#آنا_اسکیمانی ایرانی تبار اولین ایرانی-آمریکایی است که توانست در منطقه ۴۷ مجلس ایالت فلوریدا پیروز شود. او که ۲۸ ساله است، پدر و مادر ایرانی دارد و می گوید هدفش برقراری برابرى است.
#انتخابات_آمريكا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#انتخابات_آمريكا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
وقتی رهبران داشتند درباره آیندهای درخشان حرف روی حرف میانباشتند، مردم مشغول ذخیرهکردن آرد و شکر، شیشه دردار، پیاله، جوراب شلواری، نان خشک و ... بودند
"کمونیسم رفت ما ماندیم و حتی خندیدیم"
#اسلاوانكا_دراكوليچ
برگردان: رویا رضوانی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
وقتی رهبران داشتند درباره آیندهای درخشان حرف روی حرف میانباشتند، مردم مشغول ذخیرهکردن آرد و شکر، شیشه دردار، پیاله، جوراب شلواری، نان خشک و ... بودند
"کمونیسم رفت ما ماندیم و حتی خندیدیم"
#اسلاوانكا_دراكوليچ
برگردان: رویا رضوانی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
وقتیکه نوبت به درس جغرافی میرسید مادربزرگم میگفت: عزیزم به تو چه که آن طرف دنیا کجاست و اسم اینهمه کوهها و دریاها چیست تو همان راه بهشت را یاد بگیر اینها همه پیشکشت..!
با حساب و ریاضیات هم میانهای نداشت و میگفت چرا سر نازنین خودت را اینقدر با هزار و کرور به درد میآوری اگر خدا خواست و دارائیت به آنجاها رسید یک نفر میرزا میگیری و حساب و کتابت را میدهی دست او و اگر به آن پایه و مایه نرسیدی که دیگر این خون جگرها برای چه..
"دارالمجانین"
#محمدعلی_جمالزاده
#داستان_هاي_ايراني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
وقتیکه نوبت به درس جغرافی میرسید مادربزرگم میگفت: عزیزم به تو چه که آن طرف دنیا کجاست و اسم اینهمه کوهها و دریاها چیست تو همان راه بهشت را یاد بگیر اینها همه پیشکشت..!
با حساب و ریاضیات هم میانهای نداشت و میگفت چرا سر نازنین خودت را اینقدر با هزار و کرور به درد میآوری اگر خدا خواست و دارائیت به آنجاها رسید یک نفر میرزا میگیری و حساب و کتابت را میدهی دست او و اگر به آن پایه و مایه نرسیدی که دیگر این خون جگرها برای چه..
"دارالمجانین"
#محمدعلی_جمالزاده
#داستان_هاي_ايراني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Forwarded from انسان هزاره هشتم
@tarikh21
آنچه که بشر جستجو می کند دزد و گردنه گیر و کلاش نیست، چون بشر برای زندگی خودش معنی لازم دارد. یک فردوسی کافی است که وجود ملیون ها از امثال شما را تبرئه بکند و شما خواهی نخواهی معنی زندگی خودتان را از او می گیرید و به او افتخار می کنید. اما حال که علم و هنر و فرهنگ از این سرزمین رخت بربسته، معلوم می شود فقط دزدی و جاسوسی و پستی به این زندگی معنی و ارزش میدهد.
"حاجي آقا"
#صادق_هدایت
#داستان_هاي_ايراني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
آنچه که بشر جستجو می کند دزد و گردنه گیر و کلاش نیست، چون بشر برای زندگی خودش معنی لازم دارد. یک فردوسی کافی است که وجود ملیون ها از امثال شما را تبرئه بکند و شما خواهی نخواهی معنی زندگی خودتان را از او می گیرید و به او افتخار می کنید. اما حال که علم و هنر و فرهنگ از این سرزمین رخت بربسته، معلوم می شود فقط دزدی و جاسوسی و پستی به این زندگی معنی و ارزش میدهد.
"حاجي آقا"
#صادق_هدایت
#داستان_هاي_ايراني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Forwarded from انسان هزاره هشتم
@tarikh21
گريه اش گرفت:" من بايد بالاخره زندگانی بکنم ، بايد شوهر بکنم." حالا مطلب را فهميدم . آن مردی که تازگی با او آشنايی پيدا کرده است شايد بايد شوهر او بشود . شايد اگر کاتوشکا خودش می توانست و عوامل ديگر او را مجبور نمی کردند ، با من زندگی می کرد بدون اين که زن من بشود.حالا نه پدر و نه مادر ، هيچ کس او را مجبور نمی کرد اما يک ديو منحوس مندرس مهيب ، پول ، جامعه ، محيط او را مجبور می کرد که برود خودش را بفروشد ، برای يک عمر بفروشد ، برای اينکه فقط زندگانی کند ، زن ها همه خود را می فروشند ، بعضی در مقابل يک پول جزيی برای ساعت و روز ، بعضی ديگر برای يک عمر در مقابل تأمين زندگی.
#چمدان
#بزرگ_علوي
#داستان_هاي_ايراني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
گريه اش گرفت:" من بايد بالاخره زندگانی بکنم ، بايد شوهر بکنم." حالا مطلب را فهميدم . آن مردی که تازگی با او آشنايی پيدا کرده است شايد بايد شوهر او بشود . شايد اگر کاتوشکا خودش می توانست و عوامل ديگر او را مجبور نمی کردند ، با من زندگی می کرد بدون اين که زن من بشود.حالا نه پدر و نه مادر ، هيچ کس او را مجبور نمی کرد اما يک ديو منحوس مندرس مهيب ، پول ، جامعه ، محيط او را مجبور می کرد که برود خودش را بفروشد ، برای يک عمر بفروشد ، برای اينکه فقط زندگانی کند ، زن ها همه خود را می فروشند ، بعضی در مقابل يک پول جزيی برای ساعت و روز ، بعضی ديگر برای يک عمر در مقابل تأمين زندگی.
#چمدان
#بزرگ_علوي
#داستان_هاي_ايراني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
جشن روز جمجمه در بولیوی. بومیان معتقدند بعد از مرگ باید جمجمه متوفی در خانواده نگه داری شود تا از اعضای زنده خانواده محافظت کند.
#عكس_روز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#عكس_روز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تشییع جنازه #ویکتور_هوگو در 1885
مردم پاریس ویکتور هوگو را یک قهرمان ملی می دانند و بین ۲ تا ۳ میلیون نفر برای مراسم تدفین وی در پاریس جمع شدند.
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
مردم پاریس ویکتور هوگو را یک قهرمان ملی می دانند و بین ۲ تا ۳ میلیون نفر برای مراسم تدفین وی در پاریس جمع شدند.
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
انسان هزاره هشتم
تشییع جنازه #ویکتور_هوگو در 1885 مردم پاریس ویکتور هوگو را یک قهرمان ملی می دانند و بین ۲ تا ۳ میلیون نفر برای مراسم تدفین وی در پاریس جمع شدند. #انسان_هزاره_هشتم @tarikh21
@tarikh21
👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻
تشییع جنازه ویکتور هوگو در 1885
مردم پاریس ویکتور هوگو را یک قهرمان ملی می دانند و بین ۲ تا ۳ میلیون نفر برای مراسم تدفین وی در پاریس جمع شدند.
ویکتور هوگو بزرگترین شاعر سده نوزدهم فرانسه و شاید بزرگترین شاعر در گستره ادبیات فرانسه و نیز داستاننویس، درامنویس و بنیانگذار مکتب رومانتیسم است.
آثار او به بسیاری از اندیشههای سیاسی و هنری رایج در زمان خویش اشاره دارد که از برجستهترین آنها میتوان به بینوایان، گوژپشت نتردام، مردی که می خندد و شمار زیادی مجموعه شعر اشاره کرد.
دو دهه آخر زندگی هوگو به خاطر بستری شدن دخترش در آسایشگاه روانی، مرگ دو پسرش و نیز مرگ آدل در ۱۸۶۸ بسیار ناراحت کننده بود.
هوگو با وجود لطمات روحی و روانی که بر او وارد شده بود همچنان به نوشتن ادامه داد و در سیاست هم تا سال ۱۸۷۸، که تندرستیاش رو به زوال گذاشت، فعال ماند.
#ويكتور_هوگو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻
تشییع جنازه ویکتور هوگو در 1885
مردم پاریس ویکتور هوگو را یک قهرمان ملی می دانند و بین ۲ تا ۳ میلیون نفر برای مراسم تدفین وی در پاریس جمع شدند.
ویکتور هوگو بزرگترین شاعر سده نوزدهم فرانسه و شاید بزرگترین شاعر در گستره ادبیات فرانسه و نیز داستاننویس، درامنویس و بنیانگذار مکتب رومانتیسم است.
آثار او به بسیاری از اندیشههای سیاسی و هنری رایج در زمان خویش اشاره دارد که از برجستهترین آنها میتوان به بینوایان، گوژپشت نتردام، مردی که می خندد و شمار زیادی مجموعه شعر اشاره کرد.
دو دهه آخر زندگی هوگو به خاطر بستری شدن دخترش در آسایشگاه روانی، مرگ دو پسرش و نیز مرگ آدل در ۱۸۶۸ بسیار ناراحت کننده بود.
هوگو با وجود لطمات روحی و روانی که بر او وارد شده بود همچنان به نوشتن ادامه داد و در سیاست هم تا سال ۱۸۷۸، که تندرستیاش رو به زوال گذاشت، فعال ماند.
#ويكتور_هوگو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
جنگ برای تجارت خیلی سودآور است، حتی وقتی به پایان رسیده باشد....
"به امید دیدار در آن دنیا"
#پى_ير_لومتر
برگردان: مهستی بحرینی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تصوير: سخنرانی ماکرون رئیس جمهوری فرانسه به مناسبت صدمین سالگرد پایان جنگ جهانی اول در شهر پاریس.
"به امید دیدار در آن دنیا"
#پى_ير_لومتر
برگردان: مهستی بحرینی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تصوير: سخنرانی ماکرون رئیس جمهوری فرانسه به مناسبت صدمین سالگرد پایان جنگ جهانی اول در شهر پاریس.
انسان هزاره هشتم
ساخت ماكت #باغ_هاى_معلق_بابل توسط گروهى از طراحان فرانسوى #تاریخ_تمدن #ویل_دورانت #انسان_هزاره_هشتم @tarikh21
@tarikh21
یکی از سرگرمیهای شاهان بابل و آشور آن بود که با شیرانی که آرام و مطمئن در بیشه ها گردش می کردند، و چون انسانی به جانب ایشان می رفت هراسناک گریزان می شدند، به جنگ تن به تن برخیزند. راستش را بخواهیم، مدنیت همچون دوره فترتی موقتی است که در خلال زندگی جنگلی پیش می آید
#بختنصر
#بابل
ج1- فصل نهم (تمدن بابل- رنجبران)
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
یکی از سرگرمیهای شاهان بابل و آشور آن بود که با شیرانی که آرام و مطمئن در بیشه ها گردش می کردند، و چون انسانی به جانب ایشان می رفت هراسناک گریزان می شدند، به جنگ تن به تن برخیزند. راستش را بخواهیم، مدنیت همچون دوره فترتی موقتی است که در خلال زندگی جنگلی پیش می آید
#بختنصر
#بابل
ج1- فصل نهم (تمدن بابل- رنجبران)
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
استفاده از آب
مردم بابل، همچون مردم مصر، آب زیاد شده رودخانه را رها نمی کردند که زمین را فراگیرد و آن را در خود غرق کند، بلکه هر کشتخوانی را خاکریزی از درآمدن آب حمایت می کرد، که بعضی از این خاکریزها را امروز هم می توان دید. آبهای اضافی را در شبکه ای از ترعه ها می انداختند یا در مخازنی ذخیره می کردند و، هنگام نیازمندی، یا راه آب را به مزارع می گشودند...
یکی از امتیازات دوره بختنصر آن است که دستور داد مجاری فراوانی برای آبیاری حفر کردند و مخزن بزرگی برای نگاهداری آب ساختند که محیط آن دویست و بیست و پنج کیلومتر طول داشت، و به وسیله آن، با مازاد آب طغیان رودخانه، اراضی پهناوری را آبیاری می کردند.
#بختنصر
#بابل
ج1- فصل نهم (تمدن بابل- رنجبران)
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
استفاده از آب
مردم بابل، همچون مردم مصر، آب زیاد شده رودخانه را رها نمی کردند که زمین را فراگیرد و آن را در خود غرق کند، بلکه هر کشتخوانی را خاکریزی از درآمدن آب حمایت می کرد، که بعضی از این خاکریزها را امروز هم می توان دید. آبهای اضافی را در شبکه ای از ترعه ها می انداختند یا در مخازنی ذخیره می کردند و، هنگام نیازمندی، یا راه آب را به مزارع می گشودند...
یکی از امتیازات دوره بختنصر آن است که دستور داد مجاری فراوانی برای آبیاری حفر کردند و مخزن بزرگی برای نگاهداری آب ساختند که محیط آن دویست و بیست و پنج کیلومتر طول داشت، و به وسیله آن، با مازاد آب طغیان رودخانه، اراضی پهناوری را آبیاری می کردند.
#بختنصر
#بابل
ج1- فصل نهم (تمدن بابل- رنجبران)
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
هنگامی که شب فرا می رسید و کشاورز از آن می ترسید که اندیشیدن درباره مرگ و زندگی آسایش خاطرش را برهم زند، به جام شراب خرما، یا فقاعی که از حبوبات می ساخت، متوسل می شد و دنیا و هرچه را در آن است فراموش می کرد.
#بختنصر
#بابل
ج1- فصل نهم (تمدن بابل- رنجبران)
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
هنگامی که شب فرا می رسید و کشاورز از آن می ترسید که اندیشیدن درباره مرگ و زندگی آسایش خاطرش را برهم زند، به جام شراب خرما، یا فقاعی که از حبوبات می ساخت، متوسل می شد و دنیا و هرچه را در آن است فراموش می کرد.
#بختنصر
#بابل
ج1- فصل نهم (تمدن بابل- رنجبران)
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
گرانترین کالای صادراتی بابل پارچه های بافته شده از پنبه و پشم بودند که نویسندگان یونان و رم با ستایش از آن ها نام برده اند.
هراندازه درتاریخ بین النهرین به عقب بازگردیم، همواره دستگاه نساجی و چرخ کوزه گری را می یابیم.
ریخته گری فلزات در همان زمان و آجرسازی در بابل آغاز شد.
از گروههای مختلف صنعتگران، درزمان حموربی، اصناف و رسته های مختلفی تشکیل شد (که آنان را «قبیله ها» می نامیدند) و استادان و شاگردان در این تقسیمات صنفی شرکت داشتند.
#بختنصر
#بابل
ج1- فصل نهم (تمدن بابل- رنجبران)
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
گرانترین کالای صادراتی بابل پارچه های بافته شده از پنبه و پشم بودند که نویسندگان یونان و رم با ستایش از آن ها نام برده اند.
هراندازه درتاریخ بین النهرین به عقب بازگردیم، همواره دستگاه نساجی و چرخ کوزه گری را می یابیم.
ریخته گری فلزات در همان زمان و آجرسازی در بابل آغاز شد.
از گروههای مختلف صنعتگران، درزمان حموربی، اصناف و رسته های مختلفی تشکیل شد (که آنان را «قبیله ها» می نامیدند) و استادان و شاگردان در این تقسیمات صنفی شرکت داشتند.
#بختنصر
#بابل
ج1- فصل نهم (تمدن بابل- رنجبران)
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
حمل و نقل(١)
برای حمل و نقل داخلی ارابه هایی را به کار می بردند که خران آنها را می کشیدند. در اسناد بابلی، نخستین بار به سال 2100 ق م است که اشاره ای به اسب می شود و از آن به نام «خرخاوری» ذکری می رود؛ ظاهراً چنان به نظر می رسد که اصل اسب از فلاتهای آسیای میانه بوده و کاسیها آن را به بابل آورده باشند...
در آن هنگام که این وسیله حمل و نقل در دسترس بابلیان قرار گرفت، تجارت وسعت پیدا کرد و بازرگانی خارجی پیدا شد؛ بابل، که مرکز بازرگانی خاورمیانه شده بود، بسرعت ثروتمند شد؛ با انتشار تجارت، ارتباط این سرزمین با ساکنان کرانه های مدیترانه زیاد شد، و از آن میان خیر و شر، هر دو، پدید آمد.
#بختنصر
#بابل
ج1- فصل نهم (تمدن بابل- رنجبران)
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
حمل و نقل(١)
برای حمل و نقل داخلی ارابه هایی را به کار می بردند که خران آنها را می کشیدند. در اسناد بابلی، نخستین بار به سال 2100 ق م است که اشاره ای به اسب می شود و از آن به نام «خرخاوری» ذکری می رود؛ ظاهراً چنان به نظر می رسد که اصل اسب از فلاتهای آسیای میانه بوده و کاسیها آن را به بابل آورده باشند...
در آن هنگام که این وسیله حمل و نقل در دسترس بابلیان قرار گرفت، تجارت وسعت پیدا کرد و بازرگانی خارجی پیدا شد؛ بابل، که مرکز بازرگانی خاورمیانه شده بود، بسرعت ثروتمند شد؛ با انتشار تجارت، ارتباط این سرزمین با ساکنان کرانه های مدیترانه زیاد شد، و از آن میان خیر و شر، هر دو، پدید آمد.
#بختنصر
#بابل
ج1- فصل نهم (تمدن بابل- رنجبران)
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
حمل و نقل(2)
بختنصر، با اصلاح راههای کاروانرو، امر تجارت را تسهیل کرد؛ خود وی در این باره، برای یادآوری به مورخان، چنین می گوید: «من راههای باریک غیرقابل عبور را به صورت راههای هموار و خوب درآورده ام.»
#بختنصر
#بابل
ج1- فصل نهم (تمدن بابل- رنجبران)
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
حمل و نقل(2)
بختنصر، با اصلاح راههای کاروانرو، امر تجارت را تسهیل کرد؛ خود وی در این باره، برای یادآوری به مورخان، چنین می گوید: «من راههای باریک غیرقابل عبور را به صورت راههای هموار و خوب درآورده ام.»
#بختنصر
#بابل
ج1- فصل نهم (تمدن بابل- رنجبران)
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
حمل و نقل(3)
کاروانهای تجارتی فراوان محصولات نیمی از جهان را به بازارها و دکانهای بابل حمل می کرد؛ قافله های هند از کابل و هرات و اکباتان می گذشت؛کاروانهای مصر، پس از گذشتن فلسطین، به بابل می رسید. این بازرگانی هنگفت اثر فراوانی در عظمت و شکوه شهر بابل داشت.
#بختنصر
#بابل
ج1- فصل نهم (تمدن بابل- رنجبران)
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
حمل و نقل(3)
کاروانهای تجارتی فراوان محصولات نیمی از جهان را به بازارها و دکانهای بابل حمل می کرد؛ قافله های هند از کابل و هرات و اکباتان می گذشت؛کاروانهای مصر، پس از گذشتن فلسطین، به بابل می رسید. این بازرگانی هنگفت اثر فراوانی در عظمت و شکوه شهر بابل داشت.
#بختنصر
#بابل
ج1- فصل نهم (تمدن بابل- رنجبران)
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
حمل و نقل(4)
بابل در زمان بختنصر به صورت بازار بزرگ پرجنجالی درآمده بود که ثروتمندان، برای آنکه آسایش بیشتری داشته باشند، در خانه هایی در حومه شهر زندگی می کردند. این وضع را نامه ای که یکی از ساکنان بیرون شهر بابل برای کوروش کبیر، شاهنشاه پارس، نوشته (حوالی 539ق م) بخوبی روشن می کند؛ در آن نامه چنین آمده است: «ملک ما به نظرم بهترین املاک عالم است، چه، به اندازه ای به بابل نزدیک است که می توانیم از نعمتهای یک شهر بزرگ بهره مند شویم، و در عین حال می توانیم به خانه خود بازگردیم و از جنجال و پریشانی در امان باشیم.»
#بختنصر
#بابل
ج1- فصل نهم (تمدن بابل- رنجبران)
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
حمل و نقل(4)
بابل در زمان بختنصر به صورت بازار بزرگ پرجنجالی درآمده بود که ثروتمندان، برای آنکه آسایش بیشتری داشته باشند، در خانه هایی در حومه شهر زندگی می کردند. این وضع را نامه ای که یکی از ساکنان بیرون شهر بابل برای کوروش کبیر، شاهنشاه پارس، نوشته (حوالی 539ق م) بخوبی روشن می کند؛ در آن نامه چنین آمده است: «ملک ما به نظرم بهترین املاک عالم است، چه، به اندازه ای به بابل نزدیک است که می توانیم از نعمتهای یک شهر بزرگ بهره مند شویم، و در عین حال می توانیم به خانه خود بازگردیم و از جنجال و پریشانی در امان باشیم.»
#بختنصر
#بابل
ج1- فصل نهم (تمدن بابل- رنجبران)
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
دکتر بورگ : مجازات من چیه؟
ممتحن : مجازات؟ نمیدونم همون مجازات معمولی!
دکتر بورگ : معمولی؟
ممتحن : بله ! همون تحمل تنهایی انسان مدرن
دکتر بورگ : تحمل تنهایی! هیچ گذشتی هم در کار نیست؟
ممتحن : اینو از من نخواید. اطلاعی در این باره ندارم.
"توت فرنگى هاى وحشى"
#اينگمار_برگمان
ترجمه: هوشنگ طاهری
#فيلم_نامه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
دکتر بورگ : مجازات من چیه؟
ممتحن : مجازات؟ نمیدونم همون مجازات معمولی!
دکتر بورگ : معمولی؟
ممتحن : بله ! همون تحمل تنهایی انسان مدرن
دکتر بورگ : تحمل تنهایی! هیچ گذشتی هم در کار نیست؟
ممتحن : اینو از من نخواید. اطلاعی در این باره ندارم.
"توت فرنگى هاى وحشى"
#اينگمار_برگمان
ترجمه: هوشنگ طاهری
#فيلم_نامه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
پريكلس دوست مردم بود. آنقدر مردم را دوست ميداشت كه در مقابل رأيي كه به او ميدادند به آنها پول ميداد؛ و حال آنكه ميتوانست ندهد. اينكه بعضي ها گفته اند پريكلس رأي مردم را ميخريد قابل اعتنا نيست؛ چونكه همه ميدانند رأي چيز مقدسي است و ابداً قابل خريد و فروش نيست. رأي مثل ناموس مردم است، چطور ممكن است آن را در معرض خريد و فروش بگذارند؟ به علاوه چرا مردم همه اش به پريكلس رأي ميدادند، مگر آدم قحط بود؟
پریکلس برای خودش خیلی کم خرج می کرد ، مثلا سالی یک دست کت و شلوار بیشتر نمی خرید اما برای شهر آتن مثل ریگ پول خرج می کرد، البته از خزانه دولت .
هم چنین پریکلس برای اعضای دادگاه اتن هم که به قید قرعه انتخاب می شدند مستمری تعیین کرد عده اعضای دادگاه 401 یا 501 نفر بود چون که افراد عادی آتن بر خلاف افراد غیر عادی آن جا از لحاظ هوش چندان تعریفی نداشتند و بنابراین لازم بود عده زیادی از آن ها را جمع کنند تا هوششان به جایی برسد ترتیب انتخاب اعضای دادگاه هم به این شکل بود که کسانی که دواطلب این کار بودند دست می کردند توی یک کوزه دهن گشاد که پر از لوبیا بود ویک لوبیا در می آوردند اگر لوبیا سفید بود فورا مشغول کار می شدند برای آن که در ردیف قضات قرار بگیرند به هیچ وجه لازم نبود ابتدا نادانی خود را ثابت کنند این مساله حل شده بود .
"چنین کنند بزرگان"
#ویل_کاپی
برگردان: نجف دریابندری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
پريكلس دوست مردم بود. آنقدر مردم را دوست ميداشت كه در مقابل رأيي كه به او ميدادند به آنها پول ميداد؛ و حال آنكه ميتوانست ندهد. اينكه بعضي ها گفته اند پريكلس رأي مردم را ميخريد قابل اعتنا نيست؛ چونكه همه ميدانند رأي چيز مقدسي است و ابداً قابل خريد و فروش نيست. رأي مثل ناموس مردم است، چطور ممكن است آن را در معرض خريد و فروش بگذارند؟ به علاوه چرا مردم همه اش به پريكلس رأي ميدادند، مگر آدم قحط بود؟
پریکلس برای خودش خیلی کم خرج می کرد ، مثلا سالی یک دست کت و شلوار بیشتر نمی خرید اما برای شهر آتن مثل ریگ پول خرج می کرد، البته از خزانه دولت .
هم چنین پریکلس برای اعضای دادگاه اتن هم که به قید قرعه انتخاب می شدند مستمری تعیین کرد عده اعضای دادگاه 401 یا 501 نفر بود چون که افراد عادی آتن بر خلاف افراد غیر عادی آن جا از لحاظ هوش چندان تعریفی نداشتند و بنابراین لازم بود عده زیادی از آن ها را جمع کنند تا هوششان به جایی برسد ترتیب انتخاب اعضای دادگاه هم به این شکل بود که کسانی که دواطلب این کار بودند دست می کردند توی یک کوزه دهن گشاد که پر از لوبیا بود ویک لوبیا در می آوردند اگر لوبیا سفید بود فورا مشغول کار می شدند برای آن که در ردیف قضات قرار بگیرند به هیچ وجه لازم نبود ابتدا نادانی خود را ثابت کنند این مساله حل شده بود .
"چنین کنند بزرگان"
#ویل_کاپی
برگردان: نجف دریابندری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21