تلاش برای ارتباط، وقتی ارتباطی ممکن نیست، صرفا شناعتی میمون وار یا به شدت خنده آور است.مثل جنونِ حرف زدن با اسباب و اثاثیه......
#ساموئل_بکت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#ساموئل_بکت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عشق ورزی ثمره ی مدنیت پیشرفته است که درآن در مقابل خشنود ساختن شهوات انسانی ، به وسیله ی دستورات اخلاقی سدهایی کشیده شده و از طرف دیگر در نتیجه زیادی ثروت و تجمل گرایی این نازک اندیشی های عشق رمانتیک پدید آمد. اگرنه در گذشته آزادی روابط جنسی، باعث می شد دیگر علتی نماند که جوان بنشیند و محبوبه ی طرف میل خود را بزرگ و عالی تصور کند و از آن میان عشقی رمانتیک پیدا شود
#تاریخ_تمدن
فصل چهارم(عوامل اخلاقی/عشق)
#ويل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#تاریخ_تمدن
فصل چهارم(عوامل اخلاقی/عشق)
#ويل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
دوره آموزشی مان شش هفته بیشتر نبود ، ولی همین مدت به اندازه 10 سال مدرسه رفتن ، ما را عوض کرد . یاد گرفتیم که یک دکمه ی خوب برق انداخته شده به 4 جلد آثار " شوپنهاور "می ارزد . ابتدا با تعجب ، بعد با خشم و در نهایت با بی اعتنایی به این نتیجه رسیدیم که ذهن نیست که بر همه چیز برتری دارد ، بلکه برس برق انداختن کفش اهمیتش از آن بیشتر است و ارزشمند تر از همه " اندیشه " نیست ،" سیستم " است ، ساختار حاکم بر جامعه ، و آزادی نیست ، بلکه طرز بار آوردن افراد است . ما در آغاز سرباز های مشتاق و فداکاری بودیم ، ولی هر کاری که از دستشان بر می آمد کردند تا از این موضوع متنفر شویم . پس از 3 هفته در یافتیم که یک پستچی سر دوشی دار بیشتر از پدر و مادر مان تا پیش از امدن به جبهه و نیز بیشتر از همه تعلیم دهندگان و نابغه های دانش و فرهنگ ، از " افلاطون" گرفته تا "گوته" بر گردنمان حق دارد.
"در غرب خبری نیست"
(مشهورترين رمان ضدجنگ در سراسر جهان)
#اریش_ماریا_رمارک
#داستان_هاي_آلماني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
دوره آموزشی مان شش هفته بیشتر نبود ، ولی همین مدت به اندازه 10 سال مدرسه رفتن ، ما را عوض کرد . یاد گرفتیم که یک دکمه ی خوب برق انداخته شده به 4 جلد آثار " شوپنهاور "می ارزد . ابتدا با تعجب ، بعد با خشم و در نهایت با بی اعتنایی به این نتیجه رسیدیم که ذهن نیست که بر همه چیز برتری دارد ، بلکه برس برق انداختن کفش اهمیتش از آن بیشتر است و ارزشمند تر از همه " اندیشه " نیست ،" سیستم " است ، ساختار حاکم بر جامعه ، و آزادی نیست ، بلکه طرز بار آوردن افراد است . ما در آغاز سرباز های مشتاق و فداکاری بودیم ، ولی هر کاری که از دستشان بر می آمد کردند تا از این موضوع متنفر شویم . پس از 3 هفته در یافتیم که یک پستچی سر دوشی دار بیشتر از پدر و مادر مان تا پیش از امدن به جبهه و نیز بیشتر از همه تعلیم دهندگان و نابغه های دانش و فرهنگ ، از " افلاطون" گرفته تا "گوته" بر گردنمان حق دارد.
"در غرب خبری نیست"
(مشهورترين رمان ضدجنگ در سراسر جهان)
#اریش_ماریا_رمارک
#داستان_هاي_آلماني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ماه ها و سالها دوباره بر می گردند و دیگر از من چیزی نخواهد کاست من اینقدر تنها و از امید و آرزو عاری هستم که با ترس و تزلزل به استقبال آنها می روم.
#اریش_ماریا_رمارک
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#اریش_ماریا_رمارک
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
«آه دوستانِ من! تریاک، رذالتهای شرمآور، شرابخواری، همه از مد اُفتادهاند، ما سینما را اختراع کردهایم...»
#لوئی_آراگون
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكس:مارتين فرانك
#لوئی_آراگون
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكس:مارتين فرانك
@tarikh21
اساس تمدن اقتصاد است به همین جهت ازدواج در نظر مرد اولیه به عنوان اساس تنظیم روابط جنسی مورد توجه نیست بلکه بنیان آن بر روابط اقتصادی قرار می گرفته است. به همین جهت مرد از زن بیش از زیبایی ، انتظار سودمندی داشته است.
#تاریخ_تمدن
فصل چهارم(عوامل اخلاقی/ازدواج)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اساس تمدن اقتصاد است به همین جهت ازدواج در نظر مرد اولیه به عنوان اساس تنظیم روابط جنسی مورد توجه نیست بلکه بنیان آن بر روابط اقتصادی قرار می گرفته است. به همین جهت مرد از زن بیش از زیبایی ، انتظار سودمندی داشته است.
#تاریخ_تمدن
فصل چهارم(عوامل اخلاقی/ازدواج)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
هروقت در دورانی از تاریخ نقش اقتصادی زن در زناشویی از بین رفته،بنیان ازدواج فروریخته و پاره ای از اوقات همراه این عمل،خود مدنیت نیز متلاشی شده است.
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
"رفیق من نمی خواستم تو را بکشم... حالا برای نخستین بار می بینم که تو هم آدمی هستی مثل خود من. من همه اش به فکر نارنجکهایت، به فکر سر نیزه ات، و به فکر تفنگت بودم؛ ولی حالا زنت جلو چشمم است و خودت و شباهت بین من و تو. مرا ببخش رفیق. ما همیشه وقتی به حقایق پی می بریم که خیلی دیر شده. چرا هیچ وقت به ما نگفتند که شما هم بدبختهایی هستید مثل خود ما. مادرهای شما هم مثل مادرهای ما نگران و چشم به راهند و وحشت از مرگ برای همه یکسان است و مرگ و درد و جان کندن یکسان. مرا ببخش رفیق. آخر چطور تو می توانی دشمن باشی؟ اگر این تفنگ و این لباس را به دور می انداختیم آن وقت تو هم مثل کات و آلبرت برادر من بودی. بیا بیست سال از زندگی من را بگیر و از جایت بلند شو..."
"در غرب خبری نیست"
(مشهورترين رمان ضدجنگ در سراسر جهان)
#اریش_ماریا_رمارک
#داستان_هاي_آلماني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
انسان هزاره هشتم: كاش روزي برسد كه هيچ سربازي در جنگ دولتمردان نميرد.
"رفیق من نمی خواستم تو را بکشم... حالا برای نخستین بار می بینم که تو هم آدمی هستی مثل خود من. من همه اش به فکر نارنجکهایت، به فکر سر نیزه ات، و به فکر تفنگت بودم؛ ولی حالا زنت جلو چشمم است و خودت و شباهت بین من و تو. مرا ببخش رفیق. ما همیشه وقتی به حقایق پی می بریم که خیلی دیر شده. چرا هیچ وقت به ما نگفتند که شما هم بدبختهایی هستید مثل خود ما. مادرهای شما هم مثل مادرهای ما نگران و چشم به راهند و وحشت از مرگ برای همه یکسان است و مرگ و درد و جان کندن یکسان. مرا ببخش رفیق. آخر چطور تو می توانی دشمن باشی؟ اگر این تفنگ و این لباس را به دور می انداختیم آن وقت تو هم مثل کات و آلبرت برادر من بودی. بیا بیست سال از زندگی من را بگیر و از جایت بلند شو..."
"در غرب خبری نیست"
(مشهورترين رمان ضدجنگ در سراسر جهان)
#اریش_ماریا_رمارک
#داستان_هاي_آلماني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
انسان هزاره هشتم: كاش روزي برسد كه هيچ سربازي در جنگ دولتمردان نميرد.
انسان ممکن است با یک نفر بیست سال زندگی کند وآن شخص برایش یک غریبه باشد،می تواند با یک نفر بیست دقیقه وقت بگذراند وتا آخر عمر فراموشش نکند
اگر خورشید بمیرد
#اوریانا_فالاچی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اگر خورشید بمیرد
#اوریانا_فالاچی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
بايد ياد بگيرم تا وقتي از عشق مطمئن نشده ام،با او خاطره اي نسازم.
چراكه:تاوان خاطرات،جنون است و بس.
"يادداشت هاي پنج ساله"
#گابریل_گارسیا_مارکز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Angelo merendino
چراكه:تاوان خاطرات،جنون است و بس.
"يادداشت هاي پنج ساله"
#گابریل_گارسیا_مارکز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Angelo merendino
هر عملی که امروز از لحاظ اخلاق زشت محسوب می شود روزی در میدان تنازع بقا عنوان فضیلت داشته است. آزمندی ، خیانتکاری ، بیرحمی و غصب حق دیگران برای حیوان و انسان در دوره هایی نافع بوده است به حدی که اصول تربیت و اخلاق و دین هنوز نتوانسته اند آنها را ریشه کن سازند حتی برخی از آنها هنوز هم برای حفظ حیات سودمند هستند.
#تاریخ_تمدن
فصل چهارم(عوامل اخلاقی/اخلاق اجتماعی)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#تاریخ_تمدن
فصل چهارم(عوامل اخلاقی/اخلاق اجتماعی)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
توجه فرد به خودش مانند آزادی ، تجمل و زینتی است که از مختصات تمدن به شمار می رود
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عکاس:خوزه هرناند جیبِلس
یکی از شلوغ ترین تقاطع های مرکز شهر توکیو
#تاریخ_تمدن
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عکاس:خوزه هرناند جیبِلس
یکی از شلوغ ترین تقاطع های مرکز شهر توکیو
@tarikh21
زنگ درس تاريخ کليساى کشيش کاستاند به صدا در آمد.آن روز کشيش کاستاند به آن جوانان روستايى،که از کار سخت و از فقر پدران شان مى ترسيدند،اين درس را مى داد که موجودى که به نظر ايشان بسيار هولناک مى آمد،يعنى دولت،فقط در صورتى قدرت واقعى و مشروع دارد که قدرتش به نمايندگى از پاپ،يعنى کارگزار خداوند در اين دنيا،باشد.
مى گفت:
- سعى کنيد با قداست دادن به زندگى تان،با فرمانبردارى،لايق الطاف پاپ باشيد،سعى کنيد مثل چوبدستى باشيد در دست ايشان،در اين صورت به يک منصب عالى مى رسيد و مى توانيد بدور از هر نوع بازرسى رياست و فرماندهى کنيد؛يک منصب غيرقابل تغيير که يک سوم حقوقش را دولت مى پردازد و دو سوم ديگرش را مومنانى مى دهند که شما با وعظ هايتان به آنها شکل داده ايد.
"سرخ و سياه"
#استاندال
"سحابى"
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
زنگ درس تاريخ کليساى کشيش کاستاند به صدا در آمد.آن روز کشيش کاستاند به آن جوانان روستايى،که از کار سخت و از فقر پدران شان مى ترسيدند،اين درس را مى داد که موجودى که به نظر ايشان بسيار هولناک مى آمد،يعنى دولت،فقط در صورتى قدرت واقعى و مشروع دارد که قدرتش به نمايندگى از پاپ،يعنى کارگزار خداوند در اين دنيا،باشد.
مى گفت:
- سعى کنيد با قداست دادن به زندگى تان،با فرمانبردارى،لايق الطاف پاپ باشيد،سعى کنيد مثل چوبدستى باشيد در دست ايشان،در اين صورت به يک منصب عالى مى رسيد و مى توانيد بدور از هر نوع بازرسى رياست و فرماندهى کنيد؛يک منصب غيرقابل تغيير که يک سوم حقوقش را دولت مى پردازد و دو سوم ديگرش را مومنانى مى دهند که شما با وعظ هايتان به آنها شکل داده ايد.
"سرخ و سياه"
#استاندال
"سحابى"
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
ماریا دستش را در جیب پیش بندش کرد."از سیگار خبری نیست. هیچ پولی ندارم. از کل سه و نیم فرانکت فقط همین باقی ماند: هفت سو. به درد نمیخورد؛ ارزان ترین سیگار پاکتی دوازده سو است."
گفتم: "با این حساب از سیگار هم خبری هست! یا عیسی مسیح، چه شانسی! من پنج سو دارم، درست به اندازه."
ماریا دوازده سو را گرفت و رفت سمت سیگار فروشی. یک هو یاد چیزی افتادم که همۀ این مدت از یادم رفته بود. آن سنت الوییز لعنتی! به او قول داده بودم اگر برایم پول بفرستد، شمع روشن کنم. و واقعا چه کسی میتوانست بگوید دعایم مستجاب نشده؟ من گفته بودم "سه یا چهار فرانک" و یک دقیقه بعد سه و نیم فرانک نصیبم شده بود. هیچ جور نمیشد از زیرش در رفت. چاره ای نداشتم جز اینکه آن دوازده سو را خرج شمع کنم.
ماریا را صدا کردم. گفتم:"بیخیالش شو. یاد سنت الوییز نبودم. قول داده ام شمعی برایش روشن کنم. دوازده سو را باید پای شمع بدهم. احمقانه است، نه؟ به هر حال از سیگار خبری نیست."
ماریا گفت:" سنت الوییز؟چه ربطی به سنت الوییز دارد؟"
گفتم:" دعا کردم برایم پول بفرستد و به جای آن برایش شمع روشن کنم. او دعایم را مستجاب کرد- بالاخره پولی پیدا شد. من باید آن شمع را بخرم. میدانم مسخره است، ولی بنظرم باید سر حرفم بایستم."
ماریا گفت:" ولی اصلاً چی باعث شد یاد سنت الوییز بیفتی؟"
گفتم:" تصویرش." بعد ماجرا را برایش تعریف کردم. گفتم:" اوناهاش" و به نقاشی روی دیوار اشاره کردم.
ماریا به نقاشی نگاه کرد و در کمال تعجب من شروع کرد قاه قاه خندیدن. خندید و خندید. پایش را از خنده به زمین میکوبید و پهلوهای چاقش را با دست نگه داشته بود، انگار دارند میترکند. فکر کردم دیوانه شده. دو دقیقه طول کشید تا بتواند حرف بزند.
آخرسر داد زد:"احمق! دیوانه! دیوانه! یعنی واقعا جلو این نقاشی زانو زدی و دعا کردی؟ کی بتو گفت این سنت الوییز است؟"
گفتم:" اما مطمئن بودم سنت الوییز است."
"خرفت جان این سنت الوییز نیست. فکر میکنی کی باشد؟"
گفتم: "کی؟"
گفت:" این سوزان می است. همان کسی که این هتل را به نامش گذاشته اند."
من به درگاه سوزان می، فاحشۀ مشهور دوران امپراتوری، دعا کرده بودم..
"آس و پاس در پاریس و لندن"
#جرج_اورول
ترجمه: بهمن دارالشفایی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ماریا دستش را در جیب پیش بندش کرد."از سیگار خبری نیست. هیچ پولی ندارم. از کل سه و نیم فرانکت فقط همین باقی ماند: هفت سو. به درد نمیخورد؛ ارزان ترین سیگار پاکتی دوازده سو است."
گفتم: "با این حساب از سیگار هم خبری هست! یا عیسی مسیح، چه شانسی! من پنج سو دارم، درست به اندازه."
ماریا دوازده سو را گرفت و رفت سمت سیگار فروشی. یک هو یاد چیزی افتادم که همۀ این مدت از یادم رفته بود. آن سنت الوییز لعنتی! به او قول داده بودم اگر برایم پول بفرستد، شمع روشن کنم. و واقعا چه کسی میتوانست بگوید دعایم مستجاب نشده؟ من گفته بودم "سه یا چهار فرانک" و یک دقیقه بعد سه و نیم فرانک نصیبم شده بود. هیچ جور نمیشد از زیرش در رفت. چاره ای نداشتم جز اینکه آن دوازده سو را خرج شمع کنم.
ماریا را صدا کردم. گفتم:"بیخیالش شو. یاد سنت الوییز نبودم. قول داده ام شمعی برایش روشن کنم. دوازده سو را باید پای شمع بدهم. احمقانه است، نه؟ به هر حال از سیگار خبری نیست."
ماریا گفت:" سنت الوییز؟چه ربطی به سنت الوییز دارد؟"
گفتم:" دعا کردم برایم پول بفرستد و به جای آن برایش شمع روشن کنم. او دعایم را مستجاب کرد- بالاخره پولی پیدا شد. من باید آن شمع را بخرم. میدانم مسخره است، ولی بنظرم باید سر حرفم بایستم."
ماریا گفت:" ولی اصلاً چی باعث شد یاد سنت الوییز بیفتی؟"
گفتم:" تصویرش." بعد ماجرا را برایش تعریف کردم. گفتم:" اوناهاش" و به نقاشی روی دیوار اشاره کردم.
ماریا به نقاشی نگاه کرد و در کمال تعجب من شروع کرد قاه قاه خندیدن. خندید و خندید. پایش را از خنده به زمین میکوبید و پهلوهای چاقش را با دست نگه داشته بود، انگار دارند میترکند. فکر کردم دیوانه شده. دو دقیقه طول کشید تا بتواند حرف بزند.
آخرسر داد زد:"احمق! دیوانه! دیوانه! یعنی واقعا جلو این نقاشی زانو زدی و دعا کردی؟ کی بتو گفت این سنت الوییز است؟"
گفتم:" اما مطمئن بودم سنت الوییز است."
"خرفت جان این سنت الوییز نیست. فکر میکنی کی باشد؟"
گفتم: "کی؟"
گفت:" این سوزان می است. همان کسی که این هتل را به نامش گذاشته اند."
من به درگاه سوزان می، فاحشۀ مشهور دوران امپراتوری، دعا کرده بودم..
"آس و پاس در پاریس و لندن"
#جرج_اورول
ترجمه: بهمن دارالشفایی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
به یاد همه پدرانی که در سکوت و غربت ،چشم از جهان فرو بستند.
چهارم مرداد سالگرد درگذشت رضاشاه پهلوی و پنجم مرداد، سالگرد درگذشت محمدرضا شاه پهلوی است. روانتان شاد باد.
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
چهارم مرداد سالگرد درگذشت رضاشاه پهلوی و پنجم مرداد، سالگرد درگذشت محمدرضا شاه پهلوی است. روانتان شاد باد.
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
ما اينجا يک جور مثلث عشقى ترتيب داده ايم.من تايلر را مى خواهم،تايلر مارلا را و مارلا من را.من مارلا را نمى خواهم و تايلر هم دوست ندارد که من دوروبرش باشم.ديگر دوست ندارد.اين قضيه ربطى به نقش عشق در رابطه ى عاشقانه ندارد.بيشتر شبيه نقش مايملک در مقوله ى مالکيت است.
تايلر بدون مارلا هيچ چيز ندارد.
"باشگاه مشت زنى" (Fight Club )
#چاک_پالانيک
مترجم: پيمان خاکسار
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ما اينجا يک جور مثلث عشقى ترتيب داده ايم.من تايلر را مى خواهم،تايلر مارلا را و مارلا من را.من مارلا را نمى خواهم و تايلر هم دوست ندارد که من دوروبرش باشم.ديگر دوست ندارد.اين قضيه ربطى به نقش عشق در رابطه ى عاشقانه ندارد.بيشتر شبيه نقش مايملک در مقوله ى مالکيت است.
تايلر بدون مارلا هيچ چيز ندارد.
"باشگاه مشت زنى" (Fight Club )
#چاک_پالانيک
مترجم: پيمان خاکسار
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
جان انسانی بدون خودپسندی چه حقیرانه و فقیرانه بود ! از این روست که انباری پر و پیمان از اجناس جدید پیوسته نظر خریداران مختلف را به خود جلب می کند , البته به شرط ان که آنان سکه های رایج ( شگفتی ) را داشته باشند .
#انسانی_بسیار_انسانی
(خودپسندی , غنی می سازد)
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
جان انسانی بدون خودپسندی چه حقیرانه و فقیرانه بود ! از این روست که انباری پر و پیمان از اجناس جدید پیوسته نظر خریداران مختلف را به خود جلب می کند , البته به شرط ان که آنان سکه های رایج ( شگفتی ) را داشته باشند .
#انسانی_بسیار_انسانی
(خودپسندی , غنی می سازد)
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عشق از همه ی عواطف خودخواهانه تر است و از این روی همین که جریحه دار شد، شکوه و گرانمایگی خود را از دست می دهد.
"وضع واگنر"
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
"وضع واگنر"
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
اخلاق از طریق خانواده و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و در غیر این صورت خواهیم دید که غریزه ی کودک بیش از این که به این اخلاق انسانی تمایل داشته باشد به روح حیوانی نزدیک است و ذاتا برای زندگی در جنگل سازگاری بیشتری دارد.
#تاریخ_تمدن
فصل چهارم (اخلاق اجتماعی)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اخلاق از طریق خانواده و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و در غیر این صورت خواهیم دید که غریزه ی کودک بیش از این که به این اخلاق انسانی تمایل داشته باشد به روح حیوانی نزدیک است و ذاتا برای زندگی در جنگل سازگاری بیشتری دارد.
#تاریخ_تمدن
فصل چهارم (اخلاق اجتماعی)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
خوشبخت ترين مردم كساني هستند كه به حيوانات نزديكترند و از عقل تبري مي جويند. بهترين خوشبختي آن است كه مبتني بر فريب باشد، زيرا فريب ارزانترين چيزهاست. آسانتر است كه آدمي خود را پادشاه بپندارد تا آنكه خود را در عالم واقع پادشاه سازد.
"مدح دیوانگی"
#اراسموس (متفکر رنسانس ایتالیا)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#تاریخ_فلسفه_غرب
(فلسفه جدید/اراسموس)
#برتراند_راسل
خوشبخت ترين مردم كساني هستند كه به حيوانات نزديكترند و از عقل تبري مي جويند. بهترين خوشبختي آن است كه مبتني بر فريب باشد، زيرا فريب ارزانترين چيزهاست. آسانتر است كه آدمي خود را پادشاه بپندارد تا آنكه خود را در عالم واقع پادشاه سازد.
"مدح دیوانگی"
#اراسموس (متفکر رنسانس ایتالیا)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#تاریخ_فلسفه_غرب
(فلسفه جدید/اراسموس)
#برتراند_راسل