انسان هزاره هشتم
119 subscribers
1.01K photos
74 videos
16 files
139 links
(ادبی تاریخ فلسفه)

ارتباط با ادمین. @Mithra1991
Download Telegram
@tarikh21
عید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجه جانوران برای خدای مهربان و بخشایشگر است خدای جهودی آنها قهار و جبار و کین توز است و همه اش دستور کشتن و چاپیدن مردم را میدهد و پیش از روز رستاخیز حضرت صاحب را میفرستد تا حسابی دخل اُمتش را بیاورد و آنقدر از آنها قنل عام بکند که تا زانوی اسبش درخون موج بزند .

"توپ مرواري"
#صادق_هدايت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تنها دلیلی که با خدا دوست نیستم

به گذشته های ِ دور بر می گردد

این که خانواده ی ِ شِش نفری ِما

در اتاق کوچکی زندگی می کرد

و خدا که تنها بود

خانه اش از خانه ی ما بزرگ تر بود

#سابیر_هاکا
@tarikh21
@tarikh21
و ابراهیم در نیمه شبی بیدارگردیدو به تنها فرزندش ،اسحاق بگفت:رویایی دیده ام که در ان ندای خدای را بشنیده ام که باید تنها فرزندم را برایش قربانی کنم.پسر،شلوارتو پات کن که بریم.اسحاق برخود لرزیدو بگفت:چی میگی تو؟وقتی اینوگفت،تو چی کفتی؟
ابراهیم فرمود:چی بگم؟وقتی خودم فقط با لباس زیر شلواری ،اونم توی ساعت دو صبح دارم با خدای خالق هستی حرف میزنم،چی میتونم بگم؟
-اسحاق به پدر گفت:اون گفته چرا میخواد منو قربونی کنه؟
ابراهیم پاسخ داد :ان که ایمان دارد و وفادار است را سوال روا نیست.حالا بدو بریم، چون من فردا کار دارم.
و سارا،همسر ابراهیم که از این ازمون دشوارکه سبب رَنجَش بود مطلع گردید گفت: از کجا میدونی اون یارو خود خدا بوده؟یا مثلا دوستش نبوده؟مثلا یه دوستی که شوخی های این طوری دوست داره.خود خدا هم از این شوخی های خرکی زیاد میکنه.حالا اگه این شوخی های خدا دست دشمنش بیفته ،امثال ماها باید تاوونش رو بدیم.
ابراهیم پاسخ داد:نه ،خود خدا بود ،یک صدای رسا و عمیق و درست تنظیم شده بود .هیچ کس نمیتونه تو صحرا چنین صدای تنظیم و درستی رو سر صحنه تولید کنه.
ساراگفت:حالا واقعا میخوای چنین کار احمقانه ای بکنی؟
ابراهیم گفت:راستشو بخوای ،اره چون میخوام کلام خدا رو به زیر سوال ببرم ونشون بدم یکی از احمقانه ترین کارایی که میشه کرد همون کاریه که خدا کفته انجامش بدین.مخصوصا با وضعیت اقتصادی این منطقه ای که ما داریم.
ابراهیم اسحاق را به قربانگاه برد اما در اخرین لحظه خداوند دستش را گرفت و بگفت:چگونه توانستی چنین کنی؟
ابراهیم گفت:اما خودت اینو خواستی....
خداوند گفت:حال من چنین اراده کرده باشم ،هرکسی که کار احمقانه ای را ز تو طلب نموده ،باید انجام دهی؟
ابراهیم گفت:نه والله.....نه.
خداوند گفت:من به مزاح امر کردم که تو اسحاق را قربانی کنی و تو دراین کار لحظه ای درنگ نکردی.
ابراهیم در برابر خالق هستی به زانو افتاد و گفت:اخه اصلا تو فکرم نبود که داری شوخی میکنی!
خداوند کفت:از مزاح که بگذریم ،واقعا نمی توانم این کار تو را باور کنم.
ابراهیم گفت :ایا این ثابت نمیکند که من عاشقت هستم و برای تو هرکاری میکنم؟
و پروردگار بفرمود:این به ثبوت میرساند که بعضی انسانها حاضرند هرکاری را برای صدایی خوش و زیبا انجام دهند و اصلا هم مهم نیست که نیت ان صدا چه باشد .
خداوند به ابراهیم رخصت داد و دگر روز ،باری دیگر به دیدارش رفت....

"بخش دوم از طومارها"
#وودی_آلن
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
تناقض بین آنچه انسان می خواهد و آنچه سرانجام می شود همیشه امری حل ناشده باقی مانده است. یک نمونه اش رفاه و سعادتی است که انسان قرن بیستمی با انقلاب های خونین دنبالش بود. او انقلاب کرد تا به عدالت برسد. اما همان انقلاب ها به امری رنج آور تبدیل شدند. همان انسان که انقلاب کرده بود ناچار شد با آن بجنگد تا بساطش را جمع کند. بنابراین مساله این است که انسان چیزی را خلق می کند و بعد خودش به جدال با آن برمی خیزد. چون خبری که خیال می کرده در او هست نیست. بلکه رنج آور است.

"از ماه نامه ی تجربه"
(شماره یک)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
اولین تپش های عاشقانه قلبم
#نامه_های_فروغ_فرخزاد

پرویز محبوبم:
من نمی دانم چطور از گناه خودم عذر بخواهم، این بدترین کاری بود که من تابحال مرتکب شده ام، ولی تقصیر من هم نیست.
در آخرین لحظه ای که می خواستم با مامانم به نزد تو بیاییم، برایمان مهمان رسید و ناچار شدیم در خانه بمانیم.
من یک دنیا از تو معذرت می خواهم، می دانم که خیلی در انتظار مانده ای، مرا ببخش، امیدوارم مورد عفو تو واقع شوم.
می خواستم مطالبی را به تو بگویم که واجب بود پیش از رفتن به ملاقات پدرم، تو آن ها را بشنوی، ولی متاسفانه نشد.
این کاغذ را به وسیله ی فریدون فرستادم، او به تو می گوید که مهمان های ما چه کسانی بودند و چرا ما نتوانستیم بیاییم.


خدا حافظ
فروغ


"پاسخ پرویز شاپور در حاشیه ی نامه:"

.
تو را دختر با ارزشی می دانم، ولی اصولا به جنس مخالف نظر خوبی ندارم، نمی توانم باور کنم که در نزد شماها حقیقتی یافت شود و اگر هم یافت شود، مطمئن هستم بسیار ناقابل و ناچیز است، زیرا آنچه زندگی به من آموخته و آنچه تجربه بر من ثابت کرده است، تماما دلالت بر صحت این مدعا دارد، لذا تا هنگامی که خلاف این اصلِ مسلم، ثابت نگردد، حاضر نیستم از عقیده خود دست بکشم، مثلا بین محبوبی که تو مرا خطاب می کنی و من تو را می خوانم، خیلی فرق قائل هستم، یکی را قرین حقیقت و دیگری را بعید از حقیقت جستجو می کنم، این است ایده ی من در این باره، جز این که خلاف آن را تو عملا به من ثابت کنی.

#پرویز_شاپور
شب دوشنبه ۱۳۲۹/۳/۲۲
شب به خیر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
صدای موسیقی می آید ، اما ارکستری وجود ندارد ..
همه چیز از قبل ضبط شده است ..
آیا مرگ تنها راه رهایی از این دنیای وهم آلود است ؟

Mulholland Drive
#ديويد_لينچ
#ديالوگ_فيلم
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
نخستین شخصیت تاریخی مصر، که یقین داریم حتماً روزی بر روی زمین می زیسته، شاه یا کشورگشا نیست، بلکه هنرمند و دانشمندی است به نام ایمحوتپ که طبیب و معمار و رایزن اول شاه زوسر بوده است(حوالی 3150 ق م). این شخص به اندازه ای به علم طب مصری خدمت کرد که پس از آن او را به عنوان خالق هنر و علم می پرستیدند. چنان به نظر می رسد که مکتب معماری مصر به دست وی تأسیس شده، و از همین مکتب سازندگان بزرگ سلسله بعد بیرون آمده اند.

#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هشتم(مصر/سازندگان بزرگ/دوره سلطنت قدیم)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
طبیعت می دانسته چگونه باید مردان را بسازد، و هنرمندان نیز می دانسته اند چگونه باید پیکر این مردان را بتراشند.

#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عکس:تندیس خفرع(سازنده هرم دوم/فرعون)
@tarikh21
روش مومیایی کردن مصریان به توصیف هردوت:

در آغاز کار، مخ مرده را با چنگکی از بینی بیرون می آورند؛ چون پاره ای از مخ را به این ترتیب بیرون آوردند، باقیمانده آن را، با داخل کردن بعضی از داروها، بیرون می آورند. پس از آن، با سنگ برنده ای پهلوی مرده را می شکافند و امعا و احشای او را خارج می کنند؛ آنگاه درون شکم را با شراب خرما می شویند و بر آن گردهای خوشبو می پاشند؛ سپس آن را با مر خالص و فلوس وچیزهای معطر دیگر پر می کنند و پهلو را به صورت اول خود می دوزند. چون این کارها انجام شد، نعش را مدت هفتاد روز در حمامی از نترون1 قرار می دهند، و این حد قانونی است که کسی نباید از آن تجاوز کند. پس از این مدت، مرده را از حمام بیرون می آورند و می شویند و با نوارهای پارچه ای آغشته به موم آن را نوار پیچ می کنند، و این نوارها را با قشری از صمغ مخصوصی می پوشانند که مصریان آن را معمولا به جای سریشم به کار می برند. چون این کارها تمام شد، صاحبان مرده جسد مرده خود را می گیرند و برای آن تابوتی از چوب، به صورت انسان، می سازند و مرده را در آن می گذارند و، پس از آنکه در تابوت را محکم بستند، آن را در لحد به صورتی قرار می دهند که ایستاده و به دیوار تکیه داده باشد. با این خرجهای سنگین است که اجساد مردگان خود را، برای محفوظ ماندن، مومیایی می کنند.


#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
ج1-فصل هشتم(مصر/سازندگان بزرگ/دوره سلطنت قدیم)
#مومیایی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
#اهرام و پایان دوره سلطنت قدیم مصر(1):

یک ضرب المثل مصری می گوید که: «همه عالم از زمان می ترسد ولی خود زمان از اهرام ترس دارد.» با وجود این، از ارتفاع هرم خوفو، با گذشت زمان، شش متر کاسته شده و تمام پوشش مرمرین آن از بین رفته است. شاید زمان به این هرم تنها مهلت بیشتری داده باشد. در کنار این هرم بزرگ، هرم خفرع قرار دارد که اندکی از آن کوچکتر است، ولی هنوز نوک آن را پوششی از سنگ خارا، که پیش از این تمام آن را فرا گرفته بود، می پوشاند. هرم حقیر جانشین خفرع، یعنی منکورع، کمی آن طرفتر جای دارد و آن را دیگر سنگ خارا نپوشانده، بلکه پوشش آن ورقه ای از آجر است، و شاید این خود علامت آن بوده باشد که در آن هنگام که شاه این هرم را می ساخته دوره سلطنت قدیم در شرف زوال بوده است. مجمسه های منکورع که به دست ما افتاده این شاه را ظریفتر و کم نیروتر از خفرع نشان می دهد


#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
ج1-فصل هشتم(مصر/سازندگان بزرگ/دوره سلطنت قدیم)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
#اهرام و پایان دوره سلطنت قدیم مصر(2):

تمدن نیز، مانند زندگی، هر چه را به حد کمال می رساند و از میان می برد. شاید خوشگذرانی و تجمل و ملایم شدن اخلاق و آداب، در آن زمان هم، سبب آن بوده است که مردم خواهان صلح باشند و از جنگ بیزار شوند. ناگهان شخصیت تازه ای پیدا شد و تخت و تاج منکورع را گرفت و سلسله سازندگان اهرام را منقرض کرد.


#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
ج1-فصل هشتم(مصر/سازندگان بزرگ/دوره سلطنت قدیم)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
این که زمانی حکومت مرکزی موجود باشد و پس از آن وضع به حال ملوک الطوایفی و خانخانی بازگردد، یکی از نمونه های تاریخ است که به صورت منظمی تکرار می شود؛ گویی چنان است که مردم زمانی آزادی بیش از اندازه را دوست دارند و زمانی دیگر به انضباط سخت میل می کنند.

#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
ج1-فصل هشتم(مصر/سازندگان بزرگ/دوره سلطنت میانه)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
ازم پرسید: بابایی ما پولداریم ؟
گفتم: نه. ما طبقه ی متوسط رو به پایینیم.
پرسید: یعنی چی ؟
گفتم: یعنی نه اِن قدر داریم که ندونیم باهاش چی کار کنیم، نه اِن قدر ندارُ بدبخت بیچاره ییم که ندونیم چه خاکی بریزیم سرمون !
آن وقت بهش گفتم: متوسط بودن؛ حال به هم زن گل گیسو. تا می تونی ازش فرار کن.

"کافه پیانو"
#فرهاد_جعفري
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
به نظر من تحقیر کردن زنان همیشه امری مبتذل و عامیانه بوده است، و تقریباً همه زنانی را که شناخته ام شایسته تر از خودم دیده ام.

#سقوط
#آلبر_کامو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
جايي که قرار گذاشته بوديم همديگر را ديديم
نه در زماني که قرار گذاشته بوديم
من بيست سال زودتر آمده،منتظر ماندم
تو آمدي،بيست سال ديرتر
من از انتظار تو پيرم
تو از منتظر گذاشتنم جوان

#عزيز_نسين
@tarikh21
@tarikh21
در حالي كه مادرم را نگاه مي كردم كه مشغول تماشاي موج ها بود،ناگهان متوجه چيزي شدم،همان طور كه من حاضر نبودم به جاي او باشم،او هم به دليل موضوع شوهرم،آينده ام،بچه هاي مرده ام،زندگي بزرگسالي ام،از اين پس حاضر نبود به جاي من باشد.

"تولدي ديگر"
#ماري_داريوسك
#داستان_هاي_فرانسوي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
آدم در بچگي كه با دستگاه دهگاني آشنا مي شود،دلش مي خواهد هرچه بيشتر بشمرد وجلوتر برود،خيال مي كند كه مي تواند به آخر عددها برسد؛در دو آينه رو به رو هم كه نگاه كند همچون حالتي پيش مي آيد،وقتي خودش را مي بيند كه چقدر زياد شده است از وحشت به خنده مي افتد؛ در اين موقع مي فهمد كه آن قدرها نمي شود در اينجور شمردن ها جلوتر رفت، و تا آخر عمر هم نمي شود چيز بيشتري درباره اين مسائل فهميد،فقط خواهد فهميد كه دنيا مرزي ندارد.

"تولدي ديگر"
#ماري_داريوسك
#داستان_هاي_فرانسوي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
تمدنهای باستانی همچون جزایر کوچکی در دریاهای توحش، یا همچون واحه های حاصلخیزی در میان شکارچیان و چوپانان جنگجو بوده است؛ یعنی در هر آن، احتمال آن می رفته است که باروی نگاهبان آن فرو ریزد و همه چیز نابود شود. چنین بوده است که کاسیها بابل را چپاول کردند و طوایف گل یونان و روم را در معرض تاخت و تاز خویش قرار دادند و هونها به ایتالیا درآمدند و مغولان تا پکن راندند .

#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
ج1-فصل هشتم(مصر/سازندگان بزرگ/دوره سلطنت میانه)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
چون سنن مقدس مصری مقتضای آن بود که هر شاه مصری پسر خدای بزرگ آمون باشد، حتشپسوت(اولین پادشاه زن در مصر) مقدمات را طوری فراهم ساخت که یکباره خود را مرد و از نسل خدایان معرفی کرد؛ به همین جهت، برای پیدایش خود، شرح حالی به این صورت اختراع کرد که: آمون در میان سیلی از نور و عطریات بر مادر وی، احمسی، نازل شده و مقدم او مورد استقبال قرار گرفته و، در آن هنگام که از نزد احمسی خارج می شده، به او گفته است که دختری خواهد آورد که تمام شکوه و نیروی آن خدا در وی جمع خواهد بود.
به همین جهت فرمان داد تا در نقشها، وی را به صورت جنگنده ریش دار بدون پستان ترسیم کنند. اگرچه در کتیبه ها با ضمیر مؤنث به وی اشاره می شود، با وجود این، از او به نام «آقای دو سرزمین» و «پسر خورشید» یاد می شود. هنگامی که در برابر رعایای خود ظاهر می شد، لباسی مردانه می پوشید و ریشی ساختگی می گذاشت.


#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
ج1-فصل هشتم(مصر/سازندگان بزرگ/امپراطوری)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Forwarded from فلاسکا (درباره داستان)
و گفت: بیزارم از آن خدای که به طاعت من از من خشنود شود و به معصیت من از من خشم گیرد پس او خود در بند من است تا من چه کنم...



@flaska



📘تذکرة الاوليا
👤عطار نیشابوری
@tarikh21
وقتی اینهمه تلاش می کنی یک نفر را فراموش کنی، خودِ این تلاش تبدیل به خاطره می شود؛ بعد باید فراموش کردن را فراموش کنی ...
پسرم، پدرت از کار افتاده ی تنهای عشق است. به تو یاد خواهم داد چطور با چشمانِ بسته، معنای تمامِ چهره های سردرگم را درک کنی. به تو یاد خواهم داد از دشمنانت، شیطان نسازی و وقتی گلّه ی آدمها به قصدِ بلعیدنت آمدند، خودت را بدمزه ترین خوردنیِ روی زمین نشان بدهی. به تو یاد می دهم با دهانِ بسته، فریاد بزنی و شادی بدزدی.
تنها شادیِ حقیقی، آواز خواندن برای خود، با صدای گرفته است.


A Fraction of the whole
Steve Toltz
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21