This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندان و چاهی که امام هادی علیه السلام در آن زندانی بودند.
تولد فرزند
چوسیصد وچند سال گذشت بعدازهزار
زهجرت احمدی برفت از روزگار
به لیله جمعه بودزسلخ جیم دوم
به فارسی بعد وی بود شب نوزدهم
خدا کرامت نمود به قاسم زاهدی
یکی ولد نام او بود محمد نبی
امید درنزد حق که گردداز صالحین
ببخشد اورا خدا به اختر شاه دین
شوند مخلوق از وجود او بهره مند
به رتبه اولیا شود مقامش بلند
نمایدش زندگی به عمر های دراز
به عزت وافتخار زقادر چاره ساز
💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘
چوسیصد وچند سال گذشت بعدازهزار
زهجرت احمدی برفت از روزگار
به لیله جمعه بودزسلخ جیم دوم
به فارسی بعد وی بود شب نوزدهم
خدا کرامت نمود به قاسم زاهدی
یکی ولد نام او بود محمد نبی
امید درنزد حق که گردداز صالحین
ببخشد اورا خدا به اختر شاه دین
شوند مخلوق از وجود او بهره مند
به رتبه اولیا شود مقامش بلند
نمایدش زندگی به عمر های دراز
به عزت وافتخار زقادر چاره ساز
💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘
حضرت ام البنین سلام الله علیها
ای امیرالمؤنین را یار یا امّ البنین
ای سرا پا پاکی و ایثار یا امّ البنین
مکتب تو مهربانی اسوه ی تو فاطمه
داری از او همچنان آثار یا امّ البنین
دامنت عبّاس پرور، همسرت مولا علی
مرتضی خو فاطمه رفتار یا امّ البنین
بهر فرزندان زهرا بعد زهرا مادری
از تو آید ای علی را یار یا امّ البنین
از تو برد عبّاس میراث وفا و عشق را
تا که شد سقّا و پرچمدار یا امّ البنین
زن پدر نه مادر ریحانه های فاطمه
از محبّت از وفا سرشار یا امّ البنین
بوده ای چون حضرت زهرا غریب شهر خویش
غربت قبرت کند اقرار یا امّ البنین
چار فرزند تو در صحرای سرخ کربلا
چار شیر بیشۀ پیکار یا امّ البنین
جعفر و عثمان و عونت اختر و عبّاس ماه
بین آل احمد مختار یا امّ البنین
خویش را پیوسته می خواندی کنیز فاطمه
در حضور عترت اطهار یا امّ البنین
چار فرزند شهیدت گشت تقدیم حسین
در زمین کربلا هر چار یا امّ البنین
چار داغت بود بر دل باز بود اشکت روان
بر حسین آن رهبر احرار یا امّ البنین
بود نامت فاطمه دردا که همچون فاطمه
گریه کردی روز و شب بسیار یا امّ البنین
فاطمه از داغ پیغمبر تو از داغ حسین
سینه پر از ناله های زار یا امّ البنین
می کشیدی با سر انگشت نقش چار قبر
می زدی آتش به دل صد بار یا امّ البنین
گریه کن یا فاطمه در ماتم آن فاطمه
کز عدو پیوسته دید آزار یا امّ البنین
تو نخوردی سیلی از دشمن میان خانه ات
تو ندیدی صدمه از مسمار یا امّ البنین
دست تو سالم و لیکن بازوی زهرا شکست
پیش چشم حیدر کرّار یا امّ البنین
گریه کن ای مادر عبّاس بهر فاطمه
ای روان اشک تو بر رخسار یا امّ البنین
چشم «میثم» در غم تو در عزای فاطمه
گشته از خون جگر سرشار یا امّ البنین
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
ای امیرالمؤنین را یار یا امّ البنین
ای سرا پا پاکی و ایثار یا امّ البنین
مکتب تو مهربانی اسوه ی تو فاطمه
داری از او همچنان آثار یا امّ البنین
دامنت عبّاس پرور، همسرت مولا علی
مرتضی خو فاطمه رفتار یا امّ البنین
بهر فرزندان زهرا بعد زهرا مادری
از تو آید ای علی را یار یا امّ البنین
از تو برد عبّاس میراث وفا و عشق را
تا که شد سقّا و پرچمدار یا امّ البنین
زن پدر نه مادر ریحانه های فاطمه
از محبّت از وفا سرشار یا امّ البنین
بوده ای چون حضرت زهرا غریب شهر خویش
غربت قبرت کند اقرار یا امّ البنین
چار فرزند تو در صحرای سرخ کربلا
چار شیر بیشۀ پیکار یا امّ البنین
جعفر و عثمان و عونت اختر و عبّاس ماه
بین آل احمد مختار یا امّ البنین
خویش را پیوسته می خواندی کنیز فاطمه
در حضور عترت اطهار یا امّ البنین
چار فرزند شهیدت گشت تقدیم حسین
در زمین کربلا هر چار یا امّ البنین
چار داغت بود بر دل باز بود اشکت روان
بر حسین آن رهبر احرار یا امّ البنین
بود نامت فاطمه دردا که همچون فاطمه
گریه کردی روز و شب بسیار یا امّ البنین
فاطمه از داغ پیغمبر تو از داغ حسین
سینه پر از ناله های زار یا امّ البنین
می کشیدی با سر انگشت نقش چار قبر
می زدی آتش به دل صد بار یا امّ البنین
گریه کن یا فاطمه در ماتم آن فاطمه
کز عدو پیوسته دید آزار یا امّ البنین
تو نخوردی سیلی از دشمن میان خانه ات
تو ندیدی صدمه از مسمار یا امّ البنین
دست تو سالم و لیکن بازوی زهرا شکست
پیش چشم حیدر کرّار یا امّ البنین
گریه کن ای مادر عبّاس بهر فاطمه
ای روان اشک تو بر رخسار یا امّ البنین
چشم «میثم» در غم تو در عزای فاطمه
گشته از خون جگر سرشار یا امّ البنین
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
پندیات❣❣❣❣❣❣❣❣❣
حیاتم رو به پایان است، پایانم چه خواهد شد؟
هزارم دزدِ ایمان است، ایمانم چه خواهد شد؟
مرا با دوست از آغاز بوده عهد و پیمانی
میان نفس وشیطان عهدو پیمانم چه خواهد شد؟
خور و خواب و هوا و غفلت افتادند بر جانم
نمی دانم صراط و حشر و میزانم چه خواهد شد؟
چو مأموران حق در قبر می پرسند: “مَن ربّک”
اگر آید زبانم بند، درمانم چه خواهد شد؟
بدم اما بود در دل امید عفو و غفرانم
اگر سوزی، امید عفو و غفرانم چه خواهد شد؟
طلب کارند مأموران حقّ، روز جزا از من
اگر در دستشان افتد گریبانم چه خواهد شد؟
تو کز اول به رویم باز کردی باب جنت را
اگر فردا بری در نار سوزانم چه خواهد شد؟
اگر با خنده ی اهل جهنم رو به رو گردم
ثواب اشکهای چشم گریانم چه خواهد شد؟
سپاهم اشک چشم و ناله ام تیغ و سپر توبه
اگر با نار خشمت،جنگ نتوانم چه خواهد شد؟
گنه یکسو، رجا و خوف یکسو،”میثم” ازیکسو
نمیدانم نمیدانم نمیدانم چه خواهد شد؟
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
حیاتم رو به پایان است، پایانم چه خواهد شد؟
هزارم دزدِ ایمان است، ایمانم چه خواهد شد؟
مرا با دوست از آغاز بوده عهد و پیمانی
میان نفس وشیطان عهدو پیمانم چه خواهد شد؟
خور و خواب و هوا و غفلت افتادند بر جانم
نمی دانم صراط و حشر و میزانم چه خواهد شد؟
چو مأموران حق در قبر می پرسند: “مَن ربّک”
اگر آید زبانم بند، درمانم چه خواهد شد؟
بدم اما بود در دل امید عفو و غفرانم
اگر سوزی، امید عفو و غفرانم چه خواهد شد؟
طلب کارند مأموران حقّ، روز جزا از من
اگر در دستشان افتد گریبانم چه خواهد شد؟
تو کز اول به رویم باز کردی باب جنت را
اگر فردا بری در نار سوزانم چه خواهد شد؟
اگر با خنده ی اهل جهنم رو به رو گردم
ثواب اشکهای چشم گریانم چه خواهد شد؟
سپاهم اشک چشم و ناله ام تیغ و سپر توبه
اگر با نار خشمت،جنگ نتوانم چه خواهد شد؟
گنه یکسو، رجا و خوف یکسو،”میثم” ازیکسو
نمیدانم نمیدانم نمیدانم چه خواهد شد؟
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
شعر فراق امام زمان (عج)_
بیا که بی تو به عشقم دروغ می بندند
بیا که سخت به این انتظار می خندند
در این زمانه که « زخم زبان زدن» هنر است
بیا ببین که رفیقان ، همه هنرمندند
چقدر مردم این شهر بی خیال تواند
و از نبودنت انگار شاد و خرسندند
چقدر تک تک این نامه های چشم به راه
به نامه های همان کوفیان همانندند
بیا و یوسف کنعانِ من خودت بنگر
برای اینکه نیایی چه چاه ها کندند …
به جان تو نه ، به جان خودم همین ابیات
برای آمدنت سخت آرزومندند
هزار سال گذشت و هنوز منتظرم
بیا که سخت به این انتظار می خن
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
بیا که بی تو به عشقم دروغ می بندند
بیا که سخت به این انتظار می خندند
در این زمانه که « زخم زبان زدن» هنر است
بیا ببین که رفیقان ، همه هنرمندند
چقدر مردم این شهر بی خیال تواند
و از نبودنت انگار شاد و خرسندند
چقدر تک تک این نامه های چشم به راه
به نامه های همان کوفیان همانندند
بیا و یوسف کنعانِ من خودت بنگر
برای اینکه نیایی چه چاه ها کندند …
به جان تو نه ، به جان خودم همین ابیات
برای آمدنت سخت آرزومندند
هزار سال گذشت و هنوز منتظرم
بیا که سخت به این انتظار می خن
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
پندیات ترکی
ای بشرعمرگران قیمت الوندن گئده جک
خواب غفلتدن اویان مهلت الوندن گئده جک
برق تک عمر گرانمایه گچور سرعتلین
یوخدی جبرانه زمان فرصت الوندن گئده جک
دوشه یوسف مثلی دیللره آدونده اگر
سیرتونده خوش اولا صورت الوندن گئده جک
قویمابیهوده جوان عمروی پامال اولسون
بیلمه سون قدرینی بونعمت الوندن گئده جک
چوخدی دنیایه سنون رغبت ومیل وهوسون
بیرگون اما گله جک رغبت الوندن گئده جک
اولما مغرور فنا دهریده چوخ قدرتوه
چوخ تکبر ائلمه قدرت الوندن گئده جک
مال وثروت سنیلن حشره کیمین قالمیاجاق
اویما دنیا مالینا دولت الوندن گئده جک
حقی پامال ائلمه ثروت دنیایه گوره
آندعزیز جانوه بو ثروت الوندن گئده جک
بوقدر قاچما گجه گوندوزی شهرت دالینا
خیره سراولما یقین شهرت الوندن گئده جک
عزت وشهرتی الله گرک انسانه وئره
ایری گئتسون بونی بیل عزت الوندن گئده جک
آغارباش بوکولر بل،چکیلر گوزدن نور
الون الدن اوزولوب طاقت الوندن گئده جک
نه قالار حسرت واندوه نه شادی و سرور
بلی((فرهاد))غم و لذت الوندن گئده ج
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
ای بشرعمرگران قیمت الوندن گئده جک
خواب غفلتدن اویان مهلت الوندن گئده جک
برق تک عمر گرانمایه گچور سرعتلین
یوخدی جبرانه زمان فرصت الوندن گئده جک
دوشه یوسف مثلی دیللره آدونده اگر
سیرتونده خوش اولا صورت الوندن گئده جک
قویمابیهوده جوان عمروی پامال اولسون
بیلمه سون قدرینی بونعمت الوندن گئده جک
چوخدی دنیایه سنون رغبت ومیل وهوسون
بیرگون اما گله جک رغبت الوندن گئده جک
اولما مغرور فنا دهریده چوخ قدرتوه
چوخ تکبر ائلمه قدرت الوندن گئده جک
مال وثروت سنیلن حشره کیمین قالمیاجاق
اویما دنیا مالینا دولت الوندن گئده جک
حقی پامال ائلمه ثروت دنیایه گوره
آندعزیز جانوه بو ثروت الوندن گئده جک
بوقدر قاچما گجه گوندوزی شهرت دالینا
خیره سراولما یقین شهرت الوندن گئده جک
عزت وشهرتی الله گرک انسانه وئره
ایری گئتسون بونی بیل عزت الوندن گئده جک
آغارباش بوکولر بل،چکیلر گوزدن نور
الون الدن اوزولوب طاقت الوندن گئده جک
نه قالار حسرت واندوه نه شادی و سرور
بلی((فرهاد))غم و لذت الوندن گئده ج
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃🌸 میلاد با سعادت منجی عالم بشریت
🍃🌺 صاحب عصر و زمان
🍃🌸 حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف
مبارک🌹
🍃🌺 صاحب عصر و زمان
🍃🌸 حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف
مبارک🌹
✅حضرت موسی(ع) چگونه قبض روح شد؟
📝امام صادق(علیه السلام) فرمود:
روزی عزرائيل نزد موسى(ع) آمد.
موسى به او گفت: تو كيستى؟ او گفت: من فرشته مرگم.
موسى(ع) گفت: چه می خواهی؟ او گفت: آمده ام روح تو را قبض كنم.
موسى(ع) گفت: از كجاى بدنم روحم را قبض مى كنى؟
عزرائيل گفت: از ناحيه دهانت .
موسى(ع) گفت: چرا؟ من که با اين زبان و دهان با خدايم، سخن گفته ام.
عرزائيل گفت: از ناحيه دستهايت.
موسى(ع) گفت: چرا؟ من که با دستهايم كتاب آسمانى تورات را حمل كرده ام.
عزرائيل گفت: از ناحيه پاهايت.
موسى(ع) گفت: چرا؟ من که با پاهايم به (طور سينا) براى مناجات با خدا رفته ام.
گفتگوى موسى و عزرائيل ادامه يافت. تا اينكه عزرائيل گفت: من دستور دارم كه تو را رها کنم، تا هر وقت كه خودت مرگ را خواستى به سراغت آيم.
از آن پس، موسى مدتى زنده ماند. تا اينكه روزى در بيابان عبور مى كرد، مردى را ديد كه قبر مى كَند. به او گفت: مى خواهى تو را در كندن قبر كمك كنم؟ آن مرد گفت: آرى.
موسى(ع) او را كمك كرد تا قبر كاملا آماده شد. در اين هنگام، آن مرد خواست به ميان قبر برود بخوابد تا ببيند قبر چگونه است.
موسى(ع) گفت: من داخل قبر مى روم تا ببينم چگونه است.
موسى داخل قبر رفت و در ميان قبر خوابيد و هماندم مقام خود را در بهشت ديد. گفت: خدايا مرا به سوى خود ببر.
عزرائيل، بى درنگ روح موسى(ع) را قبض كرد و همان قبر، قبر موسى(ع) گرديد، و آن كسى كه قبر را مى كَند، خود عزرائيل به صورت انسان بود.
(به همین دلیل، هیچکس از محل قبر حضرت موسی(ع) خبر ندارد.)
به اين ترتيب خداوند خواست، بنده شايسته اش موسى(ع) با رضايت و خشنودى به لقاءالله بپيوندد.
,
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
📝امام صادق(علیه السلام) فرمود:
روزی عزرائيل نزد موسى(ع) آمد.
موسى به او گفت: تو كيستى؟ او گفت: من فرشته مرگم.
موسى(ع) گفت: چه می خواهی؟ او گفت: آمده ام روح تو را قبض كنم.
موسى(ع) گفت: از كجاى بدنم روحم را قبض مى كنى؟
عزرائيل گفت: از ناحيه دهانت .
موسى(ع) گفت: چرا؟ من که با اين زبان و دهان با خدايم، سخن گفته ام.
عرزائيل گفت: از ناحيه دستهايت.
موسى(ع) گفت: چرا؟ من که با دستهايم كتاب آسمانى تورات را حمل كرده ام.
عزرائيل گفت: از ناحيه پاهايت.
موسى(ع) گفت: چرا؟ من که با پاهايم به (طور سينا) براى مناجات با خدا رفته ام.
گفتگوى موسى و عزرائيل ادامه يافت. تا اينكه عزرائيل گفت: من دستور دارم كه تو را رها کنم، تا هر وقت كه خودت مرگ را خواستى به سراغت آيم.
از آن پس، موسى مدتى زنده ماند. تا اينكه روزى در بيابان عبور مى كرد، مردى را ديد كه قبر مى كَند. به او گفت: مى خواهى تو را در كندن قبر كمك كنم؟ آن مرد گفت: آرى.
موسى(ع) او را كمك كرد تا قبر كاملا آماده شد. در اين هنگام، آن مرد خواست به ميان قبر برود بخوابد تا ببيند قبر چگونه است.
موسى(ع) گفت: من داخل قبر مى روم تا ببينم چگونه است.
موسى داخل قبر رفت و در ميان قبر خوابيد و هماندم مقام خود را در بهشت ديد. گفت: خدايا مرا به سوى خود ببر.
عزرائيل، بى درنگ روح موسى(ع) را قبض كرد و همان قبر، قبر موسى(ع) گرديد، و آن كسى كه قبر را مى كَند، خود عزرائيل به صورت انسان بود.
(به همین دلیل، هیچکس از محل قبر حضرت موسی(ع) خبر ندارد.)
به اين ترتيب خداوند خواست، بنده شايسته اش موسى(ع) با رضايت و خشنودى به لقاءالله بپيوندد.
,
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
ياس نيلوفري . . .
دلم مي سوزد از شب گريه هايت
تنم مي لرزد از سوز صدايت
دگر كاري نمي آيد ز دستم
مگر اينكه كنم جان را فدايت
رخ نيلي و درد دست و پهلو
فداي يك نگاه دلربايت
مگر زهرات مرده اين چنيني ؟
نشستي گوشه اي با غصه هايت
به من قولي بده تا كه نفهمند
غم بي مادري را بچه هايت
حلالم كن اگر قدرت ندارم
ز جا برخيزم اينك پيش پايت
به " قرآن محمد " سعي كردم
كه بگشايم طـناب از دستهايت
ولي شرمنده دستم بي رمق بود
نشد كاري كنم آقا برايت
امام خسته شهر مدينه
شما را دوست دارم بی نهایت
شاعر محترم.
سید امیر حسین میرحسینی
دلم مي سوزد از شب گريه هايت
تنم مي لرزد از سوز صدايت
دگر كاري نمي آيد ز دستم
مگر اينكه كنم جان را فدايت
رخ نيلي و درد دست و پهلو
فداي يك نگاه دلربايت
مگر زهرات مرده اين چنيني ؟
نشستي گوشه اي با غصه هايت
به من قولي بده تا كه نفهمند
غم بي مادري را بچه هايت
حلالم كن اگر قدرت ندارم
ز جا برخيزم اينك پيش پايت
به " قرآن محمد " سعي كردم
كه بگشايم طـناب از دستهايت
ولي شرمنده دستم بي رمق بود
نشد كاري كنم آقا برايت
امام خسته شهر مدينه
شما را دوست دارم بی نهایت
شاعر محترم.
سید امیر حسین میرحسینی
جوان
هر آن مادر که اندردل غم مرگ پسر دارد
ز حال ام لیلای جوان مرده خبر دارد
نشاید داغ مرگ نوجوان را بردن از خاطر
خصوص آن مادری کاندر زمانه یک پسر دارد
اگر نالد زنی از داغ مرگ نوجوان خود
یقین آه جگر سوزش به هر قلبی اثر دارد
میان خاک و خون افتاده جسم اکبر رعنا
نمیدانم چرا لیلا بسر قصد سفر دارد
به دشواری جدا شد از سر نعش علی اکبر
ز درد و داغ اکبر تا قیامت چشم تر دارد
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
هر آن مادر که اندردل غم مرگ پسر دارد
ز حال ام لیلای جوان مرده خبر دارد
نشاید داغ مرگ نوجوان را بردن از خاطر
خصوص آن مادری کاندر زمانه یک پسر دارد
اگر نالد زنی از داغ مرگ نوجوان خود
یقین آه جگر سوزش به هر قلبی اثر دارد
میان خاک و خون افتاده جسم اکبر رعنا
نمیدانم چرا لیلا بسر قصد سفر دارد
به دشواری جدا شد از سر نعش علی اکبر
ز درد و داغ اکبر تا قیامت چشم تر دارد
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
غزل پندیات
فکرم همهجا هست، ولی پیش خدا نیست سجادۀ زر دوز که محراب دعا نیست!
گفـتند سر سجده کجـا رفـتـه حــواست؟ اندیشۀ سیّال من، ای دوست، کجا نیست؟
از شدت اخلاص من عالم شده حـیـران تـعـریف نباشد، ابـداً قصد ریــا نیـست!
از کـمـیـّتِ کار که هر روز ســه وعده از کیفـیتش نیزهمین بس که قضا نیست
یکذره فقط کُندتر از سرعت نور است هر رکعتِ من حائز عنوان جهانیست!
این سجدۀ سهو است؟ و یا رکعت آخـر؟ چندیست که این حافظه درخدمت ما نیست
ای دلبــر من! تا غم وام است و تــورم محـراب به یـاد خــم ابـروی شما نیست
بیدغدغه یک سجدۀ راحت نتوان کـرد تا فکـر من از قِسط عقبمانده جدا نیست
هر سکه که دادند دوتا سـکـه گـرفـتـنـد گفتند کهاین بهرۀ بانکیست،ربا نیست!
از بـسکه پـی نـیـم وجـب نانِ حـلالـیـم درسجدۀ ما رونق اگرهست،صفا نیست
به به، چه نمازیست! همین است که گویند راه شـعـرا دور ز راه عــرفــا نـیـسـت!
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
فکرم همهجا هست، ولی پیش خدا نیست سجادۀ زر دوز که محراب دعا نیست!
گفـتند سر سجده کجـا رفـتـه حــواست؟ اندیشۀ سیّال من، ای دوست، کجا نیست؟
از شدت اخلاص من عالم شده حـیـران تـعـریف نباشد، ابـداً قصد ریــا نیـست!
از کـمـیـّتِ کار که هر روز ســه وعده از کیفـیتش نیزهمین بس که قضا نیست
یکذره فقط کُندتر از سرعت نور است هر رکعتِ من حائز عنوان جهانیست!
این سجدۀ سهو است؟ و یا رکعت آخـر؟ چندیست که این حافظه درخدمت ما نیست
ای دلبــر من! تا غم وام است و تــورم محـراب به یـاد خــم ابـروی شما نیست
بیدغدغه یک سجدۀ راحت نتوان کـرد تا فکـر من از قِسط عقبمانده جدا نیست
هر سکه که دادند دوتا سـکـه گـرفـتـنـد گفتند کهاین بهرۀ بانکیست،ربا نیست!
از بـسکه پـی نـیـم وجـب نانِ حـلالـیـم درسجدۀ ما رونق اگرهست،صفا نیست
به به، چه نمازیست! همین است که گویند راه شـعـرا دور ز راه عــرفــا نـیـسـت!
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
پندیات☟☟☟☟☟☟☟☟
تا به دنیا پای بندی مرد عقبا نیستی
تا اسیرنفس دونی اهل تقوا نیستی
تا اساس عیش و آسایش فراهم باشدت
باخبر از مردم افتاده از پانیستی
چند بار آرایش ظاهر فریبی خویش را
وای اگر بینی که در باطن تو زیبا نیستی
این قدر مغرور بر زیبایی ظاهر مباش
تابه صورت میگرائی فکر معنا نیستی
تابه کی اصلاح خودرا وعده بر فردا دهی
این چنین اندیشه کن باخود که فردانیستی
بدترین درد بشر جهل است کز آن غافلی
دردمندی از چه در قید مداوا نیستی
نقد نیروی جوانی رایگان از کف مده
یاد کن ایام پیری را که برنا نیستی
تا توان داری به کار خویش تدبیری بکن
می رسد روزی که بر کاری توانا نیستی
انتهای کوی پیری نیست جز بن بست مرگ
عالمی دراین مسیرند و تو تنها نیستی
فرصتی تا هست اسباب سفر آماده کن
کاندر آن عالم دگر مانند دنیا نیستی
کز تو را ناگه ندای الرحیل آید به گوش
لب به دندان می گزت زیرا مهیا نیستی
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟
تا به دنیا پای بندی مرد عقبا نیستی
تا اسیرنفس دونی اهل تقوا نیستی
تا اساس عیش و آسایش فراهم باشدت
باخبر از مردم افتاده از پانیستی
چند بار آرایش ظاهر فریبی خویش را
وای اگر بینی که در باطن تو زیبا نیستی
این قدر مغرور بر زیبایی ظاهر مباش
تابه صورت میگرائی فکر معنا نیستی
تابه کی اصلاح خودرا وعده بر فردا دهی
این چنین اندیشه کن باخود که فردانیستی
بدترین درد بشر جهل است کز آن غافلی
دردمندی از چه در قید مداوا نیستی
نقد نیروی جوانی رایگان از کف مده
یاد کن ایام پیری را که برنا نیستی
تا توان داری به کار خویش تدبیری بکن
می رسد روزی که بر کاری توانا نیستی
انتهای کوی پیری نیست جز بن بست مرگ
عالمی دراین مسیرند و تو تنها نیستی
فرصتی تا هست اسباب سفر آماده کن
کاندر آن عالم دگر مانند دنیا نیستی
کز تو را ناگه ندای الرحیل آید به گوش
لب به دندان می گزت زیرا مهیا نیستی
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
شعربی وفایی دنیا-ترکی
قالمیوب بیرکسه اجلال جهان قالمیاجاق
اجلین پیکی گلن وقتیده جان قالمیاجاق
چاتاجاق عاقله ده جاهله ده نوبت مرگ
آری آری ئولجک پیر و جوان قالمیاجاق
بشرون گل کیمی آخرده یوزی صولمالیدی
پیر وقتیده وجودینده توان قالمیاجاق
آلاجاق خاک سیه ،سینه سینه مردوزنی
جریاندان دوشه جک جسمیده قان قالمیاجاق
یوزونون زینتی انسانی سالار درده سره
عاشق زیبنه شور و هیجان قالمیاجاق
سرای قبر قارانلوقدی بیر چراغ گوندر
چراغ اولماسا شمع شبانه قالمیاجاق
بوعالمون نچه گوندوز قوناقیوق هاممیز
گلن قوناق گیدجک اهل زمانه قالمیاجاقمداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
💨💨💨💨💨💨💨💨💨💨
قالمیوب بیرکسه اجلال جهان قالمیاجاق
اجلین پیکی گلن وقتیده جان قالمیاجاق
چاتاجاق عاقله ده جاهله ده نوبت مرگ
آری آری ئولجک پیر و جوان قالمیاجاق
بشرون گل کیمی آخرده یوزی صولمالیدی
پیر وقتیده وجودینده توان قالمیاجاق
آلاجاق خاک سیه ،سینه سینه مردوزنی
جریاندان دوشه جک جسمیده قان قالمیاجاق
یوزونون زینتی انسانی سالار درده سره
عاشق زیبنه شور و هیجان قالمیاجاق
سرای قبر قارانلوقدی بیر چراغ گوندر
چراغ اولماسا شمع شبانه قالمیاجاق
بوعالمون نچه گوندوز قوناقیوق هاممیز
گلن قوناق گیدجک اهل زمانه قالمیاجاقمداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
💨💨💨💨💨💨💨💨💨💨
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘
🌺☘🌺
☘🌺
🌺
#تلنگر
آورده اند که ، عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود نانوا به او نان نداد و عابد رفت
مردی که آنجا بود عابد را شناخت
به نانوا گفت این مرد را می شناسی؟
گفت : نه
مرد گفت : فلان عابد بود
نانوا گفت : من از مریدان اویم
دنبالش دوید و گفت می خواهم شاگرد شما باشم ، عابد قبول نکرد
نانوا گفت اگر قبول کنی من امشب تمام آبادی را طعام می دهم ، عابد قبول کرد
وقتی همه شام خوردند
نانوا گفت : سرورم دوزخ یعنی چه؟
عابد پاسخ داد : دوزخ یعنی اینکه تو برای رضای خدا یک نان به بندۀ خدا ندادی ولی برای رضایت دل بندۀ خدا یک آبادی را نان دادی
•┈┈••✾•🍃🌼🍃•✾••┈┈•
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
•┈┈••✾•🍃🌼🍃•✾••┈┈•
🌺☘🌺
☘🌺
🌺
#تلنگر
آورده اند که ، عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود نانوا به او نان نداد و عابد رفت
مردی که آنجا بود عابد را شناخت
به نانوا گفت این مرد را می شناسی؟
گفت : نه
مرد گفت : فلان عابد بود
نانوا گفت : من از مریدان اویم
دنبالش دوید و گفت می خواهم شاگرد شما باشم ، عابد قبول نکرد
نانوا گفت اگر قبول کنی من امشب تمام آبادی را طعام می دهم ، عابد قبول کرد
وقتی همه شام خوردند
نانوا گفت : سرورم دوزخ یعنی چه؟
عابد پاسخ داد : دوزخ یعنی اینکه تو برای رضای خدا یک نان به بندۀ خدا ندادی ولی برای رضایت دل بندۀ خدا یک آبادی را نان دادی
•┈┈••✾•🍃🌼🍃•✾••┈┈•
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
•┈┈••✾•🍃🌼🍃•✾••┈┈•
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری