انسان هزاره هشتم
119 subscribers
1.01K photos
74 videos
16 files
139 links
(ادبی تاریخ فلسفه)

ارتباط با ادمین. @Mithra1991
Download Telegram
@tarikh21
همیشه در حسرت عشقی هستیم که (در فرایند آن)نه دچار کاستی شویم و نه سوتفاهم.در مقابل طبقه بندی شدن توسط دیگران مقاومت مرگباری می کنیم،این که برچسب بر ما بزنند(مرد،زن،پولدار،فقیر،یهودی،کاتولیک،و غیره).ما برای خودمان غیر قابل برچسب خوردن هستیم.تنها که هستیم همیشه "منم" هستیم،که بدون هیچ مشکلی و بدون ممانعتی که دیگران بر ما اعمال می کنند،از یک جهت به جهت دیگر تغییر مکان می دهیم

"جستارهایی در باب عشق"
#آلن_دو_باتن
مترجم:گلی امامی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
مردم چیپسلند چنین عقیده دارند که اگر کسی بدون حلقه ای در بینی از دنیا برود، در زندگی دیگر دچار عذاب سخت خواهد شد

#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(8)
علل پوشش لباس در بشر اولیه

ظن غالب آن است که لباس، در ابتدا، برای زینت ایجاد شده و بیشتر برای آن بوده است که یا از ارتباط جنسی جلوگیری کند یا آن را تشدید کند، نه برای آنکه دافع سرما باشد یا عورت را بپوشاند.

#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(9)
پوشش لباس در قبایل گذشته

کیمبرها چنان عادت داشتند که لخت و عریان روی برف بخوابند و بلغزند؛ هنگامی که داروین بر یکی از فوئجیان از سرما رحمت آورد و لباس پنبه ای سرخ رنگی به او داد، آن مرد لباس را پاره پاره کرد و هر پاره را به یکی از یاران خود بخشید و همه با آن تکه ها خود را زینت کردند؛ به گفته کوک «این مردم از برهنه بودن کمال خرسندی را دارند و همه در فکر زیبایی هستند.» همچنین زنان قبیله ای در اورنیوکو، هنگامی که مبلغان مسیحی به آنان لباس می دادند، آن لباسها را به شکل نوار پاره کرده، دور گردنهای خود می آویختند و می گفتند که «از لباس پوشیدن عار دارند»

#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(10)

اغلب اوقات مشاهده می کنیم که زن ساده اولیه از لباس همان چیز را می خواست که زنان پیشرفته عصرهای بعد از آن می خواهند؛ به این معنی که مقصود وی آن نیست که لباس برهنگی او را بپوشاند، بلکه چنان می خواهد که لباس لطف اندام او را در نظر دیگران آشکارتر نمایش دهد؛ راستی که همه چیز در تغییر است، مگر زن و مرد!

#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
هیچ چشمی نمی تواند تمام "من" را در خود بگنجاند.همیشه بخشی از ما حذف می شود،چه بدخیم،چه خوش خیم.

"جستارهایی در باب عشق"
#آلن_دو_باتن
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Frank Horvat 1974
خورشید مرده بود،و فردا
در ذهن کودکان
مفهوم گنگ گمشده ای داشت

آنها غرابت این لفظ کهنه را
در مشق های خود
بالکهء درشت سیاهی
تصویر مینمودند

#فروغ_فرخزاد
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:Bert Hardy
1956
@tarikh21
"چکیده‌هایی‌ از زندگی‌ من..."

آنروزگار "تهران" هنوز آسمانی پاک و آبی داشت و میشد شبهای تابستان ٔبر پشت بام خانه خوابید. پیش از خواب ٔبر روی تختهای چوبی مینشستیم و "پاسور" بازی میکردیم. مادر بزرگ هندوانه قاچ میکرد و توت فرنگی در ظرف مینهاد. سیرسیرکان میخواندند و من "هفت خاج" میشدم.

بامدادان ولوله دستفروشان بکوچه می‌پیچید:` عسل طالبی گرمک، بی‌ بلا گرمک` و `سفرا برّه شاتوت `. سماور از ساعتها پیش جوشیده بود و نان شیرمال گرم در انتظار سرشیر و عسل بسفره نشسته بود. این یادبودها را سالها پس از آندوره، در شعری بنام : تهران که باغ بود آوردم و بسیاری از این خاطرات دستمایه ترانه‌هایم شدن.

#خاطرات
#فرامرز_اصلاني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
ما همه در کشتارهای ویتنام، عراق، افغانستان و ... مسئولیم. ما سیاستمدارانی را به قدرت می رسانیم، به آن ها مالیات می دهیم و سکوت می کنیم، پس دستمان به خون همه مظلومینی آلوده است که سیاستمداران ما آنان را به نابودی می کشند.

#آرتور_ميلر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
همه ی ما خواهیم مرد، همه ی ما، چه سیرکی است این دنیا!

همین دلیل به تنهایی کافی است که ما را وادار کند به هم عشق بورزیم، اما نمی کند.

ما از چیزهای پیش پا افتاده وحشت می کنیم و بر زمین پهن می شویم، ما توسط هیچ هضم می شویم.

#چارلز_بوكوفسكي
برگردان: شکاک منطق
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
جواهرات از کهنترین عناصر مدنیت به شمار می رود،و در مقبره هایی که از بیست هزار سال قبل به یادگار مانده گردنبندهایی از صدف و دندان حیوانات یافته اند

#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(11)
زیورآلات:

زنان قبیله گالا از انگشتریهایی استفاده می کردند که وزن هر یک سه کیلوگرم بود، و بعضی از زنان دینکا با خود پنجاه کیلوگرم جواهر و اسباب زینت همراه داشتند. یکی از زنان مجلل افریقایی از انگشتریهای مسین بزرگی استفاده می کرد که در آفتاب گرم می شد، و به همین جهت ناچار شد کنیزی به خدمت آورد که بر او سایه افکند و در گرما او را باد بزند.

#تاریخ_تمدن
ج1-فصل پنجم(عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(12)
زیورآلات:

ملکه طایفه وابونیا، در کنگو، به دور گردن خود حلقه مسینی داشته است به وزن ده کیلو، به همین جهت ناچار بوده است بیشتر اوقات را به حال دراز کشیده بر روی زمین به سر برد. زنان فقیر، که جواهرات سبک وزن داشتند، سعی می کردند، در طرز راه رفتن، از کسانی که جواهرات سنگین وزن دارند تقلید کنند تا، به این ترتیب، آبرویی به دست آورند.

#تاریخ_تمدن
ج1-فصل پنجم(عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
از میله تذکاری بالای گور، فن مجسمه سازی بیرون آمده، خود گور نیز به صورت معبد درآمده است؛ چون مردگان، در نزد ملل اولیه، مهمتر و قویتر از زندگان به شمار می رفته اند. علاوه بر آن. مردگان، ناچار، برای ابد در یک خانه سکونت می کنند، در صورتی که زندگان دایماً از اینجا به آنجا می روند و خانه دایمی چندان به کارشان نمی خورد

#تاریخ_تمدن
ج1-فصل پنجم(عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
نباید نه خدا و نه ابلیس را بر دیوار نقاشی کرد .
هم دیوار تان با آن خراب می شود , هم همسایگی تان .

"سپیده دمان"
(دست پاک و دیوار پاک)
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
دلم گرفته ، ای دوست! هوای گریه با من
گر از قفس گریزم کجا روم ، کجا من؟

کجا روم که راهی به گلشنی ندارم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من

نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من

ز من هر آن که او دور چو دل به سینه نزدیک
به من هر ان که نزدیک از او جدا جدا من

نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

زبودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد؟
که گوید به پاسخ که زنده ام چرا من

ستاره ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ، ای دوست هوای گریه با من



#سیمین_بهبهانی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
یک بار وقتی شنیدم کلوئه گفت،"اون وقت ها با یه مردی دوست بودم..." بی اختیار از تصور خودم چند سال دیگر(وقتی روبروی مرد دیگری در رستوران نشسته بود)که با این تعریف خشک و خالی بیان می شد،"یه آرشیتکته ای می شناختم"دلم سخت گرفت.ارجاع سردستی او به معشوقی قدیمی زمینه شناخت مناسبی برای من فراهم کرد تا متوجه شوم،هر اندازه برایش خاص بودم،همچنان در محدوده تعریف(یه آرشیتکته یا دوست پسرم)قرار می گرفتم-و اینکه در چشم کلوئه،لزوما من نمونه ساده شده ای از خودم بودم."

"جستارهایی در باب عشق"
#آلن_دو_باتن
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاسى براى من تلاش لجوجانه اى ست تا این زمان در حال گذر را در عكس متوقف کند

#روز_جهانی_عکاسی (19 اگوست-28مرداد)
#رابرت_دوانو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
مى توانى مدتها به عكسى نگاه كنى بدون آنكه لحظه اى درباره اش بينديشى،مى توانى لحظه اى به آن بنگرى اما تمام عمر درباره ش فكر كنى

خوان ميرو
عكس:ژورف كودلكا
روزعکاسی(28مرداد)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21