@tarikh21
فتح بهشت (به انگلیسی: Conquest of Paradise) نام آهنگی است که در سال ۱۹۹۲ توسط موسیقیدان یونایی ونگلیس ساخته و ضبط شد.این آهنگ برای فیلمی بنام۱۴۹۲: فتح بهشت (فیلم) به کارگردانی ریدلی اسکات ساخته شده بود و معروفترین آهنگ آلبومی است که با نام همین آهنگ منتشر شد.آهنگ موفقیتهای بزرگی را در کشورهایی نظیر آلمان، بلژیک،سوئیس و هلند کسب کرد و در صدر نمودار تکآهنگهای متشر شده قرار گرفت.اما در بریتانیا موفقیت چندانی کسب نکرد و در مکان ۳۳ قرار گرفت.این اثر در حال حاضر جزو ۵۰ تکآهنگ پرفروش کشور آلمان برای همه زمانها بحساب میاید.
🎼🎼🎼🎼🎼🎼
اوانگلوس اودیسئاس پاپاتاناسیو ^ (وَنگِلیس[۱] مشهور به ونجلیس[۲] زادهٔ ۲۹ مارس ۱۹۴۳ میلادی، ولوس، یونان) آهنگساز و نوازندهٔ سبک الکترونیک، امبینت، نیو اِیج، پراگرسیو، جَز و پاپ راک است.
#ونجليس
#فتح_بهشت
#موسيقي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
فتح بهشت (به انگلیسی: Conquest of Paradise) نام آهنگی است که در سال ۱۹۹۲ توسط موسیقیدان یونایی ونگلیس ساخته و ضبط شد.این آهنگ برای فیلمی بنام۱۴۹۲: فتح بهشت (فیلم) به کارگردانی ریدلی اسکات ساخته شده بود و معروفترین آهنگ آلبومی است که با نام همین آهنگ منتشر شد.آهنگ موفقیتهای بزرگی را در کشورهایی نظیر آلمان، بلژیک،سوئیس و هلند کسب کرد و در صدر نمودار تکآهنگهای متشر شده قرار گرفت.اما در بریتانیا موفقیت چندانی کسب نکرد و در مکان ۳۳ قرار گرفت.این اثر در حال حاضر جزو ۵۰ تکآهنگ پرفروش کشور آلمان برای همه زمانها بحساب میاید.
🎼🎼🎼🎼🎼🎼
اوانگلوس اودیسئاس پاپاتاناسیو ^ (وَنگِلیس[۱] مشهور به ونجلیس[۲] زادهٔ ۲۹ مارس ۱۹۴۳ میلادی، ولوس، یونان) آهنگساز و نوازندهٔ سبک الکترونیک، امبینت، نیو اِیج، پراگرسیو، جَز و پاپ راک است.
#ونجليس
#فتح_بهشت
#موسيقي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
آخناتون(3)
ما این مطلب را نمی دانیم که اخناتون نظریه خدای یگانه خود را از سرزمین شام گرفته، یا اینکه آتون صورت دیگری از آدونیس بوده است. این خدای تازه، هر اصل و منشئی که داشته، چنان بوده است که دل شاه را از خوشی و شادی لبریز می ساخت؛ به همین جهت، نام نخستین خود آمنحوتپ را، که در آن کلمه آمون وجود داشت؛ برگرداند و خود را به نام اختاتون یعنی «آتون راضی است» نامید.او با مددگرفتن از بعضی از سرودهای کهنه ،سرودهایی حماسی در ستایش آتون تصنیف کرد..
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هشتم(تمدن #مصر -شاه زندیق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
آخناتون(3)
ما این مطلب را نمی دانیم که اخناتون نظریه خدای یگانه خود را از سرزمین شام گرفته، یا اینکه آتون صورت دیگری از آدونیس بوده است. این خدای تازه، هر اصل و منشئی که داشته، چنان بوده است که دل شاه را از خوشی و شادی لبریز می ساخت؛ به همین جهت، نام نخستین خود آمنحوتپ را، که در آن کلمه آمون وجود داشت؛ برگرداند و خود را به نام اختاتون یعنی «آتون راضی است» نامید.او با مددگرفتن از بعضی از سرودهای کهنه ،سرودهایی حماسی در ستایش آتون تصنیف کرد..
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هشتم(تمدن #مصر -شاه زندیق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
آخناتون(4)
نیکوترین و درازترین قصیده آخناتون در ستایش آتون، و در عین حال زیباترین قطعه ای است که از ادبیات قدیم مصر برجای مانده است
(برای مطالعه سروده در این لینک: @tarikh21a )
این قصیده تنها آن نیست که نخستین قصیده بزرگ باشد، بلکه نخستین شرح بلیغ درباره عقیده یکتاپرستی است که هفتصد سال پیش از آنکه اشعیای نبی به دنیا آمده باشد سروده شده. شاید، همان گونه که برستد معتقد است، این عقیده یکتاپرستی جلوه ای از وحدت جهان مدیترانه در زیر حکومت مصر زمان تحوطمس سوم بوده باشد.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هشتم(تمدن #مصر -شاه زندیق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
آخناتون(4)
نیکوترین و درازترین قصیده آخناتون در ستایش آتون، و در عین حال زیباترین قطعه ای است که از ادبیات قدیم مصر برجای مانده است
(برای مطالعه سروده در این لینک: @tarikh21a )
این قصیده تنها آن نیست که نخستین قصیده بزرگ باشد، بلکه نخستین شرح بلیغ درباره عقیده یکتاپرستی است که هفتصد سال پیش از آنکه اشعیای نبی به دنیا آمده باشد سروده شده. شاید، همان گونه که برستد معتقد است، این عقیده یکتاپرستی جلوه ای از وحدت جهان مدیترانه در زیر حکومت مصر زمان تحوطمس سوم بوده باشد.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هشتم(تمدن #مصر -شاه زندیق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
آخناتون(5)
اخناتون چنان معتقد بود که خدای وی پروردگار همه اقوام و ملتهاست، و حتی در سرود خویش، قبل از آوردن نام مصر، از سرزمینهای دیگری که مورد عنایت آتون است نام برده؛ این، خود، نسبت به خدایان قبیله ای قدیم پیشرفت عظیمی به شمار می رود.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هشتم(تمدن #مصر -شاه زندیق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
آخناتون(5)
اخناتون چنان معتقد بود که خدای وی پروردگار همه اقوام و ملتهاست، و حتی در سرود خویش، قبل از آوردن نام مصر، از سرزمینهای دیگری که مورد عنایت آتون است نام برده؛ این، خود، نسبت به خدایان قبیله ای قدیم پیشرفت عظیمی به شمار می رود.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هشتم(تمدن #مصر -شاه زندیق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
از آخرين مطالب تاريخ تمدن پيش از اين،زمان زيادي گذشته است.
براي مطالعه مطالب پيشين:👇
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
براي مطالعه مطالب پيشين:👇
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
@tarikh21
سلیمان گفت، هیچ چیز تازه ای بر روی زمین نیست همانگونه که افلاطون تصور می کرد تمام دانسته ها چیزی نیست مگر یادآوری؛ پس سلیمان حکم کرد هر تازگی چیزی نیست جز نسیان.
#فرانسیس_بیکن:مقالات 58
"كتابخانه بابل"
#خورخه_لوئيس_بورخس
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
سلیمان گفت، هیچ چیز تازه ای بر روی زمین نیست همانگونه که افلاطون تصور می کرد تمام دانسته ها چیزی نیست مگر یادآوری؛ پس سلیمان حکم کرد هر تازگی چیزی نیست جز نسیان.
#فرانسیس_بیکن:مقالات 58
"كتابخانه بابل"
#خورخه_لوئيس_بورخس
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
روشن است که خسته ام
زیرا آدمیان در جایی باید خسته شوند
از چه خسته ام، نمی دانم
دانستنش به هیچ رو به کارم نیاید
زیرا خستگی همان است که هست
سوزش زخم همان است که هست
و آن را با سببش کاری نیست
آری خسته ام
و به نرمی لبخند می زنم
بر خستگی که فقط همین است
در تن آرزویی برای خواب
در روح تمنایی برای نیندیشیدن
#فرناندو_پسوا
ترجمه: نفیسه نواب پور
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
روشن است که خسته ام
زیرا آدمیان در جایی باید خسته شوند
از چه خسته ام، نمی دانم
دانستنش به هیچ رو به کارم نیاید
زیرا خستگی همان است که هست
سوزش زخم همان است که هست
و آن را با سببش کاری نیست
آری خسته ام
و به نرمی لبخند می زنم
بر خستگی که فقط همین است
در تن آرزویی برای خواب
در روح تمنایی برای نیندیشیدن
#فرناندو_پسوا
ترجمه: نفیسه نواب پور
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
به نظر من در دنيا هيچ چيز به اندازه تنهايي خطرآفرين و شهامت زا نيست.
گفته ها #اريش_كستنر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تصوير:
زندگي در گولاك
(شمال روسيه)
عكاس:Elena Chernyshova
گفته ها #اريش_كستنر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تصوير:
زندگي در گولاك
(شمال روسيه)
عكاس:Elena Chernyshova
@tarikh21
اگرچه روبرت کاملا خود را موافق عقیده ی لاینباخ(روانپزشکش) نمیدانست، اما به هیچ روی نیز قادر نبود که آن را کاملا بی اساس بشمارد. اگر چنین فرضیه ای درست باشد بنابر این روشن است که کسی قادر نخواهد بود که بداند برای چندمین بار رویدادی را تجربه میکند. افزون بر این چه تفاوتی میکند، زیرا شخص در این صورت محکوم است چیزی را بی نهایت بار تجربه کند. آخ، مزخرف در مزخرف. این لاینباخ چه موجود غیر قابل اعتمادی است. و به عنوان پزشک به هیچ روی نمیشود او را جدی گرفت. زیرا اگر بخواهی میتوانی او را به سادگی فریب دهی. و برای این کار به حقه هم نیازی نیست. اما اتو (برادر خود رابرت) را نمیشود به بازی گرفت...
در ورودی سالن برای او (رابرت) باز شد. در همان حالی که داشت از پله ها بالا میرفت، ناگهان تقریبا مانند بیست سال پیش، احساس کرد دوباره در میان دیوارهای قصر قدیمی کوچکی احاطه شده است. قالی ارغوانی و رنگ و رو رفته ی پله ها، زیر پای او درخشیدن گرفت. ((خوب است اکنون برای چندمین بار باشد که از این پله ها بالا میروم؟ برای صدمین بار؟ برای هزارمین بار؟ و همچنان دوباره و دوباره؟ برای چندمین بار "هوهنبورگ" بیچاره برای رسیدن به اتاق هنرپیشه ی محبوبش از این پله ها بالا رفته بود؟ و آیا هنوز هم در حال بالا رفتن است؟ و تا ابد هم باید مدام از این پله ها بالا برود؟! مرده شور این افکار بی معنی را ببرد. به هر حال انگار این پله ها تمام شدنی نیستند. و آخر آنها در چه سیاهی عمیقی غرق میشود؟!)) ناگهان چراغ راه پله خاموش شد. روبرت به شدت وحشت کرد. اما به خود مسلط شد. کبریتی کشید که تا دم در اتاق جلوی رویش را روشن کرد. همین که در را پشت سر خود بست و چراغ را روشن کرد، مانند کسی که از خطر رسته باشد، نفس راحتی کشید.
"گريز به تاريكي"
#آرتور_شنیتسلر
ترجمه: نسرین شیخ نیا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اگرچه روبرت کاملا خود را موافق عقیده ی لاینباخ(روانپزشکش) نمیدانست، اما به هیچ روی نیز قادر نبود که آن را کاملا بی اساس بشمارد. اگر چنین فرضیه ای درست باشد بنابر این روشن است که کسی قادر نخواهد بود که بداند برای چندمین بار رویدادی را تجربه میکند. افزون بر این چه تفاوتی میکند، زیرا شخص در این صورت محکوم است چیزی را بی نهایت بار تجربه کند. آخ، مزخرف در مزخرف. این لاینباخ چه موجود غیر قابل اعتمادی است. و به عنوان پزشک به هیچ روی نمیشود او را جدی گرفت. زیرا اگر بخواهی میتوانی او را به سادگی فریب دهی. و برای این کار به حقه هم نیازی نیست. اما اتو (برادر خود رابرت) را نمیشود به بازی گرفت...
در ورودی سالن برای او (رابرت) باز شد. در همان حالی که داشت از پله ها بالا میرفت، ناگهان تقریبا مانند بیست سال پیش، احساس کرد دوباره در میان دیوارهای قصر قدیمی کوچکی احاطه شده است. قالی ارغوانی و رنگ و رو رفته ی پله ها، زیر پای او درخشیدن گرفت. ((خوب است اکنون برای چندمین بار باشد که از این پله ها بالا میروم؟ برای صدمین بار؟ برای هزارمین بار؟ و همچنان دوباره و دوباره؟ برای چندمین بار "هوهنبورگ" بیچاره برای رسیدن به اتاق هنرپیشه ی محبوبش از این پله ها بالا رفته بود؟ و آیا هنوز هم در حال بالا رفتن است؟ و تا ابد هم باید مدام از این پله ها بالا برود؟! مرده شور این افکار بی معنی را ببرد. به هر حال انگار این پله ها تمام شدنی نیستند. و آخر آنها در چه سیاهی عمیقی غرق میشود؟!)) ناگهان چراغ راه پله خاموش شد. روبرت به شدت وحشت کرد. اما به خود مسلط شد. کبریتی کشید که تا دم در اتاق جلوی رویش را روشن کرد. همین که در را پشت سر خود بست و چراغ را روشن کرد، مانند کسی که از خطر رسته باشد، نفس راحتی کشید.
"گريز به تاريكي"
#آرتور_شنیتسلر
ترجمه: نسرین شیخ نیا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
دون خوان گفت:
تو خودت را جدی میگیری، تو در خیال خودت وحشتناک مهمی، تو آن قدر مهمی که به خودت اجازه میدهی وقتی اوضاع خلاف میل توست بگذاری و بروی. شاید گمان میکنی این نشانه یک شخصیت قوی است!
نه، این مسخره است، تو ضعیفی. تو خود پرستی، خود بزرگ بینی بزرگترین دشمن ماست.
فكرش را بكن، چیزی كه ما را ضعیف می كند، احساس رنجش نسبت به كردار و سوء كردار همنوعان ماست. خود بزرگ بینی ما سبب می شود كه بیشتر ایام زندگیمان از كسی رنجیده باشیم.
جهان چنین و چنان نیست، هرگاه از به خود گفتن این نکته که "جهان چنین و چنان است" باز ایستیم، جهان نیز از "چنین و چنان بودن" باز خواهد ایستاد.
"حقیقتی دیگر"
#کارلوس_کاستاندا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
دون خوان گفت:
تو خودت را جدی میگیری، تو در خیال خودت وحشتناک مهمی، تو آن قدر مهمی که به خودت اجازه میدهی وقتی اوضاع خلاف میل توست بگذاری و بروی. شاید گمان میکنی این نشانه یک شخصیت قوی است!
نه، این مسخره است، تو ضعیفی. تو خود پرستی، خود بزرگ بینی بزرگترین دشمن ماست.
فكرش را بكن، چیزی كه ما را ضعیف می كند، احساس رنجش نسبت به كردار و سوء كردار همنوعان ماست. خود بزرگ بینی ما سبب می شود كه بیشتر ایام زندگیمان از كسی رنجیده باشیم.
جهان چنین و چنان نیست، هرگاه از به خود گفتن این نکته که "جهان چنین و چنان است" باز ایستیم، جهان نیز از "چنین و چنان بودن" باز خواهد ایستاد.
"حقیقتی دیگر"
#کارلوس_کاستاندا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
من ترجیح می دهم وارد دنیا نشوم در آستانه دنیا باقی بمانم. نگاه کنم؛ عاشقانه نگاه کنم. فقط نگاه کنم...خوشبختی، برفی است روی کوه، برفی درخشان، نقره ای، آبی رنگ، کامل، برفی سبک که پایدار نمی ماند. که با اولین هیاهو فرو می لغزد و حالا بهمنی است از غم و غصه، سیل حیرت آور مصیبت ها...این احساس آمیخته ایست: آمیخته ای از غم رفتن کسانی که دوستشان داریم؛ دلسوزی به حال خودمان وقتی که ترکمان می کنند، تنها می مانیم؛ به علاوه رشک و حسد. گویی آنها به سوی سرزمینی پایدارتر و روشن تر می روند.
"ايزابل بروژ"
#كريستين_بوبن
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
من ترجیح می دهم وارد دنیا نشوم در آستانه دنیا باقی بمانم. نگاه کنم؛ عاشقانه نگاه کنم. فقط نگاه کنم...خوشبختی، برفی است روی کوه، برفی درخشان، نقره ای، آبی رنگ، کامل، برفی سبک که پایدار نمی ماند. که با اولین هیاهو فرو می لغزد و حالا بهمنی است از غم و غصه، سیل حیرت آور مصیبت ها...این احساس آمیخته ایست: آمیخته ای از غم رفتن کسانی که دوستشان داریم؛ دلسوزی به حال خودمان وقتی که ترکمان می کنند، تنها می مانیم؛ به علاوه رشک و حسد. گویی آنها به سوی سرزمینی پایدارتر و روشن تر می روند.
"ايزابل بروژ"
#كريستين_بوبن
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
👆👆👆
@tarikh21
#پست_مستمر
#كتابخانه ها (١)
.
.
«كتابخانه جورج لوكاس»
نام «جورج لوكاس» با آسمان و ستارگانش پيوند خورده و همه مى دانيم كه بانى جنگ ستارگان اوست. «عابر آسمان» (skywalker) نام كمپانى است كه در زمينه ى صدا و افكتِ فيلم هاى «لوكاس» كار مى كند. اين كمپانى در نزديكى محل اقامت اين كارگردان مشهور (منطقه ايى با همين نام) قرار گرفته، كه هم محل زندگى اوست و هم محل كار كارمندان اين كمپانى.
اين منطقه شامل آتش نشانى، سالن بازبينى و چندين سينما است و در ساختمان اصلى هم ، كتابخانه ى شخصى لوكاس قرار دارد.
.
جورج لوكاس در اواخر دهه ى هفتاد ميلادى تصميم گرفت تا كتابخانه ايى تحقيقاتى براى پيشبرد بهتر كارهاى "كمپانى توليد فيلم لوكاس" راه اندازى كند. اين تصميم در سال ١٩٧٨ به تحقق پيوست و ابتدا در لس آنجلس افتتاح شد و سپس در سال ١٩٨١ به كاليفرنياى شمالى و سرانجام در سال ١٩٨۵ به محل فعلى آن نقل مكان كرد.
.
اين مجموعه رفته رفته گسترش پيدا كرد، چرا كه بخشى از آرشيو كتابخانه هاى كمپانى فيلم پارامونت و يونيورسال، كه در سال هاى ١٩۶٠ و ٢٠٠٠ تعطيل شده بودند، به كتابخانه ى لوكاس منتقل شد. جالب اينجاست كه پس از ادغام اين دو كتابخانه قديمى در كتابخانه «جورج لوكاس»، كاركنان فعلى آن شاهد ثبت آيتم هايى بودند كه زمانى توسط هنرمندان مشهورى نظير آلفرد هيچكاك، كلينت ايستوود، چارلتون هستون و ... به امانت برده شده بود.
.
كتابخانه «لوكاس» در مجموع بيش از پنجاه هزار كتاب(از سال ١٨٨٠ تا به حال)، فيلم، برنامه هاى مستند و شو در باره ى "كمپانى فيلم لوكاس" ، عكس، مجله، روزنامه و ... دارد كه فقط كارمندان و دست اندركاران كمپانى فيلم لوكاس حق استفاده از آن ها را دارند. آرتيست ها، طراحان گريم و ... به عنوان مثال اگر بخواهند در مورد زخم ناشى از سلاح جنگى يا سوختگى و يا افرادِ در حال مرگ ناشى از گرسنگى بيشتر بدانند، به سراغ مسئولين اين كتابخانه ى تحقيقاتى مى روند.
#جورج_لوكاس
#كتابخانه
#جنگ_ستارگان
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
#پست_مستمر
#كتابخانه ها (١)
.
.
«كتابخانه جورج لوكاس»
نام «جورج لوكاس» با آسمان و ستارگانش پيوند خورده و همه مى دانيم كه بانى جنگ ستارگان اوست. «عابر آسمان» (skywalker) نام كمپانى است كه در زمينه ى صدا و افكتِ فيلم هاى «لوكاس» كار مى كند. اين كمپانى در نزديكى محل اقامت اين كارگردان مشهور (منطقه ايى با همين نام) قرار گرفته، كه هم محل زندگى اوست و هم محل كار كارمندان اين كمپانى.
اين منطقه شامل آتش نشانى، سالن بازبينى و چندين سينما است و در ساختمان اصلى هم ، كتابخانه ى شخصى لوكاس قرار دارد.
.
جورج لوكاس در اواخر دهه ى هفتاد ميلادى تصميم گرفت تا كتابخانه ايى تحقيقاتى براى پيشبرد بهتر كارهاى "كمپانى توليد فيلم لوكاس" راه اندازى كند. اين تصميم در سال ١٩٧٨ به تحقق پيوست و ابتدا در لس آنجلس افتتاح شد و سپس در سال ١٩٨١ به كاليفرنياى شمالى و سرانجام در سال ١٩٨۵ به محل فعلى آن نقل مكان كرد.
.
اين مجموعه رفته رفته گسترش پيدا كرد، چرا كه بخشى از آرشيو كتابخانه هاى كمپانى فيلم پارامونت و يونيورسال، كه در سال هاى ١٩۶٠ و ٢٠٠٠ تعطيل شده بودند، به كتابخانه ى لوكاس منتقل شد. جالب اينجاست كه پس از ادغام اين دو كتابخانه قديمى در كتابخانه «جورج لوكاس»، كاركنان فعلى آن شاهد ثبت آيتم هايى بودند كه زمانى توسط هنرمندان مشهورى نظير آلفرد هيچكاك، كلينت ايستوود، چارلتون هستون و ... به امانت برده شده بود.
.
كتابخانه «لوكاس» در مجموع بيش از پنجاه هزار كتاب(از سال ١٨٨٠ تا به حال)، فيلم، برنامه هاى مستند و شو در باره ى "كمپانى فيلم لوكاس" ، عكس، مجله، روزنامه و ... دارد كه فقط كارمندان و دست اندركاران كمپانى فيلم لوكاس حق استفاده از آن ها را دارند. آرتيست ها، طراحان گريم و ... به عنوان مثال اگر بخواهند در مورد زخم ناشى از سلاح جنگى يا سوختگى و يا افرادِ در حال مرگ ناشى از گرسنگى بيشتر بدانند، به سراغ مسئولين اين كتابخانه ى تحقيقاتى مى روند.
#جورج_لوكاس
#كتابخانه
#جنگ_ستارگان
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
این چنین، در چشم انتظاری
شب ها چندان دراز می گذرد
که ترانه ریشه افشان کرده درخت وار بر بالیده است.
و آنان که به زندان ها اندرند
و آنان که روانه ی تبعیدگاه ها شده اند
هر بار که آهی برآرند
- نگاه کن! -
این جا برگی بر این سپیدار
می لرزد.
#یانیس_ریتسوس
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
این چنین، در چشم انتظاری
شب ها چندان دراز می گذرد
که ترانه ریشه افشان کرده درخت وار بر بالیده است.
و آنان که به زندان ها اندرند
و آنان که روانه ی تبعیدگاه ها شده اند
هر بار که آهی برآرند
- نگاه کن! -
این جا برگی بر این سپیدار
می لرزد.
#یانیس_ریتسوس
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
همان شب را می گفت. پیاده می آمدیم. توی کوچه باغ بود. شاید از بس هوا خنک بود و یا از بس برگ زیر پایمان بود و نمی دانم یک جور غم خوبی توی هوا بود که نمی شد آدم نگوید، و نگوید که حالا تمام پنجره های روشن را، حتا اگر بسته باشند، دوست دارد.
می گفت: بگو که دوستم داری.
می گفتم: حتمن باید گفت، مگر نمی بینی؟
نمی دانم چرا تا آدم نگوید باورشان نمی شود.
"نماز خانه ی کوچک من"
#هوشنگ_گلشیری
#داستان_هاي_ايراني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
همان شب را می گفت. پیاده می آمدیم. توی کوچه باغ بود. شاید از بس هوا خنک بود و یا از بس برگ زیر پایمان بود و نمی دانم یک جور غم خوبی توی هوا بود که نمی شد آدم نگوید، و نگوید که حالا تمام پنجره های روشن را، حتا اگر بسته باشند، دوست دارد.
می گفت: بگو که دوستم داری.
می گفتم: حتمن باید گفت، مگر نمی بینی؟
نمی دانم چرا تا آدم نگوید باورشان نمی شود.
"نماز خانه ی کوچک من"
#هوشنگ_گلشیری
#داستان_هاي_ايراني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
زمانی گئورک لوکاچ گفته بود که این روزها برای ساختن یک میز درست و حسابی باید دارای نبوغی بود مثل نبوغ میکل آنژ در معماری . همان گونه که لوکاچ بر مبنای زمان تاریخی می اندیشید، اساس اندیشه های کافکا زمان بیکران* است. انسان با اعمالی جزئی، گردونه ی زمان بیکران را به جنبش وامی دارد؛ تازه آن هم با ایما و اشاراتی که اصلن به چشم نمی آیند.
* زمان بیکران- در تضاد با مفهوم زمان تاریخی که کرانمند است و به واسطه ی آن می توان تاریخ را به دوران های مختلف تقسیم کرد- زمانی ازلی و ابدی است. یونانیان باستان به آن<آیون> و ایرانیان آن را در زبان اوستایی<زروان> و در زبان پهلوی<دهر> می گفتند.
"کافکا به روایت بنیامین"
گردآورنده: هرمان شوپن هویزر
#كافكا
#والتر_بنيامين
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
زمانی گئورک لوکاچ گفته بود که این روزها برای ساختن یک میز درست و حسابی باید دارای نبوغی بود مثل نبوغ میکل آنژ در معماری . همان گونه که لوکاچ بر مبنای زمان تاریخی می اندیشید، اساس اندیشه های کافکا زمان بیکران* است. انسان با اعمالی جزئی، گردونه ی زمان بیکران را به جنبش وامی دارد؛ تازه آن هم با ایما و اشاراتی که اصلن به چشم نمی آیند.
* زمان بیکران- در تضاد با مفهوم زمان تاریخی که کرانمند است و به واسطه ی آن می توان تاریخ را به دوران های مختلف تقسیم کرد- زمانی ازلی و ابدی است. یونانیان باستان به آن<آیون> و ایرانیان آن را در زبان اوستایی<زروان> و در زبان پهلوی<دهر> می گفتند.
"کافکا به روایت بنیامین"
گردآورنده: هرمان شوپن هویزر
#كافكا
#والتر_بنيامين
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21