مداح علی جمالی tarhim
34 subscribers
104 photos
45 videos
28 files
224 links
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
Download Telegram


 ستاره  مذهبی  مداحی و روضه







 تاریخ انتشار: ۲۲ شهريور ۱۳۹۷ - ۰۰:۰۰

 کد خبر: ۲۴۶۶۶

تعداد نظرات: ۵ نظر

متن نوحه زنجیر زنی برای محرم

متن نوحه زنجیر زنی برای زنجیرزنی های یک ضرب و سه ضرب گردآوری شده است. این نوحه‌ها از کتاب‌های معتبر نوحه سرایی تهیه شده و اغلب آن‌ها از جمله ریشه دارترین نوحه‌های عزاداری محرم هستند.



 

ستاره | سرویس مذهبی – زنجیر زنی یکی از انواع سوگواری ها در ایام عزاداری خصوصا عزاداری های ماه محرم است. اگر به دنبال متن نوحه زنجیر زنی مناسب برای مراسم عزاداری خودتان می گردید حتما به این مقاله نگاهی بیندازید.


متن نوحه زنجیر زنی (۱)

تیر از کمان رها شد/ با حلقت آشنا شد/ با تیر حرمله، آه/ سر از تنت جدا شد 
قربان روی ماهت/ آخر چه بُد گناهت/ منگر چنین به بابا/ می میرم از نگاهت 
پرپر زدی به دستم/ دیدم، تنت، شکستم/ حیران شدم عزیزم/ گریان به تو نشستم 
طفل نخورده آبم/ دل از عطش کبابم/ بینم چو حنجرت را/ از غم به پیچ و تابم 
از جور کین هلاکی/ مدفون به زیر خاکی/ در خاک تیره اصغر/ یک دُر تابناکی
مظلوم شیر خوارم/ جان کرده ای نثارم/ از خون حنجر تو/ گل گون شده عذارم 
ای طفل شیر خواره/ مقتول ماه پاره/ ای کا ش خنده ات را/ بیند پدر دوباره
ای نوگل شکفته/ ای از عطش نخفته/ بابا مصیبتت را/ جز با خدا نگفته
تاب غمت ندارم/ خون گشته قلب زارم/ بابا ببین چگونه/ آمد گره به کارم
تا تیر کین روان شد/ ناگه تو را نشان شد/ خون گلویت اصغر/ تقدیم آسمان شد
داغت به دل نشسته/ در خود مرا شکسته/ جان می کَنم چو بینم/ این دیدگان بسته
با مادرت چه گویم/ با خواهرت چه گویم/ با عمه غمین و/ دیده ترت چه گویم 
ای شیرخواره اصغر/ ای ماه پاره اصغر/ بسته به روی من شد/ هر راه چاره اصغر

متن نوحه زنجیر زنی (۲)

مرغ دل ما زند، پر به هوایت حسین

قبله عالم شده، کرب و بلایت حسین
منم گدایت حسین، منم گدایت حسین
کن نظری از کرم، به این گدایت حسین
حسین حسین جان حسین (2)
چرا فتادی چنین، به خاک صحرا حسین
غرق به خون بی کفن، ز جور اعدا حسین
سوخته از تشنگی، تمام جانت حسین
تشنه چنین ندیده، در لب دریا حسین
حسین حسین جان حسین (2)
ای پسر فاطمه، چرا تو بی یاوری
تو حجت کردگار، وصی پیغمبری
تو شاه بی نوایی، خدای را مظهری
در ره حق داده ای، هستی خود را حسین
حسین حسین جان حسین (2)
گریه به مظلومی ات، پیمبران کرده اند
ناله ز داغ غمت، پیر و جوان کرده اند
اشک ز داغت روان، ز دیدگان کرده اند
جن و ملک از غمت، در همه دنیا حسین
حسین حسین جان حسین (2)

متن نوحه زنجیر زنی (۳)

دو برادر دو برادر دو شجاع بی نظیر
این علمدار سپاه او امیر
این حسین او ابالفضل جوان
این امام او امیر کائنان
این یکی از نسل پیغمبر بود
اون یکی نور دل حیدر بود
این یکی از سوی یمین او یسار
کرده جنگ با گروه نابکار
دو برادر دو برادر دو ابرمرد دلیر
در میان روبهان مانند شیر
لشکر از هر سو به هم پیچیده شد
جنگجویان را به هر بگریز شد
هرکه می آمد به جنگ این دو مرد
بانگ تکبیر ابالفضل رشید
روح در جان حسینش می دمید 
گفت این فرزند پیغمبر منم
گفت آن از زاده حیدر منم
گفت آن بابم علی مرتضاست
گفت این مادر مرا خیرالنساست
گفت این عباس نام آور منم
گفت آن از زاده حیدر منم
مظلوم حسین جان، سقا ابالفضل

متن نوحه زنجیر زنی (۴)

فردا حسین سر می دهد، عباس و اکبر می دهد (۲)

شش ماهه اصغر می دهد، هم عون و جعفر می دهد
امشب حسین دلداری فرزند خواهر می دهد 
فردا سر و دست و بدن در راه داور می دهد
فردا حسین سر می دهد، عباس و اکبر می دهد (۲)
امشب شه دنیا و دین، با قلب مجروح و غمین
گوید به زین العابدین باشد وداع آخرین
ای دل غمین حالم ببین از جور قوم مشرکین
فردا یقین شمر لعین آبم ز خنجر می دهد
فردا حسین سر می دهد، عباس و اکبر می دهد (۲)
امشب کند لیلا فغان زینب بود بر سر زنان 
این از غم سلطان دین آن از فراغ نوجوان
این در صدای الحذر آن در نوای الامان
این با برادر در سخن آن دل به اکبر می دهد
فردا حسین سر می دهد، عباس و اکبر می دهد (۲)
امشب حسین در کربلا گردد به دور خیمه ها
گاهی به بانگ یا نبی گاهی به صوت یا اخا
گاهی به فکر کودکان گه در نماز و در دعا
فردا به راه امتحان سر را به کافر می دهد
فردا حسین سر می دهد، عباس و اکبر می دهد (۲)
امشب همه اطفال او با تشنگی در گفتگو
غم در دل و خون در گلو بشکسته سر بگشاده مو
باشد برادر در سخن گه با پدر گه با عمو
فردا حسین این جمله را تسلیم خواهر می دهد
فردا حسین سر می دهد، عباس و اکبر می دهد (۲)
امشب سکینه از عطش بگرفته دامان پدر
هر دم زند بر سینه و گاهی به پهلو گه به سر
گوید که ای جان پدر عزم سفر داری مگر
سید چو مجنون با قلم تشکیل دفتر می دهد
فردا حسین سر می دهد، عباس و اکبر می دهد (۲)

متن نوحه زنجیر زنی (۵)

تشنگان حرم عشق همه گوش کنید
آب را از نظر خویش فراموش کنید
ناله واعطشا را همه خاموش کنید
آب را از نظر خویش فر
ین لوایم
یا ببر یا بگیر جان من را
عاشق دیدن کربلایم
یک نظر بر دلم بی نوایم 
یا حسین جان ببر کربلایم 
یا حسین یا حسین یا حسین جان (2)

متن نوحه زنجیر زنی (۱۰)

مران یک دم ساربان اشتر ناقه زینب مانده اندر گل

بده ظالم مهلتی آخر زان که دارم من عقده ها بر دل
مران ناقه تا که بنشینم بر سر نعش شاه مظلومان
مران ناقه زان که دارم من از جفای چرخ ناله و افغان
مران ناقه تا که گویم من درد دل با این پیکر عریان
بیا ای مرگ تا شوم راحت زان به مرگ خود گشته ام مایل
بده مهلت تا بمانم من در کنار این پیکر بی سر
از آن ترسم ساربان امشب آید و بُرَّد دستش از پیکر
ندارد چون طاقت دیدن مادرم زهرا باب من حیدر
در این صحرا ای شتربانا ماندنم آسان رفتنم مشکل
شتربانا بی کفن باشد این تن مجروح اندر این صحرا
مرا نبود معجری دیگر تا کفن سازم جسم این شه را
ندارد چون سایه ای بر سر غیر خاشاک و جز طف گرما
خدای من کن تو آگاهم کشتی جانم کی رسد ساحل

مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
https://t.me/tarhim
اموش کنید
می رسد دم به دم از علقمه فریاد حسین
کیست این لحظه کند روی به امداد حسین
خیمه ها را همگی جمله سیه پوش کنید
آب را از نظر خویش فراموش کنید
جسم عباس علمدار، زمین افتاده
با لب تشنه نگهبان حرم جان داده
می ز جام غم و انده و الم نوش کنید
آب را از نظر خویش فراموش کنید
کیست مردانه چو عباس علم برگیرد
رمق از پیکره ظلم و ستم برگیرد
علم اشک و عزا را همه بر دوش کنید
آب را از نظر خویش فراموش کنید
گل نثار تن صدپاره عباس کنید
با گل بوسه همه حرمت وی پاس کنید
جسم صدپاره عباس در آغوش کنید
آب را از نظر خویش فراموش کنید

متن نوحه زنجیر زنی (۶)

آب می گوید حسین، بی تاب می گوید حسین

از سر شب تا سحر مهتاب می گوید حسین
دیده می گوید حسین، نادیده می گوید حسین
هر کجا باشد دلی غمدیده می گوید حسین
یار می گوید حسین، دلدار می گوید حسین
روز و شب هر دیده بیدار می گوید حسین
یاس می گوید حسین، احساس می گوید حسین
تا قیامت حضرت عباس می گوید حسین
نار می گوید حسین، بسیار می گوید حسین
این زبان تا لحظه دیدار می گوید حسین
نوح می گوید حسین، ذی روح می گوید حسین
زنده باشد هر دلی با روح می گوید حسین
شاد می گوید حسین، ناشاد می گوید حسین
هر نسیم باد با فریاد می گوید حسین
کام می گوید حسین، ناکام می گوید حسین
فاطمه گریان به هر ایام می گوید حسین
کوه می گوید حسین، بشکوه می گوید حسین
دم به دم هر شیعه نستوه می گوید حسین
جان جان گوید حسین، هفت آسمان گوید حسین
ماه و خورشید و ستاره هر زمان گوید حسین

متن نوحه زنجیر زنی (۷)

زینب زینب زینب کنز حیا زینب کان وفا زینب

زینب زینب زینب درد آشینا زینب غرق بلا زینب
غم قهرمانی زهرا نیشانی
ای روح با ایمان جانیم سنه قوربان
زینب زینب زینب سرگشته دوران آواره طوفان
زینب زینب زینب حفظ عهد و پیمان شیر شه مردان
زینب زینب زینب محبوبه جانان قرآنینه قوربان
زینب زینب زینب کنز حیا زینب کان وفا زینب
زینب زینب زینب درد آشینا زینب غرق بلا زینب
غم قهرمانی زهرا نیشانی
ای روح با ایمان جانیم سنه قوربان
زینب زینب زینب شمشیر دو پهلو دان برنده بیان زینب
زینب زینب زینب قارداش باشونین اوستونده زولفی آراران زینب
زینب زینب زینب صحرای مصیبت ده غمنن قوجالان زینب
زینب زینب زینب قارداش باشونین قانی زولفینده حنا زینب
زینب زینب زینب پیمان حَقَ مظهر قرآنه او لان یاور
زینب زینب زینب حجب و ادبه مظهر شأن و شرف منبر
زینب زینب زینب دائم گوزی قان یاشلی باشینده قارا معجر
زینب زینب زینب زهراسی اولن گوندن آماج بلا زینب
زینب زینب زینب تعبیر رسا زینب تسبیح خدا زینب
زینب زینب زینب محراب عبادت ده تفسیر دعا زینب
زینب زینب زینب پروندۀ خونین شاه شهدا زینب
زینب زینب زینب محکم سوزی اوستونده مردانه دوران زینب
زینب زینب زینب کاخ ستم و ظلمی قل باغلی یخان زینب
زینب زینب زینب چوخ قمچی دگن باشی محمل ده یاران زینب
زینب زینب زینب یولّاردا پرستاری حبُ الاُسرا زینب
زینب زینب زینب سر قافله نهضت اوز نهضتنه قیمت
زینب زینب زینب اولّ ده گورن عزت آخرده چکن ذلت
زینب زینب زینب آغلار گزی غربتده قارداشلارونا حسرت
زینب زینب زینب جان سینه ده سوئلرده وای بخته قرا زینب
زینب زینب زینب هم نایب زهرایه هم دیننه پیرایه
زینب زینب زینب آقزوندا شیرین سوزلر غمنن دولانان وایه
زینب زینب زینب ایستکلی رقیه یینن قبری اولان همسایه
زینب زینب زینب هیچ گور میین عمرینده بیر لحظه صفا
زینب زینب زینب زینب جان نقدنه دین اوسته ارزان ورن زینب
زینب زینب زینب غربت ده اولن یالقوز محتاج کفن زینب
زینب زینب زینب کنز حیا زینب کان وفا زینب
زینب زینب زینب درد آشینا زینب غرق بلا زینب
غم قهرمانی زهرا نیشانی ای روح با ایمان جانیم سنه قوربان

متن نوحه زنجیر زنی (۸)

عجب گلی روزگار ز دست لیلا گرفت

که تا قیامت گلاب ز چشم لیلا گرفت
گل اش مشبک شده از دم تیغ و سَنان
گل اش به خون غوطه ور، شدست چون ارغوان
گل اش به دشت بلا شدست در خون تپان
قرار و صبر و شکیب ز جمله دلها گرفت
گل اش ز تاب عطش یقین که پژمرده بود
آب ندادش فلک یقین که افسرده بود
مادر افسرده اش ز داغش آزرده بود
دشت بلا در بغل آن قد رعنا گرفت
گفت نبی و علی غنچه لب باز کن
از دل پرحسرتت زمزمه آغاز کن
درد جوان مرگیت بر پدر آغاز کن
شور و فغان حرم تا به ثریا گرفت
ای گل خوش رایحه، مایه درمان من
ماتم هجران تو سوخت دل و جان من
تا به فلک می رود ناله و افغان من
مادر زارت مکان به کوه و صحرا گرفت

متن نوحه زنجیر زنی (۹)

سبک شعر: ای قلم سوز لریند اثریوخ...

ای قلم سوزدل را ادا کن 
قلب ما را به غم آشنا کن
جان من عاشقان را صدا کن 
در زبان سر به پا کربلا کن
یا حسین یا حسین یا حسین جان (2)
ای قلم درد من را دوا کن
کاغذم پر ز خون خدا کن
مجلسی بی حسین، جان ندارد 
ای محب یا حسین را نوا کن
یک نظر بر دلم بی نوایم 
یا حسین جان ببر کربلایم 
یا حسین یا حسین یا حسین جان (2)
مرگ من طعنه زد بر صفایم
چون که من نوکر ا
🌱🕊

روایت است که روزی موسی به خدا گفتند : چرا به فرعون عمر دراز دادی و تا مدت‌ها نفرین ما را در حق او اجابت نکردی ؟؟

خدا گفت : فرعون یک عیب داشت و یک خوبی ، عیب او این بود که ادعای خدایی میکرد و خوبی او هم این بود که شهرها را آباد ، راه‌ها را امن و سفره‌ها را رنگین‌تر کرده بود ،

از ادعای خدایی‌اش زیانی به من نمیرسید اما فرمانروایی او به سود مردم بود پس من مـدت‌ها از حق خود گذشتم تا مردم آسوده باشند...
🍃
‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌🌺
مداح علی جمالی tarhim pinned «سلام خدمت شما .اگر کانال به هر دلیلی حذف شد میتوانید دوباره از همین لینک به کانال بپیوندید .لطف کنید لینک رابرای خود ذخیره کنید»
تقدیم به همه پدرها و مادرهای گل و دوست داشتنی

اگه بینمون هستند، قدرشونو بدونیم و اگه نیستند، براشون با هم فاتحه ای بخونیم... بسم ا...

(خدا رحمت کنه جمیع رفتگان رو)

شعری در وصف پدر و مادر

مادرم شبنم گلبرگ حیات

پدرم عطر گل یاس بقاست

مادرم وسعت دریای گذشت

پدرم ساحل زیبای لقاست

مادرم آئینه حجب و حیا

پدرم جلوه ایمان و رضاست

مادرم سنگ صبور دل

پدرم در همه حال کارگشاست

مادرم شهر امیداست و هنر

پدرم حاکم پیمان و وفاست

مادرم باغ خزان دیده دهر

پدرم برسرما مرغ هماست

مادرم موی سپید کرده زحزن

پدرم نقش همه خاطره هاست

مادرم کوه وقار است و کمال

پدرم چشمه جوشان عطاست


مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
مادر💟💟💟💟💟💚💚💚💚💚💚
باز آمدم بپرسش حال تو اي اميد
اي مادري كه هر نفسم گفتگوي تست
باز آمدم كه بوسه زنم برمزار تو
اي مادري كه هر نفسم گفتگوي تست
باز آمدم كه شكوه كنم از غم فراق
وز بانگ ناله، روح ترا با خبر كنم
مادر! غم تو همنفسم شد بجاي تو
با اين غم بزرگ ، چه خاكي بسر كنم؟
جان پسر فداي تو، اي مادر عزيز
كي داني از فراق ، چها بر پسر گذشت؟
هر لحظه اي كه در غم مرگت ز ره رسيده 
با سوز آه آمد و با چشم تر گذشت
غمخانه است سينه ي من در فراق تو
آنكس كه هست از غم من باخبر، خداست
آگه نبودم از غم بي مادري، ولي 
مرگت پيام داد كه: بي مادري بلاست
وقتي ز دست ما و نماند از براي ما
غير از غمي ، شكسته ودلي، جان خسته اي
تو مرغ جاودان بهشتي شدي ولي 
داند خدا كه پشت پسر را شكسته اي
مادر! بخواب خوش ، كه زيادم نميروي
جانم فداي تو ، منزل مباركت
مادر بخواب ، كعبه ي من خاك كوي تست
قربان خاك كوي تو ، منزل مباركت.
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
حاج مهدی منصوری🖕🖕🖕🖕
داستان زیبا
دشتی💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘
به هر سر چشمه ای آب زلالست

نه هر لاله رخی صاحب کمالست

نه هر برگشته بختی هست فايز

نه هر گلدسته خوان مثل بلالست

 

خدا وندا دلم از دين بری شد

اسير   دام   زلف  آن پری شد

پری ديد و پريشان گشت فايز

پری را هر که ديد از دين بری شد

 

شب ابرست و دنيا تيره تار است

خيالم   پاسبان   کوی يار است

پلنگ  نفس   فايز سينه بر خاک

بکش جانا که هنگام شکار است

 

اگر  صد   تير   ناز   از دلبر آيد

مکن   باور که  آه از   دل بر آيد

پس از صد از سال بعد از مرگ فايز

هنوزم   آواز    دلبر  دلبر   آيد

 

بيا  جانا که    دنيا را     وفا نيست

جوی راهت در این محنت سرا نيست

در این ره هر چه فايز ديده بگشود

زهمراهان  اثر  جز  نقش   پا نيست

 

چو آمد   فکر يار اند  ضميرم

بسوزد   خرمن ماه  از نفيرم

نه فايز پير عمر ماه و سالست

غم هجران  جانان کرده پيرم

 
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
پند💨💨💨💨💨💨💨💨💨💨
جوانی می کند روشن چراغ زندگانی را
چه سود از اینکه در پیری کنی وصف جوانی را
حیات ما به تن روح خدایی بود از اول
دریغا سر بریدیم این همای آسمانی را
توانایی چو داری نیستت دوران دانایی
چو دانا می شوی بینی جفای ناتوانی را
شکارت می کند دست اجل با تیر مرگ آخر
اگر باور نداری کن نگه قدّ کمانی را
اگر خواهی نگیرد دزد ایمان، خانة دل را
به چشم خویشتن آموز رسم پاسبانی را
اگر در اوج قدرت، ناله مظلوم لرزاندت
سزد کز شیرحق گیری مدال قهرمانی را
ملک در سیر معراج تو از ره باز می ماند
به خود آی و رها کن این سرای استخوانی را
کشیده نفس سرکش تیغ، بهر کشتنت، جانا!
به جسمت تا بود جانی، بکش این دیو جانی را
به مهمانیّ شیطان نیست، جز خوان خطا ای دل!
خدا را بر شیاطین واگذار این میهمانی را
نفس آلوده، دل مرده، بدن کاهیده، جان خسته
سزد “میثم” بخوانی احتضار این زندگانی را
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
Forwarded from کانون مداحان و شاعران تیران وکرون (رسول مهرابی)
روضه حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها
_ سید مهدی میرداماد
قربون اون مادر برم که یه تنه سپر بلای علی شد ، دیگه چیزی نمونده ها،قربون اون مادر برم که یه نفری وسط مدینه ایستاد ، بزار اینطور بگم.....
(سینه م رو سپر می کنم
می گم آقام علی ) 2
عالمو خبر می کنم
می گم آقام علی
ناله داری ،نداری نمی دونم اما اسم بی بی تنور دلو روشن می کنه،یه موقع هست کسی که سپر بلا می شه ،قدرتش رو داره،جونش رو داره ،شرایط و ویژگیش رو داره،من از شما یه سوال می کنم،کجا دیدید یه زن باردار بین در و دیوار تنهای تنها سپر بشه.....؟!!!
آخ ....نبود نه ،نگرد خیلی ها گشتند میگه یعنی یه مرد تو مدینه نبود؟ می گم نبود...مردای مدینه خواب بودن کسی خبر نداشت ..... آخ آخ آخ ، الان این سپر بلا گوشه ی خانه افتاده" بی خود نبود پیغمبر به علی گفت شمشیرت رو نگه دار،اسبت رو نگه دار سپرت رو بفروش خرج عروسی فاطمه کن ،می خواست با زبان بی زبانی بگه علی ،زهرا سپر بلای تو هست، یه زهرا بهت می دم یه نفری یه مدینه رو سپاهه" ناله دار باش ....
آخ قربونت برم خانم جان ،چه خبره گوشه خانه،این سپر بلا داره کم کم آب می شه ،پوستی رو استخوان می مانه،دیگه چند رو دیگه امیرالمومنین (ع) یه عبارتی داره من هر وقت می خوام این عبارت رو بخونم باور کنید دست و پام می لرزه یه عبارتی می گه این روز های آخر *صارت کالخیال* یعنی مثل یه شبه شده بود میگه روز های آخر دیگه فاطمه ای باقی نمونده ....آخ بمیرم برات کاش لااقل دردش رو به علی می گفت...کاش لااقل به بچه هاش میگفت تو خودش نمی ریخت ؛ آدم دردش رو یه موقعی تو خونت بودی درد داشتی افتاده بودی اونی که مضاعف می کنه درد رو دو تا چیزه ،مطلب اول اینکه نتونی به کسی بگی درد داری،پنهان کنی ،یه جوری درد بکشی کسی نفهمه،مطلب دوم اینکه کسی نیاد عیادتت مریض نگاش به دره،یه نفر بیاد احوالش رو بپرسه قربون اون مریضه ای برم که کسی در خانه ش و نزد فقط اون دو نفر زدن که ای کاش نمیزدن زدن بیان ببینن کار فاطمه به کجا رسید .....
1_44642550.pdf
289.8 KB
⚫️شهادت حضرت زهرا س (2)

📩pdf
#فیش_روضه (2)

فاطمیه ⚫️

َتْنِ_رُوضِـہ_روشمندومستند
Forwarded from کانون مداحان و شاعران تیران وکرون (رسول مهرابی)
روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها به نفسِ سید رضا نریمانی -(داری میری و خودتم اینو خبر داری)



داری میری و خودتم اینو خبر داری
نگفتی این روزا چرا دست به کمر داری؟
دردِ کمر موقع راه رفتن خطر داره
هرجا میری تنها نرو که دردسر داره ..

کم‌تر برو بیرونِ خونه
کم‌تر سر تو درد بگیره
می‌ترسم از این‌که یه روزی
راهت رو یک نامرد بگیره ...

آتیش به دربِ خونمون انداختنُ رفتن
رو در و دیوار لخته‌ خون انداختنُ رفتن
فضه رسید وقتی که سیلِ خون به راه افتاد
به زیر نور ماه ، یه ماهِ پا‌به‌ ماه افتاد

دیدم حسن از رویِ ایوون
دید آخرش مادر زمین خورد
تو بد زمین خوردی می‌دونم
محسن از اون بدتر زمین خورد

لعنت به اون که پشت‌ در آتیش و روشن کرد
زینب داره می‌بینه هرکاری که دشمن کرد
هنوز یه هفته از تولدش نمیگذشت که
لباسِ مشکلی عزایِ مادرو تن کرد

من دل ندارم که ببینم
یکم دلش آزار ببینه
خیلی شلوغی دوست نداره
ای وای اگه بازار ببینه ...

*صدا زد زینبُ .. دخترم بیا ، مادر میخواد وصیت کنه. فرمود بقچه‌ای کنار گذاشتم ، میشه برا مادر بیاری؟ .. بقچه رو آورد گذاشت جلو مادر . گفت زینبم درِ بقچه رو باز کن . با همون دستایِ کوچولوش گره‌ها رو باز کرد ، دید سه‌ تا کفن میونه بقچه‌ ست ...

دخترم اولین کفن مال منه .. کفنِ دوم مال بابات علیِ .. کفنِ سوم مال حسنِ .. یه مرتبه دید متحیرانه داره نگاه میکنه ... میگه زینب یه آهی کشید ، مادر نکنه حسینُ یادت رفته؟! ...

یه مرتبه دوتایی گریه کردن .. صدا زد نه زینبم فراموشم نشده ، برا حسینم یه پیراهن دوختم. این پیراهنُ بهش بده ، لحظه‌ای که میخواست بره میدان ، از طرف من زیر گلوی حسینمُ ببوس ...

داره حسینش میره، یه مرتبه دید داره صدا میزنه « مهلاً مهلاً » همینطور داره میره ، دوباره صدا زد : « مهلاً مهلاً » داره میره .. اما یه‌مرتبه صدا زد « یابن الزهرا ... »
تا گفت یابن الزهرا برگشت .. چی میگی زینبم ؟.. صدا زد وصیت مادرمه؛ یه بوسه زیر گلویِ حسینش زد ... کاش به همینجا ختم میشد ، اما این بوسه ، بوسۀ آخر زینب نبود ..
اینجا گلوی سالم حسینُ بوسه زد. اما چند ساعت بعد اومد تو گودال ، این نیزه شکسته‌ها رو کنار زد ...

آی حسین ....

شاعر: #مظاهر_کثیری_نژاد
💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖
سلام.عید شما مبارک باشد انشالله سال پر خیر و برکت. و دوری از هر غم و اندوهی داشته باشید
💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝