انسان هزاره هشتم
119 subscribers
1.01K photos
74 videos
16 files
139 links
(ادبی تاریخ فلسفه)

ارتباط با ادمین. @Mithra1991
Download Telegram
بوسه نمادين دو جوان اسرائيلي و فلسطيني.
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم.
هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.
پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد
باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.

دوستدارتو : بابالنگ دراز

#بابا_لنگ_دراز
#جين_وبستر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
کسى این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست که من به زندگی نشستم

#احمد_شاملو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Ingetje Tadros
@tarikh21
نخستين كسي كه قطعه زميني را محصور كرد و نزد خود انديشيد: اين مال من است، و مردم را آنقدر ساده يافت كه سخنش را باور كنند، باني حقيقي جامعه مدني بود.

#ژان_ژاك_روسو
#فلسفه_باختر
#قرن_هجدهم
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
اولگا:گرسنه اي؟
هوگو( بعد از بازگشت از زندان): دلت مي خواهد گرسنه باشم.هان؟
اولگا: براي چه؟
هوگو: چون غذا دادن كار آساني است. فاصله آدم را حفظ مي كند و تازه آدمي كه غذا مي خورد، قيافه آرام و صلح جو را دارد.

"نمايشنامه دست هاي آلوده"
#ژان_پل_سارتر
#داستان_هاي_فرانسوي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
روزي با خود فكر ميكردم اگر او را با غريبه اي ببينم دنيا را به آتش ميكشم اما ، امروز حاضر نيستم كبريتي روشن كنم تا ببينم او كجاست و چه ميكند.

"ماد"
#دافنه_دوموريه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
کیمیاگر، در یک بطری را باز کرد و مایع قرمز رنگی در لیوان مهمانش ریخت.

شراب بود، یکی از بهترین ها که تا آن زمان هرگز ننوشیده بود، ولی ... شراب ؟
شراب که به حکم دین ممنوع بود!

کیمیاگر گفت : بدی و شرارت، آن چیزی نیست که از راه دهان وارد جسم انسان می شود، چیزی است که از راه آن خارج می شود ...

"كيمياگر"
#پائولو_كوئيلو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تنها تفاوت بین هوس‌بازی و عشق جاودان در اینست که
هوس‌بازی قدری بادوام‌تر می‌باشد !

#اسکار_وایلد
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
(عمر خیام)

عمر خیام شخصیت داشت، من اما خوشبختانه یا بدبختانه از شخصیتی برخوردار نیستم. گاهی اینم، گاهی آنم؛ کسی که امروز هستم فردا فراموشم میشود چه کسی بوده ام. انسانی نظیر خیام آن کسی است که هست، او در جهانی یگانه زندگی میکند، در جهانی بیرونی؛ انسانی نظیر من آن کسی که هست نیست، او نه تنها در جهانی بیرونی زندگی میکند بلکه در جهانی درونی نیز که چندین لایه دارد و بی ثبات و متغیر است. این انسان هرقدر هم که تقلا کند فلسفه اش هرگز نخواهد توانست با فلسفۀ خیام همگامی کند. به این خاطر من مانند جانهای ناخواسته در ضمیر خویش دقیقا فلسفه هایی را حمل میکنم که میتوانم آنها را مورد انتقاد قرار دهم؛ خیام چه بسا بر سینۀ تمام فلسفه های من دست رد میزد چرا که بیرون از خودش قرار داشتند؛ من اما برخلاف او این کار را نمیتوانم انجام دهم چرا که این فلسفه ها خود من هستند.

"نا آرامي"
#فرناندو_پسوآ
برگردان:حسین منصوری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
روزی که جشن ‌تولدم در حضور چهره ‌های تکراری، در محل تکراری و با جمع‌ خوانی آوازهای تکراری برگزار می‌شد، ناخواسته این فکر به ذهن‌ام متبادر می‌شد که تنها فرق جشن‌تولد امسال و پارسال، اضافه شدن یک شمع به شمع‌های کیکی دقیقا هم‌مزه‌ی کیک پارسال است. از تپه‌ی روزگار بالا می‌رفتم و پایین می‌آمدم و سنگ همیشگی را بر دوش می‌کشیدم، مدام انگیزه‌هایی ناگهانی را تجربه می‌کردم که البته دیر یا زود در تاریخی که ممکن بود در تقویم همین امسال باشد تمام می‌شد. اما جلو این وضعیت را گرفتن در دنیای من همان‌قدر غیرممکن بود که احیای حماسه‌های قهرمانان و قدیسان.

"رد گم"
#آله_خو_كارپانتيه
ترجمه:ونداد جليلي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
به من یک مرد و یک زن تنها را نشان دهید...من به شما یک قدیس را نشان خواهم داد
به من دونفر را نشان دهید تا به شما عشق را نشان دهم
به من سه نفر را نشان دهید تا آن چیز جذابی را که به آن جامعه میگویند نشان دهم
جهار نفر را کنار هم بگذارید و آنها یک هرم خواهند ساخت....شاید سه نفر برای نفر چهارم این هرم را بسازند
شش نفر در کنار یکدیگر تعصب را دوباره اختراع خواهند کرد
هفت نفر را کنار هم بگذارید و به آنها هفت سال فرصت دهید جنگ و نزاع اختراع خواهند کرد.

"مسير سبز"
#استيون_كينگ
ترجمه: ماندانا قهرمانلو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
تقدس گرایی سر منشا دیکتاتوری و استبداد است.هر چیزی که مقدس نامیده می شود . یعنی شما دیگر حق ندارید به راحتی در باره ی آن اظهار نظر کنید و کوچکترین انتقاد به آن هزینه سنگینی در پی خواهد داشت... این مقدس می تواند هر چیزی باشد.. یک کتاب، یک انسان، یک بنا، یک نظر و...هیچ کس و هیچ چیز آنقدر مقدس نیست نتوان آن را به نقد کشید....

"اینک آن انسان"
(آدمی چگونه همان می شود که هست)
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
انسانها به آغوش یکدیگر میروند،زیرا از یکدیگر میترسند.آنها با یکدیگر متشکل می شوند،تا درانتها از خودشان،در
مقابل خودشان،دفاع کنند.

"دميان"
#هرمان_هسه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:رابرت دوانور
چيزى وحشتناك تر از اين نيست كه كارهاى انسانى تابع اراده ى انسان ديگرى باشد.
"ايمانوئل كانت"
(تاريخ فلسفه غرب)
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
كودكان مسلح فلسطينى ١٩٩٣
عكاس: لرى تاول
@tarikh21
هتل كاليفرنيا (١)

این مکان تاریک، مرموز و موهوم، با بوی کولیتاس و صدای بی وقفه ناقوسها که همه ما با ترانه معروفش از گروه ایگلز خاطره داریم واقعا کجاست و داستانش چیست ؟ با آنهمه افسانه های بیشمار از اشباح و ارواحی که آنجا دیده شده اند، همان هتلی که هروقت بخواهی میتوانی چک اَوت(تسویه حساب) کنی اما هرگز نمیتوانی ترکش کنی ! جایی که مسافران زیادی در دام کابوسهای شبانه اش گرفتار شدند چرا که در نگاه اول یک هتل لوکس و مهمان نواز بنظر میآمد ! و وقتی ذهن کنجکاو من درگیر این داستانها شد نتوانست بدنبال تاریخچه اش نرود.

#هتل_كاليفرنيا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
هتل كاليفرنيا (٢)

در مکزیک منطقه دور افتاده ای هست در دماغه باجا کالیفرنیا بنام تودوس سانتوس ! ساخت هتل کالیفرنیا در تودوس سانتوس در سال 1948 توسط یک مهاجر چینی بنام آقای وُِنگ شروع شد و بعد از سه سال ساخت و ساز در فوریه 1950 افتتاح شد، وُنگ در این هتل 16 اطاقه با زن و هفت دخترش زندگی میکرد، او اصرار زیادی داشت تا مردم محلی قبول کنند که او چینی نیست و مکزیکی است، او اسمش را به دُن آنتونیو تغییر داد اما بیفایده بود و مردم او را به اِل چینو شناختند که به معنای مرد چینی است، اِل چینو یک پمپ بنزین هم درست کنار هتل تأسیس کرد و حسابی وضعی بهم زد، در 1950 اِل چینو از لاپاز(نه پایتخت بولیوی) یخ را برای اولین بار به محل آورد و رستوران و بار هتل کالیفرنیا تنها آبجوی خنک در شهر را سرو میکرد و این همان چیزی بود که باعث شهرت هتل کالیفرنیا شد !

#هتل_كاليفرنيا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
هتل كاليفرنيا (٣)

.از آن به بعد آدمهای زیادی به آنجا آمد و رفت پیدا کردند، در خلال دهه های 1960 و 1970 تاریخچه هتل در هاله ای از ابهام است، اما داستانهای زیادی نقل شده از حضور ارواح و اشباح در حیات خلوت هتل، که البته در فرهنگ مردم منطقه هم داستانهای ارواح و اشباح چیز غریبی نیست، و از سوی دیگر در همچنین جایی در خلیج کالیفرنیا که آدمهای زیادی و از کشورهای مختلف دنیا میآیند طبیعتا داستانهای زیادی اتفاق میافتد، از عشق و عاشقیها، از آشناییهای چند شبه، و از دوستیها و قدم زدنهای شبانه در اطراف هتل، و معاشقه ها و نجواهای شبانه در اطاقهای کم تعداد هتل، داستانهای مختلفی نقل شده از جمله اینکه یکبار گروه ایگلز هتل را خریداری کرده که مطلقا درست نیست، خیلی از کسانی که از هتل بازدید کرده اند وجود اینهمه شباهت بین توصیفهای ترانه هتل کالیفرنیا و محیط اطراف هتل را تصادفی میدانند، در داخل هتل انگار صدای ناقوس کلیسا شنیده میشود اما این احتمالا بخاطر وجود یک کلیسا در نزدیکی هتل است که بخاطر نزدیکی زیاد باعث میشود تا افراد فکر کنند صداها از داخل هتل است، در دوران هیپی ها در سالهای دهه 60 و 70 مردم منطقه تودوس سانتوس بخاطر کشت ماریجوآنا در زمینهای حاصلخیزش و بعد رول کردن آن به شکل "کولیتاس" (یک اصطلاح مکزیکی برای سیگار ماریجوآنا) معروف شده بودن، حقیقت ساده ای هست و آن اینکه هتل کالیفرنیا در 1950 و بسیار قبل از موزیک راک کلاسیک یا هیپی ساخته شده بود، این هم یک روایت دیگر: اينكه اين هتل كجاست و چرا ساكنان آن خودشان را زنداني مي‌دانند و يا اينكه آن جانورِ سگ‌جان كه به ضرب چاقوهاي فولادي هم از پا در نمي‌آيد چه جور جانوري است، سوالهايي است كه از سال تولد اين ترانه يعنی 1977 ميلادي تا همیشه مطرح بوده است.

عده‌اي معتقد بودند اين هتل كنايه از يك آسایشگاه رواني است كه يكي از اعضاي گروه «ايگلز» مدتي در آن بستري بوده است. بعضي مي‌گفتند اين ترانه حال و روز افراد معتاد را به تصوير مي‌كشد كه به دست خودشان اسير شده‌اند و اگر چه به اختيار خودشان وارد اين ماجرا شده‌اند اما ديگر خروج از آن برايشان ممكن نيست. بامزه‌تر اينكه شايعه شده بود كه دو تن از اعضاي گروه ايگلز شبي را در هتلي به همين نام (كه البته وجود خارجي هم دارد) گذرانده‌اند و ماجراهاي عجيبي برايشان اتفاق افتاده است و اين ترانه در واقع شرح آن ماجراهاست.

#هتل_كاليفرنيا
#ايگلز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
هتل كاليفرنيا (٤)

خلاصه اين گمانه‌زني‌ها آنقدر ادامه يافت كه يكي از اعضاي اين گروه قديمي حوصله‌اش سر رفت و داستان شكل‌گيري اين ترانه را رسماً اعلام كرد و جماعتي را كه سر كار رفته بودند دوباره از كار، بي‌كار كرد. گِلِن فِرِي كه يكي از نفرات اصلي گروه به حساب مي‌آيد، مي‌گويد: «ترانه هتل كاليفرنيا در واقع زاييده نبوغ دان فِلدِر، گيتاريست مطرح گروه ما، بود. روزي او نواري به همراه آورد كه در آن چند تا ماكت با گيتار اجرا كرده بود. يكي از آنها هم قطعه‌اي بود كه بعد‌ها شد هتل كاليفرنيا. من وقتي كار را شنيدم مبهوت شدم: يك راك رِگِه اسپنيش فوق العاده و باورنكردني. آن موقع همه ما شديداً تحت تاثير استيلي دَن قرار داشتيم؛ مخصوصاً سبك ترانه‌سرايي اين گروه برايمان خيلي جالب بود. آنها هر چه مي‌خواستند مي‌گفتند و كاري نداشتند كه آيا شنونده سر از ترانه‌شان در مي‌آورد يا نه. ما هم به سرمان زد كه روي اين آهنگ ترانه‌اي بگذاريم كه حالت دراماتيك و سينمايي داشته باشد

#هتل_كاليفرنيا
#ايگلز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
هتل كاليفرنيا (٥)

ما هم به سرمان زد كه روي اين آهنگ ترانه‌اي بگذاريم كه حالت دراماتيك و سينمايي داشته باشد:دمي در يك بزرگراه متروك ناگهان وارد يك هتل عجيب و غريب مي‌شود و ادامه داستان. اينطوري شنونده مجبور مي‌شد خودش به نوعي نتيجه گيري و استنباط شخصي برسد. دان، قالبِ اصلي ترانه را نوشت و من هم ترجيع بند را اضافه كردم. راستش مي‌خواستيم در اين ترانه جنبه‌هاي تاريك شهرت و موفقيت را نشان دهيم. مي‌خواستيم روي ديگر اين بهشت كذايي را به مردم بشناسانيم. بهشتي كه آن روزها لس‌آنجلس مظهر آن بود. در واقع اين هتل كاليفرنيا همان شهر لس‌آنجلس آن سالهاست. البته حالا مي‌شود اينطوري به قضيه نگاه كرد كه هتل كاليفرنيا استعاره از كل دنياست، دنيايي كه اخلاقيات در آن هر روز بيشتر فراموش مي‌شود.

در دهه های 80 و 90 هتل رها شده بود و برای دو دهه متروکه بود،،،،،،،،، در سال 2001 یک زوج کانادایی بنام خانم و آقای استوارت هتل را خریدند، بعد از یک بازسازی شاهکار 16 اطاق قدیمی را به 11 سوئیت تبدیل کردند و رستوران و باری با دکورهای چشم نواز به هتل اضافه کردند و از محوطه پمپ بنزین قدیمی که اِل چینو در کنار هتل ساخته بود بعنوان بوتیک و گالری و بازار برای هتل استفاده کردند، حالا هتل کالیفرنیا به یک جواهر در دل بیابان تبدیل شده، روشنتر از گذشته، امروز هتل کالیفرنیا یک آیکون است، با تمام داستانها و افسانه هایش، و البته خاطرات خوش یا ناخوش مسافرانش، آن با گذشت زمان تغییر پیدا میکند اما روح حاکم بر آن هنوز ترکیبی از ابهام، خیال، ترس، تاریکی، عطر کولیتاس، و ،،،،

#هتل_كاليفرنيا
#ايگلز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
متن آهنگ هتل كاليفرنيا

On a dark desert highway cool wind in my hair
Warm smell of colitis rising up through the air
Up ahead in the distance I saw a shimmering light
My head grew heavy and my sight grew dim
I had to stop for the night

در جاده‌ي بیابانی تاریک باد سردی به موهام می خوره
بوی گرم گیاهان بیابانی در هوا پیچیده بود
درفاصلهء دور سوسوی نوری را دیدم
سرم سنگینی می کرد و چشمانم تار شده بود
مجبور شدم شب را آنجا بمانم

There she stood in the doorway;
I heard the mission bell
And I was thinking to myself
'This could be Heaven or this could be Hell'
Then she lit up a candle and she showed me the way
There were voices down the corridor,
I thought I heard them say...

دختری در ورودی در ایستاده بود
صدای زنگ دعوت را شنیدم
و با خودم فکر کردم
این ممکنه بهشت باشه یا جهنم"
دختر شمعی را روشن و مسیر رو به من نشان داد
در انتهای راهرو صداهایی شنیده می شد
انگار می گفتند...

Welcome to the Hotel California
Such a lovely place
Such a lovely face
Plenty of room at the Hotel California
Any time of year, you can find it here

به هتل کالیفرنیا خوش آمدید
چه مکان دوست داشتنی (2)
چه چهره‌ي جذابي
اطاق به تعداد کافی در هتل کالیفرنیا
در هر موقع از سال، شما می توانید دراينجا اطاق خالي پیدا کنید

Her mind is Tiffany-twisted, she got the Mercedes bends
She got a lot of pretty, pretty boys, that she calls friends
How they dance in the courtyard, sweet summer sweat.
Some dance to remember, some dance to forget

خاطره ی او یک دستمال نازک به هم پیچیده است، او مرسدس بنز داشت
او تعدادی پسرهای بسيار زیبا داشت، که آن‌ها را دوستان صدا مي‌زد
آن‌ها چه زيبا در گرمای شیرین تابستان در حياط مي‌رقصند
بعضی برای به ياد آوردن می‌رقصند ، بعضی برای فراموشی

So I called up the Captain,
'Please bring me my wine'
He said, ‘we haven't had that spirit here since nineteen sixty nine'
And still those voices are calling from far away,
Wake you up in the middle of the night
Just to hear them say...

من کاپیتان را صدا زدم
لطفا شراب مرا بیاورید
او گفت: از سال 1969 آن مشروب الکلی را در اینجا نداشته ایم
و هنوز اون صداها از دور فریاد می زدند،
نیمه شب که از خواب بیدار می شوی
فقط می شنوی که آن ها می گویند

Welcome to the Hotel California
Such a lovely place
Such a lovely face
They live in it up at the Hotel California
What a nice surprise, bring your alibis

به هتل کالیفرنیا خوش آمدید
چه مکان دوست داشتنی (2)
چه چهره‌ي جذابي
آن ها در هتل کالیفرنیا زندگی می کنند
چه سورپریز جالبی (2)، بهانه ات را بیاور

Mirrors on the ceiling,
The pink champagne on ice
And she said 'We are all just prisoners here, of our own device'
And in the master's chambers,
They gathered for the feast
The stab it with their steely knives,
But they just can't kill the beast

سقف ها آینه کاری شده
شامپاین صورتی در یخ
و او (آن دختر) گفت: ما همگی زندانی مکرو حیله خود هستیم
و در اتاق رئیس
برای جشن جمع شده بودند
او را با چاقوهای فولادی زخمی کرده بودند
اما تنها چیزی که نمی تونند بکشند حیوانات هستند

Last thing I remember, I was
Running for the door
I had to find the passage back
To the place I was before
'Relax, ‘said the night man,
We are programmed to receive.
You can checkout any time you like,
But you can never leave

آخرین چیزی که یادم می یاد،
در حال دویدن به سمت در بودم
مجبور بودم مسیر برگشت رو پیدا کنم
جایی که قبلا آنجا بودم
نگهبان شب گفت: آرام باش
ما دستور داریم که روحت را بگیریم
شما هر زمانی که می خواهید انتخاب کنید
ولی هرگز نمی توانید خارج شوید.

#هتل_كاليفرنيا
#ايگلز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21