ولی قدر شقایق را ،،،، بلبل افسرده میداند
غم داغ برادر را ،،،، برادر مرده میداند
غم داغ برادر بشکند پشت برادر را
ولی مردم ،غم داغ برادر تا قیامت زنده میماند...
ای زخمی دنیا دلم ،، بد کردی دنیا با دلم
با من بساز یا بادلم ،،، وای وای وای
کارم فقط زاری شده ،،، چهل شب عزاداری شده
،،،زخم دلم کاری شده ،،، وای وای وای
غم داغ برادر را ،،،، برادر مرده میداند
غم داغ برادر بشکند پشت برادر را
ولی مردم ،غم داغ برادر تا قیامت زنده میماند...
ای زخمی دنیا دلم ،، بد کردی دنیا با دلم
با من بساز یا بادلم ،،، وای وای وای
کارم فقط زاری شده ،،، چهل شب عزاداری شده
،،،زخم دلم کاری شده ،،، وای وای وای
🌺آماده شدن برای مرگ در بیان نورانی امیرالمؤمنین علیه السلام🌺
✅ امیرالمؤمنین عليه السلام :
_ لمّا سُئلَ عنِ الاستِعدادِ للمَوتِ_: أداءُ الفَرائضِ ، واجتِنابُ المَحارِمِ ،والاشتِمالُ علَى المَكارِمِ ، ثُمّ لايُبالی أوَقَعَ علَى المَوتِ أم وَقَعَ المَوتُ علَيهِ . واللّه ِ، مايُبالی ابنُ أبي طالبٍ أوَقَعَ علَى المَوتِ أم وَقَعَ المَوتُ علَيهِ.
✅ امیرالمؤمنین عليه السلام _ در پاسخ به اين سؤال كه آماده شدن براى مرگ به چيست؟ _ فرمودند : انجام دادن واجبات و دورى كردن از حرام ها و داشت خُلق و خوى نيك. با رعايت اين امور، ديگر آدمى را چه باك كه او به سراغ مرگ رود يا مرگ به سراغش آيد.
🔹 سوگند به خدا، كه پسر ابى طالب را باكى نيست كه خود به سراغ مرگ رود يا مرگ به سراغ او آيد.
📚 الأمالی للصدوق ،ص،172و173
✅ امیرالمؤمنین عليه السلام :
_ لمّا سُئلَ عنِ الاستِعدادِ للمَوتِ_: أداءُ الفَرائضِ ، واجتِنابُ المَحارِمِ ،والاشتِمالُ علَى المَكارِمِ ، ثُمّ لايُبالی أوَقَعَ علَى المَوتِ أم وَقَعَ المَوتُ علَيهِ . واللّه ِ، مايُبالی ابنُ أبي طالبٍ أوَقَعَ علَى المَوتِ أم وَقَعَ المَوتُ علَيهِ.
✅ امیرالمؤمنین عليه السلام _ در پاسخ به اين سؤال كه آماده شدن براى مرگ به چيست؟ _ فرمودند : انجام دادن واجبات و دورى كردن از حرام ها و داشت خُلق و خوى نيك. با رعايت اين امور، ديگر آدمى را چه باك كه او به سراغ مرگ رود يا مرگ به سراغش آيد.
🔹 سوگند به خدا، كه پسر ابى طالب را باكى نيست كه خود به سراغ مرگ رود يا مرگ به سراغ او آيد.
📚 الأمالی للصدوق ،ص،172و173
شعردرمقام خواهر
بودهم جان و هم جانانه خواهر
انیس و مونس و فرزانه خواهر
نهفته در دلش عشق برادر
برادر شمع و چون پروانه خواهر
بلی چون گوهربی مثل وهمتاست
نهفته در دل ویرانه خواهر
به نیکی نام و عشقش مانده بر جا
به تاریخ جهان افسانه خواهر
بسان بلبل زیبا و خوشرو
به کنج دل نموده لانه خواهر
ندارد رونقی کاشانه بی او
چراغ پر فروغ خانه خواهر
بود دلدار و غمخوارت همیشه
نباشد با غمت بیگانه خواهر
اگر روی تو را یکدم نبیند
شود از هجر تو دیوانه خواهر
بریزد خون دل اندر فراقت
زچشم نرگس و مستانه خواهر
اگر افسرده بیند روی ماهت
شود قلبش زغم چون شانه خواهر
بودهم جان و هم جانانه خواهر
انیس و مونس و فرزانه خواهر
نهفته در دلش عشق برادر
برادر شمع و چون پروانه خواهر
بلی چون گوهربی مثل وهمتاست
نهفته در دل ویرانه خواهر
به نیکی نام و عشقش مانده بر جا
به تاریخ جهان افسانه خواهر
بسان بلبل زیبا و خوشرو
به کنج دل نموده لانه خواهر
ندارد رونقی کاشانه بی او
چراغ پر فروغ خانه خواهر
بود دلدار و غمخوارت همیشه
نباشد با غمت بیگانه خواهر
اگر روی تو را یکدم نبیند
شود از هجر تو دیوانه خواهر
بریزد خون دل اندر فراقت
زچشم نرگس و مستانه خواهر
اگر افسرده بیند روی ماهت
شود قلبش زغم چون شانه خواهر
******************************************
برای مجالس مداحی:
جهت سوگ مادر:
ای مادر عزیز که جانم فدای تو
قربان مهربانی و لطف و صفای تو
هرگز نشد محبت یاران و دوستان
هم پایه محبت و لطف و وفای تو
مهرت برون نمیرود از سینهام که هست
این سینه خانه تو و این دل سرای تو
تو گوهر یگانه دریای خلقتی
که اندر جهان کسی نشناسد بهای تو
مدح تو واجب است ولی کیست آن کسی
کاید برون ز عهده مدح و ثنای تو
ای مادر عزیز که جان داده ای مرا
سهل است گر که جان بنمایم فدای تو
خشنودی تو مایه خشنودی خداست
زیرا بود رضای خدا در رضای تو
هر بهره ای که بردهام از حُسن تربیت
باشد ز فیض کوشش بی منتهای تو
تنها همان تویی که چو برخیزی از میان
هرگز کسی دگر ننشیند به جای تو
گر جان خویش هم ز برایت فدا کنم
کاری بزرگ نیست که باشد سزای تو
گر بود اختیار دو عالم به دست من
میریختم تمام جهان را به پای تو
نقل از کتاب گلهای محبت (سید مهدی بامشکی)
************************************************
در سوگ مادر:
ای مادر عزیز، که جانم فدای تو
قربان مهربانی و لطف و صفای تو
هرگز نشد محبت یاران و دوستان
هم پایه محبت و مهر و وفای تو
مهرت برون نمیرود از سینهام که هست
این سینه خانه تو و این دل سرای تو
ای مادر عزیز که جان داده ای مرا
سهل است اگر که جان دهم اکنون برای تو
گر بود اختیار جهانی به دست من
میریختم تمام جهان را به پای تو
از: ابوالقاسم حالت
نقل از کتاب: مناسبتهای مذهبی (میرزا باقر حسینی زفرهای)
************************************************
در سوگ مادر:
افسوس دگر مادر شیرین سخنم در بر ما نیست
آن گوهر یک دانه پر مهر و وفا در بر ما نیست
آن سنگ صبور، ذاکر حق تا دم آخر
افسوس و صد افسوس دگر سایه او بر سر ما نیست
************************************************
در سوک عزیزان:
عمری صبور، درد کشیدی، چه بی صدا
یک روز صبح زود، پریدی، چه بی صدا
راحت بخواب، ای گل نیلوفری، بخواب
ما مانده ایم و غربت بی مادری، بخواب
************************************************
جهت سالگرد:
یک سال است که عمارت پدری ام، عطر مادری ندارد!
************************************************
در سوگ مادر:
دلم پر از بهانه های مادره
به کی بگم توی دلم چی میگذره
ای وای از این غم، فریاد ازاین غم
************************************************
در سوگ مادر:
لذت هر زندگانی را صفای مادر است
سینه ام آکنده از مهر و وفای مادر است
عالمی در وصف او هرگز نمی گیرد قرار
چون بهشت جاودانی زیر پای مادر است
************************************************
در سوگ مادر:
عمری صبور، درد کشیدی، چه بی صدا
یک روز عصر پریدی، و چه بی صدا
راحت بخواب! گل نیلوفری، بخواب
ما مانده ایم و غربت بی مادری، بخواب
برای مجالس مداحی:
جهت سوگ مادر:
ای مادر عزیز که جانم فدای تو
قربان مهربانی و لطف و صفای تو
هرگز نشد محبت یاران و دوستان
هم پایه محبت و لطف و وفای تو
مهرت برون نمیرود از سینهام که هست
این سینه خانه تو و این دل سرای تو
تو گوهر یگانه دریای خلقتی
که اندر جهان کسی نشناسد بهای تو
مدح تو واجب است ولی کیست آن کسی
کاید برون ز عهده مدح و ثنای تو
ای مادر عزیز که جان داده ای مرا
سهل است گر که جان بنمایم فدای تو
خشنودی تو مایه خشنودی خداست
زیرا بود رضای خدا در رضای تو
هر بهره ای که بردهام از حُسن تربیت
باشد ز فیض کوشش بی منتهای تو
تنها همان تویی که چو برخیزی از میان
هرگز کسی دگر ننشیند به جای تو
گر جان خویش هم ز برایت فدا کنم
کاری بزرگ نیست که باشد سزای تو
گر بود اختیار دو عالم به دست من
میریختم تمام جهان را به پای تو
نقل از کتاب گلهای محبت (سید مهدی بامشکی)
************************************************
در سوگ مادر:
ای مادر عزیز، که جانم فدای تو
قربان مهربانی و لطف و صفای تو
هرگز نشد محبت یاران و دوستان
هم پایه محبت و مهر و وفای تو
مهرت برون نمیرود از سینهام که هست
این سینه خانه تو و این دل سرای تو
ای مادر عزیز که جان داده ای مرا
سهل است اگر که جان دهم اکنون برای تو
گر بود اختیار جهانی به دست من
میریختم تمام جهان را به پای تو
از: ابوالقاسم حالت
نقل از کتاب: مناسبتهای مذهبی (میرزا باقر حسینی زفرهای)
************************************************
در سوگ مادر:
افسوس دگر مادر شیرین سخنم در بر ما نیست
آن گوهر یک دانه پر مهر و وفا در بر ما نیست
آن سنگ صبور، ذاکر حق تا دم آخر
افسوس و صد افسوس دگر سایه او بر سر ما نیست
************************************************
در سوک عزیزان:
عمری صبور، درد کشیدی، چه بی صدا
یک روز صبح زود، پریدی، چه بی صدا
راحت بخواب، ای گل نیلوفری، بخواب
ما مانده ایم و غربت بی مادری، بخواب
************************************************
جهت سالگرد:
یک سال است که عمارت پدری ام، عطر مادری ندارد!
************************************************
در سوگ مادر:
دلم پر از بهانه های مادره
به کی بگم توی دلم چی میگذره
ای وای از این غم، فریاد ازاین غم
************************************************
در سوگ مادر:
لذت هر زندگانی را صفای مادر است
سینه ام آکنده از مهر و وفای مادر است
عالمی در وصف او هرگز نمی گیرد قرار
چون بهشت جاودانی زیر پای مادر است
************************************************
در سوگ مادر:
عمری صبور، درد کشیدی، چه بی صدا
یک روز عصر پریدی، و چه بی صدا
راحت بخواب! گل نیلوفری، بخواب
ما مانده ایم و غربت بی مادری، بخواب
ختم و ترحيم خواني:
#پندیات
می برد گرگ اجل عاقبت از ما به چه فکری
حکم مرگ خواهی نخواهی شود اجرا به چه فکری
گر روی درتهِ دریا ، یا روی در پسِ ابرها
هرکجا باشی نهان میشوی پیدا به چه فکری
نکند لحظه ائی تأخیر ، اجل از حکم الهی
چو رسد موعد مرگ وشود امضا به چه فکری
نستاند زکسی باج و یا رشوه از این کار
گر به جای تو کنند جان همه اهدا به چه فکری
تو بیا یکدمی کن یاد و ز عقل مرگ واجل را
چند صباح دگری میرسد از راه به چه فکری
نشود این همه اموال ز جهان یاورو یارت
نشود جز عمل خیر به تو همراه به چه فکری
ما که باشیم بکنیم در بر مرگ چون وچرائی
گل زیبا چو پیمبر گرفت از ما به چه فکری
یاد آن تنگیِ قبر کن همدمت مار هست وهم مور
بخورند در دل گور گوشتِ تن از ما به چه فکری
این همه کردی رعایت تا که نبیند جسم آسیب
میشود خاک جسد وهم استخوانها به چه فکری
جان من این همه کبر و فخر بیجا از چه باشد
چونکه فانی میشود این جسم زیبا درچه فکری
ای( صفا ) وای برآن روز می رود پرده به بالا
هرچه کردی تو عیان هست وبه آنجا به چه فکری
➰➰➰➰➰➰➰➰
#پندیات
می برد گرگ اجل عاقبت از ما به چه فکری
حکم مرگ خواهی نخواهی شود اجرا به چه فکری
گر روی درتهِ دریا ، یا روی در پسِ ابرها
هرکجا باشی نهان میشوی پیدا به چه فکری
نکند لحظه ائی تأخیر ، اجل از حکم الهی
چو رسد موعد مرگ وشود امضا به چه فکری
نستاند زکسی باج و یا رشوه از این کار
گر به جای تو کنند جان همه اهدا به چه فکری
تو بیا یکدمی کن یاد و ز عقل مرگ واجل را
چند صباح دگری میرسد از راه به چه فکری
نشود این همه اموال ز جهان یاورو یارت
نشود جز عمل خیر به تو همراه به چه فکری
ما که باشیم بکنیم در بر مرگ چون وچرائی
گل زیبا چو پیمبر گرفت از ما به چه فکری
یاد آن تنگیِ قبر کن همدمت مار هست وهم مور
بخورند در دل گور گوشتِ تن از ما به چه فکری
این همه کردی رعایت تا که نبیند جسم آسیب
میشود خاک جسد وهم استخوانها به چه فکری
جان من این همه کبر و فخر بیجا از چه باشد
چونکه فانی میشود این جسم زیبا درچه فکری
ای( صفا ) وای برآن روز می رود پرده به بالا
هرچه کردی تو عیان هست وبه آنجا به چه فکری
➰➰➰➰➰➰➰➰
علمدار:
#پــــــــــدر
پـــــدر ای رونق کاشانه ی مــــن
همه ی عمر چراغ خانه ی مـــــن
برفتــــــــی از کفـم ای داد بیداد
صــــفابُردی ز آشیانــه ی مــــــن
پــــــدر جــــان یاد مظلومیّت تو
تو بودی همدم وهم خانه ی مــن
امــید و تکیه گاه مــــن تو بودی
کشیدی دست خود از شانه ی من
به محض روشنیّ شمع جـــــــانم
تمام عمر شدی پــــــــروانه ی من
پر از خَم شد هــــــمه پیشانی تو
که هم باشی پدر هم سایه ی من
نبودم لحظه ی آخــــــــر کـنارت
جهان گشته دگـــر غمخانه ی من
ندانستم کــــنم لطف تــو جُبران
حلالم کـن حــــلال فرزانه ی من
دگر زین پس نمیبینم رخ تـــــو
کجا رفـــــتی گُلِ گُلخانه ی من
کند روح تو شاد محبوب دادار
توبودی بهترین پایانه ی مـــــن
شب جمعه بیایم بــــــــر مزارت
که شاید کـــم شود بهانه ی من
(غلامی) خواستی از بهر پــیری
سپردی اش به کـه جانانه ی من
#پــــــــــدر
پـــــدر ای رونق کاشانه ی مــــن
همه ی عمر چراغ خانه ی مـــــن
برفتــــــــی از کفـم ای داد بیداد
صــــفابُردی ز آشیانــه ی مــــــن
پــــــدر جــــان یاد مظلومیّت تو
تو بودی همدم وهم خانه ی مــن
امــید و تکیه گاه مــــن تو بودی
کشیدی دست خود از شانه ی من
به محض روشنیّ شمع جـــــــانم
تمام عمر شدی پــــــــروانه ی من
پر از خَم شد هــــــمه پیشانی تو
که هم باشی پدر هم سایه ی من
نبودم لحظه ی آخــــــــر کـنارت
جهان گشته دگـــر غمخانه ی من
ندانستم کــــنم لطف تــو جُبران
حلالم کـن حــــلال فرزانه ی من
دگر زین پس نمیبینم رخ تـــــو
کجا رفـــــتی گُلِ گُلخانه ی من
کند روح تو شاد محبوب دادار
توبودی بهترین پایانه ی مـــــن
شب جمعه بیایم بــــــــر مزارت
که شاید کـــم شود بهانه ی من
(غلامی) خواستی از بهر پــیری
سپردی اش به کـه جانانه ی من
دنیا چو یک دم است که آغازش آخر است
هفتاد سال عمر ز یک لحظه کمتر است
آینده نیامده اش جز سراب نیست
بگذشته یادواره داغ مکرر است
عمر گذشته پشت سر و مرگ پیش پا
کوه گنه به دوش و اجل در برابر است
جز یک کفن نمی بری از کل هست خویش
گیرم که کوه ها به سر دستت از زر است
دنیا! سرت به خاک و قدت خم که دیده ام
هر کس که شد برای تو خم، خاک بر سر است
ما راست خواب غفلت و دنیا بود شبی
تا چشم خویش بازکنی، صبح محشر است
حقّ ضعیف می بری و فخر می کنی؟
انگار می کنی عملت فتح خیبر است
باور کنیم روز قیامت دروغ نیست
مائیم و دادگاه و خداوند داور است
هر صبحدم که چشم گشایی به هوش باش
شاید که عمر طی شده و روز آخر است
“میثم” اگر خدات نبخشد، چه می کنی؟
هر چند عفو او ز گناهت فزون تر است
#پندیات
هفتاد سال عمر ز یک لحظه کمتر است
آینده نیامده اش جز سراب نیست
بگذشته یادواره داغ مکرر است
عمر گذشته پشت سر و مرگ پیش پا
کوه گنه به دوش و اجل در برابر است
جز یک کفن نمی بری از کل هست خویش
گیرم که کوه ها به سر دستت از زر است
دنیا! سرت به خاک و قدت خم که دیده ام
هر کس که شد برای تو خم، خاک بر سر است
ما راست خواب غفلت و دنیا بود شبی
تا چشم خویش بازکنی، صبح محشر است
حقّ ضعیف می بری و فخر می کنی؟
انگار می کنی عملت فتح خیبر است
باور کنیم روز قیامت دروغ نیست
مائیم و دادگاه و خداوند داور است
هر صبحدم که چشم گشایی به هوش باش
شاید که عمر طی شده و روز آخر است
“میثم” اگر خدات نبخشد، چه می کنی؟
هر چند عفو او ز گناهت فزون تر است
#پندیات
پندیات فارسی
در فراق مادر
سید رضا موید
آبروی اهل دل از خاک پای مادر است
هرچه دارند این جماعت از دعای مادر است
آن بهشتی راکه قرآن می کند توصیف آن
صاحب قرآن بگفتا زیرپای مادر است
آسمان زندگی شد روشن از نور پدر
گلشن هستی مصفاازصفای مادر است
قوت شیر از شیرۀ جان می خوراند طفل را
وین شگفت آید که خون دل غذای مادر است
گرمی آغوش مهرش را ندارد آفتاب
مهر بانتر دیگر از مادر خدای مادر است
از دم روح القدس عیسی پدیدآمد اگر
باز هم پرورده در ظل همای مادراست
اوج گیرد قدر فرزند از دعای خیر او
چون دم عیسی بن مریم در دعای مادراست
قدر وجاهی راکه دراسلام دارا شد اویس
از کمال طاعت وخدمت برای مادراست
امر او را داد رجحان بر ملاقات نبی
چون رضای مصطفی هم در رضای مادر است
بسکه محبوب است مادر داشتن بر هر کسی
مصطفی را دخترش زهرا به جای مادراست
من که از مهر علی جان ودلم دارد صفا
این صفای باطن من از صفای مادراست
طبع والایم که منت بر نمی دارد زکس
شرمگین از رحمت بی منتهای مادراست
بهترین منظر به چشم ودل مرا سیمای اوست
خوشترین آواز در گوشم صدای مادر است
با تضرع چهره بر پایش (موید)سود وگفت:
آبروی اهل دل از خاک پای مادراست
در فراق مادر
سید رضا موید
آبروی اهل دل از خاک پای مادر است
هرچه دارند این جماعت از دعای مادر است
آن بهشتی راکه قرآن می کند توصیف آن
صاحب قرآن بگفتا زیرپای مادر است
آسمان زندگی شد روشن از نور پدر
گلشن هستی مصفاازصفای مادر است
قوت شیر از شیرۀ جان می خوراند طفل را
وین شگفت آید که خون دل غذای مادر است
گرمی آغوش مهرش را ندارد آفتاب
مهر بانتر دیگر از مادر خدای مادر است
از دم روح القدس عیسی پدیدآمد اگر
باز هم پرورده در ظل همای مادراست
اوج گیرد قدر فرزند از دعای خیر او
چون دم عیسی بن مریم در دعای مادراست
قدر وجاهی راکه دراسلام دارا شد اویس
از کمال طاعت وخدمت برای مادراست
امر او را داد رجحان بر ملاقات نبی
چون رضای مصطفی هم در رضای مادر است
بسکه محبوب است مادر داشتن بر هر کسی
مصطفی را دخترش زهرا به جای مادراست
من که از مهر علی جان ودلم دارد صفا
این صفای باطن من از صفای مادراست
طبع والایم که منت بر نمی دارد زکس
شرمگین از رحمت بی منتهای مادراست
بهترین منظر به چشم ودل مرا سیمای اوست
خوشترین آواز در گوشم صدای مادر است
با تضرع چهره بر پایش (موید)سود وگفت:
آبروی اهل دل از خاک پای مادراست
🔴 چطور لحظه مرگ گرفتار شیطان نشویم؟
⬅️ يکی از مراحل مرگ عدول كردن از حق به باطل در وقت مردن است. و آن چنانست كه شيطان نزد محتضر حاضر شود و او را وسوسه كند و به شك اندازد تا او را از ايمان بيرون برد.
⬅️ و از چيزهائى كه براى گرفتار شیطان نشدن در لحظه مرگ سودمند است مواظبت به اوقات نمازهاى واجب است. در حديثى است كه در مشرق و مغرب عالم اهل بيتى نيست مگر آنكه ملك الموت در هر شبانه روز در اوقات نماز پنج مرتبه به ايشان نظر مى كند. پس هر گاه كسى را كه مى خواهد قبض روح كند از كسانى باشد كه مواظب اوقات نماز است پس ملك الموت به او شهادتين را تلقين كند و شيطان را از او دور سازد.
📚بحارالانوار - جلد ۶ - ص ۱۶۹
⬅️ يکی از مراحل مرگ عدول كردن از حق به باطل در وقت مردن است. و آن چنانست كه شيطان نزد محتضر حاضر شود و او را وسوسه كند و به شك اندازد تا او را از ايمان بيرون برد.
⬅️ و از چيزهائى كه براى گرفتار شیطان نشدن در لحظه مرگ سودمند است مواظبت به اوقات نمازهاى واجب است. در حديثى است كه در مشرق و مغرب عالم اهل بيتى نيست مگر آنكه ملك الموت در هر شبانه روز در اوقات نماز پنج مرتبه به ايشان نظر مى كند. پس هر گاه كسى را كه مى خواهد قبض روح كند از كسانى باشد كه مواظب اوقات نماز است پس ملك الموت به او شهادتين را تلقين كند و شيطان را از او دور سازد.
📚بحارالانوار - جلد ۶ - ص ۱۶۹
عزیزان هرگز این باورندارم..
که دیگرمهربان مادرندارم..
به راه زندگی درخستگی ها..
دگریاری نوازشگرندارم
همی نالم که مادردربرم نیست..
شکوه سایه ی اوبرسرم نیست..
مراگردولت عالم ببخشند...
برابربانگاه مادرم نیست
فلک بردی زکف صبروقرارم..
زدی آتش به قلب داغدارم ...
زدرگاهت خدایاعفو ورحمت...
برای مادرخودخواستارم
که دیگرمهربان مادرندارم..
به راه زندگی درخستگی ها..
دگریاری نوازشگرندارم
همی نالم که مادردربرم نیست..
شکوه سایه ی اوبرسرم نیست..
مراگردولت عالم ببخشند...
برابربانگاه مادرم نیست
فلک بردی زکف صبروقرارم..
زدی آتش به قلب داغدارم ...
زدرگاهت خدایاعفو ورحمت...
برای مادرخودخواستارم
مقام پدر
ارزش علم وهنر را نه تو دانی ونه من
قدراین دُروگهر را نه تودانی ونه من
نقد دوران جوانی بود اندر کف ما
قدراین شاخه زررا نه تودانی ونه من
سرنوشت من وتودست قضاوقدراست
گردش دور قمر را نه تودانی ونه من
باغ دل می شود از بارش باران احیا
ارزش دیده تررا نه تو دانی ونه من
هرچه خیریست به ماوقت سحرمی بخشند
قدرانفاس سحررا نه تو دانی ونه من
تا بود برسرما سایه پر مهر پدر
به خدا قدر پدررا نه تو دانی ونه من
(عاجل) این لحظه که نقداست غنیمت دارش
چونکه فردای دگر را نه تو دانی ونه من
ارزش علم وهنر را نه تو دانی ونه من
قدراین دُروگهر را نه تودانی ونه من
نقد دوران جوانی بود اندر کف ما
قدراین شاخه زررا نه تودانی ونه من
سرنوشت من وتودست قضاوقدراست
گردش دور قمر را نه تودانی ونه من
باغ دل می شود از بارش باران احیا
ارزش دیده تررا نه تو دانی ونه من
هرچه خیریست به ماوقت سحرمی بخشند
قدرانفاس سحررا نه تو دانی ونه من
تا بود برسرما سایه پر مهر پدر
به خدا قدر پدررا نه تو دانی ونه من
(عاجل) این لحظه که نقداست غنیمت دارش
چونکه فردای دگر را نه تو دانی ونه من
نمیابی تو همتای برادر .
نمی گیرد کسی جای برادر.
بگرد هر قدر خواهی دور عالم.
نیابی قد دلجوی برادر.
نمی خواهی اگر بی کس بمانی.
گذر کن از سر کوی برادر.
محبت کن به او از عمق جانت.
که گردی یار نیکوی برادر.
برادر باتو باشد مثل کوه است.
نما تکیه به نیروی برادر.
مبادا که از او دلگیر گردی.
ببوس هر دم سر وروی برادر.
نیاید آن زمان که او نباشد.
نبینی روی نیکوی برادر.
غم دنیا بگیرد جسم و جانت.
چو از دیده رود روی برادر.
برادر ای(غلام)همتای باباست.
نمی گیرد کسی جای برادر.
بگرد هر قدر خواهی دور عالم.
نیابی قد دلجوی برادر.
نمی خواهی اگر بی کس بمانی.
گذر کن از سر کوی برادر.
محبت کن به او از عمق جانت.
که گردی یار نیکوی برادر.
برادر باتو باشد مثل کوه است.
نما تکیه به نیروی برادر.
مبادا که از او دلگیر گردی.
ببوس هر دم سر وروی برادر.
نیاید آن زمان که او نباشد.
نبینی روی نیکوی برادر.
غم دنیا بگیرد جسم و جانت.
چو از دیده رود روی برادر.
برادر ای(غلام)همتای باباست.
#فرزند
زبانحال مادر داغدیده
سبک ببار ای بارون...
ای گل زندگانی من
شور من شادمانی من
حاصل جوانی من
واویلا
ای سرو رشیدم پسر
ای عشق و امیدم پسر
از داغت چه کشیدم پسر
از غمت خمیدم پسر
واویلا
آرزوی مادر تویی
عصای دست پدر تویی
عشق برادر تویی
امید دل خواهر تویی
واویلا
شاعر:یوسف لاطف.آم
زبانحال مادر داغدیده
سبک ببار ای بارون...
ای گل زندگانی من
شور من شادمانی من
حاصل جوانی من
واویلا
ای سرو رشیدم پسر
ای عشق و امیدم پسر
از داغت چه کشیدم پسر
از غمت خمیدم پسر
واویلا
آرزوی مادر تویی
عصای دست پدر تویی
عشق برادر تویی
امید دل خواهر تویی
واویلا
شاعر:یوسف لاطف.آم
-
در فراق مادر
شرار غملریلن اودلانان آنام لایلای
فراق اودیندا وجودی یانان آنام لایلای
سارالدی سولدی قزل گللرون توکولدی یره
بهارعمری اولان تز خزان آنام لایلای
سنون کیمین منه ده عالم اولدی غمخانه
گرک ائدم غم ائوین آشیان آنام لایلای
گیجه گونوز یانارام آغلارام بو ماتمده
جهاندا قامتون اولدی کمان آنام لایلای
بئلون بوکولدی ننه ساچلارون آغاردی سنون
یانا یانا دیرم آی جوان آنام لایلای
بودردوه یانارام اولمادیم باشون اوسته
سنی من اوخشیارام هرزمان
بجرتدیگون چمنون گللری سولوب سارالوب
بو گللره سنیدون باغبان آنام لایلای
بالالارون الی قوینوندا سسلنورننه وای
اولوب ائو اهلی هامی اوخشیان آنام لایلای
بالالارون گوزی یولدا یوزه توکور قانیاش
باخاندا بوش یروه قلبی قان آنام لایلای
بیزی قوبوب هارا گئتدون بوغملی دنیاده
هایاندا ایلموسن آشیان آنام لایلای
ننه سی اولمیانون هیچ زمان یوزی گولمز
یادینا دوشه دیر مهربان آنام لایلای
یوخوما برگیجه گل قوی اوپوم ایاقوندان
اورک سوزین سنه ایلوم بیان آنام لایلای
دیرم آی ننه باخ بختی قاره قزلارووا
بیزی یامان گونه آخر قویان
در فراق مادر
شرار غملریلن اودلانان آنام لایلای
فراق اودیندا وجودی یانان آنام لایلای
سارالدی سولدی قزل گللرون توکولدی یره
بهارعمری اولان تز خزان آنام لایلای
سنون کیمین منه ده عالم اولدی غمخانه
گرک ائدم غم ائوین آشیان آنام لایلای
گیجه گونوز یانارام آغلارام بو ماتمده
جهاندا قامتون اولدی کمان آنام لایلای
بئلون بوکولدی ننه ساچلارون آغاردی سنون
یانا یانا دیرم آی جوان آنام لایلای
بودردوه یانارام اولمادیم باشون اوسته
سنی من اوخشیارام هرزمان
بجرتدیگون چمنون گللری سولوب سارالوب
بو گللره سنیدون باغبان آنام لایلای
بالالارون الی قوینوندا سسلنورننه وای
اولوب ائو اهلی هامی اوخشیان آنام لایلای
بالالارون گوزی یولدا یوزه توکور قانیاش
باخاندا بوش یروه قلبی قان آنام لایلای
بیزی قوبوب هارا گئتدون بوغملی دنیاده
هایاندا ایلموسن آشیان آنام لایلای
ننه سی اولمیانون هیچ زمان یوزی گولمز
یادینا دوشه دیر مهربان آنام لایلای
یوخوما برگیجه گل قوی اوپوم ایاقوندان
اورک سوزین سنه ایلوم بیان آنام لایلای
دیرم آی ننه باخ بختی قاره قزلارووا
بیزی یامان گونه آخر قویان
پندیات
در مسجد و در کعبه به دنبال خداییم
از حس خدا در دلمان دور و جداییم
هم مسجدو هم کعبه وهم قبله بهانه است
دقت بکنی نور خدا داخل خانه است
در مسجد و در کعبه به دنبال چه هستی؟
اول تو ببین قلب کسی را نشکستی؟
اینگونه چرا در پی اثبات خداییم؟
همسایه ی ما گشنه و ما سیر بخوابیم
در خلقت ما راز و معمای خدا چیست؟
انسان خودش آیینه یک کعبه مگر نیست؟
برخیز و کمی کعبه ی آمال خودت باش
چنگی به نقابت بزن و مال خودت باش
تصویر خدا پشت همین کهنه نقاب است
تصویرخداواضح وچشمان توخواب است
شاید که بتی در وسط ذهن من و توست
باید بت خود ، با نم باران خدا شست
گویی که خدا در بدن و در تنمان هست
نزدیکتر از خون و رگ گردنمان هست
در پیله ی پروانه مگر دست خدا نیست؟
پیدایش پروانه بگو معجزه کیست؟
احساس خدا جزر و مد آبی دریاست
آنجا که نفس در بدن ماهی دریاست
آنجا که نهنگی پی ماهی سر جنگ است
تدبیر خدا در سر و افکار نهنگ است
باید که خدا را به دل کوه ببینیم
در جسم وتن و در نفس و روح ببینیم
در ذهن خود اینگونه نگوییم خدا کیست
خورشید مگر باعث اثبات خدا نیست؟
دستان خدا در تنه ی خشک درخت است
آیاتو بگو درک خدا مشکل و سخت است؟
باید که در آیینه کمی هم به خود آییم
ما جلوه ای از خلقت زیبای خداییم
گر خوب شناسی تو اگر خالق خود را
سالم برسانی به هدف قایق خود را
صحبت بکنم گر، به خدا حرف زیاد است
افسوس قلم سمت مسیری ست که باد است
در مسجد و در کعبه به دنبال خداییم
از حس خدا در دلمان دور و جداییم
هم مسجدو هم کعبه وهم قبله بهانه است
دقت بکنی نور خدا داخل خانه است
در مسجد و در کعبه به دنبال چه هستی؟
اول تو ببین قلب کسی را نشکستی؟
اینگونه چرا در پی اثبات خداییم؟
همسایه ی ما گشنه و ما سیر بخوابیم
در خلقت ما راز و معمای خدا چیست؟
انسان خودش آیینه یک کعبه مگر نیست؟
برخیز و کمی کعبه ی آمال خودت باش
چنگی به نقابت بزن و مال خودت باش
تصویر خدا پشت همین کهنه نقاب است
تصویرخداواضح وچشمان توخواب است
شاید که بتی در وسط ذهن من و توست
باید بت خود ، با نم باران خدا شست
گویی که خدا در بدن و در تنمان هست
نزدیکتر از خون و رگ گردنمان هست
در پیله ی پروانه مگر دست خدا نیست؟
پیدایش پروانه بگو معجزه کیست؟
احساس خدا جزر و مد آبی دریاست
آنجا که نفس در بدن ماهی دریاست
آنجا که نهنگی پی ماهی سر جنگ است
تدبیر خدا در سر و افکار نهنگ است
باید که خدا را به دل کوه ببینیم
در جسم وتن و در نفس و روح ببینیم
در ذهن خود اینگونه نگوییم خدا کیست
خورشید مگر باعث اثبات خدا نیست؟
دستان خدا در تنه ی خشک درخت است
آیاتو بگو درک خدا مشکل و سخت است؟
باید که در آیینه کمی هم به خود آییم
ما جلوه ای از خلقت زیبای خداییم
گر خوب شناسی تو اگر خالق خود را
سالم برسانی به هدف قایق خود را
صحبت بکنم گر، به خدا حرف زیاد است
افسوس قلم سمت مسیری ست که باد است
#پندیات
ﺍﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺟﺰ ﻧﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﮑﺎﻡ ﺩﻝ ﺍﯾﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﺍﺯ ﻣﺮﮐﺐ ﺧﻮﺩﺑﯿﻨﯽ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺑﺰﯾﺮ ﺁﯾﯽ
ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺑﻨﺪ ﺍﻭﻫﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﺳﻬﻢ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﯾﮏ ﺳﻘﻒ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﺷﺪ
ﺩﯾﻮﺍﺭ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﯽ ﺑﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﯾﮏ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﮔﺮ ﻏﯿﺮﺕ ﺍﺯ ﺟﺎﻡ ﻋﻠﯽ ﻧﻮﺷﺪ
ﯾﮏ ﻣﻮﺝ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺸﻮﺩ ﺗﻨﻬﺎ ﺁﻧﮑﺲ ﮐﻪ ﺧﻮﺵ ﺁﺩﺍﺏ ﺍﺳﺖ
ﺁﺑﯽ ﮐﻪ ﮔﻮﺍﺭﺍ ﺷﺪ ﺩﺭ ﺟﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﺁﻧﮑﺲ ﮐﻨﺪ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﯾﮏ ﮐﺎﻡ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ
ﺩﺭ ﭘﯿﭻ ﻭ ﺧﻢ ﻣﺤﺸﺮ ﻧﺎ ﮐﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺯ ﺣﺞ ﻣﺎﻧﺪ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﺧﻄﺎ ﮐﺎﺭﯾﺴﺖ
ﻭﺭ ﻧﻪ ﺷﺮﻑ ﺣﺞ ﻭ ﺍﺣﺮﺍﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﺣﺎﮐﻢ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺻﺮﻑ ﺍﺳﺮﺍﻑ ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﺩ
ﯾﮏ ﺷﺎﻡ ﺩﮔﺮ ﻃﻔﻠﯽ ﺑﯽ ﺷﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺁﺷﻮﺑﻨﺪ ﻣﺮﻏﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺑﺮ ﺻﯿﺎﺩ
ﺁﻧﺮﻭﺯ ﺩﮔﺮ ﻣﺮﻏﯽ ﺩﺭ ﺩﺍﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﺩﺭ ﻣﻘﺘﻞ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺣﺴﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ
ﺑﺎ ﮐﺬﺏ ﻭ ﺭﯾﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﺁﻧﺮﻭﺯ ﮐﻪ ﻏﻔﺎﺭﯼ ﭘﻮﺷﯿﺪ ﮐﻔﻦ ﺑﺮ ﺗﻦ
ﺑﻨﻮﯾﺲ ﺑﻪ ﺳﻨﮓ ﮔﻮﺭ ﺑﻬﺮﺍﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ ..
ﺍﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺟﺰ ﻧﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﮑﺎﻡ ﺩﻝ ﺍﯾﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﺍﺯ ﻣﺮﮐﺐ ﺧﻮﺩﺑﯿﻨﯽ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺑﺰﯾﺮ ﺁﯾﯽ
ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺑﻨﺪ ﺍﻭﻫﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﺳﻬﻢ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﯾﮏ ﺳﻘﻒ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﺷﺪ
ﺩﯾﻮﺍﺭ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﯽ ﺑﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﯾﮏ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﮔﺮ ﻏﯿﺮﺕ ﺍﺯ ﺟﺎﻡ ﻋﻠﯽ ﻧﻮﺷﺪ
ﯾﮏ ﻣﻮﺝ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺸﻮﺩ ﺗﻨﻬﺎ ﺁﻧﮑﺲ ﮐﻪ ﺧﻮﺵ ﺁﺩﺍﺏ ﺍﺳﺖ
ﺁﺑﯽ ﮐﻪ ﮔﻮﺍﺭﺍ ﺷﺪ ﺩﺭ ﺟﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﺁﻧﮑﺲ ﮐﻨﺪ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﯾﮏ ﮐﺎﻡ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ
ﺩﺭ ﭘﯿﭻ ﻭ ﺧﻢ ﻣﺤﺸﺮ ﻧﺎ ﮐﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺯ ﺣﺞ ﻣﺎﻧﺪ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﺧﻄﺎ ﮐﺎﺭﯾﺴﺖ
ﻭﺭ ﻧﻪ ﺷﺮﻑ ﺣﺞ ﻭ ﺍﺣﺮﺍﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﺣﺎﮐﻢ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺻﺮﻑ ﺍﺳﺮﺍﻑ ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﺩ
ﯾﮏ ﺷﺎﻡ ﺩﮔﺮ ﻃﻔﻠﯽ ﺑﯽ ﺷﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺁﺷﻮﺑﻨﺪ ﻣﺮﻏﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺑﺮ ﺻﯿﺎﺩ
ﺁﻧﺮﻭﺯ ﺩﮔﺮ ﻣﺮﻏﯽ ﺩﺭ ﺩﺍﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﺩﺭ ﻣﻘﺘﻞ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺣﺴﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ
ﺑﺎ ﮐﺬﺏ ﻭ ﺭﯾﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﺁﻧﺮﻭﺯ ﮐﻪ ﻏﻔﺎﺭﯼ ﭘﻮﺷﯿﺪ ﮐﻔﻦ ﺑﺮ ﺗﻦ
ﺑﻨﻮﯾﺲ ﺑﻪ ﺳﻨﮓ ﮔﻮﺭ ﺑﻬﺮﺍﻡ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ ..
#منبر_متنی
📜 ﻧﻘﺶ ﻣﺤﺒﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺎﻃﻤﻪ (ﺱ) ﺩﺭ ﻣﺤﺸﺮ📜
👌 ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﻤﺎﻥ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ (ﺹ) ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺤﺒﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺎﻃﻤﻪ (ﺱ) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:
👌ﻳﺎ ﺳﻠﻤﺎن ﻣﻦ ﺍﺣﺐ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺑﻨﺘﻲ ﻓﻬﻮ ﻓﻲ ﺍﻟﺠﻨﻪ ﻣﻌﻲ ﻭ ﻣﻦ ﺍﺑﻐﻀﻬﺎ ﻓﻬﻮ ﻓﻲ ﺍﻟﻨﺎﺭ.
👌 ﻳﺎ ﺳﻠﻤﺎن ﺣﺐ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻳﻨﻔﻊ ﻓﻲ ﻣﺎﻩ ﻣﻦ ﺍﻟﻤﻮﺍﻃﻦ، ﺍﻳﺴﺮ ﺫﺍﻟﻚ ﺍﻟﻤﻮﺍﻃﻦ ﺍﻟﻤﻮﺕ ﻭ ﺍﻟﻘﺒﺮ ﻭ ﺍﻟﻤﻴﺰﺍﻥ ﻭ ﺍﻟﻤﺤﺸﺮ ﻭ ﺍﻟﺼﺮﺍﻁ ﻭ ﺍﻟﻤﺤﺎﺳﺒﻪ … ﻳﺎ ﺳﻠﻤﺎن ﻭﻳﻞ ﻟﻤﻦ ﻳﻈﻠﻤﻬﺎ ﻭ ﻳﻈﻠﻢ ﺑﻌﻠﻬﺎ ﺍﻣﻴﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻴﺎ ﻭ ﻭﻳﻞ ﻟﻤﻦ ﻳﻈﻠﻢ ﺫﺭﻳﺘﻬﺎ ﻭ ﺷﻴﻌﺘﻬﺎ.
👌ﺍﻱ ﺳﻠﻤﺎن ﻫﺮ ﻛﺲ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﻓﺎﻃﻤﻪ (ﺱ) ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﺩ، ﺍﻭ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﻛﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﺪﺍﺭﺩ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺁﺗﺶ ﻣﻲﺷﻮﺩ. ﺳﻠﻤﺎن ﻋﻠﺎﻗﻪ ﻣﻨﺪﻱ ﺑﻪ ﻓﺎﻃﻤﻪ (ﺱ) ﺩﺭ ﻳﻜﺼﺪ ﻣﻮﺿﻊ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﻲﺧﻮﺭﺩ:
ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﺁﻧﻬﺎ: ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺮﮒ، ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺮﺯﺥ، ﺩﺭ ﭘﺎﻱ ﻣﻴﺰﺍﻥ، ﻋﺮﺻﺎﺕ ﻣﺤﺸﺮ، ﭘﻞ ﺻﺮﺍﻁ ﻭ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺍﻋﻤﺎﻝ.
ﺍﻱ ﺳﻠﻤﺎن ﻭﺍﻱ ﺑﺮ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻇﻠﻢ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﻭﺍﻱ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﺍﻭ ﺟﻔﺎ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ، ﺣﺘﻲ ﻭﺍﻱ ﺑﺮ ﺳﺘﻤﮕﺮﺍﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﻭﻱ ﺳﺘﻢ ﻛﻨﻨﺪ.
👌ﺍﻳﻦ ﺣﺪﻳﺚ ﻣﻲﺭﺳﺎﻧﺪ ﻛﻪ محبت ﻭ ﻋﻠﺎﻗﻪ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺎﻃﻤﻪ (ﺱ) ﺩﺭ ﻋﺮﺻﺎﺕ ﻣﺤﺸﺮ ﻧﻴﺰ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
💠💠 منابع
📖ﻓﺮﺍﺋﺪ ﺍﻟﺴﻤﻄﻴﻦ، ﺝ 2، ﺹ 67، ﺵ 391
📖ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺳﻴﺮﻩ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﻟﺰﻫﺮﺍ (ﺱ) ﺹ 269
🌹مجمع نوکران صاحب الزمان عج مراغه🌹
@NokarSahebAzaman
📜 ﻧﻘﺶ ﻣﺤﺒﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺎﻃﻤﻪ (ﺱ) ﺩﺭ ﻣﺤﺸﺮ📜
👌 ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﻤﺎﻥ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ (ﺹ) ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺤﺒﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺎﻃﻤﻪ (ﺱ) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:
👌ﻳﺎ ﺳﻠﻤﺎن ﻣﻦ ﺍﺣﺐ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺑﻨﺘﻲ ﻓﻬﻮ ﻓﻲ ﺍﻟﺠﻨﻪ ﻣﻌﻲ ﻭ ﻣﻦ ﺍﺑﻐﻀﻬﺎ ﻓﻬﻮ ﻓﻲ ﺍﻟﻨﺎﺭ.
👌 ﻳﺎ ﺳﻠﻤﺎن ﺣﺐ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻳﻨﻔﻊ ﻓﻲ ﻣﺎﻩ ﻣﻦ ﺍﻟﻤﻮﺍﻃﻦ، ﺍﻳﺴﺮ ﺫﺍﻟﻚ ﺍﻟﻤﻮﺍﻃﻦ ﺍﻟﻤﻮﺕ ﻭ ﺍﻟﻘﺒﺮ ﻭ ﺍﻟﻤﻴﺰﺍﻥ ﻭ ﺍﻟﻤﺤﺸﺮ ﻭ ﺍﻟﺼﺮﺍﻁ ﻭ ﺍﻟﻤﺤﺎﺳﺒﻪ … ﻳﺎ ﺳﻠﻤﺎن ﻭﻳﻞ ﻟﻤﻦ ﻳﻈﻠﻤﻬﺎ ﻭ ﻳﻈﻠﻢ ﺑﻌﻠﻬﺎ ﺍﻣﻴﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻴﺎ ﻭ ﻭﻳﻞ ﻟﻤﻦ ﻳﻈﻠﻢ ﺫﺭﻳﺘﻬﺎ ﻭ ﺷﻴﻌﺘﻬﺎ.
👌ﺍﻱ ﺳﻠﻤﺎن ﻫﺮ ﻛﺲ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﻓﺎﻃﻤﻪ (ﺱ) ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﺩ، ﺍﻭ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﻛﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﺪﺍﺭﺩ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺁﺗﺶ ﻣﻲﺷﻮﺩ. ﺳﻠﻤﺎن ﻋﻠﺎﻗﻪ ﻣﻨﺪﻱ ﺑﻪ ﻓﺎﻃﻤﻪ (ﺱ) ﺩﺭ ﻳﻜﺼﺪ ﻣﻮﺿﻊ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﻲﺧﻮﺭﺩ:
ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﺁﻧﻬﺎ: ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺮﮒ، ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺮﺯﺥ، ﺩﺭ ﭘﺎﻱ ﻣﻴﺰﺍﻥ، ﻋﺮﺻﺎﺕ ﻣﺤﺸﺮ، ﭘﻞ ﺻﺮﺍﻁ ﻭ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺍﻋﻤﺎﻝ.
ﺍﻱ ﺳﻠﻤﺎن ﻭﺍﻱ ﺑﺮ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻇﻠﻢ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﻭﺍﻱ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﺍﻭ ﺟﻔﺎ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ، ﺣﺘﻲ ﻭﺍﻱ ﺑﺮ ﺳﺘﻤﮕﺮﺍﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﻭﻱ ﺳﺘﻢ ﻛﻨﻨﺪ.
👌ﺍﻳﻦ ﺣﺪﻳﺚ ﻣﻲﺭﺳﺎﻧﺪ ﻛﻪ محبت ﻭ ﻋﻠﺎﻗﻪ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺎﻃﻤﻪ (ﺱ) ﺩﺭ ﻋﺮﺻﺎﺕ ﻣﺤﺸﺮ ﻧﻴﺰ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
💠💠 منابع
📖ﻓﺮﺍﺋﺪ ﺍﻟﺴﻤﻄﻴﻦ، ﺝ 2، ﺹ 67، ﺵ 391
📖ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺳﻴﺮﻩ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﻟﺰﻫﺮﺍ (ﺱ) ﺹ 269
🌹مجمع نوکران صاحب الزمان عج مراغه🌹
@NokarSahebAzaman
پند
هرروز کسی در این جهان میمیرد.
خوشبخت کسی که جاودان میمیرد.
وقتی پی تشییع جنازه رفتی.
آگاه شوی پیر وجوان میمیرد.
بردوش خلایق که برندش سوی خاک.
خواب است کسی که ناگهان میمیرد.
از مردن خود کسی خبر دار نشد.
اندر چه زمان در چه مکان میمیرد.
پرسی اگر از کسی که هست در تشییع.
داند به کجا ی این جهان میمیرد.
افسوس خورد که حتما او خواهد مرد.
آگاه نباشد چه زمان در چه مکان میمیرد.
خواهی که روی آسوده به خاک.
بنگر تو به متّقی چسان میمیرد.
هرروز کسی در این جهان میمیرد.
خوشبخت کسی که جاودان میمیرد.
وقتی پی تشییع جنازه رفتی.
آگاه شوی پیر وجوان میمیرد.
بردوش خلایق که برندش سوی خاک.
خواب است کسی که ناگهان میمیرد.
از مردن خود کسی خبر دار نشد.
اندر چه زمان در چه مکان میمیرد.
پرسی اگر از کسی که هست در تشییع.
داند به کجا ی این جهان میمیرد.
افسوس خورد که حتما او خواهد مرد.
آگاه نباشد چه زمان در چه مکان میمیرد.
خواهی که روی آسوده به خاک.
بنگر تو به متّقی چسان میمیرد.
داستان چارلی چاپلین.
پس ازعمری فقر،به ثروت وشهرت رسیدم وآموختم که.
باپول میتوان ساعت خرید،ولی زمان نه
میتوان مقام خرید ولی احترام نه
میتوان کتاب خرید،ولی دانش نه
میتوان داروخرید،ولی سلامتی نه
میتوان رختخواب خرید،ولی راحتی نه
نتیجه:ارزش آدمها به دارایی نیست به معرفت آن هاست
پس ازعمری فقر،به ثروت وشهرت رسیدم وآموختم که.
باپول میتوان ساعت خرید،ولی زمان نه
میتوان مقام خرید ولی احترام نه
میتوان کتاب خرید،ولی دانش نه
میتوان داروخرید،ولی سلامتی نه
میتوان رختخواب خرید،ولی راحتی نه
نتیجه:ارزش آدمها به دارایی نیست به معرفت آن هاست
🌺 تقدیم به اعضای بزرگوار کانال🌺
...حسین است
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
ذکر لب من نام دل آرای حسین است
آرام دلم یاد فرح زای حسین است
با نام حسین بن علی عشق چه زیباست
دارایی عشق از رخ زیبای حسین است
نوری است حسین جلوه دهد شمس و قمر را
خورشید چو آیینه ی سیمای حسین است
در بزم دگر سینه ام آرام نگیرد
جز محفل عشقی که در آن نای حسین است
پرسید گل از بلبل شیدا که سبب چیست
کارم همه شب دیدن رویای حسین است؟
گفتا ؛ نه فقط تو ٬ نه فقط من نه خلایق
چشم همه عالم به تماشای حسین است
مادر به من آموخت حسین گفتن و من هم
همواره لبم نغمه ی ایوای تو است
https://telegram.me/tarhim
...حسین است
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
ذکر لب من نام دل آرای حسین است
آرام دلم یاد فرح زای حسین است
با نام حسین بن علی عشق چه زیباست
دارایی عشق از رخ زیبای حسین است
نوری است حسین جلوه دهد شمس و قمر را
خورشید چو آیینه ی سیمای حسین است
در بزم دگر سینه ام آرام نگیرد
جز محفل عشقی که در آن نای حسین است
پرسید گل از بلبل شیدا که سبب چیست
کارم همه شب دیدن رویای حسین است؟
گفتا ؛ نه فقط تو ٬ نه فقط من نه خلایق
چشم همه عالم به تماشای حسین است
مادر به من آموخت حسین گفتن و من هم
همواره لبم نغمه ی ایوای تو است
https://telegram.me/tarhim
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
💠دعا برای رفع وسوسه شيطان💠
🌀شخصی گوید : به امام صادق (ع) گفتم : گاهی تصورات کفرآمیزی در دلم خطور می کند،برای رهایی از آن چه کنم ؟
حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود : هرگاه این حالت برایت پیش آمد بگو :
« لا اِلهَ اِلّا الله »
راوی گوید : از آن پس هرگاه وسوسه ای در دلم ایجاد می شد،این ذکر را می گفتم و آن وسوسه برطرف می شد.
رسول گرامی اسلام حضرت محمد (ص) فرموده اند: « خواندن سورۀ ناس،وسواس را منع می کند. »
https://telegram.me/tarhim
🌀شخصی گوید : به امام صادق (ع) گفتم : گاهی تصورات کفرآمیزی در دلم خطور می کند،برای رهایی از آن چه کنم ؟
حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود : هرگاه این حالت برایت پیش آمد بگو :
« لا اِلهَ اِلّا الله »
راوی گوید : از آن پس هرگاه وسوسه ای در دلم ایجاد می شد،این ذکر را می گفتم و آن وسوسه برطرف می شد.
رسول گرامی اسلام حضرت محمد (ص) فرموده اند: « خواندن سورۀ ناس،وسواس را منع می کند. »
https://telegram.me/tarhim
Telegram
مداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری