صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مقایسه دیدار پوتین و رییس جمهور آرژانتین با دیدار او و رئیس جمهور کشورمان

🔺پوتین در دیدار پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۰ با رییس‌جمهور آرژانتین، نه تنها با او دست داد و او را بغل کرد، بلکه در صندلی نزدیکش نشست و قبل از نشستن مهمان نیز روی صندلی ننشست.

📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
از عبرتهای تاریخی...!

✍️علی مرادی مراغه ای


🌾تاریخ سرشار از عبرت است اما انسانها کمتر عبرت پذیرند!
محمدامین رسولزاده سهم ارزنده ای در انقلاب مشروطیت ایران دارد او 17سال بیشتر نداشت که جزو بانیان اصلی حزب مساوات در باکو شد سپس به ایران آمده و در دوران استبداد صغیر به همکاری با جنبش ستارخان پرداخت و پس از فتح تهران نیز روزنامه «ایران نو» را انتشار داد. سپس به باکو بازگشته و با سقوط حکومت تزار، در1918م دولت«جمهوري آذربايجان»را تشکیل داده و رسول‌زاده كه 34سال بيشتر نداشت به عنوان جوانترین و نخستين رئيس جمهورِ در جهان اسلام برگزیده میشود، این اولین بار در آسیا بود که مردمانی از دستِ ددان و سلاطینِ مستبد رهایی یافته و مزه آزادی،دولتی مدرن و پارلمان به سبک اروپا را می چشیدند و به زنان حق شرکت در انتخابات داده میشد درحالیکه نه تنها زنان در آسیا، بلکه در بسیاری از کشورهای اروپایی نیز از آن محروم بودند...

🌾اما دولت رسولزاده جوان بیش از 23ماه دوام نیاورد چون بولشویکها به محض اینکه در مسکو بقدرت رسیدند ارتش سرخ برای بلعیدن جمهوری نوبنیاد آذربایجان بدانجا سرازیر شد، اما، آنچه از عبرتهای روزگار است اینکه، برخی از مقامات خودِ جمهوری آذربایجان به ارتش اشغالگرِ سرخ پیوسته و از پشت به کشور خود خنجر زده و ارتش سرخ را به مانند اسب تروا تا قلب باکو انتقال دادند. علی حیدر قارایف یکی از برجسته ترینِ این افراد بود او در آنزمان، خودش نماینده منشویکها در پارلمان آذربایجان بود اما اینک از بولشویکها بولشویکتر شده بود! او برجسته ترین خدمات را به ارتش سرخ در یورش به آذربایجان و سقوط دولت دمکراتیک رسولزاده انجام داد
(Ə. Qarayev. Yaxın keçmişdən. Bakı, 1926, s. 117)
او در واقع، نقش دسته تبری را بازی کرد که گویند زمانی، تیغه تبری بر جنگل افتاده و باعث ترس درختان شده بود درختی کهنسال، به آنان گفت این تیغه به تنهایی ترسی ندارد از زمانی بترسید که یکی از شماها در سوراخ او رفته و دسته او شوید...
و اکنون علی حیدر قارایف دسته یِ تبرِ بولشویکها شده بود!
نقل است که در آن هوای گرگ و میش و در زمانِ سرازیری ارتش سرخ به باکو، محمدامین رسولزاده در پشت تریبونِ مجلس قرار گرفته و از خطرِ ارتش سرخ اشغالگر میگفته و مردم را به مقاومت در مقابل آن فرا میخواند. در همین مجلس، قارایف بلند شده سخنان رسولزاده را قطع کرده با پرخاش، خطاب به او میگوید که دوران شما تمام شده و اگر تسلیم ارتش سرخ نشوید خودم همه شماها را به گلوله خواهم بست!...
رسولزاده در همانجا خطاب به قارایف سخنی میگوید که جزو عبرتهای تاریخی است رسولزاده میگوید:
«علی حیدر قارایف! تو جزو اولین کسانی خواهی بود که روزی بدست همین رفقای کمونیستی ات کشته خواهی شد آنروز این سخن مرا بخاطر داشته باش...»! http://femida.az/2018fevral12

🌾اما قارایف هرگز به هشدار رسولزاده توجه نکرد او حتی پس از اشغال آذربایجان توسط ارتش سرخ، در مسند دبیر اول حزب کمونیست آذربایجان نشسته برجسته ترین خدمات را به روسها کرد، حتی در دستگیری و اعدام همشهریانش به روسها کمک میکرد! و خودِ رسولزاده که در فرار از دست روسها، خود را از طریق کوهها به لاهیج رسانده بود در آنجا با تلاش قارایف دستگیر شد، قارایف به استالین و پانکراتوفِ جلاد اصرار و التماس میکرد که رسولزاده را اعدام کنند، میگفت اگر او زنده بماند حکومت شورایی در باکو شکل نخواهد گرفت..!
اما رسولزاده معجزه آسا جان سالم بدر برد و آنقدر زنده ماند تا پایان دردناک قارایف را که پیش بینی کرده بود ببیند!
روزگار بگشت و بزودی، سال1938م اوج تصفیه های استالینیستی فرا رسید، قارایف نیز به همراه هزاران نفر با اتهامات ساختگی مانند "فعالیتهای جاسوسی و ضد انقلابی" دستگیر و بارها چنان شکنجه شد که بالاخره، اتهامات ساختگی را در زیر شکنجه قبول کرد! («Qanunçuluq».-2012.-№ 8.-S.17-23.) و سرانجام درحالیکه کاملا خسته و فروریخته بود، جلوی میز محاکمه نشانده شد محاکمه ای که چند دقیقه طول نکشید و به اعدام محکوم شد و در 24آوریل 1938جلویِ جوخه اعدام قرار گرفت.
همانگونه که رسولزاده پیش بینی کرده بود! آیا در آن لحظه پیش بینی رسولزاده را بیاد می آورد؟!

❇️همیشه بیاد داشته باشید که پلیدترین و اهریمنی ترین افکار در زیر پوششی از زیباترین و جذابترین شعارها بیان میگردند تا به آسانی فریب دهنده باشند تا مصداق بارز این سخن شکسپیر از زبان یاگو شخصیت مزور نمایشنامه اتللو باشند:
«آه ای خدایان دوزخ، هنگامیکه اهریمنان سیاهترین گناهان را تدارک میبینند نخست آنرا به رنگهای آسمانی می آرایند، درست همانگونه که من اینک می کنم!»

@tarbd

http://www.upsara.com/images/x921373_.jpg
خاورمیانه بدون آمریکا چگونه خواهد بود؟

سالم الکتبی
🔹 جروزالم پست اسرائیل

🌿 کاهش علاقه استراتژیک ایالات متحده به خاورمیانه موضوع اصلی محافل تحقیقاتی در سراسر جهان است. بحث اغلب نه بر احتمال چنین کاهشی، بلکه بر محدودیت ها و پیامدهای آن برای متحدان ایالات متحده در منطقه متمرکز است.

🌿 شواهد مبنی بر کاهش علاقه آمریکا به خاورمیانه جدید نیست. قدمت آن به سال‌ها پیش باز می‌گردد، زمانی که چین فضای بیشتری را در استراتژی‌های دولت‌های متوالی ایالات متحده اشغال کرد. باید به یاد داشته باشیم که باراک اوباما، رئیس جمهور سابق، در دوره دوم ریاست جمهوری اش، راهبرد محور آسیایی خود را تدوین کرد.

یکی از قابل توجه ترین نتایج این سیاست، توافق هسته ای با ایران در سال ۲۰۱۵ بود که بر اساس ایده کاهش تنش با ایران و ایجاد فضایی که نقش حمایت گرایانه آمریکا را در خاورمیانه کاهش دهد، بود. این سیاست در زمان رئیس جمهور سابق ترامپ ادامه یافت و در زمان رئیس جمهور جو بایدن نیز ادامه دارد.

استراتژی ایالات متحده در ابتدا بر مهار چین از طریق افزایش همکاری و مشارکت بین واشنگتن و متحدانش در شرق آسیا، به ویژه کشورهای آسه آن متمرکز بود. اما چین به رشد اقتصادی، تجاری و نظامی خود ادامه داده است. با بحران ناشی از اپیدمی کووید-۱۹ و خروج سریع ایالات متحده از افغانستان، بحث در مورد رشد استراتژیک قوی چین افزایش یافته است.

ایالات متحده همچنان به ابزارهای قدیمی مانند تحریم‌ها علیه شرکت‌های چینی برای توقف پیشروی آن‌ها به سوی سلطه در اقتصاد جهانی تکیه کرده و منحصراً بر مشارکت دفاعی با کشورهای آسیایی متمرکز شده است. ثابت شده که فروش تسلیحات برای حفظ همکاری شدید بین ایالات متحده و شرکای استراتژیک آن، نه تنها در آسیا، بلکه در تمام مناطق جهان، کافی نیست.

از سوی دیگر، چین یک سیاست توسعه اقتصادی جامع را دنبال کرده است. به ویژه طرح یک کمربند و یک جاده پکن را قادر ساخته است تا شبکه ای قوی از اتحادهای استراتژیک مبتنی بر اقتصاد، تجارت و منافع مشترک ایجاد کند. وضوح این تصور که منافع ایالات متحده در حال تغییر است، اعتماد متحدان را به رابطه امنیتی-مشارکتی با آمریکا از بین برده است. شواهد روشن کاهش نفوذ و اعتبار ایالات متحده را به دلیل ناکامی در رسیدگی به موضوعات مهمی مانند موضوع هسته ای ایران، فقدان استراتژی روشن در قبال کشورها و مناطق مهم برای منافع استراتژیک ایالات متحده مانند لیبی و سوریه تایید می کند. همچنین، شکاف‌های راهبردی وجود دارد که تقریباً روابط واشنگتن با شرکای اقیانوس اطلس خود در اروپا را در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق ویران کرد. مهم ترین سوالی که همه در خاورمیانه با آن روبرو هستند، احتمال خارج شدن منطقه از محاسبات منافع ایالات متحده یا زمان بندی آن نیست. شواهد زیادی در مورد کاهش علاقه ی واشنگتن به خاورمیانه وجود دارد. در این چارچوب می توان به مواضع ایالات متحده در برابر تهدیدهای مکرر ایران برای متحدان واشنگتن در منطقه خلیج فارس تا عقب‌نشینی‌های پی در پی از افغانستان و عراق و تلاش‌ها برای کاهش حضور نظامی ایالات متحده در خاورمیانه به طور کلی اشاره کرد.

حال سوال این است که تغییر موضع ایالات متحده بر کشورهای منطقه به ویژه متحدان واشنگتن چه تأثیراتی دارد. در این ارتباط، آیا سناریوهای درگیری و تأثیرگذاری در میان قدرت های بزرگ برای پرکردن خلاء استراتژیک ناشی از فقدان یا حداقل کاهش نقش آمریکا در منطقه قابل تصور است؟ برای اینکه آمریکا نقش، نفوذ و اعتبار خود را در جهان حفظ کند، باید یک میزان حداقلی از حضور و نفوذ در خاورمیانه را حفظ کند. این به نفع واشنگتن نیست که کشورهای منطقه را در این دو راهی قرار دهد که بین اتحاد با ایالات متحده یا چین یکی را انتخاب کنند. پکن سیاست جذب اقتصادی را دنبال می کند. در همین حال، واشنگتن تقریباً به طور انحصاری بر فروش تسلیحات و همکاری امنیتی و دفاعی متکی است.

🌿فروش تسلیحات و همکاری امنیتی و دفاعی موضوعاتی هستند که کشورها ممکن است جایگزینی برای آنها بیابند، خواه از طریق توسعه صنایع دفاعی در روسیه و چین یا از طریق تغییر الگوهای درگیری و تهدید که به تغییر نیازها و الزامات دفاعی کمک کرده است. ظهور دولت هایی مانند ترکیه و اسرائیل به عنوان تامین کننده تجهیزات دفاعی ای مثل هواپیماهای بدون سرنشین که مورد نیاز دولت ها برای مقابله با الگوهای غیر متعارف در حال رشد درگیری هستند، اهمیت دارد.

🌿نکته اصلی این که اقتصاد، تجارت و سرمایه گذاری کلید بازنگری قوانین نظم جهانی پس از کووید-۱۹ هستند. قدرتی که دولتها به دنبال آنند، قدرت اقتصادی است که توسط منابع مختلف قدرت نرم مانند دیپلماسی و پیشرفت علمی پشتیبانی میشود. همه این عوامل ایده نفوذ فزاینده چین را نه تنها در خاورمیانه بلکه در سطح جهانی تقویت میکند.

@tarbd
🏛‌ بعضی از عکسا فقط یه عکس نیست،
یادآور یه دنیا خاطرات فراموش نشدیه...
تاریخ ما

@tarbd
🏛این هم نوشته ای دیگر از میرزا خسرو خان معتضد. روزنامه نگاری که خودش را مورخ جلوه می دهد و با رفرنس های دست چین شده و ناقص، تاریخ جعل می کند. چه برای پهلوی و چه برای امروز، او تاریخ را وارونه روایت کرده و می کند.

🏛 تاریخ ما

@tarbd
Forwarded from سهام نیوز
ایران و امریکا به توافق ۲ ساله اتمی رسیدند

ادعاي روزنامه «رأی الیوم» در خبری اختصاصی از توافق در مذاکرات وین خبر داد.

🔷"رای الیوم" نوشت: آخرین موانع بر راه مذاکرات برداشته شده و مذاکره به توافقی موقت و ۲ ساله تا پایان مرحله آزمایش و اعتمادسازی برداشته شد. به موجب این توافق آمریکا تمامی تحریم‌های وضع شده در دوران ترامپ را لغو می کند.

🔷سفر معاون وزیر خارجه کره جنوبی به تهران با هدف آزاد شدن پولهای بلوکه شده ایران (۷ میلیارد دلار) با توافق و اشاره امریکا و با هدف نشان دادن حسن نیت در مذاکرات وین انجام شد.

🔷به موجب توافق بدست آمده ایران ذخیره (۶۰ در صدی) اورانیوم غنی ‌شده و سانتریفیوژهای جدید خود را که پس از خروج ترامپ از برجام بدست آورده و فعال کرده را حفظ خواهد کرد. این ذخائر به روسیه منتقل و حفظ خواهد شد.

🔷در این توافق قید شده که در صورت خروج دوباره امریکا از برجام، این ذخائر به ایران باز گرداندن شده و ایران فعالیت اتمی خود را از همان نقطه ای که متوقف کرده، بار دیگر ادامه خواهد داد.
@sahamnewsorg
پزشک برتر در زندگی ما از دیدگاه چارلی چاپلین. ۱خورشید. ۲استراحت ۳ ورزش ۴رژیم غذایی ۵احترام به خود ۶دوستان واقعی.
روزی چارلی چاپلین لطیفه ای برای تماشاگران تعریف کرد همه خندیدند، سپس برای بار دوم آن را تعریف کرد این بار فقط تعدادی خندیدند. وقتی برای بار سوم آن را تعریف کرد هیچ کس نخندید .
سپس چارلی چاپلین جمله ی زیبایی گفت (اگر یک لطیفه نمی‌تواند چند بار تورا بخنداند چرا یک غم باید چند بار تو را بگریاند).

@tarbd
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تعحب مردم عراق از دیدن حیواناتی در کوههای مکحول صلاح‌الدین عراق که به شیر و سگ شبیه است و تا قبل از این مشاهده نکرده بودند. گفته می‌شود این نوع حیوان شبیه همان شیرهایی هست که در آثار باستانی تمدن آشور و بابل و سومری‌ها نقش آنها وجود دارند.
@sahamnewsorg
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه اصفهان با همکاری جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی برگزار میکند :

دومین جلسه از سلسه نشست های تخصصی اکران فیلم سیاسی

نقد و بررسی تخصصی ابعاد سیاسی فیلم Hannah Arendt

با حضور :
دکتر حمید نساج
دکترای اندیشه سیاسی - دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان - معاونت آموزشی دانشکده علوم اداری و اقتصاد

زمان و مکان برگزاری : سه شنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۱۰ صبح
دانشگاه اصفهان ، تالار شهید آوینی

(ورود برای عموم آزاد است)

لینک ثبت نام :

https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLScZyKVNpNG2KdmuX8mRlKRT8EdlRssmlCpTnU-w5rwZYvFnEw/viewform?usp=sf_link


جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به صفحات مجازی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه اصفهان به آدرس psa_ui_official بپیوندید.


________
🌐روابط عمومی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه اصفهان
@psa_ui
به نام غیرت...

مصطفی داننده

🔹لبخند به لب داشت، گویی فاتح جنگی سخت شده، سر همسر را به دست گرفته بود و در شهر می‌چرخاند و اسم این کار را غیرت گذاشته بود. احتمالا برخی هم برای او کف زدند و گفتند که احسنت که از ناموست فاع کردی اما مرد اهوازی با این کار آبروی هرچه مرد را برد؛ به نام غیرت وحشی‌گری کرد.
🔹اشتباه فهمیده‌ای ای مرد. معنای غیرت کشتن و زدن نیست. غیرت یعنی اینکه تو حامی زن و بچه‌ات باشی. غیرت یعنی اینکه دخترت و همسرت تو را مهم‌ترین پناه زندگی خود بداند نه اینکه از ترس تو زندگی نکند و خانه نشین شود.
🔹پدر یا همسر باید به گونه‌ای رفتار کند که وقتی دختر یا همسر از همه جا برید و تنها میان دنیا ماند، به سمت او بیاید و آغوشش را امن‌ترین جای دنیا بداند.
🔹بعضی از دخترها از اینکه به خانه برگردند می‌ترسند. می‌ترسند چون می‌دانند دنیایی سیاه در خانه منتظر آنهاست. می‌دانند اگر برگردند قربانی خشم پدر می‌‍شوند و مادرانی که در این میان برای حفظ زندگی سکوت می‌کنند و دم نمی‌زنند.
🔹همه ما مردانی که خبرهای قتل‌های ناموسی قلب‌مان را به درد آورد باید سعی کنیم به جای فرهنگ خشم که غیرت تعریف شده است، فرهنگ گفت‌وگو با فرزندان خود را جایگزین کنیم.
🔹هر روز با خود تمرین کنیم که بتوانیم با فرزندهای خود حرف بزنیم. اجازه بدهیم آنها مشکلات خود را به ما بگویند. اجازه ندهیم آنها به جای مشورت با ما به سراغ هم‌سالان خود بروند و با آنها مشورت کنند و دوستان‌شان هم به خاطر کم تجربگی مسیر غلط را در برابر آنها قرار دهند.
🔹مرد غیرتمند کسی است که در برابر حرف مردم بایستد و زندگی خودش، زنش و بچه‌های‌اش را حفظ کند و دوباره از نو بسازد.
🔹مرد غیرتمند کسی است که دخترش یا همسرش می‌تواند راحت با او حرف بزند و از مشکلات‌اش بگوید.
🔹مرد غیرتمند کسی است که به زن‌اش اجازه می‌دهد زندگی کند و او را چون زن است محدود نمی‌کند.
🔹غیرت مساوی با خشونت نیست. لطفا جهل را غیرت تعریف نکنیم. همسری که سر زن‌اش می‌برد، پدری که با داس دخترش را به قتل می‌رساند و یا پدری که به خاطر دیر آمدن دخترش او را به کام مرگ می‌کشاند را غیرت‌مند ننامیم. نگوییم مرد است و غیرت‌اش!
🔹به خدا که نام این رفتار غیرت نیست. اشتباه فهمیده‌ایم. اشتباه به ما منتقل کرده‌اند. برخی مردها به خاطر غیرت آبروی دیگر مردها را هم می‌برند.
🔹دست‌هایی که به خون آلوده می‌شوند، دست‌های یک مردم غیرتی نیست. دست‌های مرد غیرت‌مند برای در آغوش کشیدن دختر و همسرش و در حمایت از آنها باز می‌شود.


@tarbd
🔞 حاوی مطالب ناراحت کننده

💢چرخاندن سربریده دختر ١٧ ساله توسط شوهرش! قاتل دستگیر شد

🔸یک مرد جوان در اهواز ظهر شنبه سر بریده همسر ۱۷ ساله‌اش را در مقابل چشم مردم در میدان کسایی اهواز چرخاند و پس از چند دقیقه قدم زدن فرار کرد.

🔸قاتل و برادرش که همدست او در این قتل بوده، توسط پلیس بازداشت شده‌اند.

🔹تحقیقات بیشتر نشان داد، دختر جوان پس از رفتن به ترکیه از سوی همسرش به ایران بازگردانده شده و به دست همسر و برادر شوهرش که هر دو پسر عموی او بودند به قتل رسیده است. برادر قاتل پاهای مقتول را گرفته و شوهرش سر همسرش را در خانه با قمه بریده است و عاملان جنایت پس از گرداندن سر مقتول جلوی چشمان مردم در خیابان به مکان نامعلومی متواری شدند و سپس دستگیر شدند

+واقعا چرا؟؟ چی می‌تونه یک آدم رو انقدر سنگدل کنه که سر زن ۱۷ سالشو ببره و بعد تو شهر بچرخونه!

+دختر فقط ۱۷ ساله ش بوده. کِی وقت کرد ازدواج کنه؟ کی وقت کرد فرار کنه؟ کی وقت کرد انتخاب کنه کی وقت کرد زندگی کنه!

📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
انقلاب ۵۷ و مسئلۀ سرکوب


می‌گویند شاه سرنگون شد چون فضای سیاسی را بست و دموکراسی را تعطیل کرد. اگر به قانون‌اساسی مشروطه پایبند می‌ماند و فضای سیاسی را نمی‌بست، کار به انقلاب نمی‌کشد. در امتداد همین تحلیل، اگر بپرسید پس چرا از وقتی دست به اصلاحات زد آتش انقلاب زبانه کشید و شتابی مهارناشدنی گرفت، پاسخ می‌دهند چون «دیگه دیر بود» (نامش را گذاشته‌ام «فرضیۀ دیگه‌دیربود!»). بی‌تعارف و به صراحت می‌گویم این نظریه نادرست است! شگفتا که چنین نظریۀ اثبات‌نشده‌ای این‌همه ترویج شده و می‌شود! البته همین نیز ضعف نظریه‌پردازی ما را پیرامون انقلاب نشان می‌دهد. در پایان به یکی از دلایل آن اشاره می‌کنم.

نه! من این نظریه را نمی‌پذیرم و برخلاف آن، ادعا می‌کنم سرکوب شاه باعث انقلاب نشد. بگذارید توضیح دهم: وقتی می‌گوییم شاه سرکوب کرد در نتیجه انقلاب شد، یعنی اگر شاه سرکوب نمی‌کرد، انقلاب هم نمی‌شد، بلکه یک روند سیاسیِ عادی و مسالمت‌آمیزی امتداد می‌یافت. همین ادعایی نادرست یا دست‌کم اثبات‌ناشده و اصلاً اثبات‌ناشدنی است. اگر شاه فضای سیاسی را نمی‌بست، احتمالاً انقلاب ۵۷ خیلی زودتر رخ می‌داد. (این حرف به معنای تأیید سرکوب سیاسی نیست! من در مقام تحلیلگر سخن می‌گویم، نه در مقام داوری اخلاقی یا ارزشی! به عنوان لیبرال هرگونه سرکوب و عدول از دموکراسی را ناروا و بدفرجام می‌دانم.)

بگذارید استدلالی قیاسی هم بیان کنم. در این باره عموماً اتفاق نظر وجود دارد که دهۀ ۱۳۲۰ آزادترین دورۀ فعالیت سیاسی در ایران بود. پس از عزل رضاشاه در شهریور ۲۰ و آمدن شاه جوان و کم‌اقتدار، فضای سیاسی کشور بسیار باز بود. اما در عرض یک دهه تنش سیاسی چنان بالا گرفت که کار به خروج شاه از کشور کشید! در فضای باز سیاسی، شاه در عرض یک دهه در آستانۀ سقوط قرار گرفت، اما با سرکوب سیاسی ربع‌قرن حکومت کرد؛ ضمن اینکه جامعۀ مخالفانش در آن ربع‌قرن دائم از آن جامعۀ مخالفِ سال ۳۲ نیرومندتر می‌شد! یعنی چه؟ یعنی بیایید فرض کنیم ترکیب اجتماعیِ ایران در سال ۳۲ که مصدق سرنگون شد، مانند ترکیب اجتماعی ایران در سال ۵۷ بود. آیا جناح شاه‌ـ‌زاهدی در برابر مصدق شانسی داشت؟ محال بود با هیچ اقدامی ــ از کنش سیاسی متعارف تا کودتا ــ بشود مصدق را سرنگون کرد.

حال نتیجه‌گیری چیست؟ شاه سرکوب کرد، انقلاب شد، اگر نمی‌کرد زودتر انقلاب می‌شد؟ ترجیح می‌دهم مرتکب همان اشتباهی که نقدش می‌کنم نشوم! برای همین از صدور حکم اثبات‌نشده و اثبات‌ناشدنی خودداری می‌کنم و به جای آن فقط به انکار و ابطال همان نگرش شایع بسنده می‌کنم که می‌گوید: انقلاب شد، چون شاه سرکوب کرد!

پس آیا انقلاب محتوم بود؟ انقلاب ایران بیش از هر چیز نتیجۀ ایدئولوژیزه شدن جامعه بود: سه ایدئولوژی مارکسیستی، اسلام‌گرا و جمهوری‌خواه جامعه را سنگر به سنگر تصرف می‌کرد. شاه در برابر جامعه‌ای که به چنین ایدئولوژی‌های ضدشاهانه‌ای مسلح بود، هیچ شانسی نداشت! هیچ بعید نمی‌دانم که در فضای باز سیاسی نیز این ایدئولوژی‌ها از مسیرهایی دیگر و آسان‌تر جامعه را فتح می‌کرد و باز همین سرنوشت در انتظار شاه بود.

بحث در اینجا همان چیزی است که پیش‌تر درباره‌اش بسیار گفته‌ام: معتقدم انقلاب کردنی است! یعنی برخلاف این‌که می‌گویند «انقلاب کردنی نیست»، بلکه ناگهان «انقلاب می‌شود»، معتقدم انقلاب به الیت و تودۀ کاملاً کنشگری نیاز دارد که حاضر باشند هزینۀ انقلاب را بپردازد، بر آن پافشاری کنند و در یک کلام «انقلاب کنند». اگر انقلاب «می‌شود»، به این دلیل است که گروهی انقلاب «می‌کنند». شاه با هیچ شیوۀ مملکتداری نمی‌توانست باورمندان به آن سه ایدئولوژی را راضی نگه دارد. آن سه ایدئولوژی ماهیتاً در نفی سلطنت بود. فقط کافی بود آن ایدئولوژی‌ها جامعه را تصرف کند... کار شاه تمام بود. پس آیا انقلاب محتوم بود؟ هر گاه آن سه ایدئولوژی جامعه را تصرف می‌کرد، انقلاب هم محتوم بود. نشان به آن نشانی که ایدئولوژی‌های مارکسیسم و استعمارستیزی در همان سرآغازهای خود در سال ۳۲ ــ بدون کمک اسلام‌گرایی ــ چیزی نمانده بود شاه را براندازد!

📌همان‌ها که دائم می‌گویند «انقلاب کردنی نیست، بلکه شدنی است»، دائم هم می‌گویند «انقلاب شد، چون شاه سرکوب کرد!» واقعیت این است که این انگاره بیش از آنکه دقیق و موشکافانه باشد، کنایی است و اتفاقاً به ویژه از سوی آن دسته از انقلابی‌های ۵۷ مطرح می‌شود که از حکومت سربرآورده از انقلاب حذف شدند. دلیل تأکید آن‌ها بر این ایده این است که بگوید شاه سرنگون شد چون سرکوب کرد، پس حاکمیت بعدی هم اگر چنین کند چنان می‌شود. به همین دلیل است که همیشه تأکید دارم کار علمی و نظری باید تا می‌تواند از نیات و کنش سیاسی عاری باشد تا به حقیقت وفادار بماند، نه اینکه کارچاق‌کن سیاست باشد.


مهدی تدینی

📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
انقلاب کردنی است یا شدنی است؟


«انقلاب نمی‌کنند، انقلاب می‌شود!» این تعبیر عجیبی است که از سوی برخی فعالان سیاسی قدیمی مطرح می‌شود. در سال‌های اخیر که بازار مصاحبه با فعالان سیاسی قدیمی داغ است، این تعبیر را زیاد می‌شنویم. مصاحبه‌کننده می‌پرسد: «شما چرا انقلاب کردید؟» و مصاحبه‌شونده بی‌درنگ پاسخ می‌دهد: «انقلاب نمی‌کنند، انقلاب می‌شود!» معنای این جمله این است: «ما انقلاب نکردیم، انقلاب شد، ما هم در آن حضور داشتیم».

اما این جمله یک «نظریه» است؛ نظریه‌ای که می‌گوید «انقلاب کردنی نیست، شدنی است». به گمانم دلایلی روان‌شناختی باعث می‌شود عده‌ای چنین نظریه‌ای را مطرح ‌کنند: مدافعان این نظریه معمولاً آن دسته از فعالان سیاسی‌اند که پس از انقلاب دچار سرخوردگی، سرکوب یا حذف شدند. اینان هم منتقد رخدادهای پساانقلابند و هم نمی‌خواهند تصور شود دلیل مشکلاتشان پس از انقلاب خود انقلاب بود. این دسته دچار تناقض و تعارضی درونی‌اند: از سویی حس می‌کنند پس از انقلاب آسیب دیدند و اوضاع مطابق میلشان پیش نرفت، از دیگر سو اگر انقلاب را زیر سوال ببرند، عملکرد انقلابی خودشان را زیر سؤال برده‌اند و تقصیر به دامان خودشان هم کشیده می‌شود؛ به همین دلیل نظریۀ «انقلاب نکردیم، انقلاب شد» را ساخته‌اند. با این نظریه به هدفی روان‌شناختی دست می‌یابند: خود را قربانی محض درک می‌کنند و جلوه می‌دهند. اول حاکمانی خطاکار با عملکردشان باعث شدند انقلاب «شود» و پس از انقلاب هم به آن‌ها جفا شد.

اما تعبیر «انقلاب نمی‌کنند، انقلاب می‌شود» یعنی چه؟ این نظریه یعنی انقلاب نتیجۀ یک روند سیاسی و جامعه‌شناختی است که منطق و جزمیات خودش را دارد. وقتی حاکمانی به اصول حکمرانی مردم‌سالارانه پایبند نباشند، دست مردم را از مداخله در سرنوشتشان کوتاه می‌کنند و در این راه از ابزارهای خشن و بیدادگرانه استفاده کنند. نتیجه این می‌شود که مردم از حاکمان بیگانه می‌شوند. وقتی این بیگانگی به حد مفرطی رسید (که تعریف روشنی هم ندارد)، دیگ جامعه منفجر می‌شود و انقلاب «می‌شود». بنابراین در این نظریه یک مقصر اصلی وجود دارد که او «حاکم بیدادگر» است. به همین دلیل کسانی که به نظریۀ «انقلاب کردنی نیست، شدنی است» باور دارند، در نهایت به این نتیجه می‌رسند که «عامل اصلی انقلاب ۵۷ شاه بود».

اما این نظریه دریافتی غلط از انقلاب است و چنانکه اشاره شد، فقط می‌تواند فوایدی روان‌شناختی و تسلابخش برای کسانی داشته باشد که نمی‌توانند معضل روانی خود را با انقلاب حل کنند: انقلابی که در آن سهیم بودند یا به آن علاقه داشتند، اما حس می‌کنند از آن مغبون شده‌اند یا نتایجش را نمی‌پسندند. حال اگر پای صحبت آن دست انقلابی‌های ۵۷ بنشینید که به انقلاب و نتایجش ایمان دارند، همچنان پرشور تعریف می‌کنند که چگونه انقلاب «کردند»، چگونه اسباب انقلاب را فراهم کردند، برایش کوشیدند و در نهایت پیروز شدند. خلاصه محکم می‌گویند: «ما انقلاب کردیم». البته منکر خطاهای آن حاکم بیدادگر نیستند، اما شرح می‌دهند چگونه جامعه را به سوی انقلاب سوق دادند.

اتفاقاً این گروه دوم دریافت درست‌تری از انقلاب دارند و ناخودآگاه صادق‌تر هم هستند (چون آن رابطۀ روان‌رنجورانه را با انقلاب ندارند). حق با گروه دوم است: انقلاب «کردنی» است. انقلاب به «الیتی انقلابی» نیاز دارد که شبکۀ انسانی گسترده‌ای بسازد و جامعه را انقلابی کند. این الیت به ایدئولوژی‌(های) انقلابی نیرومندی نیاز دارد تا جامعه را اقناع کند و در رأس همه رهبری که فصل‌الخطاب الیت انقلابی باشد. در واقع اینان هستند که انقلاب «می‌کنند» و اتفاقاً آزرده می‌شوند اگر نقششان را در انقلاب زیر سؤال ببرید!

انقلاب را ایدئولوژی‌های انقلابی و پیروانشان «می‌کنند»؛ مانند انقلاب ۵۷ که سه ایدئولوژی نیرومند در آن دخیل بودند: اسلام‌گرایی، مارکسیسم و جمهوری‌خواهی. شاه تحت هیچ شرایطی نمی‌توانست کاری کند که این سه ایدئولوژی را از خود راضی نگه‌دارد: جمهوری‌خواهی و مارکسیسم که کلاً نفی هر نوع سلطنتی است، حتی مشروطه؛ انتظارات اسلام‌گرایی نیز گسترده‌تر از آن بود کهبا پایین کشیدن فتیلۀ لیبرالی‌سازی و سکولارسازی راضی شود. بنابراین این الیت انقلاب همان «فاعلان» انقلابند؛ انقلاب«کنندگان».

حکومت شاه در برابر این سه ایدئولوژی فلج بود. در اینجا هواداران نظریۀ «انقلاب کردنی نیست و شدنی است» می‌گویند اگر شاه فضا را نمی‎بست، انقلاب نمی‌شد. اما بهترین گواه نادرستی این ادعا رخدادهای سال ۱۳۳۲ است که به نزاع شاه و مصدق منجر شد. همۀ اهالی سیاست متفق‌القولند که دهۀ ۱۳۲۰ دهۀ آزادی‌های سیاسی بود. اما این آزادی‌ها هم به نبرد قدرتی منجر شد که شاه فقط با کمک نظامیان توانست در قدرت بماند. بنابراین انقلاب کردنی است؛ به همین دلیل حکومت‌های غیردموکراتیک می‌کوشند انقلاب«کنندگان» بالقوه را خنثی کنند.

مهدی تدینی
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 شیوه تشخیص تراول تقلبی و اصلی

🔺گفته می‌شود تعداد زیادی از این پول‌های تقلبی وارد بازار شده است، خیلی مراقب باشید!

📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
‍ ‍ چرایی‌ وقوع انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ در بیان دکتر غلامحسین صدیقی خطاب به محمدرضا پهلوی

◀️ شما زاهدی‌ها و هویداها را ترجیح دادید!
شما هر چه رجل آزاده و وطن‌پرست بود به زندان انداختید!
شما و دستگاه شما ایران را از هر چه مَرد بود خالی کردید!

📌در آذر ماه ۱۳۵۷، دکترامینی از شاه خواست برای آرام کردن اوضاع از دکتر #غلامحسین_صدیقی
(این جامعه‌شناس برجسته و وزیر کشور دکترمصدق) استفاده کند. شاه با عصبانیت گفت: حالا کار من به جایی رسیده که از این میرزای جامعه‌شناس کمک بخواهم؟!

امینی: مملکت نیاز به او دارد. مساله شما نیستید. شاه یک شب در این باره فکر کرد و اطلاع داد حاضر است.

🔻آنچه بین‌شان گذشت، با حضور #امینی و #عبدالله_انتظام:

شاه: در این مدت آقای دکتر ظاهراً در دانشگاه مشغول بودید؟
صدیقی: به لطف اعلی‌حضرت، گاه در زندان قزل‌قلعه و قصر بودم، گاه زیر نظر ساواک شما.

شاه: گلایه‌ها را کنار بگذاریم، باید وطن را نجات داد!
صدیقی: برای نجات وطن نمی‌شود گذشته را کنار گذاشت. شما کاری کردید که دولتی‌ها تبدیل به کارگزاران شاه شدند نه خدمتگزاران ملّت. با این روش مردم شما را مس‌ول خرابی‌ها می‌دانند.

شاه: مگر به شما و مصدق اختیارات ندادیم؟
مصدق خواب و خیال‌هایی دید.
این رجال خائن بودند که وضع را به این‌جا کشاندند.

صدیقی: مصدق، مَردِ وارسته‌ای بود.
شما زاهدی‌ها و هویداها را ترجیح دادید!
شما هر چه رجل آزاده و وطن‌پرست بود به زندان انداختید!
شما و دستگاه شما ایران را از هر چه مَرد بود خالی کردید!

شاه: توطئه‌ای بین‌المللی توسط بعضی از مخالفان به اجرا درآمده.
صدیقی: امروز باید دید چه چیز در خطر است
مملکت یا مصالح گروهی که در طول این ۲۵ سال
یعنی بعد از کودتای ۲۸ مرداد علیه حکومت قانونی و ملّی مصدق زمام ملک و ملت را به دست گرفتند؟
اگر می‌خواهید مملکت به آرامش برسد نخست باید از خود گذشت کنید. گذشت از همه آن چیزهایی که به‌ناحق در ۲۵ سال اخیر در ید قدرت شاه قرار گرفته، گذشت از ثروتی که بی‌سبب در خزانه شخصی شاه گرد آمده، گذشت از حمایت مردان و زنانی که جز فساد و خیانت در این سال‌ها نکردند، گذشت از اهل‌بیتی که باعث بدنام شدن خاندان سلطنت هستند. اولین شرط برای آرام شدن کشور تشکیل شورای سلطنت و استراحت حضرت‌عالی است.

شاه: شورای سلطنت در زمان حیات؟!
مگر آدم زنده وکیل وصّی می‌خواهد؟!
صدیقی: بعضی از مفسدین شما را دچار خیالات ناصواب کردند!

📌دکترصدیقی سخن می‌گفت و شاه از سر ناچاری می‌شنید. شاه هرگز حاضر نبود سخنانی را گوش کند که در کلمه کلمه آن، محکومیت بساط استبدادی او حضور دارد.
فردای روزی که شاه با دکتر صدیقی ملاقات کرد ویلیام سولیوان، سفیر آمریکا، به دیدن شاه آمد، شاه به سولیوان گفت:
صدیقی مرد یک‌دنده و سرسختی است، تنها حُسنِ او ایمانش به قانون است!

📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
⚠️ وقتی قانون، مشوق قتل‌های ناموسی می‌شود! / چرا مردان برای زن‌کُشی مصونیت دارند؟ /پدر دختر سر بُریده اهوازی باید ۲۴۰میلیون دیه بدهد تا قاتل را قصاص کند!

🔸هنوز وحشت قتل رومینا اشراقی از اذهان عمومی پاک نشده است که قتلی دیگر در گوشه ای دیگر از ایران رقم می.خورد. قتلی ناموسی که با پشتوانه غیرت دل ایران و ایرانی را لرزه در می‌آورد. اما تلخ‌تر از این قتل‌ها برخورد قانون با مجرم است که در صورتی مرد زن‌کُش قصاص می‌شود که نصف دیه او پرداخت شود.

📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
📚 کتاب " شکل گیری انقلاب اسلامی "
از سلطنت پهلوی تا جمهوری اسلامی
نوشته دکتر محسن میلانی
📝 ترجمه مجتبی عطارزاده


🔹جابجایی حکومت ها، همواره یکی از دل مشغولی های متخصصان دانش سیاست بوده است. هرگاه این جابجایی خشن، سریع و بنیادین یعنی در اثر یک انقلاب باشد، دگرگونی های حاصل از آن، ظرفیت باز خوانی، تحلیل و کالبد شکافی بیشتر دارد. انقلاب اسلامی هم به دلایل مختلف نوعی تمایز و یا تفاوت را با دیگر انقلابها، در قالب این پرسش که "این انقلاب تا چه میزان ازقواعد عمومی انقلابها و اصول نظریه های انقلاب پیروی میکند؟، نشان میدهد. کتاب "شکل گیری انقلاب اسلامی"، نوسته محسن میلانی، پژوهش جدیدی است که مدعی روایتی نو از انقلاب اسلامی و پیامدهای آن است. دکتر میلانی، متخصص و استادیار علوم سیاسی در دانشکده دولت و مسایل بین المللی دانشگاه فلوریدای جنوبی آمریکاست. این اثر که دارای یک مقدمه، پنج بخش (شامل یازده فصل)، و نتیجه گیری یک گاه شمار انقلاب است.

نویسنده مطالعات خود را بر بستری تاریخی سامان میدهد و با یک بحث نظری راجع به انقلاب ها و تعریف آن آغاز میکند. چگونگی پیدا شدن واژه انقلاب در ایران متاثر از شرایط قرن بیستم غرب و به ویژه پس از انقلاب اکتبر روسیه است. حتی اطلاق واژه انقلاب به جنبش مشروطیت هم معلول این وضع است. میلانی پس از اشاره بسیار گذرا به نظریه پردازان انقلاب مثل چارلز تیلی، نافتار، لاروسکی، آرنت ، هانتینگتون و اسکاچ پل تعریف مختار خود را چنین می آورد: " انقلاب تغییر سریع و زیر بنایی ساختارهای اجتماعی و نیز دست اندرکاران نهادها و منابع مشروعیت حکومت از طریق مجاری قانونی است، که تا حدودی با جنبش اقشار غیر حاکم همراه است ". با این وصف نویسنده نظریه های انقلاب را درباره انقلاب ایران نارسا میداند و علت آن را سلطه نگاه تک خطی مدل غربی توسعه به همه کشورها میداند. نظریه های لیبرالیستی، مارکسیستی، شرق شناسی و ایران شناسی درباره انقلاب ایران نیز ناتوانند. کارشناسان و صاحبنظران امور ایران نیز به همین دلیل نتوانستند انقلاب را پیش بینی کنند.. به دلیل همین نارسایی ها، نویسنده رویکردی جایگزین با عنوان "کل گرایانه" به انقلاب طرح میکند که " چکیده ای از رویکردهای گوناگون و حاصل تلفیق یا اضافاتی بر نظریه های مختلف است". منظور از رویکردهای گوناگون نظریه شکاف هانتینگتون در مورد کشورهای در حال توسعه و نظریه دیویس میباشد. مطالعات نظری بخش اول (یک فصل) را شامل میشود.

بخش دوم به زمینه های تاریخی ظهور انقلاب، یعنی از مشروطیت و رویارویی ایران با غرب تا تاسیس حکومت رضاشاه و ادامه اصلاحات از محمدرضا شاه و پیامدهای حاصل از آن در ایران میپردازد. چالش های محمدرضا شاه با دولت مصدق، مبارزه با نیروهای مذهبی و قیام پانزدهم خرداد ۱۳۴۲، فعالیت گروه های مارکسیستی و نقش آنها در انقلاب، تحولات داخلی رژیم شاه، انقلاب سفید و ظهور آیت الله خمینی در مقام پیشگام انقلاب و نحوه و منطق مبارزه خمینی با حکومت مستقر از مباحث این بخش است.

بخش سوم به بازبینی و تحلیل شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی میپردازد که در حکم کاتالیزور انقلاب، زمینه های ظهور آن را فراهم میکند. تحلیل ساختار اقتصادی ایران (سنتی) پدید آمدن نفت، گسترش صنایع، پیدایش طبقه متوسط (اداری) تحلیل ساختارهای اجتماعی مثل طبقه سنتی، بازار، کارگران و نخبگان جدید و نیز تحلیل ساختارهای سیاسی که به دلیل عقب ماندگی نسبت به تحولات اجتماعی قادر به جذب و پاسخگویی به مطالبات نبوده به سرکوب آنها میپردازد. در فصل پنجم این بخش اندیشه و نقش بنیانگذاران فکری انقلاب بررسی میشود.

بخش چهارم با یک فصل، عهده دار بررسی فرایند عملیات انقلاب در سال های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ است و تا حدودی اقدامات بازیگران این عرصه یعنی انقلابیون و شاه و آمریکا را به موازت مراحل انقلاب به صورت روایتی تاریخ نشان میدهد.

بخش پنجم هم به دولت موقت، ماجرای گروگانگیری، انتخابات ریاست جمهوری بنی صدر، چالش حکومت در دوره خمینی و چالش های دولت سازی در دوره نوسازی هاشمی رفسنجانی میپردازد.

کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd