@tarikh21
قسمتي از مصاحبه با سالوادور دالي:
آیا هیچ وقت می خواستی که یک هنرمند باشی؟
در سن سه سالگی من می خواستم که یک زن آشپز باشم، و در هفت سالگی ناپلئون. بعد از رشد جاه طلبی، تنها می خواستم سالوادور دالی باشم و نه شخص دیگری، و هنوز که هنوز است دارم به هدفم نزدیک می شوم.
باید انتقادهای زیادی در این سال ها شنیده باشی.
من عاشق دشمنان باهوشم هستم؛ همانطور که از مدافعانم هنگامی که احمقانه از من دفاع می کنند بیزارم.
مثل تو بودن چه ویژگی های خاصی دارد؟
هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می شوم، دوباره مسرت عالی سالوادور دالی بودن را تجربه می کنم و در حالت شعف و خلسه از خودم می پرسم: «امروز سالوادور دالی چه خواهد
کرد؟»
#سالوادور_دالي
(نقاش اسپانيايي قرن بيستم)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
قسمتي از مصاحبه با سالوادور دالي:
آیا هیچ وقت می خواستی که یک هنرمند باشی؟
در سن سه سالگی من می خواستم که یک زن آشپز باشم، و در هفت سالگی ناپلئون. بعد از رشد جاه طلبی، تنها می خواستم سالوادور دالی باشم و نه شخص دیگری، و هنوز که هنوز است دارم به هدفم نزدیک می شوم.
باید انتقادهای زیادی در این سال ها شنیده باشی.
من عاشق دشمنان باهوشم هستم؛ همانطور که از مدافعانم هنگامی که احمقانه از من دفاع می کنند بیزارم.
مثل تو بودن چه ویژگی های خاصی دارد؟
هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می شوم، دوباره مسرت عالی سالوادور دالی بودن را تجربه می کنم و در حالت شعف و خلسه از خودم می پرسم: «امروز سالوادور دالی چه خواهد
کرد؟»
#سالوادور_دالي
(نقاش اسپانيايي قرن بيستم)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اساسا بشر را دو نیرو اداره می کند هنگام صلح،سخن و کلام و هنگام جنگ شمشیر.
#تاريخ_تمدن
(فصل چهارم_قانون)
#ويل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#تاريخ_تمدن
(فصل چهارم_قانون)
#ويل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
"استدلال عشق" (6)
عده ای از كمونیست ها هم عشق را مساله ای حاصل بورژوازی و لوكس برای انسان هایی دانسته اند كه همیشه در جایگاه برتر اجتماعی می نشینند. آنها عشق را نوعی حق برتر برای مرفهان بی درد دانسته اند. البته در میان متفكران چپ عده ای هم بودند كه عشق را برهم زننده معادلات اجتماعی جوامع سرمایه داری خواندند و شوری كه همچون انقلابی نهادهای منحط و اخلاقیات كاسبكارانه و مصنوعی جوامع سرمایه دار را رسوا می كند.
#استدلال_عشق
ديدگاه #كمونيست ها
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
"استدلال عشق" (6)
عده ای از كمونیست ها هم عشق را مساله ای حاصل بورژوازی و لوكس برای انسان هایی دانسته اند كه همیشه در جایگاه برتر اجتماعی می نشینند. آنها عشق را نوعی حق برتر برای مرفهان بی درد دانسته اند. البته در میان متفكران چپ عده ای هم بودند كه عشق را برهم زننده معادلات اجتماعی جوامع سرمایه داری خواندند و شوری كه همچون انقلابی نهادهای منحط و اخلاقیات كاسبكارانه و مصنوعی جوامع سرمایه دار را رسوا می كند.
#استدلال_عشق
ديدگاه #كمونيست ها
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
حاجی به شراب خیلی علاقه مند بود و در مجالسِ مهمانی بی ریا مینوشید ، قُمار هم میزد یعنی پاسور و تخته نرد ، آن هم وقتی که اطمینان داشت که از حریف خواهد بُرد ، ماه رمضان هم به بهانهٔ کسالت روزه را میخورد اما جلویِ مردم تسبیح می اَنداخت و اِستغفار می فرستاد و در مناقب روزه سخنرانی میکرد .
هر وقت که خواب بود یا با زنهایش کشمکش داشت و احیاناً کسی به دیدنش می آمد نوکرش عادت کرده بود که بگوید :
« آقا سرِ نمازه » یا « آقا به مسجد رفته»
حاجی معتقد بود که زندگی یعنی : تقلب ، دروغ ، تزویر ، پشتِ هم اندازی و کلاه برداری ، زیرا جامعهٔ او رویِ این اصول درست شده بود و هرکس بهتر میتوانست کلاه بگذارد و سنبل کاری بکند ، بهتر گلیمِ خود را از آب بیرون می کشید ، از این رو کارچاقکنی ، پشتِ هم اندازی ، جاسوسی، چاپلوسی و عوام فریبی جزوِ غریزهٔ او شده بود .
او می گفت تویِ دنیا دوطبقه مردم هستند : بچاپ و چاپیده ، اگر نمی خواهی جزوِ چاپیده ها باشی سعی کن که دیگران را بچاپی .
"حاجي آقا"
#صادق_هدايت
#داستان_هاي_ايراني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
حاجی به شراب خیلی علاقه مند بود و در مجالسِ مهمانی بی ریا مینوشید ، قُمار هم میزد یعنی پاسور و تخته نرد ، آن هم وقتی که اطمینان داشت که از حریف خواهد بُرد ، ماه رمضان هم به بهانهٔ کسالت روزه را میخورد اما جلویِ مردم تسبیح می اَنداخت و اِستغفار می فرستاد و در مناقب روزه سخنرانی میکرد .
هر وقت که خواب بود یا با زنهایش کشمکش داشت و احیاناً کسی به دیدنش می آمد نوکرش عادت کرده بود که بگوید :
« آقا سرِ نمازه » یا « آقا به مسجد رفته»
حاجی معتقد بود که زندگی یعنی : تقلب ، دروغ ، تزویر ، پشتِ هم اندازی و کلاه برداری ، زیرا جامعهٔ او رویِ این اصول درست شده بود و هرکس بهتر میتوانست کلاه بگذارد و سنبل کاری بکند ، بهتر گلیمِ خود را از آب بیرون می کشید ، از این رو کارچاقکنی ، پشتِ هم اندازی ، جاسوسی، چاپلوسی و عوام فریبی جزوِ غریزهٔ او شده بود .
او می گفت تویِ دنیا دوطبقه مردم هستند : بچاپ و چاپیده ، اگر نمی خواهی جزوِ چاپیده ها باشی سعی کن که دیگران را بچاپی .
"حاجي آقا"
#صادق_هدايت
#داستان_هاي_ايراني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
عرف به مرور زمان بر اساس تکرار استفاده ، حکم طبیعت ثانی را برای افراد پیدا می کند، به طوری که اگر فرد از حدود آنها تجاوز کند احساس ترس و پریشانی و ننگ در وجود او پدید می آید این همان وجدان و ضمیر و یا حس اخلاقی به شمار می رود. این ضمیر اخلاقی در مراحل تکامل خود که پیش می رود علت پیدایش ضمیر اجتماعی می گردد و به وسیله ی آن انسان به خوبی احساس می کند که وابسته به جماعتی است و باید آن را دوست بدارد و محترم شمارد.
#تاريخ_تمدن
(فصل چهارم_قانون)
#ويل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عرف به مرور زمان بر اساس تکرار استفاده ، حکم طبیعت ثانی را برای افراد پیدا می کند، به طوری که اگر فرد از حدود آنها تجاوز کند احساس ترس و پریشانی و ننگ در وجود او پدید می آید این همان وجدان و ضمیر و یا حس اخلاقی به شمار می رود. این ضمیر اخلاقی در مراحل تکامل خود که پیش می رود علت پیدایش ضمیر اجتماعی می گردد و به وسیله ی آن انسان به خوبی احساس می کند که وابسته به جماعتی است و باید آن را دوست بدارد و محترم شمارد.
#تاريخ_تمدن
(فصل چهارم_قانون)
#ويل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
همیشه در دریا آرام بوده ام ،اگر چه امروز این احساس را دارم که آب های دریا اشک های همه جهان هستند .
"یادداشتها"
#آلبر_کامو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Hengki Koentjoro
"یادداشتها"
#آلبر_کامو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Hengki Koentjoro
آنكه مست آمد و دستي به دلِ ما زد و رفت
خواست تنهايي مارا به رُخ ما بِكشد .
#هوشنگ_ابتهاج
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Ed van der Elsken
خواست تنهايي مارا به رُخ ما بِكشد .
#هوشنگ_ابتهاج
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Ed van der Elsken
@tarikh21
سراسر زندگی اجتماعی بر کج فهمی عظیمی که سر منشاء آن گفتار است تکیه دارد...گمان می بری که اندیشه ات می تواند با دیگر اندیشه ها مربوط گردد؟ ارتباطی جز میان کلمات نیست. آنچه می گویی و می شنوی کلمات است. و یک کلمه نیست که در دو دهان مختلف همان معنا را داشته باشد. و تازه این چیزی نیست.هیچ، هیچ کلمه ای نیست که تمام معنایش در زندگی بگنجد. کلمات از واقعیتی که زیسته ایم فراتر می رود.
"ژان كريستف"
#رومن_رولان
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
سراسر زندگی اجتماعی بر کج فهمی عظیمی که سر منشاء آن گفتار است تکیه دارد...گمان می بری که اندیشه ات می تواند با دیگر اندیشه ها مربوط گردد؟ ارتباطی جز میان کلمات نیست. آنچه می گویی و می شنوی کلمات است. و یک کلمه نیست که در دو دهان مختلف همان معنا را داشته باشد. و تازه این چیزی نیست.هیچ، هیچ کلمه ای نیست که تمام معنایش در زندگی بگنجد. کلمات از واقعیتی که زیسته ایم فراتر می رود.
"ژان كريستف"
#رومن_رولان
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
برادران، شما را سوگند میدهم که به زمین وفادار مانید و باور ندارید آنانی را که با شما از امیدهای ابرزمینی سخن میگویند. اینان زهر پالایاند، که خود دانند یا ندانند. اینان خوار شمارندگانِ زندگیاند و خود زهرنوشیده و رو به زوال، که زمین از ایشان به ستوهاست. پس بهل تا سر خویش گیرند.
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
برادران، شما را سوگند میدهم که به زمین وفادار مانید و باور ندارید آنانی را که با شما از امیدهای ابرزمینی سخن میگویند. اینان زهر پالایاند، که خود دانند یا ندانند. اینان خوار شمارندگانِ زندگیاند و خود زهرنوشیده و رو به زوال، که زمین از ایشان به ستوهاست. پس بهل تا سر خویش گیرند.
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اگر بر این زمینه ی طبیعی عرف، ترس از یک مجازات فوق بشری که نتیجه ی دین است افزوده شود،دراین صورت عرف موثر تر از قانون می شود.
#تاريخ_تمدن
#ويل_دورانت
(فصل چهارم_قانون)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
#تاريخ_تمدن
#ويل_دورانت
(فصل چهارم_قانون)
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
فوسکا به شتاب در جاده ی رو به بیرون دهکده به راه افتاد؛ بسیار تند می رفت، انگار در ته افق چیزی انتظارش را می کشید: جهانی دفن شده زیر لایه ای از یخ، جهانی سفید و برهوت، بی انسان و بی زندگی، رژین فکر کرد: بگذار برود! بگذار برای همیشه برود! دور شدنش را تماشا می کرد، انگار توانسته بود طلسمی را که کالبد رژین را از وجودش تهی می کرد با خود ببرد؛ سر پیچ جاده ناپدید شد. ناپدید شده بود، اما رژین به همانگونه که او ساخته بودش به جا مانده بود: برگی ار علف، پشه ای، مورچه ای، مشتی از کف. رژین نگاهی به پیرامون خود انداخت: شاید راه گریزی مانده بود؛ احساسی گذرا چون جهش پلک چشم از دلش گذشت؛ احساسی که حتا به امید نمی مانست و در جا محو شد؛بی اندازه خسته بود. دست هایش را روی دهانش فشرد. سر به زیر انداخت، شکست خورده بود.
"همه می میرند"
#سيمون_دوبوار
#داستان_هاي_فرانسوي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
فوسکا به شتاب در جاده ی رو به بیرون دهکده به راه افتاد؛ بسیار تند می رفت، انگار در ته افق چیزی انتظارش را می کشید: جهانی دفن شده زیر لایه ای از یخ، جهانی سفید و برهوت، بی انسان و بی زندگی، رژین فکر کرد: بگذار برود! بگذار برای همیشه برود! دور شدنش را تماشا می کرد، انگار توانسته بود طلسمی را که کالبد رژین را از وجودش تهی می کرد با خود ببرد؛ سر پیچ جاده ناپدید شد. ناپدید شده بود، اما رژین به همانگونه که او ساخته بودش به جا مانده بود: برگی ار علف، پشه ای، مورچه ای، مشتی از کف. رژین نگاهی به پیرامون خود انداخت: شاید راه گریزی مانده بود؛ احساسی گذرا چون جهش پلک چشم از دلش گذشت؛ احساسی که حتا به امید نمی مانست و در جا محو شد؛بی اندازه خسته بود. دست هایش را روی دهانش فشرد. سر به زیر انداخت، شکست خورده بود.
"همه می میرند"
#سيمون_دوبوار
#داستان_هاي_فرانسوي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
زمین گرم است از باران خون ، امروز
ولی دلھا درون سینه ها سرد است.
#نادر_نادرپور
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكسى متاثر كننده از حمله تروريستى در شهر نيس فرانسه
عكاس: Eric Gaillard
ولی دلھا درون سینه ها سرد است.
#نادر_نادرپور
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكسى متاثر كننده از حمله تروريستى در شهر نيس فرانسه
عكاس: Eric Gaillard
بذار يه نصيحتي بهت بکنم حرومزاده. هيچوقت چيزي رو که هستي فراموش نکن. چون بقيه دنيا فراموش نميکنن. اون رو مثل يه زره تنت کن. و اون هيچوقت ديگه وسيلهاي براي آزارت نميشه.
#بازي_تاج_و_تخت
@tarikh21
#بازي_تاج_و_تخت
@tarikh21
@tarikh21
دلباختگی پس از سیراب شدنِ شهوت،سستی گرفته بود.در برابرِ هم ایستاده بودیم و رابطه مان صورتِ واقعی و زشتِ خود را بازیافته بود.دو آدم بودیم یکپارچه خودپرستی که تنها احساسِ دل مان میل به لذت جوییِ هر چه بیشتر از تنِ دیگری بود.من آنچه را میان ما گذشت نزاع نامیدم،اما نزاع نبود.نتیجه ی فروکش کردنِ شورِ شهوت بود که صورتکِ مجازینِ مهر را از رابطه ی ما برگرفته بود.به زودی باز دورانِ سیری رسید و باز احساسِ نیازِ ما به یکدیگر سست شد و باز نزاع درگرفت...
"سوناتِ کرویتسر(کرویتزر) و چند داستان دیگر"
#تولستوي
#داستان_هاي_روسي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
دلباختگی پس از سیراب شدنِ شهوت،سستی گرفته بود.در برابرِ هم ایستاده بودیم و رابطه مان صورتِ واقعی و زشتِ خود را بازیافته بود.دو آدم بودیم یکپارچه خودپرستی که تنها احساسِ دل مان میل به لذت جوییِ هر چه بیشتر از تنِ دیگری بود.من آنچه را میان ما گذشت نزاع نامیدم،اما نزاع نبود.نتیجه ی فروکش کردنِ شورِ شهوت بود که صورتکِ مجازینِ مهر را از رابطه ی ما برگرفته بود.به زودی باز دورانِ سیری رسید و باز احساسِ نیازِ ما به یکدیگر سست شد و باز نزاع درگرفت...
"سوناتِ کرویتسر(کرویتزر) و چند داستان دیگر"
#تولستوي
#داستان_هاي_روسي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
اساساً بنيان و تاثيرِ دين بر مبناى وعده و وعيدها استوار مى باشد، چون دين قادر نيست نيازمنديهاى مادىِ توده ی مردم را برآورد به همين جهت نيازمندى هاى آنان را بسيار رنگين تر و فريبكارانه تر از آنچه براى طبقات ممتاز و استثمارگران در اين جهان آماده است در جهانى پندارى و پس از مرگ وعده مى دهد.
اين نكته نيز قابل توجه است كه هرچه ملت و قومى فرومانده تر و فقيرتر باشد و هرچه فشار دولت و ستم گران و استثمارگران شديدتر باشد به همانگونه تنعمات و لذايذ آن جهانش رنگين تر و گسترده تر است و اين مساله به ساير شئون و نيازهاى مادى توده مردم نيز بستگى مستقيم دارد.
"آینده یک پندار"
#زيگموند_فرويد
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اساساً بنيان و تاثيرِ دين بر مبناى وعده و وعيدها استوار مى باشد، چون دين قادر نيست نيازمنديهاى مادىِ توده ی مردم را برآورد به همين جهت نيازمندى هاى آنان را بسيار رنگين تر و فريبكارانه تر از آنچه براى طبقات ممتاز و استثمارگران در اين جهان آماده است در جهانى پندارى و پس از مرگ وعده مى دهد.
اين نكته نيز قابل توجه است كه هرچه ملت و قومى فرومانده تر و فقيرتر باشد و هرچه فشار دولت و ستم گران و استثمارگران شديدتر باشد به همانگونه تنعمات و لذايذ آن جهانش رنگين تر و گسترده تر است و اين مساله به ساير شئون و نيازهاى مادى توده مردم نيز بستگى مستقيم دارد.
"آینده یک پندار"
#زيگموند_فرويد
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
به جرم داشتن چهره غمگین به ده سال زندان محکوم شدم .همان طورکه به جرم داشتن چهره ای شاد به پنج سال زندان محکوم شدم.حالا دیگرباید کاری کنم که قیافه ام چیزی رانشان ندهد.
#هانريش_بل
@tarikh21
عكاس: كارو
#هانريش_بل
@tarikh21
عكاس: كارو
@tarikh21
پنجره بر پرده ها پیدا که شد ساعت بین هفت و هشت بود و آن وقت دوباره من در زمان بودم و صدای ساعت را می شنیدم. ساعت پدر بزرگ بود و روزی که پدرمان آن را به من داد گفت: کونتین، گور امید و آرزوها رو به تو می دهم؛این را به تو نه از این بابت می دهم که زمان را به خاطر بسپاری، بلکه از این بابت که گاه و بیگاه، لحظه ای هم که شده، از یادش ببری و تمام هم و غم خودت را بر سر غلبه بر سر آن نگذاری.
"خشم و هیاهو"
#ویلیام_فاکنر
#داستان_هاي_آمريكايي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
پنجره بر پرده ها پیدا که شد ساعت بین هفت و هشت بود و آن وقت دوباره من در زمان بودم و صدای ساعت را می شنیدم. ساعت پدر بزرگ بود و روزی که پدرمان آن را به من داد گفت: کونتین، گور امید و آرزوها رو به تو می دهم؛این را به تو نه از این بابت می دهم که زمان را به خاطر بسپاری، بلکه از این بابت که گاه و بیگاه، لحظه ای هم که شده، از یادش ببری و تمام هم و غم خودت را بر سر غلبه بر سر آن نگذاری.
"خشم و هیاهو"
#ویلیام_فاکنر
#داستان_هاي_آمريكايي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
آن سومی کیست که پیوسته در کنار تو گام بر می دارد
همین که می شمرم ، میبینم فقط تو من با هم هستیم
ولی موقعی که به جاده سپید پیش رویم می نگرم
می بینم که پیوسته کسی دیگر در کنار تو گام بر می دارد
این کس دیگر با بالا پوشی قهوه ای رنگ و با باشلقی برسر به نرمی می لغزد
نمیدانم زنی است یا مردی ؟
ولی راستی این کیست که در آن سوی تست؟
"سرزمین هرز – تی اس الیوت"
از کتاب طلا در مس
#رضا_براهني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
آن سومی کیست که پیوسته در کنار تو گام بر می دارد
همین که می شمرم ، میبینم فقط تو من با هم هستیم
ولی موقعی که به جاده سپید پیش رویم می نگرم
می بینم که پیوسته کسی دیگر در کنار تو گام بر می دارد
این کس دیگر با بالا پوشی قهوه ای رنگ و با باشلقی برسر به نرمی می لغزد
نمیدانم زنی است یا مردی ؟
ولی راستی این کیست که در آن سوی تست؟
"سرزمین هرز – تی اس الیوت"
از کتاب طلا در مس
#رضا_براهني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
بدترین برده داران در قدیم آن هایی بودند که با برده گانشان مهربانی می کردند و در نتیجه نمی گذاشتند چهره هولناک برده داری بر کسانی که از این نظام رنج می کشند یا به آن می اندیشیدند آشکار شود.
"#سوسیالیسم و فرد گرایی"
#اسکار_وایلد
مترجم:باوند بهپور
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
بدترین برده داران در قدیم آن هایی بودند که با برده گانشان مهربانی می کردند و در نتیجه نمی گذاشتند چهره هولناک برده داری بر کسانی که از این نظام رنج می کشند یا به آن می اندیشیدند آشکار شود.
"#سوسیالیسم و فرد گرایی"
#اسکار_وایلد
مترجم:باوند بهپور
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
روزی می رسد که نسبت به همه چیز بی تفاوت می شوی...
نه از بدگویی های دیگران می رنجی و نه دلخوش به حرف های عاشقانه ی اطرافت...
به آن روز می گویند: " پیری "
آن روز، ممکن است برای برخی پس از سی سال از اولین روزی که پا به این دنیا گذاشته اند؛ فرا برسد و برای برخی پس از هشتاد سال هم هرگز اتفاق نیفتد...
"سفر به خیر، آقای رئیس جمهور"
#گابریل_گارسیا_مارکز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
روزی می رسد که نسبت به همه چیز بی تفاوت می شوی...
نه از بدگویی های دیگران می رنجی و نه دلخوش به حرف های عاشقانه ی اطرافت...
به آن روز می گویند: " پیری "
آن روز، ممکن است برای برخی پس از سی سال از اولین روزی که پا به این دنیا گذاشته اند؛ فرا برسد و برای برخی پس از هشتاد سال هم هرگز اتفاق نیفتد...
"سفر به خیر، آقای رئیس جمهور"
#گابریل_گارسیا_مارکز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﺟﻨﮓ ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﯾﮏ ﻟﻘﻤﻪ
ﺳﻬﻞ ﺍﻟﻮﺻﻮﻝ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺷﻬﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ
ﺷﻤﺸﯿﺮ
ﻓﺘﺢ ﮐﺮﺩ . ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺻﺪﻗﻪ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ
ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻨﺪﻩ ﺑﺎﻗﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ .
"ﺁﺯﺍﺩﯼ ﯾﺎ ﻣﺮﮒ"
#ﻧﯿﮑﻮﺱ_ﮐﺎﺯﺍﻧﺘﺮﺍﮐﯿﺲ
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﺟﻨﮓ ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﯾﮏ ﻟﻘﻤﻪ
ﺳﻬﻞ ﺍﻟﻮﺻﻮﻝ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺷﻬﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ
ﺷﻤﺸﯿﺮ
ﻓﺘﺢ ﮐﺮﺩ . ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺻﺪﻗﻪ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ
ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻨﺪﻩ ﺑﺎﻗﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ .
"ﺁﺯﺍﺩﯼ ﯾﺎ ﻣﺮﮒ"
#ﻧﯿﮑﻮﺱ_ﮐﺎﺯﺍﻧﺘﺮﺍﮐﯿﺲ
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21