مداح علی جمالی tarhim
34 subscribers
104 photos
45 videos
28 files
224 links
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026 بدون اشعار تکراری
Download Telegram
حدیث وداستان:مردی خدمت پیامبر اکرم آمد وگفت پدر ومادر پیری دارم که به خاطر انس بامن نمیگذارن به جهاد برم رسول خدافرمود قسم به آنکه جانم در دست اوست انس یکروز آنان باتو از جهاد یکسال بهتر استمداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
جوان
غم داغ جوان سخت است ودشوار
کسی نبود از این غصه خبردار
مگر آن کس که خود داغ جوان دید
که دارد غصه ای از غصه خونبار
جوان از دست داده خوب داند
چه آمد بر سر سلطان ابرار
غم داغ جوان زخمی است جانکاه
که براین زخم مرحم نیست در کار
امام صادق:نیکی به پدر ومادر نشانه شناخت شایسته بنده خداست .زیرا هیچ عبادتی زودتر از رعایت حرمت پدر ومادر به خاطر خدا انسان را به رضایت خدا نمیرساندمداح علی جمالی tarhim
صدا واشعار خود را به کانال تلگرامی ما ارسال کنید09137541026
https://telegram.me/tarhim
—---------------------------------—
زمزمه در فراق پدر

بند ۱

پدر ای سایه ی رحمت ای آیه ی عشق و محبت
نشسته داغ هجرانت بر جانم ای دریای محنت
تو بودی کوه آرامش در لحظه های بی قراری
تو که رفتی شدم غرق تنهایی و درد و مصیبت

بابای خوب و مهربانم
نامت بُوَد ورد زبانم

پدر پدر پدر پدر جان ۲

بند ۲

پدر ای مونس و یارم ، پشت و پناه و غمگسارم
ز هجرانت گرفتارم ای باعث صبر و قرارم
غم و درد دل خود را بعد از تو من با که بگویم
دگر تنها شدم بابا چون یار و غمخواری ندارم

بابای خوب و مهربانم
نامت بُوَد ورد زبانم

پدر پدر پدر پدر جان ۲

بند ۳

خداحافظ پدر جانم ای چشمه سار مهربانی
خداحافظ پدر جانم آیینه دار جان فشانی
شکستی از غم و درد این روزگار بی مروت
تو رفتی و شدم تنها بین غم و دنیای فانی

بابای خوب و مهربانم
نامت بُوَد ورد زبانم

پدر پدر پدر پدر جان ۲
بسم الله الرحمن الرحيم


#امام_زمان_عج_مناجات
#محمدجواد_شیرازی

حسرت روز و شبم روی شما را دیدن
چند دوری به مدارِ سرتان چرخیدن
وسط گریه‌ی این وصل کمی خندیدن
پوزه را بر سر خاک قدمت مالیدن
چه شود اینکه گدا هم به نوایی برسد؟!
به روی صورت ما زلف رهایی برسد

اینکه یک عمر نبینم رخ یارم سخت است
بی‌خبر بودنِ از حال نگارم سخت است
سر روی زانوی غربت بگذارم سخت است
جز تو مردم بنشینند کنارم سخت است
یا که می‌میرم و جسم و کفنم می‌پوسد
یا که روزی لب من پای تو را می‌بوسد

آشنای دل ویرانه‌ی من تنها تو
پس مصفی شدن کلبه‌ی این دل با تو
دل نبستم به کسی جان خودم الا تو
سائلم...بی‌سر و پایم به خدا اما تو
شهریاری و فقط "عادتکم احسان" است
شرح این جمله خودش چند سری دیوان است

ای که دریای کرم، معدن حکمت هستی
صاحب تیغ دوسر صاحب شوکت هستی
دو جهان واسطه ی بارش رحمت هستی
در سیاهی زمان راه سعادت هستی
راه گم کرده‌ام ای شاه بیا کاری کن
من پناهنده شدم... باز مرا یاری کن

به رسولی که شد از غصه لبالب سوگند
به نواهای علی در دل هرشب سوگند
به قد فاطمه که گشت مورّب سوگند
به پریشانی و حیرانی زینب سوگند
منجی آخر هر بی سر و سامان برگرد
یوسف فاطمه بر مردم کنعان برگرد