آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای. از این آشفته ام که دیگر نمی
توانم تو را باور کنم
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:Kevin Frayer
توانم تو را باور کنم
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:Kevin Frayer
١٥ تير(ششم جولاي) روز جهاني بوسه بود
امروز عكسي جالب ديدم كه هرچند اين روز گذشته اما عكس قشنگي هست.
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
امروز عكسي جالب ديدم كه هرچند اين روز گذشته اما عكس قشنگي هست.
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
@tarikh21
جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم.
هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.
پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد
باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.
دوستدارتو : بابالنگ دراز
#بابا_لنگ_دراز
#جين_وبستر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم.
هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.
پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد
باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.
دوستدارتو : بابالنگ دراز
#بابا_لنگ_دراز
#جين_وبستر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
کسى این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست که من به زندگی نشستم
#احمد_شاملو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Ingetje Tadros
#احمد_شاملو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس: Ingetje Tadros
@tarikh21
نخستين كسي كه قطعه زميني را محصور كرد و نزد خود انديشيد: اين مال من است، و مردم را آنقدر ساده يافت كه سخنش را باور كنند، باني حقيقي جامعه مدني بود.
#ژان_ژاك_روسو
#فلسفه_باختر
#قرن_هجدهم
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
نخستين كسي كه قطعه زميني را محصور كرد و نزد خود انديشيد: اين مال من است، و مردم را آنقدر ساده يافت كه سخنش را باور كنند، باني حقيقي جامعه مدني بود.
#ژان_ژاك_روسو
#فلسفه_باختر
#قرن_هجدهم
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
اولگا:گرسنه اي؟
هوگو( بعد از بازگشت از زندان): دلت مي خواهد گرسنه باشم.هان؟
اولگا: براي چه؟
هوگو: چون غذا دادن كار آساني است. فاصله آدم را حفظ مي كند و تازه آدمي كه غذا مي خورد، قيافه آرام و صلح جو را دارد.
"نمايشنامه دست هاي آلوده"
#ژان_پل_سارتر
#داستان_هاي_فرانسوي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
اولگا:گرسنه اي؟
هوگو( بعد از بازگشت از زندان): دلت مي خواهد گرسنه باشم.هان؟
اولگا: براي چه؟
هوگو: چون غذا دادن كار آساني است. فاصله آدم را حفظ مي كند و تازه آدمي كه غذا مي خورد، قيافه آرام و صلح جو را دارد.
"نمايشنامه دست هاي آلوده"
#ژان_پل_سارتر
#داستان_هاي_فرانسوي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
روزي با خود فكر ميكردم اگر او را با غريبه اي ببينم دنيا را به آتش ميكشم اما ، امروز حاضر نيستم كبريتي روشن كنم تا ببينم او كجاست و چه ميكند.
"ماد"
#دافنه_دوموريه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
"ماد"
#دافنه_دوموريه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
کیمیاگر، در یک بطری را باز کرد و مایع قرمز رنگی در لیوان مهمانش ریخت.
شراب بود، یکی از بهترین ها که تا آن زمان هرگز ننوشیده بود، ولی ... شراب ؟
شراب که به حکم دین ممنوع بود!
کیمیاگر گفت : بدی و شرارت، آن چیزی نیست که از راه دهان وارد جسم انسان می شود، چیزی است که از راه آن خارج می شود ...
"كيمياگر"
#پائولو_كوئيلو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
کیمیاگر، در یک بطری را باز کرد و مایع قرمز رنگی در لیوان مهمانش ریخت.
شراب بود، یکی از بهترین ها که تا آن زمان هرگز ننوشیده بود، ولی ... شراب ؟
شراب که به حکم دین ممنوع بود!
کیمیاگر گفت : بدی و شرارت، آن چیزی نیست که از راه دهان وارد جسم انسان می شود، چیزی است که از راه آن خارج می شود ...
"كيمياگر"
#پائولو_كوئيلو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تنها تفاوت بین هوسبازی و عشق جاودان در اینست که
هوسبازی قدری بادوامتر میباشد !
#اسکار_وایلد
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
هوسبازی قدری بادوامتر میباشد !
#اسکار_وایلد
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
(عمر خیام)
عمر خیام شخصیت داشت، من اما خوشبختانه یا بدبختانه از شخصیتی برخوردار نیستم. گاهی اینم، گاهی آنم؛ کسی که امروز هستم فردا فراموشم میشود چه کسی بوده ام. انسانی نظیر خیام آن کسی است که هست، او در جهانی یگانه زندگی میکند، در جهانی بیرونی؛ انسانی نظیر من آن کسی که هست نیست، او نه تنها در جهانی بیرونی زندگی میکند بلکه در جهانی درونی نیز که چندین لایه دارد و بی ثبات و متغیر است. این انسان هرقدر هم که تقلا کند فلسفه اش هرگز نخواهد توانست با فلسفۀ خیام همگامی کند. به این خاطر من مانند جانهای ناخواسته در ضمیر خویش دقیقا فلسفه هایی را حمل میکنم که میتوانم آنها را مورد انتقاد قرار دهم؛ خیام چه بسا بر سینۀ تمام فلسفه های من دست رد میزد چرا که بیرون از خودش قرار داشتند؛ من اما برخلاف او این کار را نمیتوانم انجام دهم چرا که این فلسفه ها خود من هستند.
"نا آرامي"
#فرناندو_پسوآ
برگردان:حسین منصوری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
(عمر خیام)
عمر خیام شخصیت داشت، من اما خوشبختانه یا بدبختانه از شخصیتی برخوردار نیستم. گاهی اینم، گاهی آنم؛ کسی که امروز هستم فردا فراموشم میشود چه کسی بوده ام. انسانی نظیر خیام آن کسی است که هست، او در جهانی یگانه زندگی میکند، در جهانی بیرونی؛ انسانی نظیر من آن کسی که هست نیست، او نه تنها در جهانی بیرونی زندگی میکند بلکه در جهانی درونی نیز که چندین لایه دارد و بی ثبات و متغیر است. این انسان هرقدر هم که تقلا کند فلسفه اش هرگز نخواهد توانست با فلسفۀ خیام همگامی کند. به این خاطر من مانند جانهای ناخواسته در ضمیر خویش دقیقا فلسفه هایی را حمل میکنم که میتوانم آنها را مورد انتقاد قرار دهم؛ خیام چه بسا بر سینۀ تمام فلسفه های من دست رد میزد چرا که بیرون از خودش قرار داشتند؛ من اما برخلاف او این کار را نمیتوانم انجام دهم چرا که این فلسفه ها خود من هستند.
"نا آرامي"
#فرناندو_پسوآ
برگردان:حسین منصوری
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
روزی که جشن تولدم در حضور چهره های تکراری، در محل تکراری و با جمع خوانی آوازهای تکراری برگزار میشد، ناخواسته این فکر به ذهنام متبادر میشد که تنها فرق جشنتولد امسال و پارسال، اضافه شدن یک شمع به شمعهای کیکی دقیقا هممزهی کیک پارسال است. از تپهی روزگار بالا میرفتم و پایین میآمدم و سنگ همیشگی را بر دوش میکشیدم، مدام انگیزههایی ناگهانی را تجربه میکردم که البته دیر یا زود در تاریخی که ممکن بود در تقویم همین امسال باشد تمام میشد. اما جلو این وضعیت را گرفتن در دنیای من همانقدر غیرممکن بود که احیای حماسههای قهرمانان و قدیسان.
"رد گم"
#آله_خو_كارپانتيه
ترجمه:ونداد جليلي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
روزی که جشن تولدم در حضور چهره های تکراری، در محل تکراری و با جمع خوانی آوازهای تکراری برگزار میشد، ناخواسته این فکر به ذهنام متبادر میشد که تنها فرق جشنتولد امسال و پارسال، اضافه شدن یک شمع به شمعهای کیکی دقیقا هممزهی کیک پارسال است. از تپهی روزگار بالا میرفتم و پایین میآمدم و سنگ همیشگی را بر دوش میکشیدم، مدام انگیزههایی ناگهانی را تجربه میکردم که البته دیر یا زود در تاریخی که ممکن بود در تقویم همین امسال باشد تمام میشد. اما جلو این وضعیت را گرفتن در دنیای من همانقدر غیرممکن بود که احیای حماسههای قهرمانان و قدیسان.
"رد گم"
#آله_خو_كارپانتيه
ترجمه:ونداد جليلي
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
به من یک مرد و یک زن تنها را نشان دهید...من به شما یک قدیس را نشان خواهم داد
به من دونفر را نشان دهید تا به شما عشق را نشان دهم
به من سه نفر را نشان دهید تا آن چیز جذابی را که به آن جامعه میگویند نشان دهم
جهار نفر را کنار هم بگذارید و آنها یک هرم خواهند ساخت....شاید سه نفر برای نفر چهارم این هرم را بسازند
شش نفر در کنار یکدیگر تعصب را دوباره اختراع خواهند کرد
هفت نفر را کنار هم بگذارید و به آنها هفت سال فرصت دهید جنگ و نزاع اختراع خواهند کرد.
"مسير سبز"
#استيون_كينگ
ترجمه: ماندانا قهرمانلو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
به من یک مرد و یک زن تنها را نشان دهید...من به شما یک قدیس را نشان خواهم داد
به من دونفر را نشان دهید تا به شما عشق را نشان دهم
به من سه نفر را نشان دهید تا آن چیز جذابی را که به آن جامعه میگویند نشان دهم
جهار نفر را کنار هم بگذارید و آنها یک هرم خواهند ساخت....شاید سه نفر برای نفر چهارم این هرم را بسازند
شش نفر در کنار یکدیگر تعصب را دوباره اختراع خواهند کرد
هفت نفر را کنار هم بگذارید و به آنها هفت سال فرصت دهید جنگ و نزاع اختراع خواهند کرد.
"مسير سبز"
#استيون_كينگ
ترجمه: ماندانا قهرمانلو
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
تقدس گرایی سر منشا دیکتاتوری و استبداد است.هر چیزی که مقدس نامیده می شود . یعنی شما دیگر حق ندارید به راحتی در باره ی آن اظهار نظر کنید و کوچکترین انتقاد به آن هزینه سنگینی در پی خواهد داشت... این مقدس می تواند هر چیزی باشد.. یک کتاب، یک انسان، یک بنا، یک نظر و...هیچ کس و هیچ چیز آنقدر مقدس نیست نتوان آن را به نقد کشید....
"اینک آن انسان"
(آدمی چگونه همان می شود که هست)
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تقدس گرایی سر منشا دیکتاتوری و استبداد است.هر چیزی که مقدس نامیده می شود . یعنی شما دیگر حق ندارید به راحتی در باره ی آن اظهار نظر کنید و کوچکترین انتقاد به آن هزینه سنگینی در پی خواهد داشت... این مقدس می تواند هر چیزی باشد.. یک کتاب، یک انسان، یک بنا، یک نظر و...هیچ کس و هیچ چیز آنقدر مقدس نیست نتوان آن را به نقد کشید....
"اینک آن انسان"
(آدمی چگونه همان می شود که هست)
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
انسانها به آغوش یکدیگر میروند،زیرا از یکدیگر میترسند.آنها با یکدیگر متشکل می شوند،تا درانتها از خودشان،در
مقابل خودشان،دفاع کنند.
"دميان"
#هرمان_هسه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:رابرت دوانور
مقابل خودشان،دفاع کنند.
"دميان"
#هرمان_هسه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:رابرت دوانور
چيزى وحشتناك تر از اين نيست كه كارهاى انسانى تابع اراده ى انسان ديگرى باشد.
"ايمانوئل كانت"
(تاريخ فلسفه غرب)
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
كودكان مسلح فلسطينى ١٩٩٣
عكاس: لرى تاول
"ايمانوئل كانت"
(تاريخ فلسفه غرب)
#برتراند_راسل
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
كودكان مسلح فلسطينى ١٩٩٣
عكاس: لرى تاول
@tarikh21
هتل كاليفرنيا (١)
این مکان تاریک، مرموز و موهوم، با بوی کولیتاس و صدای بی وقفه ناقوسها که همه ما با ترانه معروفش از گروه ایگلز خاطره داریم واقعا کجاست و داستانش چیست ؟ با آنهمه افسانه های بیشمار از اشباح و ارواحی که آنجا دیده شده اند، همان هتلی که هروقت بخواهی میتوانی چک اَوت(تسویه حساب) کنی اما هرگز نمیتوانی ترکش کنی ! جایی که مسافران زیادی در دام کابوسهای شبانه اش گرفتار شدند چرا که در نگاه اول یک هتل لوکس و مهمان نواز بنظر میآمد ! و وقتی ذهن کنجکاو من درگیر این داستانها شد نتوانست بدنبال تاریخچه اش نرود.
#هتل_كاليفرنيا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
هتل كاليفرنيا (١)
این مکان تاریک، مرموز و موهوم، با بوی کولیتاس و صدای بی وقفه ناقوسها که همه ما با ترانه معروفش از گروه ایگلز خاطره داریم واقعا کجاست و داستانش چیست ؟ با آنهمه افسانه های بیشمار از اشباح و ارواحی که آنجا دیده شده اند، همان هتلی که هروقت بخواهی میتوانی چک اَوت(تسویه حساب) کنی اما هرگز نمیتوانی ترکش کنی ! جایی که مسافران زیادی در دام کابوسهای شبانه اش گرفتار شدند چرا که در نگاه اول یک هتل لوکس و مهمان نواز بنظر میآمد ! و وقتی ذهن کنجکاو من درگیر این داستانها شد نتوانست بدنبال تاریخچه اش نرود.
#هتل_كاليفرنيا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
هتل كاليفرنيا (٢)
در مکزیک منطقه دور افتاده ای هست در دماغه باجا کالیفرنیا بنام تودوس سانتوس ! ساخت هتل کالیفرنیا در تودوس سانتوس در سال 1948 توسط یک مهاجر چینی بنام آقای وُِنگ شروع شد و بعد از سه سال ساخت و ساز در فوریه 1950 افتتاح شد، وُنگ در این هتل 16 اطاقه با زن و هفت دخترش زندگی میکرد، او اصرار زیادی داشت تا مردم محلی قبول کنند که او چینی نیست و مکزیکی است، او اسمش را به دُن آنتونیو تغییر داد اما بیفایده بود و مردم او را به اِل چینو شناختند که به معنای مرد چینی است، اِل چینو یک پمپ بنزین هم درست کنار هتل تأسیس کرد و حسابی وضعی بهم زد، در 1950 اِل چینو از لاپاز(نه پایتخت بولیوی) یخ را برای اولین بار به محل آورد و رستوران و بار هتل کالیفرنیا تنها آبجوی خنک در شهر را سرو میکرد و این همان چیزی بود که باعث شهرت هتل کالیفرنیا شد !
#هتل_كاليفرنيا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
هتل كاليفرنيا (٢)
در مکزیک منطقه دور افتاده ای هست در دماغه باجا کالیفرنیا بنام تودوس سانتوس ! ساخت هتل کالیفرنیا در تودوس سانتوس در سال 1948 توسط یک مهاجر چینی بنام آقای وُِنگ شروع شد و بعد از سه سال ساخت و ساز در فوریه 1950 افتتاح شد، وُنگ در این هتل 16 اطاقه با زن و هفت دخترش زندگی میکرد، او اصرار زیادی داشت تا مردم محلی قبول کنند که او چینی نیست و مکزیکی است، او اسمش را به دُن آنتونیو تغییر داد اما بیفایده بود و مردم او را به اِل چینو شناختند که به معنای مرد چینی است، اِل چینو یک پمپ بنزین هم درست کنار هتل تأسیس کرد و حسابی وضعی بهم زد، در 1950 اِل چینو از لاپاز(نه پایتخت بولیوی) یخ را برای اولین بار به محل آورد و رستوران و بار هتل کالیفرنیا تنها آبجوی خنک در شهر را سرو میکرد و این همان چیزی بود که باعث شهرت هتل کالیفرنیا شد !
#هتل_كاليفرنيا
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
هتل كاليفرنيا (٣)
.از آن به بعد آدمهای زیادی به آنجا آمد و رفت پیدا کردند، در خلال دهه های 1960 و 1970 تاریخچه هتل در هاله ای از ابهام است، اما داستانهای زیادی نقل شده از حضور ارواح و اشباح در حیات خلوت هتل، که البته در فرهنگ مردم منطقه هم داستانهای ارواح و اشباح چیز غریبی نیست، و از سوی دیگر در همچنین جایی در خلیج کالیفرنیا که آدمهای زیادی و از کشورهای مختلف دنیا میآیند طبیعتا داستانهای زیادی اتفاق میافتد، از عشق و عاشقیها، از آشناییهای چند شبه، و از دوستیها و قدم زدنهای شبانه در اطراف هتل، و معاشقه ها و نجواهای شبانه در اطاقهای کم تعداد هتل، داستانهای مختلفی نقل شده از جمله اینکه یکبار گروه ایگلز هتل را خریداری کرده که مطلقا درست نیست، خیلی از کسانی که از هتل بازدید کرده اند وجود اینهمه شباهت بین توصیفهای ترانه هتل کالیفرنیا و محیط اطراف هتل را تصادفی میدانند، در داخل هتل انگار صدای ناقوس کلیسا شنیده میشود اما این احتمالا بخاطر وجود یک کلیسا در نزدیکی هتل است که بخاطر نزدیکی زیاد باعث میشود تا افراد فکر کنند صداها از داخل هتل است، در دوران هیپی ها در سالهای دهه 60 و 70 مردم منطقه تودوس سانتوس بخاطر کشت ماریجوآنا در زمینهای حاصلخیزش و بعد رول کردن آن به شکل "کولیتاس" (یک اصطلاح مکزیکی برای سیگار ماریجوآنا) معروف شده بودن، حقیقت ساده ای هست و آن اینکه هتل کالیفرنیا در 1950 و بسیار قبل از موزیک راک کلاسیک یا هیپی ساخته شده بود، این هم یک روایت دیگر: اينكه اين هتل كجاست و چرا ساكنان آن خودشان را زنداني ميدانند و يا اينكه آن جانورِ سگجان كه به ضرب چاقوهاي فولادي هم از پا در نميآيد چه جور جانوري است، سوالهايي است كه از سال تولد اين ترانه يعنی 1977 ميلادي تا همیشه مطرح بوده است.
عدهاي معتقد بودند اين هتل كنايه از يك آسایشگاه رواني است كه يكي از اعضاي گروه «ايگلز» مدتي در آن بستري بوده است. بعضي ميگفتند اين ترانه حال و روز افراد معتاد را به تصوير ميكشد كه به دست خودشان اسير شدهاند و اگر چه به اختيار خودشان وارد اين ماجرا شدهاند اما ديگر خروج از آن برايشان ممكن نيست. بامزهتر اينكه شايعه شده بود كه دو تن از اعضاي گروه ايگلز شبي را در هتلي به همين نام (كه البته وجود خارجي هم دارد) گذراندهاند و ماجراهاي عجيبي برايشان اتفاق افتاده است و اين ترانه در واقع شرح آن ماجراهاست.
#هتل_كاليفرنيا
#ايگلز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
هتل كاليفرنيا (٣)
.از آن به بعد آدمهای زیادی به آنجا آمد و رفت پیدا کردند، در خلال دهه های 1960 و 1970 تاریخچه هتل در هاله ای از ابهام است، اما داستانهای زیادی نقل شده از حضور ارواح و اشباح در حیات خلوت هتل، که البته در فرهنگ مردم منطقه هم داستانهای ارواح و اشباح چیز غریبی نیست، و از سوی دیگر در همچنین جایی در خلیج کالیفرنیا که آدمهای زیادی و از کشورهای مختلف دنیا میآیند طبیعتا داستانهای زیادی اتفاق میافتد، از عشق و عاشقیها، از آشناییهای چند شبه، و از دوستیها و قدم زدنهای شبانه در اطراف هتل، و معاشقه ها و نجواهای شبانه در اطاقهای کم تعداد هتل، داستانهای مختلفی نقل شده از جمله اینکه یکبار گروه ایگلز هتل را خریداری کرده که مطلقا درست نیست، خیلی از کسانی که از هتل بازدید کرده اند وجود اینهمه شباهت بین توصیفهای ترانه هتل کالیفرنیا و محیط اطراف هتل را تصادفی میدانند، در داخل هتل انگار صدای ناقوس کلیسا شنیده میشود اما این احتمالا بخاطر وجود یک کلیسا در نزدیکی هتل است که بخاطر نزدیکی زیاد باعث میشود تا افراد فکر کنند صداها از داخل هتل است، در دوران هیپی ها در سالهای دهه 60 و 70 مردم منطقه تودوس سانتوس بخاطر کشت ماریجوآنا در زمینهای حاصلخیزش و بعد رول کردن آن به شکل "کولیتاس" (یک اصطلاح مکزیکی برای سیگار ماریجوآنا) معروف شده بودن، حقیقت ساده ای هست و آن اینکه هتل کالیفرنیا در 1950 و بسیار قبل از موزیک راک کلاسیک یا هیپی ساخته شده بود، این هم یک روایت دیگر: اينكه اين هتل كجاست و چرا ساكنان آن خودشان را زنداني ميدانند و يا اينكه آن جانورِ سگجان كه به ضرب چاقوهاي فولادي هم از پا در نميآيد چه جور جانوري است، سوالهايي است كه از سال تولد اين ترانه يعنی 1977 ميلادي تا همیشه مطرح بوده است.
عدهاي معتقد بودند اين هتل كنايه از يك آسایشگاه رواني است كه يكي از اعضاي گروه «ايگلز» مدتي در آن بستري بوده است. بعضي ميگفتند اين ترانه حال و روز افراد معتاد را به تصوير ميكشد كه به دست خودشان اسير شدهاند و اگر چه به اختيار خودشان وارد اين ماجرا شدهاند اما ديگر خروج از آن برايشان ممكن نيست. بامزهتر اينكه شايعه شده بود كه دو تن از اعضاي گروه ايگلز شبي را در هتلي به همين نام (كه البته وجود خارجي هم دارد) گذراندهاند و ماجراهاي عجيبي برايشان اتفاق افتاده است و اين ترانه در واقع شرح آن ماجراهاست.
#هتل_كاليفرنيا
#ايگلز
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21