@tarikh21
انسان شرافتمند در رویاهایش نیز شرافتمند خواهدبود؛ او در برابر وسوسه ها مقاومت خواهدکرد وخود را ازنفرت،حسادت،خشم ومفاسد دیگر دور نگاه خواهد داشت،ولی انسان آلوده به گناه، قاعدتا در رویاهایش همان تصویری را می یابد که در عالم بیداری پیش چشم خود دارد.
"تفسیرخواب"
#زيگموند_فرويد
ترجمه: شیوا رویگریان
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
انسان شرافتمند در رویاهایش نیز شرافتمند خواهدبود؛ او در برابر وسوسه ها مقاومت خواهدکرد وخود را ازنفرت،حسادت،خشم ومفاسد دیگر دور نگاه خواهد داشت،ولی انسان آلوده به گناه، قاعدتا در رویاهایش همان تصویری را می یابد که در عالم بیداری پیش چشم خود دارد.
"تفسیرخواب"
#زيگموند_فرويد
ترجمه: شیوا رویگریان
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اگر از آسمان بارانِ آزادی میبارید،بعضی بردگان را میدیدم که با خود
چتر حمل میکنند.
#افلاطون
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
چتر حمل میکنند.
#افلاطون
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
از آخرین بازماندگان انقلاب مکزیک که در کنار زاپاتا جنگیدند.آنان معتقدند زاپاتا هنوز زنده است و با وجود کهولت سن هرگز بدون اسلحه بیرون نمی روند.
عکاس: Pascal Maître ١٩٨٦
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عکاس: Pascal Maître ١٩٨٦
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
من مایلم بیاندیشم که هیچ چیز مهمتر از چیزی که مردم به آن عشق میورزند نیست... [اما] عشق کور است... و چون عشق کور است بارها به تراژدی می انجامد.
#دنيل_دنت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
من مایلم بیاندیشم که هیچ چیز مهمتر از چیزی که مردم به آن عشق میورزند نیست... [اما] عشق کور است... و چون عشق کور است بارها به تراژدی می انجامد.
#دنيل_دنت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
سلام
حال همهی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازهی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست!
راستی خبرت بدهم
خواب دیدهام خانهئی خریدهام
بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیدیوار ... هی بخند!
بیپرده بگویمت
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه
یک فوج کبوتر سپید
از فرازِ کوچهی ما میگذرد
باد بوی نامهای کسان من میدهد
یادت میآید رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟
نه ریرا جان
نامهام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت مینویسم
حال همهی ما خوب است
اما تو باور نکن!
#سید_علی_صالحی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
سلام
حال همهی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازهی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست!
راستی خبرت بدهم
خواب دیدهام خانهئی خریدهام
بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیدیوار ... هی بخند!
بیپرده بگویمت
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه
یک فوج کبوتر سپید
از فرازِ کوچهی ما میگذرد
باد بوی نامهای کسان من میدهد
یادت میآید رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟
نه ریرا جان
نامهام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت مینویسم
حال همهی ما خوب است
اما تو باور نکن!
#سید_علی_صالحی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
هلند در قرن هفدهم، به نام يگانه كشوري كه در آن آزادي تفكر وجود داشت، هابز ناچار بود كتابهاي خود را در آنجا چاپ كند .لاك در مدت پنج سال نویسنده "فرهنگ" لازم دید در هلند زندگی کند.بیل(Bayle) قبل از 1688 ،يعني بدترين دورة ارتجاع در انگلستان، به هلند پناهنده شد،
و اسپينوزا در هر كشور ديگري مي بود مشکل بدو اجازه ميدادند دنبالة كار خويش را بگيرد. و دکارت بیست سال در هلند زندگی کرد.
#قرن_هفدهم
#تاریخ_فلسفه_غرب
ج3 (فصل نهم)
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
هلند در قرن هفدهم، به نام يگانه كشوري كه در آن آزادي تفكر وجود داشت، هابز ناچار بود كتابهاي خود را در آنجا چاپ كند .لاك در مدت پنج سال نویسنده "فرهنگ" لازم دید در هلند زندگی کند.بیل(Bayle) قبل از 1688 ،يعني بدترين دورة ارتجاع در انگلستان، به هلند پناهنده شد،
و اسپينوزا در هر كشور ديگري مي بود مشکل بدو اجازه ميدادند دنبالة كار خويش را بگيرد. و دکارت بیست سال در هلند زندگی کرد.
#قرن_هفدهم
#تاریخ_فلسفه_غرب
ج3 (فصل نهم)
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
درباره فیلسوف(دکارت1)
بدبختانه، به واسطة شانو سفير فرانسه در استكهلم، دكارت گرفتار مكاتبه با كريستينا ملكه سوئد شد، كه بانوي فاضله پر شوري بود، كه مي پنداشت چون ملكه است حق دارد مصدع اوقات مردان بزرگ شود. دكارت رساله اي در باب عشق براي او فرستاد، و عشق موضوعي بود كه دكارت تا آن هنگام از آن قدري غافل مانده بود. دكارت همچنين براي كريستينا رساله اي فرستاد در باب شهوات روح كه در اصل آن را براي شاهدخت اليزابت دختر الکتورپالاتین نوشته بود.
اين نوشته ها ملكه را بر آن داشت كه حضور دكارت را در دربار خود تقاضا كند دكارت سرانجام تن در داد و ملكه در سپتامبر 1649 يك كشتي جنگي براي بردن دكارت فرستاد. كاشف به عمل آمد كه ملكه ميخواهد هر روز نزد دكارت درس بخواند و جز در ساعت پنج صبح وقت اين كار را ندارد سحرخيزي غير مألوف در هواي سرد اسكانديناوي براي آن مرد ضعيف البنيه چيز بسيار خوبي نبود.به علاوه شانو سخت بيمار شد و دكارت از او پرستاري مي كرد سفير از بستر بيماري برخاست، اما دكارت در بستر افتاد و در فورية 1650 درگذشت.
#دکارت
#قرن_هفدهم
#تاریخ_فلسفه_غرب
ج3 (فصل نهم)
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
درباره فیلسوف(دکارت1)
بدبختانه، به واسطة شانو سفير فرانسه در استكهلم، دكارت گرفتار مكاتبه با كريستينا ملكه سوئد شد، كه بانوي فاضله پر شوري بود، كه مي پنداشت چون ملكه است حق دارد مصدع اوقات مردان بزرگ شود. دكارت رساله اي در باب عشق براي او فرستاد، و عشق موضوعي بود كه دكارت تا آن هنگام از آن قدري غافل مانده بود. دكارت همچنين براي كريستينا رساله اي فرستاد در باب شهوات روح كه در اصل آن را براي شاهدخت اليزابت دختر الکتورپالاتین نوشته بود.
اين نوشته ها ملكه را بر آن داشت كه حضور دكارت را در دربار خود تقاضا كند دكارت سرانجام تن در داد و ملكه در سپتامبر 1649 يك كشتي جنگي براي بردن دكارت فرستاد. كاشف به عمل آمد كه ملكه ميخواهد هر روز نزد دكارت درس بخواند و جز در ساعت پنج صبح وقت اين كار را ندارد سحرخيزي غير مألوف در هواي سرد اسكانديناوي براي آن مرد ضعيف البنيه چيز بسيار خوبي نبود.به علاوه شانو سخت بيمار شد و دكارت از او پرستاري مي كرد سفير از بستر بيماري برخاست، اما دكارت در بستر افتاد و در فورية 1650 درگذشت.
#دکارت
#قرن_هفدهم
#تاریخ_فلسفه_غرب
ج3 (فصل نهم)
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
درباره فیلسوف(دکارت2)
دكارت هرگز ازدواج نكرد، اما يك دختر نامشروع داشت كه در پنج سالگي مرد. دكارت مي گفت كه اين حادثه بزرگترين اندوه زندگيش بوده است. دكارت هميشه خوش مي پوشيد و شمشيري به كمر مي بست. آدم زرنگ و پر كاري نبود، چند ساعتي كار مي كرد و كم مي خواند.
دكارت مرد كم جرأتي بود، اما شايد بهتر باشد در حق او بگوييم كه دلش مي خواست او ر ا آسوده بگذارند تا بي مزاحمت بكار خود بپردازد اوهميشه مجیز روحانيان، خصوصاً يسوعيان، را مي گفت، نه تنها وقتي كه در چنگ آنها اسير بود، بلكه پس از مهاجرت به هلند نيز. روحيات او روشن نيست، هستند كساني كه ميگويند اعتقاد دینی دکارت پلتیک محض بود.
#دکارت
#قرن_هفدهم
#تاریخ_فلسفه_غرب
ج3 (فصل نهم)
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
درباره فیلسوف(دکارت2)
دكارت هرگز ازدواج نكرد، اما يك دختر نامشروع داشت كه در پنج سالگي مرد. دكارت مي گفت كه اين حادثه بزرگترين اندوه زندگيش بوده است. دكارت هميشه خوش مي پوشيد و شمشيري به كمر مي بست. آدم زرنگ و پر كاري نبود، چند ساعتي كار مي كرد و كم مي خواند.
دكارت مرد كم جرأتي بود، اما شايد بهتر باشد در حق او بگوييم كه دلش مي خواست او ر ا آسوده بگذارند تا بي مزاحمت بكار خود بپردازد اوهميشه مجیز روحانيان، خصوصاً يسوعيان، را مي گفت، نه تنها وقتي كه در چنگ آنها اسير بود، بلكه پس از مهاجرت به هلند نيز. روحيات او روشن نيست، هستند كساني كه ميگويند اعتقاد دینی دکارت پلتیک محض بود.
#دکارت
#قرن_هفدهم
#تاریخ_فلسفه_غرب
ج3 (فصل نهم)
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اينجا كه ماييم
هر لبخندي خنجريست
و هركه با ما همخون تر، به خون ما تشنه تر
#تراژدي_مكبث
#ويليام_شكسپير
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:Sohrab Hura
هر لبخندي خنجريست
و هركه با ما همخون تر، به خون ما تشنه تر
#تراژدي_مكبث
#ويليام_شكسپير
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:Sohrab Hura
گور پدر دنيا،زنده باد فلسفه، زنده باد فيلسوف،زنده باد خودم.
"تبارشناسي اخلاق"
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
٢٥ آگوست سالروز مرگ فردريش نيچه
"تبارشناسي اخلاق"
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
٢٥ آگوست سالروز مرگ فردريش نيچه
ارسطو می گوید برای تنها زیستن باید یا خدا بود یا شیطان. ولی من می گویم باید هر دو بود یعنی فیلسوف.
"غروب بتان "
(حکم و اندرز ها)
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
٢٥ آگوست سالروز مرگ نيچه
"غروب بتان "
(حکم و اندرز ها)
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
٢٥ آگوست سالروز مرگ نيچه
@tarikh21
من هنوز موجبی برای نومیدی نیافتهام. هر کس که ارادهای نیرومند نگاه داشته و خود را بدان پرورش داده است و در عین حال نظری وسیع دارد، او بیش از همیشه شانس خواهد داشت.
"اراده معطوف به قدرت "
(نیستگرایی اروپایی)
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
من هنوز موجبی برای نومیدی نیافتهام. هر کس که ارادهای نیرومند نگاه داشته و خود را بدان پرورش داده است و در عین حال نظری وسیع دارد، او بیش از همیشه شانس خواهد داشت.
"اراده معطوف به قدرت "
(نیستگرایی اروپایی)
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
انتخاب همیشه باعث بدبختی است. آن را بپایید به آن توجه کنید خواهید دید که چگونه در کمین نشسته است و دزدانه و پاورچین پاورچین از طریق اصرارها التماس ها و تمناها و قبل از اینکه خودتان بدانید که در کجا و در چه وضعیتی هستید شما را در دام خود گرفته , در دام وظایف گریز ناپذیر مسئولیتها و یآس هايي كه بر شما تحمیل کرده آن را بپایید در آنصورت به واقعیت آگاه خواهيد شد.
"تعالیم جیدو کریشنا مورتی"
1961
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
انتخاب همیشه باعث بدبختی است. آن را بپایید به آن توجه کنید خواهید دید که چگونه در کمین نشسته است و دزدانه و پاورچین پاورچین از طریق اصرارها التماس ها و تمناها و قبل از اینکه خودتان بدانید که در کجا و در چه وضعیتی هستید شما را در دام خود گرفته , در دام وظایف گریز ناپذیر مسئولیتها و یآس هايي كه بر شما تحمیل کرده آن را بپایید در آنصورت به واقعیت آگاه خواهيد شد.
"تعالیم جیدو کریشنا مورتی"
1961
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
در تنهایی یگانه است که هر گونه رنج پایان میابد.....
"تعالیم جیدو کریشنا مورتی"
1961
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: برنو باربي
"تعالیم جیدو کریشنا مورتی"
1961
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: برنو باربي
ساكناني غريب از دلتاي اورينوكو
عکاس: Alvaro Laiz
ترجمه: نسیم معماریان
مجله عکاسی سوشال لنز
@tarikh21
در اعماق مرداب ها هنوز هم امكان ساختن مكاني هست كه جوامع كوچك و منزوي براي زنده ماندن تقلا كنند. مكاني خارج از جهاني كه توسط ارواح اداره مي شود.
دلتاي اورينوكو اولين مستعمره ي انساني در دوران نوسنگي ميانه بود. در حدود هشت هزار سال قبل، يكي از مردمان بومي آمريكاي جنوبي در ميان دخمه هاي پيچ در پيچ جنگل هاي حرا، سرپناهي برپا كرد كه همان قبيله ي warao مي باشند.
وجود مراسم باستاني روح گرايي و پذيرش تناسخ در ميان جامعه warao, ميتواند آخرين باقي مانده از آن سنت هاي دوره ي پيش از كشف آمريكا باشد كه قبلا هرگز عكاسي نشده است.
اما يك واقعيت اساسي وجود دارد و آن بقاي به شدت پيچيده ي آنهاست. تحقيقات مستقل نشان ميدهد كه بين ٤٠٪ تا ٨٠٪ افراد قبيله ي warao مبتلا به ايدز مي باشند. اين در حالي است كه دولت ونزوئلا از آمارهاي رسمي حمايت نمي كند.
داشتن ايدز يك تابو محسوب مي شود و بسياري افراد از دريافت كمك هاي درماني سر باز مي زنند كه در نهايت، براي جلوگيري از فشار جامعه با مرگ رو به رو مي شوند.
جوامع در معرض خطر ، اغلب به عنوان هم جنس گرايان و دو جنسي ها پذيرفته شده نيستند و اين اتهام كه مسئوليت اين بيماري همه گير با خود آنان است، چيزي است كه باعث نابودي مردم warao شده است.
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عکاس: Alvaro Laiz
ترجمه: نسیم معماریان
مجله عکاسی سوشال لنز
@tarikh21
در اعماق مرداب ها هنوز هم امكان ساختن مكاني هست كه جوامع كوچك و منزوي براي زنده ماندن تقلا كنند. مكاني خارج از جهاني كه توسط ارواح اداره مي شود.
دلتاي اورينوكو اولين مستعمره ي انساني در دوران نوسنگي ميانه بود. در حدود هشت هزار سال قبل، يكي از مردمان بومي آمريكاي جنوبي در ميان دخمه هاي پيچ در پيچ جنگل هاي حرا، سرپناهي برپا كرد كه همان قبيله ي warao مي باشند.
وجود مراسم باستاني روح گرايي و پذيرش تناسخ در ميان جامعه warao, ميتواند آخرين باقي مانده از آن سنت هاي دوره ي پيش از كشف آمريكا باشد كه قبلا هرگز عكاسي نشده است.
اما يك واقعيت اساسي وجود دارد و آن بقاي به شدت پيچيده ي آنهاست. تحقيقات مستقل نشان ميدهد كه بين ٤٠٪ تا ٨٠٪ افراد قبيله ي warao مبتلا به ايدز مي باشند. اين در حالي است كه دولت ونزوئلا از آمارهاي رسمي حمايت نمي كند.
داشتن ايدز يك تابو محسوب مي شود و بسياري افراد از دريافت كمك هاي درماني سر باز مي زنند كه در نهايت، براي جلوگيري از فشار جامعه با مرگ رو به رو مي شوند.
جوامع در معرض خطر ، اغلب به عنوان هم جنس گرايان و دو جنسي ها پذيرفته شده نيستند و اين اتهام كه مسئوليت اين بيماري همه گير با خود آنان است، چيزي است كه باعث نابودي مردم warao شده است.
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
زبان انسان را قادر ساخت که اطلاعات جهان را به شکل مفاهیم ، انتزاع و کد گذاری کند و با پردازش این اطلاعات ، چیزهایی را به جهان اضافه کند که پیش از آن وجود نداشت . او کلمه را برای کد کردن اطلاعات جهان بکار برد و از این منظر می توان دریافت چرا کلمه ، خود خدا بود . (۱) ولی خود همین " خدا - کلمه " ، ساخته " انسان - خدا " بود که مختصات فیزیولوژیک او ، امکان خلق کلمه و پدید آمدن زبان را فراهم ساخت . زبان دستگاهی استعاری است که ما را به جهان نزدیک کند ، ولی از آن دور می کند و حاصل این گسست در زبان ، به شکل استعاره هایی است که حقیقت می پنداریم ، ولی انطباق استعاره با واقعیت ممکن نیست و این عدم انطباق استعاره با واقعیت است که امکان خلق چیزهایی که را که نیست فراهم می کند . اگراطلاعات زبانی دقیقا منتطبق بر هستی بود ، امکان اینکه چیزی برآنچه هست بیافزاییم از بین می رفت . ممکن است درمورد خلاقیت سوال شود که به نظرمی رسد ، خلاقیت حاصل دیالکتیکی این عدم انطباق اطلاعات زبانی با واقعیت طی زمانهای طولانی است . زبان وجه تمایز انسان با دیگر موجودات است ، که از کلمه برای خلق استفاده می کند در حالی که کلمه خود منطبق و گویای هستی نیست و با هستی شکاف ایجاد می کند و پدیده خلق و خلاقیت حاصل این گسست و شکاف است .
انجیل یوحنا : در ازل كلمه بود. كلمه با خدا بود و كلمه خود خدا بود .
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
زبان انسان را قادر ساخت که اطلاعات جهان را به شکل مفاهیم ، انتزاع و کد گذاری کند و با پردازش این اطلاعات ، چیزهایی را به جهان اضافه کند که پیش از آن وجود نداشت . او کلمه را برای کد کردن اطلاعات جهان بکار برد و از این منظر می توان دریافت چرا کلمه ، خود خدا بود . (۱) ولی خود همین " خدا - کلمه " ، ساخته " انسان - خدا " بود که مختصات فیزیولوژیک او ، امکان خلق کلمه و پدید آمدن زبان را فراهم ساخت . زبان دستگاهی استعاری است که ما را به جهان نزدیک کند ، ولی از آن دور می کند و حاصل این گسست در زبان ، به شکل استعاره هایی است که حقیقت می پنداریم ، ولی انطباق استعاره با واقعیت ممکن نیست و این عدم انطباق استعاره با واقعیت است که امکان خلق چیزهایی که را که نیست فراهم می کند . اگراطلاعات زبانی دقیقا منتطبق بر هستی بود ، امکان اینکه چیزی برآنچه هست بیافزاییم از بین می رفت . ممکن است درمورد خلاقیت سوال شود که به نظرمی رسد ، خلاقیت حاصل دیالکتیکی این عدم انطباق اطلاعات زبانی با واقعیت طی زمانهای طولانی است . زبان وجه تمایز انسان با دیگر موجودات است ، که از کلمه برای خلق استفاده می کند در حالی که کلمه خود منطبق و گویای هستی نیست و با هستی شکاف ایجاد می کند و پدیده خلق و خلاقیت حاصل این گسست و شکاف است .
انجیل یوحنا : در ازل كلمه بود. كلمه با خدا بود و كلمه خود خدا بود .
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21