@tarikh21
کسی که مدام خواهان ترقی است باید منتظر باشد روزی به سرگیجه دچار شود. سرگیجه چیست؟ ترس از افتادن؟ اما چرا روی بلندی حفاظ دار ساختمان هم دچار سرگیجه می شویم؟ چون سرگیجه چیز دیگری غیر از ترس از افتادن است. در واقع آوای فضای خالی زیر پایمان مارا به سوی خود جلب می کند و تمایل به سقوط- که لحظه ای بعد با ترس در برابرش مقاومت می کنیم- سراسر وجود مارا فرا می گیرد.
"بار هستی"
#میلان_کوندرا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
کسی که مدام خواهان ترقی است باید منتظر باشد روزی به سرگیجه دچار شود. سرگیجه چیست؟ ترس از افتادن؟ اما چرا روی بلندی حفاظ دار ساختمان هم دچار سرگیجه می شویم؟ چون سرگیجه چیز دیگری غیر از ترس از افتادن است. در واقع آوای فضای خالی زیر پایمان مارا به سوی خود جلب می کند و تمایل به سقوط- که لحظه ای بعد با ترس در برابرش مقاومت می کنیم- سراسر وجود مارا فرا می گیرد.
"بار هستی"
#میلان_کوندرا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
حقیقت همیشه چاهی بی انتهاست. انسان باید مثل کسی که در برابر یک استخر شنا ایستاده، با جسارت و تهور تمام از فراز تخته شیرجه ی مرتعش تجارب جزئی و روزمره شیرجه بزند و به اعماق آب فرو برود تا دیگر بار، خندان و از نفس افتاده، به سطح دو چندان روشن امور باز گردد.
"گفتگو با کافکا"
#فرانتس_کافکا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
حقیقت همیشه چاهی بی انتهاست. انسان باید مثل کسی که در برابر یک استخر شنا ایستاده، با جسارت و تهور تمام از فراز تخته شیرجه ی مرتعش تجارب جزئی و روزمره شیرجه بزند و به اعماق آب فرو برود تا دیگر بار، خندان و از نفس افتاده، به سطح دو چندان روشن امور باز گردد.
"گفتگو با کافکا"
#فرانتس_کافکا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
اما در حالی که این خواست، که زنی در برابرم پدیدار شود، چیزی هیجان انگیزتر را بر جاذبههای طبیعت میافزود، این جاذبهها، در مقابل، محدودیتی را که میتوانست در جاذبهی آن وجود داشته باشد جبران میکردند. به نظرم میرسید که زیبایی درختان هم از او بود و روح آن افقها، و روستای روسنویل، و کتابهایی را که در آن سالها میخواندم، بوسهی او بر من آشکار خواهد کرد؛ و با تخیلم که از تماس با حس شهوانیام نیرو میگرفت، و حس شهوانیام که در همهی زمینههای تخیلم گسترش مییافت، تمنایم دیگر هیچ مرزی نداشت
"طرف خانه سوان"
#مارسل_پروست
برگردان: مهدی سحابی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اما در حالی که این خواست، که زنی در برابرم پدیدار شود، چیزی هیجان انگیزتر را بر جاذبههای طبیعت میافزود، این جاذبهها، در مقابل، محدودیتی را که میتوانست در جاذبهی آن وجود داشته باشد جبران میکردند. به نظرم میرسید که زیبایی درختان هم از او بود و روح آن افقها، و روستای روسنویل، و کتابهایی را که در آن سالها میخواندم، بوسهی او بر من آشکار خواهد کرد؛ و با تخیلم که از تماس با حس شهوانیام نیرو میگرفت، و حس شهوانیام که در همهی زمینههای تخیلم گسترش مییافت، تمنایم دیگر هیچ مرزی نداشت
"طرف خانه سوان"
#مارسل_پروست
برگردان: مهدی سحابی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
اما همه احساسهایی که خوشی یا بدبختی یک آدم واقعی در ما بر میانگیزد فقط به واسطهی تصویری از آن خوشی یا بدبختی است؛ نبوغ نخستین رمان نویس در درک این نکته بوده است که چون در دستگاه عواطف ما تصویر تنها عنصر اساسی است،......
یک موجود واقعی را، هر اندازه هم که دوستیمان با او ژرف باشد، بیشتر به وسیلهی احساسهایمان درک میکنیم.
"طرف خانه سوان"
#مارسل_پروست
برگردان: مهدی سحابی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اما همه احساسهایی که خوشی یا بدبختی یک آدم واقعی در ما بر میانگیزد فقط به واسطهی تصویری از آن خوشی یا بدبختی است؛ نبوغ نخستین رمان نویس در درک این نکته بوده است که چون در دستگاه عواطف ما تصویر تنها عنصر اساسی است،......
یک موجود واقعی را، هر اندازه هم که دوستیمان با او ژرف باشد، بیشتر به وسیلهی احساسهایمان درک میکنیم.
"طرف خانه سوان"
#مارسل_پروست
برگردان: مهدی سحابی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
این فردائی که همیشه فردای دیگر در عقب دارد و هیچوقت امروز نخواهد شد، تنها امید من است (چه امید محالی) فردا، فردا، فردا، آهنگ یکنواخت و تنها آهنگ امید بخشی است که سر تا سر جهنم شنیده میشود، فردا سرود ابدی ما است، فردا نان خواهیم خورد، فردا راحت خواهیم کرد با فردا رفع ظالم خواهد شد با فردا آلام و مصائبمان تخفیف خواهد یافت فردا دژخیمان دست از شکنجه و عذاب ما خواهند کشید، فردا صدای تازیانه جان گدازی که گوشتها و استخوان های مارا بہم میکوبد شنیدہ نخواهد شد فردا کابوس مرگ و وحشت، اعصابمان را مرتعش نخواهد کرد! فردا آتش جہنم خاموش خواهد شد این فردائی که از روز ازل اجداد ما انتظار داشته و اعقاب ما تا ابد منتظر خواهند بود.
"گل هايي كه در جهنم مي رويد"
#محمد_مسعود
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
این فردائی که همیشه فردای دیگر در عقب دارد و هیچوقت امروز نخواهد شد، تنها امید من است (چه امید محالی) فردا، فردا، فردا، آهنگ یکنواخت و تنها آهنگ امید بخشی است که سر تا سر جهنم شنیده میشود، فردا سرود ابدی ما است، فردا نان خواهیم خورد، فردا راحت خواهیم کرد با فردا رفع ظالم خواهد شد با فردا آلام و مصائبمان تخفیف خواهد یافت فردا دژخیمان دست از شکنجه و عذاب ما خواهند کشید، فردا صدای تازیانه جان گدازی که گوشتها و استخوان های مارا بہم میکوبد شنیدہ نخواهد شد فردا کابوس مرگ و وحشت، اعصابمان را مرتعش نخواهد کرد! فردا آتش جہنم خاموش خواهد شد این فردائی که از روز ازل اجداد ما انتظار داشته و اعقاب ما تا ابد منتظر خواهند بود.
"گل هايي كه در جهنم مي رويد"
#محمد_مسعود
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
بر شخصیت این جور زيبايان مشکل می شود قضاوت کرد... زیبایی معمای پیچیده ای است.
#ابله
#فئودور_داستايوسکی
ترجمه: سروش حبیبی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#ابله
#فئودور_داستايوسکی
ترجمه: سروش حبیبی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﺪﺍﯾﺎﻥ ﻣﻮﻫﻮﻡ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩﻩﺍﻡ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﮔﺮ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﮐﻨﺪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻌﻠﯿﻢ ﻭ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﺍﺯ ﻋﻬﺪﮤ ﺣﺮﻓﮥ ﻣﻀﺤﮏ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮﺁﯾﺪ...
"كاليگولا"
#ﺁﻟﺒﺮ_ﮐﺎﻣﻮ
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: لي جينگوان
2017
"كاليگولا"
#ﺁﻟﺒﺮ_ﮐﺎﻣﻮ
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: لي جينگوان
2017
@tarikh21
چرا آنچه را که در قلب خود داريم، دقيقا بر زبان نمیآوريم، اگر واقعا منظورمان همان است؟ با اين وجود، همه سعی دارند نفرت انگيزتر از آنچه هستند به نظر آيند. گويی هراس دارند اگر خود را براحتی به نمايش گذارند اين عمل توهينی به احساسات آنها تلقی گردد
"شبهای روشن"
#فئودور_داستايوفسكی
ترجمه: سروش حبیبی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
چرا آنچه را که در قلب خود داريم، دقيقا بر زبان نمیآوريم، اگر واقعا منظورمان همان است؟ با اين وجود، همه سعی دارند نفرت انگيزتر از آنچه هستند به نظر آيند. گويی هراس دارند اگر خود را براحتی به نمايش گذارند اين عمل توهينی به احساسات آنها تلقی گردد
"شبهای روشن"
#فئودور_داستايوفسكی
ترجمه: سروش حبیبی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ِبیشتر ﻣﺴﭙﺎﺭ
ﺩﺳﺖ ِﮐﻢ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﺎﻭﺭ
ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﯼ
ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﯾﺐ ﻟﯿﮑﺎ
ﻓﺮﯾﺐ
ﺧﻮﺷﺘﺮ ﺍﺯ ﺑﯽﺍﻋﺘﻨﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ
"چخوف"
#ﻫﺎﻧﺮﯼ_ﺗﺮﻭﺍﯾﺎ
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: #عباس_كيارستمي
ﺩﺳﺖ ِﮐﻢ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﺎﻭﺭ
ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﯼ
ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﯾﺐ ﻟﯿﮑﺎ
ﻓﺮﯾﺐ
ﺧﻮﺷﺘﺮ ﺍﺯ ﺑﯽﺍﻋﺘﻨﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ
"چخوف"
#ﻫﺎﻧﺮﯼ_ﺗﺮﻭﺍﯾﺎ
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: #عباس_كيارستمي
Forwarded from انسان هزاره هشتم
@tarikh21
و ابراهیم در نیمه شبی بیدارگردیدو به تنها فرزندش ،اسحاق بگفت:رویایی دیده ام که در ان ندای خدای را بشنیده ام که باید تنها فرزندم را برایش قربانی کنم.پسر،شلوارتو پات کن که بریم.اسحاق برخود لرزیدو بگفت:چی میگی تو؟وقتی اینوگفت،تو چی کفتی؟
ابراهیم فرمود:چی بگم؟وقتی خودم فقط با لباس زیر شلواری ،اونم توی ساعت دو صبح دارم با خدای خالق هستی حرف میزنم،چی میتونم بگم؟
-اسحاق به پدر گفت:اون گفته چرا میخواد منو قربونی کنه؟
ابراهیم پاسخ داد :ان که ایمان دارد و وفادار است را سوال روا نیست.حالا بدو بریم، چون من فردا کار دارم.
و سارا،همسر ابراهیم که از این ازمون دشوارکه سبب رَنجَش بود مطلع گردید گفت: از کجا میدونی اون یارو خود خدا بوده؟یا مثلا دوستش نبوده؟مثلا یه دوستی که شوخی های این طوری دوست داره.خود خدا هم از این شوخی های خرکی زیاد میکنه.حالا اگه این شوخی های خدا دست دشمنش بیفته ،امثال ماها باید تاوونش رو بدیم.
ابراهیم پاسخ داد:نه ،خود خدا بود ،یک صدای رسا و عمیق و درست تنظیم شده بود .هیچ کس نمیتونه تو صحرا چنین صدای تنظیم و درستی رو سر صحنه تولید کنه.
ساراگفت:حالا واقعا میخوای چنین کار احمقانه ای بکنی؟
ابراهیم گفت:راستشو بخوای ،اره چون میخوام کلام خدا رو به زیر سوال ببرم ونشون بدم یکی از احمقانه ترین کارایی که میشه کرد همون کاریه که خدا کفته انجامش بدین.مخصوصا با وضعیت اقتصادی این منطقه ای که ما داریم.
ابراهیم اسحاق را به قربانگاه برد اما در اخرین لحظه خداوند دستش را گرفت و بگفت:چگونه توانستی چنین کنی؟
ابراهیم گفت:اما خودت اینو خواستی....
خداوند گفت:حال من چنین اراده کرده باشم ،هرکسی که کار احمقانه ای را ز تو طلب نموده ،باید انجام دهی؟
ابراهیم گفت:نه والله.....نه.
خداوند گفت:من به مزاح امر کردم که تو اسحاق را قربانی کنی و تو دراین کار لحظه ای درنگ نکردی.
ابراهیم در برابر خالق هستی به زانو افتاد و گفت:اخه اصلا تو فکرم نبود که داری شوخی میکنی!
خداوند کفت:از مزاح که بگذریم ،واقعا نمی توانم این کار تو را باور کنم.
ابراهیم گفت :ایا این ثابت نمیکند که من عاشقت هستم و برای تو هرکاری میکنم؟
و پروردگار بفرمود:این به ثبوت میرساند که بعضی انسانها حاضرند هرکاری را برای صدایی خوش و زیبا انجام دهند و اصلا هم مهم نیست که نیت ان صدا چه باشد .
خداوند به ابراهیم رخصت داد و دگر روز ،باری دیگر به دیدارش رفت....
"بخش دوم از طومارها"
#وودی_آلن
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
و ابراهیم در نیمه شبی بیدارگردیدو به تنها فرزندش ،اسحاق بگفت:رویایی دیده ام که در ان ندای خدای را بشنیده ام که باید تنها فرزندم را برایش قربانی کنم.پسر،شلوارتو پات کن که بریم.اسحاق برخود لرزیدو بگفت:چی میگی تو؟وقتی اینوگفت،تو چی کفتی؟
ابراهیم فرمود:چی بگم؟وقتی خودم فقط با لباس زیر شلواری ،اونم توی ساعت دو صبح دارم با خدای خالق هستی حرف میزنم،چی میتونم بگم؟
-اسحاق به پدر گفت:اون گفته چرا میخواد منو قربونی کنه؟
ابراهیم پاسخ داد :ان که ایمان دارد و وفادار است را سوال روا نیست.حالا بدو بریم، چون من فردا کار دارم.
و سارا،همسر ابراهیم که از این ازمون دشوارکه سبب رَنجَش بود مطلع گردید گفت: از کجا میدونی اون یارو خود خدا بوده؟یا مثلا دوستش نبوده؟مثلا یه دوستی که شوخی های این طوری دوست داره.خود خدا هم از این شوخی های خرکی زیاد میکنه.حالا اگه این شوخی های خدا دست دشمنش بیفته ،امثال ماها باید تاوونش رو بدیم.
ابراهیم پاسخ داد:نه ،خود خدا بود ،یک صدای رسا و عمیق و درست تنظیم شده بود .هیچ کس نمیتونه تو صحرا چنین صدای تنظیم و درستی رو سر صحنه تولید کنه.
ساراگفت:حالا واقعا میخوای چنین کار احمقانه ای بکنی؟
ابراهیم گفت:راستشو بخوای ،اره چون میخوام کلام خدا رو به زیر سوال ببرم ونشون بدم یکی از احمقانه ترین کارایی که میشه کرد همون کاریه که خدا کفته انجامش بدین.مخصوصا با وضعیت اقتصادی این منطقه ای که ما داریم.
ابراهیم اسحاق را به قربانگاه برد اما در اخرین لحظه خداوند دستش را گرفت و بگفت:چگونه توانستی چنین کنی؟
ابراهیم گفت:اما خودت اینو خواستی....
خداوند گفت:حال من چنین اراده کرده باشم ،هرکسی که کار احمقانه ای را ز تو طلب نموده ،باید انجام دهی؟
ابراهیم گفت:نه والله.....نه.
خداوند گفت:من به مزاح امر کردم که تو اسحاق را قربانی کنی و تو دراین کار لحظه ای درنگ نکردی.
ابراهیم در برابر خالق هستی به زانو افتاد و گفت:اخه اصلا تو فکرم نبود که داری شوخی میکنی!
خداوند کفت:از مزاح که بگذریم ،واقعا نمی توانم این کار تو را باور کنم.
ابراهیم گفت :ایا این ثابت نمیکند که من عاشقت هستم و برای تو هرکاری میکنم؟
و پروردگار بفرمود:این به ثبوت میرساند که بعضی انسانها حاضرند هرکاری را برای صدایی خوش و زیبا انجام دهند و اصلا هم مهم نیست که نیت ان صدا چه باشد .
خداوند به ابراهیم رخصت داد و دگر روز ،باری دیگر به دیدارش رفت....
"بخش دوم از طومارها"
#وودی_آلن
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
ما اغلب در قالب واژه ها فکر می کنیم. ولی تمام واژه ها به زبانهایی خاص تعلق دارند و فرآوردهٔ فرهنگ هایی خاص هستند. از آن جا که هیچ زبان جهانی برای بشر وجود ندارد، هیچ قانون یا اقتدار جهانی هم برای بشر موجود نیست.
"سرشت تلخ بشر"
#آيزايا_برلين
برگردان: ليلا سازگار
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ما اغلب در قالب واژه ها فکر می کنیم. ولی تمام واژه ها به زبانهایی خاص تعلق دارند و فرآوردهٔ فرهنگ هایی خاص هستند. از آن جا که هیچ زبان جهانی برای بشر وجود ندارد، هیچ قانون یا اقتدار جهانی هم برای بشر موجود نیست.
"سرشت تلخ بشر"
#آيزايا_برلين
برگردان: ليلا سازگار
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Forwarded from انسان هزاره هشتم
@tarikh21
🌷با درود به همراهان #انسان_هزاره_هشتم 🌷
در راستاي موضوع كانال، گروه #انسان_هزاره_هشتم را هم تشكيل داديم براي گفتگو و تبادل انديشه
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
https://t.me/joinchat/Bj08k0Avi4TGhnP8mk6mWQ
🌷با درود به همراهان #انسان_هزاره_هشتم 🌷
در راستاي موضوع كانال، گروه #انسان_هزاره_هشتم را هم تشكيل داديم براي گفتگو و تبادل انديشه
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
https://t.me/joinchat/Bj08k0Avi4TGhnP8mk6mWQ
Telegram
انسان هزاره هشتم
https://t.me/joinchat/Bj08k0Avi4TGhnP8mk6mWQ
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
📚(هنر ✏فلسفه ✏ تاريخ)📚
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
📚(هنر ✏فلسفه ✏ تاريخ)📚
@tarikh21
"مقدمه ای بر هندسه ی ابژکتیو"
یک توپ بسکتبال را در ذهن خود تجسم کنید . ذهن شما برای تجسم توپ ناگزیر از انست تا مکانی را هم به انچه که به تجسم می اورد بیفزاید , پس تجسم مکان امری است که به تمامی موضوعاتی که شما به تخیل می اورید متصل است و ذهن شما امکان تصور چیزی را که بتواند در ناکجااباد واقع شده باشد را نمی دارد . . حال از شما می پرسم که ان توپ تخیلیِ شما ایا فضایی را اشغال کرده ؟ و پاسخ شما بدرستی این خواهد بود که بله .. بعد ادامه می دهم که انحنای محیط توپ , ایا در فضای پیرامونی اش اثر گذارده ؟ و منظورم اینست که ایا فضایی که توپ در ان واقع شده خودش شکلی از محیط توپ را بخود گرفته ؟ ( توپ را نرینه و فضا را ماده گی ان تخیل کنید ) .. در اینجا نمی دانم که پاسخ شما چه خواهد بود و لیکن خود بنده مجوز کافی برای ' بله ' گفتن را , حداقل تا بدینجای کار نداشته و ترجیحم اینست که به مساله بیشتر بیندیشم .. حال مساله ی دیگری را وامی شکافم و از شما هم خواهش میکنم انچه تا بدینجای کار امد را در گوشه ای از ذهن خود بایگانی کنید تا به گاه معهود از ان استفاده شود . . بنده بحث جدیدم را با صدور یک حکم شخصی اغازیده و اعلام میکنم که ' هر انچه که به تصور اید وجود دارد . و این حکم چنین معنایی را می دهد که حتی امور خیالین و اوهامِ متشکل در ذهنِ یک گورخر هم نه تنها وجود , بل واقعیت دارند . بنابراین یگانه عاملی که باعث می شود برخی تصوراتمان را واقعی و برخی دیگر را خیالی بینگاریم ! نه عدم وجود تصورات خیالین ما , که تنها وجه افتراق میان امر خیالین با امر واقع در نحوه ی ظهور متفاوت انها است که تجلی می کند . حال بهتر است مقصود خود را واضحتر بیان کنم .
" ممکن است زمانی این اندیشه از ذهن شما بر گذشته باشد که نکند همه ی ما در خواب هستیم و هوشیاری هم خودش یک توهم است ؟!
بنده به هیچ روی نمی توانم برهانی را اقامه کنم که قدرت نقض این ذهنیت شما را داشته باشد و البته چنین قصدی را هم ندارم و لیکن انچه که سخت بر ان پای می فشارم اینست که ممکن است ما همواره در خواب باشیم ولی این خواب با ان خواب شبانه مان تفاوت محسوسی را دارد و همین تفاوت است که مجوز اینرا بما می دهد که بین این دو خواب تمایز قائل شویم و مثلا بتوانیم بگوییم خوابی که در طی روز در ان جاری هستیم ( مقصود زندگی در شرایط هوشیارانه است ) با خوابی که در شب ما را فرا می گیرد ( خواب فاقد هوشیاری ) دو شکل ظهور متفاوت دارند و بنابراین دو گونه ی متمایز از امری واحد بنام ' خواب ' هستند . بدین وصف , بنده می ایم و نامی را به ان خوابی که در هوشیاری سپری می شود داده و نامی را هم برای ان خواب شبانه در نظر می گیرم . بدینشکل که خواب نخستین را شماره ی یک و دومی را شماره ی دو می نامم . . و بعد از شما می پرسم : ' اگر وضعیت سومی هم میتوانست وجود داشت , به گونه ای که وضعیت شماره ی یک در ان , بمنزله ی وضعیت شماره ی دو در وضعیت شماره ی یک می بود ؟ در اینصورت وضعیت شماره ی دو چه باید خوانده می شد ؟ پاسخ اینست 👈 ' در اینصورت الویتبندی از وضعیت سومِ به مثابه ی وضعیت اول و وضعیت دوم و سوم به مثابه ی دو وضعیت دوم و سوم شروع گردیده و اینهمه ما را بدین نتیجه می رساند که انچه اهمیت دارد اینها است 👈 1_ نسبتی که امور با یکدگر دارند 2_ نسبتی که امور با امر واقع دارند . .
فلذا ما اگر در عین هوشیاری در خواب هم باشیم !؟ اینرا می دانیم که این قسم از خوابمان با قسم دیگری از خوابمان که شباهنگام محقق می شود تفاوت جوهری دارد و لیکن هردو در یک چیز مشترکند و انچیز هم اینست که هردو اموری واقعی هستند . ولو یکی از انها خیال انگیز باشد و دیگری نه ..
#بهزاد_بابايى
#فلسفه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
"مقدمه ای بر هندسه ی ابژکتیو"
یک توپ بسکتبال را در ذهن خود تجسم کنید . ذهن شما برای تجسم توپ ناگزیر از انست تا مکانی را هم به انچه که به تجسم می اورد بیفزاید , پس تجسم مکان امری است که به تمامی موضوعاتی که شما به تخیل می اورید متصل است و ذهن شما امکان تصور چیزی را که بتواند در ناکجااباد واقع شده باشد را نمی دارد . . حال از شما می پرسم که ان توپ تخیلیِ شما ایا فضایی را اشغال کرده ؟ و پاسخ شما بدرستی این خواهد بود که بله .. بعد ادامه می دهم که انحنای محیط توپ , ایا در فضای پیرامونی اش اثر گذارده ؟ و منظورم اینست که ایا فضایی که توپ در ان واقع شده خودش شکلی از محیط توپ را بخود گرفته ؟ ( توپ را نرینه و فضا را ماده گی ان تخیل کنید ) .. در اینجا نمی دانم که پاسخ شما چه خواهد بود و لیکن خود بنده مجوز کافی برای ' بله ' گفتن را , حداقل تا بدینجای کار نداشته و ترجیحم اینست که به مساله بیشتر بیندیشم .. حال مساله ی دیگری را وامی شکافم و از شما هم خواهش میکنم انچه تا بدینجای کار امد را در گوشه ای از ذهن خود بایگانی کنید تا به گاه معهود از ان استفاده شود . . بنده بحث جدیدم را با صدور یک حکم شخصی اغازیده و اعلام میکنم که ' هر انچه که به تصور اید وجود دارد . و این حکم چنین معنایی را می دهد که حتی امور خیالین و اوهامِ متشکل در ذهنِ یک گورخر هم نه تنها وجود , بل واقعیت دارند . بنابراین یگانه عاملی که باعث می شود برخی تصوراتمان را واقعی و برخی دیگر را خیالی بینگاریم ! نه عدم وجود تصورات خیالین ما , که تنها وجه افتراق میان امر خیالین با امر واقع در نحوه ی ظهور متفاوت انها است که تجلی می کند . حال بهتر است مقصود خود را واضحتر بیان کنم .
" ممکن است زمانی این اندیشه از ذهن شما بر گذشته باشد که نکند همه ی ما در خواب هستیم و هوشیاری هم خودش یک توهم است ؟!
بنده به هیچ روی نمی توانم برهانی را اقامه کنم که قدرت نقض این ذهنیت شما را داشته باشد و البته چنین قصدی را هم ندارم و لیکن انچه که سخت بر ان پای می فشارم اینست که ممکن است ما همواره در خواب باشیم ولی این خواب با ان خواب شبانه مان تفاوت محسوسی را دارد و همین تفاوت است که مجوز اینرا بما می دهد که بین این دو خواب تمایز قائل شویم و مثلا بتوانیم بگوییم خوابی که در طی روز در ان جاری هستیم ( مقصود زندگی در شرایط هوشیارانه است ) با خوابی که در شب ما را فرا می گیرد ( خواب فاقد هوشیاری ) دو شکل ظهور متفاوت دارند و بنابراین دو گونه ی متمایز از امری واحد بنام ' خواب ' هستند . بدین وصف , بنده می ایم و نامی را به ان خوابی که در هوشیاری سپری می شود داده و نامی را هم برای ان خواب شبانه در نظر می گیرم . بدینشکل که خواب نخستین را شماره ی یک و دومی را شماره ی دو می نامم . . و بعد از شما می پرسم : ' اگر وضعیت سومی هم میتوانست وجود داشت , به گونه ای که وضعیت شماره ی یک در ان , بمنزله ی وضعیت شماره ی دو در وضعیت شماره ی یک می بود ؟ در اینصورت وضعیت شماره ی دو چه باید خوانده می شد ؟ پاسخ اینست 👈 ' در اینصورت الویتبندی از وضعیت سومِ به مثابه ی وضعیت اول و وضعیت دوم و سوم به مثابه ی دو وضعیت دوم و سوم شروع گردیده و اینهمه ما را بدین نتیجه می رساند که انچه اهمیت دارد اینها است 👈 1_ نسبتی که امور با یکدگر دارند 2_ نسبتی که امور با امر واقع دارند . .
فلذا ما اگر در عین هوشیاری در خواب هم باشیم !؟ اینرا می دانیم که این قسم از خوابمان با قسم دیگری از خوابمان که شباهنگام محقق می شود تفاوت جوهری دارد و لیکن هردو در یک چیز مشترکند و انچیز هم اینست که هردو اموری واقعی هستند . ولو یکی از انها خیال انگیز باشد و دیگری نه ..
#بهزاد_بابايى
#فلسفه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﺪﺍﯾﺎﻥ ﻣﻮﻫﻮﻡ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩﻩﺍﻡ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﮔﺮ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﮐﻨﺪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻌﻠﯿﻢ ﻭ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﺍﺯ ﻋﻬﺪﮤ ﺣﺮﻓﮥ ﻣﻀﺤﮏ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮﺁﯾﺪ...
"كاليگولا"
#داستان_هاي_فرانسوي
#ﺁﻟﺒﺮ_ﮐﺎﻣﻮ
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
"كاليگولا"
#داستان_هاي_فرانسوي
#ﺁﻟﺒﺮ_ﮐﺎﻣﻮ
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
اکثر مردم در محیط آسوده ای محدود به خانه و محل کار خود رشد می کنند. در مکانی امن و دور از نیکی و بدی زندگی می کنند. این ها از دیدن یک آدمکش، قلبا، وحشت می کنند. اما کافی است که از مکان امن خویش خارجشان کنی تا به آدم کش تبدیل شوند، بی آن که بدانند چگونه این طور شد. امتحان ها و وسوسه هایی هست که بشر، در طول تاریخ، فقط گاهگاهی در معرض آن ها قرار می گیرد...!
"والس خداحافظی"
#میلان_کوندرا
برگردان: عباس پژمان
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اکثر مردم در محیط آسوده ای محدود به خانه و محل کار خود رشد می کنند. در مکانی امن و دور از نیکی و بدی زندگی می کنند. این ها از دیدن یک آدمکش، قلبا، وحشت می کنند. اما کافی است که از مکان امن خویش خارجشان کنی تا به آدم کش تبدیل شوند، بی آن که بدانند چگونه این طور شد. امتحان ها و وسوسه هایی هست که بشر، در طول تاریخ، فقط گاهگاهی در معرض آن ها قرار می گیرد...!
"والس خداحافظی"
#میلان_کوندرا
برگردان: عباس پژمان
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Forwarded from مداد سبز
#ذات_هستی ١ "آغاز رنج"
بشر متمدن، اسامي چون صلح، انسانيت، عدالت... آفريد. او در جهاني قرار گرفت كه جوهر آن پليدي و شرارت و رنج بود.
و همواره در تعامل اش با جهان هستي در ستيز بوده،و بعد از نبردي تن به تن، مغلوب، چون جنگجويي بي سلاح و زخمي به خويشتن بازگشته است.
مفاهيم انساني در برابر ذات قدرتمند جهان هيچ گاه دوام نداشته است.
اندوه بي پايان انسان دقيقا اينجا آغاز شد، او خود را در برابر جهان تنها يافت.
#ميترا_عزيزي
https://t.me/natamameman21
بشر متمدن، اسامي چون صلح، انسانيت، عدالت... آفريد. او در جهاني قرار گرفت كه جوهر آن پليدي و شرارت و رنج بود.
و همواره در تعامل اش با جهان هستي در ستيز بوده،و بعد از نبردي تن به تن، مغلوب، چون جنگجويي بي سلاح و زخمي به خويشتن بازگشته است.
مفاهيم انساني در برابر ذات قدرتمند جهان هيچ گاه دوام نداشته است.
اندوه بي پايان انسان دقيقا اينجا آغاز شد، او خود را در برابر جهان تنها يافت.
#ميترا_عزيزي
https://t.me/natamameman21
Telegram
مداد سبز
دست نوشته های من
من لذتهای ساده را ستایش میکنم، آنها آخرین پناهگاه آدمهای پیچیدهاند.
"شوهر دلخواه و زنی بیاهمیت"
#اسکار_وایلد
برگردان: پرویز مرزبان
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Alejandro Cartagena
"شوهر دلخواه و زنی بیاهمیت"
#اسکار_وایلد
برگردان: پرویز مرزبان
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Alejandro Cartagena
ﯾﻮﻫﺎﻧﺎ:ﺭﺍﻩﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﮐﺴﯽ ﺭﺍﻣﺤﺒﻮﺱ ﮐﺮﺩ
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺁﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﺮﺗﯿﺒﯽ ﺑﺪﻫﯿﻢ ﺗﺎﺧﻮﺩﺵ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻣﺤﺒﻮﺱ ﮐﻨﺪ
ﻟﻨﯽ:ﭼﻄﻮﺭ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﻢ؟
ﯾﻮﻫﺎﻧﺎ:ﻣﺮﺗﺐ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕﻮﺋﯿﻢ
#ژان_پل_سارتر
@tarikh21
عكاس:Alain Laboile
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺁﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﺮﺗﯿﺒﯽ ﺑﺪﻫﯿﻢ ﺗﺎﺧﻮﺩﺵ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻣﺤﺒﻮﺱ ﮐﻨﺪ
ﻟﻨﯽ:ﭼﻄﻮﺭ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﻢ؟
ﯾﻮﻫﺎﻧﺎ:ﻣﺮﺗﺐ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕﻮﺋﯿﻢ
#ژان_پل_سارتر
@tarikh21
عكاس:Alain Laboile
Forwarded from انسان هزاره هشتم
رد باتلر: در زمان جنگ سود کسب و کار چند برابر صلحه .
#بر_باد_رفته
#ديالوگ_فيلم
عكاس: Sebastiao Salgado
آتش سوزي چاه هاي نفت #كويت توسط #صدام
١٩٩١
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#بر_باد_رفته
#ديالوگ_فيلم
عكاس: Sebastiao Salgado
آتش سوزي چاه هاي نفت #كويت توسط #صدام
١٩٩١
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
انسان هزاره هشتم
@tarikh21 نتایج سلطنت معابد "نهضت سائيسي" لیبی از باختر حبشیان از جنوب و آشوریان از شمال، مصري را که در اختیار كاھنان بود خراجگزار خویش ساختند. مدتی در زمان امیر سائیس مهاجمان دور شدند و اجزای پراکنده مصر زیر یک پرچم متحد شدند. و در دوره جانشیناشنھضتي در…
در ادامه می خوانیم 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏼