❌🔞 حاوی مطالب ناراحت کننده
💢چرخاندن سربریده دختر ١٧ ساله توسط شوهرش! قاتل دستگیر شد
🔸یک مرد جوان در اهواز ظهر شنبه سر بریده همسر ۱۷ سالهاش را در مقابل چشم مردم در میدان کسایی اهواز چرخاند و پس از چند دقیقه قدم زدن فرار کرد.
🔸قاتل و برادرش که همدست او در این قتل بوده، توسط پلیس بازداشت شدهاند.
🔹تحقیقات بیشتر نشان داد، دختر جوان پس از رفتن به ترکیه از سوی همسرش به ایران بازگردانده شده و به دست همسر و برادر شوهرش که هر دو پسر عموی او بودند به قتل رسیده است. برادر قاتل پاهای مقتول را گرفته و شوهرش سر همسرش را در خانه با قمه بریده است و عاملان جنایت پس از گرداندن سر مقتول جلوی چشمان مردم در خیابان به مکان نامعلومی متواری شدند و سپس دستگیر شدند
+واقعا چرا؟؟ چی میتونه یک آدم رو انقدر سنگدل کنه که سر زن ۱۷ سالشو ببره و بعد تو شهر بچرخونه!
+دختر فقط ۱۷ ساله ش بوده. کِی وقت کرد ازدواج کنه؟ کی وقت کرد فرار کنه؟ کی وقت کرد انتخاب کنه کی وقت کرد زندگی کنه!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
💢چرخاندن سربریده دختر ١٧ ساله توسط شوهرش! قاتل دستگیر شد
🔸یک مرد جوان در اهواز ظهر شنبه سر بریده همسر ۱۷ سالهاش را در مقابل چشم مردم در میدان کسایی اهواز چرخاند و پس از چند دقیقه قدم زدن فرار کرد.
🔸قاتل و برادرش که همدست او در این قتل بوده، توسط پلیس بازداشت شدهاند.
🔹تحقیقات بیشتر نشان داد، دختر جوان پس از رفتن به ترکیه از سوی همسرش به ایران بازگردانده شده و به دست همسر و برادر شوهرش که هر دو پسر عموی او بودند به قتل رسیده است. برادر قاتل پاهای مقتول را گرفته و شوهرش سر همسرش را در خانه با قمه بریده است و عاملان جنایت پس از گرداندن سر مقتول جلوی چشمان مردم در خیابان به مکان نامعلومی متواری شدند و سپس دستگیر شدند
+واقعا چرا؟؟ چی میتونه یک آدم رو انقدر سنگدل کنه که سر زن ۱۷ سالشو ببره و بعد تو شهر بچرخونه!
+دختر فقط ۱۷ ساله ش بوده. کِی وقت کرد ازدواج کنه؟ کی وقت کرد فرار کنه؟ کی وقت کرد انتخاب کنه کی وقت کرد زندگی کنه!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
✅انقلاب ۵۷ و مسئلۀ سرکوب
میگویند شاه سرنگون شد چون فضای سیاسی را بست و دموکراسی را تعطیل کرد. اگر به قانوناساسی مشروطه پایبند میماند و فضای سیاسی را نمیبست، کار به انقلاب نمیکشد. در امتداد همین تحلیل، اگر بپرسید پس چرا از وقتی دست به اصلاحات زد آتش انقلاب زبانه کشید و شتابی مهارناشدنی گرفت، پاسخ میدهند چون «دیگه دیر بود» (نامش را گذاشتهام «فرضیۀ دیگهدیربود!»). بیتعارف و به صراحت میگویم این نظریه نادرست است! شگفتا که چنین نظریۀ اثباتنشدهای اینهمه ترویج شده و میشود! البته همین نیز ضعف نظریهپردازی ما را پیرامون انقلاب نشان میدهد. در پایان به یکی از دلایل آن اشاره میکنم.
نه! من این نظریه را نمیپذیرم و برخلاف آن، ادعا میکنم سرکوب شاه باعث انقلاب نشد. بگذارید توضیح دهم: وقتی میگوییم شاه سرکوب کرد در نتیجه انقلاب شد، یعنی اگر شاه سرکوب نمیکرد، انقلاب هم نمیشد، بلکه یک روند سیاسیِ عادی و مسالمتآمیزی امتداد مییافت. همین ادعایی نادرست یا دستکم اثباتناشده و اصلاً اثباتناشدنی است. اگر شاه فضای سیاسی را نمیبست، احتمالاً انقلاب ۵۷ خیلی زودتر رخ میداد. (این حرف به معنای تأیید سرکوب سیاسی نیست! من در مقام تحلیلگر سخن میگویم، نه در مقام داوری اخلاقی یا ارزشی! به عنوان لیبرال هرگونه سرکوب و عدول از دموکراسی را ناروا و بدفرجام میدانم.)
بگذارید استدلالی قیاسی هم بیان کنم. در این باره عموماً اتفاق نظر وجود دارد که دهۀ ۱۳۲۰ آزادترین دورۀ فعالیت سیاسی در ایران بود. پس از عزل رضاشاه در شهریور ۲۰ و آمدن شاه جوان و کماقتدار، فضای سیاسی کشور بسیار باز بود. اما در عرض یک دهه تنش سیاسی چنان بالا گرفت که کار به خروج شاه از کشور کشید! در فضای باز سیاسی، شاه در عرض یک دهه در آستانۀ سقوط قرار گرفت، اما با سرکوب سیاسی ربعقرن حکومت کرد؛ ضمن اینکه جامعۀ مخالفانش در آن ربعقرن دائم از آن جامعۀ مخالفِ سال ۳۲ نیرومندتر میشد! یعنی چه؟ یعنی بیایید فرض کنیم ترکیب اجتماعیِ ایران در سال ۳۲ که مصدق سرنگون شد، مانند ترکیب اجتماعی ایران در سال ۵۷ بود. آیا جناح شاهـزاهدی در برابر مصدق شانسی داشت؟ محال بود با هیچ اقدامی ــ از کنش سیاسی متعارف تا کودتا ــ بشود مصدق را سرنگون کرد.
حال نتیجهگیری چیست؟ شاه سرکوب کرد، انقلاب شد، اگر نمیکرد زودتر انقلاب میشد؟ ترجیح میدهم مرتکب همان اشتباهی که نقدش میکنم نشوم! برای همین از صدور حکم اثباتنشده و اثباتناشدنی خودداری میکنم و به جای آن فقط به انکار و ابطال همان نگرش شایع بسنده میکنم که میگوید: انقلاب شد، چون شاه سرکوب کرد!
پس آیا انقلاب محتوم بود؟ انقلاب ایران بیش از هر چیز نتیجۀ ایدئولوژیزه شدن جامعه بود: سه ایدئولوژی مارکسیستی، اسلامگرا و جمهوریخواه جامعه را سنگر به سنگر تصرف میکرد. شاه در برابر جامعهای که به چنین ایدئولوژیهای ضدشاهانهای مسلح بود، هیچ شانسی نداشت! هیچ بعید نمیدانم که در فضای باز سیاسی نیز این ایدئولوژیها از مسیرهایی دیگر و آسانتر جامعه را فتح میکرد و باز همین سرنوشت در انتظار شاه بود.
بحث در اینجا همان چیزی است که پیشتر دربارهاش بسیار گفتهام: معتقدم انقلاب کردنی است! یعنی برخلاف اینکه میگویند «انقلاب کردنی نیست»، بلکه ناگهان «انقلاب میشود»، معتقدم انقلاب به الیت و تودۀ کاملاً کنشگری نیاز دارد که حاضر باشند هزینۀ انقلاب را بپردازد، بر آن پافشاری کنند و در یک کلام «انقلاب کنند». اگر انقلاب «میشود»، به این دلیل است که گروهی انقلاب «میکنند». شاه با هیچ شیوۀ مملکتداری نمیتوانست باورمندان به آن سه ایدئولوژی را راضی نگه دارد. آن سه ایدئولوژی ماهیتاً در نفی سلطنت بود. فقط کافی بود آن ایدئولوژیها جامعه را تصرف کند... کار شاه تمام بود. پس آیا انقلاب محتوم بود؟ هر گاه آن سه ایدئولوژی جامعه را تصرف میکرد، انقلاب هم محتوم بود. نشان به آن نشانی که ایدئولوژیهای مارکسیسم و استعمارستیزی در همان سرآغازهای خود در سال ۳۲ ــ بدون کمک اسلامگرایی ــ چیزی نمانده بود شاه را براندازد!
📌همانها که دائم میگویند «انقلاب کردنی نیست، بلکه شدنی است»، دائم هم میگویند «انقلاب شد، چون شاه سرکوب کرد!» واقعیت این است که این انگاره بیش از آنکه دقیق و موشکافانه باشد، کنایی است و اتفاقاً به ویژه از سوی آن دسته از انقلابیهای ۵۷ مطرح میشود که از حکومت سربرآورده از انقلاب حذف شدند. دلیل تأکید آنها بر این ایده این است که بگوید شاه سرنگون شد چون سرکوب کرد، پس حاکمیت بعدی هم اگر چنین کند چنان میشود. به همین دلیل است که همیشه تأکید دارم کار علمی و نظری باید تا میتواند از نیات و کنش سیاسی عاری باشد تا به حقیقت وفادار بماند، نه اینکه کارچاقکن سیاست باشد.
✍مهدی تدینی
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
میگویند شاه سرنگون شد چون فضای سیاسی را بست و دموکراسی را تعطیل کرد. اگر به قانوناساسی مشروطه پایبند میماند و فضای سیاسی را نمیبست، کار به انقلاب نمیکشد. در امتداد همین تحلیل، اگر بپرسید پس چرا از وقتی دست به اصلاحات زد آتش انقلاب زبانه کشید و شتابی مهارناشدنی گرفت، پاسخ میدهند چون «دیگه دیر بود» (نامش را گذاشتهام «فرضیۀ دیگهدیربود!»). بیتعارف و به صراحت میگویم این نظریه نادرست است! شگفتا که چنین نظریۀ اثباتنشدهای اینهمه ترویج شده و میشود! البته همین نیز ضعف نظریهپردازی ما را پیرامون انقلاب نشان میدهد. در پایان به یکی از دلایل آن اشاره میکنم.
نه! من این نظریه را نمیپذیرم و برخلاف آن، ادعا میکنم سرکوب شاه باعث انقلاب نشد. بگذارید توضیح دهم: وقتی میگوییم شاه سرکوب کرد در نتیجه انقلاب شد، یعنی اگر شاه سرکوب نمیکرد، انقلاب هم نمیشد، بلکه یک روند سیاسیِ عادی و مسالمتآمیزی امتداد مییافت. همین ادعایی نادرست یا دستکم اثباتناشده و اصلاً اثباتناشدنی است. اگر شاه فضای سیاسی را نمیبست، احتمالاً انقلاب ۵۷ خیلی زودتر رخ میداد. (این حرف به معنای تأیید سرکوب سیاسی نیست! من در مقام تحلیلگر سخن میگویم، نه در مقام داوری اخلاقی یا ارزشی! به عنوان لیبرال هرگونه سرکوب و عدول از دموکراسی را ناروا و بدفرجام میدانم.)
بگذارید استدلالی قیاسی هم بیان کنم. در این باره عموماً اتفاق نظر وجود دارد که دهۀ ۱۳۲۰ آزادترین دورۀ فعالیت سیاسی در ایران بود. پس از عزل رضاشاه در شهریور ۲۰ و آمدن شاه جوان و کماقتدار، فضای سیاسی کشور بسیار باز بود. اما در عرض یک دهه تنش سیاسی چنان بالا گرفت که کار به خروج شاه از کشور کشید! در فضای باز سیاسی، شاه در عرض یک دهه در آستانۀ سقوط قرار گرفت، اما با سرکوب سیاسی ربعقرن حکومت کرد؛ ضمن اینکه جامعۀ مخالفانش در آن ربعقرن دائم از آن جامعۀ مخالفِ سال ۳۲ نیرومندتر میشد! یعنی چه؟ یعنی بیایید فرض کنیم ترکیب اجتماعیِ ایران در سال ۳۲ که مصدق سرنگون شد، مانند ترکیب اجتماعی ایران در سال ۵۷ بود. آیا جناح شاهـزاهدی در برابر مصدق شانسی داشت؟ محال بود با هیچ اقدامی ــ از کنش سیاسی متعارف تا کودتا ــ بشود مصدق را سرنگون کرد.
حال نتیجهگیری چیست؟ شاه سرکوب کرد، انقلاب شد، اگر نمیکرد زودتر انقلاب میشد؟ ترجیح میدهم مرتکب همان اشتباهی که نقدش میکنم نشوم! برای همین از صدور حکم اثباتنشده و اثباتناشدنی خودداری میکنم و به جای آن فقط به انکار و ابطال همان نگرش شایع بسنده میکنم که میگوید: انقلاب شد، چون شاه سرکوب کرد!
پس آیا انقلاب محتوم بود؟ انقلاب ایران بیش از هر چیز نتیجۀ ایدئولوژیزه شدن جامعه بود: سه ایدئولوژی مارکسیستی، اسلامگرا و جمهوریخواه جامعه را سنگر به سنگر تصرف میکرد. شاه در برابر جامعهای که به چنین ایدئولوژیهای ضدشاهانهای مسلح بود، هیچ شانسی نداشت! هیچ بعید نمیدانم که در فضای باز سیاسی نیز این ایدئولوژیها از مسیرهایی دیگر و آسانتر جامعه را فتح میکرد و باز همین سرنوشت در انتظار شاه بود.
بحث در اینجا همان چیزی است که پیشتر دربارهاش بسیار گفتهام: معتقدم انقلاب کردنی است! یعنی برخلاف اینکه میگویند «انقلاب کردنی نیست»، بلکه ناگهان «انقلاب میشود»، معتقدم انقلاب به الیت و تودۀ کاملاً کنشگری نیاز دارد که حاضر باشند هزینۀ انقلاب را بپردازد، بر آن پافشاری کنند و در یک کلام «انقلاب کنند». اگر انقلاب «میشود»، به این دلیل است که گروهی انقلاب «میکنند». شاه با هیچ شیوۀ مملکتداری نمیتوانست باورمندان به آن سه ایدئولوژی را راضی نگه دارد. آن سه ایدئولوژی ماهیتاً در نفی سلطنت بود. فقط کافی بود آن ایدئولوژیها جامعه را تصرف کند... کار شاه تمام بود. پس آیا انقلاب محتوم بود؟ هر گاه آن سه ایدئولوژی جامعه را تصرف میکرد، انقلاب هم محتوم بود. نشان به آن نشانی که ایدئولوژیهای مارکسیسم و استعمارستیزی در همان سرآغازهای خود در سال ۳۲ ــ بدون کمک اسلامگرایی ــ چیزی نمانده بود شاه را براندازد!
📌همانها که دائم میگویند «انقلاب کردنی نیست، بلکه شدنی است»، دائم هم میگویند «انقلاب شد، چون شاه سرکوب کرد!» واقعیت این است که این انگاره بیش از آنکه دقیق و موشکافانه باشد، کنایی است و اتفاقاً به ویژه از سوی آن دسته از انقلابیهای ۵۷ مطرح میشود که از حکومت سربرآورده از انقلاب حذف شدند. دلیل تأکید آنها بر این ایده این است که بگوید شاه سرنگون شد چون سرکوب کرد، پس حاکمیت بعدی هم اگر چنین کند چنان میشود. به همین دلیل است که همیشه تأکید دارم کار علمی و نظری باید تا میتواند از نیات و کنش سیاسی عاری باشد تا به حقیقت وفادار بماند، نه اینکه کارچاقکن سیاست باشد.
✍مهدی تدینی
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅انقلاب کردنی است یا شدنی است؟
«انقلاب نمیکنند، انقلاب میشود!» این تعبیر عجیبی است که از سوی برخی فعالان سیاسی قدیمی مطرح میشود. در سالهای اخیر که بازار مصاحبه با فعالان سیاسی قدیمی داغ است، این تعبیر را زیاد میشنویم. مصاحبهکننده میپرسد: «شما چرا انقلاب کردید؟» و مصاحبهشونده بیدرنگ پاسخ میدهد: «انقلاب نمیکنند، انقلاب میشود!» معنای این جمله این است: «ما انقلاب نکردیم، انقلاب شد، ما هم در آن حضور داشتیم».
اما این جمله یک «نظریه» است؛ نظریهای که میگوید «انقلاب کردنی نیست، شدنی است». به گمانم دلایلی روانشناختی باعث میشود عدهای چنین نظریهای را مطرح کنند: مدافعان این نظریه معمولاً آن دسته از فعالان سیاسیاند که پس از انقلاب دچار سرخوردگی، سرکوب یا حذف شدند. اینان هم منتقد رخدادهای پساانقلابند و هم نمیخواهند تصور شود دلیل مشکلاتشان پس از انقلاب خود انقلاب بود. این دسته دچار تناقض و تعارضی درونیاند: از سویی حس میکنند پس از انقلاب آسیب دیدند و اوضاع مطابق میلشان پیش نرفت، از دیگر سو اگر انقلاب را زیر سوال ببرند، عملکرد انقلابی خودشان را زیر سؤال بردهاند و تقصیر به دامان خودشان هم کشیده میشود؛ به همین دلیل نظریۀ «انقلاب نکردیم، انقلاب شد» را ساختهاند. با این نظریه به هدفی روانشناختی دست مییابند: خود را قربانی محض درک میکنند و جلوه میدهند. اول حاکمانی خطاکار با عملکردشان باعث شدند انقلاب «شود» و پس از انقلاب هم به آنها جفا شد.
اما تعبیر «انقلاب نمیکنند، انقلاب میشود» یعنی چه؟ این نظریه یعنی انقلاب نتیجۀ یک روند سیاسی و جامعهشناختی است که منطق و جزمیات خودش را دارد. وقتی حاکمانی به اصول حکمرانی مردمسالارانه پایبند نباشند، دست مردم را از مداخله در سرنوشتشان کوتاه میکنند و در این راه از ابزارهای خشن و بیدادگرانه استفاده کنند. نتیجه این میشود که مردم از حاکمان بیگانه میشوند. وقتی این بیگانگی به حد مفرطی رسید (که تعریف روشنی هم ندارد)، دیگ جامعه منفجر میشود و انقلاب «میشود». بنابراین در این نظریه یک مقصر اصلی وجود دارد که او «حاکم بیدادگر» است. به همین دلیل کسانی که به نظریۀ «انقلاب کردنی نیست، شدنی است» باور دارند، در نهایت به این نتیجه میرسند که «عامل اصلی انقلاب ۵۷ شاه بود».
اما این نظریه دریافتی غلط از انقلاب است و چنانکه اشاره شد، فقط میتواند فوایدی روانشناختی و تسلابخش برای کسانی داشته باشد که نمیتوانند معضل روانی خود را با انقلاب حل کنند: انقلابی که در آن سهیم بودند یا به آن علاقه داشتند، اما حس میکنند از آن مغبون شدهاند یا نتایجش را نمیپسندند. حال اگر پای صحبت آن دست انقلابیهای ۵۷ بنشینید که به انقلاب و نتایجش ایمان دارند، همچنان پرشور تعریف میکنند که چگونه انقلاب «کردند»، چگونه اسباب انقلاب را فراهم کردند، برایش کوشیدند و در نهایت پیروز شدند. خلاصه محکم میگویند: «ما انقلاب کردیم». البته منکر خطاهای آن حاکم بیدادگر نیستند، اما شرح میدهند چگونه جامعه را به سوی انقلاب سوق دادند.
اتفاقاً این گروه دوم دریافت درستتری از انقلاب دارند و ناخودآگاه صادقتر هم هستند (چون آن رابطۀ روانرنجورانه را با انقلاب ندارند). حق با گروه دوم است: انقلاب «کردنی» است. انقلاب به «الیتی انقلابی» نیاز دارد که شبکۀ انسانی گستردهای بسازد و جامعه را انقلابی کند. این الیت به ایدئولوژی(های) انقلابی نیرومندی نیاز دارد تا جامعه را اقناع کند و در رأس همه رهبری که فصلالخطاب الیت انقلابی باشد. در واقع اینان هستند که انقلاب «میکنند» و اتفاقاً آزرده میشوند اگر نقششان را در انقلاب زیر سؤال ببرید!
انقلاب را ایدئولوژیهای انقلابی و پیروانشان «میکنند»؛ مانند انقلاب ۵۷ که سه ایدئولوژی نیرومند در آن دخیل بودند: اسلامگرایی، مارکسیسم و جمهوریخواهی. شاه تحت هیچ شرایطی نمیتوانست کاری کند که این سه ایدئولوژی را از خود راضی نگهدارد: جمهوریخواهی و مارکسیسم که کلاً نفی هر نوع سلطنتی است، حتی مشروطه؛ انتظارات اسلامگرایی نیز گستردهتر از آن بود کهبا پایین کشیدن فتیلۀ لیبرالیسازی و سکولارسازی راضی شود. بنابراین این الیت انقلاب همان «فاعلان» انقلابند؛ انقلاب«کنندگان».
حکومت شاه در برابر این سه ایدئولوژی فلج بود. در اینجا هواداران نظریۀ «انقلاب کردنی نیست و شدنی است» میگویند اگر شاه فضا را نمیبست، انقلاب نمیشد. اما بهترین گواه نادرستی این ادعا رخدادهای سال ۱۳۳۲ است که به نزاع شاه و مصدق منجر شد. همۀ اهالی سیاست متفقالقولند که دهۀ ۱۳۲۰ دهۀ آزادیهای سیاسی بود. اما این آزادیها هم به نبرد قدرتی منجر شد که شاه فقط با کمک نظامیان توانست در قدرت بماند. بنابراین انقلاب کردنی است؛ به همین دلیل حکومتهای غیردموکراتیک میکوشند انقلاب«کنندگان» بالقوه را خنثی کنند.
✍مهدی تدینی
«انقلاب نمیکنند، انقلاب میشود!» این تعبیر عجیبی است که از سوی برخی فعالان سیاسی قدیمی مطرح میشود. در سالهای اخیر که بازار مصاحبه با فعالان سیاسی قدیمی داغ است، این تعبیر را زیاد میشنویم. مصاحبهکننده میپرسد: «شما چرا انقلاب کردید؟» و مصاحبهشونده بیدرنگ پاسخ میدهد: «انقلاب نمیکنند، انقلاب میشود!» معنای این جمله این است: «ما انقلاب نکردیم، انقلاب شد، ما هم در آن حضور داشتیم».
اما این جمله یک «نظریه» است؛ نظریهای که میگوید «انقلاب کردنی نیست، شدنی است». به گمانم دلایلی روانشناختی باعث میشود عدهای چنین نظریهای را مطرح کنند: مدافعان این نظریه معمولاً آن دسته از فعالان سیاسیاند که پس از انقلاب دچار سرخوردگی، سرکوب یا حذف شدند. اینان هم منتقد رخدادهای پساانقلابند و هم نمیخواهند تصور شود دلیل مشکلاتشان پس از انقلاب خود انقلاب بود. این دسته دچار تناقض و تعارضی درونیاند: از سویی حس میکنند پس از انقلاب آسیب دیدند و اوضاع مطابق میلشان پیش نرفت، از دیگر سو اگر انقلاب را زیر سوال ببرند، عملکرد انقلابی خودشان را زیر سؤال بردهاند و تقصیر به دامان خودشان هم کشیده میشود؛ به همین دلیل نظریۀ «انقلاب نکردیم، انقلاب شد» را ساختهاند. با این نظریه به هدفی روانشناختی دست مییابند: خود را قربانی محض درک میکنند و جلوه میدهند. اول حاکمانی خطاکار با عملکردشان باعث شدند انقلاب «شود» و پس از انقلاب هم به آنها جفا شد.
اما تعبیر «انقلاب نمیکنند، انقلاب میشود» یعنی چه؟ این نظریه یعنی انقلاب نتیجۀ یک روند سیاسی و جامعهشناختی است که منطق و جزمیات خودش را دارد. وقتی حاکمانی به اصول حکمرانی مردمسالارانه پایبند نباشند، دست مردم را از مداخله در سرنوشتشان کوتاه میکنند و در این راه از ابزارهای خشن و بیدادگرانه استفاده کنند. نتیجه این میشود که مردم از حاکمان بیگانه میشوند. وقتی این بیگانگی به حد مفرطی رسید (که تعریف روشنی هم ندارد)، دیگ جامعه منفجر میشود و انقلاب «میشود». بنابراین در این نظریه یک مقصر اصلی وجود دارد که او «حاکم بیدادگر» است. به همین دلیل کسانی که به نظریۀ «انقلاب کردنی نیست، شدنی است» باور دارند، در نهایت به این نتیجه میرسند که «عامل اصلی انقلاب ۵۷ شاه بود».
اما این نظریه دریافتی غلط از انقلاب است و چنانکه اشاره شد، فقط میتواند فوایدی روانشناختی و تسلابخش برای کسانی داشته باشد که نمیتوانند معضل روانی خود را با انقلاب حل کنند: انقلابی که در آن سهیم بودند یا به آن علاقه داشتند، اما حس میکنند از آن مغبون شدهاند یا نتایجش را نمیپسندند. حال اگر پای صحبت آن دست انقلابیهای ۵۷ بنشینید که به انقلاب و نتایجش ایمان دارند، همچنان پرشور تعریف میکنند که چگونه انقلاب «کردند»، چگونه اسباب انقلاب را فراهم کردند، برایش کوشیدند و در نهایت پیروز شدند. خلاصه محکم میگویند: «ما انقلاب کردیم». البته منکر خطاهای آن حاکم بیدادگر نیستند، اما شرح میدهند چگونه جامعه را به سوی انقلاب سوق دادند.
اتفاقاً این گروه دوم دریافت درستتری از انقلاب دارند و ناخودآگاه صادقتر هم هستند (چون آن رابطۀ روانرنجورانه را با انقلاب ندارند). حق با گروه دوم است: انقلاب «کردنی» است. انقلاب به «الیتی انقلابی» نیاز دارد که شبکۀ انسانی گستردهای بسازد و جامعه را انقلابی کند. این الیت به ایدئولوژی(های) انقلابی نیرومندی نیاز دارد تا جامعه را اقناع کند و در رأس همه رهبری که فصلالخطاب الیت انقلابی باشد. در واقع اینان هستند که انقلاب «میکنند» و اتفاقاً آزرده میشوند اگر نقششان را در انقلاب زیر سؤال ببرید!
انقلاب را ایدئولوژیهای انقلابی و پیروانشان «میکنند»؛ مانند انقلاب ۵۷ که سه ایدئولوژی نیرومند در آن دخیل بودند: اسلامگرایی، مارکسیسم و جمهوریخواهی. شاه تحت هیچ شرایطی نمیتوانست کاری کند که این سه ایدئولوژی را از خود راضی نگهدارد: جمهوریخواهی و مارکسیسم که کلاً نفی هر نوع سلطنتی است، حتی مشروطه؛ انتظارات اسلامگرایی نیز گستردهتر از آن بود کهبا پایین کشیدن فتیلۀ لیبرالیسازی و سکولارسازی راضی شود. بنابراین این الیت انقلاب همان «فاعلان» انقلابند؛ انقلاب«کنندگان».
حکومت شاه در برابر این سه ایدئولوژی فلج بود. در اینجا هواداران نظریۀ «انقلاب کردنی نیست و شدنی است» میگویند اگر شاه فضا را نمیبست، انقلاب نمیشد. اما بهترین گواه نادرستی این ادعا رخدادهای سال ۱۳۳۲ است که به نزاع شاه و مصدق منجر شد. همۀ اهالی سیاست متفقالقولند که دهۀ ۱۳۲۰ دهۀ آزادیهای سیاسی بود. اما این آزادیها هم به نبرد قدرتی منجر شد که شاه فقط با کمک نظامیان توانست در قدرت بماند. بنابراین انقلاب کردنی است؛ به همین دلیل حکومتهای غیردموکراتیک میکوشند انقلاب«کنندگان» بالقوه را خنثی کنند.
✍مهدی تدینی
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 شیوه تشخیص تراول تقلبی و اصلی
🔺گفته میشود تعداد زیادی از این پولهای تقلبی وارد بازار شده است، خیلی مراقب باشید!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔺گفته میشود تعداد زیادی از این پولهای تقلبی وارد بازار شده است، خیلی مراقب باشید!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
Forwarded from Ali.
تاریخ_اجتماعی_و_سیاسی_ایران_در_دوره.pdf
21.7 MB
✅ چرایی وقوع انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ در بیان دکتر غلامحسین صدیقی خطاب به محمدرضا پهلوی
◀️ شما زاهدیها و هویداها را ترجیح دادید!
شما هر چه رجل آزاده و وطنپرست بود به زندان انداختید!
شما و دستگاه شما ایران را از هر چه مَرد بود خالی کردید!
📌در آذر ماه ۱۳۵۷، دکترامینی از شاه خواست برای آرام کردن اوضاع از دکتر #غلامحسین_صدیقی
(این جامعهشناس برجسته و وزیر کشور دکترمصدق) استفاده کند. شاه با عصبانیت گفت: حالا کار من به جایی رسیده که از این میرزای جامعهشناس کمک بخواهم؟!
امینی: مملکت نیاز به او دارد. مساله شما نیستید. شاه یک شب در این باره فکر کرد و اطلاع داد حاضر است.
🔻آنچه بینشان گذشت، با حضور #امینی و #عبدالله_انتظام:
شاه: در این مدت آقای دکتر ظاهراً در دانشگاه مشغول بودید؟
صدیقی: به لطف اعلیحضرت، گاه در زندان قزلقلعه و قصر بودم، گاه زیر نظر ساواک شما.
شاه: گلایهها را کنار بگذاریم، باید وطن را نجات داد!
صدیقی: برای نجات وطن نمیشود گذشته را کنار گذاشت. شما کاری کردید که دولتیها تبدیل به کارگزاران شاه شدند نه خدمتگزاران ملّت. با این روش مردم شما را مسول خرابیها میدانند.
شاه: مگر به شما و مصدق اختیارات ندادیم؟
مصدق خواب و خیالهایی دید.
این رجال خائن بودند که وضع را به اینجا کشاندند.
صدیقی: مصدق، مَردِ وارستهای بود.
شما زاهدیها و هویداها را ترجیح دادید!
شما هر چه رجل آزاده و وطنپرست بود به زندان انداختید!
شما و دستگاه شما ایران را از هر چه مَرد بود خالی کردید!
شاه: توطئهای بینالمللی توسط بعضی از مخالفان به اجرا درآمده.
صدیقی: امروز باید دید چه چیز در خطر است
مملکت یا مصالح گروهی که در طول این ۲۵ سال
یعنی بعد از کودتای ۲۸ مرداد علیه حکومت قانونی و ملّی مصدق زمام ملک و ملت را به دست گرفتند؟
اگر میخواهید مملکت به آرامش برسد نخست باید از خود گذشت کنید. گذشت از همه آن چیزهایی که بهناحق در ۲۵ سال اخیر در ید قدرت شاه قرار گرفته، گذشت از ثروتی که بیسبب در خزانه شخصی شاه گرد آمده، گذشت از حمایت مردان و زنانی که جز فساد و خیانت در این سالها نکردند، گذشت از اهلبیتی که باعث بدنام شدن خاندان سلطنت هستند. اولین شرط برای آرام شدن کشور تشکیل شورای سلطنت و استراحت حضرتعالی است.
شاه: شورای سلطنت در زمان حیات؟!
مگر آدم زنده وکیل وصّی میخواهد؟!
صدیقی: بعضی از مفسدین شما را دچار خیالات ناصواب کردند!
📌دکترصدیقی سخن میگفت و شاه از سر ناچاری میشنید. شاه هرگز حاضر نبود سخنانی را گوش کند که در کلمه کلمه آن، محکومیت بساط استبدادی او حضور دارد.
فردای روزی که شاه با دکتر صدیقی ملاقات کرد ویلیام سولیوان، سفیر آمریکا، به دیدن شاه آمد، شاه به سولیوان گفت:
صدیقی مرد یکدنده و سرسختی است، تنها حُسنِ او ایمانش به قانون است!
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
◀️ شما زاهدیها و هویداها را ترجیح دادید!
شما هر چه رجل آزاده و وطنپرست بود به زندان انداختید!
شما و دستگاه شما ایران را از هر چه مَرد بود خالی کردید!
📌در آذر ماه ۱۳۵۷، دکترامینی از شاه خواست برای آرام کردن اوضاع از دکتر #غلامحسین_صدیقی
(این جامعهشناس برجسته و وزیر کشور دکترمصدق) استفاده کند. شاه با عصبانیت گفت: حالا کار من به جایی رسیده که از این میرزای جامعهشناس کمک بخواهم؟!
امینی: مملکت نیاز به او دارد. مساله شما نیستید. شاه یک شب در این باره فکر کرد و اطلاع داد حاضر است.
🔻آنچه بینشان گذشت، با حضور #امینی و #عبدالله_انتظام:
شاه: در این مدت آقای دکتر ظاهراً در دانشگاه مشغول بودید؟
صدیقی: به لطف اعلیحضرت، گاه در زندان قزلقلعه و قصر بودم، گاه زیر نظر ساواک شما.
شاه: گلایهها را کنار بگذاریم، باید وطن را نجات داد!
صدیقی: برای نجات وطن نمیشود گذشته را کنار گذاشت. شما کاری کردید که دولتیها تبدیل به کارگزاران شاه شدند نه خدمتگزاران ملّت. با این روش مردم شما را مسول خرابیها میدانند.
شاه: مگر به شما و مصدق اختیارات ندادیم؟
مصدق خواب و خیالهایی دید.
این رجال خائن بودند که وضع را به اینجا کشاندند.
صدیقی: مصدق، مَردِ وارستهای بود.
شما زاهدیها و هویداها را ترجیح دادید!
شما هر چه رجل آزاده و وطنپرست بود به زندان انداختید!
شما و دستگاه شما ایران را از هر چه مَرد بود خالی کردید!
شاه: توطئهای بینالمللی توسط بعضی از مخالفان به اجرا درآمده.
صدیقی: امروز باید دید چه چیز در خطر است
مملکت یا مصالح گروهی که در طول این ۲۵ سال
یعنی بعد از کودتای ۲۸ مرداد علیه حکومت قانونی و ملّی مصدق زمام ملک و ملت را به دست گرفتند؟
اگر میخواهید مملکت به آرامش برسد نخست باید از خود گذشت کنید. گذشت از همه آن چیزهایی که بهناحق در ۲۵ سال اخیر در ید قدرت شاه قرار گرفته، گذشت از ثروتی که بیسبب در خزانه شخصی شاه گرد آمده، گذشت از حمایت مردان و زنانی که جز فساد و خیانت در این سالها نکردند، گذشت از اهلبیتی که باعث بدنام شدن خاندان سلطنت هستند. اولین شرط برای آرام شدن کشور تشکیل شورای سلطنت و استراحت حضرتعالی است.
شاه: شورای سلطنت در زمان حیات؟!
مگر آدم زنده وکیل وصّی میخواهد؟!
صدیقی: بعضی از مفسدین شما را دچار خیالات ناصواب کردند!
📌دکترصدیقی سخن میگفت و شاه از سر ناچاری میشنید. شاه هرگز حاضر نبود سخنانی را گوش کند که در کلمه کلمه آن، محکومیت بساط استبدادی او حضور دارد.
فردای روزی که شاه با دکتر صدیقی ملاقات کرد ویلیام سولیوان، سفیر آمریکا، به دیدن شاه آمد، شاه به سولیوان گفت:
صدیقی مرد یکدنده و سرسختی است، تنها حُسنِ او ایمانش به قانون است!
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
⚠️ وقتی قانون، مشوق قتلهای ناموسی میشود! / چرا مردان برای زنکُشی مصونیت دارند؟ /پدر دختر سر بُریده اهوازی باید ۲۴۰میلیون دیه بدهد تا قاتل را قصاص کند!
🔸هنوز وحشت قتل رومینا اشراقی از اذهان عمومی پاک نشده است که قتلی دیگر در گوشه ای دیگر از ایران رقم می.خورد. قتلی ناموسی که با پشتوانه غیرت دل ایران و ایرانی را لرزه در میآورد. اما تلختر از این قتلها برخورد قانون با مجرم است که در صورتی مرد زنکُش قصاص میشود که نصف دیه او پرداخت شود.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔸هنوز وحشت قتل رومینا اشراقی از اذهان عمومی پاک نشده است که قتلی دیگر در گوشه ای دیگر از ایران رقم می.خورد. قتلی ناموسی که با پشتوانه غیرت دل ایران و ایرانی را لرزه در میآورد. اما تلختر از این قتلها برخورد قانون با مجرم است که در صورتی مرد زنکُش قصاص میشود که نصف دیه او پرداخت شود.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
📚 کتاب " شکل گیری انقلاب اسلامی "
♦ از سلطنت پهلوی تا جمهوری اسلامی
✍ نوشته دکتر محسن میلانی
📝 ترجمه مجتبی عطارزاده
🔹جابجایی حکومت ها، همواره یکی از دل مشغولی های متخصصان دانش سیاست بوده است. هرگاه این جابجایی خشن، سریع و بنیادین یعنی در اثر یک انقلاب باشد، دگرگونی های حاصل از آن، ظرفیت باز خوانی، تحلیل و کالبد شکافی بیشتر دارد. انقلاب اسلامی هم به دلایل مختلف نوعی تمایز و یا تفاوت را با دیگر انقلابها، در قالب این پرسش که "این انقلاب تا چه میزان ازقواعد عمومی انقلابها و اصول نظریه های انقلاب پیروی میکند؟، نشان میدهد. کتاب "شکل گیری انقلاب اسلامی"، نوسته محسن میلانی، پژوهش جدیدی است که مدعی روایتی نو از انقلاب اسلامی و پیامدهای آن است. دکتر میلانی، متخصص و استادیار علوم سیاسی در دانشکده دولت و مسایل بین المللی دانشگاه فلوریدای جنوبی آمریکاست. این اثر که دارای یک مقدمه، پنج بخش (شامل یازده فصل)، و نتیجه گیری یک گاه شمار انقلاب است.
◀ نویسنده مطالعات خود را بر بستری تاریخی سامان میدهد و با یک بحث نظری راجع به انقلاب ها و تعریف آن آغاز میکند. چگونگی پیدا شدن واژه انقلاب در ایران متاثر از شرایط قرن بیستم غرب و به ویژه پس از انقلاب اکتبر روسیه است. حتی اطلاق واژه انقلاب به جنبش مشروطیت هم معلول این وضع است. میلانی پس از اشاره بسیار گذرا به نظریه پردازان انقلاب مثل چارلز تیلی، نافتار، لاروسکی، آرنت ، هانتینگتون و اسکاچ پل تعریف مختار خود را چنین می آورد: " انقلاب تغییر سریع و زیر بنایی ساختارهای اجتماعی و نیز دست اندرکاران نهادها و منابع مشروعیت حکومت از طریق مجاری قانونی است، که تا حدودی با جنبش اقشار غیر حاکم همراه است ". با این وصف نویسنده نظریه های انقلاب را درباره انقلاب ایران نارسا میداند و علت آن را سلطه نگاه تک خطی مدل غربی توسعه به همه کشورها میداند. نظریه های لیبرالیستی، مارکسیستی، شرق شناسی و ایران شناسی درباره انقلاب ایران نیز ناتوانند. کارشناسان و صاحبنظران امور ایران نیز به همین دلیل نتوانستند انقلاب را پیش بینی کنند.. به دلیل همین نارسایی ها، نویسنده رویکردی جایگزین با عنوان "کل گرایانه" به انقلاب طرح میکند که " چکیده ای از رویکردهای گوناگون و حاصل تلفیق یا اضافاتی بر نظریه های مختلف است". منظور از رویکردهای گوناگون نظریه شکاف هانتینگتون در مورد کشورهای در حال توسعه و نظریه دیویس میباشد. مطالعات نظری بخش اول (یک فصل) را شامل میشود.
◀ بخش دوم به زمینه های تاریخی ظهور انقلاب، یعنی از مشروطیت و رویارویی ایران با غرب تا تاسیس حکومت رضاشاه و ادامه اصلاحات از محمدرضا شاه و پیامدهای حاصل از آن در ایران میپردازد. چالش های محمدرضا شاه با دولت مصدق، مبارزه با نیروهای مذهبی و قیام پانزدهم خرداد ۱۳۴۲، فعالیت گروه های مارکسیستی و نقش آنها در انقلاب، تحولات داخلی رژیم شاه، انقلاب سفید و ظهور آیت الله خمینی در مقام پیشگام انقلاب و نحوه و منطق مبارزه خمینی با حکومت مستقر از مباحث این بخش است.
◀ بخش سوم به بازبینی و تحلیل شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی میپردازد که در حکم کاتالیزور انقلاب، زمینه های ظهور آن را فراهم میکند. تحلیل ساختار اقتصادی ایران (سنتی) پدید آمدن نفت، گسترش صنایع، پیدایش طبقه متوسط (اداری) تحلیل ساختارهای اجتماعی مثل طبقه سنتی، بازار، کارگران و نخبگان جدید و نیز تحلیل ساختارهای سیاسی که به دلیل عقب ماندگی نسبت به تحولات اجتماعی قادر به جذب و پاسخگویی به مطالبات نبوده به سرکوب آنها میپردازد. در فصل پنجم این بخش اندیشه و نقش بنیانگذاران فکری انقلاب بررسی میشود.
◀ بخش چهارم با یک فصل، عهده دار بررسی فرایند عملیات انقلاب در سال های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ است و تا حدودی اقدامات بازیگران این عرصه یعنی انقلابیون و شاه و آمریکا را به موازت مراحل انقلاب به صورت روایتی تاریخ نشان میدهد.
◀ بخش پنجم هم به دولت موقت، ماجرای گروگانگیری، انتخابات ریاست جمهوری بنی صدر، چالش حکومت در دوره خمینی و چالش های دولت سازی در دوره نوسازی هاشمی رفسنجانی میپردازد.
کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
♦ از سلطنت پهلوی تا جمهوری اسلامی
✍ نوشته دکتر محسن میلانی
📝 ترجمه مجتبی عطارزاده
🔹جابجایی حکومت ها، همواره یکی از دل مشغولی های متخصصان دانش سیاست بوده است. هرگاه این جابجایی خشن، سریع و بنیادین یعنی در اثر یک انقلاب باشد، دگرگونی های حاصل از آن، ظرفیت باز خوانی، تحلیل و کالبد شکافی بیشتر دارد. انقلاب اسلامی هم به دلایل مختلف نوعی تمایز و یا تفاوت را با دیگر انقلابها، در قالب این پرسش که "این انقلاب تا چه میزان ازقواعد عمومی انقلابها و اصول نظریه های انقلاب پیروی میکند؟، نشان میدهد. کتاب "شکل گیری انقلاب اسلامی"، نوسته محسن میلانی، پژوهش جدیدی است که مدعی روایتی نو از انقلاب اسلامی و پیامدهای آن است. دکتر میلانی، متخصص و استادیار علوم سیاسی در دانشکده دولت و مسایل بین المللی دانشگاه فلوریدای جنوبی آمریکاست. این اثر که دارای یک مقدمه، پنج بخش (شامل یازده فصل)، و نتیجه گیری یک گاه شمار انقلاب است.
◀ نویسنده مطالعات خود را بر بستری تاریخی سامان میدهد و با یک بحث نظری راجع به انقلاب ها و تعریف آن آغاز میکند. چگونگی پیدا شدن واژه انقلاب در ایران متاثر از شرایط قرن بیستم غرب و به ویژه پس از انقلاب اکتبر روسیه است. حتی اطلاق واژه انقلاب به جنبش مشروطیت هم معلول این وضع است. میلانی پس از اشاره بسیار گذرا به نظریه پردازان انقلاب مثل چارلز تیلی، نافتار، لاروسکی، آرنت ، هانتینگتون و اسکاچ پل تعریف مختار خود را چنین می آورد: " انقلاب تغییر سریع و زیر بنایی ساختارهای اجتماعی و نیز دست اندرکاران نهادها و منابع مشروعیت حکومت از طریق مجاری قانونی است، که تا حدودی با جنبش اقشار غیر حاکم همراه است ". با این وصف نویسنده نظریه های انقلاب را درباره انقلاب ایران نارسا میداند و علت آن را سلطه نگاه تک خطی مدل غربی توسعه به همه کشورها میداند. نظریه های لیبرالیستی، مارکسیستی، شرق شناسی و ایران شناسی درباره انقلاب ایران نیز ناتوانند. کارشناسان و صاحبنظران امور ایران نیز به همین دلیل نتوانستند انقلاب را پیش بینی کنند.. به دلیل همین نارسایی ها، نویسنده رویکردی جایگزین با عنوان "کل گرایانه" به انقلاب طرح میکند که " چکیده ای از رویکردهای گوناگون و حاصل تلفیق یا اضافاتی بر نظریه های مختلف است". منظور از رویکردهای گوناگون نظریه شکاف هانتینگتون در مورد کشورهای در حال توسعه و نظریه دیویس میباشد. مطالعات نظری بخش اول (یک فصل) را شامل میشود.
◀ بخش دوم به زمینه های تاریخی ظهور انقلاب، یعنی از مشروطیت و رویارویی ایران با غرب تا تاسیس حکومت رضاشاه و ادامه اصلاحات از محمدرضا شاه و پیامدهای حاصل از آن در ایران میپردازد. چالش های محمدرضا شاه با دولت مصدق، مبارزه با نیروهای مذهبی و قیام پانزدهم خرداد ۱۳۴۲، فعالیت گروه های مارکسیستی و نقش آنها در انقلاب، تحولات داخلی رژیم شاه، انقلاب سفید و ظهور آیت الله خمینی در مقام پیشگام انقلاب و نحوه و منطق مبارزه خمینی با حکومت مستقر از مباحث این بخش است.
◀ بخش سوم به بازبینی و تحلیل شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی میپردازد که در حکم کاتالیزور انقلاب، زمینه های ظهور آن را فراهم میکند. تحلیل ساختار اقتصادی ایران (سنتی) پدید آمدن نفت، گسترش صنایع، پیدایش طبقه متوسط (اداری) تحلیل ساختارهای اجتماعی مثل طبقه سنتی، بازار، کارگران و نخبگان جدید و نیز تحلیل ساختارهای سیاسی که به دلیل عقب ماندگی نسبت به تحولات اجتماعی قادر به جذب و پاسخگویی به مطالبات نبوده به سرکوب آنها میپردازد. در فصل پنجم این بخش اندیشه و نقش بنیانگذاران فکری انقلاب بررسی میشود.
◀ بخش چهارم با یک فصل، عهده دار بررسی فرایند عملیات انقلاب در سال های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ است و تا حدودی اقدامات بازیگران این عرصه یعنی انقلابیون و شاه و آمریکا را به موازت مراحل انقلاب به صورت روایتی تاریخ نشان میدهد.
◀ بخش پنجم هم به دولت موقت، ماجرای گروگانگیری، انتخابات ریاست جمهوری بنی صدر، چالش حکومت در دوره خمینی و چالش های دولت سازی در دوره نوسازی هاشمی رفسنجانی میپردازد.
کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
4_5949772135919519870.pdf
9.4 MB
📚 کتاب " شکل گیری انقلاب اسلامی "
♦ از سلطنت پهلوی تا جمهوری اسلامی
✍ نوشته دکتر محسن میلانی
📝 ترجمه مجتبی عطارزاده
@tarbd
♦ از سلطنت پهلوی تا جمهوری اسلامی
✍ نوشته دکتر محسن میلانی
📝 ترجمه مجتبی عطارزاده
@tarbd
✅سفارت روسیه در تهران خبر داد که به مناسبت روز دیپلمات، مراسم اهدای گل به بنای یادبود الکساندر گریبایدوف، تدوینکننده قرارداد ترکمنچای و سنگ یادبود ایوان کولومیتسف را برگزار کرده است. گریبایدوف در حمله مردم معترض به این قرارداد، در محل سفارت روسیه به قتل رسید.
@tarbd
@tarbd
🏔⚓️اینکه آرارات محل نزول کشتی نوح بوده حتی در دوره صفویه هم طرفدار داشته...
جلگه اریوان (ایروان) منطقه حاصلخیزی است، مخصوصا انگور و اقسام میوه ها و برنج و سبزیجات و حبوبات و گندم سفید در آن به حد وفور به دست می آید. علت حاصلخیزی آن استفاده از آب فراوان ارس و چند چشمه و جویبار کوچکی است که پس از آبیاری زمین ها به رودخانه ارس می ریزند. در ایروان زمین را پس از شخم و کشت و آبیاری به وسیله تخته ای که روی آن مردی می نشیند و مرد نیرومند دیگری آن را با طناب می کشد، هموار می کنند. به علت اختلاف آب و هوا زمان درو در ایروان مصادف با زمان شخم ترکیه است.
🏔قله معروف آرارات در ده-پانزده کیلومتری این کلیساها واقع شده و معروف است که کشتی نوح بعد از توفان بر قله آن نشسته است. رود ارس در دامنه این کوه و به موازات رشته های جنوب شرقی آن جریان دارد.
✍️سفرنامه کارری، جووانی فرانچسکو جملی کارری، ترجمه عباس نخجوانی و عبدالعلی کارنگ، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۹۱. صص۱۵ و ۱۶
🏛 تاریخ ما
@tarbd
جلگه اریوان (ایروان) منطقه حاصلخیزی است، مخصوصا انگور و اقسام میوه ها و برنج و سبزیجات و حبوبات و گندم سفید در آن به حد وفور به دست می آید. علت حاصلخیزی آن استفاده از آب فراوان ارس و چند چشمه و جویبار کوچکی است که پس از آبیاری زمین ها به رودخانه ارس می ریزند. در ایروان زمین را پس از شخم و کشت و آبیاری به وسیله تخته ای که روی آن مردی می نشیند و مرد نیرومند دیگری آن را با طناب می کشد، هموار می کنند. به علت اختلاف آب و هوا زمان درو در ایروان مصادف با زمان شخم ترکیه است.
🏔قله معروف آرارات در ده-پانزده کیلومتری این کلیساها واقع شده و معروف است که کشتی نوح بعد از توفان بر قله آن نشسته است. رود ارس در دامنه این کوه و به موازات رشته های جنوب شرقی آن جریان دارد.
✍️سفرنامه کارری، جووانی فرانچسکو جملی کارری، ترجمه عباس نخجوانی و عبدالعلی کارنگ، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۹۱. صص۱۵ و ۱۶
🏛 تاریخ ما
@tarbd
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ برای ضبط این سه دقیقه، حدودا دو سال زمان صرف شده است و چندین دوربین به مدت دو سال داخل و اطراف این درخت کارگذاری شده تا چنین کلیپ خارق العاده و عجیبی از کار در بیاید و شما تماشا کنید! پس این ۳ دقیقه را با عشق و دقت تا انتها ببینید!
@Sahamnewsorg
@Sahamnewsorg
📘 کتاب " حربه تکفیر و ارتداد در ادیان و مذاهب "
✍ نوشته ابراهیم ملکی
دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند
پنهان خورید باده که تعزیر میکنند
گویند ز رمز عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتی است که تقریرمیکنند
قومی بجد و جهد نهادند وصل دوست
قومی دگر حواله به تقدیر میکنند
فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
کاین کارخانهای است که تغییر میکنند
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
🔹این کتاب ابتدا به تاریخچه و مفهوم ارتداد میپردازد و اینکه چطور بوسیله این حربه توانستند انگ مرتد بودن را در طول تاریخ به انسانهای آزاده و دانشمندان و کسانی که در راه مبارزه با جهل و خرافات در جوامع قدم برداشته بودند، بزنند. حکام فاسد در اکثر ادیان، با استفاده از حربه ارتداد، خود را قیم سیاسی مردم میدانستند و با این کار توانستند دهه ها و سده ها بر کشورها حکمرانی کنند. چنانکه در کتاب آمده است:
" سلاطین همواره خود را قیم سیاسی مردم شناخته اند. مردم از نظر آنان به صغیری میمانند که حق فضولی در کار فرمانروایان خودکامه را ندارند و ملت را بردگان خود میپندارند؛ از طرف دیگر، روحانیون هم خود را قیم شرعی مردم دانسته اند. از نظر آنان، مردم ناقص العقل هستند و حق چون و چرا در احکام را ندارند... "
- این حربه چنانکه در قرون وسطی و زمانی که کلیسا و روحانیون خود را همه کاره مردم میدانستند با استفاده از این حربه انسانهای آزادی خواه را شکنجه و کشتار کردند. در قرون وسطی حتی نتایج علمی دانشمندان و محققان معتبر هم که بر خلاف پاپ و کلیسا بود، مورد تکفیر واقع میشدند و شکنجه ها و گاه تبعید و یا اعدام میشدند. #باری_ماسل_گلشن در کتاب #علم_و_دین، نوشته است که:
" در این دوره پنج میلیون از نفوس بشری را به جرم فکر کردن و تخطی از فرمان پاپ به دار آویختند و تا حد مرگ در سیاه چالهای تاریک و مرطوب نگه داشتند. تنها از سالهای (۱۴۸۱-۱۴۹۹)، یعنی طی هجده سال بنا به دستور محکمه تفتیش عقاید، ۱۰۲۲۰ نفر را زنده سوزانیدند. ۶۸۶۰ نفر را شقه کردند و ۹۷۰۲۳ نفر را به قدری شکنجه دادند که نابود شدند "
🔸بخشهایی از کتاب:
🔹داروین و نیوتن
" #چارلز_داروین دانشمند و فیلسوف انگلیسی، کتاب "اصل انواع و هبوط آدم" او نحوه تفکر عالمیان را منقلب ساخت. داروین عقیده قدما را درباره نژاد انسان که بنا برحکایت تورات همه از نسل و ذریه آدم و حوا بودند، مورد انتقاد قرار داد. تئوری #جاذبه نیوتن که صد سال پس از ماجرای گالیله اتفاق افتاد، عالی ترین دستاورد بشری در عرصه علم و دانش بود، که خشم کلیسا را بر انگیخت. همان طورکه فرضیه گالیله مخالفت کلیسا را در بر داشت، زیرا در تئوری نیوتن توازن کائنات تابع قانون جاذبه شناخته شده بود. در صورتی که از نظر کتاب مقدس، این توازن را مغایر دانسته و این تئوری از جانب کلیسا تجلی تازه ای از گمراهی های شیطانی بود و خود نیوتن عامل شیطان معرفی گردید. فرضیه تکامل داروین هم خشم کلیسا را بر انگیخت.... ".(صفحه ۲۳۵)
🔹محمد نیشابوری معروف به اخباری
" محمد نیشابوری معروف به اخباری (۱۱۷۸-۱۲۳۲) است، فرزند عبدالنبی پسر عبدالهافع است، که آن درماه ربیع الاول ۱۲۲۴ در دارالسلطنه تهران، یعنی در اوج کشاکش اخباری و اصولی نگاشته است. دراین کتاب فتواهای اصولیان را با لقب احکام جاهلیت یاد میکند و همین تندروی ها موجب قتل وی گردید. #محمدنیشابوری، مردی دانشمند، آگاه از علوم دینی و کلاسیک آن روزگار بود. لیکن گویا وابستگی او به دربار فتحعلی شاه او را از طرفدار قشرگرایی و جمودت ساخت، که لازمه سانترالیزم بود. فتحعلیشاه با دادن عنوان #رئیس_العلماء به او میخواست، از او مرکزی همانند مفتی اعظم در کشور عثمانی بسازد، که به وسیله او دولت بر امور مساجد و ائمه جماعات آن مسلط باشد و همین امر به او جسارت و جرات بخشید که در آثارش به روحانیون و علمای بزرگ جسارت ورزد. به هنگامی که محمد برای زیارت به عراق میرفت، چون درآنجا از حمایت دربار به دور بود. #سیدمحمدطباطبایی مجاهد، فتوی به قتل وی صادر کرد. سید محمد طباطبایی مجاهد صدماتی را پس از شکست قفقاز بر سر او آمده بود، که نظامیان کاروان او را سنگباران کرده بودند از چشم شیخ محمد میدید، که رئیس علمای دربار بود. #شیخ_جعفرکاشف_الغطا با او نیز دشمنی داشت. هنگامی که فتحعلیشاه، نیشابوری را به عنوان رئیس العلما منصوب کرده بود، #شیخ_جعفر کتابی به نام #کاشف_الغطاء_عن_مصایب_عدو نگاشته و برای شاه به تهران فرستاد. در آن نوشت میرزا محمد شما، محمد نیشابوری لامذهب است. علمای کربلا پس از تفسیق و تفجیر و تکفیر، خون او را مباح کردند و فتوی به قتلش دادند و آخرالامر او و یک پسر و یک شاگردی از او را بقتل رسانند ".
👇👇👇
@tarbd
👇👇👇
✍ نوشته ابراهیم ملکی
دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند
پنهان خورید باده که تعزیر میکنند
گویند ز رمز عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتی است که تقریرمیکنند
قومی بجد و جهد نهادند وصل دوست
قومی دگر حواله به تقدیر میکنند
فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
کاین کارخانهای است که تغییر میکنند
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
🔹این کتاب ابتدا به تاریخچه و مفهوم ارتداد میپردازد و اینکه چطور بوسیله این حربه توانستند انگ مرتد بودن را در طول تاریخ به انسانهای آزاده و دانشمندان و کسانی که در راه مبارزه با جهل و خرافات در جوامع قدم برداشته بودند، بزنند. حکام فاسد در اکثر ادیان، با استفاده از حربه ارتداد، خود را قیم سیاسی مردم میدانستند و با این کار توانستند دهه ها و سده ها بر کشورها حکمرانی کنند. چنانکه در کتاب آمده است:
" سلاطین همواره خود را قیم سیاسی مردم شناخته اند. مردم از نظر آنان به صغیری میمانند که حق فضولی در کار فرمانروایان خودکامه را ندارند و ملت را بردگان خود میپندارند؛ از طرف دیگر، روحانیون هم خود را قیم شرعی مردم دانسته اند. از نظر آنان، مردم ناقص العقل هستند و حق چون و چرا در احکام را ندارند... "
- این حربه چنانکه در قرون وسطی و زمانی که کلیسا و روحانیون خود را همه کاره مردم میدانستند با استفاده از این حربه انسانهای آزادی خواه را شکنجه و کشتار کردند. در قرون وسطی حتی نتایج علمی دانشمندان و محققان معتبر هم که بر خلاف پاپ و کلیسا بود، مورد تکفیر واقع میشدند و شکنجه ها و گاه تبعید و یا اعدام میشدند. #باری_ماسل_گلشن در کتاب #علم_و_دین، نوشته است که:
" در این دوره پنج میلیون از نفوس بشری را به جرم فکر کردن و تخطی از فرمان پاپ به دار آویختند و تا حد مرگ در سیاه چالهای تاریک و مرطوب نگه داشتند. تنها از سالهای (۱۴۸۱-۱۴۹۹)، یعنی طی هجده سال بنا به دستور محکمه تفتیش عقاید، ۱۰۲۲۰ نفر را زنده سوزانیدند. ۶۸۶۰ نفر را شقه کردند و ۹۷۰۲۳ نفر را به قدری شکنجه دادند که نابود شدند "
🔸بخشهایی از کتاب:
🔹داروین و نیوتن
" #چارلز_داروین دانشمند و فیلسوف انگلیسی، کتاب "اصل انواع و هبوط آدم" او نحوه تفکر عالمیان را منقلب ساخت. داروین عقیده قدما را درباره نژاد انسان که بنا برحکایت تورات همه از نسل و ذریه آدم و حوا بودند، مورد انتقاد قرار داد. تئوری #جاذبه نیوتن که صد سال پس از ماجرای گالیله اتفاق افتاد، عالی ترین دستاورد بشری در عرصه علم و دانش بود، که خشم کلیسا را بر انگیخت. همان طورکه فرضیه گالیله مخالفت کلیسا را در بر داشت، زیرا در تئوری نیوتن توازن کائنات تابع قانون جاذبه شناخته شده بود. در صورتی که از نظر کتاب مقدس، این توازن را مغایر دانسته و این تئوری از جانب کلیسا تجلی تازه ای از گمراهی های شیطانی بود و خود نیوتن عامل شیطان معرفی گردید. فرضیه تکامل داروین هم خشم کلیسا را بر انگیخت.... ".(صفحه ۲۳۵)
🔹محمد نیشابوری معروف به اخباری
" محمد نیشابوری معروف به اخباری (۱۱۷۸-۱۲۳۲) است، فرزند عبدالنبی پسر عبدالهافع است، که آن درماه ربیع الاول ۱۲۲۴ در دارالسلطنه تهران، یعنی در اوج کشاکش اخباری و اصولی نگاشته است. دراین کتاب فتواهای اصولیان را با لقب احکام جاهلیت یاد میکند و همین تندروی ها موجب قتل وی گردید. #محمدنیشابوری، مردی دانشمند، آگاه از علوم دینی و کلاسیک آن روزگار بود. لیکن گویا وابستگی او به دربار فتحعلی شاه او را از طرفدار قشرگرایی و جمودت ساخت، که لازمه سانترالیزم بود. فتحعلیشاه با دادن عنوان #رئیس_العلماء به او میخواست، از او مرکزی همانند مفتی اعظم در کشور عثمانی بسازد، که به وسیله او دولت بر امور مساجد و ائمه جماعات آن مسلط باشد و همین امر به او جسارت و جرات بخشید که در آثارش به روحانیون و علمای بزرگ جسارت ورزد. به هنگامی که محمد برای زیارت به عراق میرفت، چون درآنجا از حمایت دربار به دور بود. #سیدمحمدطباطبایی مجاهد، فتوی به قتل وی صادر کرد. سید محمد طباطبایی مجاهد صدماتی را پس از شکست قفقاز بر سر او آمده بود، که نظامیان کاروان او را سنگباران کرده بودند از چشم شیخ محمد میدید، که رئیس علمای دربار بود. #شیخ_جعفرکاشف_الغطا با او نیز دشمنی داشت. هنگامی که فتحعلیشاه، نیشابوری را به عنوان رئیس العلما منصوب کرده بود، #شیخ_جعفر کتابی به نام #کاشف_الغطاء_عن_مصایب_عدو نگاشته و برای شاه به تهران فرستاد. در آن نوشت میرزا محمد شما، محمد نیشابوری لامذهب است. علمای کربلا پس از تفسیق و تفجیر و تکفیر، خون او را مباح کردند و فتوی به قتلش دادند و آخرالامر او و یک پسر و یک شاگردی از او را بقتل رسانند ".
👇👇👇
@tarbd
👇👇👇
32126143512247.pdf
1 MB
📝این کار پژوهشی دکتر خداداد رضاخانی، پژوهشگر ارشد دانشگاه لایدن هلند و متخصص دوره ساسانی است. پژوهشی قابل تامل، که روایت غالب سقوط شاهنشاهی ساسانی را به چالش می کشد.
@tarbd
@tarbd
✅سقف آزادی، رابطه مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد؛ در جامعه ای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقف آزادی هم به همان نسبت کوتاه میشود.
🔷وقتی سقف کوتاه باشد، آدم های بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند، آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند، مردم عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند و سقفها پایین و پایین تر می آیند و مردم بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه کمرشان خم میشود و دیگر نمیتوانند قد راست کنند.
📚 بیچارگان
✍ فئودورداستایفسکی
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔷وقتی سقف کوتاه باشد، آدم های بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند، آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند، مردم عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند و سقفها پایین و پایین تر می آیند و مردم بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه کمرشان خم میشود و دیگر نمیتوانند قد راست کنند.
📚 بیچارگان
✍ فئودورداستایفسکی
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 پناه روباه ناتوان به انسان در خوانسار
🔸️روباهی که بخشی از دست خود را به دلیل نامعلومی از دست داده این روزها برای سیر کردن شکم خود به انسانها پناه آورده است.
🔸️این روباه هر روز در یک مهمانسرا در خوانسار حاضر و غذای خود را از یکی از کارکنان این مهمانسرا دریافت میکند.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔸️روباهی که بخشی از دست خود را به دلیل نامعلومی از دست داده این روزها برای سیر کردن شکم خود به انسانها پناه آورده است.
🔸️این روباه هر روز در یک مهمانسرا در خوانسار حاضر و غذای خود را از یکی از کارکنان این مهمانسرا دریافت میکند.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🌲🌲🌲سروِ کاشمر
سروِ کهنسالی بود در ناحیهٔ کاشمر (تُرشیز، طُرَیْثیث) در خراسان که، بر طبق افسانه، زردشت آن را کاشته بود و تا روزگار المتوکّل عباسی (۲۴۷-۲۰۶) باقی بود و نزدِ ایرانیان درختی مقدس بود. به دستورِ آن خلیفهٔ تازی این درخت را قطعهقطعه بُریدند و بارِ صدها شتر کردند تا به بغداد برند و در آنجا آن قطعهها را بر روی هم نصب کنند و آن جبّار به تماشای آن درخت نائل آید. نوشتهاند که از یک دروازه شتران حامل سرو وارد میشوند و از دروازهٔ دیگر جنازهٔ المتوکّل را که بر دست غلامانش کشته شده بود، بیرون میبردند.
-استاد شفیعی کدکنی، هزارهٔ دوم آهوی کوهی، ص ۴۹۶
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
سروِ کهنسالی بود در ناحیهٔ کاشمر (تُرشیز، طُرَیْثیث) در خراسان که، بر طبق افسانه، زردشت آن را کاشته بود و تا روزگار المتوکّل عباسی (۲۴۷-۲۰۶) باقی بود و نزدِ ایرانیان درختی مقدس بود. به دستورِ آن خلیفهٔ تازی این درخت را قطعهقطعه بُریدند و بارِ صدها شتر کردند تا به بغداد برند و در آنجا آن قطعهها را بر روی هم نصب کنند و آن جبّار به تماشای آن درخت نائل آید. نوشتهاند که از یک دروازه شتران حامل سرو وارد میشوند و از دروازهٔ دیگر جنازهٔ المتوکّل را که بر دست غلامانش کشته شده بود، بیرون میبردند.
-استاد شفیعی کدکنی، هزارهٔ دوم آهوی کوهی، ص ۴۹۶
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd