارتر - تهوع "
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
@tarikh21
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
دور فلک درنگ ندارد شتاب کن
زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
ما را ز جام باده گلگون خراب کن
خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد
گر برگ عیش می‌طلبی ترک خواب کن
روزی که چرخ از گل ما کوزه‌ها کند
زنهار کاسه سر ما پرشراب کن
ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم
با ما به جام باده صافی خطاب کن
کار صواب باده پرستی است حافظا
برخیز و عزم جزم به کار صواب کن

حافظ
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
روزی که از پیلۀ تنهایی ات بیرون بیایی همه خواهند دید که چه پروانۀ زیبایی شده ای، همه بجز خودت.

(حسین منصوری/پسرخوانده فروغ فرخزاد)
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
@tarikh21
یک پیشوای دینی هر غروب آفتاب با شاگردان خود به مراقبه می پرداخت. روزی گربۀ منزل به اتاق مراقبه آمد و مزاحم کار او و شاگردانش شد. از این رو پیشوا دستور داد که گربه را در ساعاتی که مراقبه صورت میپذیرد به درختی در حیاط ببندند. اما زمان به پیش رفت و پیشوا روزی درگذشت و پیشوای دیگری جانشین او شد. پیشوای جدید نیز با جدیت تمام به سنتی که پیشوای قبلی بنیاد نهاده بود وفادار ماند و دستور داد گربه را در ساعات مراقبه همچنان به درخت حیاط ببندند. اما زمان به پیش رفت و روزی گربه بمرد. پیشوا دستور داد گربۀ جدیدی بیاورند تا در ساعات مراقبه به درخت حیاط بسته باشد. از آنجایی که انسانهای عادی دلیل این اقدام را نفهمیدند علمای علم الهیات وارد صحنه شدند و دو جلد کتاب قطور با پانویس های بیشمار در باب خواص درمانی بستن گربه به درخت در ساعات مراقبۀ عصرانه به رشتۀ تحریر درآوردند. اما به مرور زمان خود مراقبۀ عصرانه نیز کهنه و بی مصرف شد و هیچکس دیگر توجه ای به آن نشان نمیداد. اما با جدیت تمام و با وفای قلبی به سنت بنیاد نهاده شده همچنان هر غروب آفتاب گربه ای به درخت حیاط بسته میشد.

(فرانسیس ایکس داسا / برگردان حسین منصوری)
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
برده های خوشبخت سرسخت ترین دشمنان آزادی هستند.

(ابنر اشنباخ )
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21