انسان هزاره هشتم
119 subscribers
1.01K photos
74 videos
16 files
139 links
(ادبی تاریخ فلسفه)

ارتباط با ادمین. @Mithra1991
Download Telegram
@tarikh21
کسی که یک بار رنج کشیده است ، تجربه درد را هرگز فراموش نمی کند . کسی که ویرانی خانه ها را دیده است به وضوح کامل می داند که گلدان های گل ، تابلوها و دیوارهای سپید ، اشیایی ناپایدارند . خوب می داند خانه از چه چیز ساخته شده است . یک خانه از آجر و گچ ساخته شده است و می تواند فرو ریزد . یک خانه خیلی محکم نیست .

"فضیلت های ناچیز"
#ناتالیا_گینزبرگ
#داستان_هاي_ايتاليايي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
بروند يا بمانند؟ ... جهانی که برای بچه‌های سوریه ساخته‌ایم

#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
علت این که مردم همیشه روشنفکران پنجاه سال قبل را ستایش می کنند و از روشنفکران امروز متنفرند، این است که درک روشنفکران برای عوام حداقل پنجاه سالی طول می کشد.

"میزها و صندلی ها"
#ابراهیم_نبوی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
از نظر من هر مرگی شبیه یک کیسه است. به نظر من هر کسی می‌میرد، کیسه‌ای لبریز از کلمات، از خودش به جا می‌گذارد...

"سرزمین گوجه های سبز"
#هرتا_مولر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
"چیزهایی هست که درمان نمی شود و سال ها خواهد گذشت اما هرگز درمان نخواهیم شد . شاید دوباره چراغی روی میز داشته باشیم و گلدانی گل و عکس های عزیزانمان را . اما دیگر این چیزها را باور نداریم . چون که یک بار مجبور شدیم ناگهان ترکشان کنیم .

"فضيلت هاي ناچيز"
#ناتالیا_گینزبرگ
#داستان_هاي_ايتاليايي
@tarikh21
@tarikh21
آدمایی که مث ما تو مزرعه کار می کنند تنها ترین آدمای دنیان. قوم و خویش ندارن. مال هیچ دیاری نیستن. می رن تو مزرعه، یه پولی می سازن، بعد هم می رن تو شهر به بادش می دن. بعدش هم هنوز هیچی نشده دمشونو می زارن رو کولشون و می رن یه مزرعه ی دیگه. هیچ وقت هم هیچ امیدی ندارن.

"چه بسیار نقش های موش ها و آدم ها که نقش بر آب است"
#جان_اشتاين_بك
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
آیـا مشـاهده یـک در ، بـی درنـگ لـزوم دیـوارها احسـاس مـی شـود .
آیـا بـا مشـاهده یـک دیـوار هـم ، بـه هـمان انـدازه لـزوم یـک در را احسـاس
مـی کـنیم ؟؟؟

#احمد_شاملو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
در واقع هیچ هنری نیست که بیشتر و بهتر از رقص خصوصیتها و اخلاق مردم اولیه را جلوه گر سازد.

#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تصویر: رقص کچاک (رقص آیینی شرق دور)
@tarikh21
رقص (1)

جشنهای بزرگ، در میان قبایل، با رقص دسته جمعی یا انفرادی آغاز می شود؛ همین طور جنگهای بزرگ با گامها و سرودهای جنگی شروع می گردد؛ و اجتماعات بزرگ دینی آمیخته ای از آواز و نمایش و رقص است.

#تاریخ_تمدن
ج1-فصل پنجم(عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
رقص (2)

آنچه امروز در نظر ما بازی و تفریح به نظر می رسد، بیگمان، برای انسان اولیه از امور جدی به شمار می رفته است؛ هنگامی که می رقصیدند، تنها قصدشان خوشگذرانی و لذت نبود، بلکه می خواستند به طبیعت و خدایان چیزهایی را تلقین کنند و، به وسیله رقص، طبیعت را به خواب مغناطیسی درآورده، به زمین دستور دهند که حاصل خوبی به بار آورد.

#تاریخ_تمدن
ج1-فصل پنجم(عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
رقص تعبیری طبیعی از شهوات جنسی و فنی ست که، به شکل دسته جمعی، حس عشق را برمی انگیزد

#زیگموند_فروید
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
موسیقی-اپرا-تئاتر

اینکه رقص آهنگ خاصی داشته باشد و، در فواصل معین، اصوات اضافی با آن همراهی کند و اثرش را شدیدتر سازد سبب پیدایش آلات موسیقی شده است.

انسان «وحشی»، از ترکیب موسیقی و آواز و رقص، هنر نمایش و اپرا را ابداع کرد.

هنگامی که نغمه پردازی از این گونه نمایشها جدا می شد، رقص به تئاتر مبدل گردید، و به این ترتیب یکی از بزرگترین صورتهای هنری در عالم پیدا شد..


#تاریخ_تمدن
ج1-فصل پنجم(عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
قبول كن اگر خدا اينقدر دلش مي خواست كه در كار دنيا دخالت كند ، خيلي كارها هست كه بيشتر از اين برازنده اوست. مثلا مي تواند، زلزله اي به منطقه لاتزيو بفرستد كه كانون آن واتيكان باشد.

"دانه زير برف"
#ابانو_سيلوئه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
دلداد‌گان نمی‌توانند مدت زیادی فیلسوف باقی بمانند، باید در مقطعی به مذهبی بودن تسلیم شوند که همانا باور و ایمان داشتن است، در مقابل غریزه‌ی فلسفی که شک و پرسش است. باید "خطر کردن و عاشق بودن" را بر "تردید داشتن و عاشق نبودن" ترجیح داد.

"جستارهایی در باب عشق"
#آلن_دو_باتن
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
پاره سوم چکیده‌هایی‌ از زندگی‌ من...

پیش از آنکه در دهه چهل سیلی‌ ویرانگر جغرافیای "اوشان(باغ اوشان)" را دگرگونه کرده و بسیاری از باغهای آنرا از میان ببرد، دو رودخانه در آن جاری بودند. "بزرگ" و "کوچک". این دهکده خوش آب و هوا که در آغوش دره یی ٔبر دامن "البرز" آرمیده، جولانگاه کودکیهای من بود.
رود بزرگ، پر خروش و پهن بود و نمی‌شد مهارش کرد. اما رود کوچک، که از ته باغ ما میگذشت، جریانی آرام داشت و جوانان فامیل با سنگچین کردن مسیر آب تالابی میساختند که میشد از روی تخته سنگها در آن شیرجه زد و آب بازی کرد.

#خاطرات
#فرامرز_اصلاني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
كودك گرسنه و لاشخورى كه در انتظار مرگ اوست.
عكاس: كوين كارتر از اعضاى بنگ بنگ
سودان، 1993

#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
انسان هزاره هشتم
كودك گرسنه و لاشخورى كه در انتظار مرگ اوست. عكاس: كوين كارتر از اعضاى بنگ بنگ سودان، 1993 #انسان_هزاره_هشتم @tarikh21
@tarikh21
كوين كارتر يكي از اعضاي اصلى "باشگاه بنگ بنگ" كه در اثر تالم ناشى از عكاسى در آفريقا و قحطى زدگان سودان به ويژه عكس تكان دهنده كودك و لاشخور به شدت افسرده شده بود بعد از دريافت جايزه پوليتزر در جولاى 1994 به زندگى خود پايان داد.
زندگی کارتر در بحران عجیبی گرفتار آمده بود. جایزه پولیترز بحث های جدیدی را بر انگیخت. روزنامه های آفریقای جنوبی موفقیت کارتر را خودشانسی تلقی کردند. برخی وجدان، اخلاق و بشر دوستی او را زیر سوال بردند. روزنامه سن پترزبورگ او را لاشخور دومی صحنه صحنه قلمداد کرد. گرک مارینوویچ پژوهشگر در مقاله ای ابراز عقیده کرده و گفت:" به هر حال روزنامه نگار پیش از آنکه روزنامه نگار باشد، انسان است. و انسان نمی تواند از وظایف نخستین انسانی اش شانه خالی کند.". تا حتی نانسی لی مسول عکس روزنامه تایمز، که عکس کارتر را چاپ کرده و وی را نامزد جایزه پولیترز نموده بود، نیز به وی گفت:" این دختر بچه چهار یا پنچ کیلو بیشتر وزن ندارد. چگونه توانستی خود را قانع کنی که فقط به وظیفه روزنامه نگاری خود به اندیشی؟ در حالیکه می توانستی او را به مرکز توزیع غذا برسانی."
وی در هنگام مرگ تنها ۳۳ سال داشت و در بخشی از یادداشتى که از خود بجا گذاشت نوشته ‌است:
من افسرده و ناامید بودم… بدون تلفن… بدون پول برای پرداخت اجاره… بدون پول برای حمایت از کودکان… بدون پول برای پرداخت بدهی… بدون پول!!… ذهن من با خاطرات زنده‌ای از خشم و درد و کشتار و اجساد روی هم تلنبار شده و خانه‌های خالی از سکنه و کودکان گرسنه و رنجور انباشته شده‌است…. من اگر شانس بیاورم برای پیوستن به “کن” خواهم رفت (مقصود از کن، کن اوستربروک بود)

#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
سقراط:عشق هميشه به چيزي تعلق دارد كه فاقد آن است.عشق چيزي را مي جويد كه سواي خودش و دور از خودش بوده و هنوزم به دست نياورده است.

"ضيافت"
#افلاطون
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:bill cunningham
هیچ چشمی نمی تواند تمام "من" را در خود بگنجاند.همیشه بخشی از ما حذف می شود،چه بدخیم،چه خوش خیم.

"جستارهایی در باب عشق"
#آلن_دو_باتن
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Ed van der Elsken
@tarikh21
ما بايد نه چون عنكبوت باشيم كه از درون خود مي تند، و نه چون مورچه كه فقط به گرداوري اشيا ميپردازد؛ بلكه بايد از زنبور سرمشق بگيريم كه هم گردآوري و هم تنظيم مي كند.

#فرانسیس_بیکن
#قرن_هفدهم
#تاریخ_فلسفه_غرب
ج3(فصل هفتم)
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
عهود و قراردادهایی که دولت(لوایتان) به وسیله آنها پديد مي آيد، در حكم اين فرمان خداست كه گفت: "آدم را به صورت ما و موافق شبيه ما بسازيم..."

#هابز
#قرن_هفدهم
#تاریخ_فلسفه_غرب
ج3(فصل هشتم)
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21