@tarikh21
متلاشی شدن دنیا دیگه نامحسوس نیست، این روزها صدای بلند جر خوردنش بلنده! توی هر شهر این دنیا بوی همبرگر بی هیچ شرم و حیایی توی خیابون ها رژه می ره و دنبال دوستان قدیمی می گرده! توی قصه های پریانِ سنتی جادوگر شرور زشته ولی توی قصه های جدید گونه های برجسته داره و ایمپلنت سیلیکونی!
"جزء از کل"
#استیو_تولتز
ترجمه: پیمان خاکسار
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
متلاشی شدن دنیا دیگه نامحسوس نیست، این روزها صدای بلند جر خوردنش بلنده! توی هر شهر این دنیا بوی همبرگر بی هیچ شرم و حیایی توی خیابون ها رژه می ره و دنبال دوستان قدیمی می گرده! توی قصه های پریانِ سنتی جادوگر شرور زشته ولی توی قصه های جدید گونه های برجسته داره و ایمپلنت سیلیکونی!
"جزء از کل"
#استیو_تولتز
ترجمه: پیمان خاکسار
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
جنگ آوردگاه کسانی ست که همدیگر را نمیشناسند اما يكديگر را مى كشند،
به نفع آنان که یکدیگر را میشناسند ولی همدیگر را نمیکشند.
"ناشناس"
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Philip Jones Griffiths 1973
به نفع آنان که یکدیگر را میشناسند ولی همدیگر را نمیکشند.
"ناشناس"
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Philip Jones Griffiths 1973
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(1)
اگر احساس زیبایی در میان ملتهای اولیه چندان آشکار نبوده، بدون شک، از آن لحاظ است که میان لحظه ای که شخصی شهوت جنسی را احساس می کرده، تا وقتی که می توانسته است این شهوت را فرو نشاند، زمان قابل ملاحظه ای فاصله نمی شده و به این جهت، نیروی خیال فرصت آن را پیدا نمی کرده است که بر موضوع دلخواه خود چیزهایی اضافه کند و بر زیبایی آن بیفزاید.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(1)
اگر احساس زیبایی در میان ملتهای اولیه چندان آشکار نبوده، بدون شک، از آن لحاظ است که میان لحظه ای که شخصی شهوت جنسی را احساس می کرده، تا وقتی که می توانسته است این شهوت را فرو نشاند، زمان قابل ملاحظه ای فاصله نمی شده و به این جهت، نیروی خیال فرصت آن را پیدا نمی کرده است که بر موضوع دلخواه خود چیزهایی اضافه کند و بر زیبایی آن بیفزاید.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(2)
چون از یکی از رؤسای قبایل هندیشمردگان امریکا پرسیدند که کدام یک از زنان او زیباتر است، عذر خواست و گفت که هرگز در این باب فکر نکرده است، و حکیمانه بر گفته خود افزود که: «چهره های آنان ممکن است زیباتر یا زشت تر باشد، ولی، از لحاظهای دیگر، همه زنان یکسان هستند
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(2)
چون از یکی از رؤسای قبایل هندیشمردگان امریکا پرسیدند که کدام یک از زنان او زیباتر است، عذر خواست و گفت که هرگز در این باب فکر نکرده است، و حکیمانه بر گفته خود افزود که: «چهره های آنان ممکن است زیباتر یا زشت تر باشد، ولی، از لحاظهای دیگر، همه زنان یکسان هستند
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(3)
به گفته ریچارد "تمام سیاهانی که من می شناسم زنی را زیبا می دانند که لاغر نباشد و، از زیربغل تا کشاله ران، همه جای تنش به یک ضخامت و، به قول زنگیان ساحلی، مانند نردبانی باشد"
در قاره افریقا، نوعاً گوشهای بزرگی چون گوش فیل و شکم پایین افتاده نشانه زیبایی زن است و همه جا زن تنومند زیباترین زن شمرده می شود.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(3)
به گفته ریچارد "تمام سیاهانی که من می شناسم زنی را زیبا می دانند که لاغر نباشد و، از زیربغل تا کشاله ران، همه جای تنش به یک ضخامت و، به قول زنگیان ساحلی، مانند نردبانی باشد"
در قاره افریقا، نوعاً گوشهای بزرگی چون گوش فیل و شکم پایین افتاده نشانه زیبایی زن است و همه جا زن تنومند زیباترین زن شمرده می شود.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(4)
در نیجریه، تقریباً چاقی و زیبایی مرادف یکدیگر است؛ زنی که مدعی مختصری از جمال است باید به اندازه ای فربه باشد که بدون کمک دو غلام، که زیر بازوی او را بگیرند، نتواند راه برود؛ زیبایی کامل زن وقتی است که سنگینی بدن او به اندازه بار شتری باشد.
"مانگوپارک"
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(4)
در نیجریه، تقریباً چاقی و زیبایی مرادف یکدیگر است؛ زنی که مدعی مختصری از جمال است باید به اندازه ای فربه باشد که بدون کمک دو غلام، که زیر بازوی او را بگیرند، نتواند راه برود؛ زیبایی کامل زن وقتی است که سنگینی بدن او به اندازه بار شتری باشد.
"مانگوپارک"
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
همیشه نیمه مست بودیم،او می گفت که نمی شود این جا مست نبود،نمی شود
سر بی مست روی بالش گذاشت؛برای تحمل بوها،ترس ها،تاریکی ها
"جزیره لیلا"
#صادق_صاروی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Richard hernandez:عکاس
سر بی مست روی بالش گذاشت؛برای تحمل بوها،ترس ها،تاریکی ها
"جزیره لیلا"
#صادق_صاروی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Richard hernandez:عکاس
@tarikh21
ساعتی بعد کلید به دست از پله ها بالا می رفتم . از طبقه ی همکف بوی بادمجان سوخته می آمد ، از طبقه ی اول بوی سیگار مزخرفی، از طبقه ی دو صدای داد و فریاد می آمد ، یک مرد – احتمالن - میانسال که نعره می کشید و ناسزا می گفت. بعد این اَلدنگ می گوید نمی دانم لیلا چه مرگش بود که طلاق گرفت. با این بوها و این صداها...
"جزیره لیلا"
#صادق_صاروی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ساعتی بعد کلید به دست از پله ها بالا می رفتم . از طبقه ی همکف بوی بادمجان سوخته می آمد ، از طبقه ی اول بوی سیگار مزخرفی، از طبقه ی دو صدای داد و فریاد می آمد ، یک مرد – احتمالن - میانسال که نعره می کشید و ناسزا می گفت. بعد این اَلدنگ می گوید نمی دانم لیلا چه مرگش بود که طلاق گرفت. با این بوها و این صداها...
"جزیره لیلا"
#صادق_صاروی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Forwarded from اشراق 🌿
دیرگاهی است که چون من همه را
رنگ خاموشی در طرح لب است
جنبشی نیست در این خاموشی
دست ها ، پاها در قیر شب است...
#سهراب_سپهري
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:alejandra baci
رنگ خاموشی در طرح لب است
جنبشی نیست در این خاموشی
دست ها ، پاها در قیر شب است...
#سهراب_سپهري
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:alejandra baci
امروز روز چپ دست هاس
دلیل نامگذاری این روز، انتقاد از این است که تمامی ابزارها و امکانات برای راست دست ها طراحی شده اند
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
دلیل نامگذاری این روز، انتقاد از این است که تمامی ابزارها و امکانات برای راست دست ها طراحی شده اند
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
زندگی انسان، بدون تردید، بازی غم انگیزی است: زشت، سنگین و پیچیده . تنها هدف هنر، برای انسان های با احساس ، عبارت از این است که همه ی ناملایمت ها را نابود کنند .
"از نامه ی گوستاو فلوبر به آملی بوسکه"
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
زندگی انسان، بدون تردید، بازی غم انگیزی است: زشت، سنگین و پیچیده . تنها هدف هنر، برای انسان های با احساس ، عبارت از این است که همه ی ناملایمت ها را نابود کنند .
"از نامه ی گوستاو فلوبر به آملی بوسکه"
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
نامههای کافکا به میلنا یسنکای (Milena Jesenká) یک رمان زیبای عاشقانه است. حالا آخرین نامههای او از زندان آلمان پیدا شده است.
#فرانتس_كافكا
#ملينا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#فرانتس_كافكا
#ملينا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
زني بي اعتنا به نظم جهان(١)
ژوییه سال ۱۹۲۹ بود که موجی از شادی به زندگی کافکا راه پیدا کرد و او فوراًبرای میلنا در وین نوشت «…اگر بشود از فرط خوشبختی مرد، باید مرده باشم و اگر بشود کسی را که در حال مرگ است با خوشبختی زنده نگه داشت، پس من هم زنده خواهم ماند.»
میلنا، این ژورنالیست پراگی، میدانست که کافکا از چه مینویسد، از دیداری که با هم داشتند. چهار روز و چهار شب در وین. به پیاده روی در جنگلهای وین رفتند و کافکا در این مدت هیچ سرفه نکرد. بیماری را فراموش کرده بود. تخت میخوابید و مثل نیانبان خرخر میکرد. میلنا او را این طور تجربه کرد. در شیب جنگل کنار هم خوابیدند. کافکا کمی بعد از این دیدار مینویسد: «چهره تو بر چهره من در جنگل و چهره من بر چهره تو در جنگل و آرمیدن بر پستانهای نیمه عریانت.»
#ملينا
#فرانتس_كافكا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
منبع: اشپیگل Spiegel؛ ۲۰ ژوئن ۲۰۱۵
نویسنده: فولکر ویدرمن Volker Wiedermann
مترجم: گلناز غبرایی
"كيهان لندن"
زني بي اعتنا به نظم جهان(١)
ژوییه سال ۱۹۲۹ بود که موجی از شادی به زندگی کافکا راه پیدا کرد و او فوراًبرای میلنا در وین نوشت «…اگر بشود از فرط خوشبختی مرد، باید مرده باشم و اگر بشود کسی را که در حال مرگ است با خوشبختی زنده نگه داشت، پس من هم زنده خواهم ماند.»
میلنا، این ژورنالیست پراگی، میدانست که کافکا از چه مینویسد، از دیداری که با هم داشتند. چهار روز و چهار شب در وین. به پیاده روی در جنگلهای وین رفتند و کافکا در این مدت هیچ سرفه نکرد. بیماری را فراموش کرده بود. تخت میخوابید و مثل نیانبان خرخر میکرد. میلنا او را این طور تجربه کرد. در شیب جنگل کنار هم خوابیدند. کافکا کمی بعد از این دیدار مینویسد: «چهره تو بر چهره من در جنگل و چهره من بر چهره تو در جنگل و آرمیدن بر پستانهای نیمه عریانت.»
#ملينا
#فرانتس_كافكا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
منبع: اشپیگل Spiegel؛ ۲۰ ژوئن ۲۰۱۵
نویسنده: فولکر ویدرمن Volker Wiedermann
مترجم: گلناز غبرایی
"كيهان لندن"
@tarikh21
زني بي اعتنا به نظم جهان(٢)
کافکا و میلنا عاشقانی که رابطهشان یک سال هم طول نکشید، اما نامههای کافکا به میلنا شهرت جهانی یافت. «نامه به میلنا» یک رمان عاشقانه بزرگ است بدون آنکه پاسخهای میلنا را کسی بشناسد.
حالا ولی چند تا از این نامهها در پرونده خدماتی Jarmoir Krrejacar شوهر سابق و پدر دختر میلنا پیدا شده است. ۱۴ نامه از سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۳به زبان آلمانی و چک. نامههایی که میلنا از زندانهای پراگ، درسدن و سرآخر از اردوگاه راونس بروک نوشته است. این نامهها در شماره جدید روزنامه آلمانی «نویه روندشاو» برای اولین بار منتشر شده است.
#ملينا
#فرانتس_كافكا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
منبع: اشپیگل Spiegel؛ ۲۰ ژوئن ۲۰۱۵
نویسنده: فولکر ویدرمن Volker Wiedermann
مترجم: گلناز غبرایی
"كيهان لندن"
زني بي اعتنا به نظم جهان(٢)
کافکا و میلنا عاشقانی که رابطهشان یک سال هم طول نکشید، اما نامههای کافکا به میلنا شهرت جهانی یافت. «نامه به میلنا» یک رمان عاشقانه بزرگ است بدون آنکه پاسخهای میلنا را کسی بشناسد.
حالا ولی چند تا از این نامهها در پرونده خدماتی Jarmoir Krrejacar شوهر سابق و پدر دختر میلنا پیدا شده است. ۱۴ نامه از سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۳به زبان آلمانی و چک. نامههایی که میلنا از زندانهای پراگ، درسدن و سرآخر از اردوگاه راونس بروک نوشته است. این نامهها در شماره جدید روزنامه آلمانی «نویه روندشاو» برای اولین بار منتشر شده است.
#ملينا
#فرانتس_كافكا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
منبع: اشپیگل Spiegel؛ ۲۰ ژوئن ۲۰۱۵
نویسنده: فولکر ویدرمن Volker Wiedermann
مترجم: گلناز غبرایی
"كيهان لندن"
@tarikh21
زني بي اعتنا به نظم جهان(٣)
چه کشف جالبی! مدتها میلنا برای دنیا فقط یک نام و یک نشانی بود، اما حالا خیلی از آن دوران میگذرد. ما سرگذشتاش را میدانستیم ولی به این نامهها دسترسی نداشتیم. او زنی با خودآگاهی بالا بود که کافکا دوستش میداشت. اولین زنی که به شهادتِ نامه کافکا به راینر اشتاخ، بیوگراف وی، بالاتر از او قرار داشت. متولد سال ۱۸۹۶ در پراگ بود، تحصیل طب را نیمه کاره رها کرد و در کافههای پراگ به دنبال علایق ادبی خود رفت. علیه پدر به پا خاست و تصمیم گرفت با وجود مخالفت او با ارنست پولاک ادیبی که کاری از خود منتشر نکرده بود، ازدواج کند. به دنبال این تصمیم پدر او را برای ۹ ماه به یک آسایشگاه روانی فرستاد، اما پس از آن به هر صورت با پولاک ازدواج کرد و البته هرگز با او خوشبخت نشد.
میلنا داستان «بخاری» کافکا رابه زبان چک ترجمه کرد. مدتی همجنسگرا شد، به اعتیاد روی آورد، پاورقیها و رپرتاژهای معرکهای نوشت، به حزب کمونیست پیوست و در سال ۱۹۳۶ از آن اخراج شد. پس از الحاق منطقه سودتن به آلمان برای روزنامههای ممنوعه نوشت، به پناهندگان کمک کرد و بالاخره در نوامبر سال ۱۹۳۹ دستگیر شد.او را متهم به خیانت به میهن کردند، پروندهاش بسته شد و او دیگر روی آزادی را ندید.
#ملينا
#فرانتس_كافكا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
منبع: اشپیگل Spiegel؛ ۲۰ ژوئن ۲۰۱۵
نویسنده: فولکر ویدرمن Volker Wiedermann
مترجم: گلناز غبرایی
"كيهان لندن"
زني بي اعتنا به نظم جهان(٣)
چه کشف جالبی! مدتها میلنا برای دنیا فقط یک نام و یک نشانی بود، اما حالا خیلی از آن دوران میگذرد. ما سرگذشتاش را میدانستیم ولی به این نامهها دسترسی نداشتیم. او زنی با خودآگاهی بالا بود که کافکا دوستش میداشت. اولین زنی که به شهادتِ نامه کافکا به راینر اشتاخ، بیوگراف وی، بالاتر از او قرار داشت. متولد سال ۱۸۹۶ در پراگ بود، تحصیل طب را نیمه کاره رها کرد و در کافههای پراگ به دنبال علایق ادبی خود رفت. علیه پدر به پا خاست و تصمیم گرفت با وجود مخالفت او با ارنست پولاک ادیبی که کاری از خود منتشر نکرده بود، ازدواج کند. به دنبال این تصمیم پدر او را برای ۹ ماه به یک آسایشگاه روانی فرستاد، اما پس از آن به هر صورت با پولاک ازدواج کرد و البته هرگز با او خوشبخت نشد.
میلنا داستان «بخاری» کافکا رابه زبان چک ترجمه کرد. مدتی همجنسگرا شد، به اعتیاد روی آورد، پاورقیها و رپرتاژهای معرکهای نوشت، به حزب کمونیست پیوست و در سال ۱۹۳۶ از آن اخراج شد. پس از الحاق منطقه سودتن به آلمان برای روزنامههای ممنوعه نوشت، به پناهندگان کمک کرد و بالاخره در نوامبر سال ۱۹۳۹ دستگیر شد.او را متهم به خیانت به میهن کردند، پروندهاش بسته شد و او دیگر روی آزادی را ندید.
#ملينا
#فرانتس_كافكا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
منبع: اشپیگل Spiegel؛ ۲۰ ژوئن ۲۰۱۵
نویسنده: فولکر ویدرمن Volker Wiedermann
مترجم: گلناز غبرایی
"كيهان لندن"
@tarikh21
زني بي اعتنا به نظم جهان(٤)
یک زن اعجابانگیز. ویلی هاس روزنامهنگار پراگی درباره میلنا مینویسد: «او برای گردن گذاشتن به نظم موجود ساخته نشده بود. آن را مثل ما نمیدید. او هر روز، هر لحظه، آن را زیر پا میگذاشت.»
بعد از خواندن نامههای زندان او میشود دید که ویلی هاس چندان هم در اظهار نظر خود اغراق نکرده است. خود میلنا خیلی زود فهمید که دیگر رنگ آزادی را نخواهد دید. دو ماه بعد از دستگیری برای دوستی نوشت: «اگر مرا منتقل کنند، دیگر جای نگرانی نخواهد بود. آنجا دوباره در میان دوستان خواهم بود و همه چیز قابل تحمل خواهد شد. این را در این فاصله فهمیدهام.»
نظم جهانی برای او ساخته نشده بود، نظم زندان نیز که فقط برای شکستن و گرفتن غرور و امید انسان است، برای او ساخته نشده بود. مارگریته بوبر نویمن که همبند او در زندان راونس بروک بود، از خوشبینی و شجاعت میلنا مینویسد. نامههای خودش اما بهترین شاهد این مدعا هستند. بزرگترین نگرانی او دخترش یانا متولد ۱۹۲۸بود که هونزا نامیده میشد. یازده سال داشت که مادرش دستگیر شد. میلنا به او مینویسد: « فقط میخواهم به تو بگویم که میتوانی آسوده خاطر و شاد باشی. تصور کن که ما باز هم اتاقی برای خود خواهیم داشت. اگر همان اتاق قدیمی نبود، غصه نخور. یکی دیگر خواهیم داشت.»
فقط یک بار در پیامی مخفیانه به همبندی به ناامیدی و سرخوردگی میدان میدهد و از تنهایی مینویسد و از آنها که برده میشوند و تنها کاری که میشود کرد، تماشاست و بس: «دیگر نمیتوانم رنج بکشم. یک وقتی توان درد کشیدن تمام میشود.» اما هنوز چهار سال پیش رو دارد. چهار سالی که امید را از دست نمیدهد و رنگ خوشبختی را که با آنکه بسیار نزدیک بود، نمیبیند.
#ملينا
#فرانتس_كافكا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
منبع: اشپیگل Spiegel؛ ۲۰ ژوئن ۲۰۱۵
نویسنده: فولکر ویدرمن Volker Wiedermann
مترجم: گلناز غبرایی
"كيهان لندن"
زني بي اعتنا به نظم جهان(٤)
یک زن اعجابانگیز. ویلی هاس روزنامهنگار پراگی درباره میلنا مینویسد: «او برای گردن گذاشتن به نظم موجود ساخته نشده بود. آن را مثل ما نمیدید. او هر روز، هر لحظه، آن را زیر پا میگذاشت.»
بعد از خواندن نامههای زندان او میشود دید که ویلی هاس چندان هم در اظهار نظر خود اغراق نکرده است. خود میلنا خیلی زود فهمید که دیگر رنگ آزادی را نخواهد دید. دو ماه بعد از دستگیری برای دوستی نوشت: «اگر مرا منتقل کنند، دیگر جای نگرانی نخواهد بود. آنجا دوباره در میان دوستان خواهم بود و همه چیز قابل تحمل خواهد شد. این را در این فاصله فهمیدهام.»
نظم جهانی برای او ساخته نشده بود، نظم زندان نیز که فقط برای شکستن و گرفتن غرور و امید انسان است، برای او ساخته نشده بود. مارگریته بوبر نویمن که همبند او در زندان راونس بروک بود، از خوشبینی و شجاعت میلنا مینویسد. نامههای خودش اما بهترین شاهد این مدعا هستند. بزرگترین نگرانی او دخترش یانا متولد ۱۹۲۸بود که هونزا نامیده میشد. یازده سال داشت که مادرش دستگیر شد. میلنا به او مینویسد: « فقط میخواهم به تو بگویم که میتوانی آسوده خاطر و شاد باشی. تصور کن که ما باز هم اتاقی برای خود خواهیم داشت. اگر همان اتاق قدیمی نبود، غصه نخور. یکی دیگر خواهیم داشت.»
فقط یک بار در پیامی مخفیانه به همبندی به ناامیدی و سرخوردگی میدان میدهد و از تنهایی مینویسد و از آنها که برده میشوند و تنها کاری که میشود کرد، تماشاست و بس: «دیگر نمیتوانم رنج بکشم. یک وقتی توان درد کشیدن تمام میشود.» اما هنوز چهار سال پیش رو دارد. چهار سالی که امید را از دست نمیدهد و رنگ خوشبختی را که با آنکه بسیار نزدیک بود، نمیبیند.
#ملينا
#فرانتس_كافكا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
منبع: اشپیگل Spiegel؛ ۲۰ ژوئن ۲۰۱۵
نویسنده: فولکر ویدرمن Volker Wiedermann
مترجم: گلناز غبرایی
"كيهان لندن"
@tarikh21
زني بي اعتنا به نظم جهان(پايان)
همان طور که کافکا در جنگلهای وین مینویسد: «خوشبختی چیست؟ چیزی نیست جز جنگلی عمیق و آرام» از زبان میلنا هم ۲۱ سال بعد در اردوگاه راونس بروک سال ۱۹۴۱میخوانیم: «هوای اینجا که در محاصره جنگل قرار دارد، عالیست. بوها و صداها را میشود حس کرد. اگر زمانی آزاد شوم، تاب تحمل این خوشبختی را نخواهم داشت.»
او آزاد نشد. میلنا یسنکای در تاریخ ۱۷ ماه مه ۱۹۴۴ در زندان راونس بروک از دنیا رفت.
#ملينا
#فرانتس_كافكا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
منبع: اشپیگل Spiegel؛ ۲۰ ژوئن ۲۰۱۵
نویسنده: فولکر ویدرمن Volker Wiedermann
مترجم: گلناز غبرایی
"كيهان لندن"
زني بي اعتنا به نظم جهان(پايان)
همان طور که کافکا در جنگلهای وین مینویسد: «خوشبختی چیست؟ چیزی نیست جز جنگلی عمیق و آرام» از زبان میلنا هم ۲۱ سال بعد در اردوگاه راونس بروک سال ۱۹۴۱میخوانیم: «هوای اینجا که در محاصره جنگل قرار دارد، عالیست. بوها و صداها را میشود حس کرد. اگر زمانی آزاد شوم، تاب تحمل این خوشبختی را نخواهم داشت.»
او آزاد نشد. میلنا یسنکای در تاریخ ۱۷ ماه مه ۱۹۴۴ در زندان راونس بروک از دنیا رفت.
#ملينا
#فرانتس_كافكا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
منبع: اشپیگل Spiegel؛ ۲۰ ژوئن ۲۰۱۵
نویسنده: فولکر ویدرمن Volker Wiedermann
مترجم: گلناز غبرایی
"كيهان لندن"
فقط میخواهم به تو بگویم که میتوانی آسوده خاطر و شاد باشی.تصور کن که ما باز هم اتاقی برای خود خواهیم داشت. اگر همان اتاق قدیمی نبود، غصه نخور. یکی دیگر خواهیم داشت
#ملينا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#ملينا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
هوای اینجا که در محاصره جنگل قرار دارد، عالیست. بوها و صداها را میشود حس کرد. اگر زمانی آزاد شوم، تاب تحمل این خوشبختی را نخواهم داشت
#ملينا ١٩٤١
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#ملينا ١٩٤١
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
آیا میتوانی برهنه در مقابل دوست خود ظاهر شوی؟
یا به منظور احترام به اوست که خود را آن طور که هستی به دوست خود نشان نمی دهی؟
اگر چنین کنی(خودت را بی نقاب نشان دهی) او از تو خواهد گریخت،
کسی که خود را پنهان نمی کند مورد تنفر قرار میگیرد.
#فریدریش_نیچه
"چنين گفت زرتشت"
(درباره دوست)
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
آیا میتوانی برهنه در مقابل دوست خود ظاهر شوی؟
یا به منظور احترام به اوست که خود را آن طور که هستی به دوست خود نشان نمی دهی؟
اگر چنین کنی(خودت را بی نقاب نشان دهی) او از تو خواهد گریخت،
کسی که خود را پنهان نمی کند مورد تنفر قرار میگیرد.
#فریدریش_نیچه
"چنين گفت زرتشت"
(درباره دوست)
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21