دشتی💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘
به هر سر چشمه ای آب زلالست
نه هر لاله رخی صاحب کمالست
نه هر برگشته بختی هست فايز
نه هر گلدسته خوان مثل بلالست
خدا وندا دلم از دين بری شد
اسير دام زلف آن پری شد
پری ديد و پريشان گشت فايز
پری را هر که ديد از دين بری شد
شب ابرست و دنيا تيره تار است
خيالم پاسبان کوی يار است
پلنگ نفس فايز سينه بر خاک
بکش جانا که هنگام شکار است
اگر صد تير ناز از دلبر آيد
مکن باور که آه از دل بر آيد
پس از صد از سال بعد از مرگ فايز
هنوزم آواز دلبر دلبر آيد
بيا جانا که دنيا را وفا نيست
جوی راهت در این محنت سرا نيست
در این ره هر چه فايز ديده بگشود
زهمراهان اثر جز نقش پا نيست
چو آمد فکر يار اند ضميرم
بسوزد خرمن ماه از نفيرم
نه فايز پير عمر ماه و سالست
غم هجران جانان کرده پيرم
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
به هر سر چشمه ای آب زلالست
نه هر لاله رخی صاحب کمالست
نه هر برگشته بختی هست فايز
نه هر گلدسته خوان مثل بلالست
خدا وندا دلم از دين بری شد
اسير دام زلف آن پری شد
پری ديد و پريشان گشت فايز
پری را هر که ديد از دين بری شد
شب ابرست و دنيا تيره تار است
خيالم پاسبان کوی يار است
پلنگ نفس فايز سينه بر خاک
بکش جانا که هنگام شکار است
اگر صد تير ناز از دلبر آيد
مکن باور که آه از دل بر آيد
پس از صد از سال بعد از مرگ فايز
هنوزم آواز دلبر دلبر آيد
بيا جانا که دنيا را وفا نيست
جوی راهت در این محنت سرا نيست
در این ره هر چه فايز ديده بگشود
زهمراهان اثر جز نقش پا نيست
چو آمد فکر يار اند ضميرم
بسوزد خرمن ماه از نفيرم
نه فايز پير عمر ماه و سالست
غم هجران جانان کرده پيرم
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
پند💨💨💨💨💨💨💨💨💨💨
جوانی می کند روشن چراغ زندگانی را
چه سود از اینکه در پیری کنی وصف جوانی را
حیات ما به تن روح خدایی بود از اول
دریغا سر بریدیم این همای آسمانی را
توانایی چو داری نیستت دوران دانایی
چو دانا می شوی بینی جفای ناتوانی را
شکارت می کند دست اجل با تیر مرگ آخر
اگر باور نداری کن نگه قدّ کمانی را
اگر خواهی نگیرد دزد ایمان، خانة دل را
به چشم خویشتن آموز رسم پاسبانی را
اگر در اوج قدرت، ناله مظلوم لرزاندت
سزد کز شیرحق گیری مدال قهرمانی را
ملک در سیر معراج تو از ره باز می ماند
به خود آی و رها کن این سرای استخوانی را
کشیده نفس سرکش تیغ، بهر کشتنت، جانا!
به جسمت تا بود جانی، بکش این دیو جانی را
به مهمانیّ شیطان نیست، جز خوان خطا ای دل!
خدا را بر شیاطین واگذار این میهمانی را
نفس آلوده، دل مرده، بدن کاهیده، جان خسته
سزد “میثم” بخوانی احتضار این زندگانی را
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
جوانی می کند روشن چراغ زندگانی را
چه سود از اینکه در پیری کنی وصف جوانی را
حیات ما به تن روح خدایی بود از اول
دریغا سر بریدیم این همای آسمانی را
توانایی چو داری نیستت دوران دانایی
چو دانا می شوی بینی جفای ناتوانی را
شکارت می کند دست اجل با تیر مرگ آخر
اگر باور نداری کن نگه قدّ کمانی را
اگر خواهی نگیرد دزد ایمان، خانة دل را
به چشم خویشتن آموز رسم پاسبانی را
اگر در اوج قدرت، ناله مظلوم لرزاندت
سزد کز شیرحق گیری مدال قهرمانی را
ملک در سیر معراج تو از ره باز می ماند
به خود آی و رها کن این سرای استخوانی را
کشیده نفس سرکش تیغ، بهر کشتنت، جانا!
به جسمت تا بود جانی، بکش این دیو جانی را
به مهمانیّ شیطان نیست، جز خوان خطا ای دل!
خدا را بر شیاطین واگذار این میهمانی را
نفس آلوده، دل مرده، بدن کاهیده، جان خسته
سزد “میثم” بخوانی احتضار این زندگانی را
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
Forwarded from کانون مداحان و شاعران تیران وکرون (رسول مهرابی)
روضه حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها
_ سید مهدی میرداماد
قربون اون مادر برم که یه تنه سپر بلای علی شد ، دیگه چیزی نمونده ها،قربون اون مادر برم که یه نفری وسط مدینه ایستاد ، بزار اینطور بگم.....
(سینه م رو سپر می کنم
می گم آقام علی ) 2
عالمو خبر می کنم
می گم آقام علی
ناله داری ،نداری نمی دونم اما اسم بی بی تنور دلو روشن می کنه،یه موقع هست کسی که سپر بلا می شه ،قدرتش رو داره،جونش رو داره ،شرایط و ویژگیش رو داره،من از شما یه سوال می کنم،کجا دیدید یه زن باردار بین در و دیوار تنهای تنها سپر بشه.....؟!!!
آخ ....نبود نه ،نگرد خیلی ها گشتند میگه یعنی یه مرد تو مدینه نبود؟ می گم نبود...مردای مدینه خواب بودن کسی خبر نداشت ..... آخ آخ آخ ، الان این سپر بلا گوشه ی خانه افتاده" بی خود نبود پیغمبر به علی گفت شمشیرت رو نگه دار،اسبت رو نگه دار سپرت رو بفروش خرج عروسی فاطمه کن ،می خواست با زبان بی زبانی بگه علی ،زهرا سپر بلای تو هست، یه زهرا بهت می دم یه نفری یه مدینه رو سپاهه" ناله دار باش ....
آخ قربونت برم خانم جان ،چه خبره گوشه خانه،این سپر بلا داره کم کم آب می شه ،پوستی رو استخوان می مانه،دیگه چند رو دیگه امیرالمومنین (ع) یه عبارتی داره من هر وقت می خوام این عبارت رو بخونم باور کنید دست و پام می لرزه یه عبارتی می گه این روز های آخر *صارت کالخیال* یعنی مثل یه شبه شده بود میگه روز های آخر دیگه فاطمه ای باقی نمونده ....آخ بمیرم برات کاش لااقل دردش رو به علی می گفت...کاش لااقل به بچه هاش میگفت تو خودش نمی ریخت ؛ آدم دردش رو یه موقعی تو خونت بودی درد داشتی افتاده بودی اونی که مضاعف می کنه درد رو دو تا چیزه ،مطلب اول اینکه نتونی به کسی بگی درد داری،پنهان کنی ،یه جوری درد بکشی کسی نفهمه،مطلب دوم اینکه کسی نیاد عیادتت مریض نگاش به دره،یه نفر بیاد احوالش رو بپرسه قربون اون مریضه ای برم که کسی در خانه ش و نزد فقط اون دو نفر زدن که ای کاش نمیزدن زدن بیان ببینن کار فاطمه به کجا رسید .....
_ سید مهدی میرداماد
قربون اون مادر برم که یه تنه سپر بلای علی شد ، دیگه چیزی نمونده ها،قربون اون مادر برم که یه نفری وسط مدینه ایستاد ، بزار اینطور بگم.....
(سینه م رو سپر می کنم
می گم آقام علی ) 2
عالمو خبر می کنم
می گم آقام علی
ناله داری ،نداری نمی دونم اما اسم بی بی تنور دلو روشن می کنه،یه موقع هست کسی که سپر بلا می شه ،قدرتش رو داره،جونش رو داره ،شرایط و ویژگیش رو داره،من از شما یه سوال می کنم،کجا دیدید یه زن باردار بین در و دیوار تنهای تنها سپر بشه.....؟!!!
آخ ....نبود نه ،نگرد خیلی ها گشتند میگه یعنی یه مرد تو مدینه نبود؟ می گم نبود...مردای مدینه خواب بودن کسی خبر نداشت ..... آخ آخ آخ ، الان این سپر بلا گوشه ی خانه افتاده" بی خود نبود پیغمبر به علی گفت شمشیرت رو نگه دار،اسبت رو نگه دار سپرت رو بفروش خرج عروسی فاطمه کن ،می خواست با زبان بی زبانی بگه علی ،زهرا سپر بلای تو هست، یه زهرا بهت می دم یه نفری یه مدینه رو سپاهه" ناله دار باش ....
آخ قربونت برم خانم جان ،چه خبره گوشه خانه،این سپر بلا داره کم کم آب می شه ،پوستی رو استخوان می مانه،دیگه چند رو دیگه امیرالمومنین (ع) یه عبارتی داره من هر وقت می خوام این عبارت رو بخونم باور کنید دست و پام می لرزه یه عبارتی می گه این روز های آخر *صارت کالخیال* یعنی مثل یه شبه شده بود میگه روز های آخر دیگه فاطمه ای باقی نمونده ....آخ بمیرم برات کاش لااقل دردش رو به علی می گفت...کاش لااقل به بچه هاش میگفت تو خودش نمی ریخت ؛ آدم دردش رو یه موقعی تو خونت بودی درد داشتی افتاده بودی اونی که مضاعف می کنه درد رو دو تا چیزه ،مطلب اول اینکه نتونی به کسی بگی درد داری،پنهان کنی ،یه جوری درد بکشی کسی نفهمه،مطلب دوم اینکه کسی نیاد عیادتت مریض نگاش به دره،یه نفر بیاد احوالش رو بپرسه قربون اون مریضه ای برم که کسی در خانه ش و نزد فقط اون دو نفر زدن که ای کاش نمیزدن زدن بیان ببینن کار فاطمه به کجا رسید .....
Forwarded from اَیـنَ صــَاحِـــبـُـنــا ؟
1_44642550.pdf
289.8 KB
Forwarded from کانون مداحان و شاعران تیران وکرون (رسول مهرابی)
روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها به نفسِ سید رضا نریمانی -(داری میری و خودتم اینو خبر داری)
داری میری و خودتم اینو خبر داری
نگفتی این روزا چرا دست به کمر داری؟
دردِ کمر موقع راه رفتن خطر داره
هرجا میری تنها نرو که دردسر داره ..
کمتر برو بیرونِ خونه
کمتر سر تو درد بگیره
میترسم از اینکه یه روزی
راهت رو یک نامرد بگیره ...
آتیش به دربِ خونمون انداختنُ رفتن
رو در و دیوار لخته خون انداختنُ رفتن
فضه رسید وقتی که سیلِ خون به راه افتاد
به زیر نور ماه ، یه ماهِ پابه ماه افتاد
دیدم حسن از رویِ ایوون
دید آخرش مادر زمین خورد
تو بد زمین خوردی میدونم
محسن از اون بدتر زمین خورد
لعنت به اون که پشت در آتیش و روشن کرد
زینب داره میبینه هرکاری که دشمن کرد
هنوز یه هفته از تولدش نمیگذشت که
لباسِ مشکلی عزایِ مادرو تن کرد
من دل ندارم که ببینم
یکم دلش آزار ببینه
خیلی شلوغی دوست نداره
ای وای اگه بازار ببینه ...
*صدا زد زینبُ .. دخترم بیا ، مادر میخواد وصیت کنه. فرمود بقچهای کنار گذاشتم ، میشه برا مادر بیاری؟ .. بقچه رو آورد گذاشت جلو مادر . گفت زینبم درِ بقچه رو باز کن . با همون دستایِ کوچولوش گرهها رو باز کرد ، دید سه تا کفن میونه بقچه ست ...
دخترم اولین کفن مال منه .. کفنِ دوم مال بابات علیِ .. کفنِ سوم مال حسنِ .. یه مرتبه دید متحیرانه داره نگاه میکنه ... میگه زینب یه آهی کشید ، مادر نکنه حسینُ یادت رفته؟! ...
یه مرتبه دوتایی گریه کردن .. صدا زد نه زینبم فراموشم نشده ، برا حسینم یه پیراهن دوختم. این پیراهنُ بهش بده ، لحظهای که میخواست بره میدان ، از طرف من زیر گلوی حسینمُ ببوس ...
داره حسینش میره، یه مرتبه دید داره صدا میزنه « مهلاً مهلاً » همینطور داره میره ، دوباره صدا زد : « مهلاً مهلاً » داره میره .. اما یهمرتبه صدا زد « یابن الزهرا ... »
تا گفت یابن الزهرا برگشت .. چی میگی زینبم ؟.. صدا زد وصیت مادرمه؛ یه بوسه زیر گلویِ حسینش زد ... کاش به همینجا ختم میشد ، اما این بوسه ، بوسۀ آخر زینب نبود ..
اینجا گلوی سالم حسینُ بوسه زد. اما چند ساعت بعد اومد تو گودال ، این نیزه شکستهها رو کنار زد ...
آی حسین ....
شاعر: #مظاهر_کثیری_نژاد
داری میری و خودتم اینو خبر داری
نگفتی این روزا چرا دست به کمر داری؟
دردِ کمر موقع راه رفتن خطر داره
هرجا میری تنها نرو که دردسر داره ..
کمتر برو بیرونِ خونه
کمتر سر تو درد بگیره
میترسم از اینکه یه روزی
راهت رو یک نامرد بگیره ...
آتیش به دربِ خونمون انداختنُ رفتن
رو در و دیوار لخته خون انداختنُ رفتن
فضه رسید وقتی که سیلِ خون به راه افتاد
به زیر نور ماه ، یه ماهِ پابه ماه افتاد
دیدم حسن از رویِ ایوون
دید آخرش مادر زمین خورد
تو بد زمین خوردی میدونم
محسن از اون بدتر زمین خورد
لعنت به اون که پشت در آتیش و روشن کرد
زینب داره میبینه هرکاری که دشمن کرد
هنوز یه هفته از تولدش نمیگذشت که
لباسِ مشکلی عزایِ مادرو تن کرد
من دل ندارم که ببینم
یکم دلش آزار ببینه
خیلی شلوغی دوست نداره
ای وای اگه بازار ببینه ...
*صدا زد زینبُ .. دخترم بیا ، مادر میخواد وصیت کنه. فرمود بقچهای کنار گذاشتم ، میشه برا مادر بیاری؟ .. بقچه رو آورد گذاشت جلو مادر . گفت زینبم درِ بقچه رو باز کن . با همون دستایِ کوچولوش گرهها رو باز کرد ، دید سه تا کفن میونه بقچه ست ...
دخترم اولین کفن مال منه .. کفنِ دوم مال بابات علیِ .. کفنِ سوم مال حسنِ .. یه مرتبه دید متحیرانه داره نگاه میکنه ... میگه زینب یه آهی کشید ، مادر نکنه حسینُ یادت رفته؟! ...
یه مرتبه دوتایی گریه کردن .. صدا زد نه زینبم فراموشم نشده ، برا حسینم یه پیراهن دوختم. این پیراهنُ بهش بده ، لحظهای که میخواست بره میدان ، از طرف من زیر گلوی حسینمُ ببوس ...
داره حسینش میره، یه مرتبه دید داره صدا میزنه « مهلاً مهلاً » همینطور داره میره ، دوباره صدا زد : « مهلاً مهلاً » داره میره .. اما یهمرتبه صدا زد « یابن الزهرا ... »
تا گفت یابن الزهرا برگشت .. چی میگی زینبم ؟.. صدا زد وصیت مادرمه؛ یه بوسه زیر گلویِ حسینش زد ... کاش به همینجا ختم میشد ، اما این بوسه ، بوسۀ آخر زینب نبود ..
اینجا گلوی سالم حسینُ بوسه زد. اما چند ساعت بعد اومد تو گودال ، این نیزه شکستهها رو کنار زد ...
آی حسین ....
شاعر: #مظاهر_کثیری_نژاد
💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖
سلام.عید شما مبارک باشد انشالله سال پر خیر و برکت. و دوری از هر غم و اندوهی داشته باشید
💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝
سلام.عید شما مبارک باشد انشالله سال پر خیر و برکت. و دوری از هر غم و اندوهی داشته باشید
💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝
پنديات🌞🌞🌞🌞🌞🌞🌞🌞🌞🌞
تابه دنيا پای بندی مرد عقبی نيستی
تا اسير نفسِ دونی اهل تقوا نيستی
تا اساسِ عيش وآسايش.فراهم باشدت
با خبر ازمردم افتاده از پانيستی
چند با آرايشِ ظاهر فريبی خويش را
وای اگر بينی که درباطن.توزيبا نيستی
اين قدر مغرور بر.زيبائی صورت مباش
تا به صورت می گرائی.فکر معنا نيستی
تا به کی اصلاح خود را.وعده برفردا دهی
اين چنين انديشه کن با خود.که فردانيستی
بدترينْ دردِ بشر.جهل است.کز.آن غافلی
دردمندی ازچه در.قيدِ مداوا نيستی
نقد نيرویِ جوانی رايگان از کف مده
ياد کن ايام پيری را.که بُرنا نيستی
تا توان داری به کار خويش.تدبيری بکن
می رسد روزی که بر کاری.توانا نيستی
انتهای کوی پيری نيست .جز بن بستِ مرگ
عالَمی دراين مسيرند و.توتنها نيستی
فرصتی تا هست.اسبابِ سفر آماده کن
کاندرآن عالَم دگر.مانند دنيا نيستی
گر تو را ناگه ندایِ الرَّحيل.آيد به گوش
لب به دندان می گزی.زيرامهيّا نيستی
گفتنی را هرچه بتوان گفت.فولدی.بگوی
گرچه در دفن.سخن گويا و دانا نيستی
💓💓💓💓💓💓💓💛💓💓
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
تابه دنيا پای بندی مرد عقبی نيستی
تا اسير نفسِ دونی اهل تقوا نيستی
تا اساسِ عيش وآسايش.فراهم باشدت
با خبر ازمردم افتاده از پانيستی
چند با آرايشِ ظاهر فريبی خويش را
وای اگر بينی که درباطن.توزيبا نيستی
اين قدر مغرور بر.زيبائی صورت مباش
تا به صورت می گرائی.فکر معنا نيستی
تا به کی اصلاح خود را.وعده برفردا دهی
اين چنين انديشه کن با خود.که فردانيستی
بدترينْ دردِ بشر.جهل است.کز.آن غافلی
دردمندی ازچه در.قيدِ مداوا نيستی
نقد نيرویِ جوانی رايگان از کف مده
ياد کن ايام پيری را.که بُرنا نيستی
تا توان داری به کار خويش.تدبيری بکن
می رسد روزی که بر کاری.توانا نيستی
انتهای کوی پيری نيست .جز بن بستِ مرگ
عالَمی دراين مسيرند و.توتنها نيستی
فرصتی تا هست.اسبابِ سفر آماده کن
کاندرآن عالَم دگر.مانند دنيا نيستی
گر تو را ناگه ندایِ الرَّحيل.آيد به گوش
لب به دندان می گزی.زيرامهيّا نيستی
گفتنی را هرچه بتوان گفت.فولدی.بگوی
گرچه در دفن.سخن گويا و دانا نيستی
💓💓💓💓💓💓💓💛💓💓
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
شعربی وفایی دنیا-ترکی
قالمیوب بیرکسه اجلال جهان قالمیاجاق
اجلین پیکی گلن وقتیده جان قالمیاجاق
چاتاجاق عاقله ده جاهله ده نوبت مرگ
آری آری ئولجک پیر و جوان قالمیاجاق
بشرون گل کیمی آخرده یوزی صولمالیدی
پیر وقتیده وجودینده توان قالمیاجاق
آلاجاق خاک سیه ،سینه سینه مردوزنی
جریاندان دوشه جک جسمیده قان قالمیاجاق
یوزونون زینتی انسانی سالار درده سره
عاشق زیبنه شور و هیجان قالمیاجاق
سرای قبر قارانلوقدی بیر چراغ گوندر
چراغ اولماسا شمع شبانه قالمیاجاق
بوعالمون نچه گوندوز قوناقیوق هاممیز
گلن قوناق گیدجک اهل زمانه قالمیاجاقمداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
💨💨💨💨💨💨💨💨💨💨
قالمیوب بیرکسه اجلال جهان قالمیاجاق
اجلین پیکی گلن وقتیده جان قالمیاجاق
چاتاجاق عاقله ده جاهله ده نوبت مرگ
آری آری ئولجک پیر و جوان قالمیاجاق
بشرون گل کیمی آخرده یوزی صولمالیدی
پیر وقتیده وجودینده توان قالمیاجاق
آلاجاق خاک سیه ،سینه سینه مردوزنی
جریاندان دوشه جک جسمیده قان قالمیاجاق
یوزونون زینتی انسانی سالار درده سره
عاشق زیبنه شور و هیجان قالمیاجاق
سرای قبر قارانلوقدی بیر چراغ گوندر
چراغ اولماسا شمع شبانه قالمیاجاق
بوعالمون نچه گوندوز قوناقیوق هاممیز
گلن قوناق گیدجک اهل زمانه قالمیاجاقمداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
💨💨💨💨💨💨💨💨💨💨
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘
🌺☘🌺
☘🌺
🌺
#تلنگر
آورده اند که ، عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود نانوا به او نان نداد و عابد رفت
مردی که آنجا بود عابد را شناخت
به نانوا گفت این مرد را می شناسی؟
گفت : نه
مرد گفت : فلان عابد بود
نانوا گفت : من از مریدان اویم
دنبالش دوید و گفت می خواهم شاگرد شما باشم ، عابد قبول نکرد
نانوا گفت اگر قبول کنی من امشب تمام آبادی را طعام می دهم ، عابد قبول کرد
وقتی همه شام خوردند
نانوا گفت : سرورم دوزخ یعنی چه؟
عابد پاسخ داد : دوزخ یعنی اینکه تو برای رضای خدا یک نان به بندۀ خدا ندادی ولی برای رضایت دل بندۀ خدا یک آبادی را نان دادی
•┈┈••✾•🍃🌼🍃•✾••┈┈•
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
•┈┈••✾•🍃🌼🍃•✾••┈┈•
🌺☘🌺
☘🌺
🌺
#تلنگر
آورده اند که ، عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود نانوا به او نان نداد و عابد رفت
مردی که آنجا بود عابد را شناخت
به نانوا گفت این مرد را می شناسی؟
گفت : نه
مرد گفت : فلان عابد بود
نانوا گفت : من از مریدان اویم
دنبالش دوید و گفت می خواهم شاگرد شما باشم ، عابد قبول نکرد
نانوا گفت اگر قبول کنی من امشب تمام آبادی را طعام می دهم ، عابد قبول کرد
وقتی همه شام خوردند
نانوا گفت : سرورم دوزخ یعنی چه؟
عابد پاسخ داد : دوزخ یعنی اینکه تو برای رضای خدا یک نان به بندۀ خدا ندادی ولی برای رضایت دل بندۀ خدا یک آبادی را نان دادی
•┈┈••✾•🍃🌼🍃•✾••┈┈•
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
•┈┈••✾•🍃🌼🍃•✾••┈┈•
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
حضرت زهرا💝💝💝💝💝💝💝💝
چادرت وقتی یهودی را مسلمان میکند
یک نگاهت عالمی را مثل سلمان میکند
نوکرانت جای خود آنها که صاحب منصبند
بلکه مور خانه ات کار سلیمان میکند
مادرانه پا به روی چشم خشک من گذار
خاک پایت هر کویری را گلستان میکند
خنده ات آرامش قلب نبی و مرتضی است
اخم هایت در جهان تولید طوفان میکند
قطره وقتی که به دریا رفت،دریا میشود
بی سواد کوی تو تدریس عرفان میکند
هرکه شد خاک تو ای مهتاب،عالم تاب شد
ذره را نور رخت خورشید تابان میکند
بار هرکس را به معیار علی سنجیده ای
حب حیدر کار ما را پیشت آسان میکند
ای صفای خانه حیدر بیا و رو نگیر
این حجابت حال مَحرم را پریشان میکند
چند جمله با علی خسته ات حرفی بزن
بغض پنهان مرد را یکباره ویران میکند
در بغل زانو گرفته پهلوانت،رحم کن
که نگاه تو علی را مرد میدان میکند
درد دارد اینکه بود و پشت در خوردی زمین
تو بمان، حیدر برایت خوب جبران میکند
چادرت وقتی یهودی را مسلمان میکند
یک نگاهت عالمی را مثل سلمان میکند
نوکرانت جای خود آنها که صاحب منصبند
بلکه مور خانه ات کار سلیمان میکند
مادرانه پا به روی چشم خشک من گذار
خاک پایت هر کویری را گلستان میکند
خنده ات آرامش قلب نبی و مرتضی است
اخم هایت در جهان تولید طوفان میکند
قطره وقتی که به دریا رفت،دریا میشود
بی سواد کوی تو تدریس عرفان میکند
هرکه شد خاک تو ای مهتاب،عالم تاب شد
ذره را نور رخت خورشید تابان میکند
بار هرکس را به معیار علی سنجیده ای
حب حیدر کار ما را پیشت آسان میکند
ای صفای خانه حیدر بیا و رو نگیر
این حجابت حال مَحرم را پریشان میکند
چند جمله با علی خسته ات حرفی بزن
بغض پنهان مرد را یکباره ویران میکند
در بغل زانو گرفته پهلوانت،رحم کن
که نگاه تو علی را مرد میدان میکند
درد دارد اینکه بود و پشت در خوردی زمین
تو بمان، حیدر برایت خوب جبران میکند
پندیات💘💘💘💘💘💘💘💘💘
آسوده دلا حال دل زار چه دانی
خونخواری عشاق جگر خوار چه دانی
شب تا به سحر خفته به خلوتگه رازی
بیخوابی این دیده ی بیدار چه دانی
هرگز نخلیده به کف پای تو خاری
آزردگی سینه ی افکار چه دانی
ای فاخته پرواز کنان بر سر سروی
درد دل مرغان گرفتار چه دانی
(جامی ) تو و جام می و بیهوشی و مستی
راه و روش مردم هوشیار چه دانی
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
آسوده دلا حال دل زار چه دانی
خونخواری عشاق جگر خوار چه دانی
شب تا به سحر خفته به خلوتگه رازی
بیخوابی این دیده ی بیدار چه دانی
هرگز نخلیده به کف پای تو خاری
آزردگی سینه ی افکار چه دانی
ای فاخته پرواز کنان بر سر سروی
درد دل مرغان گرفتار چه دانی
(جامی ) تو و جام می و بیهوشی و مستی
راه و روش مردم هوشیار چه دانی
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
پدر......
ی پدر ای با دل من همنشین
ای صمیمی ای بر انگشتر نگین
ای پدر ای همدم تنهاییم
آشنایی با غم تنهاییم
***
ای طنین نام تو بر گوش من
ای پناه گریه ی خاموش من
همچو باران مهربان بر من ببار
ای که هستی مثل ابر نو بهار
***
در صداقت برتر از آیینه ای
در رفاقت باده ای بی کینه ای
ای سپیدار بلند و بی پایدار
می برم نام تو را با افتخار
***
هر چه دارم از تو دارم ای پدر
ای که هستی نور چشم و تاج سر
رحمت بارانی روشن تبار
مهربانی از مانده یادگار
***
ای پدر بوی شقایق می دهی
عاشقی را یاد عاشق می دهی
با تو سبزم ،گل بهارم ، ای پدر
هر چه دارم از تو دارم ای پدر
***
پدر ای وجودم از تو
قدرت و توان گرفته
ای که از دم نفس هات
هستی من جان گرفته
***
پدر ای که از تو جاری
خون زندگی تو رگ هام
ای که از نور دو چشمت
نور زندگی به چشمام
***
پدر ، پیچ و خم راهم
نمی خوام بی راهه باشه
گل سرخ آرزوهام
توی فکر غنچه باشه
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
ی پدر ای با دل من همنشین
ای صمیمی ای بر انگشتر نگین
ای پدر ای همدم تنهاییم
آشنایی با غم تنهاییم
***
ای طنین نام تو بر گوش من
ای پناه گریه ی خاموش من
همچو باران مهربان بر من ببار
ای که هستی مثل ابر نو بهار
***
در صداقت برتر از آیینه ای
در رفاقت باده ای بی کینه ای
ای سپیدار بلند و بی پایدار
می برم نام تو را با افتخار
***
هر چه دارم از تو دارم ای پدر
ای که هستی نور چشم و تاج سر
رحمت بارانی روشن تبار
مهربانی از مانده یادگار
***
ای پدر بوی شقایق می دهی
عاشقی را یاد عاشق می دهی
با تو سبزم ،گل بهارم ، ای پدر
هر چه دارم از تو دارم ای پدر
***
پدر ای وجودم از تو
قدرت و توان گرفته
ای که از دم نفس هات
هستی من جان گرفته
***
پدر ای که از تو جاری
خون زندگی تو رگ هام
ای که از نور دو چشمت
نور زندگی به چشمام
***
پدر ، پیچ و خم راهم
نمی خوام بی راهه باشه
گل سرخ آرزوهام
توی فکر غنچه باشه
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
اشعار مناجات با خدا
حتی اگر نبخشد این چشم تر میارزد
این دور همنشینی وقت سحر میارزد
جای گدا نشستن در خانه ی کرم نیست
هر وقت مینشینم در پشت در میارزد
گریهام گرفت و دیدم دست مرا گرفتند
پیش کریم خیلی خون جگر میارزد
من که توقع قرب از هیچکس ندارم
اصلا همین که هستم این دوروبر میارزد
چون طفل خانه برگشت اورا بغل بگیرید
پس گم شدن برای مهر پدر میارزد
فرموده اند روزه یعنی علی یقینا
کار علی ست مردم روزه اگر میارزد
چون سنگ ریزه ما را بین نجف بیانداز
ریگ نجف به قدر صد کوزه زر میارزد
یک یا علی به جای العفو پاکمان کرد
این یا علی برای ما آنقدر میارزد
هر چه خراب کردم دیدم درست کردی
ویرانه بودن من از این نظر میارزد
گر تو نمیپسندی تغییر ده قضا را
از کوی نیکنامان یک آن گذر میارزد
حداقل به کار حسین که میآییم
این بار را ضرر کن گاهی ضرر میارزد
شبهای جمعه بیتاب پایین پای ارباب
با چشم تر قسم به جان پسر میارزد
دیدند مصطفی شد آقای کربلا شد
پس این چنین برایش داغ جگر میارزد
وقتی پسر تو باشی نور بصر تو باشی
والله اگر درآید جان پدر میارزد
دیدم میان بازار نامرد داد میزد
این سر، سر جوان است صد کیسه زر میارزد
انگشت را بریدند چادر ز سر کشیدند
یک گوشوار خونین بگو چقدر میارزد
با نیزه ریز کردند میراث مرتضی را
چون کشتنش به قدر صدها نفر میارزد
عمّه فقط کنار سرنیزهی علی بود
در زیر سایهی او طِی سفر میارزد
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim

حتی اگر نبخشد این چشم تر میارزد
این دور همنشینی وقت سحر میارزد
جای گدا نشستن در خانه ی کرم نیست
هر وقت مینشینم در پشت در میارزد
گریهام گرفت و دیدم دست مرا گرفتند
پیش کریم خیلی خون جگر میارزد
من که توقع قرب از هیچکس ندارم
اصلا همین که هستم این دوروبر میارزد
چون طفل خانه برگشت اورا بغل بگیرید
پس گم شدن برای مهر پدر میارزد
فرموده اند روزه یعنی علی یقینا
کار علی ست مردم روزه اگر میارزد
چون سنگ ریزه ما را بین نجف بیانداز
ریگ نجف به قدر صد کوزه زر میارزد
یک یا علی به جای العفو پاکمان کرد
این یا علی برای ما آنقدر میارزد
هر چه خراب کردم دیدم درست کردی
ویرانه بودن من از این نظر میارزد
گر تو نمیپسندی تغییر ده قضا را
از کوی نیکنامان یک آن گذر میارزد
حداقل به کار حسین که میآییم
این بار را ضرر کن گاهی ضرر میارزد
شبهای جمعه بیتاب پایین پای ارباب
با چشم تر قسم به جان پسر میارزد
دیدند مصطفی شد آقای کربلا شد
پس این چنین برایش داغ جگر میارزد
وقتی پسر تو باشی نور بصر تو باشی
والله اگر درآید جان پدر میارزد
دیدم میان بازار نامرد داد میزد
این سر، سر جوان است صد کیسه زر میارزد
انگشت را بریدند چادر ز سر کشیدند
یک گوشوار خونین بگو چقدر میارزد
با نیزه ریز کردند میراث مرتضی را
چون کشتنش به قدر صدها نفر میارزد
عمّه فقط کنار سرنیزهی علی بود
در زیر سایهی او طِی سفر میارزد
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim

Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
بوی فراق💛💛💛💛💛💛💛💛💛
به مشامم زتو چون بوی فراق آمده است
دلم اندر حرمت همچو براق آمده است
راضی ام من به قضاوقدرای عزراییل
چون که مشتاق نبی هست به خلاق جلیل
پیک معبودنبی،خواسته در دل دارد
یک تمنا به تو چون احمدمرسل دارد
دوستانم چون دم نزع بیایند بر من
نظررحمت حق آر توبر خاطر من
چشم جیحون نبی ازغم امت باشد
دل پرخون نبی طالب رحمت باشد
ای رسول مدنی برحق زهرا سوگند
نظر لطف تو وجرم رفیعا سوگند
💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
به مشامم زتو چون بوی فراق آمده است
دلم اندر حرمت همچو براق آمده است
راضی ام من به قضاوقدرای عزراییل
چون که مشتاق نبی هست به خلاق جلیل
پیک معبودنبی،خواسته در دل دارد
یک تمنا به تو چون احمدمرسل دارد
دوستانم چون دم نزع بیایند بر من
نظررحمت حق آر توبر خاطر من
چشم جیحون نبی ازغم امت باشد
دل پرخون نبی طالب رحمت باشد
ای رسول مدنی برحق زهرا سوگند
نظر لطف تو وجرم رفیعا سوگند
💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
#قطعه
بنویسید به روی کفنم سینه زن است
سینه اش وقف حسین است و گدای حسن است
قسمتی از کفنم را کمی باز کنید
تا که ارباب ببیند که کبودی به تن است
این کبودی وسط سینه ی من مهرشده
این نشان از دل پرمهر به آن بی کفن است
روز محشر که همه خلق هراسان باشند
سینه ی من سندی بهر حسینی شدن است....
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
بنویسید به روی کفنم سینه زن است
سینه اش وقف حسین است و گدای حسن است
قسمتی از کفنم را کمی باز کنید
تا که ارباب ببیند که کبودی به تن است
این کبودی وسط سینه ی من مهرشده
این نشان از دل پرمهر به آن بی کفن است
روز محشر که همه خلق هراسان باشند
سینه ی من سندی بهر حسینی شدن است....
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
فریدون اسرایی "مـــادر"
⚘ @mimmadar
فریدون اسرایی
مادر
تقدیم به مادر
مادر
تقدیم به مادر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM