انسان هزاره هشتم
119 subscribers
1.01K photos
74 videos
16 files
139 links
(ادبی تاریخ فلسفه)

ارتباط با ادمین. @Mithra1991
Download Telegram
@tarikh21
من مي‌خوام برگردم به كودكي!!
ديگه چي؟
كم و كسري نداري؟ديگه چيزي نمي‌خواي؟
كمكم كن نازي.
ما بايد خوب بخوابيم تا بتونيم فردا،برسيم به كارمون!
اگه ما كار نكنيم چطوري جوراب و شلغم بخريم؟
هاي،آهاي،به هيچي اعتماد نكن
اگه خواستي از خونه بري بيرون
بي چراغ دستي و بي كلاه و شال،بيرون نرو!
ممكنه،خورشيد يهو خاموش بشه
يا اينكه سقوط كنه
يا يهو يخ بزنه.

#حسين_پناهي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
ما تنها زمانی از مردم سرد می شویم که دیگر نتوانیم آنها را هضم کنیم .
مردم گریزی فقط نتیجه ء عشق مفرط به مردم و نوعی '' مردم خوری '' است .
ای شاهزاده هملت , آخر چه کسی به تو دستور داد که مردم را مانند صدف ببلعی !

#حکمت_شادان
(مردم گریزی و مردم گرایی)
#فردريش_نيچه
#فلسفه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
در حافظه هرچه بخواهی هست، حافظه نوعی داروخانه یا آزمایشگاه شیمی است، که در آن اتفاقی دستت گاه به دارویی آرام‌بخش و گاه به زهری خطرناک می‌رسد!

"در جستجوي زمان از دست رفته"
#مارسل_پروست
@tarikh21
@tarikh21
تنها راه برای توضیح این پدیده ( رومانتیسم ) که من یافته‌ام ، پی‌ بردن به هویت این افراد ، خاصه در آلمان است، واقعیت این است که این افراد گروهی آدم بریده از دین بودند ،آدم‌های فقیر ، محجوب، مولا نقطی و ناا هم خوان با جامعه ، به اسانی‌ میشد ناا دیدشان بگیری، ، ناچار بودند با شغل معلم سر خانه به خدمت بزرگان در آیند ، همواره آماج ناسزا و غضب بودند ، بدیهی‌ است که اینگونه افراد در دنیا خود محدود ماندند ، شبیه همان شاخه کوچکی بودند که شیلر میگفت ، شاخه‌ای که هر کس آن را خم میکرد ، بلافاصله به حال اول بر می‌گشت و به پشت آن شخص می‌کوبید.

بی‌گمان وضع این افراد تا حدودی به چگونگی‌ امپراتوری پروس مربوط میشد، که خاستگاه اغلب آنان بود، یعنی‌ دولت فوق‌العاده پدر سالار فردریک کبیر که خود را پیرو مکتب سوداگری ( مرکانتالیسم )بود و بر ثروت پروس افزود، ارتش آن کشور را گسترش داد و پروس را نیرومند‌ترین و توانگر‌ترین دولت در میا‌‌ن دولت‌های آلمان کرد.

اما در عین حال کشاورزان آن کشور را به فقر و بینوایی کشاند و بیشتر شهروندان آن را از فرصت بایسته محروم داشت ، این نیز درست است که این افراد که اغلب زادگان روحانیون و دیوانیان بودند ، از آموزشی بر خوردار شدند که برخی‌ بلند پروازی‌های عاطفی و فکری را به ایشان آموخت، و از آنجا که در امپراتوری پروس بیشتر مشاغل در دست اشرف زادگان بود ، تفاوت طبقاتی به سخت‌ترین روش‌ها اعمال میشد، این افراد قادر نبودند چنان که بایست بلند پروازی‌های خود را تحقق‌ بخشند ، پس کم و بیش سرخورده شدند و رفته رفته به انواع خیال پردازی‌های روی آوردند.

در این تردیدی نیست که جنبش رومانتیسم در آلمان آغاز شد و خاستگاه واقعی‌ آن آلمان بود ، اما از مرز‌های آلمان فراتر رفت ، و در هر کشوری که نوعی ناا رضایتی اجتماعی وجود داشت رخنه کرد ، خاصه در کشور‌های که زیر چکمه‌های مشتی برگزیدگان خشن و سرکوب گر‌ یا مردانی بی‌ کفایت بودند ، به خصوص در شرق اروپا ، پر شور‌ترین جلوه‌های رومانتیسم را شاید در انگلستان بیابیم، یعنی‌ کشوری که در آن لرد بایرن ، رهبر کل جنبش رومانتیسم شد و در اوایل قرن نوزدهم اصطلاح بایرونیسم کم و بیش مترادف با رومانتیسم بود.


"ریشه‌های رومانتیسم در آلمان"
#ایزیا_برلین
ترجمه:عبدالله کوثری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عیب‌های کوچکِ ژنده‌پوشان از خلال پارگی‌های لباس‌هایشان نمایان می‌شود اما رداها و جامه‌های خَزِ دولتمندان همه‌ی عیب‌ها را پنهان می‌دارد.

"شاه لير"
#ويليام_شكسپير
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
قهرمان دیروز، مستبد فرداست، مگر آن که خود را همین امروز قربانی کند.

#جوزف_كمبل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
کهنه گويد : همين گونه که هستم از ازل بوده ام .
نو گويد : باش. ولی اگر خوب نباشی ، بايد بروی.

"نمايشنامه زندگي گاليله"
#برتولت_برشت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
شب هنگام یکدیگر را دوست می داشتند، آن هم بدون اینکه یکدیگر را درست ببینند،کورمال کورمال.آیا جز این عشق در ظلمات ،عشق دیگری وجود داشت؟عشقی که در روشنایی روز فریاد زند.نمی دانست،ولی همین قدر می دانست که مارسل به او نیاز داشت و او هم به این نیاز ، نیازمند بود.میدانست که شب و روزش با همین احساس متقابل می گذرد.خصوصا شب ها،هر شب،مارسل نمی خواست تنها باشد،نمی خواست پیر شود یا بمیرد. و باز آن حالت حماقت را به خود میگرفت. حالتی که برای ژانین کاملا آشنا بود و گاهی آن را روی صورت دیگر مردان هم باز می شناخت،تنها حالت مشترک بین این دیوانگان که زیر حالت دروغین خردمندی،پنهان میشد تا اینکه هذیان آنها را فرا میگرفت و نومیدانه به طرف بدن یک زن پرتابشان میکرد تا بدون هیچ میلی، آنچه را تنهایی و شب از مفهوم ترس به آنها می بخشید،در آن پنهان سازند.

"تبعيد و سلطنت"
#آلبر_کامو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
"به نقطه‌ای رسیده‌ام که در آن اندوهْ یک شخص است: تبلور تظاهر همزیستی من با من."

"از بانکدار آنارشیست و گزین‌گویه‌ها"
#فرناندو_پسوآ
ترجمه‌ی: علیرضا زارعی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Zarko Aleksi
@tarikh21
آخرین یاداشت ويرجينيا وولف قبل از خودكشي به همسرش:

عزیزترینم، تردیدی ندارم که دوباره دچارِ جنون شده‌ام. احساس می‌کنم که نمی‌توانیم یکی دیگر از این دوره‌های وحشتناک را از سر بگذرانیم؛ و اینبار بهبودی نخواهم یافت. شروع به شنیدنِ صداهایی کرده‌ام و نمی‌توانم تمرکز کنم؛ بنابراین کاری را می‌کنم که به گمانم بهترین کارِ ممکن است.
بهترین شادیِ ممکن را تو در اختیارم گذاشته‌ای. هرآنچه می‌توان بود، برایم بوده‌ای. می‌دانم که دارم زندگی‌ات را تباه می‌کنم، می‌دانم که بدون من می‌توانی کار کنی؛ و می‌دانم که خواهی کرد. می‌دانم.. گمان نمی‌کنم تا پیش از آغازِ این بیماریِ وحشتناک، هیچ دو نفری می‌توانستند از این شادتر باشند. بیش از این توانِ مبارزه ندارم. می‌بینی؟ حتی نمی‌توانم این را هم درست بنویسم. نمی‌توانم چیزی بخوانم.
می‌خواهم بگویم همهٔ شادیِ زندگی‌ام را مدیونِ توأم. تو با همه‌چیزِ من ساخته‌ای و به طرزی باورنکردنی نسبت به من مهربان بوده‌ای. همه‌چیز جز اطمینان به نیکیِ تو، مرا ترک گفته‌است. دیگر نمی‌توانم به تباه کردنِ زندگی‌ات ادامه دهم. گمان نمی‌کنم هیچ دونفری بتوانند آنقدر که ما شاد بوده‌ایم، شاد باشند.

#ویرجینیا_وولف
( نويسنده انگليسي )
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ازدواج های اولیه فقط به خاطر ایجاد نسل انجام می شد و بین زن و مرد هیچ نوع اتحاد و علاقه ای وجود نداشت.
جوامع اولیه ازدواج نداشتند و روابط جنسیشان کاملا آزاد و بدون محدودیت بوده است، به عبارتی ازدواج ها به صورت گروهی بوده است.
و ازدواج فردی بی شک از آنجا ناشی می شد که مرد میل داشته است بندگان بیشتری به بهای کمتری در اختیار داشته باشد و اینکه نمی خواسته پس از مرگ، اموالش به فرزندان دیگری برسد.

#تاریخ_تمدن
فصل چهارم(عوامل اخلاقی-ازدواج)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تنها
هنگامی که خاطره‌ ات را می‌ بوسم در می‌ یابم دیری‌ ست که مرده‌ ام
چرا که لبان خود را از پیشانی خاطره‌ ی تو سردتر می‌ یابم.

درگذشت احمد شاملو (2 مرداد 1379)
#احمد_شاملو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
آفرین بر انقلاب و باز هم شلیک توپ !
گدایی سوار بر اسب بر گدایی پیاده تازیانه می کوبد
آفرین بر انقلاب و توپ باز آمده !
گدایان جایشان را عوض کرده اند ولی تازیانه همچنان باقی است

"كتاب آلبر كامو"
#ویلیام_باتلر_ییتس
برگردان:عزت الله فولاوند
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
"بی شرمانه زیستن"
...
گفت: بله.. خدا رحمتش کند! چه خوب آمد و چه خوب رفت.
آزارش به یک مورچه هم نرسید. زخمی هم به هیچکس نزد.
حرف تندی هم به هیچکس نگفت. اسباب رنجش خاطر هیچکس را فراهم نیاورد.
هیچکس از او هیچ گله و شکایتی نداشت.
دوست و دشمن از او راضی بودند و به او احترام می گذاشتند…

گفتم: این، به راستی که بی شرمانه زیستن است و بی شرمانه مردن!
آخر آدمی که در طول هفتاد سال عمر، آزارش به یک والا مقام دزد منحرف، به آدم بدکار هرزه، به یک چاقو کش باج بگیر هم نرسیده، چه جور جانوری است؟
آدمی که در طول هفتاد سال، حتی یک شکنجه گر را از خود نرنجانده و توی گوش یک خبرچین خودفروش نزده است، با چنگ و دندان به جنگ یک رباخوار کلاه بردار نرفته، پسِ گردن یک آدم فروش متقلب نزده، و تفی بزرگ به صورت یک سیاستمدار خودباخته وابسته به اجنبی نینداخته، با کدام تعریفِ آدمیت و انسانیت تطبیق می کند و به چه درد این دنیا می خورد؟

آقای محترم! ما نیامده ایم که بود و نبودمان هیچ تاثیری بر جامعه بر تاریخ، بر زندگی و بر آینده نداشته باشد.
ما آمده ایم که با دشمنان آزادی دشمنی کنیم و برنجانیم شان، و همدوش مردان با ایمان تفنگ برداریم و سنگر بسازیم، و همپای آدمهای عاشق، به خاطر اصالت و صداقت عشق بجنگیم. ما امده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم.

نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان،و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود…
ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند..

"البوالمشاغل"
#نادر_ابراهيمي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تلاش برای ارتباط، وقتی ارتباطی ممکن نیست، صرفا شناعتی میمون وار یا به شدت خنده آور است.مثل جنونِ حرف زدن با اسباب و اثاثیه......

#ساموئل_بکت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عشق ورزی ثمره ی مدنیت پیشرفته است که درآن در مقابل خشنود ساختن شهوات انسانی ، به وسیله ی دستورات اخلاقی سدهایی کشیده شده و از طرف دیگر در نتیجه زیادی ثروت و تجمل گرایی این نازک اندیشی های عشق رمانتیک پدید آمد. اگرنه در گذشته آزادی روابط جنسی، باعث می شد دیگر علتی نماند که جوان بنشیند و محبوبه ی طرف میل خود را بزرگ و عالی تصور کند و از آن میان عشقی رمانتیک پیدا شود

#تاریخ_تمدن
فصل چهارم(عوامل اخلاقی/عشق)
#ويل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
دوره آموزشی مان شش هفته بیشتر نبود ، ولی همین مدت به اندازه 10 سال مدرسه رفتن ، ما را عوض کرد . یاد گرفتیم که یک دکمه ی خوب برق انداخته شده به 4 جلد آثار " شوپنهاور "می ارزد . ابتدا با تعجب ، بعد با خشم و در نهایت با بی اعتنایی به این نتیجه رسیدیم که ذهن نیست که بر همه چیز برتری دارد ، بلکه برس برق انداختن کفش اهمیتش از آن بیشتر است و ارزشمند تر از همه " اندیشه " نیست ،" سیستم " است ، ساختار حاکم بر جامعه ، و آزادی نیست ، بلکه طرز بار آوردن افراد است . ما در آغاز سرباز های مشتاق و فداکاری بودیم ، ولی هر کاری که از دستشان بر می آمد کردند تا از این موضوع متنفر شویم . پس از 3 هفته در یافتیم که یک پستچی سر دوشی دار بیشتر از پدر و مادر مان تا پیش از امدن به جبهه و نیز بیشتر از همه تعلیم دهندگان و نابغه های دانش و فرهنگ ، از " افلاطون" گرفته تا "گوته" بر گردنمان حق دارد.

"در غرب خبری نیست"
(مشهورترين رمان ضدجنگ در سراسر جهان)
#اریش_ماریا_رمارک
#داستان_هاي_آلماني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ماه ها و سالها دوباره بر می گردند و دیگر از من چیزی نخواهد کاست من اینقدر تنها و از امید و آرزو عاری هستم که با ترس و تزلزل به استقبال آنها می روم.

#اریش_ماریا_رمارک
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
«آه دوستانِ من! تریاک، رذالت‌های شرم‌آور، شراب‌خواری، همه از مد اُفتاده‌اند، ما سینما را اختراع کرده‌ایم...»

#لوئی_آراگون
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكس:مارتين فرانك
@tarikh21
اساس تمدن اقتصاد است به همین جهت ازدواج در نظر مرد اولیه به عنوان اساس تنظیم روابط جنسی مورد توجه نیست بلکه بنیان آن بر روابط اقتصادی قرار می گرفته است. به همین جهت مرد از زن بیش از زیبایی ، انتظار سودمندی داشته است.

#تاریخ_تمدن
فصل چهارم(عوامل اخلاقی/ازدواج)
#ویل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21