Forwarded from اصفهان خبر
یکی از ویژگیهای خاص کاخ عالی قاپو این است که در هر سو نمایی متفاوت دارد،
به طوری که از جلوی بنا ۲ طبقه، از طرفین ۳ طبقه و از پشت ساختمان ۵ طبقه دیده میشود، ولی در واقع این بنا ۶ طبقه میباشد.
✍مولایی
بیشتر دلیلش امنیت بوده
با این نما مشخص نیست شخص در کدوم طبقه و کجای ساختمان هست
راه پله ها هم باریک هست
در صورت نفوذ نمیشه چند نفری از راه پله ها هجوم برد
و امکان مقابله باهاشون راحت تره
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
به طوری که از جلوی بنا ۲ طبقه، از طرفین ۳ طبقه و از پشت ساختمان ۵ طبقه دیده میشود، ولی در واقع این بنا ۶ طبقه میباشد.
✍مولایی
بیشتر دلیلش امنیت بوده
با این نما مشخص نیست شخص در کدوم طبقه و کجای ساختمان هست
راه پله ها هم باریک هست
در صورت نفوذ نمیشه چند نفری از راه پله ها هجوم برد
و امکان مقابله باهاشون راحت تره
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
✅زن ایرانی در دوره قاجاریه
در سرتاسر دوره قاجاریه نامی از زن و حقوق و آزادی زن نیست و هرچند به کنایه ذکری از این مقوله نمی رود.
سر جان ملکم میگوید: “فی الحقیقه وضعی که زنان در ایران دارندغالبا خطاهاشان مقتضی سیاست زیاد نیست لاکن به همه جهت در معرض ظلم و تعدی خانگی هستند و مکرر شده است که زنان بیگناه در عقوبت پدران و شوهران گرفتار گشته اند و این بیشتر مخصوص است به زنان بزرگان . مکرر اتفاق افتاده است به خیال اینکه از پول مخفی خبر دارند زنان را شکنجه و عقوبت کرده اند و بسیار است اگر امیری یا وزیری را کشته اند زنان و دختران او را مانند کنیزان به دیگران بخشیده اند و بعضی اوقات به پست ترین مردم داده اند ، چنانکه متعه و زن بزرگان را به قاطرچیان داده اند.” (تاریخ سرجان ملکم چاپ بمبئی ص ۲۳۰)
سفرهای ناصرالدین شاه به فرنگ و تحولات نسبی که در نتیجه آشنایی شاه و رجال ایران به اوضاع اروپا در کشور پدید آمد ، هیچگونه تغییری در وضعیت زن ایرانی بوجود نیاورد و قیود مذهبی و شرایط اجتماعی همچنان به زن اجازه نداد که نه تنها در بیرون از خانه بلکه در چاردیواری خانه خود ، از حقوق و آزادی برخوردار گردد.
تا پیش از نهضت مشروطه و مدت ها بعد از آن ، زنان ایران روی از مردان نامحرم یعنی غیر از پدر و برادر و عمو و دایی ، حتا از پسر عمو ها و پسر دایی ها می پوشاندند و چون می خواستند از خانه بیرون روند شلواری بلند و گشاد و سیاه به نام چاقچور بر پا و چادری غالبا سیاه بر سر میکردند و روبنده ها و بعدها پیچه بر روی میانداختند،چنانکه هیچ عضوی از اعضای آنان نمایان نبود ، و اگر زنی در این کار اندک غفلت و سستی می نمود ، بی حیا و بی عفت شناخته می شد و چه بسا میان دو همسایه یا دو برادر بر سر اینکه یکی به زن دیگری نگاه کرده است نزاع در می گرفت . دلبستگی مردم بدین رسم و عادات چنان بود که در آغاز مشروطیت دولتیان مردم آزادی خواه را به طرفداری از رفع حجاب متهم می کردند ، تا مردم آنان را سست عقیده و بی دین شناسند و از مشروطه و آزادی روگردان شوند .
میرزا حسین خان عدالت ، از مردان آزادی خواه آذربایجان که سالها در بیرون کشور گذرانده بود ، چون به ایران آمد در شماره ۴ روزنامه صحبت که به سال ۱۳۲۷ ق به زبان آذربایجانی در تبریز دایر کرده بود مقاله ای نوشت که اشاره به خلقت زن از دنده چپ مرد داشت و در آن مقاله از رفع حجاب زنان و بهبود وضع آنان سخن گفت . این مقاله خشم روحانیان و مردم را بر انگیخت و به دستور انجمن روزنامه اش توقیف و نویسنده به حبس و جریمه محکوم گردید .
معمولا زنان و دختران ایرانی در کوچه و بازار کمتر آفتابی می شدند و جز برای رفتن به حمام و دیدن خویشان و نزدیکان از خانه بیرون نمی آمدند .
در این اوقات به تعلیم و تربیت زنان نیز چندان توجه نمی شد . دبستان های دخترانه وجود نداشت و دختران در مکتب حاضر نمی شدند و تنها دختران خانواده های اشرافی پیش ملای سر خانه که غالبا زن بود ، قرآن و تا اندازه ای خواندن و نوشتن زبان فارسی را یاد می گرفتند. تا سال ۱۲۹۰ شمسی تنها دو آموزشگاه دخترانه در تهران وجود داشت که آمریکاییان و فرانسویان مقیم تهران دایر کرده بودند و بیشتر دختران ایرانی غیر مسلمان از ارامنه و اقلیت های مذهبی دیگر در آنها تحصیل می کردند .
در ایران از روزی که زمزمه آزادی بلند شد تأمین حقوق زنان جزو آرزوهای تجدد خواهان بود اما آنان بسیار با احتیاط سخن می گفتند و پس از تأسیس مدارس دخترانه هم تا مدت ها اجازه نمی دادند آموزگاران مرد در سر کلاس ها حاضر شوند و اگر موردی پیدا می کرد ، آموزگار یا بسیار پیر یا نابینا بود و یا دختران روپوشیده درس می خواندند.
📚از صبا تا نیما / جلد سوم / یحیا آرین پور
✍ جناب حمید گرامی
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
در سرتاسر دوره قاجاریه نامی از زن و حقوق و آزادی زن نیست و هرچند به کنایه ذکری از این مقوله نمی رود.
سر جان ملکم میگوید: “فی الحقیقه وضعی که زنان در ایران دارندغالبا خطاهاشان مقتضی سیاست زیاد نیست لاکن به همه جهت در معرض ظلم و تعدی خانگی هستند و مکرر شده است که زنان بیگناه در عقوبت پدران و شوهران گرفتار گشته اند و این بیشتر مخصوص است به زنان بزرگان . مکرر اتفاق افتاده است به خیال اینکه از پول مخفی خبر دارند زنان را شکنجه و عقوبت کرده اند و بسیار است اگر امیری یا وزیری را کشته اند زنان و دختران او را مانند کنیزان به دیگران بخشیده اند و بعضی اوقات به پست ترین مردم داده اند ، چنانکه متعه و زن بزرگان را به قاطرچیان داده اند.” (تاریخ سرجان ملکم چاپ بمبئی ص ۲۳۰)
سفرهای ناصرالدین شاه به فرنگ و تحولات نسبی که در نتیجه آشنایی شاه و رجال ایران به اوضاع اروپا در کشور پدید آمد ، هیچگونه تغییری در وضعیت زن ایرانی بوجود نیاورد و قیود مذهبی و شرایط اجتماعی همچنان به زن اجازه نداد که نه تنها در بیرون از خانه بلکه در چاردیواری خانه خود ، از حقوق و آزادی برخوردار گردد.
تا پیش از نهضت مشروطه و مدت ها بعد از آن ، زنان ایران روی از مردان نامحرم یعنی غیر از پدر و برادر و عمو و دایی ، حتا از پسر عمو ها و پسر دایی ها می پوشاندند و چون می خواستند از خانه بیرون روند شلواری بلند و گشاد و سیاه به نام چاقچور بر پا و چادری غالبا سیاه بر سر میکردند و روبنده ها و بعدها پیچه بر روی میانداختند،چنانکه هیچ عضوی از اعضای آنان نمایان نبود ، و اگر زنی در این کار اندک غفلت و سستی می نمود ، بی حیا و بی عفت شناخته می شد و چه بسا میان دو همسایه یا دو برادر بر سر اینکه یکی به زن دیگری نگاه کرده است نزاع در می گرفت . دلبستگی مردم بدین رسم و عادات چنان بود که در آغاز مشروطیت دولتیان مردم آزادی خواه را به طرفداری از رفع حجاب متهم می کردند ، تا مردم آنان را سست عقیده و بی دین شناسند و از مشروطه و آزادی روگردان شوند .
میرزا حسین خان عدالت ، از مردان آزادی خواه آذربایجان که سالها در بیرون کشور گذرانده بود ، چون به ایران آمد در شماره ۴ روزنامه صحبت که به سال ۱۳۲۷ ق به زبان آذربایجانی در تبریز دایر کرده بود مقاله ای نوشت که اشاره به خلقت زن از دنده چپ مرد داشت و در آن مقاله از رفع حجاب زنان و بهبود وضع آنان سخن گفت . این مقاله خشم روحانیان و مردم را بر انگیخت و به دستور انجمن روزنامه اش توقیف و نویسنده به حبس و جریمه محکوم گردید .
معمولا زنان و دختران ایرانی در کوچه و بازار کمتر آفتابی می شدند و جز برای رفتن به حمام و دیدن خویشان و نزدیکان از خانه بیرون نمی آمدند .
در این اوقات به تعلیم و تربیت زنان نیز چندان توجه نمی شد . دبستان های دخترانه وجود نداشت و دختران در مکتب حاضر نمی شدند و تنها دختران خانواده های اشرافی پیش ملای سر خانه که غالبا زن بود ، قرآن و تا اندازه ای خواندن و نوشتن زبان فارسی را یاد می گرفتند. تا سال ۱۲۹۰ شمسی تنها دو آموزشگاه دخترانه در تهران وجود داشت که آمریکاییان و فرانسویان مقیم تهران دایر کرده بودند و بیشتر دختران ایرانی غیر مسلمان از ارامنه و اقلیت های مذهبی دیگر در آنها تحصیل می کردند .
در ایران از روزی که زمزمه آزادی بلند شد تأمین حقوق زنان جزو آرزوهای تجدد خواهان بود اما آنان بسیار با احتیاط سخن می گفتند و پس از تأسیس مدارس دخترانه هم تا مدت ها اجازه نمی دادند آموزگاران مرد در سر کلاس ها حاضر شوند و اگر موردی پیدا می کرد ، آموزگار یا بسیار پیر یا نابینا بود و یا دختران روپوشیده درس می خواندند.
📚از صبا تا نیما / جلد سوم / یحیا آرین پور
✍ جناب حمید گرامی
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from معلومات عمومی
رصد خانه مراغه در کدام دوران ساخته شد؟
Anonymous Quiz
25%
ایلخانان
9%
گورکانیان
25%
مغولان
21%
تیموریان
20%
خوارزمشاهیان
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅ کوروش بزرگ در شاهنامه فردوسی 📝 قسمت دوم ♦️تهاجم و سلطه بیگانگان، نابودی دادهها، آمیختگی روایتها در شاهنامه 🔹نکتهای که در تاریخ ایران وجود دارد این است که ایرانیان خاطرات گذشته خود را به صورت داستانهای اسطورهای نگاه داشتند که با تجربیات تاریخی و اجتماعی…
✅ کوروش بزرگ در شاهنامه فردوسی
📝 قسمت سوم
⭕️پیشدادیان و پیش از تاریخ؛ کیانیان و هخامنشیان
🔹هنگامی که شاهنامه را مورد بررسی قرار میدهیم، به نظر میرسد که کلیت آن با تاریخ ایرانیان هماهنگ است. شاهنامه ابتدا با پادشاهان پیشدادی شروع میشود؛ پادشاهانی مانند #کیومرث، #هوشنگ، #جمشید و #فریدون. چنین مینماید که زمان پیشدادیان با دورههای پیش از تاریخ فلات ایران هماهنگی دارد، بطوری که آنها صرفا یادگاری از یک شخص ویژه نیستند، بلکه نماد یک دوره تاریخی میباشند به طوری که مدت فرمانروایی برخی از آنها بسیار زیاد (نزدیک به هزار سال) است. اگر هم شخصیتهایی مانند هوشنگ و جمشید وجود داشتند، رفته رفته ذهنیت جمعی، با نمادسازی، یک دوران را در قالب نام آنها جای داد. به عبارتی دیگر، رفته رفته این دورهها تبدیل به اسطوره شدند و خاطرات دورههای پیش از تاریخ با خاطرات دوران شاهنشاهیهای بزرگ آمیخته شد و داستانهای اسطورهای بوجود آمدند.
◀ همچنین با پژوهشهای انجام گرفته به نظر میآید کیانیان شاهنامه، بیشترین آمیختگی را با مادها و هخامنشیان دارند. نمیتوان به طور کامل مادها و هخامنشیان را از هم جدا دانست، چرا که کوروش _ که او را بنیانگذار سلسله هخامنشی میدانند _ مادرش یک مادی بوده است و در ادامه پادشاهان ماد بر روی کار میآید، از این رو بسیار طبیعی است که هر دو با نام کیانیان در شاهنامه دیده شوند.
◀ در اینجا به این نکته اشاره میکنیم که حتی برخی از ایرانشناسان مانند #هرتل و #هرتسفلد از موضوع یکی بودن برخی از پادشاهان کیانی و هخامنشی سخن گفتهاند. اما #آرتور_کریستنسن، فرضهایی را درباره وجود یک حکومت در نواحی شرق ایران، مطرح کرده که پیشوند "کَوی" در نام بسیاری از پادشاهان این حکومت به چشم میخورده است. کریستنسن با مدنظر قرار دادن بخشهایی از اوستا از جمله یشتها و دیگر شواهد، دوره سلطنتی مشرق ایران را مقدم بر هخامنشیان میداند (کیانیان، آرتور کریستنسن، کیانیان. ترجمه ذبیح الله صفا. تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۸۱، صص ۴۹-۵۳). اما درباره وجود تاریخی چنین سلسلهای هنوز شواهد باستان شناختی یافت نشده است و آثار کنونی وجود چنین پادشاهی قبل از هخامنشیان را تأیید نمیکند. به نظر نمیرسد که یک کشور سازمان یافته بزرگ در مناطق شرقی و آسیای مرکزی بوجود آمده است. (ایران عصر ماد و هخامنشی، داندامایف، ترجمه صادق ملک شهمیرزادی. در تاریخ تمدنهای آسیای مرکزی پژوهش یونسکو. ج ۲، ب ۱. تهران: وزارت امور خارجه، ۱۳۷۵، صص ۲۷-۲۹). ممکن است با یافتههای بیشتر اطلاعاتی از این فرمانروایان به دست آید و شاید آنها رؤسای قبایل بودند. اما به هر حال هیچ بعید نیست که این کَویها بنمایه داستانی داشته باشند، همانطور که بعدها هم با سنت داستان سرایی در ایران به صورت آشکار مواجه میشویم.
◀ در هر صورت چه این کَویها بنمایه داستانی داشته باشند و چه جنبههای تاریخی، آمیختگیهای فراوانی با مادها و هخامنشیان داشتهاند. همانطور که اشاره شد در اسطورههای ایرانی با آمیختگی روایات روبرو هستیم. بعید نیست که کیانیان شاهنامه حاصل آمیختگی شخصیتهای داستانهای شرقی ایران، با مادها و هخامنشیان باشند. نام و یاد شخصیتهای داستانهای شرقی رفته رفته با خاطرات مادها و هخامنشیان آمیخته شده است به طوری که خاطرات مادها و هخامنشیان، داستانهای شرقی را تحت شعاع قرار داد و کیانیان شاهنامه بیشتر شبیه به مادها و هخامنشیان شدند. کیانیان شاهنامه یک قلمروی بزرگ را در اختیار دارند و رفتار آنها شباهتهای ویژه ای به هخامنشیان دارد و تشکیلات فرامانروایی کیانیان در شاهنامه یادآور تشکیلات هخامنشی است. دلایل گوناگونی برای بوجود آمدن این آمیختگی میتواند وجود داشته باشد، از جمله شباهتهای نام و رفتار این فرمانروایان داستانی و تاریخی با یکدیگر. اما یک نکته مهم وجود دارد و آنکه در زمان سلوکیان و عصر هلنگرایی، رویکرد مثبتی از جانب فرمانروایان به هخامنشیان نبوده است و این رویکرد شاید باعث سختگیریهایی درباره سخن گفتن از هخامنشیان و افتخار به آنها شده است، از اینرو حافظه جمعی که یاد و خاطره شکوه هخامنشیان را در دل خود جای داده بود و احتمالا مردمان نواحی گوناگون ایران خواستار ماندگاری یاد شکوه گذشته بودند، خاطرات مادها و هخامنشیان را با داستانهای شرقی آمیخت و رفته رفته داستانها و روایات اسطورهای-تاریخی بوجود آمدند. در واقع شروع این آمیختگیها را باید در عصر هلنگرایی و به دلیل تحولات آن عصر جستجو کرد، اما به مرور آمیختگیها بیشتر شد.
✍مجید خالقیان
https://tinyurl.com/bd6tnc3n
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📝 قسمت سوم
⭕️پیشدادیان و پیش از تاریخ؛ کیانیان و هخامنشیان
🔹هنگامی که شاهنامه را مورد بررسی قرار میدهیم، به نظر میرسد که کلیت آن با تاریخ ایرانیان هماهنگ است. شاهنامه ابتدا با پادشاهان پیشدادی شروع میشود؛ پادشاهانی مانند #کیومرث، #هوشنگ، #جمشید و #فریدون. چنین مینماید که زمان پیشدادیان با دورههای پیش از تاریخ فلات ایران هماهنگی دارد، بطوری که آنها صرفا یادگاری از یک شخص ویژه نیستند، بلکه نماد یک دوره تاریخی میباشند به طوری که مدت فرمانروایی برخی از آنها بسیار زیاد (نزدیک به هزار سال) است. اگر هم شخصیتهایی مانند هوشنگ و جمشید وجود داشتند، رفته رفته ذهنیت جمعی، با نمادسازی، یک دوران را در قالب نام آنها جای داد. به عبارتی دیگر، رفته رفته این دورهها تبدیل به اسطوره شدند و خاطرات دورههای پیش از تاریخ با خاطرات دوران شاهنشاهیهای بزرگ آمیخته شد و داستانهای اسطورهای بوجود آمدند.
◀ همچنین با پژوهشهای انجام گرفته به نظر میآید کیانیان شاهنامه، بیشترین آمیختگی را با مادها و هخامنشیان دارند. نمیتوان به طور کامل مادها و هخامنشیان را از هم جدا دانست، چرا که کوروش _ که او را بنیانگذار سلسله هخامنشی میدانند _ مادرش یک مادی بوده است و در ادامه پادشاهان ماد بر روی کار میآید، از این رو بسیار طبیعی است که هر دو با نام کیانیان در شاهنامه دیده شوند.
◀ در اینجا به این نکته اشاره میکنیم که حتی برخی از ایرانشناسان مانند #هرتل و #هرتسفلد از موضوع یکی بودن برخی از پادشاهان کیانی و هخامنشی سخن گفتهاند. اما #آرتور_کریستنسن، فرضهایی را درباره وجود یک حکومت در نواحی شرق ایران، مطرح کرده که پیشوند "کَوی" در نام بسیاری از پادشاهان این حکومت به چشم میخورده است. کریستنسن با مدنظر قرار دادن بخشهایی از اوستا از جمله یشتها و دیگر شواهد، دوره سلطنتی مشرق ایران را مقدم بر هخامنشیان میداند (کیانیان، آرتور کریستنسن، کیانیان. ترجمه ذبیح الله صفا. تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۸۱، صص ۴۹-۵۳). اما درباره وجود تاریخی چنین سلسلهای هنوز شواهد باستان شناختی یافت نشده است و آثار کنونی وجود چنین پادشاهی قبل از هخامنشیان را تأیید نمیکند. به نظر نمیرسد که یک کشور سازمان یافته بزرگ در مناطق شرقی و آسیای مرکزی بوجود آمده است. (ایران عصر ماد و هخامنشی، داندامایف، ترجمه صادق ملک شهمیرزادی. در تاریخ تمدنهای آسیای مرکزی پژوهش یونسکو. ج ۲، ب ۱. تهران: وزارت امور خارجه، ۱۳۷۵، صص ۲۷-۲۹). ممکن است با یافتههای بیشتر اطلاعاتی از این فرمانروایان به دست آید و شاید آنها رؤسای قبایل بودند. اما به هر حال هیچ بعید نیست که این کَویها بنمایه داستانی داشته باشند، همانطور که بعدها هم با سنت داستان سرایی در ایران به صورت آشکار مواجه میشویم.
◀ در هر صورت چه این کَویها بنمایه داستانی داشته باشند و چه جنبههای تاریخی، آمیختگیهای فراوانی با مادها و هخامنشیان داشتهاند. همانطور که اشاره شد در اسطورههای ایرانی با آمیختگی روایات روبرو هستیم. بعید نیست که کیانیان شاهنامه حاصل آمیختگی شخصیتهای داستانهای شرقی ایران، با مادها و هخامنشیان باشند. نام و یاد شخصیتهای داستانهای شرقی رفته رفته با خاطرات مادها و هخامنشیان آمیخته شده است به طوری که خاطرات مادها و هخامنشیان، داستانهای شرقی را تحت شعاع قرار داد و کیانیان شاهنامه بیشتر شبیه به مادها و هخامنشیان شدند. کیانیان شاهنامه یک قلمروی بزرگ را در اختیار دارند و رفتار آنها شباهتهای ویژه ای به هخامنشیان دارد و تشکیلات فرامانروایی کیانیان در شاهنامه یادآور تشکیلات هخامنشی است. دلایل گوناگونی برای بوجود آمدن این آمیختگی میتواند وجود داشته باشد، از جمله شباهتهای نام و رفتار این فرمانروایان داستانی و تاریخی با یکدیگر. اما یک نکته مهم وجود دارد و آنکه در زمان سلوکیان و عصر هلنگرایی، رویکرد مثبتی از جانب فرمانروایان به هخامنشیان نبوده است و این رویکرد شاید باعث سختگیریهایی درباره سخن گفتن از هخامنشیان و افتخار به آنها شده است، از اینرو حافظه جمعی که یاد و خاطره شکوه هخامنشیان را در دل خود جای داده بود و احتمالا مردمان نواحی گوناگون ایران خواستار ماندگاری یاد شکوه گذشته بودند، خاطرات مادها و هخامنشیان را با داستانهای شرقی آمیخت و رفته رفته داستانها و روایات اسطورهای-تاریخی بوجود آمدند. در واقع شروع این آمیختگیها را باید در عصر هلنگرایی و به دلیل تحولات آن عصر جستجو کرد، اما به مرور آمیختگیها بیشتر شد.
✍مجید خالقیان
https://tinyurl.com/bd6tnc3n
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 "پاشو پاشو سگا میگیرنت"
لذت بردم از دیدن این ویدئو و رفتار فرهیخته چوپان گلستانی.
روباه چه خودشو به موش مردگی میزنه!
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
لذت بردم از دیدن این ویدئو و رفتار فرهیخته چوپان گلستانی.
روباه چه خودشو به موش مردگی میزنه!
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
Forwarded from اخبار معلم
🔭تلسکوپ فضایی جیمز وب و این تصاویر ارسالی که یک موفقیت علمی بزرگه
دانشمندان 10_15 ساله منتظر همچین روزی بودند
عظمت جهان واقعا بشر را شگفت زده میکند👍
۶ میلیارد سیاره شبیه به کره زمین آن هم تنها در کهکشان راه شیری است
دو تریلیون کهکشان تا به حال رصد شده
مسلم است که موجودات دیگری در جهان وجود دارد
عظمت گیتی فرای باور است ...
عکس هفت سیاره شبیه به زمین ارائه می شود امیدوارم لذت ببرید.
#اخبار_معلم 👇🏻🍃
💠 @moalempress1
دانشمندان 10_15 ساله منتظر همچین روزی بودند
عظمت جهان واقعا بشر را شگفت زده میکند👍
۶ میلیارد سیاره شبیه به کره زمین آن هم تنها در کهکشان راه شیری است
دو تریلیون کهکشان تا به حال رصد شده
مسلم است که موجودات دیگری در جهان وجود دارد
عظمت گیتی فرای باور است ...
عکس هفت سیاره شبیه به زمین ارائه می شود امیدوارم لذت ببرید.
#اخبار_معلم 👇🏻🍃
💠 @moalempress1
Forwarded from تاریخاندیشی ــ مهدی تدینی (مهدی تدینی)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"زن در عصر رستاخیز"
مستند دهدقیقهای "زن در عصر رستاخیز" دربارهٔ حضور نسل اول زنان در مشاغل سنگین، فنی و مهندسی است
لحن مستند ایدئولوژیک و ساختهای سفارشی و حکومتی است، از این نقیصه که بگذریم، مصاحبهها و نکات جالبی در فیلم گفته میشود و تصاویر کمیابی هم دست بیننده را میگیرد.
دعوت میکنم این مستند را ببینید، به ویژه به دلیل نکاتی که این نسل نخست زنان شاغل و کارآفرین از تجربیات خود می گویند.
#مستند #جنبش_زنان
@tarikhandishi | تاریخاندیشی
مستند دهدقیقهای "زن در عصر رستاخیز" دربارهٔ حضور نسل اول زنان در مشاغل سنگین، فنی و مهندسی است
لحن مستند ایدئولوژیک و ساختهای سفارشی و حکومتی است، از این نقیصه که بگذریم، مصاحبهها و نکات جالبی در فیلم گفته میشود و تصاویر کمیابی هم دست بیننده را میگیرد.
دعوت میکنم این مستند را ببینید، به ویژه به دلیل نکاتی که این نسل نخست زنان شاغل و کارآفرین از تجربیات خود می گویند.
#مستند #جنبش_زنان
@tarikhandishi | تاریخاندیشی
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅ کوروش بزرگ در شاهنامه فردوسی 📝 قسمت سوم ⭕️پیشدادیان و پیش از تاریخ؛ کیانیان و هخامنشیان 🔹هنگامی که شاهنامه را مورد بررسی قرار میدهیم، به نظر میرسد که کلیت آن با تاریخ ایرانیان هماهنگ است. شاهنامه ابتدا با پادشاهان پیشدادی شروع میشود؛ پادشاهانی مانند…
✅ کوروش بزرگ در شاهنامه فردوسی
📝 قسمت چهارم
⭕️نامهای شاهنامه و نام پادشاهان
◀ زبان پارسی نوین که در شاهنامه فردوسی به کار رفته است؛ تفاوتهایی با زبانهای میانه و باستان دارد و نام پادشاهان زیادی با تغییر و دگرگونی در شاهنامه آمده است. در حقیقت زبان میهنی ایرانیان را به سه بخش میتوان تقسیم کرد:
- باستان
- میانه
- نوین
◀ گرچه شباهتهایی بین این زبانها وجود دارد، اما تفاوتهای فراوانی در آنها دیده میشود. ممکن است یک نام در زبان باستان به یک شکل باشد و در زبان میانه به شکلی دیگر و همان نام در پارسی نوین به صورت متفاوت با آن دو دیده شود. برای مثال نام جمشید در اصل به این شکل بوده است: ییم خش ئت (Yima Khashaeta) یا نام اردشیر به این شکل بوده است: اَرتَخشَتر
♦️بررسی نام کوروش
◀ نام کوروش در کتیبههای باستانی به این شکل نوشته شده است: 𐎤𐎢𐎽𐎢𐏁، یونانیان نام او را کوروس (Kuros) نگاشتهاند که بعدها در لاتین به صورت کیروس خوانده شد و امروز در تلفظ فرانسوی سیروس و در تلفظ انگلیسی سایروس (Cyrus) خوانده میشود (خلاصه تاریخ کتزیاس از کوروش تا اردشیر، کتزیاس، ترجمه کامیاب خلیلی. تهران: کارنگ، ۱۳۸۰، ص۲۲).
پس کوروش نامی است که از کتیبههای باستانی -که به زبان باستان نگاشته شدهاند- به دست آمده و نامهایی مانند آن در منابع یونانی و یهودی و… دیده میشود. آنچه باعث شده است امروز این شخص را کوروش بنامیم، رمز گشایی کتیبههاست. با این دگرگونیهای زبانی نباید توقع داشت که نام این شخص به صورت "کوروش" در شاهنامه آمده باشد، همانطور که نام اَرتَخشَتر بدون دگرگونی نیامده است. اما در شاهنامه فردوسی، پادشاهانی وجود دارند که علاوه بر شباهت نام آنها با کوروش، روایتهای مربوط به آنها هم با روایتهای مربوط به کوروش همخوانی دارد. اینجا جایی است که "حافظه جمعی" یاد و خاطره کوروش را در دل خود جای داده است.
♦️کوروش و فریدون
◀ همانطور که فریدون در اسطورههای ایرانی جایگاه ویژه و غیر قابل انکار دارد، کوروش هم در تاریخ ایران جایگاه ویژه و غیر قابل انکاری دارد. آشکارترین شباهتی که میتوان بین کوروش و فریدون پیدا کرد، مقابله آنها با شخصهای تقریبا هم نام است. فریدون با آژیدهاک (معرب: ضحاک) و کوروش با آستیاگ، مقابله میکند. همانطور که میبینید آژی دهاک و آستیاگ شباهت زیادی با هم دارند و حتی عدهای آژیدهاک را آژدهاک خوانده اند که شباهتش با آستیاگ بیشتر میشود. اما شباهت به اینجا ختم نمیشود. شباهتهای دیگری هم بین این دو از جمله در داستانها دیده میشود.
♦️شباهت داستان کودکی فریدون با کوروش
◀ داستان کودکی فریدون در شاهنامه شباهت عجیبی با داستانی دارد که هرودوت از زمان کودکی کوروش میگوید. در شاهنامه فردوسی اینچنین گفته میشود که ضحاک در خواب دید که مردی بر او میشورد و به بندش میکشد و آن مرد همان فریدون بود. به همین جهت خورد و خواب بر وی حرام شد و در صدد یافتن فریدون برآمد. بنا به گفته هرودوت داستان کودکی کوروش اینچنین است:
" آستیاگ دختری به نام ماندانا داشت و شبی در خواب دید که از زهدان دخترش تاکی روییده و به سراسر آسیا سایه افکنده است. آستیاگ قبل از این هم خواب دیده بود که پیشاب دخترش به سیلی تبدیل شده که پایتخت او و سپس سراسر آسیا را فرا گرفته است. پس از آنکه تعبیر خواب را از خواب گزاران پرسید قصد داشت نوزاد ماندانا که همان کوروش بود را از بین ببرد...".(هرودوت، کتاب ١، بندهای ١٠٧ و ١٠٨).
◀ همانطور که مشاهده میشود، پادشاه قبل از فریدون و کوروش تحت تاثیر خوابی که میبینند به فکر نابودی فریدون و کوروش میافتند. اما شباهتها در اینجا به پایان نمیرسد، هم فریدون و هم کوروش از نابود شدن نجات مییابند.
♦️شباهت سپاکو و فرانک
◀ بر اساس گفته هرودوت، بانویی به نام سپاکو (اسپاکو) کوروش را پرورش میدهد، این در حالی است که هرودوت سپاکو به معنای سگ دانسته است (ن.ک: هرودوت، کتاب ١، بند ١١٠). جالب آنکه نام مادر فریدون یعنی فرانک، به معنای سیاه گوش است (لغت نامه دهخدا، ذیل فرانک). معنای هر دو نام، با حیوان در ارتباط است و حتی بعید نیست که هرودوت با توجه به عدم آگاهیهای لازم معنی سپاکو را درست درک نکرده باشد و در حقیقت سپاکو و فرانک، کاملا به یک معنا داشته باشند.
♦️قیام فریدون و قیام کوروش
◀ شباهت بعدی که میتوان به شمار آورد، قیام هر دوی این اشخاص علیه پادشاه پیشین است. فریدون با همراهی کاوه یک قیام به یادماندنی را علیه ضحاک (آژدهاک) در اسطورههای ایرانی رقم میزند. از طرفی بر اساس گفته مورخان یونانی مانند هرودوت کوروش علیه آستیاگ به پا میخیزد. این دو مقابله به نتیجه میرسد و باعث بهبود اوضاع میشود.
✍مجید خالقیان
https://tinyurl.com/bd6tnc3n
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📝 قسمت چهارم
⭕️نامهای شاهنامه و نام پادشاهان
◀ زبان پارسی نوین که در شاهنامه فردوسی به کار رفته است؛ تفاوتهایی با زبانهای میانه و باستان دارد و نام پادشاهان زیادی با تغییر و دگرگونی در شاهنامه آمده است. در حقیقت زبان میهنی ایرانیان را به سه بخش میتوان تقسیم کرد:
- باستان
- میانه
- نوین
◀ گرچه شباهتهایی بین این زبانها وجود دارد، اما تفاوتهای فراوانی در آنها دیده میشود. ممکن است یک نام در زبان باستان به یک شکل باشد و در زبان میانه به شکلی دیگر و همان نام در پارسی نوین به صورت متفاوت با آن دو دیده شود. برای مثال نام جمشید در اصل به این شکل بوده است: ییم خش ئت (Yima Khashaeta) یا نام اردشیر به این شکل بوده است: اَرتَخشَتر
♦️بررسی نام کوروش
◀ نام کوروش در کتیبههای باستانی به این شکل نوشته شده است: 𐎤𐎢𐎽𐎢𐏁، یونانیان نام او را کوروس (Kuros) نگاشتهاند که بعدها در لاتین به صورت کیروس خوانده شد و امروز در تلفظ فرانسوی سیروس و در تلفظ انگلیسی سایروس (Cyrus) خوانده میشود (خلاصه تاریخ کتزیاس از کوروش تا اردشیر، کتزیاس، ترجمه کامیاب خلیلی. تهران: کارنگ، ۱۳۸۰، ص۲۲).
پس کوروش نامی است که از کتیبههای باستانی -که به زبان باستان نگاشته شدهاند- به دست آمده و نامهایی مانند آن در منابع یونانی و یهودی و… دیده میشود. آنچه باعث شده است امروز این شخص را کوروش بنامیم، رمز گشایی کتیبههاست. با این دگرگونیهای زبانی نباید توقع داشت که نام این شخص به صورت "کوروش" در شاهنامه آمده باشد، همانطور که نام اَرتَخشَتر بدون دگرگونی نیامده است. اما در شاهنامه فردوسی، پادشاهانی وجود دارند که علاوه بر شباهت نام آنها با کوروش، روایتهای مربوط به آنها هم با روایتهای مربوط به کوروش همخوانی دارد. اینجا جایی است که "حافظه جمعی" یاد و خاطره کوروش را در دل خود جای داده است.
♦️کوروش و فریدون
◀ همانطور که فریدون در اسطورههای ایرانی جایگاه ویژه و غیر قابل انکار دارد، کوروش هم در تاریخ ایران جایگاه ویژه و غیر قابل انکاری دارد. آشکارترین شباهتی که میتوان بین کوروش و فریدون پیدا کرد، مقابله آنها با شخصهای تقریبا هم نام است. فریدون با آژیدهاک (معرب: ضحاک) و کوروش با آستیاگ، مقابله میکند. همانطور که میبینید آژی دهاک و آستیاگ شباهت زیادی با هم دارند و حتی عدهای آژیدهاک را آژدهاک خوانده اند که شباهتش با آستیاگ بیشتر میشود. اما شباهت به اینجا ختم نمیشود. شباهتهای دیگری هم بین این دو از جمله در داستانها دیده میشود.
♦️شباهت داستان کودکی فریدون با کوروش
◀ داستان کودکی فریدون در شاهنامه شباهت عجیبی با داستانی دارد که هرودوت از زمان کودکی کوروش میگوید. در شاهنامه فردوسی اینچنین گفته میشود که ضحاک در خواب دید که مردی بر او میشورد و به بندش میکشد و آن مرد همان فریدون بود. به همین جهت خورد و خواب بر وی حرام شد و در صدد یافتن فریدون برآمد. بنا به گفته هرودوت داستان کودکی کوروش اینچنین است:
" آستیاگ دختری به نام ماندانا داشت و شبی در خواب دید که از زهدان دخترش تاکی روییده و به سراسر آسیا سایه افکنده است. آستیاگ قبل از این هم خواب دیده بود که پیشاب دخترش به سیلی تبدیل شده که پایتخت او و سپس سراسر آسیا را فرا گرفته است. پس از آنکه تعبیر خواب را از خواب گزاران پرسید قصد داشت نوزاد ماندانا که همان کوروش بود را از بین ببرد...".(هرودوت، کتاب ١، بندهای ١٠٧ و ١٠٨).
◀ همانطور که مشاهده میشود، پادشاه قبل از فریدون و کوروش تحت تاثیر خوابی که میبینند به فکر نابودی فریدون و کوروش میافتند. اما شباهتها در اینجا به پایان نمیرسد، هم فریدون و هم کوروش از نابود شدن نجات مییابند.
♦️شباهت سپاکو و فرانک
◀ بر اساس گفته هرودوت، بانویی به نام سپاکو (اسپاکو) کوروش را پرورش میدهد، این در حالی است که هرودوت سپاکو به معنای سگ دانسته است (ن.ک: هرودوت، کتاب ١، بند ١١٠). جالب آنکه نام مادر فریدون یعنی فرانک، به معنای سیاه گوش است (لغت نامه دهخدا، ذیل فرانک). معنای هر دو نام، با حیوان در ارتباط است و حتی بعید نیست که هرودوت با توجه به عدم آگاهیهای لازم معنی سپاکو را درست درک نکرده باشد و در حقیقت سپاکو و فرانک، کاملا به یک معنا داشته باشند.
♦️قیام فریدون و قیام کوروش
◀ شباهت بعدی که میتوان به شمار آورد، قیام هر دوی این اشخاص علیه پادشاه پیشین است. فریدون با همراهی کاوه یک قیام به یادماندنی را علیه ضحاک (آژدهاک) در اسطورههای ایرانی رقم میزند. از طرفی بر اساس گفته مورخان یونانی مانند هرودوت کوروش علیه آستیاگ به پا میخیزد. این دو مقابله به نتیجه میرسد و باعث بهبود اوضاع میشود.
✍مجید خالقیان
https://tinyurl.com/bd6tnc3n
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from دکتر عبّاس قنبری عُدیوی (Abbas Gh.O)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلم سینمایی #کاوه_آهنگر که در سال ۱۳۴۰ در #تاجیکستان به زبان فارسی تاجیکی ساخته شد. با حفظ حق امانت سازندگان و سامانه پخش، پیشکش میشود.
#عباس_قنبری_عدیوی
@drabbasghanbariodivi
#عباس_قنبری_عدیوی
@drabbasghanbariodivi
Forwarded from نشريه كارخانهدار
⭕️ حكايت قتل «ماژور ایمبری» ؛
↙️ هزينه اي كه جاسوسان خارجي به نام دفاع از دين بر مردم ايران تحميل كردند!
✍️ قاسم خرمی
💠 در دوره سلطنت احمدشاه قاجار و حدود یک سال مانده به آغاز سلطنت رضاشاه پهلوی، شایع شد که آب یک سقانه در میدان حسن آباد تهران، معجزه میکند. بر پایه این شایعات، مردی لنگ با نوشیدن آب این سقاخانه معروف به «آشیخ هادی» شفا یافته و یک بهایی نیز به دلیل نپرداختن صدقه به یکی از گدایان آن محل، نابینا شده بود! قدرت این شایعه به حدی بود که نه تنها بیماران، بلکه افراد کور و کر و فلج مادرزاد هم از سرتاسر ایران برای نوشیدن این آب شفا بخش به تهران هجوم آورده بودند
💠 در همین ایام یک دیپلمات جوان وشیک پوش به نام «ماژور رابرت ایمبری» به تازگی به سمت کنسول یار دفتر نمایندگی دیپلماتیک آمریکا در ایران منصوب شده بود و برای نشریه «نشنال جئوگرافیک» هم عکاسی و خبرنگاری می کرد.
💠 او به همراه یک نفر آمریکایی دیگر به نام «ملوین سیمور»، در روز جمعه 27 تیرماه 1303، از سر کنجکاوی وبه منظور تهیه عکس، به « سقانه شیخ هادی» رفت. او در حال تهیه عکس بود که ناگهان فردی، از میان جمعیت بلند شد و فریاد زد: « بگیرید این بهایی را که از ناموس مسلمین عکس می گیرد و قصد دارد آب سقاخانه را مسموم کند»!
💠 مردم بی خبر، به تحریک او و با شعار «الله اکبر»، به ایمبری و دوستش حمله کردند و این بخت برگشته ها را بیش از نیم ساعت زیر مشت و لگد گرفتند. ایمبری یک بار توانست فرار کند و به یک قهوه خانه پناهنده شد که مردم خشمکین وارد قهوه خانه شدند و آب جوش را بر سر و روی او خالی کردند.
💠 خلاصه زمانی مامورین نظمیه متوجه ماجرا شدند که این دو نفر، نیمه جان روی زمین افتاده بودند. درشکه ای برای اعزام آنها به بیمارستان آماده شد اما جمعیت خشمگین ول کن ماجرا نبودند و برای کشتن آنها، همچنان در تعقیب درشکه می دویدند. سرانجام با هر مشقتی بود این دو نفر را به بیمارستان رساندند و در دو اتاق جداگانه بستری کردند. تعدادی از مردم از دیوار بیمارستان بالا رفتند و دوباره به جان ایمبری افتادند و در این هنگام، نوجوانی 16 ساله ای با ضربه سنگ به حیات ایمبری خاتمه داد! .
💠 قتل ایمبری هزینه های سنگین برای کشور ایجاد کرد. با هماهنگی سفیر و رئیس جمهور آمریکا مجهز ترین ناو جنگی آمریکا برای بازگرداندن جسد ایمبری به واشنگتن، به ایران فرستاده شد. هزینهٔ این سفر دریایی بالغ بر ۱۱۰ هزار دلار بود که از سوی دولت ایران پرداخت شد. در مجموع با احتساب غرامت پرداختي، این واقعه حدود ۲۰۰ هزار دلار برای ایران خسارت تراشید که مثل همه حوادث مشابه بعدی، از جیب ملت پرداخت شد! خسارت جبران ناپذیر تر ماجرای قتل ماژور ایمبری، خروج شرکت نفتی سینکلر و در نتیجه سلطه انحصاری انگلیسی ها بر نفت کشور بود.
🔻 متن كامل در لينك زير
https://www.karkhanedar.com/2-3/
↙️ هزينه اي كه جاسوسان خارجي به نام دفاع از دين بر مردم ايران تحميل كردند!
✍️ قاسم خرمی
💠 در دوره سلطنت احمدشاه قاجار و حدود یک سال مانده به آغاز سلطنت رضاشاه پهلوی، شایع شد که آب یک سقانه در میدان حسن آباد تهران، معجزه میکند. بر پایه این شایعات، مردی لنگ با نوشیدن آب این سقاخانه معروف به «آشیخ هادی» شفا یافته و یک بهایی نیز به دلیل نپرداختن صدقه به یکی از گدایان آن محل، نابینا شده بود! قدرت این شایعه به حدی بود که نه تنها بیماران، بلکه افراد کور و کر و فلج مادرزاد هم از سرتاسر ایران برای نوشیدن این آب شفا بخش به تهران هجوم آورده بودند
💠 در همین ایام یک دیپلمات جوان وشیک پوش به نام «ماژور رابرت ایمبری» به تازگی به سمت کنسول یار دفتر نمایندگی دیپلماتیک آمریکا در ایران منصوب شده بود و برای نشریه «نشنال جئوگرافیک» هم عکاسی و خبرنگاری می کرد.
💠 او به همراه یک نفر آمریکایی دیگر به نام «ملوین سیمور»، در روز جمعه 27 تیرماه 1303، از سر کنجکاوی وبه منظور تهیه عکس، به « سقانه شیخ هادی» رفت. او در حال تهیه عکس بود که ناگهان فردی، از میان جمعیت بلند شد و فریاد زد: « بگیرید این بهایی را که از ناموس مسلمین عکس می گیرد و قصد دارد آب سقاخانه را مسموم کند»!
💠 مردم بی خبر، به تحریک او و با شعار «الله اکبر»، به ایمبری و دوستش حمله کردند و این بخت برگشته ها را بیش از نیم ساعت زیر مشت و لگد گرفتند. ایمبری یک بار توانست فرار کند و به یک قهوه خانه پناهنده شد که مردم خشمکین وارد قهوه خانه شدند و آب جوش را بر سر و روی او خالی کردند.
💠 خلاصه زمانی مامورین نظمیه متوجه ماجرا شدند که این دو نفر، نیمه جان روی زمین افتاده بودند. درشکه ای برای اعزام آنها به بیمارستان آماده شد اما جمعیت خشمگین ول کن ماجرا نبودند و برای کشتن آنها، همچنان در تعقیب درشکه می دویدند. سرانجام با هر مشقتی بود این دو نفر را به بیمارستان رساندند و در دو اتاق جداگانه بستری کردند. تعدادی از مردم از دیوار بیمارستان بالا رفتند و دوباره به جان ایمبری افتادند و در این هنگام، نوجوانی 16 ساله ای با ضربه سنگ به حیات ایمبری خاتمه داد! .
💠 قتل ایمبری هزینه های سنگین برای کشور ایجاد کرد. با هماهنگی سفیر و رئیس جمهور آمریکا مجهز ترین ناو جنگی آمریکا برای بازگرداندن جسد ایمبری به واشنگتن، به ایران فرستاده شد. هزینهٔ این سفر دریایی بالغ بر ۱۱۰ هزار دلار بود که از سوی دولت ایران پرداخت شد. در مجموع با احتساب غرامت پرداختي، این واقعه حدود ۲۰۰ هزار دلار برای ایران خسارت تراشید که مثل همه حوادث مشابه بعدی، از جیب ملت پرداخت شد! خسارت جبران ناپذیر تر ماجرای قتل ماژور ایمبری، خروج شرکت نفتی سینکلر و در نتیجه سلطه انحصاری انگلیسی ها بر نفت کشور بود.
🔻 متن كامل در لينك زير
https://www.karkhanedar.com/2-3/
کارخانه دار - رسانه ویژه صنعت و صاحبان صنایع
در باره 100 سالگی قتل ماژور ایمبری؛ هزینه ای که جاسوسان خارجی روی دست مردم ایران گذاشتند! - کارخانه دار - رسانه ویژه صنعت و صاحبان…
با هماهنگی سفیر و رئیس جمهور آمریکا مجهز ترین ناو جنگی آمریکا برای بازگرداندن جسد ایمبری به واشنگتن، به ایران فرستاده شد. هزینهٔ این سفر دریایی بالغ بر ۱۱۰ هزار دلار بود که از سوی دولت ایران پرداخت شد. در مجموع، این دسیسه و اقدام وحشیانه ۲۰۰ هزار دلار برای…
Forwarded from معلومات عمومی
کدام پادشاه ایران به مدت دو سال دستور قطع روابط سیاسی با آمریکا را صادر کرد؟
Anonymous Quiz
20%
محمدرضا شاه
20%
عباس صفوی
18%
نادرشاه
42%
رضاشاه
Forwarded from تَلخندسیاسی اجتماعی
📛سرقت تابلوی پرتره مظفرالدین شاه از کاخ گلستان و فروش آن در حراجی لندن؟
▫️چندی است خبرها از گم شدن پرترهی رنگ روغن مظفرالدین شاه اثر شاخص کمالالملک که در تالار برلیان کاخ گلستان قرار داشت، حکایت میکنند.
▫️این اخبار با استناد به سخنان دو کارمند سابق موزه منتشر شده است.
▫️بر اساس گفتههای این دو کارمند؛ پرترهی رنگ روغن مظفرالدین شاه در سال ۱۳۷۸ از این کاخ خارج و پس از انتشار تصویر آن در کاتالوگ حراج کریستیز لندن، در ۲۳ فروردین ماه ۱۳۷۹ مطابق با یازدهم آپریل سال ۲۰۰۰ در این حراج به مبلغ ۴۴.۶۵۰ پوند انگلستان فروش رفته است./ایلنا
🔴 #تلخندسیاسی 👇
@Talkhand_Siyasi2
▫️چندی است خبرها از گم شدن پرترهی رنگ روغن مظفرالدین شاه اثر شاخص کمالالملک که در تالار برلیان کاخ گلستان قرار داشت، حکایت میکنند.
▫️این اخبار با استناد به سخنان دو کارمند سابق موزه منتشر شده است.
▫️بر اساس گفتههای این دو کارمند؛ پرترهی رنگ روغن مظفرالدین شاه در سال ۱۳۷۸ از این کاخ خارج و پس از انتشار تصویر آن در کاتالوگ حراج کریستیز لندن، در ۲۳ فروردین ماه ۱۳۷۹ مطابق با یازدهم آپریل سال ۲۰۰۰ در این حراج به مبلغ ۴۴.۶۵۰ پوند انگلستان فروش رفته است./ایلنا
🔴 #تلخندسیاسی 👇
@Talkhand_Siyasi2