یورگن هابرماس: ما در دوران واپسگرایی سیاسی زندگی میکنیم🔻
🔹هابرماس اندیشهی سکولار را نتیجهی تأثیرگذاریِ معناییِ متقابل میان دین و فلسفه میداند، به نحوی که فلسفه به امیدهای رستگاری در ادیان معنایی اخلاقی میدهد. قرار دادن دورانِ «پیشاروشنگری» در متنِ گفتارهایی که در آن ایمان و معرفت در تقابل با یکدیگر قرار میگیرند، تنها جنبهی بدیع این کتاب نیست. در نگاه هابرماس، مدرنیته پیش از ترک دین، از «فرایند یادگیریِ» بسیار گستردهای سرچشمه میگیرد که طی آن «خِردگرایی» در گفتوگویی پرتنش، اما جامع، با مضامینی که منشأ دینی دارند، شکل میگیرد. هابرماس میداند که اکنون ادیان با پوششی بنیادگرایانه در حال «بازگشت» به عرصهی اجتماعی هستند، و به نظر میرسد که موازنهی دموکراتیک مدرنیته را تهدید میکنند. با وجود این، او نمیپذیرد که تهدیدِ آزادی را به تأییدِ خشونتآمیز دین تقلیل دهد. هابرماس میگوید اگر «خرد» به قدرت خود پی ببرد، باز هم میتواند همان کاری را بکند که در دوران بهشدت خصمانهتری انجام داده بود ــ یعنی خرد امروز هم میتواند مضامین دینیِ بیگانه را نقد و جذب کند. به نظر او، ناامیدی تنها گناه بزرگ و اصلیِ «خِرد»
است.
🔹یورگن هابرماس: «وقتی میگویم که دین نیز بخشی از تاریخ اندیشه است، به هیچ وجه جنبههای تاریک و سیاهِ این مجموعهی مقدس و غیرمنطقی را نادیده نمیگیرم، مجموعهای که با «سِپَر» جزماندیشی از آموزههای دینی محافظت میکند. تفاوتِ قاطع و تعیینکننده بینِ آموزههای دینی و برداشتهای فلسفی سکولار را در این واقعیت میدانم که اندیشهی سکولار نمیتواند نجات و رستگاری را [آنطور که ادیان ادعا میکنند] تضمین کند و رنجی را که به ناحق برخی قربانیان بیگناه متحمل شدهاند، تسکین دهد. من تلاش میکنم که ردِ پای برخی از مفاهیمِ اصلی فلسفهی عملی را دنبال کنم، که منشأ آنها را در سنتهای دینی باید جست ــ برای مثال، ایدهی فرد در مقابل ایدهی شخص به طور عام. یا ایدهی آزادیِ عملِ مبتنی بر مسئولیت اخلاقی در برابر آزادی عمل صرف.»
🔹«آیا ما باید این میراثِ سکولارشدهی دین را همراه با خودِ دین کنار بگذاریم و خوب و بد را با هم دور بریزیم؟ ترجمهی محتوای معنایی منشأ دینی، هیچ تغییری در تفاوت دیدگاهها بین شهروندان سکولار و شهروندان باورمندِ دینی در مورد پرسشهای حقوقی که شما مطرح میکنید (سقط جنین، پایان عمر، ازدواج) ایجاد نمیکند. به نظر قانونگذارِ دموکراتیک، تنها استدلالهای سکولار، یعنی استدلالهایی که برای همهی شهروندان به طور یکسان قابلفهم است، میتواند در قانونگذاری دربارهی این موضوعات اعتبار داشته باشد. با این حال، نباید نادیده گرفت که شهروندان سکولار نیز ممکن است بر خلاف شمّ خود، مخالفتهایی با منشأ دینی را مطرح کنند. مثلاً با تولید زیستفناورانهی موجودات هیبریدی چطور برخورد میکنیم؟ حتی اگر بخواهیم مجوز ایجاد ارگانیسمهای هیبرید برای تولید اندامهای بدن انسان را صادر کنیم، با مداخلههای ژنتیکی در زمینهی اصلاح نژاد از طریق دستکاری در ژنوم نوزادان متولدنشده که مطابق میل والدین انجام میشود، چطور برخورد میکنیم؟»
🔹«دموکراسیها فقط میتوانند گروههای مذهبیای را تحمل کنند که کثرتگرایی دینی را به رسمیت میشناسند. زیرا پذیرش کثرتگرایی به معنای قبول این امر است که هنگام اتخاذ تصمیمهای قانونی الزامآور تنها استدلالهای سکولار، یعنی استدلالهایی که برای همگان به یک شکل قابلفهم است، پذیرفته میشوند. چون قوانین برای تمام شهروندان الزامآور است توجیهات مذهبی نباید در روند قانونگذاری جایی داشته باشد. در مورد پذیرفتنیبودن استفاده از عبارتها و اصطلاحات مذهبی، من از مدتها قبل خواهان ایجاد «فیلتر»ی بین حوزهی عمومی سیاست و نهادهای دولتی، از جمله پارلمان، بودهام.»
@tarbd
@NashrAasoo💭
🔹هابرماس اندیشهی سکولار را نتیجهی تأثیرگذاریِ معناییِ متقابل میان دین و فلسفه میداند، به نحوی که فلسفه به امیدهای رستگاری در ادیان معنایی اخلاقی میدهد. قرار دادن دورانِ «پیشاروشنگری» در متنِ گفتارهایی که در آن ایمان و معرفت در تقابل با یکدیگر قرار میگیرند، تنها جنبهی بدیع این کتاب نیست. در نگاه هابرماس، مدرنیته پیش از ترک دین، از «فرایند یادگیریِ» بسیار گستردهای سرچشمه میگیرد که طی آن «خِردگرایی» در گفتوگویی پرتنش، اما جامع، با مضامینی که منشأ دینی دارند، شکل میگیرد. هابرماس میداند که اکنون ادیان با پوششی بنیادگرایانه در حال «بازگشت» به عرصهی اجتماعی هستند، و به نظر میرسد که موازنهی دموکراتیک مدرنیته را تهدید میکنند. با وجود این، او نمیپذیرد که تهدیدِ آزادی را به تأییدِ خشونتآمیز دین تقلیل دهد. هابرماس میگوید اگر «خرد» به قدرت خود پی ببرد، باز هم میتواند همان کاری را بکند که در دوران بهشدت خصمانهتری انجام داده بود ــ یعنی خرد امروز هم میتواند مضامین دینیِ بیگانه را نقد و جذب کند. به نظر او، ناامیدی تنها گناه بزرگ و اصلیِ «خِرد»
است.
🔹یورگن هابرماس: «وقتی میگویم که دین نیز بخشی از تاریخ اندیشه است، به هیچ وجه جنبههای تاریک و سیاهِ این مجموعهی مقدس و غیرمنطقی را نادیده نمیگیرم، مجموعهای که با «سِپَر» جزماندیشی از آموزههای دینی محافظت میکند. تفاوتِ قاطع و تعیینکننده بینِ آموزههای دینی و برداشتهای فلسفی سکولار را در این واقعیت میدانم که اندیشهی سکولار نمیتواند نجات و رستگاری را [آنطور که ادیان ادعا میکنند] تضمین کند و رنجی را که به ناحق برخی قربانیان بیگناه متحمل شدهاند، تسکین دهد. من تلاش میکنم که ردِ پای برخی از مفاهیمِ اصلی فلسفهی عملی را دنبال کنم، که منشأ آنها را در سنتهای دینی باید جست ــ برای مثال، ایدهی فرد در مقابل ایدهی شخص به طور عام. یا ایدهی آزادیِ عملِ مبتنی بر مسئولیت اخلاقی در برابر آزادی عمل صرف.»
🔹«آیا ما باید این میراثِ سکولارشدهی دین را همراه با خودِ دین کنار بگذاریم و خوب و بد را با هم دور بریزیم؟ ترجمهی محتوای معنایی منشأ دینی، هیچ تغییری در تفاوت دیدگاهها بین شهروندان سکولار و شهروندان باورمندِ دینی در مورد پرسشهای حقوقی که شما مطرح میکنید (سقط جنین، پایان عمر، ازدواج) ایجاد نمیکند. به نظر قانونگذارِ دموکراتیک، تنها استدلالهای سکولار، یعنی استدلالهایی که برای همهی شهروندان به طور یکسان قابلفهم است، میتواند در قانونگذاری دربارهی این موضوعات اعتبار داشته باشد. با این حال، نباید نادیده گرفت که شهروندان سکولار نیز ممکن است بر خلاف شمّ خود، مخالفتهایی با منشأ دینی را مطرح کنند. مثلاً با تولید زیستفناورانهی موجودات هیبریدی چطور برخورد میکنیم؟ حتی اگر بخواهیم مجوز ایجاد ارگانیسمهای هیبرید برای تولید اندامهای بدن انسان را صادر کنیم، با مداخلههای ژنتیکی در زمینهی اصلاح نژاد از طریق دستکاری در ژنوم نوزادان متولدنشده که مطابق میل والدین انجام میشود، چطور برخورد میکنیم؟»
🔹«دموکراسیها فقط میتوانند گروههای مذهبیای را تحمل کنند که کثرتگرایی دینی را به رسمیت میشناسند. زیرا پذیرش کثرتگرایی به معنای قبول این امر است که هنگام اتخاذ تصمیمهای قانونی الزامآور تنها استدلالهای سکولار، یعنی استدلالهایی که برای همگان به یک شکل قابلفهم است، پذیرفته میشوند. چون قوانین برای تمام شهروندان الزامآور است توجیهات مذهبی نباید در روند قانونگذاری جایی داشته باشد. در مورد پذیرفتنیبودن استفاده از عبارتها و اصطلاحات مذهبی، من از مدتها قبل خواهان ایجاد «فیلتر»ی بین حوزهی عمومی سیاست و نهادهای دولتی، از جمله پارلمان، بودهام.»
@tarbd
@NashrAasoo💭
Forwarded from چکیده ماندگار - خلاصه کتاب تاریخی سیاسی
🌎 چین، روسیه و بازی با کارت ایران در منطقه؟
🔹والاستریت ژورنال
🌿 پکن دریافته است که وقتی متحدان ایالات متحده برای کمک به واشنگتن مراجعه می کنند، با آمریکای خسته و پریشان مواجه می شوند که تمایل کمتری برای بازداشتن ایران دارد. متحدان امریکا در این بین با عدم قطعیت به سمت پکن متمایل می شوند. بنابراین این باعث می شود که نفوذ چین در امور نظامی خاورمیانه به میزان قابل توجهی افزایش یابد. پکن اکنون تجهیزات نظامی را به اکثر متحدان خاورمیانه ای ایالات متحده می فروشد.
🌿 وال استریت ژورنال نوشت: بحران اوکراین نقصی در استراتژی رئیس جمهور بایدن در قبال ایران را آشکار می کند. واشنگتن به گونه ای با پکن و مسکو تعامل می کند که گویی آنها در منافع اصلی ایالات متحده در رابطه با ایران مشترک هستند، در حالی که آنها در عوض با تهران برای تضعیف نظم جهانی به رهبری آمریکا فعالیت می کنند. این همان چیزی است که مقامات تهران می گویند. محمود عباس زاده مشکینی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، چهارشنبه گذشته گفت: در نظم نوین جهانی مثلثی متشکل از سه قدرت ایران، روسیه و چین شکل گرفته است. او در مورد هدف صریح بود: «این ترتیبات جدید، پایان هژمونی ناعادلانه ایالات متحده و غرب را نوید می دهد.»
🌿 تیم بایدن گوش نمی دهد. جمعه گذشته آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا، در ژنو با سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، دیدار کرد، دیداری که لاوروف در آن پیشنهاد توافق موقت برای خروج از بن بست مذاکرات هسته ای ایران را پیشنهاد کرد. بلینکن گفت: «روسیه احساس فوریت ما را دارد و ما امیدواریم که روسیه از نفوذ خو. . . با ایران استفاده کند تا تهران این احساس فوریت را متوجه شود.»
🌿 همانطور که بلینکن صحبت می کرد، روسیه در حال برگزاری رزمایش دریایی مشترک با چین و ایران در اقیانوس هند بود. روز قبل، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، میزبان ابراهیم رئیسی رئیس جمهور ایران در مسکو بود. رئیسی در یک سخنرانی در مقابل دوما، «جبهه مقاومت» را مورد اشاره قرار داد، جنبشی که ایران برای از بین بردن نظم تحت رهبری آمریکا در خاورمیانه رهبری میکند. وی گفت: مقاومت، آمریکایی ها را از افغانستان و عراق بیرون راند و همچنین «الگوی موفق همکاری ایران و روسیه در سوریه» را ایجاد کرد.
🌿 در همین راستا، رئیسی انتقادات اصلی پوتین را در رابطه با اوکراین تکرار کرد. رئیسی گفت که «سازمان پیمان آتلانتیک شمالی» به دنبال نفوذ در مناطق مختلف جغرافیایی است که منافع مشترک کشورهای مستقل را تهدید می کند. کارزار پوتین برای به کنترل درآوردن اوکراین، ارتباط مستقیمی با پروژه مشترک روسیه و ایران برای حمایت از حکومت اسد در سوریه دارد. پایگاه های دریایی روسیه در سواستوپل، کریمه (که پوتین در سال ۲۰۱۴ از اوکراین گرفت) و در طرطوس، سوریه، به عنوان مراکز عملیاتی برای حضور روسیه در مدیترانه عمل می کنند. یک اوکراین قوی و مستقل، توانایی مسکو را برای ایجاد قدرت در خاورمیانه تهدید می کند.
🌿 پوتین ممکن است موافق باشد که ایران هرگز نباید سلاح هسته ای داشته باشد. با این حال، همکاری نزدیک با ایالات متحده برای دستیابی به این هدف، با اولویت فوری تر او که تضعیف نظم تحت رهبری آمریکا است، تداخل دارد.
🌿 به نوبه خود، رئیس جمهور چین، شی جین پینگ، مجموعه ای مشابه از محاسبات را انجام می دهد. به لطف یکی از سریعترین تجهیزات نظامی تاریخ، چین اکنون دارای بزرگترین نیروی هوایی آسیا، بزرگترین ارتش جهان از نظر تعداد نیروهای فعال و بزرگترین نیروی دریایی از نظر تعداد شناورها است.
🌿 به گفته فرماندهان حوزه هند و اقیانوسیه ایالات متحده، ارتش چین تا سال ۲۰۲۷ با موفقیت به تایوان حمله خواهد کرد. پنتاگون در حال رقابت با این کشور است. آمریکا در حال دستیابی به سلاحها و فناوریهای جدیدی است که میتوانند چین را بازدارند، اما اینها تا اواخر این دهه به طور کامل اجرایی نمی شوند. بنابراین، بهترین فرصت چین برای تصرف تایوان بین سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ خواهد بود، زمانی که نوسازی نظامی آن به اوج خود میرسد و نیروهای آمریکایی هنوز در حال تطبیق خود با شرایط هستند.
🌿 خب اینجا باز به ایران می رسیم. در صورت وقوع جنگ در تایوان، چین به تهران و نیروهای نیابتیاش به عنوان عامل ایجاد تهدید برای کشتیرانی می نگرد تا یک یا چند ناو آمریکایی در خلیج فارس را گرفتار کنند. اما ارزش محور ایران به همین جا ختم نمی شود. پکن به شدت به واردات نفت خاورمیانه وابسته است. هدف آن حفاظت از خطوط تدارکات طولانی و آسیب پذیر خود با سرنگونی ایالات متحده به عنوان قدرت برتر منطقه است. چین آنقدر قوی نیست که بتواند مستقیماً امریکا را به چالش بکشد، بنابراین از ایران استفاده...👇
لینک متن کامل مقاله👉
🔹والاستریت ژورنال
🌿 پکن دریافته است که وقتی متحدان ایالات متحده برای کمک به واشنگتن مراجعه می کنند، با آمریکای خسته و پریشان مواجه می شوند که تمایل کمتری برای بازداشتن ایران دارد. متحدان امریکا در این بین با عدم قطعیت به سمت پکن متمایل می شوند. بنابراین این باعث می شود که نفوذ چین در امور نظامی خاورمیانه به میزان قابل توجهی افزایش یابد. پکن اکنون تجهیزات نظامی را به اکثر متحدان خاورمیانه ای ایالات متحده می فروشد.
🌿 وال استریت ژورنال نوشت: بحران اوکراین نقصی در استراتژی رئیس جمهور بایدن در قبال ایران را آشکار می کند. واشنگتن به گونه ای با پکن و مسکو تعامل می کند که گویی آنها در منافع اصلی ایالات متحده در رابطه با ایران مشترک هستند، در حالی که آنها در عوض با تهران برای تضعیف نظم جهانی به رهبری آمریکا فعالیت می کنند. این همان چیزی است که مقامات تهران می گویند. محمود عباس زاده مشکینی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، چهارشنبه گذشته گفت: در نظم نوین جهانی مثلثی متشکل از سه قدرت ایران، روسیه و چین شکل گرفته است. او در مورد هدف صریح بود: «این ترتیبات جدید، پایان هژمونی ناعادلانه ایالات متحده و غرب را نوید می دهد.»
🌿 تیم بایدن گوش نمی دهد. جمعه گذشته آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا، در ژنو با سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، دیدار کرد، دیداری که لاوروف در آن پیشنهاد توافق موقت برای خروج از بن بست مذاکرات هسته ای ایران را پیشنهاد کرد. بلینکن گفت: «روسیه احساس فوریت ما را دارد و ما امیدواریم که روسیه از نفوذ خو. . . با ایران استفاده کند تا تهران این احساس فوریت را متوجه شود.»
🌿 همانطور که بلینکن صحبت می کرد، روسیه در حال برگزاری رزمایش دریایی مشترک با چین و ایران در اقیانوس هند بود. روز قبل، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، میزبان ابراهیم رئیسی رئیس جمهور ایران در مسکو بود. رئیسی در یک سخنرانی در مقابل دوما، «جبهه مقاومت» را مورد اشاره قرار داد، جنبشی که ایران برای از بین بردن نظم تحت رهبری آمریکا در خاورمیانه رهبری میکند. وی گفت: مقاومت، آمریکایی ها را از افغانستان و عراق بیرون راند و همچنین «الگوی موفق همکاری ایران و روسیه در سوریه» را ایجاد کرد.
🌿 در همین راستا، رئیسی انتقادات اصلی پوتین را در رابطه با اوکراین تکرار کرد. رئیسی گفت که «سازمان پیمان آتلانتیک شمالی» به دنبال نفوذ در مناطق مختلف جغرافیایی است که منافع مشترک کشورهای مستقل را تهدید می کند. کارزار پوتین برای به کنترل درآوردن اوکراین، ارتباط مستقیمی با پروژه مشترک روسیه و ایران برای حمایت از حکومت اسد در سوریه دارد. پایگاه های دریایی روسیه در سواستوپل، کریمه (که پوتین در سال ۲۰۱۴ از اوکراین گرفت) و در طرطوس، سوریه، به عنوان مراکز عملیاتی برای حضور روسیه در مدیترانه عمل می کنند. یک اوکراین قوی و مستقل، توانایی مسکو را برای ایجاد قدرت در خاورمیانه تهدید می کند.
🌿 پوتین ممکن است موافق باشد که ایران هرگز نباید سلاح هسته ای داشته باشد. با این حال، همکاری نزدیک با ایالات متحده برای دستیابی به این هدف، با اولویت فوری تر او که تضعیف نظم تحت رهبری آمریکا است، تداخل دارد.
🌿 به نوبه خود، رئیس جمهور چین، شی جین پینگ، مجموعه ای مشابه از محاسبات را انجام می دهد. به لطف یکی از سریعترین تجهیزات نظامی تاریخ، چین اکنون دارای بزرگترین نیروی هوایی آسیا، بزرگترین ارتش جهان از نظر تعداد نیروهای فعال و بزرگترین نیروی دریایی از نظر تعداد شناورها است.
🌿 به گفته فرماندهان حوزه هند و اقیانوسیه ایالات متحده، ارتش چین تا سال ۲۰۲۷ با موفقیت به تایوان حمله خواهد کرد. پنتاگون در حال رقابت با این کشور است. آمریکا در حال دستیابی به سلاحها و فناوریهای جدیدی است که میتوانند چین را بازدارند، اما اینها تا اواخر این دهه به طور کامل اجرایی نمی شوند. بنابراین، بهترین فرصت چین برای تصرف تایوان بین سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ خواهد بود، زمانی که نوسازی نظامی آن به اوج خود میرسد و نیروهای آمریکایی هنوز در حال تطبیق خود با شرایط هستند.
🌿 خب اینجا باز به ایران می رسیم. در صورت وقوع جنگ در تایوان، چین به تهران و نیروهای نیابتیاش به عنوان عامل ایجاد تهدید برای کشتیرانی می نگرد تا یک یا چند ناو آمریکایی در خلیج فارس را گرفتار کنند. اما ارزش محور ایران به همین جا ختم نمی شود. پکن به شدت به واردات نفت خاورمیانه وابسته است. هدف آن حفاظت از خطوط تدارکات طولانی و آسیب پذیر خود با سرنگونی ایالات متحده به عنوان قدرت برتر منطقه است. چین آنقدر قوی نیست که بتواند مستقیماً امریکا را به چالش بکشد، بنابراین از ایران استفاده...👇
لینک متن کامل مقاله👉
Forwarded from فرهنگیان لرستان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽بعد از این همه هیاهو وزیر آموزش و پرورش می گوید .
رتبهبندی برای امسال نبوده برای سال آینده بوده است
رتبهبندی برای امسال نبوده برای سال آینده بوده است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌐⚜🌐⚜🌐⚜🌐⚜🌐⚜🌐⚜🌐⚜
🎞 این ویدئوی تامل برانگیز را ببینید تا متوجه شوید توصیه نامه های فعلی دانشگاه های معتبر دنیا، نسبت به 10 سال پیش، چه تفاوتی پیدا کرده است؟
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
🎞 این ویدئوی تامل برانگیز را ببینید تا متوجه شوید توصیه نامه های فعلی دانشگاه های معتبر دنیا، نسبت به 10 سال پیش، چه تفاوتی پیدا کرده است؟
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مقایسه دیدار پوتین و رییس جمهور آرژانتین با دیدار او و رئیس جمهور کشورمان
🔺پوتین در دیدار پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۰ با رییسجمهور آرژانتین، نه تنها با او دست داد و او را بغل کرد، بلکه در صندلی نزدیکش نشست و قبل از نشستن مهمان نیز روی صندلی ننشست.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔺پوتین در دیدار پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۰ با رییسجمهور آرژانتین، نه تنها با او دست داد و او را بغل کرد، بلکه در صندلی نزدیکش نشست و قبل از نشستن مهمان نیز روی صندلی ننشست.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
✅از عبرتهای تاریخی...!
✍️علی مرادی مراغه ای
🌾تاریخ سرشار از عبرت است اما انسانها کمتر عبرت پذیرند!
محمدامین رسولزاده سهم ارزنده ای در انقلاب مشروطیت ایران دارد او 17سال بیشتر نداشت که جزو بانیان اصلی حزب مساوات در باکو شد سپس به ایران آمده و در دوران استبداد صغیر به همکاری با جنبش ستارخان پرداخت و پس از فتح تهران نیز روزنامه «ایران نو» را انتشار داد. سپس به باکو بازگشته و با سقوط حکومت تزار، در1918م دولت«جمهوري آذربايجان»را تشکیل داده و رسولزاده كه 34سال بيشتر نداشت به عنوان جوانترین و نخستين رئيس جمهورِ در جهان اسلام برگزیده میشود، این اولین بار در آسیا بود که مردمانی از دستِ ددان و سلاطینِ مستبد رهایی یافته و مزه آزادی،دولتی مدرن و پارلمان به سبک اروپا را می چشیدند و به زنان حق شرکت در انتخابات داده میشد درحالیکه نه تنها زنان در آسیا، بلکه در بسیاری از کشورهای اروپایی نیز از آن محروم بودند...
🌾اما دولت رسولزاده جوان بیش از 23ماه دوام نیاورد چون بولشویکها به محض اینکه در مسکو بقدرت رسیدند ارتش سرخ برای بلعیدن جمهوری نوبنیاد آذربایجان بدانجا سرازیر شد، اما، آنچه از عبرتهای روزگار است اینکه، برخی از مقامات خودِ جمهوری آذربایجان به ارتش اشغالگرِ سرخ پیوسته و از پشت به کشور خود خنجر زده و ارتش سرخ را به مانند اسب تروا تا قلب باکو انتقال دادند. علی حیدر قارایف یکی از برجسته ترینِ این افراد بود او در آنزمان، خودش نماینده منشویکها در پارلمان آذربایجان بود اما اینک از بولشویکها بولشویکتر شده بود! او برجسته ترین خدمات را به ارتش سرخ در یورش به آذربایجان و سقوط دولت دمکراتیک رسولزاده انجام داد
(Ə. Qarayev. Yaxın keçmişdən. Bakı, 1926, s. 117)
او در واقع، نقش دسته تبری را بازی کرد که گویند زمانی، تیغه تبری بر جنگل افتاده و باعث ترس درختان شده بود درختی کهنسال، به آنان گفت این تیغه به تنهایی ترسی ندارد از زمانی بترسید که یکی از شماها در سوراخ او رفته و دسته او شوید...
و اکنون علی حیدر قارایف دسته یِ تبرِ بولشویکها شده بود!
نقل است که در آن هوای گرگ و میش و در زمانِ سرازیری ارتش سرخ به باکو، محمدامین رسولزاده در پشت تریبونِ مجلس قرار گرفته و از خطرِ ارتش سرخ اشغالگر میگفته و مردم را به مقاومت در مقابل آن فرا میخواند. در همین مجلس، قارایف بلند شده سخنان رسولزاده را قطع کرده با پرخاش، خطاب به او میگوید که دوران شما تمام شده و اگر تسلیم ارتش سرخ نشوید خودم همه شماها را به گلوله خواهم بست!...
رسولزاده در همانجا خطاب به قارایف سخنی میگوید که جزو عبرتهای تاریخی است رسولزاده میگوید:
«علی حیدر قارایف! تو جزو اولین کسانی خواهی بود که روزی بدست همین رفقای کمونیستی ات کشته خواهی شد آنروز این سخن مرا بخاطر داشته باش...»! http://femida.az/2018fevral12
🌾اما قارایف هرگز به هشدار رسولزاده توجه نکرد او حتی پس از اشغال آذربایجان توسط ارتش سرخ، در مسند دبیر اول حزب کمونیست آذربایجان نشسته برجسته ترین خدمات را به روسها کرد، حتی در دستگیری و اعدام همشهریانش به روسها کمک میکرد! و خودِ رسولزاده که در فرار از دست روسها، خود را از طریق کوهها به لاهیج رسانده بود در آنجا با تلاش قارایف دستگیر شد، قارایف به استالین و پانکراتوفِ جلاد اصرار و التماس میکرد که رسولزاده را اعدام کنند، میگفت اگر او زنده بماند حکومت شورایی در باکو شکل نخواهد گرفت..!
اما رسولزاده معجزه آسا جان سالم بدر برد و آنقدر زنده ماند تا پایان دردناک قارایف را که پیش بینی کرده بود ببیند!
روزگار بگشت و بزودی، سال1938م اوج تصفیه های استالینیستی فرا رسید، قارایف نیز به همراه هزاران نفر با اتهامات ساختگی مانند "فعالیتهای جاسوسی و ضد انقلابی" دستگیر و بارها چنان شکنجه شد که بالاخره، اتهامات ساختگی را در زیر شکنجه قبول کرد! («Qanunçuluq».-2012.-№ 8.-S.17-23.) و سرانجام درحالیکه کاملا خسته و فروریخته بود، جلوی میز محاکمه نشانده شد محاکمه ای که چند دقیقه طول نکشید و به اعدام محکوم شد و در 24آوریل 1938جلویِ جوخه اعدام قرار گرفت.
همانگونه که رسولزاده پیش بینی کرده بود! آیا در آن لحظه پیش بینی رسولزاده را بیاد می آورد؟!
❇️همیشه بیاد داشته باشید که پلیدترین و اهریمنی ترین افکار در زیر پوششی از زیباترین و جذابترین شعارها بیان میگردند تا به آسانی فریب دهنده باشند تا مصداق بارز این سخن شکسپیر از زبان یاگو شخصیت مزور نمایشنامه اتللو باشند:
«آه ای خدایان دوزخ، هنگامیکه اهریمنان سیاهترین گناهان را تدارک میبینند نخست آنرا به رنگهای آسمانی می آرایند، درست همانگونه که من اینک می کنم!»
@tarbd
http://www.upsara.com/images/x921373_.jpg
✍️علی مرادی مراغه ای
🌾تاریخ سرشار از عبرت است اما انسانها کمتر عبرت پذیرند!
محمدامین رسولزاده سهم ارزنده ای در انقلاب مشروطیت ایران دارد او 17سال بیشتر نداشت که جزو بانیان اصلی حزب مساوات در باکو شد سپس به ایران آمده و در دوران استبداد صغیر به همکاری با جنبش ستارخان پرداخت و پس از فتح تهران نیز روزنامه «ایران نو» را انتشار داد. سپس به باکو بازگشته و با سقوط حکومت تزار، در1918م دولت«جمهوري آذربايجان»را تشکیل داده و رسولزاده كه 34سال بيشتر نداشت به عنوان جوانترین و نخستين رئيس جمهورِ در جهان اسلام برگزیده میشود، این اولین بار در آسیا بود که مردمانی از دستِ ددان و سلاطینِ مستبد رهایی یافته و مزه آزادی،دولتی مدرن و پارلمان به سبک اروپا را می چشیدند و به زنان حق شرکت در انتخابات داده میشد درحالیکه نه تنها زنان در آسیا، بلکه در بسیاری از کشورهای اروپایی نیز از آن محروم بودند...
🌾اما دولت رسولزاده جوان بیش از 23ماه دوام نیاورد چون بولشویکها به محض اینکه در مسکو بقدرت رسیدند ارتش سرخ برای بلعیدن جمهوری نوبنیاد آذربایجان بدانجا سرازیر شد، اما، آنچه از عبرتهای روزگار است اینکه، برخی از مقامات خودِ جمهوری آذربایجان به ارتش اشغالگرِ سرخ پیوسته و از پشت به کشور خود خنجر زده و ارتش سرخ را به مانند اسب تروا تا قلب باکو انتقال دادند. علی حیدر قارایف یکی از برجسته ترینِ این افراد بود او در آنزمان، خودش نماینده منشویکها در پارلمان آذربایجان بود اما اینک از بولشویکها بولشویکتر شده بود! او برجسته ترین خدمات را به ارتش سرخ در یورش به آذربایجان و سقوط دولت دمکراتیک رسولزاده انجام داد
(Ə. Qarayev. Yaxın keçmişdən. Bakı, 1926, s. 117)
او در واقع، نقش دسته تبری را بازی کرد که گویند زمانی، تیغه تبری بر جنگل افتاده و باعث ترس درختان شده بود درختی کهنسال، به آنان گفت این تیغه به تنهایی ترسی ندارد از زمانی بترسید که یکی از شماها در سوراخ او رفته و دسته او شوید...
و اکنون علی حیدر قارایف دسته یِ تبرِ بولشویکها شده بود!
نقل است که در آن هوای گرگ و میش و در زمانِ سرازیری ارتش سرخ به باکو، محمدامین رسولزاده در پشت تریبونِ مجلس قرار گرفته و از خطرِ ارتش سرخ اشغالگر میگفته و مردم را به مقاومت در مقابل آن فرا میخواند. در همین مجلس، قارایف بلند شده سخنان رسولزاده را قطع کرده با پرخاش، خطاب به او میگوید که دوران شما تمام شده و اگر تسلیم ارتش سرخ نشوید خودم همه شماها را به گلوله خواهم بست!...
رسولزاده در همانجا خطاب به قارایف سخنی میگوید که جزو عبرتهای تاریخی است رسولزاده میگوید:
«علی حیدر قارایف! تو جزو اولین کسانی خواهی بود که روزی بدست همین رفقای کمونیستی ات کشته خواهی شد آنروز این سخن مرا بخاطر داشته باش...»! http://femida.az/2018fevral12
🌾اما قارایف هرگز به هشدار رسولزاده توجه نکرد او حتی پس از اشغال آذربایجان توسط ارتش سرخ، در مسند دبیر اول حزب کمونیست آذربایجان نشسته برجسته ترین خدمات را به روسها کرد، حتی در دستگیری و اعدام همشهریانش به روسها کمک میکرد! و خودِ رسولزاده که در فرار از دست روسها، خود را از طریق کوهها به لاهیج رسانده بود در آنجا با تلاش قارایف دستگیر شد، قارایف به استالین و پانکراتوفِ جلاد اصرار و التماس میکرد که رسولزاده را اعدام کنند، میگفت اگر او زنده بماند حکومت شورایی در باکو شکل نخواهد گرفت..!
اما رسولزاده معجزه آسا جان سالم بدر برد و آنقدر زنده ماند تا پایان دردناک قارایف را که پیش بینی کرده بود ببیند!
روزگار بگشت و بزودی، سال1938م اوج تصفیه های استالینیستی فرا رسید، قارایف نیز به همراه هزاران نفر با اتهامات ساختگی مانند "فعالیتهای جاسوسی و ضد انقلابی" دستگیر و بارها چنان شکنجه شد که بالاخره، اتهامات ساختگی را در زیر شکنجه قبول کرد! («Qanunçuluq».-2012.-№ 8.-S.17-23.) و سرانجام درحالیکه کاملا خسته و فروریخته بود، جلوی میز محاکمه نشانده شد محاکمه ای که چند دقیقه طول نکشید و به اعدام محکوم شد و در 24آوریل 1938جلویِ جوخه اعدام قرار گرفت.
همانگونه که رسولزاده پیش بینی کرده بود! آیا در آن لحظه پیش بینی رسولزاده را بیاد می آورد؟!
❇️همیشه بیاد داشته باشید که پلیدترین و اهریمنی ترین افکار در زیر پوششی از زیباترین و جذابترین شعارها بیان میگردند تا به آسانی فریب دهنده باشند تا مصداق بارز این سخن شکسپیر از زبان یاگو شخصیت مزور نمایشنامه اتللو باشند:
«آه ای خدایان دوزخ، هنگامیکه اهریمنان سیاهترین گناهان را تدارک میبینند نخست آنرا به رنگهای آسمانی می آرایند، درست همانگونه که من اینک می کنم!»
@tarbd
http://www.upsara.com/images/x921373_.jpg
✅ خاورمیانه بدون آمریکا چگونه خواهد بود؟
✍ سالم الکتبی
🔹 جروزالم پست اسرائیل
🌿 کاهش علاقه استراتژیک ایالات متحده به خاورمیانه موضوع اصلی محافل تحقیقاتی در سراسر جهان است. بحث اغلب نه بر احتمال چنین کاهشی، بلکه بر محدودیت ها و پیامدهای آن برای متحدان ایالات متحده در منطقه متمرکز است.
🌿 شواهد مبنی بر کاهش علاقه آمریکا به خاورمیانه جدید نیست. قدمت آن به سالها پیش باز میگردد، زمانی که چین فضای بیشتری را در استراتژیهای دولتهای متوالی ایالات متحده اشغال کرد. باید به یاد داشته باشیم که باراک اوباما، رئیس جمهور سابق، در دوره دوم ریاست جمهوری اش، راهبرد محور آسیایی خود را تدوین کرد.
یکی از قابل توجه ترین نتایج این سیاست، توافق هسته ای با ایران در سال ۲۰۱۵ بود که بر اساس ایده کاهش تنش با ایران و ایجاد فضایی که نقش حمایت گرایانه آمریکا را در خاورمیانه کاهش دهد، بود. این سیاست در زمان رئیس جمهور سابق ترامپ ادامه یافت و در زمان رئیس جمهور جو بایدن نیز ادامه دارد.
استراتژی ایالات متحده در ابتدا بر مهار چین از طریق افزایش همکاری و مشارکت بین واشنگتن و متحدانش در شرق آسیا، به ویژه کشورهای آسه آن متمرکز بود. اما چین به رشد اقتصادی، تجاری و نظامی خود ادامه داده است. با بحران ناشی از اپیدمی کووید-۱۹ و خروج سریع ایالات متحده از افغانستان، بحث در مورد رشد استراتژیک قوی چین افزایش یافته است.
ایالات متحده همچنان به ابزارهای قدیمی مانند تحریمها علیه شرکتهای چینی برای توقف پیشروی آنها به سوی سلطه در اقتصاد جهانی تکیه کرده و منحصراً بر مشارکت دفاعی با کشورهای آسیایی متمرکز شده است. ثابت شده که فروش تسلیحات برای حفظ همکاری شدید بین ایالات متحده و شرکای استراتژیک آن، نه تنها در آسیا، بلکه در تمام مناطق جهان، کافی نیست.
از سوی دیگر، چین یک سیاست توسعه اقتصادی جامع را دنبال کرده است. به ویژه طرح یک کمربند و یک جاده پکن را قادر ساخته است تا شبکه ای قوی از اتحادهای استراتژیک مبتنی بر اقتصاد، تجارت و منافع مشترک ایجاد کند. وضوح این تصور که منافع ایالات متحده در حال تغییر است، اعتماد متحدان را به رابطه امنیتی-مشارکتی با آمریکا از بین برده است. شواهد روشن کاهش نفوذ و اعتبار ایالات متحده را به دلیل ناکامی در رسیدگی به موضوعات مهمی مانند موضوع هسته ای ایران، فقدان استراتژی روشن در قبال کشورها و مناطق مهم برای منافع استراتژیک ایالات متحده مانند لیبی و سوریه تایید می کند. همچنین، شکافهای راهبردی وجود دارد که تقریباً روابط واشنگتن با شرکای اقیانوس اطلس خود در اروپا را در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق ویران کرد. مهم ترین سوالی که همه در خاورمیانه با آن روبرو هستند، احتمال خارج شدن منطقه از محاسبات منافع ایالات متحده یا زمان بندی آن نیست. شواهد زیادی در مورد کاهش علاقه ی واشنگتن به خاورمیانه وجود دارد. در این چارچوب می توان به مواضع ایالات متحده در برابر تهدیدهای مکرر ایران برای متحدان واشنگتن در منطقه خلیج فارس تا عقبنشینیهای پی در پی از افغانستان و عراق و تلاشها برای کاهش حضور نظامی ایالات متحده در خاورمیانه به طور کلی اشاره کرد.
حال سوال این است که تغییر موضع ایالات متحده بر کشورهای منطقه به ویژه متحدان واشنگتن چه تأثیراتی دارد. در این ارتباط، آیا سناریوهای درگیری و تأثیرگذاری در میان قدرت های بزرگ برای پرکردن خلاء استراتژیک ناشی از فقدان یا حداقل کاهش نقش آمریکا در منطقه قابل تصور است؟ برای اینکه آمریکا نقش، نفوذ و اعتبار خود را در جهان حفظ کند، باید یک میزان حداقلی از حضور و نفوذ در خاورمیانه را حفظ کند. این به نفع واشنگتن نیست که کشورهای منطقه را در این دو راهی قرار دهد که بین اتحاد با ایالات متحده یا چین یکی را انتخاب کنند. پکن سیاست جذب اقتصادی را دنبال می کند. در همین حال، واشنگتن تقریباً به طور انحصاری بر فروش تسلیحات و همکاری امنیتی و دفاعی متکی است.
🌿فروش تسلیحات و همکاری امنیتی و دفاعی موضوعاتی هستند که کشورها ممکن است جایگزینی برای آنها بیابند، خواه از طریق توسعه صنایع دفاعی در روسیه و چین یا از طریق تغییر الگوهای درگیری و تهدید که به تغییر نیازها و الزامات دفاعی کمک کرده است. ظهور دولت هایی مانند ترکیه و اسرائیل به عنوان تامین کننده تجهیزات دفاعی ای مثل هواپیماهای بدون سرنشین که مورد نیاز دولت ها برای مقابله با الگوهای غیر متعارف در حال رشد درگیری هستند، اهمیت دارد.
🌿نکته اصلی این که اقتصاد، تجارت و سرمایه گذاری کلید بازنگری قوانین نظم جهانی پس از کووید-۱۹ هستند. قدرتی که دولتها به دنبال آنند، قدرت اقتصادی است که توسط منابع مختلف قدرت نرم مانند دیپلماسی و پیشرفت علمی پشتیبانی میشود. همه این عوامل ایده نفوذ فزاینده چین را نه تنها در خاورمیانه بلکه در سطح جهانی تقویت میکند.
@tarbd
✍ سالم الکتبی
🔹 جروزالم پست اسرائیل
🌿 کاهش علاقه استراتژیک ایالات متحده به خاورمیانه موضوع اصلی محافل تحقیقاتی در سراسر جهان است. بحث اغلب نه بر احتمال چنین کاهشی، بلکه بر محدودیت ها و پیامدهای آن برای متحدان ایالات متحده در منطقه متمرکز است.
🌿 شواهد مبنی بر کاهش علاقه آمریکا به خاورمیانه جدید نیست. قدمت آن به سالها پیش باز میگردد، زمانی که چین فضای بیشتری را در استراتژیهای دولتهای متوالی ایالات متحده اشغال کرد. باید به یاد داشته باشیم که باراک اوباما، رئیس جمهور سابق، در دوره دوم ریاست جمهوری اش، راهبرد محور آسیایی خود را تدوین کرد.
یکی از قابل توجه ترین نتایج این سیاست، توافق هسته ای با ایران در سال ۲۰۱۵ بود که بر اساس ایده کاهش تنش با ایران و ایجاد فضایی که نقش حمایت گرایانه آمریکا را در خاورمیانه کاهش دهد، بود. این سیاست در زمان رئیس جمهور سابق ترامپ ادامه یافت و در زمان رئیس جمهور جو بایدن نیز ادامه دارد.
استراتژی ایالات متحده در ابتدا بر مهار چین از طریق افزایش همکاری و مشارکت بین واشنگتن و متحدانش در شرق آسیا، به ویژه کشورهای آسه آن متمرکز بود. اما چین به رشد اقتصادی، تجاری و نظامی خود ادامه داده است. با بحران ناشی از اپیدمی کووید-۱۹ و خروج سریع ایالات متحده از افغانستان، بحث در مورد رشد استراتژیک قوی چین افزایش یافته است.
ایالات متحده همچنان به ابزارهای قدیمی مانند تحریمها علیه شرکتهای چینی برای توقف پیشروی آنها به سوی سلطه در اقتصاد جهانی تکیه کرده و منحصراً بر مشارکت دفاعی با کشورهای آسیایی متمرکز شده است. ثابت شده که فروش تسلیحات برای حفظ همکاری شدید بین ایالات متحده و شرکای استراتژیک آن، نه تنها در آسیا، بلکه در تمام مناطق جهان، کافی نیست.
از سوی دیگر، چین یک سیاست توسعه اقتصادی جامع را دنبال کرده است. به ویژه طرح یک کمربند و یک جاده پکن را قادر ساخته است تا شبکه ای قوی از اتحادهای استراتژیک مبتنی بر اقتصاد، تجارت و منافع مشترک ایجاد کند. وضوح این تصور که منافع ایالات متحده در حال تغییر است، اعتماد متحدان را به رابطه امنیتی-مشارکتی با آمریکا از بین برده است. شواهد روشن کاهش نفوذ و اعتبار ایالات متحده را به دلیل ناکامی در رسیدگی به موضوعات مهمی مانند موضوع هسته ای ایران، فقدان استراتژی روشن در قبال کشورها و مناطق مهم برای منافع استراتژیک ایالات متحده مانند لیبی و سوریه تایید می کند. همچنین، شکافهای راهبردی وجود دارد که تقریباً روابط واشنگتن با شرکای اقیانوس اطلس خود در اروپا را در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق ویران کرد. مهم ترین سوالی که همه در خاورمیانه با آن روبرو هستند، احتمال خارج شدن منطقه از محاسبات منافع ایالات متحده یا زمان بندی آن نیست. شواهد زیادی در مورد کاهش علاقه ی واشنگتن به خاورمیانه وجود دارد. در این چارچوب می توان به مواضع ایالات متحده در برابر تهدیدهای مکرر ایران برای متحدان واشنگتن در منطقه خلیج فارس تا عقبنشینیهای پی در پی از افغانستان و عراق و تلاشها برای کاهش حضور نظامی ایالات متحده در خاورمیانه به طور کلی اشاره کرد.
حال سوال این است که تغییر موضع ایالات متحده بر کشورهای منطقه به ویژه متحدان واشنگتن چه تأثیراتی دارد. در این ارتباط، آیا سناریوهای درگیری و تأثیرگذاری در میان قدرت های بزرگ برای پرکردن خلاء استراتژیک ناشی از فقدان یا حداقل کاهش نقش آمریکا در منطقه قابل تصور است؟ برای اینکه آمریکا نقش، نفوذ و اعتبار خود را در جهان حفظ کند، باید یک میزان حداقلی از حضور و نفوذ در خاورمیانه را حفظ کند. این به نفع واشنگتن نیست که کشورهای منطقه را در این دو راهی قرار دهد که بین اتحاد با ایالات متحده یا چین یکی را انتخاب کنند. پکن سیاست جذب اقتصادی را دنبال می کند. در همین حال، واشنگتن تقریباً به طور انحصاری بر فروش تسلیحات و همکاری امنیتی و دفاعی متکی است.
🌿فروش تسلیحات و همکاری امنیتی و دفاعی موضوعاتی هستند که کشورها ممکن است جایگزینی برای آنها بیابند، خواه از طریق توسعه صنایع دفاعی در روسیه و چین یا از طریق تغییر الگوهای درگیری و تهدید که به تغییر نیازها و الزامات دفاعی کمک کرده است. ظهور دولت هایی مانند ترکیه و اسرائیل به عنوان تامین کننده تجهیزات دفاعی ای مثل هواپیماهای بدون سرنشین که مورد نیاز دولت ها برای مقابله با الگوهای غیر متعارف در حال رشد درگیری هستند، اهمیت دارد.
🌿نکته اصلی این که اقتصاد، تجارت و سرمایه گذاری کلید بازنگری قوانین نظم جهانی پس از کووید-۱۹ هستند. قدرتی که دولتها به دنبال آنند، قدرت اقتصادی است که توسط منابع مختلف قدرت نرم مانند دیپلماسی و پیشرفت علمی پشتیبانی میشود. همه این عوامل ایده نفوذ فزاینده چین را نه تنها در خاورمیانه بلکه در سطح جهانی تقویت میکند.
@tarbd
🏛این هم نوشته ای دیگر از میرزا خسرو خان معتضد. روزنامه نگاری که خودش را مورخ جلوه می دهد و با رفرنس های دست چین شده و ناقص، تاریخ جعل می کند. چه برای پهلوی و چه برای امروز، او تاریخ را وارونه روایت کرده و می کند.
🏛 تاریخ ما
@tarbd
🏛 تاریخ ما
@tarbd
Forwarded from سهام نیوز
✅ ایران و امریکا به توافق ۲ ساله اتمی رسیدند
ادعاي روزنامه «رأی الیوم» در خبری اختصاصی از توافق در مذاکرات وین خبر داد.
🔷"رای الیوم" نوشت: آخرین موانع بر راه مذاکرات برداشته شده و مذاکره به توافقی موقت و ۲ ساله تا پایان مرحله آزمایش و اعتمادسازی برداشته شد. به موجب این توافق آمریکا تمامی تحریمهای وضع شده در دوران ترامپ را لغو می کند.
🔷سفر معاون وزیر خارجه کره جنوبی به تهران با هدف آزاد شدن پولهای بلوکه شده ایران (۷ میلیارد دلار) با توافق و اشاره امریکا و با هدف نشان دادن حسن نیت در مذاکرات وین انجام شد.
🔷به موجب توافق بدست آمده ایران ذخیره (۶۰ در صدی) اورانیوم غنی شده و سانتریفیوژهای جدید خود را که پس از خروج ترامپ از برجام بدست آورده و فعال کرده را حفظ خواهد کرد. این ذخائر به روسیه منتقل و حفظ خواهد شد.
🔷در این توافق قید شده که در صورت خروج دوباره امریکا از برجام، این ذخائر به ایران باز گرداندن شده و ایران فعالیت اتمی خود را از همان نقطه ای که متوقف کرده، بار دیگر ادامه خواهد داد.
@sahamnewsorg
ادعاي روزنامه «رأی الیوم» در خبری اختصاصی از توافق در مذاکرات وین خبر داد.
🔷"رای الیوم" نوشت: آخرین موانع بر راه مذاکرات برداشته شده و مذاکره به توافقی موقت و ۲ ساله تا پایان مرحله آزمایش و اعتمادسازی برداشته شد. به موجب این توافق آمریکا تمامی تحریمهای وضع شده در دوران ترامپ را لغو می کند.
🔷سفر معاون وزیر خارجه کره جنوبی به تهران با هدف آزاد شدن پولهای بلوکه شده ایران (۷ میلیارد دلار) با توافق و اشاره امریکا و با هدف نشان دادن حسن نیت در مذاکرات وین انجام شد.
🔷به موجب توافق بدست آمده ایران ذخیره (۶۰ در صدی) اورانیوم غنی شده و سانتریفیوژهای جدید خود را که پس از خروج ترامپ از برجام بدست آورده و فعال کرده را حفظ خواهد کرد. این ذخائر به روسیه منتقل و حفظ خواهد شد.
🔷در این توافق قید شده که در صورت خروج دوباره امریکا از برجام، این ذخائر به ایران باز گرداندن شده و ایران فعالیت اتمی خود را از همان نقطه ای که متوقف کرده، بار دیگر ادامه خواهد داد.
@sahamnewsorg
✅پزشک برتر در زندگی ما از دیدگاه چارلی چاپلین. ۱خورشید. ۲استراحت ۳ ورزش ۴رژیم غذایی ۵احترام به خود ۶دوستان واقعی.
روزی چارلی چاپلین لطیفه ای برای تماشاگران تعریف کرد همه خندیدند، سپس برای بار دوم آن را تعریف کرد این بار فقط تعدادی خندیدند. وقتی برای بار سوم آن را تعریف کرد هیچ کس نخندید .
سپس چارلی چاپلین جمله ی زیبایی گفت (اگر یک لطیفه نمیتواند چند بار تورا بخنداند چرا یک غم باید چند بار تو را بگریاند).
@tarbd
روزی چارلی چاپلین لطیفه ای برای تماشاگران تعریف کرد همه خندیدند، سپس برای بار دوم آن را تعریف کرد این بار فقط تعدادی خندیدند. وقتی برای بار سوم آن را تعریف کرد هیچ کس نخندید .
سپس چارلی چاپلین جمله ی زیبایی گفت (اگر یک لطیفه نمیتواند چند بار تورا بخنداند چرا یک غم باید چند بار تو را بگریاند).
@tarbd
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅تعحب مردم عراق از دیدن حیواناتی در کوههای مکحول صلاحالدین عراق که به شیر و سگ شبیه است و تا قبل از این مشاهده نکرده بودند. گفته میشود این نوع حیوان شبیه همان شیرهایی هست که در آثار باستانی تمدن آشور و بابل و سومریها نقش آنها وجود دارند.
@sahamnewsorg
@sahamnewsorg
Forwarded from انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه اصفهان (N Hdi)
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه اصفهان با همکاری جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی برگزار میکند :
دومین جلسه از سلسه نشست های تخصصی اکران فیلم سیاسی
نقد و بررسی تخصصی ابعاد سیاسی فیلم Hannah Arendt
با حضور :
دکتر حمید نساج
دکترای اندیشه سیاسی - دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان - معاونت آموزشی دانشکده علوم اداری و اقتصاد
زمان و مکان برگزاری : سه شنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۱۰ صبح
دانشگاه اصفهان ، تالار شهید آوینی
(ورود برای عموم آزاد است)
لینک ثبت نام :
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLScZyKVNpNG2KdmuX8mRlKRT8EdlRssmlCpTnU-w5rwZYvFnEw/viewform?usp=sf_link
جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به صفحات مجازی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه اصفهان به آدرس psa_ui_official بپیوندید.
________
🌐روابط عمومی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه اصفهان
@psa_ui
دومین جلسه از سلسه نشست های تخصصی اکران فیلم سیاسی
نقد و بررسی تخصصی ابعاد سیاسی فیلم Hannah Arendt
با حضور :
دکتر حمید نساج
دکترای اندیشه سیاسی - دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان - معاونت آموزشی دانشکده علوم اداری و اقتصاد
زمان و مکان برگزاری : سه شنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۱۰ صبح
دانشگاه اصفهان ، تالار شهید آوینی
(ورود برای عموم آزاد است)
لینک ثبت نام :
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLScZyKVNpNG2KdmuX8mRlKRT8EdlRssmlCpTnU-w5rwZYvFnEw/viewform?usp=sf_link
جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به صفحات مجازی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه اصفهان به آدرس psa_ui_official بپیوندید.
________
🌐روابط عمومی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه اصفهان
@psa_ui
✅به نام غیرت...
✍ مصطفی داننده
🔹لبخند به لب داشت، گویی فاتح جنگی سخت شده، سر همسر را به دست گرفته بود و در شهر میچرخاند و اسم این کار را غیرت گذاشته بود. احتمالا برخی هم برای او کف زدند و گفتند که احسنت که از ناموست فاع کردی اما مرد اهوازی با این کار آبروی هرچه مرد را برد؛ به نام غیرت وحشیگری کرد.
🔹اشتباه فهمیدهای ای مرد. معنای غیرت کشتن و زدن نیست. غیرت یعنی اینکه تو حامی زن و بچهات باشی. غیرت یعنی اینکه دخترت و همسرت تو را مهمترین پناه زندگی خود بداند نه اینکه از ترس تو زندگی نکند و خانه نشین شود.
🔹پدر یا همسر باید به گونهای رفتار کند که وقتی دختر یا همسر از همه جا برید و تنها میان دنیا ماند، به سمت او بیاید و آغوشش را امنترین جای دنیا بداند.
🔹بعضی از دخترها از اینکه به خانه برگردند میترسند. میترسند چون میدانند دنیایی سیاه در خانه منتظر آنهاست. میدانند اگر برگردند قربانی خشم پدر میشوند و مادرانی که در این میان برای حفظ زندگی سکوت میکنند و دم نمیزنند.
🔹همه ما مردانی که خبرهای قتلهای ناموسی قلبمان را به درد آورد باید سعی کنیم به جای فرهنگ خشم که غیرت تعریف شده است، فرهنگ گفتوگو با فرزندان خود را جایگزین کنیم.
🔹هر روز با خود تمرین کنیم که بتوانیم با فرزندهای خود حرف بزنیم. اجازه بدهیم آنها مشکلات خود را به ما بگویند. اجازه ندهیم آنها به جای مشورت با ما به سراغ همسالان خود بروند و با آنها مشورت کنند و دوستانشان هم به خاطر کم تجربگی مسیر غلط را در برابر آنها قرار دهند.
🔹مرد غیرتمند کسی است که در برابر حرف مردم بایستد و زندگی خودش، زنش و بچههایاش را حفظ کند و دوباره از نو بسازد.
🔹مرد غیرتمند کسی است که دخترش یا همسرش میتواند راحت با او حرف بزند و از مشکلاتاش بگوید.
🔹مرد غیرتمند کسی است که به زناش اجازه میدهد زندگی کند و او را چون زن است محدود نمیکند.
🔹غیرت مساوی با خشونت نیست. لطفا جهل را غیرت تعریف نکنیم. همسری که سر زناش میبرد، پدری که با داس دخترش را به قتل میرساند و یا پدری که به خاطر دیر آمدن دخترش او را به کام مرگ میکشاند را غیرتمند ننامیم. نگوییم مرد است و غیرتاش!
🔹به خدا که نام این رفتار غیرت نیست. اشتباه فهمیدهایم. اشتباه به ما منتقل کردهاند. برخی مردها به خاطر غیرت آبروی دیگر مردها را هم میبرند.
🔹دستهایی که به خون آلوده میشوند، دستهای یک مردم غیرتی نیست. دستهای مرد غیرتمند برای در آغوش کشیدن دختر و همسرش و در حمایت از آنها باز میشود.
@tarbd
✍ مصطفی داننده
🔹لبخند به لب داشت، گویی فاتح جنگی سخت شده، سر همسر را به دست گرفته بود و در شهر میچرخاند و اسم این کار را غیرت گذاشته بود. احتمالا برخی هم برای او کف زدند و گفتند که احسنت که از ناموست فاع کردی اما مرد اهوازی با این کار آبروی هرچه مرد را برد؛ به نام غیرت وحشیگری کرد.
🔹اشتباه فهمیدهای ای مرد. معنای غیرت کشتن و زدن نیست. غیرت یعنی اینکه تو حامی زن و بچهات باشی. غیرت یعنی اینکه دخترت و همسرت تو را مهمترین پناه زندگی خود بداند نه اینکه از ترس تو زندگی نکند و خانه نشین شود.
🔹پدر یا همسر باید به گونهای رفتار کند که وقتی دختر یا همسر از همه جا برید و تنها میان دنیا ماند، به سمت او بیاید و آغوشش را امنترین جای دنیا بداند.
🔹بعضی از دخترها از اینکه به خانه برگردند میترسند. میترسند چون میدانند دنیایی سیاه در خانه منتظر آنهاست. میدانند اگر برگردند قربانی خشم پدر میشوند و مادرانی که در این میان برای حفظ زندگی سکوت میکنند و دم نمیزنند.
🔹همه ما مردانی که خبرهای قتلهای ناموسی قلبمان را به درد آورد باید سعی کنیم به جای فرهنگ خشم که غیرت تعریف شده است، فرهنگ گفتوگو با فرزندان خود را جایگزین کنیم.
🔹هر روز با خود تمرین کنیم که بتوانیم با فرزندهای خود حرف بزنیم. اجازه بدهیم آنها مشکلات خود را به ما بگویند. اجازه ندهیم آنها به جای مشورت با ما به سراغ همسالان خود بروند و با آنها مشورت کنند و دوستانشان هم به خاطر کم تجربگی مسیر غلط را در برابر آنها قرار دهند.
🔹مرد غیرتمند کسی است که در برابر حرف مردم بایستد و زندگی خودش، زنش و بچههایاش را حفظ کند و دوباره از نو بسازد.
🔹مرد غیرتمند کسی است که دخترش یا همسرش میتواند راحت با او حرف بزند و از مشکلاتاش بگوید.
🔹مرد غیرتمند کسی است که به زناش اجازه میدهد زندگی کند و او را چون زن است محدود نمیکند.
🔹غیرت مساوی با خشونت نیست. لطفا جهل را غیرت تعریف نکنیم. همسری که سر زناش میبرد، پدری که با داس دخترش را به قتل میرساند و یا پدری که به خاطر دیر آمدن دخترش او را به کام مرگ میکشاند را غیرتمند ننامیم. نگوییم مرد است و غیرتاش!
🔹به خدا که نام این رفتار غیرت نیست. اشتباه فهمیدهایم. اشتباه به ما منتقل کردهاند. برخی مردها به خاطر غیرت آبروی دیگر مردها را هم میبرند.
🔹دستهایی که به خون آلوده میشوند، دستهای یک مردم غیرتی نیست. دستهای مرد غیرتمند برای در آغوش کشیدن دختر و همسرش و در حمایت از آنها باز میشود.
@tarbd
❌🔞 حاوی مطالب ناراحت کننده
💢چرخاندن سربریده دختر ١٧ ساله توسط شوهرش! قاتل دستگیر شد
🔸یک مرد جوان در اهواز ظهر شنبه سر بریده همسر ۱۷ سالهاش را در مقابل چشم مردم در میدان کسایی اهواز چرخاند و پس از چند دقیقه قدم زدن فرار کرد.
🔸قاتل و برادرش که همدست او در این قتل بوده، توسط پلیس بازداشت شدهاند.
🔹تحقیقات بیشتر نشان داد، دختر جوان پس از رفتن به ترکیه از سوی همسرش به ایران بازگردانده شده و به دست همسر و برادر شوهرش که هر دو پسر عموی او بودند به قتل رسیده است. برادر قاتل پاهای مقتول را گرفته و شوهرش سر همسرش را در خانه با قمه بریده است و عاملان جنایت پس از گرداندن سر مقتول جلوی چشمان مردم در خیابان به مکان نامعلومی متواری شدند و سپس دستگیر شدند
+واقعا چرا؟؟ چی میتونه یک آدم رو انقدر سنگدل کنه که سر زن ۱۷ سالشو ببره و بعد تو شهر بچرخونه!
+دختر فقط ۱۷ ساله ش بوده. کِی وقت کرد ازدواج کنه؟ کی وقت کرد فرار کنه؟ کی وقت کرد انتخاب کنه کی وقت کرد زندگی کنه!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
💢چرخاندن سربریده دختر ١٧ ساله توسط شوهرش! قاتل دستگیر شد
🔸یک مرد جوان در اهواز ظهر شنبه سر بریده همسر ۱۷ سالهاش را در مقابل چشم مردم در میدان کسایی اهواز چرخاند و پس از چند دقیقه قدم زدن فرار کرد.
🔸قاتل و برادرش که همدست او در این قتل بوده، توسط پلیس بازداشت شدهاند.
🔹تحقیقات بیشتر نشان داد، دختر جوان پس از رفتن به ترکیه از سوی همسرش به ایران بازگردانده شده و به دست همسر و برادر شوهرش که هر دو پسر عموی او بودند به قتل رسیده است. برادر قاتل پاهای مقتول را گرفته و شوهرش سر همسرش را در خانه با قمه بریده است و عاملان جنایت پس از گرداندن سر مقتول جلوی چشمان مردم در خیابان به مکان نامعلومی متواری شدند و سپس دستگیر شدند
+واقعا چرا؟؟ چی میتونه یک آدم رو انقدر سنگدل کنه که سر زن ۱۷ سالشو ببره و بعد تو شهر بچرخونه!
+دختر فقط ۱۷ ساله ش بوده. کِی وقت کرد ازدواج کنه؟ کی وقت کرد فرار کنه؟ کی وقت کرد انتخاب کنه کی وقت کرد زندگی کنه!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
✅انقلاب ۵۷ و مسئلۀ سرکوب
میگویند شاه سرنگون شد چون فضای سیاسی را بست و دموکراسی را تعطیل کرد. اگر به قانوناساسی مشروطه پایبند میماند و فضای سیاسی را نمیبست، کار به انقلاب نمیکشد. در امتداد همین تحلیل، اگر بپرسید پس چرا از وقتی دست به اصلاحات زد آتش انقلاب زبانه کشید و شتابی مهارناشدنی گرفت، پاسخ میدهند چون «دیگه دیر بود» (نامش را گذاشتهام «فرضیۀ دیگهدیربود!»). بیتعارف و به صراحت میگویم این نظریه نادرست است! شگفتا که چنین نظریۀ اثباتنشدهای اینهمه ترویج شده و میشود! البته همین نیز ضعف نظریهپردازی ما را پیرامون انقلاب نشان میدهد. در پایان به یکی از دلایل آن اشاره میکنم.
نه! من این نظریه را نمیپذیرم و برخلاف آن، ادعا میکنم سرکوب شاه باعث انقلاب نشد. بگذارید توضیح دهم: وقتی میگوییم شاه سرکوب کرد در نتیجه انقلاب شد، یعنی اگر شاه سرکوب نمیکرد، انقلاب هم نمیشد، بلکه یک روند سیاسیِ عادی و مسالمتآمیزی امتداد مییافت. همین ادعایی نادرست یا دستکم اثباتناشده و اصلاً اثباتناشدنی است. اگر شاه فضای سیاسی را نمیبست، احتمالاً انقلاب ۵۷ خیلی زودتر رخ میداد. (این حرف به معنای تأیید سرکوب سیاسی نیست! من در مقام تحلیلگر سخن میگویم، نه در مقام داوری اخلاقی یا ارزشی! به عنوان لیبرال هرگونه سرکوب و عدول از دموکراسی را ناروا و بدفرجام میدانم.)
بگذارید استدلالی قیاسی هم بیان کنم. در این باره عموماً اتفاق نظر وجود دارد که دهۀ ۱۳۲۰ آزادترین دورۀ فعالیت سیاسی در ایران بود. پس از عزل رضاشاه در شهریور ۲۰ و آمدن شاه جوان و کماقتدار، فضای سیاسی کشور بسیار باز بود. اما در عرض یک دهه تنش سیاسی چنان بالا گرفت که کار به خروج شاه از کشور کشید! در فضای باز سیاسی، شاه در عرض یک دهه در آستانۀ سقوط قرار گرفت، اما با سرکوب سیاسی ربعقرن حکومت کرد؛ ضمن اینکه جامعۀ مخالفانش در آن ربعقرن دائم از آن جامعۀ مخالفِ سال ۳۲ نیرومندتر میشد! یعنی چه؟ یعنی بیایید فرض کنیم ترکیب اجتماعیِ ایران در سال ۳۲ که مصدق سرنگون شد، مانند ترکیب اجتماعی ایران در سال ۵۷ بود. آیا جناح شاهـزاهدی در برابر مصدق شانسی داشت؟ محال بود با هیچ اقدامی ــ از کنش سیاسی متعارف تا کودتا ــ بشود مصدق را سرنگون کرد.
حال نتیجهگیری چیست؟ شاه سرکوب کرد، انقلاب شد، اگر نمیکرد زودتر انقلاب میشد؟ ترجیح میدهم مرتکب همان اشتباهی که نقدش میکنم نشوم! برای همین از صدور حکم اثباتنشده و اثباتناشدنی خودداری میکنم و به جای آن فقط به انکار و ابطال همان نگرش شایع بسنده میکنم که میگوید: انقلاب شد، چون شاه سرکوب کرد!
پس آیا انقلاب محتوم بود؟ انقلاب ایران بیش از هر چیز نتیجۀ ایدئولوژیزه شدن جامعه بود: سه ایدئولوژی مارکسیستی، اسلامگرا و جمهوریخواه جامعه را سنگر به سنگر تصرف میکرد. شاه در برابر جامعهای که به چنین ایدئولوژیهای ضدشاهانهای مسلح بود، هیچ شانسی نداشت! هیچ بعید نمیدانم که در فضای باز سیاسی نیز این ایدئولوژیها از مسیرهایی دیگر و آسانتر جامعه را فتح میکرد و باز همین سرنوشت در انتظار شاه بود.
بحث در اینجا همان چیزی است که پیشتر دربارهاش بسیار گفتهام: معتقدم انقلاب کردنی است! یعنی برخلاف اینکه میگویند «انقلاب کردنی نیست»، بلکه ناگهان «انقلاب میشود»، معتقدم انقلاب به الیت و تودۀ کاملاً کنشگری نیاز دارد که حاضر باشند هزینۀ انقلاب را بپردازد، بر آن پافشاری کنند و در یک کلام «انقلاب کنند». اگر انقلاب «میشود»، به این دلیل است که گروهی انقلاب «میکنند». شاه با هیچ شیوۀ مملکتداری نمیتوانست باورمندان به آن سه ایدئولوژی را راضی نگه دارد. آن سه ایدئولوژی ماهیتاً در نفی سلطنت بود. فقط کافی بود آن ایدئولوژیها جامعه را تصرف کند... کار شاه تمام بود. پس آیا انقلاب محتوم بود؟ هر گاه آن سه ایدئولوژی جامعه را تصرف میکرد، انقلاب هم محتوم بود. نشان به آن نشانی که ایدئولوژیهای مارکسیسم و استعمارستیزی در همان سرآغازهای خود در سال ۳۲ ــ بدون کمک اسلامگرایی ــ چیزی نمانده بود شاه را براندازد!
📌همانها که دائم میگویند «انقلاب کردنی نیست، بلکه شدنی است»، دائم هم میگویند «انقلاب شد، چون شاه سرکوب کرد!» واقعیت این است که این انگاره بیش از آنکه دقیق و موشکافانه باشد، کنایی است و اتفاقاً به ویژه از سوی آن دسته از انقلابیهای ۵۷ مطرح میشود که از حکومت سربرآورده از انقلاب حذف شدند. دلیل تأکید آنها بر این ایده این است که بگوید شاه سرنگون شد چون سرکوب کرد، پس حاکمیت بعدی هم اگر چنین کند چنان میشود. به همین دلیل است که همیشه تأکید دارم کار علمی و نظری باید تا میتواند از نیات و کنش سیاسی عاری باشد تا به حقیقت وفادار بماند، نه اینکه کارچاقکن سیاست باشد.
✍مهدی تدینی
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
میگویند شاه سرنگون شد چون فضای سیاسی را بست و دموکراسی را تعطیل کرد. اگر به قانوناساسی مشروطه پایبند میماند و فضای سیاسی را نمیبست، کار به انقلاب نمیکشد. در امتداد همین تحلیل، اگر بپرسید پس چرا از وقتی دست به اصلاحات زد آتش انقلاب زبانه کشید و شتابی مهارناشدنی گرفت، پاسخ میدهند چون «دیگه دیر بود» (نامش را گذاشتهام «فرضیۀ دیگهدیربود!»). بیتعارف و به صراحت میگویم این نظریه نادرست است! شگفتا که چنین نظریۀ اثباتنشدهای اینهمه ترویج شده و میشود! البته همین نیز ضعف نظریهپردازی ما را پیرامون انقلاب نشان میدهد. در پایان به یکی از دلایل آن اشاره میکنم.
نه! من این نظریه را نمیپذیرم و برخلاف آن، ادعا میکنم سرکوب شاه باعث انقلاب نشد. بگذارید توضیح دهم: وقتی میگوییم شاه سرکوب کرد در نتیجه انقلاب شد، یعنی اگر شاه سرکوب نمیکرد، انقلاب هم نمیشد، بلکه یک روند سیاسیِ عادی و مسالمتآمیزی امتداد مییافت. همین ادعایی نادرست یا دستکم اثباتناشده و اصلاً اثباتناشدنی است. اگر شاه فضای سیاسی را نمیبست، احتمالاً انقلاب ۵۷ خیلی زودتر رخ میداد. (این حرف به معنای تأیید سرکوب سیاسی نیست! من در مقام تحلیلگر سخن میگویم، نه در مقام داوری اخلاقی یا ارزشی! به عنوان لیبرال هرگونه سرکوب و عدول از دموکراسی را ناروا و بدفرجام میدانم.)
بگذارید استدلالی قیاسی هم بیان کنم. در این باره عموماً اتفاق نظر وجود دارد که دهۀ ۱۳۲۰ آزادترین دورۀ فعالیت سیاسی در ایران بود. پس از عزل رضاشاه در شهریور ۲۰ و آمدن شاه جوان و کماقتدار، فضای سیاسی کشور بسیار باز بود. اما در عرض یک دهه تنش سیاسی چنان بالا گرفت که کار به خروج شاه از کشور کشید! در فضای باز سیاسی، شاه در عرض یک دهه در آستانۀ سقوط قرار گرفت، اما با سرکوب سیاسی ربعقرن حکومت کرد؛ ضمن اینکه جامعۀ مخالفانش در آن ربعقرن دائم از آن جامعۀ مخالفِ سال ۳۲ نیرومندتر میشد! یعنی چه؟ یعنی بیایید فرض کنیم ترکیب اجتماعیِ ایران در سال ۳۲ که مصدق سرنگون شد، مانند ترکیب اجتماعی ایران در سال ۵۷ بود. آیا جناح شاهـزاهدی در برابر مصدق شانسی داشت؟ محال بود با هیچ اقدامی ــ از کنش سیاسی متعارف تا کودتا ــ بشود مصدق را سرنگون کرد.
حال نتیجهگیری چیست؟ شاه سرکوب کرد، انقلاب شد، اگر نمیکرد زودتر انقلاب میشد؟ ترجیح میدهم مرتکب همان اشتباهی که نقدش میکنم نشوم! برای همین از صدور حکم اثباتنشده و اثباتناشدنی خودداری میکنم و به جای آن فقط به انکار و ابطال همان نگرش شایع بسنده میکنم که میگوید: انقلاب شد، چون شاه سرکوب کرد!
پس آیا انقلاب محتوم بود؟ انقلاب ایران بیش از هر چیز نتیجۀ ایدئولوژیزه شدن جامعه بود: سه ایدئولوژی مارکسیستی، اسلامگرا و جمهوریخواه جامعه را سنگر به سنگر تصرف میکرد. شاه در برابر جامعهای که به چنین ایدئولوژیهای ضدشاهانهای مسلح بود، هیچ شانسی نداشت! هیچ بعید نمیدانم که در فضای باز سیاسی نیز این ایدئولوژیها از مسیرهایی دیگر و آسانتر جامعه را فتح میکرد و باز همین سرنوشت در انتظار شاه بود.
بحث در اینجا همان چیزی است که پیشتر دربارهاش بسیار گفتهام: معتقدم انقلاب کردنی است! یعنی برخلاف اینکه میگویند «انقلاب کردنی نیست»، بلکه ناگهان «انقلاب میشود»، معتقدم انقلاب به الیت و تودۀ کاملاً کنشگری نیاز دارد که حاضر باشند هزینۀ انقلاب را بپردازد، بر آن پافشاری کنند و در یک کلام «انقلاب کنند». اگر انقلاب «میشود»، به این دلیل است که گروهی انقلاب «میکنند». شاه با هیچ شیوۀ مملکتداری نمیتوانست باورمندان به آن سه ایدئولوژی را راضی نگه دارد. آن سه ایدئولوژی ماهیتاً در نفی سلطنت بود. فقط کافی بود آن ایدئولوژیها جامعه را تصرف کند... کار شاه تمام بود. پس آیا انقلاب محتوم بود؟ هر گاه آن سه ایدئولوژی جامعه را تصرف میکرد، انقلاب هم محتوم بود. نشان به آن نشانی که ایدئولوژیهای مارکسیسم و استعمارستیزی در همان سرآغازهای خود در سال ۳۲ ــ بدون کمک اسلامگرایی ــ چیزی نمانده بود شاه را براندازد!
📌همانها که دائم میگویند «انقلاب کردنی نیست، بلکه شدنی است»، دائم هم میگویند «انقلاب شد، چون شاه سرکوب کرد!» واقعیت این است که این انگاره بیش از آنکه دقیق و موشکافانه باشد، کنایی است و اتفاقاً به ویژه از سوی آن دسته از انقلابیهای ۵۷ مطرح میشود که از حکومت سربرآورده از انقلاب حذف شدند. دلیل تأکید آنها بر این ایده این است که بگوید شاه سرنگون شد چون سرکوب کرد، پس حاکمیت بعدی هم اگر چنین کند چنان میشود. به همین دلیل است که همیشه تأکید دارم کار علمی و نظری باید تا میتواند از نیات و کنش سیاسی عاری باشد تا به حقیقت وفادار بماند، نه اینکه کارچاقکن سیاست باشد.
✍مهدی تدینی
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅انقلاب کردنی است یا شدنی است؟
«انقلاب نمیکنند، انقلاب میشود!» این تعبیر عجیبی است که از سوی برخی فعالان سیاسی قدیمی مطرح میشود. در سالهای اخیر که بازار مصاحبه با فعالان سیاسی قدیمی داغ است، این تعبیر را زیاد میشنویم. مصاحبهکننده میپرسد: «شما چرا انقلاب کردید؟» و مصاحبهشونده بیدرنگ پاسخ میدهد: «انقلاب نمیکنند، انقلاب میشود!» معنای این جمله این است: «ما انقلاب نکردیم، انقلاب شد، ما هم در آن حضور داشتیم».
اما این جمله یک «نظریه» است؛ نظریهای که میگوید «انقلاب کردنی نیست، شدنی است». به گمانم دلایلی روانشناختی باعث میشود عدهای چنین نظریهای را مطرح کنند: مدافعان این نظریه معمولاً آن دسته از فعالان سیاسیاند که پس از انقلاب دچار سرخوردگی، سرکوب یا حذف شدند. اینان هم منتقد رخدادهای پساانقلابند و هم نمیخواهند تصور شود دلیل مشکلاتشان پس از انقلاب خود انقلاب بود. این دسته دچار تناقض و تعارضی درونیاند: از سویی حس میکنند پس از انقلاب آسیب دیدند و اوضاع مطابق میلشان پیش نرفت، از دیگر سو اگر انقلاب را زیر سوال ببرند، عملکرد انقلابی خودشان را زیر سؤال بردهاند و تقصیر به دامان خودشان هم کشیده میشود؛ به همین دلیل نظریۀ «انقلاب نکردیم، انقلاب شد» را ساختهاند. با این نظریه به هدفی روانشناختی دست مییابند: خود را قربانی محض درک میکنند و جلوه میدهند. اول حاکمانی خطاکار با عملکردشان باعث شدند انقلاب «شود» و پس از انقلاب هم به آنها جفا شد.
اما تعبیر «انقلاب نمیکنند، انقلاب میشود» یعنی چه؟ این نظریه یعنی انقلاب نتیجۀ یک روند سیاسی و جامعهشناختی است که منطق و جزمیات خودش را دارد. وقتی حاکمانی به اصول حکمرانی مردمسالارانه پایبند نباشند، دست مردم را از مداخله در سرنوشتشان کوتاه میکنند و در این راه از ابزارهای خشن و بیدادگرانه استفاده کنند. نتیجه این میشود که مردم از حاکمان بیگانه میشوند. وقتی این بیگانگی به حد مفرطی رسید (که تعریف روشنی هم ندارد)، دیگ جامعه منفجر میشود و انقلاب «میشود». بنابراین در این نظریه یک مقصر اصلی وجود دارد که او «حاکم بیدادگر» است. به همین دلیل کسانی که به نظریۀ «انقلاب کردنی نیست، شدنی است» باور دارند، در نهایت به این نتیجه میرسند که «عامل اصلی انقلاب ۵۷ شاه بود».
اما این نظریه دریافتی غلط از انقلاب است و چنانکه اشاره شد، فقط میتواند فوایدی روانشناختی و تسلابخش برای کسانی داشته باشد که نمیتوانند معضل روانی خود را با انقلاب حل کنند: انقلابی که در آن سهیم بودند یا به آن علاقه داشتند، اما حس میکنند از آن مغبون شدهاند یا نتایجش را نمیپسندند. حال اگر پای صحبت آن دست انقلابیهای ۵۷ بنشینید که به انقلاب و نتایجش ایمان دارند، همچنان پرشور تعریف میکنند که چگونه انقلاب «کردند»، چگونه اسباب انقلاب را فراهم کردند، برایش کوشیدند و در نهایت پیروز شدند. خلاصه محکم میگویند: «ما انقلاب کردیم». البته منکر خطاهای آن حاکم بیدادگر نیستند، اما شرح میدهند چگونه جامعه را به سوی انقلاب سوق دادند.
اتفاقاً این گروه دوم دریافت درستتری از انقلاب دارند و ناخودآگاه صادقتر هم هستند (چون آن رابطۀ روانرنجورانه را با انقلاب ندارند). حق با گروه دوم است: انقلاب «کردنی» است. انقلاب به «الیتی انقلابی» نیاز دارد که شبکۀ انسانی گستردهای بسازد و جامعه را انقلابی کند. این الیت به ایدئولوژی(های) انقلابی نیرومندی نیاز دارد تا جامعه را اقناع کند و در رأس همه رهبری که فصلالخطاب الیت انقلابی باشد. در واقع اینان هستند که انقلاب «میکنند» و اتفاقاً آزرده میشوند اگر نقششان را در انقلاب زیر سؤال ببرید!
انقلاب را ایدئولوژیهای انقلابی و پیروانشان «میکنند»؛ مانند انقلاب ۵۷ که سه ایدئولوژی نیرومند در آن دخیل بودند: اسلامگرایی، مارکسیسم و جمهوریخواهی. شاه تحت هیچ شرایطی نمیتوانست کاری کند که این سه ایدئولوژی را از خود راضی نگهدارد: جمهوریخواهی و مارکسیسم که کلاً نفی هر نوع سلطنتی است، حتی مشروطه؛ انتظارات اسلامگرایی نیز گستردهتر از آن بود کهبا پایین کشیدن فتیلۀ لیبرالیسازی و سکولارسازی راضی شود. بنابراین این الیت انقلاب همان «فاعلان» انقلابند؛ انقلاب«کنندگان».
حکومت شاه در برابر این سه ایدئولوژی فلج بود. در اینجا هواداران نظریۀ «انقلاب کردنی نیست و شدنی است» میگویند اگر شاه فضا را نمیبست، انقلاب نمیشد. اما بهترین گواه نادرستی این ادعا رخدادهای سال ۱۳۳۲ است که به نزاع شاه و مصدق منجر شد. همۀ اهالی سیاست متفقالقولند که دهۀ ۱۳۲۰ دهۀ آزادیهای سیاسی بود. اما این آزادیها هم به نبرد قدرتی منجر شد که شاه فقط با کمک نظامیان توانست در قدرت بماند. بنابراین انقلاب کردنی است؛ به همین دلیل حکومتهای غیردموکراتیک میکوشند انقلاب«کنندگان» بالقوه را خنثی کنند.
✍مهدی تدینی
«انقلاب نمیکنند، انقلاب میشود!» این تعبیر عجیبی است که از سوی برخی فعالان سیاسی قدیمی مطرح میشود. در سالهای اخیر که بازار مصاحبه با فعالان سیاسی قدیمی داغ است، این تعبیر را زیاد میشنویم. مصاحبهکننده میپرسد: «شما چرا انقلاب کردید؟» و مصاحبهشونده بیدرنگ پاسخ میدهد: «انقلاب نمیکنند، انقلاب میشود!» معنای این جمله این است: «ما انقلاب نکردیم، انقلاب شد، ما هم در آن حضور داشتیم».
اما این جمله یک «نظریه» است؛ نظریهای که میگوید «انقلاب کردنی نیست، شدنی است». به گمانم دلایلی روانشناختی باعث میشود عدهای چنین نظریهای را مطرح کنند: مدافعان این نظریه معمولاً آن دسته از فعالان سیاسیاند که پس از انقلاب دچار سرخوردگی، سرکوب یا حذف شدند. اینان هم منتقد رخدادهای پساانقلابند و هم نمیخواهند تصور شود دلیل مشکلاتشان پس از انقلاب خود انقلاب بود. این دسته دچار تناقض و تعارضی درونیاند: از سویی حس میکنند پس از انقلاب آسیب دیدند و اوضاع مطابق میلشان پیش نرفت، از دیگر سو اگر انقلاب را زیر سوال ببرند، عملکرد انقلابی خودشان را زیر سؤال بردهاند و تقصیر به دامان خودشان هم کشیده میشود؛ به همین دلیل نظریۀ «انقلاب نکردیم، انقلاب شد» را ساختهاند. با این نظریه به هدفی روانشناختی دست مییابند: خود را قربانی محض درک میکنند و جلوه میدهند. اول حاکمانی خطاکار با عملکردشان باعث شدند انقلاب «شود» و پس از انقلاب هم به آنها جفا شد.
اما تعبیر «انقلاب نمیکنند، انقلاب میشود» یعنی چه؟ این نظریه یعنی انقلاب نتیجۀ یک روند سیاسی و جامعهشناختی است که منطق و جزمیات خودش را دارد. وقتی حاکمانی به اصول حکمرانی مردمسالارانه پایبند نباشند، دست مردم را از مداخله در سرنوشتشان کوتاه میکنند و در این راه از ابزارهای خشن و بیدادگرانه استفاده کنند. نتیجه این میشود که مردم از حاکمان بیگانه میشوند. وقتی این بیگانگی به حد مفرطی رسید (که تعریف روشنی هم ندارد)، دیگ جامعه منفجر میشود و انقلاب «میشود». بنابراین در این نظریه یک مقصر اصلی وجود دارد که او «حاکم بیدادگر» است. به همین دلیل کسانی که به نظریۀ «انقلاب کردنی نیست، شدنی است» باور دارند، در نهایت به این نتیجه میرسند که «عامل اصلی انقلاب ۵۷ شاه بود».
اما این نظریه دریافتی غلط از انقلاب است و چنانکه اشاره شد، فقط میتواند فوایدی روانشناختی و تسلابخش برای کسانی داشته باشد که نمیتوانند معضل روانی خود را با انقلاب حل کنند: انقلابی که در آن سهیم بودند یا به آن علاقه داشتند، اما حس میکنند از آن مغبون شدهاند یا نتایجش را نمیپسندند. حال اگر پای صحبت آن دست انقلابیهای ۵۷ بنشینید که به انقلاب و نتایجش ایمان دارند، همچنان پرشور تعریف میکنند که چگونه انقلاب «کردند»، چگونه اسباب انقلاب را فراهم کردند، برایش کوشیدند و در نهایت پیروز شدند. خلاصه محکم میگویند: «ما انقلاب کردیم». البته منکر خطاهای آن حاکم بیدادگر نیستند، اما شرح میدهند چگونه جامعه را به سوی انقلاب سوق دادند.
اتفاقاً این گروه دوم دریافت درستتری از انقلاب دارند و ناخودآگاه صادقتر هم هستند (چون آن رابطۀ روانرنجورانه را با انقلاب ندارند). حق با گروه دوم است: انقلاب «کردنی» است. انقلاب به «الیتی انقلابی» نیاز دارد که شبکۀ انسانی گستردهای بسازد و جامعه را انقلابی کند. این الیت به ایدئولوژی(های) انقلابی نیرومندی نیاز دارد تا جامعه را اقناع کند و در رأس همه رهبری که فصلالخطاب الیت انقلابی باشد. در واقع اینان هستند که انقلاب «میکنند» و اتفاقاً آزرده میشوند اگر نقششان را در انقلاب زیر سؤال ببرید!
انقلاب را ایدئولوژیهای انقلابی و پیروانشان «میکنند»؛ مانند انقلاب ۵۷ که سه ایدئولوژی نیرومند در آن دخیل بودند: اسلامگرایی، مارکسیسم و جمهوریخواهی. شاه تحت هیچ شرایطی نمیتوانست کاری کند که این سه ایدئولوژی را از خود راضی نگهدارد: جمهوریخواهی و مارکسیسم که کلاً نفی هر نوع سلطنتی است، حتی مشروطه؛ انتظارات اسلامگرایی نیز گستردهتر از آن بود کهبا پایین کشیدن فتیلۀ لیبرالیسازی و سکولارسازی راضی شود. بنابراین این الیت انقلاب همان «فاعلان» انقلابند؛ انقلاب«کنندگان».
حکومت شاه در برابر این سه ایدئولوژی فلج بود. در اینجا هواداران نظریۀ «انقلاب کردنی نیست و شدنی است» میگویند اگر شاه فضا را نمیبست، انقلاب نمیشد. اما بهترین گواه نادرستی این ادعا رخدادهای سال ۱۳۳۲ است که به نزاع شاه و مصدق منجر شد. همۀ اهالی سیاست متفقالقولند که دهۀ ۱۳۲۰ دهۀ آزادیهای سیاسی بود. اما این آزادیها هم به نبرد قدرتی منجر شد که شاه فقط با کمک نظامیان توانست در قدرت بماند. بنابراین انقلاب کردنی است؛ به همین دلیل حکومتهای غیردموکراتیک میکوشند انقلاب«کنندگان» بالقوه را خنثی کنند.
✍مهدی تدینی