انسان هزاره هشتم
119 subscribers
1.01K photos
74 videos
16 files
139 links
(ادبی تاریخ فلسفه)

ارتباط با ادمین. @Mithra1991
Download Telegram
@tarikh21
درود بر وحشت! درود بر عالم دوزخ! و تو ای دوزخ ژرف!
...... دست کم در اینجا آزاد خواهیم بود ! قادر توانا هرگز نخواهد خواست ما را از اینجا براند ! در اینجا می توانیم در کمال امنیت حکومت کنیم ، و به نظرم حکومت شایسته جاه طلبی است ، هر چند در دوزخ باشد! چه بهتر در دوزخ حکومت کرد تا در بهشت کمر به خدمت بست ! اما آیا می توانیم دوستان وفادارمان ، همدستانمان ، و کسانی را که شریک بدبختی و فلاکت ما هستند ، و با ناباوری در دریاچه فراموشی فرو افتاده اند ، بر جای نهیم ؟ آیا بهتر نیست آنان را فرا بخوانیم تا همراه ما ، سهمی از این کاخ اندوهبار و مصیبت زده را به دست آورند .و یا با سلاح های باز یافته در دست ، بکوشند باری دیگر آن چه را امکان تصاحبش در آسمان است باز گیرند ، و یا از آن چه در دوزخ است رهایی یابند؟


"بهشت گمشده"
#جان_میلتون
برگردان: فریده مهدوی دامغانی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
به نظرم حکومت شایسته جاه طلبی است ، هر چند در دوزخ باشد! چه بهتر در دوزخ حکومت کرد تا در بهشت کمر به خدمت بست !


"بهشت گمشده"
#جان_میلتون
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
کسی هرگز تصور نکرده است که به یک شئ تبدیل شود ؟ یا حتی شیئی ستایش‌برانگیز ؟ این قراردادی است که هنرمندی غریب با جوانی که بر لبه‌ی ناامیدی گام میزند، می بندد. هنرمند که هوسی جنجالی در سر دارد پیشنهاد می کند . جوان را که هوس زندگی در دل دارد تبدیل به یک اثر هنری کند ، در نهایت چیزی برای از دست دادن وجود ندارد ... به جز آزادی یک نفر



"زمانی یک اثر هنری بودم"
#اریک_امانوئل_اشمیت
برگردان: فرامرز ویسی و آسیه حیدری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
همیشه در خودکشی هایم ناموفق بوده ام؛ همیشه، در همه چیز ناموفق
بوده ام.بهتر بگویم، زندگی ام عین خودکشی هایم بوده است. آنچه درباره من وحشتناک و غم‌انگیز است، اشراف کامل من به موفق نبودنم است ...



"زمانی یک اثر هنری بودم"
#اریک_امانوئل_اشمیت
برگردان: فرامرز ویسی و آسیه حیدری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
زئوس گفت : دوست جوان من ! هرکدام از ما سه موجود هستیم، یک وجود شئی داریم که همان جسم ماست، یک وجود روحی که همان آگاهی ماست، و یک وجود کلامی یعنی همان چیزی که دیگران درباره‌ی ما می گویند. وجود اول یعنی جسم خارج از اختیار ماست، این ما نیستیم که انتخاب می کنیم قد کوتاه باشیم یا گوژپشت. بزرگ شویم یا نه، پیر شویم یا نشویم. مرگ و زندگی ما در دست خود ما نیست. وجود دوم که آگاهی ماست خیلی فریبنده و گول‌زننده است: یعنی ما فقط از آنچه که میدانیم وجود دارد آگاهیم. از آنچه که هستیم. می توان گفت که آگاهی قلم‌موی چسبناک سربه‌راهی نیست که بر واقعیت کشیده شود. تنها وجود سوم ماست که به ما اجازه می دهد در سرنوشتمان دخالت کنیم، به ما یک تئاتر، یک صحنه و طرفدارانی می دهد. ما دریافت ها و ادراکات دیگران را بر می انگیزیم. آن ها را انکار می کنیم و اراده می کنیم، حتی اگر شایستگی های اندکی داشته باشیم. آنچه دیگران می گویند، به وجود ما بستگی دارد اگر ما نباشیم، آن ها چیزی ندارند که بگویند.



"زمانی یک اثر هنری بودم"
#اریک_امانوئل_اشمیت
برگردان: فرامرز ویسی و آسیه حیدری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
مذهب را به خورد مردمان دادند ،
تا کارگر بجای اعتراض ،
دعا بکند ...

#لوئیس_بونوئل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
دلیلِ وجود منی تو
اگر نشناسم‌ات، زندگی نکرده‌ام
و اگر بمیرم بی‌شناختن‌ات،
نمی‌میرم
چراکه نزیسته‌ام.


#لوییس_سرنودا
برگردان: محسن عمادي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:William Claxton
@tarikh21
جز آزادی زندانی کسی بودن
آزادی دیگری نمی‌شناسم،
کسی که نمی‌توانم نامش را بی‌رعشه بشنوم
کسی که به خاطرش این وجود حقیر را از یاد می‌برم
کسی که روز و شب‌ام چنان‌است که او می‌خواهد
و تن و جانم در تن و جان‌اش شناور است،
چونان تخته‌پاره‌های گمشده
که به دریا فرو می‌روند و بالا می‌آیند
در عین رهایی، با آزادی عشق
با آزادی یگانه‌ای که سرفرازم می‌کند
با آزادی یگانه‌ای که برایش می‌میرم.



#لوییس_سرنودا
برگردان: محسن عمادي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
نخستین کوشش هر سازمان دیکتاتوری آن است که کار و اندیشه را باهم تحت انقیاد در آورد . در واقع یا باید بر این هر دو دهان بند زد ، یا همچنانکه مستبدان خوب می دانند ، دیر یا زود ، یکی از دیگری سخن خواهد گفت . چنین است که به عقیده من امروزه در پیش پای روشنفکر دو راه به سوی خیانت می رود و هر دو راه، راه خیانت است زیرا در هر حال روشنفکر یک چیز را می پذیرد: جدایی کار از اندیشه را. راه اول خاص روشنفکران بورژواست . اینان می پذیرند که امتیازهایشان به بهای بردگی کارگران تمام شود . این عده غالبا خود را مدافع آزادی می دانند ، اما اینان پیش از هر چیز مدافع امتیازی هستند که آزادی به ایشان ، می بخشد.
راه دوم خاص روشنفکرانی است که خود را چپ می پندارند و به سبب بی اعتمادی به آزادی می پذیرند که اندیشه و آزادی لازمه آن ، به بهانه باطل خدمت به عدالت آینده ، باید هدایت و اداره شود. در هر حال ،این دو گروه ، چه با استفاده چه بی استفاده از بی عدالتی ، چه با ناسپاسی نسبت به آزادی ، بر جدایی کار فکری از کار دستی صحه می گذارند . و با این کار هم آزادی و هم عدالت را به نابودی می کشانند .
راست است که اگر آزادی ، زاییده امتیازها فرض شود نسبت به کار آدمی بی اعتناست ، و آن را از اندیشه جدا می سازد اما آزادی زاییده تکلیف های آدمی است. و از همان لحظه ای که هر یک از ما بکوشیم تا تکالیف مربوط به آزادی را بر امتیاز ها ترجیح دهیم ، از همان لحظه ، آزادی ما کار و اندیشه را متحد می سازد و نیرویی ایجاد می کند که فقط همین نیرو می تواند به نحو موثری در خدمت عدالت بکار افتد . پس سرمشق عمل ما ، راز مقاومت ما را می توان بسیار ساده خلاصه کرد: هر آنچه کار را حقیر می کند ، اندیشه و فرهنگ را حقیر می کند ، و بر عکس .


"كشتار عام"
(مقاله نان و آزادي)
#آلبرکامو
برگردان: مصطفی رحیمی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
اهدای جایزه صلح ناشران آلمان به مارگارت اتوود

مارگارت آتوود نویسنده مشهور کانادایی به عنوان برنده جایزه صلح ناشران آلمان در سال ۲۰۱۷ انتخاب شد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس، جایزه صلح ناشران آلمان در سال ۲۰۱۷،‌ مارگارت آتوود نویسنده و شاعر سرشناس کانادایی را به عنوان برنده این جایزه ۲۵ هزار یورویی معرفی کرد.

رییس اتحادیه ناشران و کتابفروشان آلمان، در همایش «روزهای کتاب» که در برلین برگزار شد با اعلام این خبر از شم سیاسی و حساسیت بالای مارگارت اتوود ۷۷ ساله برای این انتخاب یاد کرد.

وی گفت: این نویسنده کانادایی در رمان‌ها و آثار غیرداستانی خود همواره حساسیت بالای خود را برای تحولات و جریان‌های نامحسوس و خطرناک به نمایش گذاشته است.

در بیانیه اتحادیه ناشران و کتابفروشان آلمان در این باره آمده است: انسان‌دوستی، عدالت‌خواهی و رواداری عواملی هستند که به نگاه مارگارت اتوود شکل می‌دهند. وی فردی است که با آگاهی بیدار و شناخت عمیق از انسان به جهان نگاه می‌کند و با قدرت زبانی و ادبی موثر خود تحلیل‌ها و نگرانی‌هایش را روایت می‌کند.

آتوود برنده جوایز متعدد ادبی است و کتاب‌هایش به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده‌اند.

جایزه صلح ناشران آلمان از سال ۱۹۵۰ هر سال به یک چهره فرهنگی که در حوزه کاری خود، به تحقق ایده صلح کمک کرده باشد، تعلق می‌گیرد.

این جایزه، هر سال در پایان نمایشگاه کتاب فرانکفورت به برنده اهدا می شود.

سال پیش کارولین امکه، نویسنده و روزنامه‌نگار مقیم برلین، این جایزه را دریافت کرد.


#مارگارت_آتوود
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
او مي دانسته كه بالاترين كفر و بی دینی، دانایی است.
آري مي دانسته كه دانستن كفر است.


#طلسم
#سامرست_موآم
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: William Claxton
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"یادی از آلبر کامو"

نویسنده و فیلسوف #اگزیستانسیالیست فرانسوی
1913-1960
#آلبر_کامو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
٣٠ خرداد سالروز كشته شدن #ندا_آقاسلطان.
به واسطه تروريست خارجي، #تروريست_داخلي را فراموش نكنيم.

#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
اما انسان را نیز میتوان شلاق زد!
آقایی تحصیلکرده و با فرهنگ همراه زنش، با چوب درخت غان کودکشان را که دختری هفت ساله بود میزده اند. پدره خوشحال بود که درخت ترکه دارد. میگفته:(بیشتر میچزاند ) پس بنا میکند به چزاندن دخترش. اطلاع صحیح دارم که آدمهایی هستند که با هر زربه شهوتشان افزونتر میشود. یک دقیقه میزنند، پنج دقیقه میزنند، ده دقیقه میزنند، و هرچه بیشتر میزنند ، وحشیگریشان بیشتر میشود. کودک ضجه میزند. عاقبت نمی‌تواند ضجه بزند و نفس زنان میگوید: ((با با ! بابا !)) از بختی دیو صفت و نا شایست جریان به دادگاه کشانده میشود. وکیلی گرفته میشود. روسی ها از مدت ها پیش وکیل را (( وجدانی برای مزدوری )) نامیده اند. این وکیل در دفاع از موکلش به اعتراض میگوید :(( پرونده ی بسیار ساده ای است‌. رویداد خانوادگی روزمره است. پدری بچه اش را تربیت میکند. و باید گفت که در کمال شرمندگی ما به دادگاه کشانده شده است. اعضای هیئت منصفه، که با گفته ی او متقاعد شده اند ، حکمی مساعد صادر میکنند. مردم از تبرئه شدن شکنجه گر غریو شادی بر میآورند. افسوس که آنجا نبودم! که اگر بودم پیشنهاد میکردم به افتخار او اعانه جمع کنند!..
تصاویری افسونگر.


"برادران کارامازوف"
(جلد اول )
#فئودور_داستایفسکی
ترجمه: صالح حسینی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
از آن شکوه داری که دست یغماگر ایام آنچه را که عزیز داشته ای به تاراج برده؛
دیگر از لذات جسمانی بهره ای نمی بری و بامدادان خاطره ای از هوس های نیمه شب در سر نداری؟
دیگر از خیال سفرهای دور و دراز شادمان نمی شوی و بر خلاف دوران جوانی هوای خودآرایی و جلوه گری نمی کنی؟!
گمان داری که دیگر غارتگر زمانه چیزی در خانه ی دلت باقی ننهاده،اما نگران مباش.
تا وقتیکه یارای اندیشیدن و امکان دوست داشتن داری،چیزی براستی از دست نداده ای


"دیوان شرقی"
#گوته
برگردان: شجاع الدین شفا
#شعر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
‎هیچ کس از من نپرسید که در کدام خانه، در کجا، پشت کدام میز، در کدام تختخواب و در کدام مملکت، دوست دارم راه بروم، بخورم، بخوابم و یا چه کسی را از ترس دوست داشته باشم



"از کتاب سرزمین گوجه‌های سبز"
#هرتا_مولر
‎ترجمه: غلامحسین میرزاصالح
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Forwarded from مداد سبز
مانند همه آدم ها به رهايي فكر مي كردم
اما ما هرگز رها نخواهيم شد.ميان كلمات گير افتاده ايم.
بايد بازگشت به اولين كلمه.
شايد در جايي از كهكشان ها آغاز تمدن هاي اوليه باشد.و آن ها در شروع اولين كلمه باشند،كاش بتوان به آنجا رسيد و هشدار داد..
هشدار !انسان!


#ميترا_عزيزي
https://t.me/natamameman21
@tarikh21
عاشق ميخواهد دلبر خود را در اطلس و حرير ببيند و اندامش را با پارچه هاي لطيف مشرق زمين بپوشاند، اما اغلب اوقات در بستر درويشانه اي از او كام ميگيرد.جاه طلب آرزو ميكند كه در اوج قدرت باشد و در همان حال در لجن زار چاكرمآبي دست و پا ميزند. تاجر در ته يك حجره ي مرطوب و ناسالم روزگار ميگذراند و خانه ي وسيعي بنا ميكند؛ ولي با مرگ زودرس وي، پسرش، براي تقسيم مراث، خانه را به حراج ميگذارد و از آنجا بيرون رانده ميشود.باري، آيا چيزي بدمنظره تر از يك فاحشه خانه كه براي عيش و لذت بدانجا ميروند وجود دارد؟ مسئله ي غريبي است! انسان هميشه با خويشتن در جدال است.آرزوهايش را بر اثر آلام كنوني از دست ميدهد، و آلام خود را به اميد آينده اي كه به او تعلق ندارد فريب ميدهد.از اينجاست كه همه ي كارهاي انسان رنگ نابخردي و ناتواني دارد.آري، در اين دنيا هيچ چيزي كامل نيست، مگر بدبختي.



"چرم ساغري"
#انوره_دو_بالزاك
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
وقتی جنگی رخ می‌دهد، مردم می‌گویند این احمقانه‌ست و نمی‌تونه ادامه پیدا کنه،یک جنگ احتمالاًخیلی احمقانه ست، ولی این مسئله مانع دوامش نیست.حماقت همیشه بادوام است.


#آلبر_كامو
عكاس:برسون
@tarikh21
باري،آيا چيزي بدمنظره تر از يك فاحشه خانه كه براي عيش و لذت بدانجا ميروند وجود دارد؟ مسئله ي غريبي است!


چرم ساغري
#انوره_دو_بالزاك
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكس:روسپي هاي شهر نو
عكاس: #كاوه_گلستان