ترس از قدرت ناپيدا،اگر در عرف عام مجاز باشد دين است و اگر مجاز نباشد خرافات است.بنابراين تعيين اينكه دين كدام است و خرافات كدام،با قانونگذار خواهد بود
#هابز
#تاریخ_فلسفه_غرب
#برتراند_راسل
@tarikh21
#هابز
#تاریخ_فلسفه_غرب
#برتراند_راسل
@tarikh21
@tarikh21
در حال طبيعي، قبل از آنكه دولتي به وجود آمده باشد، هر فردي ميل دارد آزادي خود را حفظ كند و در عين حال بر ديگران تسلط يابد. هر دوي اين اميال از غريزه صيانت نفس ناشي مي شوند. از تعارض اين اميال جنگ همه بر ضد همه پديد مي آيد كه زندگي را "نكبت بار و حيواني و كوتاه" می سازد. در حال طبيعي نه مالكيت وجود دارد و نه عدالت و نه بي عدالتي؛ بلكه فقط جنگ وجود دارد و " زور و نيرنگ در جنگ دو فضيلت عظمي هستند."
#هابز
#قرن_هفدهم
#تاریخ_فلسفه_غرب
ج3 (فصل هشتم)
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
در حال طبيعي، قبل از آنكه دولتي به وجود آمده باشد، هر فردي ميل دارد آزادي خود را حفظ كند و در عين حال بر ديگران تسلط يابد. هر دوي اين اميال از غريزه صيانت نفس ناشي مي شوند. از تعارض اين اميال جنگ همه بر ضد همه پديد مي آيد كه زندگي را "نكبت بار و حيواني و كوتاه" می سازد. در حال طبيعي نه مالكيت وجود دارد و نه عدالت و نه بي عدالتي؛ بلكه فقط جنگ وجود دارد و " زور و نيرنگ در جنگ دو فضيلت عظمي هستند."
#هابز
#قرن_هفدهم
#تاریخ_فلسفه_غرب
ج3 (فصل هشتم)
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
درنگی رهگذر آخر درنگی
به پیش پای تو خوابیده سنگی
به زیر سنگ مردی خفته آرام
که میخندد به هر نام و ننگی
#نصرت_رحماني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تصوير: سنگ قبر نصرت رحماني (رشت)
به پیش پای تو خوابیده سنگی
به زیر سنگ مردی خفته آرام
که میخندد به هر نام و ننگی
#نصرت_رحماني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تصوير: سنگ قبر نصرت رحماني (رشت)
@tarikh21
ما ساكت بوده ايم ، به خاطر اعتراض و از سر خشم . ساكت بوده ايم تا به والدينمان بفهمانيم كه كلمات سنگين آنان ديگر به درد ما نمي خورد . ما كلمات ديگري در كيسه داشتيم . ساكت بوديم ، لبريز از اعتماد به كلمات تازه ي خودمان . آن كلمات تازه مان را مي بايست خرج كساني مي كرديم كه آنها را مي فهميدند . از سكوت مان سرشار بوديم . اكنون از آن شرمساريم و اندوهگين و كم ارزشي آن را مي فهميم .
"فضیلت های ناچیز"
#ناتالیا_گینزبرگ
#داستان_هاي_ايتاليايي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ما ساكت بوده ايم ، به خاطر اعتراض و از سر خشم . ساكت بوده ايم تا به والدينمان بفهمانيم كه كلمات سنگين آنان ديگر به درد ما نمي خورد . ما كلمات ديگري در كيسه داشتيم . ساكت بوديم ، لبريز از اعتماد به كلمات تازه ي خودمان . آن كلمات تازه مان را مي بايست خرج كساني مي كرديم كه آنها را مي فهميدند . از سكوت مان سرشار بوديم . اكنون از آن شرمساريم و اندوهگين و كم ارزشي آن را مي فهميم .
"فضیلت های ناچیز"
#ناتالیا_گینزبرگ
#داستان_هاي_ايتاليايي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
زمانی که یک زن تصمیم میگیرد که با مردی همخوابه شود، دیواری باقی نخواهد ماند که از آن بالا نرود، قلعه ای نخواهد بود که نابود نسازد، ملاحظات اخلاقی باقی نخواهد ماند که بی اعتنا از ریشه های آن نگذرد، خدایی برای نگرانی وجود ندارد !
"عشق سالهاي وبا"
#گابریل_گارسیا_مارکز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
زمانی که یک زن تصمیم میگیرد که با مردی همخوابه شود، دیواری باقی نخواهد ماند که از آن بالا نرود، قلعه ای نخواهد بود که نابود نسازد، ملاحظات اخلاقی باقی نخواهد ماند که بی اعتنا از ریشه های آن نگذرد، خدایی برای نگرانی وجود ندارد !
"عشق سالهاي وبا"
#گابریل_گارسیا_مارکز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
دردی ست در دل ام بهر این کشیشان ! از اینان نا خوشنود ام . اما از زمانی که در میان آدمیان به سر میبرم این کمترین نا خشنودی من است .
من نیز با ایشان رنج برده ام و رنج می برم . اینان در چشم من بندیان اند و داغ خوردگان . همان که '' نجات بخش '' می نامند - اش ایشان را در بند افکنده است .
در بند ارزشهای دروغین و کلام های پوچ ! ای کاش کسی ایشان را از چنگ '' نجات بخششان '' '' نجات '' می بخشید ...
اینان '' خدا '' نامیدند آن چه را که با ایشان در ستیز بود , و مایه آزارشان بود . براستی خدا پرستییشان چه پهلوانانه بود .
اینان برای عشق ورزیدن به خدای خود راهی به جز به صلیب کشیدن انسان نمی شناختند .
"چنین گفت زرتشت"
(درباره ی کشیشان )
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
دردی ست در دل ام بهر این کشیشان ! از اینان نا خوشنود ام . اما از زمانی که در میان آدمیان به سر میبرم این کمترین نا خشنودی من است .
من نیز با ایشان رنج برده ام و رنج می برم . اینان در چشم من بندیان اند و داغ خوردگان . همان که '' نجات بخش '' می نامند - اش ایشان را در بند افکنده است .
در بند ارزشهای دروغین و کلام های پوچ ! ای کاش کسی ایشان را از چنگ '' نجات بخششان '' '' نجات '' می بخشید ...
اینان '' خدا '' نامیدند آن چه را که با ایشان در ستیز بود , و مایه آزارشان بود . براستی خدا پرستییشان چه پهلوانانه بود .
اینان برای عشق ورزیدن به خدای خود راهی به جز به صلیب کشیدن انسان نمی شناختند .
"چنین گفت زرتشت"
(درباره ی کشیشان )
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
آنچه روزگاری ما را به هم می پیوست،رشته یک امید بود-
اما "اکنون"که تواند از نقوش پریده رنگش،آن نشانه هائی را که روزگاری به دست عشق
نگاشته شده بود،باز خواند؟
"فراسوی نیک وبد"
#فردريش_نيچه
@tarikh21
اما "اکنون"که تواند از نقوش پریده رنگش،آن نشانه هائی را که روزگاری به دست عشق
نگاشته شده بود،باز خواند؟
"فراسوی نیک وبد"
#فردريش_نيچه
@tarikh21
@tarikh21
آقای کوینر از پسر بچهای که زارزار گریه میکرد،
علت غم و غصهاش را پرسید.
پسر بچه گفت: من دو سکه برای رفتن به سینما جمع کرده بودم،
اما پسرکی آمد و یکی از آنها را از دستام قاپید
و به پسری که دورتر دیده میشد اشاره کرد.
آقای کوینر پرسید: مگر با داد و فریاد مردم را به کمک نخواستی؟
پسر بچه با هقهق شدیدتری گفت: چرا.
آقای کوینر در حالی که با مهربانی او را نوازش میکرد،
دوباره پرسید: کسی صدایت را نشنید؟
پسر بچه هق هق کنان گفت: نه.
آقای کوینر پرسید: نمیتوانی بلندتر فریاد بزنی؟
پسر بچه با امیدواری گفت: نه.
آنگاه آقای کوینر لبخندی زد و بعد گفت:
پس حالا آن یکی سکه را هم بده بیاد
و آخرین سکه را از دست بچه گرفت و بیواهمه به راهش ادامه داد.
"داستانک های فلسفی"
#برتولت_برشت
(Bertolt Brecht)
مترجم: علی عبداللهی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
آقای کوینر از پسر بچهای که زارزار گریه میکرد،
علت غم و غصهاش را پرسید.
پسر بچه گفت: من دو سکه برای رفتن به سینما جمع کرده بودم،
اما پسرکی آمد و یکی از آنها را از دستام قاپید
و به پسری که دورتر دیده میشد اشاره کرد.
آقای کوینر پرسید: مگر با داد و فریاد مردم را به کمک نخواستی؟
پسر بچه با هقهق شدیدتری گفت: چرا.
آقای کوینر در حالی که با مهربانی او را نوازش میکرد،
دوباره پرسید: کسی صدایت را نشنید؟
پسر بچه هق هق کنان گفت: نه.
آقای کوینر پرسید: نمیتوانی بلندتر فریاد بزنی؟
پسر بچه با امیدواری گفت: نه.
آنگاه آقای کوینر لبخندی زد و بعد گفت:
پس حالا آن یکی سکه را هم بده بیاد
و آخرین سکه را از دست بچه گرفت و بیواهمه به راهش ادامه داد.
"داستانک های فلسفی"
#برتولت_برشت
(Bertolt Brecht)
مترجم: علی عبداللهی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
دلايل گوناگوني در رجحان حكومت پادشاهي بر حكومت پارلماني ذكر مي شود. درست است كه هر جا نفع شخصی پادشاه با نفع اجتماع مصادم شود پادشاه نفع خود را دنبال خواهد كرد؛ اما مجلس هم كاري جز اين نخواهد كرد. پادشاه ممكن است نورچشميهايي داشته باشد، اما يكايك اعضاي مجلس هم چنین کسانی را خواهند داشت. پس مجموع نورچشميها در حكومت سلطنتي كمتر از حكومت پارلماني خواهد بود. پادشاه ممكن است در خفا از هر كسي اندرز بشنود، اما مجلس فقط اندرز اعضاي خود را ميتواند بشنود، آن هم به طور علني.
#هابز
#قرن_هفدهم
#تاریخ_فلسفه_غرب
ج3 (فصل هشتم)
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
دلايل گوناگوني در رجحان حكومت پادشاهي بر حكومت پارلماني ذكر مي شود. درست است كه هر جا نفع شخصی پادشاه با نفع اجتماع مصادم شود پادشاه نفع خود را دنبال خواهد كرد؛ اما مجلس هم كاري جز اين نخواهد كرد. پادشاه ممكن است نورچشميهايي داشته باشد، اما يكايك اعضاي مجلس هم چنین کسانی را خواهند داشت. پس مجموع نورچشميها در حكومت سلطنتي كمتر از حكومت پارلماني خواهد بود. پادشاه ممكن است در خفا از هر كسي اندرز بشنود، اما مجلس فقط اندرز اعضاي خود را ميتواند بشنود، آن هم به طور علني.
#هابز
#قرن_هفدهم
#تاریخ_فلسفه_غرب
ج3 (فصل هشتم)
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Forwarded from فلاسکا (درباره داستان)
همه چیز در جهان تغییر میکند
مگر یک فاصله که همچنان باقی ست؛ در نهایت همیشه مرزی است که مسیر را مسدود میکند .
@flaska
👤پیر روردی
🔃هنگامه هویدا
مگر یک فاصله که همچنان باقی ست؛ در نهایت همیشه مرزی است که مسیر را مسدود میکند .
@flaska
👤پیر روردی
🔃هنگامه هویدا
من هیچم
من هیچگاه چیزی نخواهم بود
من حتا نمی توانم خواهان بودن چیزی باشم
از این که بگذریم
تمامی رویاهای جهان در من است
"دكان تنباكو فروشي"
#فرناندو_پسوآ
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: J T White
من هیچگاه چیزی نخواهم بود
من حتا نمی توانم خواهان بودن چیزی باشم
از این که بگذریم
تمامی رویاهای جهان در من است
"دكان تنباكو فروشي"
#فرناندو_پسوآ
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: J T White
@tarikh21
آدم یکبار که بیشتر عمر نمیکند.یکبار هم بیشتر نمی میرد.خوب پس مرگ یکبار شیون هم یکبار!
جای آنکه بی حرف وبی صدا مثل خر زیر بار بترکیم،بگذار درحالیکه داریم برای حق زندگیمان میجنگیم بمیریم!
"پابرهنه ها"
#زاهاریا_استانکو
ترجمه: احمد شاملو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
آدم یکبار که بیشتر عمر نمیکند.یکبار هم بیشتر نمی میرد.خوب پس مرگ یکبار شیون هم یکبار!
جای آنکه بی حرف وبی صدا مثل خر زیر بار بترکیم،بگذار درحالیکه داریم برای حق زندگیمان میجنگیم بمیریم!
"پابرهنه ها"
#زاهاریا_استانکو
ترجمه: احمد شاملو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
جوکر: بهت ثابت می کنم وقتی این مردم متمدن تو یه موقعیتِ بحرانی قرار بگیرند حاضرن حتا همدیگر رو بخورن...
"شوالیه تاریکی"
#ديالوگ_فيلم
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
"شوالیه تاریکی"
#ديالوگ_فيلم
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
مادام كه دولتهاي ملي موجود با يكديگر در حال جنگند، فقط ضعف است كه ميتواند نژاد بشر را نجات دهد . افزودن بر قدرت جنگي دولتهاي جداگانه راهي است كه سر منزلي جز ويراني جهان در پيش ندارد.
#هابز
#قرن_هفدهم
#تاریخ_فلسفه_غرب
ج3 (فصل هشتم)
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
مادام كه دولتهاي ملي موجود با يكديگر در حال جنگند، فقط ضعف است كه ميتواند نژاد بشر را نجات دهد . افزودن بر قدرت جنگي دولتهاي جداگانه راهي است كه سر منزلي جز ويراني جهان در پيش ندارد.
#هابز
#قرن_هفدهم
#تاریخ_فلسفه_غرب
ج3 (فصل هشتم)
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عاشق بودن همان دوست داشتن نیست. میتوانید عاشق یک زن و با اینحال از او بیزار باشید.
"برادران كارامازوف"
#فئودور_داستايوفسكي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:Sebastian Luczywo
"برادران كارامازوف"
#فئودور_داستايوفسكي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:Sebastian Luczywo
@tarikh21
انسان شرافتمند در رویاهایش نیز شرافتمند خواهدبود؛ او در برابر وسوسه ها مقاومت خواهدکرد وخود را ازنفرت،حسادت،خشم ومفاسد دیگر دور نگاه خواهد داشت،ولی انسان آلوده به گناه، قاعدتا در رویاهایش همان تصویری را می یابد که در عالم بیداری پیش چشم خود دارد.
"تفسیرخواب"
#زيگموند_فرويد
ترجمه: شیوا رویگریان
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
انسان شرافتمند در رویاهایش نیز شرافتمند خواهدبود؛ او در برابر وسوسه ها مقاومت خواهدکرد وخود را ازنفرت،حسادت،خشم ومفاسد دیگر دور نگاه خواهد داشت،ولی انسان آلوده به گناه، قاعدتا در رویاهایش همان تصویری را می یابد که در عالم بیداری پیش چشم خود دارد.
"تفسیرخواب"
#زيگموند_فرويد
ترجمه: شیوا رویگریان
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اگر از آسمان بارانِ آزادی میبارید،بعضی بردگان را میدیدم که با خود
چتر حمل میکنند.
#افلاطون
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
چتر حمل میکنند.
#افلاطون
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
از آخرین بازماندگان انقلاب مکزیک که در کنار زاپاتا جنگیدند.آنان معتقدند زاپاتا هنوز زنده است و با وجود کهولت سن هرگز بدون اسلحه بیرون نمی روند.
عکاس: Pascal Maître ١٩٨٦
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عکاس: Pascal Maître ١٩٨٦
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
من مایلم بیاندیشم که هیچ چیز مهمتر از چیزی که مردم به آن عشق میورزند نیست... [اما] عشق کور است... و چون عشق کور است بارها به تراژدی می انجامد.
#دنيل_دنت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
من مایلم بیاندیشم که هیچ چیز مهمتر از چیزی که مردم به آن عشق میورزند نیست... [اما] عشق کور است... و چون عشق کور است بارها به تراژدی می انجامد.
#دنيل_دنت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
سلام
حال همهی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازهی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست!
راستی خبرت بدهم
خواب دیدهام خانهئی خریدهام
بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیدیوار ... هی بخند!
بیپرده بگویمت
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه
یک فوج کبوتر سپید
از فرازِ کوچهی ما میگذرد
باد بوی نامهای کسان من میدهد
یادت میآید رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟
نه ریرا جان
نامهام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت مینویسم
حال همهی ما خوب است
اما تو باور نکن!
#سید_علی_صالحی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
سلام
حال همهی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازهی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست!
راستی خبرت بدهم
خواب دیدهام خانهئی خریدهام
بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیدیوار ... هی بخند!
بیپرده بگویمت
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه
یک فوج کبوتر سپید
از فرازِ کوچهی ما میگذرد
باد بوی نامهای کسان من میدهد
یادت میآید رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟
نه ریرا جان
نامهام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت مینویسم
حال همهی ما خوب است
اما تو باور نکن!
#سید_علی_صالحی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21