انسان هزاره هشتم
119 subscribers
1.01K photos
74 videos
16 files
139 links
(ادبی تاریخ فلسفه)

ارتباط با ادمین. @Mithra1991
Download Telegram
@tarikh21
بالاخره علت ناراحتى اش را فهميدم: او چندبار به آينه اش نزديك شد و مدت درازى در برابر آن توقف كرد. بعد بطرف من برگشت و با نوميدى شگفتى گفت:
- دوستم، من از دست رفته ام.
بله، حقيقتاً از بيست سال پيش تا امروز، با وجود تمام "افكار نو و جديد" و "تغيير عقيده ها" ى "واروارپتروونا"، "استپان تروفى موويچ" گمان مى كرد كه بر او نفوذ دارد، نه تنها بعنوان يك "تبعيدى" يا "مرد دانشمند" بلكه به منزله يك "مرد زيبا". و حالا حاضر بود از تمام عقايد خويش چشم بپوشد اما اين عقيده را كه او زيباست همچنان حفظ كند.




"تسخير شدگان"
#فئودور_داستايوفسكي
برگردان: علي اصغر خبره زاده
#داستان_هاي_روسي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
گوش كن. او يك آدم نازك نارنجى است، اما براى تو بسيار خوبست.
وانگهى او آدم نازك نارنجى قابل ترحمى است، لياقت آن را ندارد كه دوستش بدارند، اما تو بايد بخاطر ضعف و ناتوانيش او را دوست بدارى.




"تسخير شدگان"
#فئودور_داستايوفسكي
برگردان: علي اصغر خبره زاده
#داستان_هاي_روسي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
اما چرا، چرا سوسياليست ها و كمونيست هاي هار و خشمگين، در عين حال ملاك و خسيس و تاجر هستند؟ غريزه مالكيت آنها درست نقطه مقابل عقايدشان است!

آخر چرا؟ آيا اين مسأله هم از احساساتي بودن آنان سرچشمه مي گيرد؟



"تسخير شدگان"
#فئودور_داستايوفسكی
برگردان: علي اصغر خبره زاده
#داستان_هاي_روسي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
زندگانى ما مى گذرد و زندگانى-اى ديگر آغاز مى شود، آنهم پايان مى يابد و زندگانى سومى شروع مى شود و همچنين تا آخر. دو سر زندگانى را چنان مى برند كه گويى با قيچى بريده اند. مى بينيد چه مبتذلاتى مو گويم، اما پر از حقيقت است!




"تسخير شدگان"
#فئودور_داستايوفسكي
برگردان: علي اصغر خبره زاده
#داستان_هاي_روسي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
در هر ميليون نفر ميان اين گله ى عظيم ده نفر آدم بى بند و بار پيدا مى شوند كه خود را بالاتر از همه، حتى بالاتر از قانون مى دانند. يكى از آن ها منم. شما هم اگر مردى هستيد كه از ديگران بالاتريد راست راه برويد و سر خود را بلند نگاه داريد. ولى بايد با رشك و حسد و افترا و ميانه رو بودن و خلاصه با همه كس در جدال و جنگ بود.




"بابا گوريو"
#اونوره_دو_بالزاك
#داستان_هاي_فرانسوي
(نيمه ابتدايى قرن نوزدهم)
برگردان: ادوارد ژوزف
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
شكار انواع مختلف دارد. عده اى جهيز شكار مى كنند، عده اى ديگر به شكار ورشكسته ها مى روند، يكى وجدان اشخاص را فدا مى كند، ديگرى مشتركين خود را دست و پا بسته مى فروشد. هركس كه با كيف پر از شكار برگشتمحبوب و محترم است، به افتخار او جشن برپا مى كنند و او را در اجتماع عالى راه مى دهند.




"بابا گوريو"
#اونوره_دو_بالزاك
#داستان_هاي_فرانسوي
(نيمه ابتدايى قرن نوزدهم)
برگردان: ادوارد ژوزف
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
غریب است سرگردانی در مه!
آنجا که تنهاست هرسنگ و بوته‌ای،
و هیچ درختی درخت دیگر را نمی‌بیند
همه تنهایند

پر از دوست بود دنیا برایم،
آنوقت که زندگی‌ام نور بود
اینک که مه فرو می‌افتد
دیگر کسی قابل روئیت نیست

راستی که هیچکس عاقل نمی‌شود،
مگر اینکه تاریکی را بشناسد،
که خاموش و گریز ناپذیر،
از همه جدا می‌کند او را

غریب است در مه سرگردان شدن!
زندگی تنها بودن است
هیچ کس چیز دیگری نمی‌شناسد
همه تنهایند...



"سرگردانی در مه"
#هرمان_هسه
ترجمه : فرشته وزیری نسب
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
هرمان هسه،ادیب، نویسنده ونقاش آلمانی-سوییسی و برندهٔ جایزهٔ نوبلِ سال ۱۹۴۶ در ادبیات..
@tarikh21
گلدموند ، گویی دچار بهتی شده و برای اینکه چیزی گفته باشد با لکنت زبان گفت : برتر... من از تو برتر باشم ؟
و نارتسیس ادامه داد : البته طبیعتهای از نوع تو ، که احساسی لطیف و نیرومند دارند ، آنها که عواطفشان زنده است ، خیال پردازان ، شاعران و عاشقان از ما اصحاب خرد ، همیشه برترند ، اصل و نسب شما مادرانه است . زندگی را به کمال تجربه می کنید . به شما نیرو و توانایی زیستن و چشیدن ارزانی شده است . ما خردمندان ، هر چند که اغلب ، و گاه به ظاهر شما را هدایت می کنیم و بر شما مسلطیم ، زندگی را چنانکه باید نمی چشیم . زندگی ما در خشکی و بی بری سپری می شود . وفور زندگی، شهد میوه ها ، طراوت و شادابی باغ عشق و سرزمین زیبای هنر ، همه برای شماست . وطن شما زمین و از آن ما اندیشه است . برای شما ، خطر ، غرقه شدن در دریای احساس است و برای ما خفقان در فضای لایتناهی خالی از هوا . تو هنرمندی ، من متفکر. ...




"نارتسیس و گلدموند"
#هرمان_هسه
برگردان: سروش حبیبی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
هر قسم شناختی که از مسیر روئیت حاصل شود , شناخت بر خاصیت است و نه بر ماهیت . مشاهده ی مستقیم هیچگاه ماهیتِ یک پدیده را بر ما اشکار نمی سازد , چنانچه ما هر روزه نور را به عینه می بینیم ولی هرگز بر ماهیت ان واقف نمی شویم و جالب انکه با ازمون های تجربی هم ماهیتِ پدیده ها هرگز بر ما اشکار نمی گردد .



#بهزاد_بابايى
#جهان_بيني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
-افسر سازمان پلیس مخفی آلمان: این کار شما ست؟
+پابلو پیکاسو: نه، کار شما ست.



#پابلو_پيكاسو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarih21
گِرنیکا (به اسپانیایی: Guernica) نام اثری است از نقاش معاصر اسپانیایی، پابلو پیکاسو (۱۸۸۱ - ۱۹۷۳) که بمباران دهکده گِرنیکا در شمال این کشور توسط بمب‌افکن‌های آلمان نازی در ۲۶ آوریل ۱۹۳۷ و در خلال جنگ داخلی اسپانیا را به تصویر کشیده‌است
@tarikh21
عبدالرحیم خان طالبوف در سال 1286 خورشیدی، در نامه‌ای به دهخدا می‌نویسد:
«در ایران، بر سر آزادی عقاید جنگ می‌کنند، ولی هیچ کس به عقیده دیگری وقعی نمی‌گذارد. سهل است اگر کسی اظهار رأی و عقیده نماید متهم و واجب‌القتل، مستبد، اعیان‌پرست، خودپسند، نمی‌دانم چه و چه نامیده می‌شود، و این نام را کسی می‌دهد که در هفت آسیا یک مثقال آرد ندارد، یعنی نه روح دارد، نه علم، نه تجربه، هیچ چیز، فقط زبانی دراز!
... من ایران را 50 سال است می‌شناسم و هفتادویکم سن من تمام شده. کدام دیوانه در دنیا، بی‌بنّا عمارت می‌سازد؟ کدام دیوانه بدون تهیه مصالح، بنّا را دعوت به کار می‌نماید؟ کدام مجنون تغییر ایران را خلق‌الساعه حساب می‌کند؟ آخر هیچ پیغمبری می‌توانست این کشور را به سرعت پیشرفته کند که حالا «حسین بزاز» یا «محسن خیاط» یا فلان آدم می‌خواهد این کار را بکند؟
ایرانی، تاکنون اسیر یک گاو دو شاخ استبداد بود اما بعد از این، اگر اداره خود را قادر نشود به گاو هزار رجاله دچار می‌گردد، آن وقت مستبدین به نابالغی ما می‌خندند. فاش می‌گویم که من این مسأله را، بی چون و چرا می‌بینم.»



"از صبا تا نیما"
#یحیی_آرین‌پور
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
هیچ چیز را در این دنیا نمی‌توان با چهره انسان مقایسه کرد. سرزمینی که هرگز در کاوش و تفحص در آن خسته نمی‌شویم.

آن‌چه در فیلم‌هایم جست‌وجو می‌کنم، آن‌چه می‌کوشم تا به‌دست آورم، راهیابی به اندیشه‌های بازیگرانم از طریق بیان و حالت‌های چهره‌های آن‌هاست. زیرا این حالت‌ها هستند که منش شخصیت‌ها، احساس‌ ناآگاهانه‌شان و رازهایی که در ژرفای روح مانده‌اند را آشکار می‌کنند.



#كارل_تئودر_دراير
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
کارل تئودور درایر (1968-1889) یکی از بزرگترین فیلمسازان تاریخ محسوب می‌شود که در طول ۵۰ سال حیات حرفه‌ای خود تنها ۱۴ فیلم ساخت. درایر دانمارکی که هموطن کیرکگور است انگار همو است که در قرن بیستم می‌خواهد با دوربین بیندیشد و اندیشه‌های او را بر پرده سینما بیاورد.

درایر از معدود کارگردانهایی است که مانند تارکوفسکی، برسون، برگمان، و اوزو که به "زبان سکوت" دست یافته‌اند. فیلمسازانی که می‌توانند آنچه ماورای تصویر است را به تصویر درآورند بی‌آنکه آن را نقض کنند و یا حتی تقلیل دهند.
آزادی شهر از حصارش پیداست
از کینه‌ی چوبه‌های دارش پیداست
فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست



مجموعه‌ی "مردی که نرفته است برمی‌گردد"
#سید_مهدی_موسوی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Forwarded from برای " چیز " های باقیمونده (Nader beglou)
▫️
فصلِ دیگر


بی‌آن‌که دیده بیند،
در باغ
احساس می‌توان کرد
در طرحِ پیچ‌پیچِ مخالف‌سرای باد
یأسِ موقرانه‌ی برگی که
بی‌شتاب
بر خاک می‌نشیند.


بر شیشه‌های پنجره
آشوبِ شبنم است.
ره بر نگاه نیست
تا با درون درآیی و در خویش بنگری.

با آفتاب و آتش
دیگر
گرمی و نور نیست،
تا هیمه‌خاکِ سرد بکاوی
در
رؤیای اخگری.

این
فصلِ دیگری‌ست
که سرمایش
از درون
درکِ صریحِ زیبایی را
پیچیده می‌کند. 

یادش به خیر پاییز
با آن
توفانِ رنگ و رنگ
که برپا
در دیده می‌کند!


هم برقرارِ منقلِ اَرزیزِ آفتاب،
خاموش نیست کوره
چو دی‌سال: 

خاموش
خود
منم!

مطلب از این قرار است:
چیزی فسرده است و نمی‌سوزد
امسال
در سینه
در تنم!


 ‏۱۳۴۹

از دفتر شُکفتن در مِه
احمد شاملو

@Baraye_Chizhaye_Baghimondeh
▫️
آن زمان هنوز با کفش به اتاق آمدن قبیح بود، و روی صندلی نشستن معمول نشده بود، بدون لباس بلند از قبیل عبا یا لباده به حضور بزرگان رفتن بی ادبی بود... بسا بود که در بعضی کوچه‌ها و محله‌ها متعرض فوکولی‌ها می‌شدند و اگر فحش و کتک در کار نمی‌آمد مضمون و استهزاء فراوان بود... عینک زدن جوان‌ها آن زمان خیلی به نظر غریب می آمد و حمل بر خودنمایی و فرنگی‌مآبی می‌شد... وقتی یکی از کسان من که او هم عینک می‌زد روز نهم محرم در کوچه‌ای شنید یکی به دیگری می گوید این کافر را ببین که روز تاسوعا هم عینک می زند!... با کارد و چنگال غذا خوردن آن زمان معمول نبود و با دست غذا می‌خوردیم... تصور نفرمایید که این قصه‌ها خارج از موضوع است. اینها تاریخ است و تاریخ مفید همین است... می‌دانید که امروز در تعلیم تاریخ بیشتر نظر دارند به چگونگی احوال و اخلاق و آداب و رسوم مردم و تفاوت‌هایی که به مرور زمان میکند.



"مقالات" (جلد اول)
#محمد_علی_فروغی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ولادیمیر مایاکوفسکی در
چنین روزی با شلیک گلوله ای به زندگی خود پایان داد . او از مهمترین و بزرگترین شاعران روسیه و جهان بود .
یادداشت مایاکوفسکی قبل از مرگ خود خواسته اش : می میرم ، بخاطر همه ...



#ولادیمیر_مایاکوفسکی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اغلب می گوییم که زمان مرگ نامعلوم است ، اما هنگام گفتن اش این زمان را چنان در نظر می آوریم که در فضایی گنگ و دور دست جای داشته باشد ، تصور نمی کنیم که ربطی با روزی داشته باشد که آغاز شده است و معنی اش این باشد که مرگ - با نخستین چنگ اندازی جزیی اش بر ما ، که پس از این دیگر رهایمان نمی کند - شاید در همین بعد از ظهر فرا رسد ؛ بعد از ظهری نه چندان نامعلوم که برنامه ی همه ی ساعت هایش از پیش ریخته شده است .



"در جستجوی زمان از دست رفته"
(طرف گرمانت)
#مارسل_پروست
برگردان: مهدی سحابی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تصوير: مارسل پروست به سال 1922 ساعاتی پس از مرگ در بستر
رستم فرخزاد، فرزند فريدون فرخزاد، جلوى تابلويى كه خودش نقاشى كرده است #انسان_هزاره_هشتم @tarikh21
@tarikh21
ای جوانان پرتوان،بازی کنید،شاد باشید و ببالید؛زندگی تان تازه آغاز شده.و برای شما آسان تر خواهد بود:لازم نیست مثل ما پیوسته در جستجوی راهتان باشید،مبارزه کنید و در دل تاریکی از پا بیفتید و برخیزید.ما تقلا و تکاپو می کردیم که خود را برهانیم و چه بسیار از ما که نرهیدند ولی شما باید کاری کنید کارستان،تلاش کنید و دعای خیر این پیرمرد هم بدرقه ی راهتان خواهد بود.پس از دیدار امروز ،پس از آن حالاتی که از سر گذراندم ،فقط باید برای آخرین بار در برابرتان سر تعظیم فرود آورم و با اندوه؛ولی خالی از حسد،بی هیچ احساس ناخوشایندی ،با دیدن پایان راه و نظاره ی کردگاری که در انتظار من است،بگویم:سلام بر پیری و تنهایی!بسوز،تا به آخر بسوز،ای شمع بی حاصل زندگی!



"آشیانه اشراف"
#ایوان_تورگنیف
برگردان: آبتین گلکار
#داستان_هاي_روسي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21