انسان هزاره هشتم
119 subscribers
1.01K photos
74 videos
16 files
139 links
(ادبی تاریخ فلسفه)

ارتباط با ادمین. @Mithra1991
Download Telegram
ما انسانها بلااستثناء سخت ترین تصمیم هایمان را در زمان نوجوانی می گیریم . . یعنی دقیقا در همان زمانی که احمقانه ترین تصمیم هایمان را می گیریم .


#بهزاد_بابائي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
" شاید برایتان عجیب باشد که در میان حیوانات ، من گوسفند را بیش از همه ی آنها دوست می دارم . چه ؛ ظلم هم نوعان ام را به این موجود زیبا و آرام ، هرگز بر نتابیده ام ،، ! .. آنچه که ما با این موجود بی آزار می کنیم ، .. تصور ناپذیر است . .. به چشمان او به هنگام ذبح نگریسته اید !! .. به چشمهای وحشت زده اش !!
- ما این موجود زیبا را ، حتی از حق زیستن در طبیعت محروم کرده ایم و دردناکتر از همه اینکه ؛؛ حتی به ذهن بهترین انسان ها هم ، تصور حمایت از این جانور ، نمی رسد !! ... ما او را از حیطه ی ترحم خود خارج ساخته ایم . به محاق اش سپرده ایم .


#بهزاد_بابائي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
عشق سلام فرشته ها به ستاره هاست.
بهار تو نامه من به او هستی
آینده بیشتر از آن قلب هاست تا عقل ها
ای عشق
ای کامجویی دو روحی که همدیگر را می فهمند و دو قلبی که با هم داد. و ستد دارند و دو نگاهی که در هم می آمیزند
عشق تنفس آسمانی هوای بهشت است.
اگر در دنیا عاشقی نبود،خورشید خاموش می شد



#بینوایان
#ویکتور_هوگو
ترجمه: محسن سلیمانی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اسپینوزا می گوید میل همه ی چیزها آن است که به بودن آنچه هستند،ادامه بدهند.سنگ می خواهد سنگ بماند؛ببر،ببر-و من می خواستم دوباره هرمان سورگل باشم.



حافظه شكسپير
#بورخس
@tarikh21
عكس:ادوارد هاپر
@tarikh21
بخشی از نامه‌ی یک دختر باهوش [روزالیند السی فرانکلین ۱۹۲۰- ۱۹۵۸ (۳۷ سال)] به پدرش:

«علم و زندگی روزمره را نمی‌توان و نباید از یکدیگر جدا ساخت. برای من، علم توضیحی [هرچند] ناکامل از زندگی ارائه می‌دهد... تعریفت از ایمان را به‌مثابه باور به زندگی پس از مرگ نمی‌پذیرم... ایمان تو مبتنی است بر آینده‌ی خودت و دیگر افراد انسانی، اما ایمان من بر آینده و سرنوشت آن‌هایی که پس از ما خواهند آمد استوار است. به نظرم می‌رسد که ایمان تو خودپرستانه‌تر است... و اما راجع به مسأله‌ی آفریدگار. آفریدگار چه چیزی؟... دلیلی نمی‌بینم باور کنم که آفریدگار پروتوپلاسم یا ماده‌ی بدوی، به فرض وجود داشتن، هیچ دلیلی برای علاقه‌مند بودن به گونه‌ی بی‌اهمیت ما در گوشه‌ای بسیار خرد از کیهان داشته باشد.»


…She later made her position clear, now based on her scientific experience, and wrote to her father in 1940:

Science and everyday life cannot and should not be separated. Science, for me, gives a partial explanation of life ... I do not accept your definition of faith i.e. belief in life after death ... Your faith rests on the future of yourself and others as individuals, mine in the future and fate of our successors. It seems to me that yours is the more selfish ... [as to] the question of a creator. A creator of what? ... I see no reason to believe that a creator of protoplasm or primeval matter, if such there be, has any reason to be interested in our insignificant race in a tiny corner of the universe.



#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
فکر نکنی چون با لهجه حرف می زنم با لهجه هم فکر می کنم!

A Walk in the Clouds
(انسان هزاره هشتم) @tarikh21
@tarikh21
🌷با درود به همراهان #انسان_هزاره_هشتم 🌷
در راستاي موضوع كانال، گروه #انسان_هزاره_هشتم را هم تشكيل داديم براي گفتگو و تبادل انديشه
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
https://t.me/joinchat/Bj08k0Avi4TGhnP8mk6mWQ
@tarikh21
به عقیده دو بووار ، همه انسانها ، چه زن و چه مرد ، در درون خویش کشمکشی بدوی میان درون ماندگاری و فراز جویی دارند . درون ماندگاری حالت تسلیم کورکورانه به هستی و تن دادنی ،رخوتناک ، غافلانه ، و ارگانیک به آن است . فراز جویی به عکس ، بیانگر اراده سیری ناپذیر به سلطه یافتن خویش به نحوی عینی و بیرونی است .



"سیمون دوبووار"
#ان_مکلینتاک
برگردان: صفیه روحی
#اگزيستانسياليست
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
به نظر دوبووار عوامل قدرتمندی ما را به سوی درون ماندگاری سوق می دهد . میل و اشتیاق اخلاقی به آزادی سخت ، طاقت فرسا و هراس انگیز است، در جوار این ، آدمی همیشه در اعماق دلش وسوسه ای دارد که آزادی دارد که از آزادی دست بشوید ، جماد شود . و به رخوت و سکون ویرانگر درونماندگاری تن بسپارد .



"سیمون دوبووار"
#ان_مکلینتاک
برگردان: صفیه روحی
#اگزيستانسياليست
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
اظطراب آزادی چندان عمیق و عذاب آور است که به محض اینکه بند ناف بریده می شود و کودک از آن کل جدا می شود ، ناچار می گردد چنگ در آن هستی بیگانه شده اش در آینه ها و در نگاه والیدنش بیندازد ، تا از سنگینی بار خود بودن بگریزد . زنان ، خصوصا به اغوای نوید امنیت ، همیشه وسوسه شده اند تا خود را در حصار امن درون ماندگاری محبوس کنند . این خیانت ازلی آنهاست . به عقده دوبووار ، زن غالبا از نقش دیگری که بر عهده اش گذاشته شده است راضی و خشنود است .



"سیمون دوبووار"
#ان_مکلینتاک
برگردان: صفیه روحی
#اگزيستانسياليست
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
آدم هاي پير ظاهرا طبق روند طبيعي در طول راه زندگي رها مي شوند. درست مثل چتر هايي كه در اثر بي احتياطي در أماكن مختلف از ياد مي روند.


#سوزانا_تامارو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:Oded Wagenstein
@tarikh21
پسر، موقعی که آدم می میرد، این مردم خوب آدم را از چهار طرف محاصره می کنند. من امیدوارم که وقتی مُردم، یک آدم با فهم و شعوری پیدا بشود و جنازه ی مرا توی رودخانه ای، جایی بیندازد. هر جا که می خواهد باشد، ولی فقط توی قبرستان، وسط مرده ها، چالم نکنند. روزهای یکشنبه می آیند و روی شکم آدم دسته گل می گذارند، و از این جور کارهای مسخره. وقتی که آدم زنده نباشد، گل را می خواهد چه کار؟ مرده که به گل احتیاجی ندارد...آدم تا زنده است باید از کسی که دوستش دارد گل هدیه بگیرد...



"ناتور دشت"
#جروم_دیوید_سالینجر
ترجمه : محمد نجفی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
دی کویینسی می گوید مغز ما لوحی ست که روی آن، چندین بار چیزهایی نوشته شده است. هر متن جدید، قبلی را می پوشاند، و به سهم خود با متن بعدی پوشانده می شود - اما حافظه کاملا نیرومند اگر محرک های کافی داشته باشد، توانایی نبش قبر هر حسی را، هر چند هم که موقتی بوده باشد، دارد.



"حافظه شکسپیر"
#خورخه_لوئیس_بورخس
ترجمه: بابک تبرایی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
می دانی چیست؟ من اعتماد زیادی به تو ندارم. چون تو را هم همین طوری به جایی پرت کرده اند، با پای خودت نیامده ای ...



"پزشک دهکده"
#فرانتس_کافکا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Dave Heath 1956
@tarikh21
افسر: شما بخانه هایتان بر گردید و بدانید که جنگ کار ماست
نه شما . .

نادا: آه! اگر تو درست میگفتی ممکن بود که ما برویم پي کارمان ! ولی نه. افسران در تخت خوابهایشان میمیرند و ضربه هاي شمشير از آن ماست.


"حكومت نظامي"
#آلبر_كامو
برگردان: يحيي مروستي
#داستان_هاي_فرانسوي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
دیده بودم که خدایان قدیم میروند و خدایان جدید می آیند
روز به روز و سال به سال
بت ها فرومیریزند و بت های دیگر برافراشته میشوند
من اما امروز پتك را پرستش میکنم.



#کارل_سندبرگ
برگردان: #حسین_منصوری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
من در سطح زندگی، در یک نوع کلمات، اما نه هرگز در حقیقت پیش می رفتم. چه کتاب هایی که تا نصفه خواندم و چه کسانی را که تا نیمه دوست داشتم و چه شهرهایی را که تا نیمه تماشا کردم و چه زنها که تا نیمه در کنار گرفتم. من بی صبرانه یا از روی سرگرمی حرکاتی از خود نشان می دادم. انسانها به دنبال آن می آمدند و می خواستند گلاویز شوند، لیکن چیزی در میان نبود و عامل بدبختی هم همین بود. بدبختی برای آنان. زیرا برای من تنها فراموشی بود. من هرگز جز به فکر خود نبوده ام.



#سقوط
#آلبر_كامو
ترجمه: امیر لاهوتی
#داستان_هاي_فرانسوي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
باید تسلیم شد و به گناه و خطای خویش هم اعتراف نمود. و در نهایت بایستی در سیاهچال فراموشی زندگی کرد. درست است، شما آن زندان گود و تاریک را که همچون دخمه ای زیرزمینی در قرون وسطی می ساختند و آن را فراموشخانه نام گذاشته بودند نمی شناسید. معمولا در آن سیه چال برای همه عمر شما را فراموش می کردند. این سیه چال از لحاظ وسعت بزرگتر از سیه چاله های دیگر نبود. نه آن قدر ارتفاع داشت که فرد زندانی بتواند در آن بایستد و عرض اش هم آن قدر نبود که بتواند در آن دراز بکشد. می بایستی در آن چمباتمه بزند، نه بخوابد و نه بایستد. خواب سقوط کردن بود و بیدار ماندن، مچاله شدن.



#سقوط
#آلبر_كامو
ترجمه: امیر لاهوتی
#داستان_هاي_فرانسوي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
باید تسلیم شد و به گناه و خطای خویش هم اعتراف نمود. و در نهایت بایستی در سیاهچال فراموشی زندگی کرد.


#سقوط
#آلبر_كامو
#داستان_هاي_فرانسوي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: #عباس_كيارستمي
خواب سقوط کردن بود و بیدار ماندن، مچاله شدن.



#سقوط
#آلبر_كامو
ترجمه: امیر لاهوتی
#داستان_هاي_فرانسوي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Oded Wagenstein