انسان هزاره هشتم
119 subscribers
1.01K photos
74 videos
16 files
139 links
(ادبی تاریخ فلسفه)

ارتباط با ادمین. @Mithra1991
Download Telegram
@tarikh21
تعداد ابله ها از برگ درختان و قناری ها بیشتر است
تمامی کبوترهای سرنشین این جهان
تعدادشان به شمار احمق های این شهر نمی رسد
ای دوست...
کودن ها اینجا،پادشاه اند،منتقد اند،حاکم اند،
استاد استاتیک هستند،موسیقادانند،روزنامه نگاراند،شاعراند
تعداد ابله ها از شمار ستارگان بیشتر است
تعداد ابله ها بیشتر می شود...
چه ساده می توانند بکشند...
ای دوست
من می میرم و ابله ها هرگز هرگز نخواهند مرد.

"تعداد ابله ها"
#بختیار_علی
ترجمه : صلاح کهنه پوشی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
می دانی ، ما می خواستیم دنیا را عوض کنیم ، حالا می بینیم فقط خودمان عوض شده ایم .

"آينه هاي دردار"
#هوشنگ_گلشيري
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تصوير:تظاهرات انقلاب ٥٧
@tarikh21
آنچه را امروز طبیعت زنانه می نامند، چیزی یکسره تصنعی است، زیرا محصول سرکوب در برخی جهات و تشویق و ترغیب در جهاتی دیگر است. زنان به خاطر حرکت در مسیر خواست مردان، چنان از خلاقیت و اندیشه به دور مانده اند، و چنان عواطف و احساساتشان رشد یافته است، که دیگر نمی توانیم بگوییم طبیعت واقعی آنان چگونه است؛

چنانکه "اگر نیمی از یک گیاه را در گلخانه و نیمه ی دیگرش را در برف" قرار دهیم نمی توانیم طبیعت واقعی آن گیاه را تشخیص دهیم. اگر زنان از همان آزادیها و آموزشهایی که در دسترس مردان است برخوردار شوند، آن گاه تقریباً همه ی تفاوتهای ظاهری میان زن و مرد از میان خواهد رفت. و این وضعیت به نفع مردان نیز خواهد بود، زیرا قدرت بیش از حد انسان را متکبر و خودپسند می سازد...

"كتاب انقیاد زنان"
#جان_استوارت_میل
برگردان:علاءالدین طباطبايي
در این زمینه تردید وجود دارد که آیا فردی جهان دیده در گوشه ای از جهان شیئی منفورتر از چهره انسانی دیده است یا خیر .

#انسانی_بسیار_انسانی
(منفورترین)
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
ترس نخستين مادر خدايان است و از ميان اقسام ترس، خوف از مرگ مقام مهمتري دارد.

"تاريخ تمدن"
#ويل_دورانت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
تصوير: ژوپيتر خداي يونان باستان
@tarikh21
و ابراهیم در نیمه شبی بیدارگردیدو به تنها فرزندش ،اسحاق بگفت:رویایی دیده ام که در ان ندای خدای را بشنیده ام که باید تنها فرزندم را برایش قربانی کنم.پسر،شلوارتو پات کن که بریم.اسحاق برخود لرزیدو بگفت:چی میگی تو؟وقتی اینوگفت،تو چی کفتی؟
ابراهیم فرمود:چی بگم؟وقتی خودم فقط با لباس زیر شلواری ،اونم توی ساعت دو صبح دارم با خدای خالق هستی حرف میزنم،چی میتونم بگم؟
-اسحاق به پدر گفت:اون گفته چرا میخواد منو قربونی کنه؟
ابراهیم پاسخ داد :ان که ایمان دارد و وفادار است را سوال روا نیست.حالا بدو بریم، چون من فردا کار دارم.
و سارا،همسر ابراهیم که از این ازمون دشوارکه سبب رَنجَش بود مطلع گردید گفت: از کجا میدونی اون یارو خود خدا بوده؟یا مثلا دوستش نبوده؟مثلا یه دوستی که شوخی های این طوری دوست داره.خود خدا هم از این شوخی های خرکی زیاد میکنه.حالا اگه این شوخی های خدا دست دشمنش بیفته ،امثال ماها باید تاوونش رو بدیم.
ابراهیم پاسخ داد:نه ،خود خدا بود ،یک صدای رسا و عمیق و درست تنظیم شده بود .هیچ کس نمیتونه تو صحرا چنین صدای تنظیم و درستی رو سر صحنه تولید کنه.
ساراگفت:حالا واقعا میخوای چنین کار احمقانه ای بکنی؟
ابراهیم گفت:راستشو بخوای ،اره چون میخوام کلام خدا رو به زیر سوال ببرم ونشون بدم یکی از احمقانه ترین کارایی که میشه کرد همون کاریه که خدا کفته انجامش بدین.مخصوصا با وضعیت اقتصادی این منطقه ای که ما داریم.
ابراهیم اسحاق را به قربانگاه برد اما در اخرین لحظه خداوند دستش را گرفت و بگفت:چگونه توانستی چنین کنی؟
ابراهیم گفت:اما خودت اینو خواستی....
خداوند گفت:حال من چنین اراده کرده باشم ،هرکسی که کار احمقانه ای را ز تو طلب نموده ،باید انجام دهی؟
ابراهیم گفت:نه والله.....نه.
خداوند گفت:من به مزاح امر کردم که تو اسحاق را قربانی کنی و تو دراین کار لحظه ای درنگ نکردی.
ابراهیم در برابر خالق هستی به زانو افتاد و گفت:اخه اصلا تو فکرم نبود که داری شوخی میکنی!
خداوند کفت:از مزاح که بگذریم ،واقعا نمی توانم این کار تو را باور کنم.
ابراهیم گفت :ایا این ثابت نمیکند که من عاشقت هستم و برای تو هرکاری میکنم؟
و پروردگار بفرمود:این به ثبوت میرساند که بعضی انسانها حاضرند هرکاری را برای صدایی خوش و زیبا انجام دهند و اصلا هم مهم نیست که نیت ان صدا چه باشد .
خداوند به ابراهیم رخصت داد و دگر روز ،باری دیگر به دیدارش رفت....

"بخش دوم از طومارها"
#وودی_آلن
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
گالی گی: یک آدم هر چه باشد به حساب نمی آید، باید کسی باشد که اسمش را صدا بزند...

"آدم آدم است"
#برتولت_برشت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
حدود 100 سال پیش، یعنی در ابتدای قرن بیستم، ایده ابعاد بالاتر، در جامعه انگلستان، رواج پیدا کرد. مردم شروع به بررسی این موضوع کردند و این سوال ساده در بین مردم مطرح شد:

"اگر ما در ابعاد بالاتر باشیم و به یکی در ابعاد پایین نگاه کنیم، به نظر ما چه شکلی خواهند داشت؟"

مردم متوجه شدند که برای کسانی که در یک دنیای مسطحِ دو بعدی زندگی می کنند، ما که در جهانی 3 بعدی هستیم، به نوعی خدا گونه جلوه خواهیم کرد. یعنی ما می توانیم در آنجا از دیوارها عبور کنیم{به همان راحتی که از روی خطی که روی زمین کشیده ایم قدم بر می داریم}. می توانیم ناپدید شویم { وقتی در بعد سوم، یعنی ارتفاع قرار بگیریم، از نظر آنان غیب می شویم}. می توانیم وارد گاوصندوق ها شده و طلاها را بدون باز کردن در آن بدزدیم.
اگر بخواهند زندانی در آنجا داشته باشند، خطی دایره ای دور موجودات مسطح آنجا می کشند.

اگر از زندانی بپرسید: "چرا از آنجا فرار نمی کنی؟"

به شما می گوید: "چطوری فرار کنم؟ هر طرف که بروم به دیوار می خورم!"
شما هم احتمالا خواهید گفت: "خوب چرا بالا نمی آیی؟"
او هم خواهد گفت: "چیزی به اسم بالا وجود ندارد، فقط عرفا و دیوانه ها در باره بالا صحبت می کنند. چنین چیزی اصلا معنی نداره."

خوب اگر بخواهید آنها را بلند کنید چه چیزی خواهند دید؟ همینطور که آنها در دنیای سه بعدی معلق هستند، محل تقاطع دنیای دو بعدی و سه بعدی را خواهند دید. خوب ما را چگونه خواهند دید؟ اگر به سینه من نگاه کنند، سه خط بسته می بینند، یعنی دو دایره که با زوهای من هستند و مقطع کشیده شده قفسه سینه من. اگر او را تا سطح گردنم بالا بیاورم، آن سه خط تبدیل به یک دایره می شوند که گردنم است. اگر بالاتر ببریم، دایره هم محو می شود چون از سرم بالاتر است. آنها ما را اینطور می بینند.

آنها ممکن است فکر کنند ما نوعی موجود با توانایی های خدا گونه هستیم، چون می توانیم از زندان فرار کنیم، می توانیم از دیوارها رد شویم
و بعد جنبشهایی بوجود آمدند که معتقد بودند اشباح در این ابعاد بالاتر زندگی می کنند. کلیسا هم وارد ماجرا شد و حتی گفتند که خدا هم ممکن است در بعد چهارم باشد.

#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
ﻣﻌﻠﻢ میﮔﻮﻳﺪ ﺑﺎﻻﺗﺮﻳﻦ ﺍﺭﺝ " ﺷﻬﻴﺪ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺩﻳﻦ " ﺍﺳﺖ ﻭ ﭘﺪﺭ میﮔﻮﻳﺪ : بزﺭﮒﺗﺮﻳﻦ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺷﻬﻴﺪ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﮐﺸﻮﺭ می‌باشد .
و ﻣﻦ می‌ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺪﺍﻧﻢ آﻳﺎ کسی ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻤﺎﻧﻴﻢ ؟؟؟

"مرگ شغل شریفی نیست"
#ﻓﺮﺍﻧﻚ_ﻣﻚ_ﻛﻮﺭﺕ
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
کشیشان مغازه های معطر و خوش بوی خود را کلیسا می خوانند.

"چنین گفت زرتشت"
#فردريش_نيچه
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
آنکه دوستش داریم همه گونه حقی بر ما دارد. حتی حق آنکه دیگر دوستمان نداشته باشد، و نمیتوان از او رنجشی به دل گرفت. بلکه باید تنها از خود رنجید که چرا باید آنقدر کم شایسته ی محبت باشیم که دوست ما را ترک کند.
و این خود دردی کشنده است...

"ژان کریستف"
#رومن_رولان
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
كليسا فقط به دو كار می آد: برای خوب به دنیا اومدن و خوب از دنیا رفتن، متوجهی که؟
اما همون بهتر که بین گهواره تا گور توی کارهایی که بهش ربطی نداره دخالت نکنه و بره نوزادها را غسل تعمید بده و ارواح مرده ها را دعا کنه!

"آب سوخته"
#كارلوس_فوئنتس
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
@tarikh21
ما تنهاییم، بدون دستاویزی که عذرخواه ما باشد. این معنی، همان است که من با جمله ی "بشر محکوم به آزادی است" بیان می کنم.
بشر محکوم است، زیرا خود را نیافریده و در عین حال، آزاد است، زیرا همین که پا به جهان گذاشت مسئول همه ی کارهایی است که انجام می دهد.

"اگزيستانسياليسم و اصالت بشر"
#ژان_پل_سارتر
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
همه در پیشگاه پروردگار برابرند؛ تا کنون یاوه گویی از این بالاتر بر این کره خاکی دیده نشده است !

#استاندال
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
از شكاف در
هم سوز مي ايد
هم نور ماه

#عباس_کیارستمی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عباس كيارستمي "طعم گيلاس" را چشيد و رفت
فيلمساز يك سرى دروغ را كنار هم ميچيند تا به حقيقتى والاتر برسد، نه لزوماً به واقعيت.

#عباس_کیارستمی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
وقتي جايزه گرفت كسي به استقبالش نرفت.
تنهایی چیزهای زیادی به انسان می آموزد. اما تو نرو
بگذار من نادان بمانم...!

#ناظم_حکمت
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
عكاس:
Jose Luis Barcia Fernandez
@tarikh21
ژوپیتر: نگاهم کن، به تو گفتم که همسان من ساخته شده ای.هر دوی ما نظم برقرار می کنیم.تو در آرگوس،من در دنیا.و یک راز بر قلب های من سنگینی می کند.

اژیست:من رازی ندارم

ژوپیتر:چرا،همان راز من.راز دردناک خدایان و فرمانروایان؛و آن اینست که انسان ها آزادند.آن ها آزادند.اژیست تو این را می دانی و آن ها نمی دانند.

اژیست:پناه بر خدا،اگر این را می دانستند قصرم را از چهار طرف به آتش می کشیدند
پانزده سال است که کمدی بازی می کنم برای اینکه قدرتشان را از آن ها مخفی کنم.

#مگسها
#ژان_پل_سارتر
ترجمه: "مهدی روشن زاده"
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
شيخی را گفتند: خرقه ی خویش را بفروش
گفت:اگر صیاد دام خود را فروشد، با چه چیز شکار کند؟!

"لطایف الطوایف"
#عبید_زاکانی
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21
هرکس هر قدر پست و شریر هم باشد باز در گوشه ای از زندگی اش چیزی پنهان دارد که اگر آن را دریابیم او را می بخشاییم .

#آلبر_كامو
@tarikh21
عكاس:Ribert dear
استيصال سرباز اسرائیلی در سرزمين هاى اشغالى
@tarikh21
گريه اش گرفت:" من بايد بالاخره زندگانی بکنم ، بايد شوهر بکنم." حالا مطلب را فهميدم . آن مردی که تازگی با او آشنايی پيدا کرده است شايد بايد شوهر او بشود . شايد اگر کاتوشکا خودش می توانست و عوامل ديگر او را مجبور نمی کردند ، با من زندگی می کرد بدون اين که زن من بشود.حالا نه پدر و نه مادر ، هيچ کس او را مجبور نمی کرد اما يک ديو منحوس مندرس مهيب ، پول ، جامعه ، محيط او را مجبور می کرد که برود خودش را بفروشد ، برای يک عمر بفروشد ، برای اينکه فقط زندگانی کند ، زن ها همه خود را می فروشند ، بعضی در مقابل يک پول جزيی برای ساعت و روز ، بعضی ديگر برای يک عمر در مقابل تأمين زندگی.

#چمدان
#بزرگ_علوي
#داستان_هاي_ايراني
#انسان_هزاره_هشتم
@tarikh21