امشب خلوت خواهرانه هاست!!
#پوران فرخزاد سنگ صبور #فروغ_فرخزاد یک روز پس از سالروز تولدش به او پيوست
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#پوران فرخزاد سنگ صبور #فروغ_فرخزاد یک روز پس از سالروز تولدش به او پيوست
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
یک قدیس اگر با ارسطو مقایسه شود بی سوادی بیش نیست. ولی چرا ما همواره بر این گمانیم که از قدیس بیشتر میتوانیم بیاموزیم تا از ارسطو؟ فلسفه به پرسش ها پاسخ نمیدهد. قداست اما در مقام مقایسه با فلسفه یک علم دقیق است چون به پرسش هایی که فلسفه جرات نمیکند به آنها نزدیک شود پاسخهایی کاملا مثبت و مشخص میدهد.
#امیل_سیوران
برگردان: #حسین_منصوری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
یک قدیس اگر با ارسطو مقایسه شود بی سوادی بیش نیست. ولی چرا ما همواره بر این گمانیم که از قدیس بیشتر میتوانیم بیاموزیم تا از ارسطو؟ فلسفه به پرسش ها پاسخ نمیدهد. قداست اما در مقام مقایسه با فلسفه یک علم دقیق است چون به پرسش هایی که فلسفه جرات نمیکند به آنها نزدیک شود پاسخهایی کاملا مثبت و مشخص میدهد.
#امیل_سیوران
برگردان: #حسین_منصوری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
روش عملکرد قداست درد است و مقصد نهایی آن خداست. قداست از آنجایی که نه لطفی در حق کسی میکند و نه در زندگی عملی به کار کسی می آید انسانها آن را به سرزمین رویاها تبعید میکنند و از دور به درگاهش به نیایش میپردازند. اما فلسفه را در نزد خود نگاه میدارند تا بتوانند خوب تحقیرش کنند. انسانهای میرنده با این عمل خود در اصل سندی مبنی بر هوش و ذکاوت خویش ارائه میدهند، آن هم به این خاطر که هر آن چیزی که در فلسفه پویا و زنده است از دین به عاریت گرفته شده است. فیلسوفها سرد و بی احساسند. تنها در نزدیکی خداست که گرما محسوس میشود. تنها به خاطر محتوای سردسیری فلسفه است که طبیعت ما قدیس میطلبد.
#امیل_سیوران
برگردان: #حسین_منصوری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
روش عملکرد قداست درد است و مقصد نهایی آن خداست. قداست از آنجایی که نه لطفی در حق کسی میکند و نه در زندگی عملی به کار کسی می آید انسانها آن را به سرزمین رویاها تبعید میکنند و از دور به درگاهش به نیایش میپردازند. اما فلسفه را در نزد خود نگاه میدارند تا بتوانند خوب تحقیرش کنند. انسانهای میرنده با این عمل خود در اصل سندی مبنی بر هوش و ذکاوت خویش ارائه میدهند، آن هم به این خاطر که هر آن چیزی که در فلسفه پویا و زنده است از دین به عاریت گرفته شده است. فیلسوفها سرد و بی احساسند. تنها در نزدیکی خداست که گرما محسوس میشود. تنها به خاطر محتوای سردسیری فلسفه است که طبیعت ما قدیس میطلبد.
#امیل_سیوران
برگردان: #حسین_منصوری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
آخناتون(1)
آمنحوتپ چهارم (آخناتون) به محض آنکه به شاهی رسید، سخت به مخالفت بادین آمون، و کاهنانی که به راه او می رفتند و آداب و شعایر او را برپا می داشتند، برخاست. در آن زمان، گروهی از زنان در معبد کرنک به سر می بردند که در ظاهر عنوان کنیزکان و همخوابگان آمون را داشثند، و در حقیقث اسباب خوشگذرانی و عیش و عشرت کاهنان بودند. این فسق و فجور پوشیده در پرده قدس و دینداری، آن شاه جوان را، که در زندگی خود نمونه ای از پاکی و امانت بود، ناخوش آمد؛ بوی خون گوسفندانی که به عنوان هدیه در پیشگاه آمون قربانی می شد به مشام او سازگار نبود.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هشتم(تمدن #مصر/شاه زندیق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
آخناتون(1)
آمنحوتپ چهارم (آخناتون) به محض آنکه به شاهی رسید، سخت به مخالفت بادین آمون، و کاهنانی که به راه او می رفتند و آداب و شعایر او را برپا می داشتند، برخاست. در آن زمان، گروهی از زنان در معبد کرنک به سر می بردند که در ظاهر عنوان کنیزکان و همخوابگان آمون را داشثند، و در حقیقث اسباب خوشگذرانی و عیش و عشرت کاهنان بودند. این فسق و فجور پوشیده در پرده قدس و دینداری، آن شاه جوان را، که در زندگی خود نمونه ای از پاکی و امانت بود، ناخوش آمد؛ بوی خون گوسفندانی که به عنوان هدیه در پیشگاه آمون قربانی می شد به مشام او سازگار نبود.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هشتم(تمدن #مصر/شاه زندیق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
آخناتون(2)
آخناتون اعلام کرد که همه خدایان و آداب و شعایری که در این دین است پست و بت پرستانه است، و جهان را جز خدای یگانه نیست، که همان آثون است.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هشتم(تمدن #مصر -شاه زندیق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
آخناتون(2)
آخناتون اعلام کرد که همه خدایان و آداب و شعایری که در این دین است پست و بت پرستانه است، و جهان را جز خدای یگانه نیست، که همان آثون است.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هشتم(تمدن #مصر -شاه زندیق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اخناتون،مانند اکبر که سی قرن پس از وی در هند پیدا شد،چنان می پنداشت که خدایی،بالاتر از همه،در خورشید است که سرچشمه روشنی و زندگی بر روی زمین است.
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
http://www.aparat.com/v/uzbN0
#كارل_اف
#كارمينا_بورانا
#موسيقي #اپرا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
https://telegram.me/tarikh21
#كارل_اف
#كارمينا_بورانا
#موسيقي #اپرا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
https://telegram.me/tarikh21
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
کارل ارف - کارمینا بورانا | Carl Orff - Carmina Burana
کارمینا بورانا (Carmina Burana) قطعهٔ آهنگی اثر کارل ارف است که از جمله زباترین آثار موسیقی کلاسیک آوازی جهان به شمار می رود. این قطعه مجموعه ای در قالب یک کتاب خطی است که در سال ۱۸۰۳ میلادی در ایالت Bavaria باواریای آلمان امروز پیدا شده، نسخه اصلی این مجموعه…
@tarikh21
کارل اُرف (تولد: ۱۰ جولای ۱۸۹۵/ مرگ: ۲۹ مارس ۱۹۸۲) آهنگ ساز معاصرِ آلمانی بود. عمده یِ شهرتِ جهانی اش را به خاطر اراتوریو یِ فوق العاده اش به نام «کارمینال برونا» که در سال ۱۹۳۷ ساخته شد، کسب کرد. در کنار پیشه یِ آهنگسازی اش، او شیوه ای نوین را در آموزش موسیقی به کودکان طراحی کرد که هم اکنون در سراسرِ جهان از آن استفاده می شود.
کارمینا بورانا، بر پایه یِ مجموعه یِ مهمی از اشعارِ لاتین و یونانی گولیاردی که در سال ۱۸۰۳ در کتابخانه یِ صومعه یِ بندیکتین در مکانی نزدیک مونیخ کشف شد، می باشد. این مجموعه توسط راهب ها و سراینده های قرون وسطی نوشته شده بود. ارف به دلیلِ تنوع عناصرِ خنده و غصه در آن، مجذوب این منظومه شد که بعداً با تغییراتی آن را منتشر کرد
#كارل_اف
#كارمينا_بورانا
#موسيقي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
کارل اُرف (تولد: ۱۰ جولای ۱۸۹۵/ مرگ: ۲۹ مارس ۱۹۸۲) آهنگ ساز معاصرِ آلمانی بود. عمده یِ شهرتِ جهانی اش را به خاطر اراتوریو یِ فوق العاده اش به نام «کارمینال برونا» که در سال ۱۹۳۷ ساخته شد، کسب کرد. در کنار پیشه یِ آهنگسازی اش، او شیوه ای نوین را در آموزش موسیقی به کودکان طراحی کرد که هم اکنون در سراسرِ جهان از آن استفاده می شود.
کارمینا بورانا، بر پایه یِ مجموعه یِ مهمی از اشعارِ لاتین و یونانی گولیاردی که در سال ۱۸۰۳ در کتابخانه یِ صومعه یِ بندیکتین در مکانی نزدیک مونیخ کشف شد، می باشد. این مجموعه توسط راهب ها و سراینده های قرون وسطی نوشته شده بود. ارف به دلیلِ تنوع عناصرِ خنده و غصه در آن، مجذوب این منظومه شد که بعداً با تغییراتی آن را منتشر کرد
#كارل_اف
#كارمينا_بورانا
#موسيقي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
در سال ۱۹۱۲، ارف یک اثر کُرال عظیم به نام « چنین گفت زرتشت »، که نام رمانی فلسفی از فردریش ویلهلم نیچه می باشد، نوشت . در همان سال او اپرایی به نام Gisei, the Sacrifice ، تحت تاثیر «کلود دبوسی»، آهنگساز آمپرسیونیست فرانسوی نوشت. از آن پس او به اختلاطِ سازهای متنوع و عجیب در ارکستر خود پرداخت.
#كارل_اف
#كارمينا_بورانا
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
در سال ۱۹۱۲، ارف یک اثر کُرال عظیم به نام « چنین گفت زرتشت »، که نام رمانی فلسفی از فردریش ویلهلم نیچه می باشد، نوشت . در همان سال او اپرایی به نام Gisei, the Sacrifice ، تحت تاثیر «کلود دبوسی»، آهنگساز آمپرسیونیست فرانسوی نوشت. از آن پس او به اختلاطِ سازهای متنوع و عجیب در ارکستر خود پرداخت.
#كارل_اف
#كارمينا_بورانا
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
انسان هزاره هشتم
Era – The Mass
@tarikh21
ترجمه آهنگ:
Semper crescis
مدام کاسته می شود
Aut decrescis
و افزوده می شود
Vita detestabilis
این زندگی ملال انگیز
Nunc obdurat
حالی سخت
Et tunc curat
و زمانی سهل
Ludo mentis aciem
با بازیگرهای تند و بازیگوش
Nunc obdurat
حالی سخت
Et tunc curat
و سپس آسان
Ludo mentis aciem
با بازیگرعای تند و بازیگوش
Egestatem
فقر
Potestatem
قدرت
Dissolvit ut glaciem
همانند یخ آب می شوند
Divano
با تاثیر
Divano re
بی تاثیر
Divano blessi
اثر سازنده
Divano blessia
اثر مخرب
Divano blessia
اثر مخرب
Divano
با تاثیر
Divano re
بی تاثیر
Divano blessia
اثر مخرب
Divano blessia
اثر مخرب
Sors salutis
همیشه میان خواهش روح
Et virtutis
و تمنای جسم
Michi nunc contraria
با من تضادی ست
Est affectus
تحریکم می کنند
Et defectus
و آرامم می کنند
Semper in angaria
مدام عذابم می دهند
Hac in hora
در این زمان
Sine mora
بی تکرار
Corde pulsum tangite
ضربان قلبم را دریاب
Divano
با تاثیر
Divano re
بی تاثیر
Divano blessi
اثر سازنده
Divano blessia
اثر مخرب
Divano blessia
اثر مخرب
Divano
با تاثیر
Divano re
بی تاثیر
Divano blessia
اثر مخرب
Divano blessia
اثر مخرب
Divano
با تاثیر
Divano re
بی تاثیر
Divano blessia
اثر مخرب
Divano blessia
اثر مخرب
Sors salutis.........
همیشه میان خواهش روح
Divano.......
بی تاثیر
Hac in hora
در این زمان
Sine mora
بی تکرار
Corde pulsum tangite
ضربان قلبم را دریاب
Quod per sortem
که چگونه به واسطه تقدیر
Sternit fortem
توانم را می کاهند
Mecum omnes plangite
و تو را از من می رانند
#The_mass
#Era
#موسيقي
#آدولف_هيتلر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ترجمه آهنگ:
Semper crescis
مدام کاسته می شود
Aut decrescis
و افزوده می شود
Vita detestabilis
این زندگی ملال انگیز
Nunc obdurat
حالی سخت
Et tunc curat
و زمانی سهل
Ludo mentis aciem
با بازیگرهای تند و بازیگوش
Nunc obdurat
حالی سخت
Et tunc curat
و سپس آسان
Ludo mentis aciem
با بازیگرعای تند و بازیگوش
Egestatem
فقر
Potestatem
قدرت
Dissolvit ut glaciem
همانند یخ آب می شوند
Divano
با تاثیر
Divano re
بی تاثیر
Divano blessi
اثر سازنده
Divano blessia
اثر مخرب
Divano blessia
اثر مخرب
Divano
با تاثیر
Divano re
بی تاثیر
Divano blessia
اثر مخرب
Divano blessia
اثر مخرب
Sors salutis
همیشه میان خواهش روح
Et virtutis
و تمنای جسم
Michi nunc contraria
با من تضادی ست
Est affectus
تحریکم می کنند
Et defectus
و آرامم می کنند
Semper in angaria
مدام عذابم می دهند
Hac in hora
در این زمان
Sine mora
بی تکرار
Corde pulsum tangite
ضربان قلبم را دریاب
Divano
با تاثیر
Divano re
بی تاثیر
Divano blessi
اثر سازنده
Divano blessia
اثر مخرب
Divano blessia
اثر مخرب
Divano
با تاثیر
Divano re
بی تاثیر
Divano blessia
اثر مخرب
Divano blessia
اثر مخرب
Divano
با تاثیر
Divano re
بی تاثیر
Divano blessia
اثر مخرب
Divano blessia
اثر مخرب
Sors salutis.........
همیشه میان خواهش روح
Divano.......
بی تاثیر
Hac in hora
در این زمان
Sine mora
بی تکرار
Corde pulsum tangite
ضربان قلبم را دریاب
Quod per sortem
که چگونه به واسطه تقدیر
Sternit fortem
توانم را می کاهند
Mecum omnes plangite
و تو را از من می رانند
#The_mass
#Era
#موسيقي
#آدولف_هيتلر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
کسی که در جریانات سیاسی ورود میکند بویژه آنگاه که این جریان سیاسی حاکم میشود بناگزیر شخصیت دیگری برای فرد شکل میگیرد، شخصیتی که دیگر از آن معصومیت و شفقت خالی است، متصور نیست مرد سیاست باشی و حاکمیت پیدا کنی و دستت به خونی آغشته نگردد فرق نمیکند فيدل کاسترو باشی و پس از سالها جنگل گردی بر تخت سیاست بنشینی یا مادر زاد سیاست زده صاحب این اریکه قدرت گردی، شاید اگر چگوارا هم پیش از رسیدن به این اریکه قدرت نمی مرد تفاوت چندانی با رفیق سالهای دور خود کاسترو نداشت همان فيدل مبارزی که پس از سالها مبارزه بر تخت حکومتی نشست که بناگزیر دستش بخون بسیاری آغشته شد و حتی در زمان حیاتش مخالفان بسیار داشت، این یک اصل ناگذیر تاریخی است و غیر قابل کتمان اما در این میان یک استثناء کوچکی هم وجود دارد و آن اینکه گاهی در افراد اندکی از این طیف وجدان نیم بندی وجود دارد که به ناگاه از نیمه راه باز میگردند و فارغ از این همه سیاست و حاکمیت به همان شفقت دوران قبل از سیاست نیم نگاهی می اندازند و همین نیم نگاه جرقه امیدی میشود که به سر انجام میرسد یا نمی رسد، طالقانی، منتظری و هاشمی را شاید بتوان به نوعی و شکلی در این طیف جای داد، اینکه دست او هم به نوعی به خون آغشته بوده یک اصل تاریخی به ناگذیر است و اینکه از نیمه راه نگاه نیم بندی به شفقت قبل از سیاست داشته همان استثناء کوچک است من هم مثل هر انسانی که به زندگی سیاسی نگاه نمیکند از آن دستهای آلوده به خون گلایه دارم و به این نگاه نیم بند رو به شفقت احترام میگذارم
#علي_نفيسي
#هاشمي_رفسنجاني
#انسان_هزاره_هشتم
#سياست
@tarikh21
کسی که در جریانات سیاسی ورود میکند بویژه آنگاه که این جریان سیاسی حاکم میشود بناگزیر شخصیت دیگری برای فرد شکل میگیرد، شخصیتی که دیگر از آن معصومیت و شفقت خالی است، متصور نیست مرد سیاست باشی و حاکمیت پیدا کنی و دستت به خونی آغشته نگردد فرق نمیکند فيدل کاسترو باشی و پس از سالها جنگل گردی بر تخت سیاست بنشینی یا مادر زاد سیاست زده صاحب این اریکه قدرت گردی، شاید اگر چگوارا هم پیش از رسیدن به این اریکه قدرت نمی مرد تفاوت چندانی با رفیق سالهای دور خود کاسترو نداشت همان فيدل مبارزی که پس از سالها مبارزه بر تخت حکومتی نشست که بناگزیر دستش بخون بسیاری آغشته شد و حتی در زمان حیاتش مخالفان بسیار داشت، این یک اصل ناگذیر تاریخی است و غیر قابل کتمان اما در این میان یک استثناء کوچکی هم وجود دارد و آن اینکه گاهی در افراد اندکی از این طیف وجدان نیم بندی وجود دارد که به ناگاه از نیمه راه باز میگردند و فارغ از این همه سیاست و حاکمیت به همان شفقت دوران قبل از سیاست نیم نگاهی می اندازند و همین نیم نگاه جرقه امیدی میشود که به سر انجام میرسد یا نمی رسد، طالقانی، منتظری و هاشمی را شاید بتوان به نوعی و شکلی در این طیف جای داد، اینکه دست او هم به نوعی به خون آغشته بوده یک اصل تاریخی به ناگذیر است و اینکه از نیمه راه نگاه نیم بندی به شفقت قبل از سیاست داشته همان استثناء کوچک است من هم مثل هر انسانی که به زندگی سیاسی نگاه نمیکند از آن دستهای آلوده به خون گلایه دارم و به این نگاه نیم بند رو به شفقت احترام میگذارم
#علي_نفيسي
#هاشمي_رفسنجاني
#انسان_هزاره_هشتم
#سياست
@tarikh21
@tarikh21
دیوید چالمرز علم ما به ' خود اگاهی ' بی واسطه ترین علمی است که ما می توانیم انرا نسبت به هر علم دیگری در دنیا داشته باشیم . ما ممکن است به وجود هر چیزی در دنیا شک کنیم ' حتی به وجود فرزندمان نیز ! اما امکان ندارد بتوانیم در وجود خود اگاهی خود تشکیک روا داریم . ما حتی ممکن است به وجود دست ها و پاهای خود نیز شک کنیم اما ابدا نمی تونیم به انچیزی در اندرونی های خودمان شک کنیم که انرا ' خود اگاهی ' می نامیم . ما مغز را می شناسیم و نرون ها را نیز - سیناپس ها و ترکیبات شیمیایی مغز را ' ' ولی در هیچ جای این ساختار فیزیکی خود اگاهی را نمی توانیم یافت . ما نمی توانیم روزی چنین بگوییم که خود اگاهی مثلا در جایی در ساقه ی مغز فعال می شود ' چرا که این پدیدار در هیچ ساختار ماشینی - فیزیکالیستی ' قابلیت ظهور ندارد و این فقط و فقط انسان است که چنین بی واسطه و مستقیم اینرا مسجل می داند که هست . ( به زعم بنده البته در جانوران نیز چنین حالتی وجود دارد)
#دیوید_چالمرز
#فیلسوف_استرالیایی
#بهزاد_بابایی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
دیوید چالمرز علم ما به ' خود اگاهی ' بی واسطه ترین علمی است که ما می توانیم انرا نسبت به هر علم دیگری در دنیا داشته باشیم . ما ممکن است به وجود هر چیزی در دنیا شک کنیم ' حتی به وجود فرزندمان نیز ! اما امکان ندارد بتوانیم در وجود خود اگاهی خود تشکیک روا داریم . ما حتی ممکن است به وجود دست ها و پاهای خود نیز شک کنیم اما ابدا نمی تونیم به انچیزی در اندرونی های خودمان شک کنیم که انرا ' خود اگاهی ' می نامیم . ما مغز را می شناسیم و نرون ها را نیز - سیناپس ها و ترکیبات شیمیایی مغز را ' ' ولی در هیچ جای این ساختار فیزیکی خود اگاهی را نمی توانیم یافت . ما نمی توانیم روزی چنین بگوییم که خود اگاهی مثلا در جایی در ساقه ی مغز فعال می شود ' چرا که این پدیدار در هیچ ساختار ماشینی - فیزیکالیستی ' قابلیت ظهور ندارد و این فقط و فقط انسان است که چنین بی واسطه و مستقیم اینرا مسجل می داند که هست . ( به زعم بنده البته در جانوران نیز چنین حالتی وجود دارد)
#دیوید_چالمرز
#فیلسوف_استرالیایی
#بهزاد_بابایی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
دو نفر را فرض کنید نفر اول به اندام و ظاهر یک جنس مخالف خود علاقه پیدا میکند ولی به هیچ صورت امکان برقراری ارتباط بین این دو وجود ندارد .
اگر این شخص در حالی که در تصورات خود اندام شخص دیگر را ببیند و دست به خود ارضایی بزند . حال نفر دوم را در نظر بگیرید که دقیقا مثل نفر اول از یک جنس مخالف خود خوشش آمده ولی برعکس او امکان برقراری رابطه کاملا وجود دارد و اتفاقا ارتباط بین این دو برقرار میشود
حال سوال اینجاست کدام شخص به رضایت قلبی رسیده نفر اول یا دوم ؟
پاسخ را به ادمین بفرستید: @mitram_a
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
دو نفر را فرض کنید نفر اول به اندام و ظاهر یک جنس مخالف خود علاقه پیدا میکند ولی به هیچ صورت امکان برقراری ارتباط بین این دو وجود ندارد .
اگر این شخص در حالی که در تصورات خود اندام شخص دیگر را ببیند و دست به خود ارضایی بزند . حال نفر دوم را در نظر بگیرید که دقیقا مثل نفر اول از یک جنس مخالف خود خوشش آمده ولی برعکس او امکان برقراری رابطه کاملا وجود دارد و اتفاقا ارتباط بین این دو برقرار میشود
حال سوال اینجاست کدام شخص به رضایت قلبی رسیده نفر اول یا دوم ؟
پاسخ را به ادمین بفرستید: @mitram_a
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
انسان هزاره هشتم
@tarikh21 دو نفر را فرض کنید نفر اول به اندام و ظاهر یک جنس مخالف خود علاقه پیدا میکند ولی به هیچ صورت امکان برقراری ارتباط بین این دو وجود ندارد . اگر این شخص در حالی که در تصورات خود اندام شخص دیگر را ببیند و دست به خود ارضایی بزند . حال نفر دوم را در نظر…
@tarikh21
پاسخ Mohamad Sedagat:
فروید ثابت میکند که رابطه جنسی در مفهوم خاص خود وجود ندارد و همه رابطه های جنسی هم در اصل چیزی جز خود ارضایی در مفهومی دیگر نیستند اما قضاوت در این موارد به اسانی و به سادگی میسر نمیست واپس زنی محرومیت که گاها به صورت خود ارضایی تجلی میکنند در اصل پاسخی نه به خود محرومیت بلکه در کنه خود پاسخی به اضطراب ناشی از محرومیت میباشد بهمین خاطر این مسله وجوه بسیار گسترده و متعدد دارد که به اسانی قابل برسی نیست
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
پاسخ Mohamad Sedagat:
فروید ثابت میکند که رابطه جنسی در مفهوم خاص خود وجود ندارد و همه رابطه های جنسی هم در اصل چیزی جز خود ارضایی در مفهومی دیگر نیستند اما قضاوت در این موارد به اسانی و به سادگی میسر نمیست واپس زنی محرومیت که گاها به صورت خود ارضایی تجلی میکنند در اصل پاسخی نه به خود محرومیت بلکه در کنه خود پاسخی به اضطراب ناشی از محرومیت میباشد بهمین خاطر این مسله وجوه بسیار گسترده و متعدد دارد که به اسانی قابل برسی نیست
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
انسان هزاره هشتم
@tarikh21 دو نفر را فرض کنید نفر اول به اندام و ظاهر یک جنس مخالف خود علاقه پیدا میکند ولی به هیچ صورت امکان برقراری ارتباط بین این دو وجود ندارد . اگر این شخص در حالی که در تصورات خود اندام شخص دیگر را ببیند و دست به خود ارضایی بزند . حال نفر دوم را در نظر…
@tarikh21
پاسخ Siamand Ahmadi:
به نظر من خودارضایی کردن شبیه رسیدن به شهر هفتم هفت شهر عشقه.وجود نداره ولی بهترین حس رو میده.هم نهایت آزادی رو به آدم میده و هم قبل و بعد خودارضایی اون خیال دست نخورده میمونه.ولی سکس خیال رو نابود میکنه و آدم رو در هر صورت دپرس.یعنی به نظرم کاری میکنه بجز یکم گوشت از اون شریک جنسی چیزی باقی نمونه.واسه همین میگم نفر اول
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
پاسخ Siamand Ahmadi:
به نظر من خودارضایی کردن شبیه رسیدن به شهر هفتم هفت شهر عشقه.وجود نداره ولی بهترین حس رو میده.هم نهایت آزادی رو به آدم میده و هم قبل و بعد خودارضایی اون خیال دست نخورده میمونه.ولی سکس خیال رو نابود میکنه و آدم رو در هر صورت دپرس.یعنی به نظرم کاری میکنه بجز یکم گوشت از اون شریک جنسی چیزی باقی نمونه.واسه همین میگم نفر اول
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
" انسان , موجودی که همواره از مسیر درونش , به تمامی هستی واقف می شود "
مردها با نگریستن به اندام زنی زیبا و خوش اندام , تحریک جنسی می شوند و زنان نیز با مختصر تغییراتی در رویکرد , کم و بیش یک چنین وضعی را دارند و این چیزی است که همه انرا می دانیم ولیکن انچه که همه انرا نمی دانیم این است که چیزی که بواقع در نگریستن به اندام ان زن و یا مرد در ما اتفاق می افتد اینست که ما به محض رویت اندام او به اندام جنسی خودمان معطوف می شویم !! و نه او !! .. بدیگر سخن , اندام دیگری فقط یک تلنگر اولیه است برای انکه ما به اندام جنسی خود معطوف بشویم .. یعنی انچه که ما را ترغیب به استمرار نگاه و در پی ان تمایل به استمرار اراده به هم اغوشی می نماید , نه ابژه ی جنسی ! که بروز حسی در اندام جنسی خودمان است !! و این مساله به طرز عجیبی مرا بدانسوی رهنمون می شود تا اینرا بپذیرم که انچه که انرا جهان بیرون از خود به گمان می اورم مطلقا انعکاسی از جهان بیرون است در درون من . بدیگر سخن , اگر جهان بیرون از من را نامش را بگذاریم j .. درک من از j دیگر همان j نیست ! بل j1 است و این, چنین معنایی را دارد که حقیقت جهان نه j!! .. که برای من و دیگری همواره j1 است . چون جهان برای من و یا تو و یا او .. همیشه برابر است با درک من و یا تو و یا او از جهان و نه خود ان جهانی که بواقع بیرون از ماست . جهان بیرون از ما فقط یک تلنگر بما می زند برای انکه ذهنمان را به درون نگری بیشتر و گمانه زنی بیشتر راجع به جهانی که بیرون از من ممکن است وجود داشته باشد وابدارد . . . پایان سخن انکه ما موجوداتی هستیم به غایت تنها که هیچ دلیلی دائر بر انکه جهان از مسیری بجز خودمان بر ما ظاهر می شود را نمی توانیم اقامه کنیم . .. و تاسف بارتر اینکه در این سرای حزن و سرگشتگی , گاهی چنان درک جهان با موجودی بنام ' من ' در هم می تند که تفکیک میان اندو به امری بغایت دشوار مبدل می گردد
#بهزاد_بابایی
#فلسفه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
" انسان , موجودی که همواره از مسیر درونش , به تمامی هستی واقف می شود "
مردها با نگریستن به اندام زنی زیبا و خوش اندام , تحریک جنسی می شوند و زنان نیز با مختصر تغییراتی در رویکرد , کم و بیش یک چنین وضعی را دارند و این چیزی است که همه انرا می دانیم ولیکن انچه که همه انرا نمی دانیم این است که چیزی که بواقع در نگریستن به اندام ان زن و یا مرد در ما اتفاق می افتد اینست که ما به محض رویت اندام او به اندام جنسی خودمان معطوف می شویم !! و نه او !! .. بدیگر سخن , اندام دیگری فقط یک تلنگر اولیه است برای انکه ما به اندام جنسی خود معطوف بشویم .. یعنی انچه که ما را ترغیب به استمرار نگاه و در پی ان تمایل به استمرار اراده به هم اغوشی می نماید , نه ابژه ی جنسی ! که بروز حسی در اندام جنسی خودمان است !! و این مساله به طرز عجیبی مرا بدانسوی رهنمون می شود تا اینرا بپذیرم که انچه که انرا جهان بیرون از خود به گمان می اورم مطلقا انعکاسی از جهان بیرون است در درون من . بدیگر سخن , اگر جهان بیرون از من را نامش را بگذاریم j .. درک من از j دیگر همان j نیست ! بل j1 است و این, چنین معنایی را دارد که حقیقت جهان نه j!! .. که برای من و دیگری همواره j1 است . چون جهان برای من و یا تو و یا او .. همیشه برابر است با درک من و یا تو و یا او از جهان و نه خود ان جهانی که بواقع بیرون از ماست . جهان بیرون از ما فقط یک تلنگر بما می زند برای انکه ذهنمان را به درون نگری بیشتر و گمانه زنی بیشتر راجع به جهانی که بیرون از من ممکن است وجود داشته باشد وابدارد . . . پایان سخن انکه ما موجوداتی هستیم به غایت تنها که هیچ دلیلی دائر بر انکه جهان از مسیری بجز خودمان بر ما ظاهر می شود را نمی توانیم اقامه کنیم . .. و تاسف بارتر اینکه در این سرای حزن و سرگشتگی , گاهی چنان درک جهان با موجودی بنام ' من ' در هم می تند که تفکیک میان اندو به امری بغایت دشوار مبدل می گردد
#بهزاد_بابایی
#فلسفه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21