@tarikh21
واژه ها (كلمات) قدرت اعجاب انگيزي دارند. هر یک از آنها می توانند بزرگترین خوشبختی یا عمیقترین ناامیدی را به ارمغان بیاورد؛ آنها می توانند دانش را از معلم به دانش آموز انتقال دهند؛ واژه ها سخنران را قادر می سازند كه مخاطبان خود را متقاعد سازد و تصميمات خود را به آنها ديكته كند . کلمات برانگیزاننده قوی ترین احساسات و سرچشمه همه اقدامات بشرند.
#زيگموند_فرويد
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
واژه ها (كلمات) قدرت اعجاب انگيزي دارند. هر یک از آنها می توانند بزرگترین خوشبختی یا عمیقترین ناامیدی را به ارمغان بیاورد؛ آنها می توانند دانش را از معلم به دانش آموز انتقال دهند؛ واژه ها سخنران را قادر می سازند كه مخاطبان خود را متقاعد سازد و تصميمات خود را به آنها ديكته كند . کلمات برانگیزاننده قوی ترین احساسات و سرچشمه همه اقدامات بشرند.
#زيگموند_فرويد
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
فرويد در سال ١٨٩٦ بعد از چند سال كار باليني متقاعد شده بود كه علت اصلي تمام روان رنجوريها تعارضهاي جنسي است . او ادعا كرد كه اكثر بيماران زن او از تجربيات جنسي آسيب زايي در دوران كودكي خود خبر داده اند . اي وقايع به اغفال شباهت داشتند ،خويشاوند مرد مسن تر و معمولا پدر او بوده است . فرويد معتقد بود كه همين آسيبهاي جنسي رفتار روان رنجور را در بزرگسالي به وجود مي اورند.
فوريد تقريبا يك سال بعد از اينكه نظريه خود را منتشر كرد، نظرش را تغيير داد . به اين نتيجه رسيد كه در اغلب موارد ، سوء استفاده جنسي كه بيمارانش ذكر كرده بودند هرگز اتفاق نيافتاده بودند. فرويد ادعا كرد كه آنها خيال پردازي هاي خود را براي او نقل كرده بودند هرگز اتفاق نيافتاده بودند. نظريه وي تضعيف شده بود . اگر آسيب هاي جنسي كودكي هرگز اتفاق نيافتاده باشند ، چگونه ميتوانند رفتار روان رنجور را ايجاد كنند؟
فرويد بعد از مدتي تامل ، نتيجه گرفت خيال پردازي هايي كه بيمارانش شرح داده بودند براي انها كاملا واقعيت داشتند. و گاهي اوقات ما ميخواهيم مُنكر اين وقايع باشيم . پس مسائل جنسي باز هم علت روان رنجوريهاي بزرگسالي هستند . فرويد در سال ١٨٩٨ نوشت :
بي واسطه ترين (و براي مقاصد علمي مهمترين) علتهاي بيماري روان رنجوري را ميتوان در عواملي يافت كه از زندگي جنسي ناشي ميشوند.
(نقل شده در برگر ، ٢٠٠٠،ص١١٧)
#زيگموند_فرويد
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
فرويد در سال ١٨٩٦ بعد از چند سال كار باليني متقاعد شده بود كه علت اصلي تمام روان رنجوريها تعارضهاي جنسي است . او ادعا كرد كه اكثر بيماران زن او از تجربيات جنسي آسيب زايي در دوران كودكي خود خبر داده اند . اي وقايع به اغفال شباهت داشتند ،خويشاوند مرد مسن تر و معمولا پدر او بوده است . فرويد معتقد بود كه همين آسيبهاي جنسي رفتار روان رنجور را در بزرگسالي به وجود مي اورند.
فوريد تقريبا يك سال بعد از اينكه نظريه خود را منتشر كرد، نظرش را تغيير داد . به اين نتيجه رسيد كه در اغلب موارد ، سوء استفاده جنسي كه بيمارانش ذكر كرده بودند هرگز اتفاق نيافتاده بودند. فرويد ادعا كرد كه آنها خيال پردازي هاي خود را براي او نقل كرده بودند هرگز اتفاق نيافتاده بودند. نظريه وي تضعيف شده بود . اگر آسيب هاي جنسي كودكي هرگز اتفاق نيافتاده باشند ، چگونه ميتوانند رفتار روان رنجور را ايجاد كنند؟
فرويد بعد از مدتي تامل ، نتيجه گرفت خيال پردازي هايي كه بيمارانش شرح داده بودند براي انها كاملا واقعيت داشتند. و گاهي اوقات ما ميخواهيم مُنكر اين وقايع باشيم . پس مسائل جنسي باز هم علت روان رنجوريهاي بزرگسالي هستند . فرويد در سال ١٨٩٨ نوشت :
بي واسطه ترين (و براي مقاصد علمي مهمترين) علتهاي بيماري روان رنجوري را ميتوان در عواملي يافت كه از زندگي جنسي ناشي ميشوند.
(نقل شده در برگر ، ٢٠٠٠،ص١١٧)
#زيگموند_فرويد
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
فرويد به ديده ي مردم متعارف بزرگترين مزاحم تاريخ انسان است، زيرا شوخي را انعكاس وازدگي و ناكامي مرموز،محبت را زاده نفرت ،همدردي را معلول بدخواهي مي داند و گناه را منشاء نيكوكاري
#زيگموند_فرويد
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
فرويد به ديده ي مردم متعارف بزرگترين مزاحم تاريخ انسان است، زيرا شوخي را انعكاس وازدگي و ناكامي مرموز،محبت را زاده نفرت ،همدردي را معلول بدخواهي مي داند و گناه را منشاء نيكوكاري
#زيگموند_فرويد
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
همه جلوه هاي فرهنگ انساني از روابط خانوادگي زاده ميشوند و علم،هنر،افسانه،دين و خرافات از عقده هاي كودكي بر مي خيزد.
همه ما همواره بسياري از خواستها و انگارها را از خطه اگاهي پس ميزنيم و به خطه نا اگاهي ميرانيم . ولي اين خواستها و انگارها در خطه نا اگاهي ارام نميمانند ، بلكه با خشونت به خطه اگاهي پيش ميتازند و اختلالات بسيار بار مي اورند.
#زيگموند_فرويد
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
همه جلوه هاي فرهنگ انساني از روابط خانوادگي زاده ميشوند و علم،هنر،افسانه،دين و خرافات از عقده هاي كودكي بر مي خيزد.
همه ما همواره بسياري از خواستها و انگارها را از خطه اگاهي پس ميزنيم و به خطه نا اگاهي ميرانيم . ولي اين خواستها و انگارها در خطه نا اگاهي ارام نميمانند ، بلكه با خشونت به خطه اگاهي پيش ميتازند و اختلالات بسيار بار مي اورند.
#زيگموند_فرويد
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
هنگامي كه هيتلر در 1933 به قدرت رسيد، موضع رسمي حكومت نازي درباره روانكاوي وقتي كه كتابهاي فرويد در ماه مه 1933 در برلين و در برابر ازدحام مردم به آتش كشيده شد آشكار گرديد.
همچنانكه كتابها را به آتش ميافكندند يك سخنگوي نازي فرياد ميزد «به نابودي اغراق درباره زندگي جنسي تباهكننده روح و به احترام شرافت روح انسان ـ نوشتههاي زيگموند فرويد را به شعلههاي آتش تقديم ميكنم!» (شار، 1957، ص. 446). فرويد چنين اظهارنظر كرد، «چقدر داريم پيشرفت ميكنيم. اگر در قرون وسطي ميزيستم خودم را ميسوزاندند، امروز به سوزاندن كتابهايم قناعت ميكنند»
(به نقل جونز، 1957، ص. 182)
#زيگموند_فرويد
#نازي
#آدولف_هيتلر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
هنگامي كه هيتلر در 1933 به قدرت رسيد، موضع رسمي حكومت نازي درباره روانكاوي وقتي كه كتابهاي فرويد در ماه مه 1933 در برلين و در برابر ازدحام مردم به آتش كشيده شد آشكار گرديد.
همچنانكه كتابها را به آتش ميافكندند يك سخنگوي نازي فرياد ميزد «به نابودي اغراق درباره زندگي جنسي تباهكننده روح و به احترام شرافت روح انسان ـ نوشتههاي زيگموند فرويد را به شعلههاي آتش تقديم ميكنم!» (شار، 1957، ص. 446). فرويد چنين اظهارنظر كرد، «چقدر داريم پيشرفت ميكنيم. اگر در قرون وسطي ميزيستم خودم را ميسوزاندند، امروز به سوزاندن كتابهايم قناعت ميكنند»
(به نقل جونز، 1957، ص. 182)
#زيگموند_فرويد
#نازي
#آدولف_هيتلر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
فرويد سالها پيش، هنگامي كه ماكس شار را به عنوان پزشك مخصوص خود انتخاب كرد، از او قول گرفت كه نگذارد بيهوده زجر بكشد. در 21 سپتامبر 1939، او صحبت قبليشان را به شار يادآور شد. «شما به من قول داديد هنگامي كه زمان مرگم فرا ميرسد، مرا به حال خود رها نكنيد. اكنون زندگي براي من چيزي جز شكنجه نيست و ديگر معنايي ندارد» (شار، 1972، ص. 529). دكتر در 24 ساعت مرفين بيش از اندازه لزوم به او تزريق كرد و سرانجام سالهاي رنج او پايان گرفت و بدرود حيات گفت.
#زيگموند_فرويد
#مرگ
#روزهاي_پاياني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
فرويد سالها پيش، هنگامي كه ماكس شار را به عنوان پزشك مخصوص خود انتخاب كرد، از او قول گرفت كه نگذارد بيهوده زجر بكشد. در 21 سپتامبر 1939، او صحبت قبليشان را به شار يادآور شد. «شما به من قول داديد هنگامي كه زمان مرگم فرا ميرسد، مرا به حال خود رها نكنيد. اكنون زندگي براي من چيزي جز شكنجه نيست و ديگر معنايي ندارد» (شار، 1972، ص. 529). دكتر در 24 ساعت مرفين بيش از اندازه لزوم به او تزريق كرد و سرانجام سالهاي رنج او پايان گرفت و بدرود حيات گفت.
#زيگموند_فرويد
#مرگ
#روزهاي_پاياني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻
همراهان گرامي
گزيده مطالبي در ارتباط با #زيگموند_فرويد پدر علم روانكاوي
به مناسبت سالروز مرگ اش.
(١٩٣٩-١٨٥٦)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
همراهان گرامي
گزيده مطالبي در ارتباط با #زيگموند_فرويد پدر علم روانكاوي
به مناسبت سالروز مرگ اش.
(١٩٣٩-١٨٥٦)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
تو عقايد گذشته ات را متهم مي سازي...ولي آنها مقصر نيستند،بلكه گناه از خود توست.
فراموش كرده اي كه عقايد خود به خود چيزي جز مشتي كلمات بي جان نيستند...بايستي عمل مي كردي.
#نمايشنامه "دايي وانيا"
#آنتوان_چخوف
#داستان_هاي_روسي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تو عقايد گذشته ات را متهم مي سازي...ولي آنها مقصر نيستند،بلكه گناه از خود توست.
فراموش كرده اي كه عقايد خود به خود چيزي جز مشتي كلمات بي جان نيستند...بايستي عمل مي كردي.
#نمايشنامه "دايي وانيا"
#آنتوان_چخوف
#داستان_هاي_روسي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
دنيا به وسيله چپاول و آتش سوزي نيست كه از بين مي رود،بلكه تنفر،دشمني و همچنين اختلافات كوچك است كه آن را نابود مي كند.
#نمايشنامه "دايي وانيا"
#آنتوان_چخوف
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكس:سوريه و جنگ
#نمايشنامه "دايي وانيا"
#آنتوان_چخوف
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكس:سوريه و جنگ
@tarikh21
"اولین تپش های عاشقانه قلبم"
نامه های فروغ فرخزاد
"نامه شماره چهار/ قسمت آخر"
پرویز... من اگر به جای تو بودم بیش از همه چیز مادرم را راضی می کردم تو سعی کن بر افکار و عقاید او مسلط شوی و او را راضی کنی من مادرت را با وجود این که زیاد ندیده ام و با او طرف صحبت واقع نشده ام دوست دارم و تعجب من در اینجاست که او چه حاضر است بر خلاف سعادت تو قدم بردارد.
پرویزم... من تو را با یک دنیا امید دوست دارم و فقط خوشبختی ات را از خدا می خواهم و شنیدن این مطالب مرا رنج می دهد من از دیروز تا به حال فقط اشک ریخته ام یک حالت عجیبی دارم به قول پوران حس فداکاری در من بیدار شده و حاضرم همه نوع مشقت را در راه رسیدن به مقصودم و به خوشبختی که در کنار تو تأمین می شود تحمل کنم.
پرویز... تو هم سرسخت و فداکار باش تا می توانی در گرفتن جواب از پدرم پافشاری کن او آدم های لجوج و سرسخت را دوست دارد و علاوه بر این هنوز جواب تو را نداده این طور نیست؟
من از این موضوع بیشتر متأثرم که چرا باید مادر من که آن همه نسبت به تو مهربان بود این قدر دهن بین بوده و تحت تأثیر هر گفته ای خواه راست و خواه دروغ واقع شود و به این زودی تغییر عقیده بدهد ولی من مطمئنم که تو با منطق قوی خودت می توانی بر او غلبه کنی و عقیدۀ ضعیف او را از بین ببری.
پرویزم... من از تو فقط یک چیز می خواهم و آن هم جلب رضایت مامانم و مادرت می باشد البته وقتی مادرت راضی شد مسلما" مامانم هم راضی می شود جواب نامه ام را بنویس بده فریدون بیاورد من منتظر جواب تو هستم تا خدا با ماست هیچ کس نمی تواند مانع خوشبختی ما باشد من فقط از خدا می خواهم که من و تو را در کنار هم خوشبخت سازد تو هم برای حل این موضوع فقط به خدا پناه بیاور او ما را کمک خواهد کرد.
.
خداحافظ پرویزم
.
فروغ
سه شنبه
.
.
پرویزم... یک خواهش کوچک از تو داشتم یادم رفت بنویسم یک قطعه عکست را باید برایم بفرستی پشتش را هم بنویسی بگذار لای کاغد بده فریدون بیاورد و مطمئن باش به غیر از من چشم هیچ کس بر آن نخواهد افتاد.
خواهش مرا قبول کن
فروغ
#فروغ_فرخزاد
#پرویز_شاپور
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
"اولین تپش های عاشقانه قلبم"
نامه های فروغ فرخزاد
"نامه شماره چهار/ قسمت آخر"
پرویز... من اگر به جای تو بودم بیش از همه چیز مادرم را راضی می کردم تو سعی کن بر افکار و عقاید او مسلط شوی و او را راضی کنی من مادرت را با وجود این که زیاد ندیده ام و با او طرف صحبت واقع نشده ام دوست دارم و تعجب من در اینجاست که او چه حاضر است بر خلاف سعادت تو قدم بردارد.
پرویزم... من تو را با یک دنیا امید دوست دارم و فقط خوشبختی ات را از خدا می خواهم و شنیدن این مطالب مرا رنج می دهد من از دیروز تا به حال فقط اشک ریخته ام یک حالت عجیبی دارم به قول پوران حس فداکاری در من بیدار شده و حاضرم همه نوع مشقت را در راه رسیدن به مقصودم و به خوشبختی که در کنار تو تأمین می شود تحمل کنم.
پرویز... تو هم سرسخت و فداکار باش تا می توانی در گرفتن جواب از پدرم پافشاری کن او آدم های لجوج و سرسخت را دوست دارد و علاوه بر این هنوز جواب تو را نداده این طور نیست؟
من از این موضوع بیشتر متأثرم که چرا باید مادر من که آن همه نسبت به تو مهربان بود این قدر دهن بین بوده و تحت تأثیر هر گفته ای خواه راست و خواه دروغ واقع شود و به این زودی تغییر عقیده بدهد ولی من مطمئنم که تو با منطق قوی خودت می توانی بر او غلبه کنی و عقیدۀ ضعیف او را از بین ببری.
پرویزم... من از تو فقط یک چیز می خواهم و آن هم جلب رضایت مامانم و مادرت می باشد البته وقتی مادرت راضی شد مسلما" مامانم هم راضی می شود جواب نامه ام را بنویس بده فریدون بیاورد من منتظر جواب تو هستم تا خدا با ماست هیچ کس نمی تواند مانع خوشبختی ما باشد من فقط از خدا می خواهم که من و تو را در کنار هم خوشبخت سازد تو هم برای حل این موضوع فقط به خدا پناه بیاور او ما را کمک خواهد کرد.
.
خداحافظ پرویزم
.
فروغ
سه شنبه
.
.
پرویزم... یک خواهش کوچک از تو داشتم یادم رفت بنویسم یک قطعه عکست را باید برایم بفرستی پشتش را هم بنویسی بگذار لای کاغد بده فریدون بیاورد و مطمئن باش به غیر از من چشم هیچ کس بر آن نخواهد افتاد.
خواهش مرا قبول کن
فروغ
#فروغ_فرخزاد
#پرویز_شاپور
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
این شخص پروردگار بود که در پایان کارش , در قالب ماری زیر درخت دانش دراز می کشد ؛ به این ترتیب بود که از پروردگار بودن نفس تازه می کند ...
همه چیز را بی اندازه زیبا ساخته بود ...
شیطان صرفا تن پروری پروردگار در روز هفتم است ...
"اینک انسان"
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
این شخص پروردگار بود که در پایان کارش , در قالب ماری زیر درخت دانش دراز می کشد ؛ به این ترتیب بود که از پروردگار بودن نفس تازه می کند ...
همه چیز را بی اندازه زیبا ساخته بود ...
شیطان صرفا تن پروری پروردگار در روز هفتم است ...
"اینک انسان"
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
حتی بیفکرترین راهزنان برای آنکه با خاطری آسوده گلولهای را در سر کشی شلیک کنند، یا خندهکنان سرش را از بدن جدا کنند، بایستی ابتدا، کم و بیش معتقد میشدند که انسان هیچ است ، حتی کمتر از هیچ!
"ستاره خواران"
#رومن_گاری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
حتی بیفکرترین راهزنان برای آنکه با خاطری آسوده گلولهای را در سر کشی شلیک کنند، یا خندهکنان سرش را از بدن جدا کنند، بایستی ابتدا، کم و بیش معتقد میشدند که انسان هیچ است ، حتی کمتر از هیچ!
"ستاره خواران"
#رومن_گاری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
«پادشاه فصل ها»
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستين سرد نمناك اش
باغ بى برگى... روز و شب تنهاست
با سكوت پاك غمناك اش
ساز او باران، سرودش باد
جامه اش شولتى عريانى ست
ور جز اينش جامه اى بايد
بافته بر شعبه ى زر تار و پودش باد
گو برويد يا نرويد هرچه در هرجا كه خواهد ، يا نمى خواهد باغبان و رهگذارى نيست
باغ نوميدان
چشم در راه بهارى نيست
گر ز چشم اش پرتو گرمى نمى تابد
و به رويش برگ لبخندى نمى رويد
باغ بى برگى كه مى گويد كه زيبا نيست؟
داستان از ميوه هاى سر به گردون ساى اينك
خفته در تابوت پست خاك مى گويد
باغ بى برگى
خنده اش خونى ست اشك آميز
جاودان بر اسب يال افشانِ زردش مى چمد
آن پادشاه فصل ها، پاييز!...
#مهدى_اخوان_ثالث
#شعر
#پاييز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
«پادشاه فصل ها»
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستين سرد نمناك اش
باغ بى برگى... روز و شب تنهاست
با سكوت پاك غمناك اش
ساز او باران، سرودش باد
جامه اش شولتى عريانى ست
ور جز اينش جامه اى بايد
بافته بر شعبه ى زر تار و پودش باد
گو برويد يا نرويد هرچه در هرجا كه خواهد ، يا نمى خواهد باغبان و رهگذارى نيست
باغ نوميدان
چشم در راه بهارى نيست
گر ز چشم اش پرتو گرمى نمى تابد
و به رويش برگ لبخندى نمى رويد
باغ بى برگى كه مى گويد كه زيبا نيست؟
داستان از ميوه هاى سر به گردون ساى اينك
خفته در تابوت پست خاك مى گويد
باغ بى برگى
خنده اش خونى ست اشك آميز
جاودان بر اسب يال افشانِ زردش مى چمد
آن پادشاه فصل ها، پاييز!...
#مهدى_اخوان_ثالث
#شعر
#پاييز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
برادرم را میبینم که به میدان زل زده. خورشید نرم نرمک پایین میرود. بیست و پنج سال دارم. بقیه زندگیام جایی خواهد گذشت که نه چیزی از آن میدانم و نه میشناسمش، حتی شاید انتخابش نکنم. میخواهیم مقبره اجدادمان را پشت سر رها کنیم. میخواهیم اسممان را ترک کنیم، همان اسم زیبایی که این جا برایمان، عزت و احترام میآورد. چون تمام محله از تاریخ خاندان ما اگاه است. در خیابانهای این جا، هنوز پیرمردهایی هستند که پدربزرگهامان را بشناسند. این نام را به شاخههای درخت آویزان میکنیم و میرویم، درست مثل لباس بچگانه بیصاحبی که کسی برای بردنش نمیآید. آنجا که میرویم، کسی نیستیم. بینوا. بی اصل و نصب. بیپول......برادرم را میبینم که به میدان زل زده و میدانم که به همه اینها فکر میکند. چایمان را با کندی ترسآلودی مینوشیم. لیوانها که خالی شوند، باید بلند شویم، حسابمان را صاف کنیم. چایمان را مثل گربههایی که آب شیرین را با نوک زبان میلیسند، می نوشیم. ما این جاییم. چند دقیقهای این جاییم. و کمی بعد، نخواهیم بود، تا ابد.......
#الدورادو
#لوران_گوده
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
برادرم را میبینم که به میدان زل زده. خورشید نرم نرمک پایین میرود. بیست و پنج سال دارم. بقیه زندگیام جایی خواهد گذشت که نه چیزی از آن میدانم و نه میشناسمش، حتی شاید انتخابش نکنم. میخواهیم مقبره اجدادمان را پشت سر رها کنیم. میخواهیم اسممان را ترک کنیم، همان اسم زیبایی که این جا برایمان، عزت و احترام میآورد. چون تمام محله از تاریخ خاندان ما اگاه است. در خیابانهای این جا، هنوز پیرمردهایی هستند که پدربزرگهامان را بشناسند. این نام را به شاخههای درخت آویزان میکنیم و میرویم، درست مثل لباس بچگانه بیصاحبی که کسی برای بردنش نمیآید. آنجا که میرویم، کسی نیستیم. بینوا. بی اصل و نصب. بیپول......برادرم را میبینم که به میدان زل زده و میدانم که به همه اینها فکر میکند. چایمان را با کندی ترسآلودی مینوشیم. لیوانها که خالی شوند، باید بلند شویم، حسابمان را صاف کنیم. چایمان را مثل گربههایی که آب شیرین را با نوک زبان میلیسند، می نوشیم. ما این جاییم. چند دقیقهای این جاییم. و کمی بعد، نخواهیم بود، تا ابد.......
#الدورادو
#لوران_گوده
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
پول وفاداری را به بی وفایی، عشق را به نفرت، نفرت را به عشق، فضیلت را به شرارت، شرارت را به فضیلت، خدمتکار را به ارباب، ارباب را به خدمتکار، حماقت را به هوش، هوش را به حماقت تبدیل می کند. چون پول به مثابه مفهومی فعال و موجود ارزش، تمام چیزها را در هم می آمیزد و معاوضه می کند، خود نیز بیانگر در هم آمیختگی و معاوضه ی عام همه چیزها یا به عبارتی درهم آمیختگی و معاوضه ی همه ی کیفیت های طبیعی و انسانی است.
"بخشی از دست نوشته های اقتصادی"
#كارل_ماركس
#فلسفه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
پول وفاداری را به بی وفایی، عشق را به نفرت، نفرت را به عشق، فضیلت را به شرارت، شرارت را به فضیلت، خدمتکار را به ارباب، ارباب را به خدمتکار، حماقت را به هوش، هوش را به حماقت تبدیل می کند. چون پول به مثابه مفهومی فعال و موجود ارزش، تمام چیزها را در هم می آمیزد و معاوضه می کند، خود نیز بیانگر در هم آمیختگی و معاوضه ی عام همه چیزها یا به عبارتی درهم آمیختگی و معاوضه ی همه ی کیفیت های طبیعی و انسانی است.
"بخشی از دست نوشته های اقتصادی"
#كارل_ماركس
#فلسفه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
من با خودم فکر کردم اگر راست است که هر کسی یک ستاره روی آسمان دارد،ستاره من باید دور،تاریک و بی معنی باشد،شاید من اصلا ستاره نداشته ام
بوف کور
#صادق_هدايت
@tarikh21
عكس:بر بالين سرباز
جنگ جهانى اول
بوف کور
#صادق_هدايت
@tarikh21
عكس:بر بالين سرباز
جنگ جهانى اول
@tarikh21
اغلب دانشمندان مصری از کاهنان بودند، چون دور از ناراحتیها و نگرانیهای زندگی به سر می بردند و، در معابد، از آسایش و راحت برخوردار می شدند؛ به همین جهت است که، با وجود پابند شدن به خرافات، همین کاهنانند که علم مصری را پی ریزی کرده اند.
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
ج1-فصل هشتم(مصر/تمدن و فرهنگ مصر/علوم)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اغلب دانشمندان مصری از کاهنان بودند، چون دور از ناراحتیها و نگرانیهای زندگی به سر می بردند و، در معابد، از آسایش و راحت برخوردار می شدند؛ به همین جهت است که، با وجود پابند شدن به خرافات، همین کاهنانند که علم مصری را پی ریزی کرده اند.
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
ج1-فصل هشتم(مصر/تمدن و فرهنگ مصر/علوم)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
کاهنان می توانستند روز بالا آمدن آب نیل را پیشگویی کنند و معابد خود را به نقطه ای که خورشید صبح روز اول انقلاب صیفی از آنجا طلوع می کند بسازند. شاید چیزهایی می دانستند و صلاح در آن نمی دیدند که این مطالب را در میان مردمی که خرافه پرستی آنان برای فرمانروایان گرانبهاترین سرمایه بود انتشار دهند؛ کاهنان اطلاعات نجومی خود را از علوم سری می دانستند و نمی خواستند راز آن بر توده مردم کشف شود.
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
ج1-فصل هشتم(مصر/تمدن و فرهنگ مصر/علوم)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
کاهنان می توانستند روز بالا آمدن آب نیل را پیشگویی کنند و معابد خود را به نقطه ای که خورشید صبح روز اول انقلاب صیفی از آنجا طلوع می کند بسازند. شاید چیزهایی می دانستند و صلاح در آن نمی دیدند که این مطالب را در میان مردمی که خرافه پرستی آنان برای فرمانروایان گرانبهاترین سرمایه بود انتشار دهند؛ کاهنان اطلاعات نجومی خود را از علوم سری می دانستند و نمی خواستند راز آن بر توده مردم کشف شود.
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
ج1-فصل هشتم(مصر/تمدن و فرهنگ مصر/علوم)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
دین و ثروت مصر، برای ایجاد هنر و پروراندن آن، دست به دست یکدیگر داده بودند؛ همین دین، در آن هنگام که قدرت و نفوذ مصر از میان رفت، در برانداختن هنر مصری سهمی بسزا داشت. دین، برای هنرمندان، موضوع الهام و محرک فکری فراهم می آورد، ولی آن اندازه قید و بند به دست و پای آنان می گذاشت که هنر، ناچار، بایستی پیوسته به معبد بستگی داشته باشد.
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
ج1-فصل هشتم(مصر/تمدن و فرهنگ مصر/هنر)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
دین و ثروت مصر، برای ایجاد هنر و پروراندن آن، دست به دست یکدیگر داده بودند؛ همین دین، در آن هنگام که قدرت و نفوذ مصر از میان رفت، در برانداختن هنر مصری سهمی بسزا داشت. دین، برای هنرمندان، موضوع الهام و محرک فکری فراهم می آورد، ولی آن اندازه قید و بند به دست و پای آنان می گذاشت که هنر، ناچار، بایستی پیوسته به معبد بستگی داشته باشد.
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
ج1-فصل هشتم(مصر/تمدن و فرهنگ مصر/هنر)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
از خانه خانم و آقای الف بیرون می آیید و به دیدن خانواده ب می روید، و حماقت و بدجنسی و وضعیت اسف بار الف ها برایتان چون روز روشن می شود. سرشار از ستایش روشن بینی ب ها می شوید و شرمتان می آید از اینکه از اول برای الف ها احترام قائل بودید. اما وقتی دوباره به خانه شان می روید می بینید آنها هم ب ها را، تقریبا به همان شیوه خودشان، قصابی می کنند. از خانه یکی به خانه دیگری رفتن به بازدید از اردوگاه های متخاصم می ماند. منتها چون هیچ وقت اینها صدای آتشبار آنها را نمی شنوند، فکر ی بینی که اسلحه همان اسلحه و نیروی دو طرف ، یا به عبارت بهتر ضعف دو طرف، کمابیش مساوی ست، دیگر جایی برای ستایش از آنی که شلیک می کند، و تحقیر آنی که هدف قرار گرفته باقی نمی ماند. این مرحله شروع فرزانگی است. خود ِ فرزانگی آن است که با هر دو قطع رابطه کنی.
"خوشي ها و روزها"
#مارسل_پروست
برگردان: مهدي سحابي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
از خانه خانم و آقای الف بیرون می آیید و به دیدن خانواده ب می روید، و حماقت و بدجنسی و وضعیت اسف بار الف ها برایتان چون روز روشن می شود. سرشار از ستایش روشن بینی ب ها می شوید و شرمتان می آید از اینکه از اول برای الف ها احترام قائل بودید. اما وقتی دوباره به خانه شان می روید می بینید آنها هم ب ها را، تقریبا به همان شیوه خودشان، قصابی می کنند. از خانه یکی به خانه دیگری رفتن به بازدید از اردوگاه های متخاصم می ماند. منتها چون هیچ وقت اینها صدای آتشبار آنها را نمی شنوند، فکر ی بینی که اسلحه همان اسلحه و نیروی دو طرف ، یا به عبارت بهتر ضعف دو طرف، کمابیش مساوی ست، دیگر جایی برای ستایش از آنی که شلیک می کند، و تحقیر آنی که هدف قرار گرفته باقی نمی ماند. این مرحله شروع فرزانگی است. خود ِ فرزانگی آن است که با هر دو قطع رابطه کنی.
"خوشي ها و روزها"
#مارسل_پروست
برگردان: مهدي سحابي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
چراغ پرنور ضروری نیست ....
برای زندگی کردن در غرابت و شگفتی، شمعی باریک، کافی است. به شرط آنکه
صادقانه بسوزد .......!
#ساموئل_بکت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: مارتين فرانك
برای زندگی کردن در غرابت و شگفتی، شمعی باریک، کافی است. به شرط آنکه
صادقانه بسوزد .......!
#ساموئل_بکت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: مارتين فرانك