@tarikh21
وظیفه اصلی هنر ایجاد و ابداع زیبایی است؛ هنر فکر یا عواطف را به قالبی می ریزد که زیبا یا باشکوه جلوه گر می شود، و آتش لذتی را که مردی از دیدار زنی، یا زنی از دیدار مردی، پیدا می کند، در وجود می افروزد. ممکن است فکر مورد نظر عبارت از ادراک معنایی از معانی حیات باشد، و عاطفه ای که از آن بحث می کنیم انقباض یا انبساط یکی از تارهای کشیده شده زندگانی ما باشد.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
وظیفه اصلی هنر ایجاد و ابداع زیبایی است؛ هنر فکر یا عواطف را به قالبی می ریزد که زیبا یا باشکوه جلوه گر می شود، و آتش لذتی را که مردی از دیدار زنی، یا زنی از دیدار مردی، پیدا می کند، در وجود می افروزد. ممکن است فکر مورد نظر عبارت از ادراک معنایی از معانی حیات باشد، و عاطفه ای که از آن بحث می کنیم انقباض یا انبساط یکی از تارهای کشیده شده زندگانی ما باشد.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
صورت و قالب هنری ممکن است از آن جهت ما را خرسند سازد که آهنگ آن با حرکات تنفسی، با زدن نبض، یا با رفت و آمد مجلل و متناوب زمستان تابستان، با تعاقب شب و روز، و جزر و مد سازش داشته و هماهنگ باشد؛ نیز ممکن است زیبایی قالب هنری از تقارنی باشد که در آن موجود است و، مانند قافیه شعری، حالت انجماد و تجسد پیدا کرده است. همین کیفیت است که قدرت را در مقابل چشم ما مجسم می سازد و تناسب آهنگدار گیاهان و جانوران و زنان و مردان را آشکار می کند..
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
صورت و قالب هنری ممکن است از آن جهت ما را خرسند سازد که آهنگ آن با حرکات تنفسی، با زدن نبض، یا با رفت و آمد مجلل و متناوب زمستان تابستان، با تعاقب شب و روز، و جزر و مد سازش داشته و هماهنگ باشد؛ نیز ممکن است زیبایی قالب هنری از تقارنی باشد که در آن موجود است و، مانند قافیه شعری، حالت انجماد و تجسد پیدا کرده است. همین کیفیت است که قدرت را در مقابل چشم ما مجسم می سازد و تناسب آهنگدار گیاهان و جانوران و زنان و مردان را آشکار می کند..
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
می گفت که کتاب مقدس پر از تکرار است و نیز می گفت که هر کس که حرف های تکراری بزند ، شنوندگانش را ابله فرض می کند .
آن کسی که سرگذشت هایمان را نوشته قاعدتا باید شاعری بسیار بد ، بدترین شاعران ، پادشاه و امپراطور شاعران بد بوده باشد
"ژاك و اربابش"
#میلان_کوندرا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
می گفت که کتاب مقدس پر از تکرار است و نیز می گفت که هر کس که حرف های تکراری بزند ، شنوندگانش را ابله فرض می کند .
آن کسی که سرگذشت هایمان را نوشته قاعدتا باید شاعری بسیار بد ، بدترین شاعران ، پادشاه و امپراطور شاعران بد بوده باشد
"ژاك و اربابش"
#میلان_کوندرا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
نه!
هرگز شب را باور نكردم
چرا كه
در فراسوهاى دهليزش
به اميدِ دريچه يى
دل بسته بودم.
#احمد_شاملو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:Richard koci hernandez
هرگز شب را باور نكردم
چرا كه
در فراسوهاى دهليزش
به اميدِ دريچه يى
دل بسته بودم.
#احمد_شاملو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:Richard koci hernandez
متروکهای که هنوز هم گاهی دلش هوای آن سروصدا و لمس جریان زندگی را میکند،ولی اکنون تنها سکوت والبته دستان سبز و پیشروندهی طبیعت همراهیش میکنند.
شهرمتروك پري پيت
#انسان_هزاره_هشتم
#چرنوبيل
@tarikh21
شهرمتروك پري پيت
#انسان_هزاره_هشتم
#چرنوبيل
@tarikh21
انسان هزاره هشتم
متروکهای که هنوز هم گاهی دلش هوای آن سروصدا و لمس جریان زندگی را میکند،ولی اکنون تنها سکوت والبته دستان سبز و پیشروندهی طبیعت همراهیش میکنند. شهرمتروك پري پيت #انسان_هزاره_هشتم #چرنوبيل @tarikh21
@tarikh21
نمایی از ساختمان های رها شده شهر متروکه" پریپیِت"، اوکراین
روزگاری این شهر هم مثل هر شهر دیگری زنده و پر جنب و جوش بود، روزهایش را صدای خندهی کودکان و رفت و آمد بزرگسالان میساخت و شبش با صدای گفتگو و خندهی خانوادههایی که بعد از یک روز پر مشغله گرد هم جمع شده بودند، به پایان میرسید؛ ولی حادثه خبر نمیکند.
شاید ماجرای "فاجعهی اتمی چرنوبیل" روسیه را شنیده باشید، این شهر که در آن زمان تقریبا ۵۰ هزار سکنه داشت، قربانی همین ماجرا شد.
مدت کوتاهی بعد از این حادثه این شهر نیز تخلیه شده و اکنون تنها از آن متروکهای بر جای مانده است.
متروکهای که هنوز هم گاهی دلش هوای آن سروصدا و لمس جریان زندگی را میکند، ولی اکنون تنها سکوت و البته دستان سبز و پیشروندهی طبیعت همراهیش میکنند.
#چرنوبيل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
نمایی از ساختمان های رها شده شهر متروکه" پریپیِت"، اوکراین
روزگاری این شهر هم مثل هر شهر دیگری زنده و پر جنب و جوش بود، روزهایش را صدای خندهی کودکان و رفت و آمد بزرگسالان میساخت و شبش با صدای گفتگو و خندهی خانوادههایی که بعد از یک روز پر مشغله گرد هم جمع شده بودند، به پایان میرسید؛ ولی حادثه خبر نمیکند.
شاید ماجرای "فاجعهی اتمی چرنوبیل" روسیه را شنیده باشید، این شهر که در آن زمان تقریبا ۵۰ هزار سکنه داشت، قربانی همین ماجرا شد.
مدت کوتاهی بعد از این حادثه این شهر نیز تخلیه شده و اکنون تنها از آن متروکهای بر جای مانده است.
متروکهای که هنوز هم گاهی دلش هوای آن سروصدا و لمس جریان زندگی را میکند، ولی اکنون تنها سکوت و البته دستان سبز و پیشروندهی طبیعت همراهیش میکنند.
#چرنوبيل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
متلاشی شدن دنیا دیگه نامحسوس نیست، این روزها صدای بلند جر خوردنش بلنده! توی هر شهر این دنیا بوی همبرگر بی هیچ شرم و حیایی توی خیابون ها رژه می ره و دنبال دوستان قدیمی می گرده! توی قصه های پریانِ سنتی جادوگر شرور زشته ولی توی قصه های جدید گونه های برجسته داره و ایمپلنت سیلیکونی!
"جزء از کل"
#استیو_تولتز
ترجمه: پیمان خاکسار
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
متلاشی شدن دنیا دیگه نامحسوس نیست، این روزها صدای بلند جر خوردنش بلنده! توی هر شهر این دنیا بوی همبرگر بی هیچ شرم و حیایی توی خیابون ها رژه می ره و دنبال دوستان قدیمی می گرده! توی قصه های پریانِ سنتی جادوگر شرور زشته ولی توی قصه های جدید گونه های برجسته داره و ایمپلنت سیلیکونی!
"جزء از کل"
#استیو_تولتز
ترجمه: پیمان خاکسار
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
جنگ آوردگاه کسانی ست که همدیگر را نمیشناسند اما يكديگر را مى كشند،
به نفع آنان که یکدیگر را میشناسند ولی همدیگر را نمیکشند.
"ناشناس"
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Philip Jones Griffiths 1973
به نفع آنان که یکدیگر را میشناسند ولی همدیگر را نمیکشند.
"ناشناس"
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Philip Jones Griffiths 1973
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(1)
اگر احساس زیبایی در میان ملتهای اولیه چندان آشکار نبوده، بدون شک، از آن لحاظ است که میان لحظه ای که شخصی شهوت جنسی را احساس می کرده، تا وقتی که می توانسته است این شهوت را فرو نشاند، زمان قابل ملاحظه ای فاصله نمی شده و به این جهت، نیروی خیال فرصت آن را پیدا نمی کرده است که بر موضوع دلخواه خود چیزهایی اضافه کند و بر زیبایی آن بیفزاید.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(1)
اگر احساس زیبایی در میان ملتهای اولیه چندان آشکار نبوده، بدون شک، از آن لحاظ است که میان لحظه ای که شخصی شهوت جنسی را احساس می کرده، تا وقتی که می توانسته است این شهوت را فرو نشاند، زمان قابل ملاحظه ای فاصله نمی شده و به این جهت، نیروی خیال فرصت آن را پیدا نمی کرده است که بر موضوع دلخواه خود چیزهایی اضافه کند و بر زیبایی آن بیفزاید.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(2)
چون از یکی از رؤسای قبایل هندیشمردگان امریکا پرسیدند که کدام یک از زنان او زیباتر است، عذر خواست و گفت که هرگز در این باب فکر نکرده است، و حکیمانه بر گفته خود افزود که: «چهره های آنان ممکن است زیباتر یا زشت تر باشد، ولی، از لحاظهای دیگر، همه زنان یکسان هستند
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(2)
چون از یکی از رؤسای قبایل هندیشمردگان امریکا پرسیدند که کدام یک از زنان او زیباتر است، عذر خواست و گفت که هرگز در این باب فکر نکرده است، و حکیمانه بر گفته خود افزود که: «چهره های آنان ممکن است زیباتر یا زشت تر باشد، ولی، از لحاظهای دیگر، همه زنان یکسان هستند
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(3)
به گفته ریچارد "تمام سیاهانی که من می شناسم زنی را زیبا می دانند که لاغر نباشد و، از زیربغل تا کشاله ران، همه جای تنش به یک ضخامت و، به قول زنگیان ساحلی، مانند نردبانی باشد"
در قاره افریقا، نوعاً گوشهای بزرگی چون گوش فیل و شکم پایین افتاده نشانه زیبایی زن است و همه جا زن تنومند زیباترین زن شمرده می شود.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(3)
به گفته ریچارد "تمام سیاهانی که من می شناسم زنی را زیبا می دانند که لاغر نباشد و، از زیربغل تا کشاله ران، همه جای تنش به یک ضخامت و، به قول زنگیان ساحلی، مانند نردبانی باشد"
در قاره افریقا، نوعاً گوشهای بزرگی چون گوش فیل و شکم پایین افتاده نشانه زیبایی زن است و همه جا زن تنومند زیباترین زن شمرده می شود.
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(4)
در نیجریه، تقریباً چاقی و زیبایی مرادف یکدیگر است؛ زنی که مدعی مختصری از جمال است باید به اندازه ای فربه باشد که بدون کمک دو غلام، که زیر بازوی او را بگیرند، نتواند راه برود؛ زیبایی کامل زن وقتی است که سنگینی بدن او به اندازه بار شتری باشد.
"مانگوپارک"
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
شکل های زیبایی در ملت های اولیه(4)
در نیجریه، تقریباً چاقی و زیبایی مرادف یکدیگر است؛ زنی که مدعی مختصری از جمال است باید به اندازه ای فربه باشد که بدون کمک دو غلام، که زیر بازوی او را بگیرند، نتواند راه برود؛ زیبایی کامل زن وقتی است که سنگینی بدن او به اندازه بار شتری باشد.
"مانگوپارک"
#تاریخ_تمدن
ج1-فصل چهارم (عوامل عقلی/هنر)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
همیشه نیمه مست بودیم،او می گفت که نمی شود این جا مست نبود،نمی شود
سر بی مست روی بالش گذاشت؛برای تحمل بوها،ترس ها،تاریکی ها
"جزیره لیلا"
#صادق_صاروی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Richard hernandez:عکاس
سر بی مست روی بالش گذاشت؛برای تحمل بوها،ترس ها،تاریکی ها
"جزیره لیلا"
#صادق_صاروی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Richard hernandez:عکاس
@tarikh21
ساعتی بعد کلید به دست از پله ها بالا می رفتم . از طبقه ی همکف بوی بادمجان سوخته می آمد ، از طبقه ی اول بوی سیگار مزخرفی، از طبقه ی دو صدای داد و فریاد می آمد ، یک مرد – احتمالن - میانسال که نعره می کشید و ناسزا می گفت. بعد این اَلدنگ می گوید نمی دانم لیلا چه مرگش بود که طلاق گرفت. با این بوها و این صداها...
"جزیره لیلا"
#صادق_صاروی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ساعتی بعد کلید به دست از پله ها بالا می رفتم . از طبقه ی همکف بوی بادمجان سوخته می آمد ، از طبقه ی اول بوی سیگار مزخرفی، از طبقه ی دو صدای داد و فریاد می آمد ، یک مرد – احتمالن - میانسال که نعره می کشید و ناسزا می گفت. بعد این اَلدنگ می گوید نمی دانم لیلا چه مرگش بود که طلاق گرفت. با این بوها و این صداها...
"جزیره لیلا"
#صادق_صاروی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
Forwarded from اشراق 🌿
دیرگاهی است که چون من همه را
رنگ خاموشی در طرح لب است
جنبشی نیست در این خاموشی
دست ها ، پاها در قیر شب است...
#سهراب_سپهري
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:alejandra baci
رنگ خاموشی در طرح لب است
جنبشی نیست در این خاموشی
دست ها ، پاها در قیر شب است...
#سهراب_سپهري
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:alejandra baci
امروز روز چپ دست هاس
دلیل نامگذاری این روز، انتقاد از این است که تمامی ابزارها و امکانات برای راست دست ها طراحی شده اند
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
دلیل نامگذاری این روز، انتقاد از این است که تمامی ابزارها و امکانات برای راست دست ها طراحی شده اند
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
زندگی انسان، بدون تردید، بازی غم انگیزی است: زشت، سنگین و پیچیده . تنها هدف هنر، برای انسان های با احساس ، عبارت از این است که همه ی ناملایمت ها را نابود کنند .
"از نامه ی گوستاو فلوبر به آملی بوسکه"
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
زندگی انسان، بدون تردید، بازی غم انگیزی است: زشت، سنگین و پیچیده . تنها هدف هنر، برای انسان های با احساس ، عبارت از این است که همه ی ناملایمت ها را نابود کنند .
"از نامه ی گوستاو فلوبر به آملی بوسکه"
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
نامههای کافکا به میلنا یسنکای (Milena Jesenká) یک رمان زیبای عاشقانه است. حالا آخرین نامههای او از زندان آلمان پیدا شده است.
#فرانتس_كافكا
#ملينا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#فرانتس_كافكا
#ملينا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
زني بي اعتنا به نظم جهان(١)
ژوییه سال ۱۹۲۹ بود که موجی از شادی به زندگی کافکا راه پیدا کرد و او فوراًبرای میلنا در وین نوشت «…اگر بشود از فرط خوشبختی مرد، باید مرده باشم و اگر بشود کسی را که در حال مرگ است با خوشبختی زنده نگه داشت، پس من هم زنده خواهم ماند.»
میلنا، این ژورنالیست پراگی، میدانست که کافکا از چه مینویسد، از دیداری که با هم داشتند. چهار روز و چهار شب در وین. به پیاده روی در جنگلهای وین رفتند و کافکا در این مدت هیچ سرفه نکرد. بیماری را فراموش کرده بود. تخت میخوابید و مثل نیانبان خرخر میکرد. میلنا او را این طور تجربه کرد. در شیب جنگل کنار هم خوابیدند. کافکا کمی بعد از این دیدار مینویسد: «چهره تو بر چهره من در جنگل و چهره من بر چهره تو در جنگل و آرمیدن بر پستانهای نیمه عریانت.»
#ملينا
#فرانتس_كافكا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
منبع: اشپیگل Spiegel؛ ۲۰ ژوئن ۲۰۱۵
نویسنده: فولکر ویدرمن Volker Wiedermann
مترجم: گلناز غبرایی
"كيهان لندن"
زني بي اعتنا به نظم جهان(١)
ژوییه سال ۱۹۲۹ بود که موجی از شادی به زندگی کافکا راه پیدا کرد و او فوراًبرای میلنا در وین نوشت «…اگر بشود از فرط خوشبختی مرد، باید مرده باشم و اگر بشود کسی را که در حال مرگ است با خوشبختی زنده نگه داشت، پس من هم زنده خواهم ماند.»
میلنا، این ژورنالیست پراگی، میدانست که کافکا از چه مینویسد، از دیداری که با هم داشتند. چهار روز و چهار شب در وین. به پیاده روی در جنگلهای وین رفتند و کافکا در این مدت هیچ سرفه نکرد. بیماری را فراموش کرده بود. تخت میخوابید و مثل نیانبان خرخر میکرد. میلنا او را این طور تجربه کرد. در شیب جنگل کنار هم خوابیدند. کافکا کمی بعد از این دیدار مینویسد: «چهره تو بر چهره من در جنگل و چهره من بر چهره تو در جنگل و آرمیدن بر پستانهای نیمه عریانت.»
#ملينا
#فرانتس_كافكا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
منبع: اشپیگل Spiegel؛ ۲۰ ژوئن ۲۰۱۵
نویسنده: فولکر ویدرمن Volker Wiedermann
مترجم: گلناز غبرایی
"كيهان لندن"
@tarikh21
زني بي اعتنا به نظم جهان(٢)
کافکا و میلنا عاشقانی که رابطهشان یک سال هم طول نکشید، اما نامههای کافکا به میلنا شهرت جهانی یافت. «نامه به میلنا» یک رمان عاشقانه بزرگ است بدون آنکه پاسخهای میلنا را کسی بشناسد.
حالا ولی چند تا از این نامهها در پرونده خدماتی Jarmoir Krrejacar شوهر سابق و پدر دختر میلنا پیدا شده است. ۱۴ نامه از سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۳به زبان آلمانی و چک. نامههایی که میلنا از زندانهای پراگ، درسدن و سرآخر از اردوگاه راونس بروک نوشته است. این نامهها در شماره جدید روزنامه آلمانی «نویه روندشاو» برای اولین بار منتشر شده است.
#ملينا
#فرانتس_كافكا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
منبع: اشپیگل Spiegel؛ ۲۰ ژوئن ۲۰۱۵
نویسنده: فولکر ویدرمن Volker Wiedermann
مترجم: گلناز غبرایی
"كيهان لندن"
زني بي اعتنا به نظم جهان(٢)
کافکا و میلنا عاشقانی که رابطهشان یک سال هم طول نکشید، اما نامههای کافکا به میلنا شهرت جهانی یافت. «نامه به میلنا» یک رمان عاشقانه بزرگ است بدون آنکه پاسخهای میلنا را کسی بشناسد.
حالا ولی چند تا از این نامهها در پرونده خدماتی Jarmoir Krrejacar شوهر سابق و پدر دختر میلنا پیدا شده است. ۱۴ نامه از سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۳به زبان آلمانی و چک. نامههایی که میلنا از زندانهای پراگ، درسدن و سرآخر از اردوگاه راونس بروک نوشته است. این نامهها در شماره جدید روزنامه آلمانی «نویه روندشاو» برای اولین بار منتشر شده است.
#ملينا
#فرانتس_كافكا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
منبع: اشپیگل Spiegel؛ ۲۰ ژوئن ۲۰۱۵
نویسنده: فولکر ویدرمن Volker Wiedermann
مترجم: گلناز غبرایی
"كيهان لندن"