@tarikh21
" جهان گنگ است و سست است و نافی انسان . .. ، و عجب آنکه تبادر این معنا ، چندان بصیرتی را طلب نمی کند آنگاه که جهان را در مقابل با فریاد خویش و رنج هم نوعانمان ، اینچنین آسوده خاطر و بی شکیب و بردبار می یابیم !! .. به رخداد های پنهان در لایه های مستور هستی ، مشکوکم .
#بهزاد_بابائي
#جهان_بيني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
" جهان گنگ است و سست است و نافی انسان . .. ، و عجب آنکه تبادر این معنا ، چندان بصیرتی را طلب نمی کند آنگاه که جهان را در مقابل با فریاد خویش و رنج هم نوعانمان ، اینچنین آسوده خاطر و بی شکیب و بردبار می یابیم !! .. به رخداد های پنهان در لایه های مستور هستی ، مشکوکم .
#بهزاد_بابائي
#جهان_بيني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
از نظر کسانی که به این فردگرايي دارای ته مایه ای از رمانتیسم اعتقاد دارند، آنچه اهمیت دارد زمینه و بنیاد مشترک نیست بلکه تفاوت هاست، وحدت نیست بلکه کثرت است؛ از نظر آنان، آرزوی وحدت - جانی تازه بخشیدن به نوع بشر پس از بازیافتن معصومیت و همنوایی از دست رفته، بازگشت از زندگی متلاشی شده به کلی فراگیر - توهمی کودکانه و خطرناک است: نابود کردن هرگونه تنوع و حتی ستیزه به نفع همشکلی و یکدست شدن، از نظر
آنان، به معنای نابود کردن خود زندگی است.
"سرشت تلخ بشر"
#آيزايا_برلين
برگردان: ليلا سازگار
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
از نظر کسانی که به این فردگرايي دارای ته مایه ای از رمانتیسم اعتقاد دارند، آنچه اهمیت دارد زمینه و بنیاد مشترک نیست بلکه تفاوت هاست، وحدت نیست بلکه کثرت است؛ از نظر آنان، آرزوی وحدت - جانی تازه بخشیدن به نوع بشر پس از بازیافتن معصومیت و همنوایی از دست رفته، بازگشت از زندگی متلاشی شده به کلی فراگیر - توهمی کودکانه و خطرناک است: نابود کردن هرگونه تنوع و حتی ستیزه به نفع همشکلی و یکدست شدن، از نظر
آنان، به معنای نابود کردن خود زندگی است.
"سرشت تلخ بشر"
#آيزايا_برلين
برگردان: ليلا سازگار
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
نابود کردن هرگونه تنوع و حتی ستیزه به نفع همشکلی و یکدست شدن، از نظر
آنان، به معنای نابود کردن خود زندگی است.
"سرشت تلخ بشر"
#آيزايا_برلين
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Asger Ladefoged
آنان، به معنای نابود کردن خود زندگی است.
"سرشت تلخ بشر"
#آيزايا_برلين
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Asger Ladefoged
باور كن كه چيزی به نام رنج عظيم،
تأسف عظيم و يا خاطرهی عظيم وجود ندارد!
همه چيز فراموش میشود
حتی يک عشق بزرگ ...
#آلبر_كامو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Eddie Adams
تأسف عظيم و يا خاطرهی عظيم وجود ندارد!
همه چيز فراموش میشود
حتی يک عشق بزرگ ...
#آلبر_كامو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Eddie Adams
@tarikh21
👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻
موسيقي معروف از كرخه تا راين
اثر #مجيد_انتظامي
موسيقي اصلي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻
موسيقي معروف از كرخه تا راين
اثر #مجيد_انتظامي
موسيقي اصلي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Forwarded from Mithra ♠️
Majid Entezami - Az Karkheh Ta Rain 02
www.SongSara.Net
@tarikh21
اگر من در انتخاب بین عدالت و آزادی، اختیار داشته باشم، من آزادی را انتخاب میکنم. چرا که در یک جامعه آزاد غیر عادلانه، من آزادی دفاع از عدالت را دارم، ولی در یک جامعه که به نام عدالت، آزادی مرا گرفته باشند، اکر عدالت محقق نشود، من آزادی اعتراضی را هم ندارم.
"جامعه باز و دشمنان آن"
#كارل_پوپر
ترجمه: عزت اله فولادوند
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اگر من در انتخاب بین عدالت و آزادی، اختیار داشته باشم، من آزادی را انتخاب میکنم. چرا که در یک جامعه آزاد غیر عادلانه، من آزادی دفاع از عدالت را دارم، ولی در یک جامعه که به نام عدالت، آزادی مرا گرفته باشند، اکر عدالت محقق نشود، من آزادی اعتراضی را هم ندارم.
"جامعه باز و دشمنان آن"
#كارل_پوپر
ترجمه: عزت اله فولادوند
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
شاید من بهتر از هر کسی بدانم که چرا تنها انسان میخندد: او تنها، چنان ژرف رنج میبرد که از اختراع خنده ناگزیر بوده است بدبختترین و غمناکترین، چنانکه چنین می باید، شادترین جانور است.
#فردریش_نیچه
#فلسفه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
شاید من بهتر از هر کسی بدانم که چرا تنها انسان میخندد: او تنها، چنان ژرف رنج میبرد که از اختراع خنده ناگزیر بوده است بدبختترین و غمناکترین، چنانکه چنین می باید، شادترین جانور است.
#فردریش_نیچه
#فلسفه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
او به ما میگوید: "در بدایت جهان افراد بشر فطرتاً شاعر بودند." زیرا تخیل در افراد بدوی قوی است، در حالی که قدرت اندیشه در آنان ضعیف است....
اعتقاد ویکو بر این است که شاید ما از نظر اندیشهٔ عقلانی، دانش و انسانیت بر این افراد وحشی برتری داشته باشیم، ولی درست به همان دلیل از قدرت تخیل یا زبان شگفت آور و ابتدایی حماسه ها و داستان های بلند تحسین برانگیز که تنها فرهنگی خشن و ابتدایی
توان پدید آوردنشان را دارد بی بهره ایم.
"سرشت تلخ بشر"
#آيزايا_برلين
برگردان: ليلا سازگار
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
او به ما میگوید: "در بدایت جهان افراد بشر فطرتاً شاعر بودند." زیرا تخیل در افراد بدوی قوی است، در حالی که قدرت اندیشه در آنان ضعیف است....
اعتقاد ویکو بر این است که شاید ما از نظر اندیشهٔ عقلانی، دانش و انسانیت بر این افراد وحشی برتری داشته باشیم، ولی درست به همان دلیل از قدرت تخیل یا زبان شگفت آور و ابتدایی حماسه ها و داستان های بلند تحسین برانگیز که تنها فرهنگی خشن و ابتدایی
توان پدید آوردنشان را دارد بی بهره ایم.
"سرشت تلخ بشر"
#آيزايا_برلين
برگردان: ليلا سازگار
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
"از دشت احکام تعصب الود , خنجر می روید"
#اوکتایو_پاز
خشم و تند مزاجی های که هر روزه بر ما همچون اذرخش فرو می اید در قریب به اکثر موارد ناشی از یک ذهنیت قابل اجتناب است که فعلا انرا " هم تکمیل پنداریِ کردار جمعی " از ناحیه ی فرد عصبانی می نامم و این به چه معنا است ؟
_ شما صبح از خانه به قصد رفتن به محل کار خود سوار بر خودرو خود شده و در پشت چراغ قرمز انسانی دردمند را مشاهده می کنید که بسیار مفلوک و درمانده است . . دلتان به رحم می اید و یک اسکناس یکصد هزار ریالی به او می دهید . . خوب , تا بدینجای کار انکس که میل کمک به دیگری را داشته خودتان بوده اید .. در پی گذار از چهار راه اول و ایستادن در مقابل چراغ دوم , دفعتا با کودکی مواجه می شوید که بدون سوال کردن از شما شروع به تمیز کردن شیشه ی جلوی ماشینتان می کند .. شما یک اسکناس یکهزار تومانی به او می دهید ولی عقربه ی سنجشگر فرضی مشخص کننده ی کمیت تند خویی تان نشان می دهد که این پرداخت نه تنها از سر میل و رغبت انجام نشده که حتی کمی باعث عصبانیت شما هم شده است . در همین حین خانم فروشنده ی دوره گردی که دستمال های دوخته شده بتوسط خودش را می فروشد به کنار پنجره ی شما می اید و از شما می خواهد که از او دستمال بخرید ... در این احوال عقربه ی سنجش میزان عصبیت نشان می دهد که خشم شما بالا گرفته و به تند مزاجیِ فرساینده هم رسیده است !! چه , شما پنجره را به بالا کشیده و چند فحش ابدار را هم نثار ان ادم مفلوک می کنید !! ... حال مثالی دیگر :
_ شما می خواهید با دنده عقب از پارکینگ منزل خود خارج شوید و لیکن عبور مستمر عابرین که باید هر چه سریعتر به سرکار خود بروند مانع از حرکت شما می شود ..شما بدوا با زدن بوق از انها می خواهید که به شما راه دهند , حال انکه انها کمترین توجهی را بدین امر نمی کنند . . سرانجام شما شدیدا عصبانی شده و بدون توجه به ایشان و به قصد تهدید ایشان به اینکه اگر راه بشما ندهند انها را زیر خواهید گرفت حرکت کرده و همین حرکت ناگهانی باعث می شود که محکم به یکی از عابران برخورد کنید .. در این حال از ماشین خود پیاده شده و با داد و فریاد بانگ می زنید که فلان فلان شده ها من نیم ساعت است می خواهم خارج شوم و یکی بمن راه نمی دهد !!! .. باری ; انچه که شما بواقع انرا درک نمی کنید اینست که انهایی که نیم ساعت پیش بشما راه نداده اند هیچ ربطی را با انهایی که بواسطه ی عصبانیت از رفتار سخیف شما متضرر شده اند نداشته و لیکن شما بناحق و از سر " هم تکمیل پنداری کردار جمعی " با انها مواجه شده اید . یعنی تمامی عصبانیت شما ناشی از این باور مغلوط در شما است که می پندارید انسانها از رفتار های هم سان خود با خبر بوده و قصدی جز ازردن شما را نمی دارند !!! .. حال انکه ایشان اصلا روحشان هم خبر ندارد که مشکل شما با ادم های قبلی چه بوده و شما اصلا چه می خواهید از ایشان ؟ .. نتیجه انکه : ' هیچ گدایی نیست که در سر چهار راه دوم ایستاده باشد و در عین حال اینرا بداند که گدای دیگری در سر چهارراه اول موجبات عصبانیت شما را فراهم اورده .. و همین حکم را می شود به تمامی موارد مشابه نیز تعمیم داد . . بدین وصف اگر ما از این انگاره ی ناصواب که کردار ادمیان به شکل خطی متمم کردار دیگر ادمیان است دست بداریم , بخش عظیمی از رنج هایی که مستقیما از عدم تمایل ما به تفکر منبعث شده و به تبارز اسیب هایی بس جدی نیز می تواند خاتمه یابد , متوقف شده و امکان ورود به ذهن اشفته و روان دردمندمان را نمی یابند .
#بهزاد_بابائي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
"از دشت احکام تعصب الود , خنجر می روید"
#اوکتایو_پاز
خشم و تند مزاجی های که هر روزه بر ما همچون اذرخش فرو می اید در قریب به اکثر موارد ناشی از یک ذهنیت قابل اجتناب است که فعلا انرا " هم تکمیل پنداریِ کردار جمعی " از ناحیه ی فرد عصبانی می نامم و این به چه معنا است ؟
_ شما صبح از خانه به قصد رفتن به محل کار خود سوار بر خودرو خود شده و در پشت چراغ قرمز انسانی دردمند را مشاهده می کنید که بسیار مفلوک و درمانده است . . دلتان به رحم می اید و یک اسکناس یکصد هزار ریالی به او می دهید . . خوب , تا بدینجای کار انکس که میل کمک به دیگری را داشته خودتان بوده اید .. در پی گذار از چهار راه اول و ایستادن در مقابل چراغ دوم , دفعتا با کودکی مواجه می شوید که بدون سوال کردن از شما شروع به تمیز کردن شیشه ی جلوی ماشینتان می کند .. شما یک اسکناس یکهزار تومانی به او می دهید ولی عقربه ی سنجشگر فرضی مشخص کننده ی کمیت تند خویی تان نشان می دهد که این پرداخت نه تنها از سر میل و رغبت انجام نشده که حتی کمی باعث عصبانیت شما هم شده است . در همین حین خانم فروشنده ی دوره گردی که دستمال های دوخته شده بتوسط خودش را می فروشد به کنار پنجره ی شما می اید و از شما می خواهد که از او دستمال بخرید ... در این احوال عقربه ی سنجش میزان عصبیت نشان می دهد که خشم شما بالا گرفته و به تند مزاجیِ فرساینده هم رسیده است !! چه , شما پنجره را به بالا کشیده و چند فحش ابدار را هم نثار ان ادم مفلوک می کنید !! ... حال مثالی دیگر :
_ شما می خواهید با دنده عقب از پارکینگ منزل خود خارج شوید و لیکن عبور مستمر عابرین که باید هر چه سریعتر به سرکار خود بروند مانع از حرکت شما می شود ..شما بدوا با زدن بوق از انها می خواهید که به شما راه دهند , حال انکه انها کمترین توجهی را بدین امر نمی کنند . . سرانجام شما شدیدا عصبانی شده و بدون توجه به ایشان و به قصد تهدید ایشان به اینکه اگر راه بشما ندهند انها را زیر خواهید گرفت حرکت کرده و همین حرکت ناگهانی باعث می شود که محکم به یکی از عابران برخورد کنید .. در این حال از ماشین خود پیاده شده و با داد و فریاد بانگ می زنید که فلان فلان شده ها من نیم ساعت است می خواهم خارج شوم و یکی بمن راه نمی دهد !!! .. باری ; انچه که شما بواقع انرا درک نمی کنید اینست که انهایی که نیم ساعت پیش بشما راه نداده اند هیچ ربطی را با انهایی که بواسطه ی عصبانیت از رفتار سخیف شما متضرر شده اند نداشته و لیکن شما بناحق و از سر " هم تکمیل پنداری کردار جمعی " با انها مواجه شده اید . یعنی تمامی عصبانیت شما ناشی از این باور مغلوط در شما است که می پندارید انسانها از رفتار های هم سان خود با خبر بوده و قصدی جز ازردن شما را نمی دارند !!! .. حال انکه ایشان اصلا روحشان هم خبر ندارد که مشکل شما با ادم های قبلی چه بوده و شما اصلا چه می خواهید از ایشان ؟ .. نتیجه انکه : ' هیچ گدایی نیست که در سر چهار راه دوم ایستاده باشد و در عین حال اینرا بداند که گدای دیگری در سر چهارراه اول موجبات عصبانیت شما را فراهم اورده .. و همین حکم را می شود به تمامی موارد مشابه نیز تعمیم داد . . بدین وصف اگر ما از این انگاره ی ناصواب که کردار ادمیان به شکل خطی متمم کردار دیگر ادمیان است دست بداریم , بخش عظیمی از رنج هایی که مستقیما از عدم تمایل ما به تفکر منبعث شده و به تبارز اسیب هایی بس جدی نیز می تواند خاتمه یابد , متوقف شده و امکان ورود به ذهن اشفته و روان دردمندمان را نمی یابند .
#بهزاد_بابائي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Forwarded from انسان هزاره هشتم
اغلب به یکدیگر نگاه می کردیم،تا مطمئن شویم هردو مان وجود داریم.
#میرا
#کریستوفر_فرانک
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#میرا
#کریستوفر_فرانک
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
آل پاچینو: بزرگترین اشتباه در زندگی اینه که بدون حق الزحمه، کاری رو برای دیگران انجام بدی، چون کمی بعد همه فکر میکنن تو یه چهارپا بودی...!
تو جک رو نمی شناسی
بری لوینسون
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تو جک رو نمی شناسی
بری لوینسون
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
همینکه زندگیت در تنهایی گذشت، موضوعِ سراسر زندگیت دست از سرت برنمیدارد. مغز آدم پوک میشود. برای اینکه از شرش خلاص بشوی، سعی میکنی که با همهی آدمهایی که دیدنت می آیند یککم قسمتش کنی، و آنها هم خوششان نمیآید. تنهایی آدم را آمادهی مُردن میکند. باز هم گفتم: «آدم باید بمیرد، خیلی سختتر از سگ، و مرگش هزاران دقیقه طول میکشد و هر دقیقه برای خودش تازگی دارد و آنقدر پر از احتضار است که هزار بار همهی لذتهای جسمی هزار سال پیشت را هم فراموش میکنی... خوشبختیِ این دنیا در این است که با لذت بمیری، یعنی درون لذت... باقیاش هیچ است، ترس است که نمیگذارد اقرار کنی و هنر.
"سفر به انتهای شب "
#لویی_فردینان_سلین
ترجمه فرهاد غبرایی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
همینکه زندگیت در تنهایی گذشت، موضوعِ سراسر زندگیت دست از سرت برنمیدارد. مغز آدم پوک میشود. برای اینکه از شرش خلاص بشوی، سعی میکنی که با همهی آدمهایی که دیدنت می آیند یککم قسمتش کنی، و آنها هم خوششان نمیآید. تنهایی آدم را آمادهی مُردن میکند. باز هم گفتم: «آدم باید بمیرد، خیلی سختتر از سگ، و مرگش هزاران دقیقه طول میکشد و هر دقیقه برای خودش تازگی دارد و آنقدر پر از احتضار است که هزار بار همهی لذتهای جسمی هزار سال پیشت را هم فراموش میکنی... خوشبختیِ این دنیا در این است که با لذت بمیری، یعنی درون لذت... باقیاش هیچ است، ترس است که نمیگذارد اقرار کنی و هنر.
"سفر به انتهای شب "
#لویی_فردینان_سلین
ترجمه فرهاد غبرایی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Forwarded from انسان هزاره هشتم
@tarikh21
🌷با درود به همراهان #انسان_هزاره_هشتم 🌷
در راستاي موضوع كانال، گروه #انسان_هزاره_هشتم را هم تشكيل داديم براي گفتگو و تبادل انديشه
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
https://t.me/joinchat/Bj08k0Avi4TGhnP8mk6mWQ
🌷با درود به همراهان #انسان_هزاره_هشتم 🌷
در راستاي موضوع كانال، گروه #انسان_هزاره_هشتم را هم تشكيل داديم براي گفتگو و تبادل انديشه
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
https://t.me/joinchat/Bj08k0Avi4TGhnP8mk6mWQ
Telegram
انسان هزاره هشتم
https://t.me/joinchat/Bj08k0Avi4TGhnP8mk6mWQ
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
📚(هنر ✏فلسفه ✏ تاريخ)📚
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
📚(هنر ✏فلسفه ✏ تاريخ)📚
@tarikh21
تا وقتی در پی بخت و اقبالی
اما خود مهیای خوشبختی نشدهای
آن چه میخواهی از آن تو نخواهد شد.
تا وقتی بر آن چه از كف داده ای، میمویی
مقصدی برای خود داری و خستگی ناپذیز میپویی
نخواهی دانست، آرامش چیست.
تنها آن زمان كه از آرزو چشم برمی بندی
دیگر تو را نه هدفی است و نه خواهشی
ودیگر بخت را به نام نمیخوانی
نه دلت
كه جانت نیز میآرامد.
#هرمان_هسه
ترجمه: علی عبد الهی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تا وقتی در پی بخت و اقبالی
اما خود مهیای خوشبختی نشدهای
آن چه میخواهی از آن تو نخواهد شد.
تا وقتی بر آن چه از كف داده ای، میمویی
مقصدی برای خود داری و خستگی ناپذیز میپویی
نخواهی دانست، آرامش چیست.
تنها آن زمان كه از آرزو چشم برمی بندی
دیگر تو را نه هدفی است و نه خواهشی
ودیگر بخت را به نام نمیخوانی
نه دلت
كه جانت نیز میآرامد.
#هرمان_هسه
ترجمه: علی عبد الهی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
ما خیلی تفریح می کردیم . چشمهای مرا می بست و به اماکن عبادت می برد و من از بوی محل ، مذهب حاکم در آن مکان را حدس می زدم.
این جا بوی شمع میاد . حتما کلیسای کاتولیکه
- درست گفتی سنت آنتوانه .
- این جا بوی کندر میاد ، باید کلیسای ارتدکس باشه
- درست گفتی ، سنت سوفیا است .
- این جا بوی پا میاد ، حتما مسجده . عجب بوی تندی!
"ابراهیم آقا و گل های قرآن"
مجموعه(گل های معرفت)
#اریک_امانوئل_اشمیت
برگردان: سروش حبیبی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ما خیلی تفریح می کردیم . چشمهای مرا می بست و به اماکن عبادت می برد و من از بوی محل ، مذهب حاکم در آن مکان را حدس می زدم.
این جا بوی شمع میاد . حتما کلیسای کاتولیکه
- درست گفتی سنت آنتوانه .
- این جا بوی کندر میاد ، باید کلیسای ارتدکس باشه
- درست گفتی ، سنت سوفیا است .
- این جا بوی پا میاد ، حتما مسجده . عجب بوی تندی!
"ابراهیم آقا و گل های قرآن"
مجموعه(گل های معرفت)
#اریک_امانوئل_اشمیت
برگردان: سروش حبیبی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
پیر شدن به کوهنوردی شباهت دارد: هرقدر بالاتر میروی نیرویت کمتر میشود اما افق دیدت وسیعتر میگردد.
#اینگمار_برگمن
برگردان: #حسین_منصوری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تصوير: اينگمار برگمن
#اینگمار_برگمن
برگردان: #حسین_منصوری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تصوير: اينگمار برگمن
تمدن،نخستین بار از آنجا آغاز شد
که انسان خشمگین به جای "سنگ"
"کلمه" پرتاب کرد...
#زیگموند_فروید
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: يان بري
اتحاد جماهير شوروي
که انسان خشمگین به جای "سنگ"
"کلمه" پرتاب کرد...
#زیگموند_فروید
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: يان بري
اتحاد جماهير شوروي