@tarikh21
زمان همه چیز را تغییر می دهد.
چیزی که دیروز بد بود، معلوم نیست که امروز هم بد باشد.
در دنیا چند نفر را می شناسید که یک ساعت درونی داشته باشند که به موقعش زنگ بزند و بگوید : "وقتش است! یک سگ بخر، چمدانت را بردار و راه بیفت!"
کجا؟ به دنبال آنچه تا حالا به دست نیاورده ای! به دنبال یک نقطه ی سفید افسونگر، به دنبال یک گمشده!
گمشده چیست؟ برای هر کس، یک چیز. اما در بازی ِ ابدی ِ " گشتم نبود، نگرد نیست"، برنده ی واقعی، فرجام ها هستند که چمدان می بندند و راه می افتند به دنبال گمشده ی ازلی و ابدی...
"پايان يك مرد"
#فریبا_کلهر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
زمان همه چیز را تغییر می دهد.
چیزی که دیروز بد بود، معلوم نیست که امروز هم بد باشد.
در دنیا چند نفر را می شناسید که یک ساعت درونی داشته باشند که به موقعش زنگ بزند و بگوید : "وقتش است! یک سگ بخر، چمدانت را بردار و راه بیفت!"
کجا؟ به دنبال آنچه تا حالا به دست نیاورده ای! به دنبال یک نقطه ی سفید افسونگر، به دنبال یک گمشده!
گمشده چیست؟ برای هر کس، یک چیز. اما در بازی ِ ابدی ِ " گشتم نبود، نگرد نیست"، برنده ی واقعی، فرجام ها هستند که چمدان می بندند و راه می افتند به دنبال گمشده ی ازلی و ابدی...
"پايان يك مرد"
#فریبا_کلهر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
برنده ی واقعی، فرجام ها هستند که چمدان می بندند و راه می افتند به دنبال گمشده ی ازلی و ابدی...
"پايان يك مرد"
#فریبا_کلهر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: ludgero filipe
پاريس
"پايان يك مرد"
#فریبا_کلهر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: ludgero filipe
پاريس
@tarikh21
اساطير ايراني و پيدايش خدايان١:
"زروان"خداي زمان است كه در زماني كه هيچ چيز وجود ندارد نيايش هايي به جا مي آورد تا پسري به دنيا آورد كه جهان را بيافريند.
نطفه اورمزد و اهريمن در بطن او بسته مي شود.
زروان در آن هنگام پيمان مي بندد كه پسري را كه نخست زاده شود فرمانرواي جهان كند.
اهريمن نخست آلوده در برابر زروان ظاهر مي شود و پس از آن اورمزد پاكيزه پس از او زاده مي شود.
زروان براي التزام به پيمانش مجبور مي شود اهريمن را براي نه هزار سال باقيمانده( ١٢٠٠٠ سال آفرينش كه ٣٠٠٠ سال نخستين جهان بدون زمان و مكان) فرامانروا كند.
با اطمينان به اينكه در پيكاري بين دو همزاد اورمزد پيروز خواهد شد و تا ابد فرمانروايي خواهد كرد.
برگرفته از "تاريخ اساطيري ايران"
#ژاله_آموزگار
#زروان
#اورمزد
#اهريمن
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اساطير ايراني و پيدايش خدايان١:
"زروان"خداي زمان است كه در زماني كه هيچ چيز وجود ندارد نيايش هايي به جا مي آورد تا پسري به دنيا آورد كه جهان را بيافريند.
نطفه اورمزد و اهريمن در بطن او بسته مي شود.
زروان در آن هنگام پيمان مي بندد كه پسري را كه نخست زاده شود فرمانرواي جهان كند.
اهريمن نخست آلوده در برابر زروان ظاهر مي شود و پس از آن اورمزد پاكيزه پس از او زاده مي شود.
زروان براي التزام به پيمانش مجبور مي شود اهريمن را براي نه هزار سال باقيمانده( ١٢٠٠٠ سال آفرينش كه ٣٠٠٠ سال نخستين جهان بدون زمان و مكان) فرامانروا كند.
با اطمينان به اينكه در پيكاري بين دو همزاد اورمزد پيروز خواهد شد و تا ابد فرمانروايي خواهد كرد.
برگرفته از "تاريخ اساطيري ايران"
#ژاله_آموزگار
#زروان
#اورمزد
#اهريمن
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
اساطير ايراني و پيدايش خدايان٢:
٣٠٠٠ سال نخستين از ٩٠٠٠ سال باقيمانده آفرينش
قلمرو اورمزد:
نخستين آفريده ي اورمزد "زمان"
و بعد امشاسپندان(جلوه هاي اورمزد) را مي آفريند.
تعداد امشاسپندان ٧ تاست.
١-سپندمينو
٢-بهمن
٣-ارديبهشت
٤-شهريور
٥-اسپندارمد
٦-خرداد
٧- امرداد
و بعد ايزدان را مي آفريند كه قواي منفي آنها ديوان هستند.
مهمترين ايزدان " ميترا" مي باشد.
شماري از ايزدان از خدايان باستاني هستند(پيش از زردشت)
١-ميترا(مهر)
٢-ناهيد
٣-واي
٤-تيشتر
٥-بهرام
٦-رپيثوين
برخي از ايزدان با آيين هاي ديني ارتباط دارند:
١-ايزد آتش
٢-ايزد هوم
برخي مفاهيم اخلاقي و انتزاعي اند:
١-مفهوم راستي
برخي نماد پديده هاي طبيعي اند:
١-خورشيد
٢-آسمان
برگرفته از "تاريخ اساطيري ايران"
#ژاله_آموزگار
#اورمزد
#امشاسپندان
#ايزدان
#ميترا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اساطير ايراني و پيدايش خدايان٢:
٣٠٠٠ سال نخستين از ٩٠٠٠ سال باقيمانده آفرينش
قلمرو اورمزد:
نخستين آفريده ي اورمزد "زمان"
و بعد امشاسپندان(جلوه هاي اورمزد) را مي آفريند.
تعداد امشاسپندان ٧ تاست.
١-سپندمينو
٢-بهمن
٣-ارديبهشت
٤-شهريور
٥-اسپندارمد
٦-خرداد
٧- امرداد
و بعد ايزدان را مي آفريند كه قواي منفي آنها ديوان هستند.
مهمترين ايزدان " ميترا" مي باشد.
شماري از ايزدان از خدايان باستاني هستند(پيش از زردشت)
١-ميترا(مهر)
٢-ناهيد
٣-واي
٤-تيشتر
٥-بهرام
٦-رپيثوين
برخي از ايزدان با آيين هاي ديني ارتباط دارند:
١-ايزد آتش
٢-ايزد هوم
برخي مفاهيم اخلاقي و انتزاعي اند:
١-مفهوم راستي
برخي نماد پديده هاي طبيعي اند:
١-خورشيد
٢-آسمان
برگرفته از "تاريخ اساطيري ايران"
#ژاله_آموزگار
#اورمزد
#امشاسپندان
#ايزدان
#ميترا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
"ازادی نامه "
مانیفست ازادی خود انگیخته
دفتر اول (ضرورت گذار از دموکراسی حداقلی بسوی مردم نهادی اندیشیده)
"حکومت نخبگان متشخص
جستار در مبانی حکومت خوداصلاحگر ( لیبرالیسم استعلایی ( ازادی خود پاینده )
' این متن را به مثابه ی نوشتاری بخوانید که تو گویی مقرر است انرا امتحان بدهید و قبولی در این ازمون تبعات خوشایندی را در اتیه ی فرزندانتان خواهد داشت . و اما پیش از شروع این دفتر داد , ایرانیان را انذار می دهم به فهم این نکته که هیچ ملت جان اگاه و خویشتن شناسی را در سراسر کره ی ارض نمی توان جست که در مواجهه ی با ائینی گوهر زای و بسامان که برای سعادت او اورده شده سخت دلی کرده و با ان بستیزد ! و یا در فهم بهتر ان از خود کاهلی یا سستی به نمایش بگذارد و یا به عذر انکه از ان بهتر هم وجود دارد بر شگرفی ها و فروزندگی های تابناکش , چشم عقل را بر بندد . .. و دور باشد از هموطنان فهیمم که چنین باشد و هر گز چنین نخواهد بود . .. باری , نخست از خویش می پرسم که قدرت چیست ؟ .. و بعد از تامل کافی, این پاسخ بر من فرود می اید که قدرت عبارت است از " امکان خرد کنندگی " را داشتن و چنین معنایی را دارد که هر قدر قدرت افزایش یابد همانقدر امکان بالقوه ی خرد کنندگی افزایش می یابد و البته این یاداوری ضرورت دارد که ما داریم از ' امکان خرد کنندگی ' و نه تحقق عینی ان سخن می گوییم . برای ایضاح بهتر موضوع اشاره می کنم به اینکه : شکسپیر در یکی از دلنشین ترین اثارش موسوم به اوتلوو , سلطانی مغربی را به تصویر می کشد که تمامی اهمیت و قدرت و احترام و اقتدارش را وامدار شمشیری است که هرگز انرا از غلاف خارج نساخته و همین شمشیر همیشه در غلاف او یک ترس توام با احترام را در اطرافیانش بر می انگیزد . بدین وصف که همگان همیشه از احتمال برکشیده شدن شمشیر او از غلافش واهمه دارند و نه از خوردن ضربت از ان شمشیر !! به زبان دیگر , او خود میداند که چون شمشیرش را از غلاف بدر اورد , دیگر تمامی شوکت و شکوه خود را به انی از کف خواهد داد و دیگر,ان اوتلووی بزرگی که در اذهان هست نخواهد بود . .. باری , قدرت را نیز شایسته است تا یک چنین وصفی را داشته باشد و لاغیر . . تامل در چیستی قدرت مرا بدین باور رسانیده که همگان از این منظر به مقوله ی قدرت می نگرند که تو گویی قدرت , امری از مقوله ی تفویض است ! حال انکه به زعم حقیر چنین نبوده و قدرت در اساسش را نباید به منزله ی امری که می باید انرا به دیگری تفویض کرد در نظر اورد . قدرت امری تفویض کردنی و بالمال تحدید کردنی نیست. بل امری است هدایت کردنی . یعنی قدرت را همواره باید در تعلیق نگاه داشت و امکان سوء استفاده از انرا مشروط به عدم استفاده ی از ان نمود . , چرا که این فقط قدرت در معنای دوم است که قابلیت هدایت و کنترل را از جانب نهاد های مسوول خواهد داشت و شگفت انکه هیچیک ازنویسندگان فلسفه ی سیاسی اعم از افلاطون تا روسو و هابز و جان استوارت میل بدان توجه بایسته را نکرده اند . پیش از اغاز این جستار ضرورت دارد که بدانیم لیبرالیسم چیست و چه دلالتهایی را دارد ؟ لیبرالیسم به معنای ازادی خواهی بوده و به ایده هایی اطلاق می شود که وجه مشترکشان یک چیز است : " بوجود اوردن شرایطی اجتماعی و سیاسی که در ان ازادی های فردی به بهترین نحو ممکن متحقق شود " و البته حدود این ازادی ها محدود است به مرزهایی که در انها جان و مال و ناموس دیگران در انجا تهدید می تواند شد و بقولی , ازادی حرکت مشت شما را محدوده ی بینی من است که تعیین می کند .. مع الوصف , ان ازادی خواهی که مد نظر حقیر است چیزی فراتر از لیبرالیسمی است که در جهان امروز مجری است . بنده به ازادی هایی بیش از انچه که در غرب بدانها رسمیت داده شده می اندیشم . به زعم بنده , ما موجوداتی کاملا ازاد هستیم و دامنه ی ازادی هایمان انگاه که با حقوق دیگران در تزاحم نیفتد , بسی بیش از انچیزی است که در غرب شاهد ان هستیم . در لیبرالیسمی که بنده در دماغ می پرورم , ازادی های اجتماعی اعم از ازادی حضور در اجتماعات , ازادی در انتخاب پوشاک ( ولو لخت و عریان حتی ) , و یا پوشیده و مستور تا بسر حد سفاهت را مجاز می داند . در این شیوه , ازادی های جنسی , ازادی مطلق برای جستجوی سعادت فردی و در یک کلام : بدلخواه خود زیستن , تا مرزهای عدم تزاحم با حقوق دیگری و بنحو اطلاق وجود دارد .
#بهزاد_بابايي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
"ازادی نامه "
مانیفست ازادی خود انگیخته
دفتر اول (ضرورت گذار از دموکراسی حداقلی بسوی مردم نهادی اندیشیده)
"حکومت نخبگان متشخص
جستار در مبانی حکومت خوداصلاحگر ( لیبرالیسم استعلایی ( ازادی خود پاینده )
' این متن را به مثابه ی نوشتاری بخوانید که تو گویی مقرر است انرا امتحان بدهید و قبولی در این ازمون تبعات خوشایندی را در اتیه ی فرزندانتان خواهد داشت . و اما پیش از شروع این دفتر داد , ایرانیان را انذار می دهم به فهم این نکته که هیچ ملت جان اگاه و خویشتن شناسی را در سراسر کره ی ارض نمی توان جست که در مواجهه ی با ائینی گوهر زای و بسامان که برای سعادت او اورده شده سخت دلی کرده و با ان بستیزد ! و یا در فهم بهتر ان از خود کاهلی یا سستی به نمایش بگذارد و یا به عذر انکه از ان بهتر هم وجود دارد بر شگرفی ها و فروزندگی های تابناکش , چشم عقل را بر بندد . .. و دور باشد از هموطنان فهیمم که چنین باشد و هر گز چنین نخواهد بود . .. باری , نخست از خویش می پرسم که قدرت چیست ؟ .. و بعد از تامل کافی, این پاسخ بر من فرود می اید که قدرت عبارت است از " امکان خرد کنندگی " را داشتن و چنین معنایی را دارد که هر قدر قدرت افزایش یابد همانقدر امکان بالقوه ی خرد کنندگی افزایش می یابد و البته این یاداوری ضرورت دارد که ما داریم از ' امکان خرد کنندگی ' و نه تحقق عینی ان سخن می گوییم . برای ایضاح بهتر موضوع اشاره می کنم به اینکه : شکسپیر در یکی از دلنشین ترین اثارش موسوم به اوتلوو , سلطانی مغربی را به تصویر می کشد که تمامی اهمیت و قدرت و احترام و اقتدارش را وامدار شمشیری است که هرگز انرا از غلاف خارج نساخته و همین شمشیر همیشه در غلاف او یک ترس توام با احترام را در اطرافیانش بر می انگیزد . بدین وصف که همگان همیشه از احتمال برکشیده شدن شمشیر او از غلافش واهمه دارند و نه از خوردن ضربت از ان شمشیر !! به زبان دیگر , او خود میداند که چون شمشیرش را از غلاف بدر اورد , دیگر تمامی شوکت و شکوه خود را به انی از کف خواهد داد و دیگر,ان اوتلووی بزرگی که در اذهان هست نخواهد بود . .. باری , قدرت را نیز شایسته است تا یک چنین وصفی را داشته باشد و لاغیر . . تامل در چیستی قدرت مرا بدین باور رسانیده که همگان از این منظر به مقوله ی قدرت می نگرند که تو گویی قدرت , امری از مقوله ی تفویض است ! حال انکه به زعم حقیر چنین نبوده و قدرت در اساسش را نباید به منزله ی امری که می باید انرا به دیگری تفویض کرد در نظر اورد . قدرت امری تفویض کردنی و بالمال تحدید کردنی نیست. بل امری است هدایت کردنی . یعنی قدرت را همواره باید در تعلیق نگاه داشت و امکان سوء استفاده از انرا مشروط به عدم استفاده ی از ان نمود . , چرا که این فقط قدرت در معنای دوم است که قابلیت هدایت و کنترل را از جانب نهاد های مسوول خواهد داشت و شگفت انکه هیچیک ازنویسندگان فلسفه ی سیاسی اعم از افلاطون تا روسو و هابز و جان استوارت میل بدان توجه بایسته را نکرده اند . پیش از اغاز این جستار ضرورت دارد که بدانیم لیبرالیسم چیست و چه دلالتهایی را دارد ؟ لیبرالیسم به معنای ازادی خواهی بوده و به ایده هایی اطلاق می شود که وجه مشترکشان یک چیز است : " بوجود اوردن شرایطی اجتماعی و سیاسی که در ان ازادی های فردی به بهترین نحو ممکن متحقق شود " و البته حدود این ازادی ها محدود است به مرزهایی که در انها جان و مال و ناموس دیگران در انجا تهدید می تواند شد و بقولی , ازادی حرکت مشت شما را محدوده ی بینی من است که تعیین می کند .. مع الوصف , ان ازادی خواهی که مد نظر حقیر است چیزی فراتر از لیبرالیسمی است که در جهان امروز مجری است . بنده به ازادی هایی بیش از انچه که در غرب بدانها رسمیت داده شده می اندیشم . به زعم بنده , ما موجوداتی کاملا ازاد هستیم و دامنه ی ازادی هایمان انگاه که با حقوق دیگران در تزاحم نیفتد , بسی بیش از انچیزی است که در غرب شاهد ان هستیم . در لیبرالیسمی که بنده در دماغ می پرورم , ازادی های اجتماعی اعم از ازادی حضور در اجتماعات , ازادی در انتخاب پوشاک ( ولو لخت و عریان حتی ) , و یا پوشیده و مستور تا بسر حد سفاهت را مجاز می داند . در این شیوه , ازادی های جنسی , ازادی مطلق برای جستجوی سعادت فردی و در یک کلام : بدلخواه خود زیستن , تا مرزهای عدم تزاحم با حقوق دیگری و بنحو اطلاق وجود دارد .
#بهزاد_بابايي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
"ازادی نامه "(٢)
مانیفست ازادی خود انگیخته
دفتر اول (ضرورت گذار از دموکراسی حداقلی بسوی مردم نهادی اندیشیده)
"حکومت نخبگان متشخص
جستار در مبانی حکومت خوداصلاحگر ( لیبرالیسم استعلایی ( ازادی خود پاینده )
لیبرالیسم مورد تاکید بنده ان سیستمی است که در ان دولت ( نه به شکلی که تاکنون دیده ایم ) تمامی هم و غمش را می گذارد برروی انکه ازادی حداکثری برای همگان محقق شود و نه انکه اهتمام به این بدارد که دیگران در کجا از ازادی های قانونی سوء استفاده کرده اند تا ایشان را به سزای عملشان برساند . در این سیستم , دولت حامی ازادی های تفویض شده ی قانونی به شهروندان است و حافظ ان ازادی ها و نه انکه مراقب باشد تا كدامین شهروند از محدوده ی ازادی هایی که داشته فراتر رفته و بعد بیاید و او را دستگیر کند !! باری ;
_ اینطور به نظرم می رسد که واژه ی حکومت بیش از حد نخ نما شده و حدود و صغورش را برای هرگونه باز تعریف از دست داده است , نتیجتا استفاده از واژه ی تازه ای موسوم به ' دیده بان ' را برای ان سیستم حکومتی که اینک مترصد تشریح انم پیشنهاد می کنم و اما پیش از ورود ماهوی به این مقوله , شایسته است بر این نکته تاکید کنم که در شان ما ایرانیان نیست که از خلاقیت دست برداشته و عطای کاخ ابداع را به لقای ان ببخشیم . برای نمونه تاکنون ندیده ام احد از روشنفکران هموطنم ,خارج از انچه که غربی ها به عنوان حکومتهای دموکراتیک و یا لیبرال و یا غیرو .. انرا پذیرفته اند , به اشکال جدیدی از حکومت ( دیده بانی ) که مجری شدن ان ,توالی بمراتب مردم نواز تری را دارد بیندیشند و یا طرحی نو در اندازند تا حداقل در عرصه ی نظری مورد کنکاش و باز نگری قرار گرفته و به فراخی کاویده شود . . بر این نمط , اینک بر انم تا انچه که در اینخصوص در دماغ پروریده ام را باز گویم .. باری , سیستم پیشنهادی من یک ساخت مبتنی بر ' خرد سالاری نخبه گرا ' است ' و مهمترین بخش ان همانا چگونگی این گزینش است . . در این سیستم که فعلا انرا ' لیبرالیسم استعلایی ' می نامم , فرایند انتخاب نخبگان به شکل هرمی بوده و البته این نخبه گزینی انطور نیست که مشابهتی را با سیستم های اریستو کراتیک و یا دسپوتیسم یا الیگارشی داشته باشد .
#بهزاد_بابايي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
"ازادی نامه "(٢)
مانیفست ازادی خود انگیخته
دفتر اول (ضرورت گذار از دموکراسی حداقلی بسوی مردم نهادی اندیشیده)
"حکومت نخبگان متشخص
جستار در مبانی حکومت خوداصلاحگر ( لیبرالیسم استعلایی ( ازادی خود پاینده )
لیبرالیسم مورد تاکید بنده ان سیستمی است که در ان دولت ( نه به شکلی که تاکنون دیده ایم ) تمامی هم و غمش را می گذارد برروی انکه ازادی حداکثری برای همگان محقق شود و نه انکه اهتمام به این بدارد که دیگران در کجا از ازادی های قانونی سوء استفاده کرده اند تا ایشان را به سزای عملشان برساند . در این سیستم , دولت حامی ازادی های تفویض شده ی قانونی به شهروندان است و حافظ ان ازادی ها و نه انکه مراقب باشد تا كدامین شهروند از محدوده ی ازادی هایی که داشته فراتر رفته و بعد بیاید و او را دستگیر کند !! باری ;
_ اینطور به نظرم می رسد که واژه ی حکومت بیش از حد نخ نما شده و حدود و صغورش را برای هرگونه باز تعریف از دست داده است , نتیجتا استفاده از واژه ی تازه ای موسوم به ' دیده بان ' را برای ان سیستم حکومتی که اینک مترصد تشریح انم پیشنهاد می کنم و اما پیش از ورود ماهوی به این مقوله , شایسته است بر این نکته تاکید کنم که در شان ما ایرانیان نیست که از خلاقیت دست برداشته و عطای کاخ ابداع را به لقای ان ببخشیم . برای نمونه تاکنون ندیده ام احد از روشنفکران هموطنم ,خارج از انچه که غربی ها به عنوان حکومتهای دموکراتیک و یا لیبرال و یا غیرو .. انرا پذیرفته اند , به اشکال جدیدی از حکومت ( دیده بانی ) که مجری شدن ان ,توالی بمراتب مردم نواز تری را دارد بیندیشند و یا طرحی نو در اندازند تا حداقل در عرصه ی نظری مورد کنکاش و باز نگری قرار گرفته و به فراخی کاویده شود . . بر این نمط , اینک بر انم تا انچه که در اینخصوص در دماغ پروریده ام را باز گویم .. باری , سیستم پیشنهادی من یک ساخت مبتنی بر ' خرد سالاری نخبه گرا ' است ' و مهمترین بخش ان همانا چگونگی این گزینش است . . در این سیستم که فعلا انرا ' لیبرالیسم استعلایی ' می نامم , فرایند انتخاب نخبگان به شکل هرمی بوده و البته این نخبه گزینی انطور نیست که مشابهتی را با سیستم های اریستو کراتیک و یا دسپوتیسم یا الیگارشی داشته باشد .
#بهزاد_بابايي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
"ازادی نامه "(٣)
مانیفست ازادی خود انگیخته
دفتر اول (ضرورت گذار از دموکراسی حداقلی بسوی مردم نهادی اندیشیده)
"حکومت نخبگان متشخص
جستار در مبانی حکومت خوداصلاحگر ( لیبرالیسم استعلایی ( ازادی خود پاینده )
در این سیستم شیوه ی عمل اینست که , هر یک از صنوف , کسبه , فرهنگیان و محترفه ,, از درون خود سه تن از نخبگان صنف خود را انتخاب می کنند . یعنی هر اهن فروش تا سه تن , قضات , سه تن , پزشکان سه تن و الی اخر .. در این سیستم , مردم عادی عملا کاره ای نبوده و تصمیمات ایشان فاقد اهمیت است . چه , انتخاب ایشان هیچگاه انتخابی نمی تواند بود که حتی مصلحت خود ایشان را تامین کند .. باری , در پی پایان مرحله ی نخست انتخابات , هزاران نفر به مرحله ی بعد وارد شده و در این مرحله منتخبین هر گروه , از میان خودشان , یک نفر را بعنوان فرد اصلح انتخاب نموده و تعداد نفرات انتخابی به یک سوم تقلیل یافته و تا بدینجای کار مرحله ی نخستین که همان انتخابات کف هرمی باشد تمام شده و نخبگان در هر رشته نیمی از مسیر خود را که از کف هرم اغاز و میل به رسیدن به راس هرم را میدارد پیموده اند .. در این سیستم , فضیلت های فردی امتیاز مصونیت در مقابل قانون را به گونه ای نسبی برای انسانهای با فضیلت در نظر می گیرد . ازادی ها ی اجتماعی و سیاسی مطلق است , چون دولتی وجود نخواهد داشت و قدرتی حتی , که برای حفظ ان , بخواهد دست به ناپاکی و تزویر بیالاید ..
در تعاقب انتخاب نخبگان به توسط خود نخبگان , از انجایی که انتخابات از بن و به نحوی سرشتین نخبه گزین عمل می کند و از طرفی نخبگان نیز برگزید گان یک ملت اند .... >
احتمال انکه فرد ناصالحی بالا برود خیلی کم است . .... الی النهایه با نزدیکتر شدن به راس هرم , سی و سه نفر از زبده ترین اشخاص در زمینه های مختلف علمی , صنعتی , بازاری و .. انتخاب شده و شورایی را بنام شورای رهبری تشکیل می دهند .. این شورا متکفل تمامی امور مملکت خواهد بود و از جانب شورای دیگری که هیچکس نمی داند اعضای ان چه کسانی هستند و از میان نخبگان میانی که با اختلاف اراء کمی از نخبگان شورا ی رهبری شکست خورده اند و به توسط هیئتی بیست و یک نفره که تنها وظیفه ی ایشان انتخاب هیئت نظارت بر شورای رهبری است , انتخاب و از دور خارج می شوند . این خروج ابدی خواهد بود .. شورای نظارت بر شورای رهبری نیز هم جلساتی را بطور کاملا پنهانی می تواند بر گزار کرده و تنها وظیفه ی ان تنظیم گزارش تخلف شورای رهبری و یا قصور ایشان از وظائف محوله بوده که پس از ذکر دقیق موارد تخلف و جمع اوری ادله ی مکفی , به دیوانعالی کشور تقدیم و حکم دیوان قاطع سیادت شورای رهبری بر کشور خواهد بود . امر قابل توجه اینست که ما در اینجا با سه نهاد حامل قدرت مواجه ایم و نه سه نهاد قدرت .. نهاد نخستین شورای رهبری است بنام a .. نهاد دوم نخبگان میانی هستند( b )که هیچکس نمی داند اصلا انها چه کسانی هستند و بالاخره نهاد سوم, که به توسط همین نخبگان میانی تشکیل و وظیفه ی نظارت بر شورای رهبری را بر عهده دارد که انهم فقط یک نقش سلبی ایفا می کند . یعنی فقط می تواند بگوید : شورا نباشد ؟ یعنی حتی نمی تواند کوچکترین دخالتی را در امور و تصمیمات شورا داشته باشد و حتی از این اظهار نظر که شورای رهبری را تشویق کند هم منع شده است .. . . , این شورای بیست و یک نفره را (c) نامیده و از جهت وظایفی که دارد انرا شورای تتمیمی نام گذارده ام .
#بهزاد_بابايي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
"ازادی نامه "(٣)
مانیفست ازادی خود انگیخته
دفتر اول (ضرورت گذار از دموکراسی حداقلی بسوی مردم نهادی اندیشیده)
"حکومت نخبگان متشخص
جستار در مبانی حکومت خوداصلاحگر ( لیبرالیسم استعلایی ( ازادی خود پاینده )
در این سیستم شیوه ی عمل اینست که , هر یک از صنوف , کسبه , فرهنگیان و محترفه ,, از درون خود سه تن از نخبگان صنف خود را انتخاب می کنند . یعنی هر اهن فروش تا سه تن , قضات , سه تن , پزشکان سه تن و الی اخر .. در این سیستم , مردم عادی عملا کاره ای نبوده و تصمیمات ایشان فاقد اهمیت است . چه , انتخاب ایشان هیچگاه انتخابی نمی تواند بود که حتی مصلحت خود ایشان را تامین کند .. باری , در پی پایان مرحله ی نخست انتخابات , هزاران نفر به مرحله ی بعد وارد شده و در این مرحله منتخبین هر گروه , از میان خودشان , یک نفر را بعنوان فرد اصلح انتخاب نموده و تعداد نفرات انتخابی به یک سوم تقلیل یافته و تا بدینجای کار مرحله ی نخستین که همان انتخابات کف هرمی باشد تمام شده و نخبگان در هر رشته نیمی از مسیر خود را که از کف هرم اغاز و میل به رسیدن به راس هرم را میدارد پیموده اند .. در این سیستم , فضیلت های فردی امتیاز مصونیت در مقابل قانون را به گونه ای نسبی برای انسانهای با فضیلت در نظر می گیرد . ازادی ها ی اجتماعی و سیاسی مطلق است , چون دولتی وجود نخواهد داشت و قدرتی حتی , که برای حفظ ان , بخواهد دست به ناپاکی و تزویر بیالاید ..
در تعاقب انتخاب نخبگان به توسط خود نخبگان , از انجایی که انتخابات از بن و به نحوی سرشتین نخبه گزین عمل می کند و از طرفی نخبگان نیز برگزید گان یک ملت اند .... >
احتمال انکه فرد ناصالحی بالا برود خیلی کم است . .... الی النهایه با نزدیکتر شدن به راس هرم , سی و سه نفر از زبده ترین اشخاص در زمینه های مختلف علمی , صنعتی , بازاری و .. انتخاب شده و شورایی را بنام شورای رهبری تشکیل می دهند .. این شورا متکفل تمامی امور مملکت خواهد بود و از جانب شورای دیگری که هیچکس نمی داند اعضای ان چه کسانی هستند و از میان نخبگان میانی که با اختلاف اراء کمی از نخبگان شورا ی رهبری شکست خورده اند و به توسط هیئتی بیست و یک نفره که تنها وظیفه ی ایشان انتخاب هیئت نظارت بر شورای رهبری است , انتخاب و از دور خارج می شوند . این خروج ابدی خواهد بود .. شورای نظارت بر شورای رهبری نیز هم جلساتی را بطور کاملا پنهانی می تواند بر گزار کرده و تنها وظیفه ی ان تنظیم گزارش تخلف شورای رهبری و یا قصور ایشان از وظائف محوله بوده که پس از ذکر دقیق موارد تخلف و جمع اوری ادله ی مکفی , به دیوانعالی کشور تقدیم و حکم دیوان قاطع سیادت شورای رهبری بر کشور خواهد بود . امر قابل توجه اینست که ما در اینجا با سه نهاد حامل قدرت مواجه ایم و نه سه نهاد قدرت .. نهاد نخستین شورای رهبری است بنام a .. نهاد دوم نخبگان میانی هستند( b )که هیچکس نمی داند اصلا انها چه کسانی هستند و بالاخره نهاد سوم, که به توسط همین نخبگان میانی تشکیل و وظیفه ی نظارت بر شورای رهبری را بر عهده دارد که انهم فقط یک نقش سلبی ایفا می کند . یعنی فقط می تواند بگوید : شورا نباشد ؟ یعنی حتی نمی تواند کوچکترین دخالتی را در امور و تصمیمات شورا داشته باشد و حتی از این اظهار نظر که شورای رهبری را تشویق کند هم منع شده است .. . . , این شورای بیست و یک نفره را (c) نامیده و از جهت وظایفی که دارد انرا شورای تتمیمی نام گذارده ام .
#بهزاد_بابايي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
"ازادی نامه "(٤)
مانیفست ازادی خود انگیخته
دفتر اول (ضرورت گذار از دموکراسی حداقلی بسوی مردم نهادی اندیشیده)
"حکومت نخبگان متشخص
جستار در مبانی حکومت خوداصلاحگر ( لیبرالیسم استعلایی ( ازادی خود پاینده )
باری ; - انتخابی از بین چند منتخب را داشتن !! ... انتخاب نیست ولو در ظاهر امر چنین به نظر برسد که انتخابی در کار است .. چنین وضعیتی بیش تر شبیه به یک عوامفریبی به زینت اراسته لیکن در باطن , دروغین است . مصداقی است از این قول سعدی که نادان را به طبل غازی , ماننده می کند : نادان , چون طبل غازی است , بلند اواز و میان تهی ... باری , انتخاب راستینی که مستلزم محترم داشتن حقوق اساسی ملت باشد این است که انها هر انکسی را که گمان می کنند در شغل انها بهترین است برگزینند و نه انهایی را که بنمایندگی از احزاب بزرگ در مقابل انها نشانده می شود تا ایشان از بین انها ناگزیر !! از انتخاب باشند .. قدر مسلم انتخاب من یا شما زمانی انتخابی مبتنی بر اراده ی خودمان است که با محدودیت در گزینش افراد روبرو نباشیم و از طرفی به صحت انتخاب خود یقین داشته باشیم ونه انگونه که در دموکراسی های غربی شاهد ان هستیم .
_ در سیستم مد نظر بنده , نهادی بنام دولت انگونه که می شناسیم وجود ندارد . انچه وجود دارد ' شورایی مرکب از اصلحترین نخبگان کشور است که در کم اشتباه ترین شکل ممکن گزینش می شوند . . شعار ما اینست : ' نخبگان تصمیم می گیرند , هوشمندان اجرا می کنند و مردم هم فقط لذتش را می برند .. در این سیستم ' شورای عالی رهبری ' , متکفل تمامی امور مملکت خواهد بود بجز امر قضاء , که مستقل از شورای موصوف عمل خواهد کرد . . شورای دیده بان باید خلاق باشد و در امور مربوط به تمشیت زندگی و معاش مردم نواوری کند .. باری , همانطور که امد , انتخابات به شکل هرمی و از سطح قائده ی هرم اغاز شده و فقط ان افرادی واجد شرایط لازم برای انداختن رای خود در صندوق هستند که حداقل پنج سال تمام سابقه ی کار در شغلی مشخص را داشته باشند و علت هم اینست که فرض را بر ان گرفته ایم که بطور قطع کسی که پنج سال متوالی در شغلی خاص کار کرده بالتبع باید بهترین ها را در شغل خود بشناسد و به انها رای دهد . وجه افتراق این سیستم با دموکراسی های غربی در اینست که در این سیستم , رای دهندگان احراز صلاحیت می شوند و نه رای پذیرندگان .. . شایان ذکر است که در این سیستم کارگر فقط می تواند به یک تا سه نفر از بهترین کارگرانی که می شناسد رای دهد ( کاندیدایی وجود ندارد ) و نه مثلا به یک تا سه کارخانه دار و صاحب صنعت !! و یا به سه صاحبکار خودش بیاید و رای دهد که انها امکان اعمال قدرت کارفرمایانه را بر او داشته باشند .
#بهزاد_بابايي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
"ازادی نامه "(٤)
مانیفست ازادی خود انگیخته
دفتر اول (ضرورت گذار از دموکراسی حداقلی بسوی مردم نهادی اندیشیده)
"حکومت نخبگان متشخص
جستار در مبانی حکومت خوداصلاحگر ( لیبرالیسم استعلایی ( ازادی خود پاینده )
باری ; - انتخابی از بین چند منتخب را داشتن !! ... انتخاب نیست ولو در ظاهر امر چنین به نظر برسد که انتخابی در کار است .. چنین وضعیتی بیش تر شبیه به یک عوامفریبی به زینت اراسته لیکن در باطن , دروغین است . مصداقی است از این قول سعدی که نادان را به طبل غازی , ماننده می کند : نادان , چون طبل غازی است , بلند اواز و میان تهی ... باری , انتخاب راستینی که مستلزم محترم داشتن حقوق اساسی ملت باشد این است که انها هر انکسی را که گمان می کنند در شغل انها بهترین است برگزینند و نه انهایی را که بنمایندگی از احزاب بزرگ در مقابل انها نشانده می شود تا ایشان از بین انها ناگزیر !! از انتخاب باشند .. قدر مسلم انتخاب من یا شما زمانی انتخابی مبتنی بر اراده ی خودمان است که با محدودیت در گزینش افراد روبرو نباشیم و از طرفی به صحت انتخاب خود یقین داشته باشیم ونه انگونه که در دموکراسی های غربی شاهد ان هستیم .
_ در سیستم مد نظر بنده , نهادی بنام دولت انگونه که می شناسیم وجود ندارد . انچه وجود دارد ' شورایی مرکب از اصلحترین نخبگان کشور است که در کم اشتباه ترین شکل ممکن گزینش می شوند . . شعار ما اینست : ' نخبگان تصمیم می گیرند , هوشمندان اجرا می کنند و مردم هم فقط لذتش را می برند .. در این سیستم ' شورای عالی رهبری ' , متکفل تمامی امور مملکت خواهد بود بجز امر قضاء , که مستقل از شورای موصوف عمل خواهد کرد . . شورای دیده بان باید خلاق باشد و در امور مربوط به تمشیت زندگی و معاش مردم نواوری کند .. باری , همانطور که امد , انتخابات به شکل هرمی و از سطح قائده ی هرم اغاز شده و فقط ان افرادی واجد شرایط لازم برای انداختن رای خود در صندوق هستند که حداقل پنج سال تمام سابقه ی کار در شغلی مشخص را داشته باشند و علت هم اینست که فرض را بر ان گرفته ایم که بطور قطع کسی که پنج سال متوالی در شغلی خاص کار کرده بالتبع باید بهترین ها را در شغل خود بشناسد و به انها رای دهد . وجه افتراق این سیستم با دموکراسی های غربی در اینست که در این سیستم , رای دهندگان احراز صلاحیت می شوند و نه رای پذیرندگان .. . شایان ذکر است که در این سیستم کارگر فقط می تواند به یک تا سه نفر از بهترین کارگرانی که می شناسد رای دهد ( کاندیدایی وجود ندارد ) و نه مثلا به یک تا سه کارخانه دار و صاحب صنعت !! و یا به سه صاحبکار خودش بیاید و رای دهد که انها امکان اعمال قدرت کارفرمایانه را بر او داشته باشند .
#بهزاد_بابايي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
از این گذشته، ضعف نفس که ممکن است تحول یابد وبه کم رویی وعادت کشیدن بار دیگران منجر شود،هرگز ممکن نیست از خصوصیات طبیعی کسی باشد، بلکه درست مثل گستاخی و خودپرستی و زورگویی صفتی اکتسابی ست و فاصله ی میان این دو، هرگز چنان که تصور میکنند، زیاد نیست.
"آبلوموف"
#ايوان_گنچاروف
مترجم: سروش حبیبی
#داستان_هاي_روسي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
از این گذشته، ضعف نفس که ممکن است تحول یابد وبه کم رویی وعادت کشیدن بار دیگران منجر شود،هرگز ممکن نیست از خصوصیات طبیعی کسی باشد، بلکه درست مثل گستاخی و خودپرستی و زورگویی صفتی اکتسابی ست و فاصله ی میان این دو، هرگز چنان که تصور میکنند، زیاد نیست.
"آبلوموف"
#ايوان_گنچاروف
مترجم: سروش حبیبی
#داستان_هاي_روسي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
لازم نيست هميشه هم برعقل تكيه كنيم .
روابط درعميق ترين لإيه ي خود عقلاني نيستند ! قصه هستند
"قصه ي عشق"
#رابرت_جي_استرن_برگ
برگردان: علي اصغر بهرامي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
روابط درعميق ترين لإيه ي خود عقلاني نيستند ! قصه هستند
"قصه ي عشق"
#رابرت_جي_استرن_برگ
برگردان: علي اصغر بهرامي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عوضي هايي مثل روسو باعث شدند كه
تنهايي وعزلت رنگ و لعاب جلال و جبروت پيدا كند،اما آدم هاي عاقل قبول داشتند كه تنهايي به راستي هولناك است
هديه هومبولت
#سال_بلو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:مانوس
تنهايي وعزلت رنگ و لعاب جلال و جبروت پيدا كند،اما آدم هاي عاقل قبول داشتند كه تنهايي به راستي هولناك است
هديه هومبولت
#سال_بلو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:مانوس
٢٠ اسفند ١٣٢٤
گروه فدائیان اسلام به رهبری برادران امامی وارد جلسه دادگاه شدند و کسروی و منشیاش،سید محمدتقی حدادپور را با استفاده از چاقو و اسلحه وحشیانه کشتند
#احمد_كسروي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
گروه فدائیان اسلام به رهبری برادران امامی وارد جلسه دادگاه شدند و کسروی و منشیاش،سید محمدتقی حدادپور را با استفاده از چاقو و اسلحه وحشیانه کشتند
#احمد_كسروي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
انسان هزاره هشتم
#احمد_كسروي #ترور ٢٠ اسفند ١٣٢٤ #انسان_هزاره_هشتم @tarikh21
@tarikh21
کافر
کلمه ای غمگینست
وقتی
گلوله ای می تواند یک تنه
از تنت عبور کند
یادشنامی توی دو چشم سیاه
مقابلت بنشیند
شبی را با تو سپری کند
میان شعارها و حرف ها
نام تو درمیان است
همچون کلمه ای شوم
تو مرده ای
قبل از صبح
کسی از مرده حرف نمیزند بلند
مخصوصا ک با گلوله مرده باشد
#ميترا_عزيزي
............................
کسروی در طی جلسه دادگاه در کاخ دادگستری ترور شد. در ساعتهای اولیه روز ۱۱ مارس ۱۹۴۶ (۲۰ اسفند ۱۳۲۴)، گروه فدائیان اسلام به رهبری برادران امامی به جلسه دادگاه وارد شدند و کسروی و منشیاش، سید محمدتقی حدادپور را با استفاده از چاقو و اسلحه وحشیانه کشتند. گفته شده که روز، زمان و مکان جلسه دادگاه جز اطلاعات عمومی نبودهاست، توسط بازپرس به فدائیان درز کردهاست.
#احمد_كسروي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
کافر
کلمه ای غمگینست
وقتی
گلوله ای می تواند یک تنه
از تنت عبور کند
یادشنامی توی دو چشم سیاه
مقابلت بنشیند
شبی را با تو سپری کند
میان شعارها و حرف ها
نام تو درمیان است
همچون کلمه ای شوم
تو مرده ای
قبل از صبح
کسی از مرده حرف نمیزند بلند
مخصوصا ک با گلوله مرده باشد
#ميترا_عزيزي
............................
کسروی در طی جلسه دادگاه در کاخ دادگستری ترور شد. در ساعتهای اولیه روز ۱۱ مارس ۱۹۴۶ (۲۰ اسفند ۱۳۲۴)، گروه فدائیان اسلام به رهبری برادران امامی به جلسه دادگاه وارد شدند و کسروی و منشیاش، سید محمدتقی حدادپور را با استفاده از چاقو و اسلحه وحشیانه کشتند. گفته شده که روز، زمان و مکان جلسه دادگاه جز اطلاعات عمومی نبودهاست، توسط بازپرس به فدائیان درز کردهاست.
#احمد_كسروي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
انسان هزاره هشتم
#فرهاد_مهراد #محمدرضا_شفیعی_کدکنی #كوچ_بنفشه_ها #انسان_هزاره_هشتم @tarikh21
در روزهای آخر اسفند،
در نیمروز روشن،
وقتی بنفشهها را
با برگ و ریشه و پیوند و خاک
در جعبههای کوچک چوبین جای میدهند
جوی هزار زمزمهی درد و انتظار
در سینه میخروشد و بر گونهها روان.
ای کاش آدمی،
وطناش را همچون بنفشهها
میشد با خود ببرد هر کجا که خواست!
*
در روشنایی باران،
در آفتاب پاک،
در روزهای آخر اسفند،
در نیمروز روشن،
وقتی بنفشهها را
با برگ و ریشه و پیوند و خاک
در جعبههای کوچک چوبین جای میدهند
جوی هزار زمزمهی درد و انتظار
در سینه میخروشد و بر گونهها روان.
ای کاش آدمی،
وطناش را همچون بنفشهها
میشد با خود ببرد هر کجا که خواست!
#فرهاد_مهراد
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#كوچ_بنفشه_ها
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
در نیمروز روشن،
وقتی بنفشهها را
با برگ و ریشه و پیوند و خاک
در جعبههای کوچک چوبین جای میدهند
جوی هزار زمزمهی درد و انتظار
در سینه میخروشد و بر گونهها روان.
ای کاش آدمی،
وطناش را همچون بنفشهها
میشد با خود ببرد هر کجا که خواست!
*
در روشنایی باران،
در آفتاب پاک،
در روزهای آخر اسفند،
در نیمروز روشن،
وقتی بنفشهها را
با برگ و ریشه و پیوند و خاک
در جعبههای کوچک چوبین جای میدهند
جوی هزار زمزمهی درد و انتظار
در سینه میخروشد و بر گونهها روان.
ای کاش آدمی،
وطناش را همچون بنفشهها
میشد با خود ببرد هر کجا که خواست!
#فرهاد_مهراد
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#كوچ_بنفشه_ها
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
دیکتاتورخداشناسى که پناه برخدا ورد زبانش است ودیکتاتور خدانشناسى که پناه برخدا ورد زبانش نیست یک وجه مشترک دارند:هردواگر درتنگنا قراربگیرند پناه میبرند به پناهگاه های زیرزمینی
#حسین_منصوری
@tarikh21
#حسین_منصوری
@tarikh21
@tarikh21
در دوران های تاريك تاريخ كه سياهی شب بر روح انسانها حاكم بوده آنچه انسانها را راهنمایی و رهبری كرده دين بوده است. رهبران دينی گرچه خودشان كور بوده اند اما وظيفۀ خود را بخوبی به انجام رسانده اند چرا كه كور در سياهی راه ها و كوره راه ها را بهتر تشخيص ميدهد تا انسان بينا. تا اينجا هيچ مشكلی با دين وجود ندارد. مشكل و احمقانه بودن آن زمانی آغاز ميشود كه سياهی شب به پايان ميرسد، سپيدۀ صبح سر ميزند و ما همچنان محتاج رهبران پير و كور ديروزين هستيم.
#هاينريش_هاينه
برگردان:#حسين_منصوری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
در دوران های تاريك تاريخ كه سياهی شب بر روح انسانها حاكم بوده آنچه انسانها را راهنمایی و رهبری كرده دين بوده است. رهبران دينی گرچه خودشان كور بوده اند اما وظيفۀ خود را بخوبی به انجام رسانده اند چرا كه كور در سياهی راه ها و كوره راه ها را بهتر تشخيص ميدهد تا انسان بينا. تا اينجا هيچ مشكلی با دين وجود ندارد. مشكل و احمقانه بودن آن زمانی آغاز ميشود كه سياهی شب به پايان ميرسد، سپيدۀ صبح سر ميزند و ما همچنان محتاج رهبران پير و كور ديروزين هستيم.
#هاينريش_هاينه
برگردان:#حسين_منصوری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Forwarded from مداد سبز
عابران،راننده ها،فروشنده ها، همه قربانياني بودند كه بعدازظهر ٢٨ بهمن ماه شان را در خيابان سپري مي كردند.
آدم هاي شهر من قرباني اند.
هميشه جنايت كاران از ميان قربانيان برخاسته اند..
آدم هاي شهر من جنايتكاراني اند كه با صلح كنار هم زندگي مي كنند.
زخم ها چون جذام تن ها را مي خورد و ما پوست مي اندازيم تا تمام شويم.
آدم هاي شهر من هركدام زخم اند.زخم هايي در كت و شلوار،زخم هايي زير كلاه هاي تشريفاتي،زخم هايي در بلوز هاي ترك،زخم هايي در كفش هاي چيني،زخم هايي در پالتوهاي بدقواره ارزان قيمت توليدي هاي زيرزميني.
#آدم_هاي_شهر_من (١)
#ميترا_عزيزي
https://telegram.me/natamameman21
آدم هاي شهر من قرباني اند.
هميشه جنايت كاران از ميان قربانيان برخاسته اند..
آدم هاي شهر من جنايتكاراني اند كه با صلح كنار هم زندگي مي كنند.
زخم ها چون جذام تن ها را مي خورد و ما پوست مي اندازيم تا تمام شويم.
آدم هاي شهر من هركدام زخم اند.زخم هايي در كت و شلوار،زخم هايي زير كلاه هاي تشريفاتي،زخم هايي در بلوز هاي ترك،زخم هايي در كفش هاي چيني،زخم هايي در پالتوهاي بدقواره ارزان قيمت توليدي هاي زيرزميني.
#آدم_هاي_شهر_من (١)
#ميترا_عزيزي
https://telegram.me/natamameman21
Telegram
مداد سبز
دست نوشته های من