@tarikh21
فرمانروایان بزودی دریافته بودند که توجه کردن به دین فواید سیاسی فراوانی برای اداره کردن کشور دارد. و آنگاه که فایده خدایان از این لحاظ بر آدمی مکشوف شد، شماره آنان افزایش یافت، تا آنجا که هر شهر و ایالت و هرگونه از فعالیتهای بشری، برای خود، خدای مدبر و الهام دهنده خاص پیدا کرد.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هفتم(سومر/دین و اخلاق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
فرمانروایان بزودی دریافته بودند که توجه کردن به دین فواید سیاسی فراوانی برای اداره کردن کشور دارد. و آنگاه که فایده خدایان از این لحاظ بر آدمی مکشوف شد، شماره آنان افزایش یافت، تا آنجا که هر شهر و ایالت و هرگونه از فعالیتهای بشری، برای خود، خدای مدبر و الهام دهنده خاص پیدا کرد.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هفتم(سومر/دین و اخلاق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
مردم کیش و لاگاش مادر غمخواری را به نام نینکرسگ می پرستیدند که، به خیال ایشان، از بدبختی بشر پیوسته اندوهناک است و در نزد خدایان بیرحم از آدمی شفاعت می کند.
پ.ن: کیش دودمانی باستانی در میان وردان سومربود
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هفتم(سومر/دین و اخلاق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
مردم کیش و لاگاش مادر غمخواری را به نام نینکرسگ می پرستیدند که، به خیال ایشان، از بدبختی بشر پیوسته اندوهناک است و در نزد خدایان بیرحم از آدمی شفاعت می کند.
پ.ن: کیش دودمانی باستانی در میان وردان سومربود
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هفتم(سومر/دین و اخلاق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
غارت اموال مردم از طریق مالیات و زکات توسط کاهنان(1)
بیشتر خدایان در معابد بودند، و برای آنها هدایایی از مال و خوراک و زن می آوردند.
کاهنان، از راه همین هدایا و قربانیها، از همه طبقات دیگر مردم سومری مالدارتر و نیرومندتر شدند. از بسیاری جهات، همین کاهنان در واقع فرمانروا بودند؛ حتی بدشواری می توان گفت که پاتسی تا چه اندازه کاهن و تا چه اندازه شاه بوده است.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هفتم(سومر/دین و اخلاق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
غارت اموال مردم از طریق مالیات و زکات توسط کاهنان(1)
بیشتر خدایان در معابد بودند، و برای آنها هدایایی از مال و خوراک و زن می آوردند.
کاهنان، از راه همین هدایا و قربانیها، از همه طبقات دیگر مردم سومری مالدارتر و نیرومندتر شدند. از بسیاری جهات، همین کاهنان در واقع فرمانروا بودند؛ حتی بدشواری می توان گفت که پاتسی تا چه اندازه کاهن و تا چه اندازه شاه بوده است.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هفتم(سومر/دین و اخلاق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
غارت اموال مردم از طریق مالیات و زکات توسط کاهنان(2)
چون کاهنان در غارت کردن اموال مردم از اندازه گذشتند، اوروکاژینا- مانند لوتر که بعدها در مقابل کشیشان مسیحی قیام کرد- به پا خاست و حرص و آز کاهنان را تقبیح کرد و آنها را، در اجرای عدالت، به رشوه گرفتن متهم ساخت و اظهار داشت که این کاهنان گرفتن مالیات و زکات را وسیله آن ساخته اند که دسترنج کشاورزان و صیادان را بربایند. تا مدتی محاکم را از این گونه مأموران رشوه خوار فاسد پاک کرد و، برای پرداخت عوارض و مالیات به معابد، قوانین خاص تنظیم، و از غصب شدن اموال و املاک مردم جلوگیری کرد. ولی جهان پیرشده و رسوم آن به اندازه ای قدمت داشت که حالت قدسیت به خود گرفته بود.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هفتم(سومر/دین و اخلاق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
غارت اموال مردم از طریق مالیات و زکات توسط کاهنان(2)
چون کاهنان در غارت کردن اموال مردم از اندازه گذشتند، اوروکاژینا- مانند لوتر که بعدها در مقابل کشیشان مسیحی قیام کرد- به پا خاست و حرص و آز کاهنان را تقبیح کرد و آنها را، در اجرای عدالت، به رشوه گرفتن متهم ساخت و اظهار داشت که این کاهنان گرفتن مالیات و زکات را وسیله آن ساخته اند که دسترنج کشاورزان و صیادان را بربایند. تا مدتی محاکم را از این گونه مأموران رشوه خوار فاسد پاک کرد و، برای پرداخت عوارض و مالیات به معابد، قوانین خاص تنظیم، و از غصب شدن اموال و املاک مردم جلوگیری کرد. ولی جهان پیرشده و رسوم آن به اندازه ای قدمت داشت که حالت قدسیت به خود گرفته بود.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هفتم(سومر/دین و اخلاق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
مردم چنانند که برای حفظ اساطیر و آداب و عادات افسانه ای خود حاضرند هرچه را، از آن گرانبهاتر نباشد، بدهند.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هفتم(سومر/دین و اخلاق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هفتم(سومر/دین و اخلاق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اینز: من مؤدب نیستم.
گارسین: پس من باید دو برابر مؤدب باشم.
"نمایشنامۀ در بسته(دوزخ)"
#ژان_پل_سارتر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
گارسین: پس من باید دو برابر مؤدب باشم.
"نمایشنامۀ در بسته(دوزخ)"
#ژان_پل_سارتر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
«...این فکر ساخته ذهن چه کسی است که زندگی با اولین دم و بازدم و فریاد نوزاد شروع میشود؟ فکری پوچ و بیاساس! زندگی وقتی شروع میشود که تو پانزده ساله میشوی. وقتی دوران کودکی سهل و آسان و بیدردسر سپری شده است، زمانی که تو با تمام وجود به قصهها باور داشتی، به پیروزی نیکی بر شر ایمان داشتی و مطمئن بودی که آدمهای زشت و بدبخت وجود خارجی ندارند و هر کسی به نوعی زیباست. زمانی که مدافع مطمئنی از تمام بلایا و مشکلات در کنار تو وجود داشت- عزیزترین و نزدیکترین آدمها به تو- آره والدین. اما ناگهان همه اینها به پایان میرسد- آن دنیای گرم و بیدردسر که بوی آبنبات و شیر میداد، جایی که گرگ عروسکی شجاع همیشه دنبال خرگوش زرنگ میکرد و هیچ وقت نمیتوانست او را بگیرد، جایی که تو همه چیز زندگی بودی، مهمترین و دوست داشتنیترین چیز.
زندگی شروع میشود: همه جا آدمهای غریبه، سرد و بیتفاوت و تا حد باورنکردنی ترسناک که آدم را از خود میرانند...»
داستان بلند #دیوار
#سرگی_آبراموف
" موسسه شهر كتاب "
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
«...این فکر ساخته ذهن چه کسی است که زندگی با اولین دم و بازدم و فریاد نوزاد شروع میشود؟ فکری پوچ و بیاساس! زندگی وقتی شروع میشود که تو پانزده ساله میشوی. وقتی دوران کودکی سهل و آسان و بیدردسر سپری شده است، زمانی که تو با تمام وجود به قصهها باور داشتی، به پیروزی نیکی بر شر ایمان داشتی و مطمئن بودی که آدمهای زشت و بدبخت وجود خارجی ندارند و هر کسی به نوعی زیباست. زمانی که مدافع مطمئنی از تمام بلایا و مشکلات در کنار تو وجود داشت- عزیزترین و نزدیکترین آدمها به تو- آره والدین. اما ناگهان همه اینها به پایان میرسد- آن دنیای گرم و بیدردسر که بوی آبنبات و شیر میداد، جایی که گرگ عروسکی شجاع همیشه دنبال خرگوش زرنگ میکرد و هیچ وقت نمیتوانست او را بگیرد، جایی که تو همه چیز زندگی بودی، مهمترین و دوست داشتنیترین چیز.
زندگی شروع میشود: همه جا آدمهای غریبه، سرد و بیتفاوت و تا حد باورنکردنی ترسناک که آدم را از خود میرانند...»
داستان بلند #دیوار
#سرگی_آبراموف
" موسسه شهر كتاب "
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
انسان هزاره هشتم
Photo
@tarikh21
"خیلی خسته ام ، می روم بخوابم،چه زندگی سگی است ، بوس"
با یک علامت بوس در آخر متن
(یک صورتک زرد رنگ با لب های بزرگ که چشمک می زند)
یک دکمه را فشار می دهیم و تمام لبخندهای دنیا مثل هم ، ظاهر می شوند.
خوشحالی ، شک ، غم ، عصبانیت ، همه شان با همان دهان.تمام تمایلات قلبی در پنج شکل گرد بدترکیب،خلاصه شده اند.
لعنتی،چه پیشرفتی!
"زندگی بهتر"
#آنا_گاوالدا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
"خیلی خسته ام ، می روم بخوابم،چه زندگی سگی است ، بوس"
با یک علامت بوس در آخر متن
(یک صورتک زرد رنگ با لب های بزرگ که چشمک می زند)
یک دکمه را فشار می دهیم و تمام لبخندهای دنیا مثل هم ، ظاهر می شوند.
خوشحالی ، شک ، غم ، عصبانیت ، همه شان با همان دهان.تمام تمایلات قلبی در پنج شکل گرد بدترکیب،خلاصه شده اند.
لعنتی،چه پیشرفتی!
"زندگی بهتر"
#آنا_گاوالدا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
ناستی: کی تو را نمایندۀ خدا کرده است؟
اسقف: کلیسای مقدس.
ناستی: کلیسای تو زن هر جایی است: الطافش را به ثروتمندها می فروشد. تویی که می خواهی به اقرارهای من گوش بدهی؟ تویی که می خواهی از من شفاعت بکنی؟ روح تو را گری گرفته است. وقتی خدا چشمش به آن می افتد دندان قروچه می کند.
برادران، احتیاجی به کشیش نیست: همۀ مردم می توانند غسل تعمید بدهند، همۀ مردم می توانند آمرزش بطلبند، همۀ مردم می توانند موعظه بکنند. من حقیقت را به شما می گویم: "یا همۀ مردم پیغمبرند و یا خدایی وجود ندارد."
"نمایشنامه شیطان و خدا"
#ژان_پل_سارتر
#داستان_هاي_فرانسوي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ناستی: کی تو را نمایندۀ خدا کرده است؟
اسقف: کلیسای مقدس.
ناستی: کلیسای تو زن هر جایی است: الطافش را به ثروتمندها می فروشد. تویی که می خواهی به اقرارهای من گوش بدهی؟ تویی که می خواهی از من شفاعت بکنی؟ روح تو را گری گرفته است. وقتی خدا چشمش به آن می افتد دندان قروچه می کند.
برادران، احتیاجی به کشیش نیست: همۀ مردم می توانند غسل تعمید بدهند، همۀ مردم می توانند آمرزش بطلبند، همۀ مردم می توانند موعظه بکنند. من حقیقت را به شما می گویم: "یا همۀ مردم پیغمبرند و یا خدایی وجود ندارد."
"نمایشنامه شیطان و خدا"
#ژان_پل_سارتر
#داستان_هاي_فرانسوي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
از خودم می پرسم 'جهنم چیست؟' به نظر من رنج ناتوانی از دوست داشتن است.
"برادران کارامازوف"
#فئودور_داستايوفسكي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Laura Makabresku
"برادران کارامازوف"
#فئودور_داستايوفسكي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Laura Makabresku
@tarikh21
اساطیر دینی، حتی در آن روزگار دور، در جان و خرد آدمی ریشه دوانیده بود. چون مردم سومری با مردگان خود خوراکیها و افزارهای زندگی را در گور می نهادند، می توان چنین فرض کرد که آن مردم به زندگی در سرای دیگر باور داشته اند، ولی تصور آنان نسبت به جهان دیگر مانند تصور یونانیان بود؛ آن را جای تاریکی می دانستند که سایه ها و طیفهای بدبختی در آن به سرمی برند و همه مردگان، بدون استثنا، ناچار به آن فرود می آیند. هنوز اندیشه بهشت و دوزخ و بهشت ابدی و آتش جاودانی در فکر آن مردم جایگزین نشده بود، و دعا خواندن و قربانی کردن آنان به امید رسیدن به «حیات ابدی» نبود، بلکه از آن جهت چنین می کردند که در زندگی دنیا به نعمتهای مادی دسترس پیدا کنند.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هفتم(سومر/دین و اخلاق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اساطیر دینی، حتی در آن روزگار دور، در جان و خرد آدمی ریشه دوانیده بود. چون مردم سومری با مردگان خود خوراکیها و افزارهای زندگی را در گور می نهادند، می توان چنین فرض کرد که آن مردم به زندگی در سرای دیگر باور داشته اند، ولی تصور آنان نسبت به جهان دیگر مانند تصور یونانیان بود؛ آن را جای تاریکی می دانستند که سایه ها و طیفهای بدبختی در آن به سرمی برند و همه مردگان، بدون استثنا، ناچار به آن فرود می آیند. هنوز اندیشه بهشت و دوزخ و بهشت ابدی و آتش جاودانی در فکر آن مردم جایگزین نشده بود، و دعا خواندن و قربانی کردن آنان به امید رسیدن به «حیات ابدی» نبود، بلکه از آن جهت چنین می کردند که در زندگی دنیا به نعمتهای مادی دسترس پیدا کنند.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هفتم(سومر/دین و اخلاق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
یکی از اساطیر و افسانه های متأخر نشان می دهد که چگونه ائا، الاهه حکمت، به آداپا، فیلسوف شهر اریدو، علم برین را آموخت و تنها چیزی که از او مضایقه کرد سر زندگی جاودانی بود. افسانه دیگری می گوید که خدایان آدمی را خوشبخت آفریدند و،چون وی به اراده آزاد خود مرتکب گناه شد، با فرستادن طوفان، او را تنبیه کردند، و از این طوفان، تنها جولایی به نام تاگتوگ نجات یافت. و چون این تاگتوگ میوه درخت حرام شده ای را خورد، زندگی جاودانی و عافیت را از کف داد
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هفتم(سومر/دین و اخلاق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
یکی از اساطیر و افسانه های متأخر نشان می دهد که چگونه ائا، الاهه حکمت، به آداپا، فیلسوف شهر اریدو، علم برین را آموخت و تنها چیزی که از او مضایقه کرد سر زندگی جاودانی بود. افسانه دیگری می گوید که خدایان آدمی را خوشبخت آفریدند و،چون وی به اراده آزاد خود مرتکب گناه شد، با فرستادن طوفان، او را تنبیه کردند، و از این طوفان، تنها جولایی به نام تاگتوگ نجات یافت. و چون این تاگتوگ میوه درخت حرام شده ای را خورد، زندگی جاودانی و عافیت را از کف داد
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هفتم(سومر/دین و اخلاق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
«اگر بردگی، بربریت و عزلت را بتوان صلح نامید، آدمیان را هیچ نگونبختی بدتر از چنین صلحی نخواهد بود...
چون، همانگونه که پیشتر آوردیم، نبودِ جنگ، به تنهایی، به برقراری صلح نمیانجامد؛
بلکه بُنمایهی صلح، یگانگی و همرأیی اذهان (شهروندان) است.»
"رسالهی سیاسی"
فصلِ ششم، پارهی چهارم
#اسپینوزا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
«اگر بردگی، بربریت و عزلت را بتوان صلح نامید، آدمیان را هیچ نگونبختی بدتر از چنین صلحی نخواهد بود...
چون، همانگونه که پیشتر آوردیم، نبودِ جنگ، به تنهایی، به برقراری صلح نمیانجامد؛
بلکه بُنمایهی صلح، یگانگی و همرأیی اذهان (شهروندان) است.»
"رسالهی سیاسی"
فصلِ ششم، پارهی چهارم
#اسپینوزا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Forwarded from انسان هزاره هشتم
#تاریخ_فلسفه_ادبیات
و
چکیده ای از،تاریخ تمدن #ویل_دورانت و تاریخ فلسفه #برتراند_راسل را، اینجا می خوانیم.
👇👇👇
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
و
چکیده ای از،تاریخ تمدن #ویل_دورانت و تاریخ فلسفه #برتراند_راسل را، اینجا می خوانیم.
👇👇👇
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
برای هنرمندی مغرور که پنجرۀ اتاقش رو به بازداشتگاهِ زندانیان سیاسی باز می شود، نقاشی یک قوطی کمپوت امری جدی نیست.
"زیبایی شناسی"
#ژان_پل_سارتر
مترجم: رضا شیرمرز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
برای هنرمندی مغرور که پنجرۀ اتاقش رو به بازداشتگاهِ زندانیان سیاسی باز می شود، نقاشی یک قوطی کمپوت امری جدی نیست.
"زیبایی شناسی"
#ژان_پل_سارتر
مترجم: رضا شیرمرز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
هر نژادی، هر هنری، ریاکاری خاصی دارد. خوراک این جهان اندکی "حقیقت "است و بسیاری "دروغ". روح آدمی ناتوان است و تاب حقیقت ندارد؛ دین او، اخلاق او، سیاست او، شاعران و هنرمندان او باید آن را در لفافهای از دروغ بپوشانند و پیش او بگذارند. این دروغها با روح هر نژادی سازگاری دارد، و در هر یک متفاوت است؛ و همان است که سبب میشود ملتها اینقدر به دشواری یکدیگر را بفهمند و اینقدر به آسانی همدیگر را تحقیر کنند. حقیقت نزد همه یکی است؛ ولی هر ملتی دروغهای خاص خود را دارد که بدان نام ایدهآلیسم مینهد. هر کس از هنگام زادن تا مرگ آن را با هوا نفس میکشد، و این دیگر برایش یکی از شرایط زندگی شده است؛ تنها چند نابغه میتوانند از پس بحرانهای شیرمردانه، بحرانهایی که در طی آن خود را در جهان آزاد اندیشهٔ خویش تنها میبینند، از چنگ آن رهایی یابند.
"جان شیفته"
#رومن_رولان
ترجمه :محمود اعتمادزاده
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
هر نژادی، هر هنری، ریاکاری خاصی دارد. خوراک این جهان اندکی "حقیقت "است و بسیاری "دروغ". روح آدمی ناتوان است و تاب حقیقت ندارد؛ دین او، اخلاق او، سیاست او، شاعران و هنرمندان او باید آن را در لفافهای از دروغ بپوشانند و پیش او بگذارند. این دروغها با روح هر نژادی سازگاری دارد، و در هر یک متفاوت است؛ و همان است که سبب میشود ملتها اینقدر به دشواری یکدیگر را بفهمند و اینقدر به آسانی همدیگر را تحقیر کنند. حقیقت نزد همه یکی است؛ ولی هر ملتی دروغهای خاص خود را دارد که بدان نام ایدهآلیسم مینهد. هر کس از هنگام زادن تا مرگ آن را با هوا نفس میکشد، و این دیگر برایش یکی از شرایط زندگی شده است؛ تنها چند نابغه میتوانند از پس بحرانهای شیرمردانه، بحرانهایی که در طی آن خود را در جهان آزاد اندیشهٔ خویش تنها میبینند، از چنگ آن رهایی یابند.
"جان شیفته"
#رومن_رولان
ترجمه :محمود اعتمادزاده
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
به داخل خانه برگشتم و نوشتم. نیمهشب است. باران به پنجرهها میکوبد. نیمهشب نبود. باران نمیبارید.
#مالوي
#ساموئل_بکت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
يك روز بارانى در توكيو 1968
#آندره_كرتس
#مالوي
#ساموئل_بکت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
يك روز بارانى در توكيو 1968
#آندره_كرتس
@tarikh21
عده ای زن وابسته به هر معبد بودند. بعضی از آنان خدمتگزار، و پاره ای دیگر همسر خدایان یا جانشینان و نمایندگان بر حق ایشان بر روی زمین؛ دختر سومری در این گونه خدمتگزاری به معابد هیچ ننگ و عاری تصور نمی کرد؛ پدر او به این می بالید که جمال و کمال دختر خود را برای از بین بردن رنج و ملال زندگی یکنواخت کاهنان وقف کرده است؛ چنان پدری، وقتی برای ورود دختر خود به معبد و انجام وظایف مقدس پذیرش به دست می آورد، جشن می گرفت و در این جشن قربانی می کرد و جهیزی همراه وی به معبد می فرستاد.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هفتم(سومر/دین و اخلاق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عده ای زن وابسته به هر معبد بودند. بعضی از آنان خدمتگزار، و پاره ای دیگر همسر خدایان یا جانشینان و نمایندگان بر حق ایشان بر روی زمین؛ دختر سومری در این گونه خدمتگزاری به معابد هیچ ننگ و عاری تصور نمی کرد؛ پدر او به این می بالید که جمال و کمال دختر خود را برای از بین بردن رنج و ملال زندگی یکنواخت کاهنان وقف کرده است؛ چنان پدری، وقتی برای ورود دختر خود به معبد و انجام وظایف مقدس پذیرش به دست می آورد، جشن می گرفت و در این جشن قربانی می کرد و جهیزی همراه وی به معبد می فرستاد.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل هفتم(سومر/دین و اخلاق)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
ماه از آن بالا به آن قبرستان کوچک خیره مانده بود.فقط ماه بود که در آن شب زیبای بهاری آن دو تا سایه را دید که هر یک بر روی قبری خم شده بودند. و آقای لیزی روی قبر همسر قبلی خود هق هق میکرد و میگفت:
-نویزیا، نویزیا، صدایم را مي شنوي؟
#پيراندللو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ماه از آن بالا به آن قبرستان کوچک خیره مانده بود.فقط ماه بود که در آن شب زیبای بهاری آن دو تا سایه را دید که هر یک بر روی قبری خم شده بودند. و آقای لیزی روی قبر همسر قبلی خود هق هق میکرد و میگفت:
-نویزیا، نویزیا، صدایم را مي شنوي؟
#پيراندللو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21