Forwarded from پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد
درباره برخورد استالین با قوامالسلطنه در مسکو و عکسالعمل قوامالسلطنه
در آن سفری که قوامالسلطنه رفت برای [دیدار با استالین و حل] قضیه آذربایجان به روسیه…
س- که میشود مارچ ۱۹۴۶ (بهمن و اسفند ۱۳۲۴).
ج- بله درست تاریخش را نمیدانم آنموقع بوده. بله رفت به روسیه یک هیئتی که همراهش رفتند مرحوم نیکپور بود و چند نفر دیگر که نمیدانم ولی خلاصه جهانگیر تفضلی هم قاطی اینها بود.
جهانگیر تفضّلی سالها بعد که من رفتم ایران سه چهار سال پیش بود یکیاش که حرف میزد راجع به قوامالسلطنه آن مطلب را گفت خیلی برای من جالب بود. میگفت ما وارد روسیه که شدیم، وارد مسکو که شدیم بعد از ظهری بود، شبی بود، ما را بردند به یکی از این ویلاهایی که مخصوص مهمانهای خارجی است. آنجا بودیم و بعد گفتند شب بیایید به خدمت مارشال استالین برسید.
میگفت رفتیم و اول که وارد کرملین شدیم [ویاچسلاو] مولوتف [وزیر خارجه شوروی] بود و مولوتف ما را برد در اتاق انتظار مارشال استالین. [جهانگیر تفضلی] میگفت در حدود یک هفت هشت دقیقهای ما آنجا منتظر شدیم بعد در باز شد و گفتند بروید تو پهلوی مارشال. میگفت قوامالسلطنه رفت و پشت سرش ماها رفتیم و میگفت دیدیم تو اتاق هیچکس نیست. یک نقشهای به دیوار است و استالین وایستاده دارد این نقشه را تماشا میکند پشتش هم به ما است. گفت اولین چیزی که من متوجه شدم دیدم استالین برخلاف آن غولی که ما فکر میکردیم استالین خیلی آدم بالاخره پرجثهای باشد دیدیم یک آدم خیلی قد کوتاه و کوچکی هم هست ولی پشتش به ما بود دارد یک نقشه تماشا میکند. بالکل اصلاً برنگشت به ما هیچ حرفی هم بزند.
تا بعد از یک چند دقیقهای مولوتوف یک سرفهای کرد یک سروصدایی درآورد که این استالین برگردد ببیند چه خبر است. استالین برگشت آمد جلو و دست داد و خیلی تشریفاتی یک چند دقیقهای نشست و گفت خیلی خب بروید و دو ساعت دیگر بیایید مذاکرات را شروع میکنیم. دو ساعت دیگر میشد ساعت یازده این موقعهای شب. میگفت معلوم بود از چهره قوامالسلطنه که واقعاً خیلی عصبانی است.
وقتی آمدیم از اتاق بیرون به مترجم که کسی گویا به اسم حبیب دُری بوده همچین اسمی حبیب دُری مترجم بوده آنجا. میگفت [قوامالسلطنه] به این [مترجم] گفت که «به آقای مولوتف بگویید که دیگر لزومی نداره ما امشب جلسهای داشته باشیم چون ما داریم برمیگردیم و این چمدانهای ما را هم بگویید از ویلا بگذارند توی ماشین و برمیگردیم فرودگاه ما برمیگردیم برویم مملکتمان. ما حرفی نداریم با هم.»
میگفت ماند مترجم و یک مدتی مکث کرد که ببیند درست دارد میشنود. [قوامالسلطنه] گفت آقا همین که گفتم عین این را شما ترجمه کنید. گفت عین این را ترجمه کرد به مولوتف و مولوتف گفت چرا چطور شده؟ گفت «برای اینکه به من اهانت شده. شما صدراعظم ایران را نمیتوانید ده دقیقه بیست دقیقه تو اتاق انتظار نگه دارید بعد هم که من وارد اتاق میشوم مارشال دارد نقشه تماشا میکند پشتش به من است بیاحترامی به من کرده من تحمل این را ندارم و برمیگردم و هیچ حرفی هم ندارم هر کار هم میخواهید بکنید بکنید. تصمیم شما خیلی قوی است و زورتان میرسد هر کار میخواهید بکنید بکنید ولی حق اهانت به من را ندارید. و حق اهانت را به من ندارید و من برمیگردم.»
مولوتف هم گفت اینکه نمیشود گفت نه همین که هست هست و خواهش هم میکنم من هم از اینجا میروم سفارت ماشین بفرستید چمدانهای ما را بیاورند ما برمیگردیم همین امشب. بعد راهش را کشید رفت. بعد از نیمساعت فوری مولوتف برگشت و دور زد که آقا مارشال خیلی عذرخواهی کردند این سوءتفاهم شده همچین چیزی نبوده و برگردید شام را با مارشال بخورید میگفت وقتی برگشتیم اصلاً ورق برگشته بود مارشال استالین خیلی روی خوش نشان داد و خیلی پذیرایی گرمی کرد و خیلی احترام گذاشت به قوامالسلطنه و اینها میگفت خلاصه اینها دیدند قوامالسلطنه یک آدمی نیست که بتوانند روز اول بترسانندش و اینها. این را از شجاعت قوام تعریف میکرد.
بخشی از مصاحبه احمد قریشی (۱۳۱۳-؟) با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار سوم
تاریخ مصاحبه: ۹ بهمن ۱۳۶۱
مصاحبه کننده: حبیب لاجوردی
#تکه_مصاحبه
https://t.me/tarikh_shafahi_iran_project
در آن سفری که قوامالسلطنه رفت برای [دیدار با استالین و حل] قضیه آذربایجان به روسیه…
س- که میشود مارچ ۱۹۴۶ (بهمن و اسفند ۱۳۲۴).
ج- بله درست تاریخش را نمیدانم آنموقع بوده. بله رفت به روسیه یک هیئتی که همراهش رفتند مرحوم نیکپور بود و چند نفر دیگر که نمیدانم ولی خلاصه جهانگیر تفضلی هم قاطی اینها بود.
جهانگیر تفضّلی سالها بعد که من رفتم ایران سه چهار سال پیش بود یکیاش که حرف میزد راجع به قوامالسلطنه آن مطلب را گفت خیلی برای من جالب بود. میگفت ما وارد روسیه که شدیم، وارد مسکو که شدیم بعد از ظهری بود، شبی بود، ما را بردند به یکی از این ویلاهایی که مخصوص مهمانهای خارجی است. آنجا بودیم و بعد گفتند شب بیایید به خدمت مارشال استالین برسید.
میگفت رفتیم و اول که وارد کرملین شدیم [ویاچسلاو] مولوتف [وزیر خارجه شوروی] بود و مولوتف ما را برد در اتاق انتظار مارشال استالین. [جهانگیر تفضلی] میگفت در حدود یک هفت هشت دقیقهای ما آنجا منتظر شدیم بعد در باز شد و گفتند بروید تو پهلوی مارشال. میگفت قوامالسلطنه رفت و پشت سرش ماها رفتیم و میگفت دیدیم تو اتاق هیچکس نیست. یک نقشهای به دیوار است و استالین وایستاده دارد این نقشه را تماشا میکند پشتش هم به ما است. گفت اولین چیزی که من متوجه شدم دیدم استالین برخلاف آن غولی که ما فکر میکردیم استالین خیلی آدم بالاخره پرجثهای باشد دیدیم یک آدم خیلی قد کوتاه و کوچکی هم هست ولی پشتش به ما بود دارد یک نقشه تماشا میکند. بالکل اصلاً برنگشت به ما هیچ حرفی هم بزند.
تا بعد از یک چند دقیقهای مولوتوف یک سرفهای کرد یک سروصدایی درآورد که این استالین برگردد ببیند چه خبر است. استالین برگشت آمد جلو و دست داد و خیلی تشریفاتی یک چند دقیقهای نشست و گفت خیلی خب بروید و دو ساعت دیگر بیایید مذاکرات را شروع میکنیم. دو ساعت دیگر میشد ساعت یازده این موقعهای شب. میگفت معلوم بود از چهره قوامالسلطنه که واقعاً خیلی عصبانی است.
وقتی آمدیم از اتاق بیرون به مترجم که کسی گویا به اسم حبیب دُری بوده همچین اسمی حبیب دُری مترجم بوده آنجا. میگفت [قوامالسلطنه] به این [مترجم] گفت که «به آقای مولوتف بگویید که دیگر لزومی نداره ما امشب جلسهای داشته باشیم چون ما داریم برمیگردیم و این چمدانهای ما را هم بگویید از ویلا بگذارند توی ماشین و برمیگردیم فرودگاه ما برمیگردیم برویم مملکتمان. ما حرفی نداریم با هم.»
میگفت ماند مترجم و یک مدتی مکث کرد که ببیند درست دارد میشنود. [قوامالسلطنه] گفت آقا همین که گفتم عین این را شما ترجمه کنید. گفت عین این را ترجمه کرد به مولوتف و مولوتف گفت چرا چطور شده؟ گفت «برای اینکه به من اهانت شده. شما صدراعظم ایران را نمیتوانید ده دقیقه بیست دقیقه تو اتاق انتظار نگه دارید بعد هم که من وارد اتاق میشوم مارشال دارد نقشه تماشا میکند پشتش به من است بیاحترامی به من کرده من تحمل این را ندارم و برمیگردم و هیچ حرفی هم ندارم هر کار هم میخواهید بکنید بکنید. تصمیم شما خیلی قوی است و زورتان میرسد هر کار میخواهید بکنید بکنید ولی حق اهانت به من را ندارید. و حق اهانت را به من ندارید و من برمیگردم.»
مولوتف هم گفت اینکه نمیشود گفت نه همین که هست هست و خواهش هم میکنم من هم از اینجا میروم سفارت ماشین بفرستید چمدانهای ما را بیاورند ما برمیگردیم همین امشب. بعد راهش را کشید رفت. بعد از نیمساعت فوری مولوتف برگشت و دور زد که آقا مارشال خیلی عذرخواهی کردند این سوءتفاهم شده همچین چیزی نبوده و برگردید شام را با مارشال بخورید میگفت وقتی برگشتیم اصلاً ورق برگشته بود مارشال استالین خیلی روی خوش نشان داد و خیلی پذیرایی گرمی کرد و خیلی احترام گذاشت به قوامالسلطنه و اینها میگفت خلاصه اینها دیدند قوامالسلطنه یک آدمی نیست که بتوانند روز اول بترسانندش و اینها. این را از شجاعت قوام تعریف میکرد.
بخشی از مصاحبه احمد قریشی (۱۳۱۳-؟) با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار سوم
تاریخ مصاحبه: ۹ بهمن ۱۳۶۱
مصاحبه کننده: حبیب لاجوردی
#تکه_مصاحبه
https://t.me/tarikh_shafahi_iran_project
Telegram
پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد
مصاحبههای پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد به کوشش حبیب لاجوردی
این کانال زیرنظر مدیران پروژه اصلی نیست.
@AmirHAzad
آدرس سایت:
https://iranhistory.net/
حمایت مالی:
https://hamibash.com/iranhistory
این کانال زیرنظر مدیران پروژه اصلی نیست.
@AmirHAzad
آدرس سایت:
https://iranhistory.net/
حمایت مالی:
https://hamibash.com/iranhistory
⚫️⚫️⚫️
انالله و انا الیه راجعون
همکار فرهیخته و دانشمند
جناب آقای دکتر ابوالحسنی
با نهایت تاسف و تاثر خبر جانسوز درگذشت برادر گرامیتان خانواده بزرگ فرهنگیان و بخصوص اعضای انجمن علمی معلمان تاریخ استان اصفهان را داغدار کرد.
بی شک اگر کسی فلسفه مرگ را نداند، کمر زیر بار هجرت برادر خم می کند، اما با توجه به باور عمیق حضرتعالی از کوچ روح و دانایی مثال زدنی شما، صرفا فقدان جسم ظاهری اش را تسلیت گفته و آرزومندیم روح پر فتوحش با صالحین و پهلوانان هم مسلکش محشور شود.
انجمن علمی معلمان تاریخ استان اصفهان
@tarbd
انالله و انا الیه راجعون
همکار فرهیخته و دانشمند
جناب آقای دکتر ابوالحسنی
با نهایت تاسف و تاثر خبر جانسوز درگذشت برادر گرامیتان خانواده بزرگ فرهنگیان و بخصوص اعضای انجمن علمی معلمان تاریخ استان اصفهان را داغدار کرد.
بی شک اگر کسی فلسفه مرگ را نداند، کمر زیر بار هجرت برادر خم می کند، اما با توجه به باور عمیق حضرتعالی از کوچ روح و دانایی مثال زدنی شما، صرفا فقدان جسم ظاهری اش را تسلیت گفته و آرزومندیم روح پر فتوحش با صالحین و پهلوانان هم مسلکش محشور شود.
انجمن علمی معلمان تاریخ استان اصفهان
@tarbd
Forwarded from خانه فرهنگیان ایران
پوستر ویژه #تحصن_سراسری_معلمان
1⃣ ۹ و ۱۰ بهمن ۱۴۰۰(تحصن - در دفتر مدرسههای محل خدمت خود مینشینیم)
2⃣ روز دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۰ صبح تجمع:
تهران و البرز: مقابل مجلس(روبروی ایستگاه مترو بهارستان)
مراکز استانها: مقابل اداره کل آموزش و پرورش
شهرستانها: مقابل اداره آموزش و پرورش شهرستان
📱مناسب استوری
به زودی پوسترهای جدید برای تحصن در کانال قرار میگیرد...
خانه فرهنگیان را دنبال کنید👇
☑️ https://t.me/+VCKojHzOmDkyYzE0
1⃣ ۹ و ۱۰ بهمن ۱۴۰۰(تحصن - در دفتر مدرسههای محل خدمت خود مینشینیم)
2⃣ روز دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۰ صبح تجمع:
تهران و البرز: مقابل مجلس(روبروی ایستگاه مترو بهارستان)
مراکز استانها: مقابل اداره کل آموزش و پرورش
شهرستانها: مقابل اداره آموزش و پرورش شهرستان
📱مناسب استوری
به زودی پوسترهای جدید برای تحصن در کانال قرار میگیرد...
خانه فرهنگیان را دنبال کنید👇
☑️ https://t.me/+VCKojHzOmDkyYzE0
🎙اطلاعیه سخنرانی
گروه تاریخ اداره آموزش و پرورش ناحیه ۲ اصفهان برگزار می کند:
تاریخ احزاب سیاسی در ایران
🗓شنبه 9 بهمن - ساعت 17
آدرس ورود به جلسه:
https://www.skyroom.online/ch/farzaneganamin3/tarikh
📌با گزینه مهمان وارد شوید
📌شرکت در سخنرانی برای عموم آزاد است.
@tarbd
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
گروه تاریخ اداره آموزش و پرورش ناحیه ۲ اصفهان برگزار می کند:
تاریخ احزاب سیاسی در ایران
🗓شنبه 9 بهمن - ساعت 17
آدرس ورود به جلسه:
https://www.skyroom.online/ch/farzaneganamin3/tarikh
📌با گزینه مهمان وارد شوید
📌شرکت در سخنرانی برای عموم آزاد است.
@tarbd
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🏛ملخ ها باعث صلح ایران و روم شدند...
در جنگ کوربولو و بلاش اول اشکانی اتفاقی افتاد که آنان تصمیم به صلح گرفتند. این نشان می دهد که هر دو جناح به حوادث و تبعات آن اتفاقات واقف بودند. در تاریخ چنین اتفاقات زیادی افتاده که باعث صلح گردید. در اینجا حمله ملخ ها به مزارع بین النهرین مورد توجه قرار گرفت. گاهی ماه گرفتگی و خورشید گرفتگی و گاه زلزله و سیل و بیماری های فراگیر مسبب صلح های اجباری می شدند.
✍️مشکور، محمد جواد، تاریخ نظامی ایران (جنگ های دوره اشکانی)، تهران: نشر ستاد بزرگ ارتشتاران، ۲۵۳۵ شاهنشاهی، ص۱۲۱
🏛 تاریخ ما
@tarbd
در جنگ کوربولو و بلاش اول اشکانی اتفاقی افتاد که آنان تصمیم به صلح گرفتند. این نشان می دهد که هر دو جناح به حوادث و تبعات آن اتفاقات واقف بودند. در تاریخ چنین اتفاقات زیادی افتاده که باعث صلح گردید. در اینجا حمله ملخ ها به مزارع بین النهرین مورد توجه قرار گرفت. گاهی ماه گرفتگی و خورشید گرفتگی و گاه زلزله و سیل و بیماری های فراگیر مسبب صلح های اجباری می شدند.
✍️مشکور، محمد جواد، تاریخ نظامی ایران (جنگ های دوره اشکانی)، تهران: نشر ستاد بزرگ ارتشتاران، ۲۵۳۵ شاهنشاهی، ص۱۲۱
🏛 تاریخ ما
@tarbd
Forwarded from BBCPersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معلمان در ایران از امروز نهم بهمن اعتصاب سراسری دو روزهای را آغاز کرده و اعلام کردهاند که در پایان اعتصاب، تجمع اعتراضی برگزار خواهند کرد.
تصاویر اعتصاب معلمان در شهرهای مختلف ایران در شبکههای اجتماعی منتشر شده که معلمان را در دفتر مدارس در حالی نشان میدهد که مطالباتشان را به صورت پلاکاردهایی در دست دارند.
معلمان دبیرستان امیرکبیر کرج تحصن خود را با آواز مرغ سحر همساز کردهاند که در این ویدیو میبینید.
@BBCPersian
تصاویر اعتصاب معلمان در شهرهای مختلف ایران در شبکههای اجتماعی منتشر شده که معلمان را در دفتر مدارس در حالی نشان میدهد که مطالباتشان را به صورت پلاکاردهایی در دست دارند.
معلمان دبیرستان امیرکبیر کرج تحصن خود را با آواز مرغ سحر همساز کردهاند که در این ویدیو میبینید.
@BBCPersian
و اما واکنش عجیب آموزش و پرورش!!!🤔
♦️دانش آموزان به مدرسه بروند؛ هزینه های کرونایی پرداخت میشود!
مدیر کل رفاه و پشتیبانی آموزش و پرورش:
🔹هزینه های بستری دانش آموزان مبتلا به کرونا تا سقف ١٠ میلیون تومان پرداخت می شود.
🔹آموزش و پرورش همچنین هزینه های درمانی سرپایی و بیمارستانی ناشی از هر حادثه برای دانش آموزان را تا سقف شش میلیون تومان پرداخت می کند.
🔹همچنین خانواده های دانش آموزان متوفی ناشی از هر حادثه در داخل و یا خارج از مدرسه تا سقف ١۵ میلیون تومان غرامت فوت دریافت می کنند./ صداوسیما
🆔️ @Ahar_25 💯
♦️دانش آموزان به مدرسه بروند؛ هزینه های کرونایی پرداخت میشود!
مدیر کل رفاه و پشتیبانی آموزش و پرورش:
🔹هزینه های بستری دانش آموزان مبتلا به کرونا تا سقف ١٠ میلیون تومان پرداخت می شود.
🔹آموزش و پرورش همچنین هزینه های درمانی سرپایی و بیمارستانی ناشی از هر حادثه برای دانش آموزان را تا سقف شش میلیون تومان پرداخت می کند.
🔹همچنین خانواده های دانش آموزان متوفی ناشی از هر حادثه در داخل و یا خارج از مدرسه تا سقف ١۵ میلیون تومان غرامت فوت دریافت می کنند./ صداوسیما
🆔️ @Ahar_25 💯
🔥جشن سده؛
📝 سرودهٔ بانو هما ارژنگی
دهم بهمن زمان و هنگام جشن سده است. این جشن بر ملت بزرگوار ایران همایون و خجسته باد. شعر سده سرودهٔ بانو هما ارژنگی - به مناسبت جشن سده پیشکش گرامیان میگردد.
ای آتش سرخ تیرگی سوز
ای روشن آشیان بر افروز
ای بر شده آتش نیایش
ای خرمن گرم سوز سرکش
از دور مهین گو کیانی
هوشنگ نژاده یادمانی
آورد ترا به فر و فرهنگ
چون گو هر سفته از دل سنگ
افروخت به هیمههای سوزان
بس آتش پر فروغ و تابان
وان روز نشاط و گاه امید
جشن سدهٔ خجسته نامید
ای معبد مهر از تو روشن
هر گلخن مرده از تو گلشن
از نور تو آسمان بر افروخت
دم سردی خاک و تیرگی سوخت
مهر تو به خاک مرده جان داد
بر آب فسرده دل روا ن داد
دم سردی و هیبت زمستان
بردی به فروغ خویش آسان
آری تو فروغ ایزدانی
آرایش بزم موبدانی
جشن سده از تو یادگار است
میلاد سحر به شام تار است
ای آتش جان فروز تابان
با مهر چو بستهای تو پیمان
هر تیره که اهرمن بزا ید
در پای فروغ تو نپاید
اینک به امید پاک دادار
آن یاور مهربان و غمخوار
بر خیزم و دست بر فشانم
وز شوق سرود تازه خوانم
از هیمه اجاق بر فروزم
غمنامهٔ تیرگی بسوزم
اکنون که زمان شاد ما نیست
هنگامهٔ بزم و کامرا نیست
ای یار خجسته ای نکوکار
از چهره نقاب غصه بر دار
از عشق تو آتشی به پا کن
دلتنگی و خامشی رها کن
تا باد جهان به کام تو نوش
آیین کهن مکن فرامو ش
آذر ماه هزار و سیصد و هشتاد و یک هما ارژنگی
@tarbd
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📝 سرودهٔ بانو هما ارژنگی
دهم بهمن زمان و هنگام جشن سده است. این جشن بر ملت بزرگوار ایران همایون و خجسته باد. شعر سده سرودهٔ بانو هما ارژنگی - به مناسبت جشن سده پیشکش گرامیان میگردد.
ای آتش سرخ تیرگی سوز
ای روشن آشیان بر افروز
ای بر شده آتش نیایش
ای خرمن گرم سوز سرکش
از دور مهین گو کیانی
هوشنگ نژاده یادمانی
آورد ترا به فر و فرهنگ
چون گو هر سفته از دل سنگ
افروخت به هیمههای سوزان
بس آتش پر فروغ و تابان
وان روز نشاط و گاه امید
جشن سدهٔ خجسته نامید
ای معبد مهر از تو روشن
هر گلخن مرده از تو گلشن
از نور تو آسمان بر افروخت
دم سردی خاک و تیرگی سوخت
مهر تو به خاک مرده جان داد
بر آب فسرده دل روا ن داد
دم سردی و هیبت زمستان
بردی به فروغ خویش آسان
آری تو فروغ ایزدانی
آرایش بزم موبدانی
جشن سده از تو یادگار است
میلاد سحر به شام تار است
ای آتش جان فروز تابان
با مهر چو بستهای تو پیمان
هر تیره که اهرمن بزا ید
در پای فروغ تو نپاید
اینک به امید پاک دادار
آن یاور مهربان و غمخوار
بر خیزم و دست بر فشانم
وز شوق سرود تازه خوانم
از هیمه اجاق بر فروزم
غمنامهٔ تیرگی بسوزم
اکنون که زمان شاد ما نیست
هنگامهٔ بزم و کامرا نیست
ای یار خجسته ای نکوکار
از چهره نقاب غصه بر دار
از عشق تو آتشی به پا کن
دلتنگی و خامشی رها کن
تا باد جهان به کام تو نوش
آیین کهن مکن فرامو ش
آذر ماه هزار و سیصد و هشتاد و یک هما ارژنگی
@tarbd
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅به مناسبت سالروز درگذشت سید حسن تقی زاده
تقی زاده از زبان خودش در سه پرده :
پاکدستی:
جنازه من را بهطور امانت دفن کنید تا همسرم بتواند بعدها آن را به نجف اشرف برده در کنار پدر و برادرم دفن کند. تقاضا دارم از آنجا که با وجود 50 سال بیشتر خدمات ملی و مملکتی که اوقاتم مستغرق آن بود، اندوخته مالی برای معیشت مرفه عیال خود بعد از مرگ باز نگذاشتهام در صورت امکان سعی فرمایند مددی مالی مستمر از خزانه مملکت شاید بهعنوان مستمری برای عیال من که عمری با وطنپرستی ایرانی از من و مساعی من پشتیبانی کرده و جز من کسی را ندارد برقرار کنند.
تعریف از هویت ایرانی:
من شخصا به ایرانیت سربلند و شرافتمند هستم و از اینکه نَسبم به عرب [پیامبر] میرسد افتخار دارم و اگر مرا عرب بخوانند دلگیر نمیشوم. از اینکه زبانم ترکی بوده و از ولایت ترکیزبانم نیز کمال خرسندی و عزّت نفس دارم و اگر مرا ترک بگویند (نه به قصد طعن و بیبهرهبودن از ایرانیت) آن را بر خود توهینی نمیپندارم... لکن البته هیچ چیزی پیش من عزیزتر از ایران نیست و من خود را ششدانگ و صددرصد ایرانی میدانم، به همان اندازه که کاوه و فریدون یا کورش و داریوش ایرانی بودند، و راضی نیستم یک در هزار هم از ایرانیت خود را با چیز دیگری ولو شریف باشد مبادله کنم و وِردِ زبان من آن است که «چو ایران مباشد تن من مباد.
پاسخ به ادعای غرب گرایی:
البته ما میخواستیم فرنگیمآب بشویم ولی هیچوقت نمیخواستیم فرنگی بشویم و اگر چنانکه اشاره فرمودهاید، من مردم را در بیستوهفت سال قبل به اخذ «تمدن فرنگی» از ظاهر و باطن و جسمانی و روحانی تشویق کردهام هیچوقت قصدِ اینگونه تقلید مجنونانه و سفیهانه تجملی نبوده. بلکه قصد از تمدن ظاهری فرنگ پاکیزگی لباس و مسکن و امورِ صحّی و تمیزی معابر و آب توی لوله، و آداب پسندیده ظاهری و ترکِ فحشِ قبیح در معابر... و تقلید به آمدنِ سَرِ وقت و اجتناب از پرحرفی بیمعنی و بیقیمتی وقت... بوده. و مراد از تمدّن روحانی میل به علوم و مطالعه و بنای دارالعلومها و طبعِ کتاب و اصلاحِ حالِ زنان و احتراز از تعدّد زوجات و طلاقِ بیجهت... و پاکی زبان و قلم و احترام و درستکاری و دفع فساد و رشوه و مَداخلِ و باز هزاران... امور معنوی و حقوقی و اخلاقی و آدابی دیگر بوده که تعداد آنها هم ده صفحه دیگر میشود.من بدون یک ثانیه تردید ترجیح میدهم که وکلای مجلس قبای قدَکَ و لباس گشادِ هفتاد سال قبل را بپوشند و ریش داشته باشند ولی اگر جلسه ساعت سهونیم اعلام میشود ساعت پنج نیایند، و ششونیم رئیس به طالار جلسه نرود که نیمساعت دیگر برای حصول اکثریت منتظر شود، و بیست دقیقه پس از حصول اکثریت باز جمعی برای سیگار و چایی و صحبت بیرون بروند و باز جلسه از اکثریت بیفتد. [اینها را ترجیح میدهم] به اینکه همه ریش و سبیل را بتراشند و یقه آهاری تازه زده، شیک و شنگول بر کل آداب اجتماعی پسندیده فرنگی پشت پا بزنند... بدبختانه ما نه تمدّن ظاهری فرنگستان را گرفتیم نه تمدن معنوی آن را. از تمدّن ظاهری جز قمار و لباسِ میمونصفت و خودآرایی با وسائل وارده از خارجه، و از تمدّن باطنی آنها نیز هیچ چیز نیاموختیم جز آنکه اِنکارِ ادیان را بدون ایمان به یک اصل و یک عقیده معنوی دیگر، فرنگیمآبان ما آموختند. در این باب سخن آنقدر زیاد است که در پنجاه صفحه هم نگنجد.
✍محمد بهمنی قاجار
@tarbd
تقی زاده از زبان خودش در سه پرده :
پاکدستی:
جنازه من را بهطور امانت دفن کنید تا همسرم بتواند بعدها آن را به نجف اشرف برده در کنار پدر و برادرم دفن کند. تقاضا دارم از آنجا که با وجود 50 سال بیشتر خدمات ملی و مملکتی که اوقاتم مستغرق آن بود، اندوخته مالی برای معیشت مرفه عیال خود بعد از مرگ باز نگذاشتهام در صورت امکان سعی فرمایند مددی مالی مستمر از خزانه مملکت شاید بهعنوان مستمری برای عیال من که عمری با وطنپرستی ایرانی از من و مساعی من پشتیبانی کرده و جز من کسی را ندارد برقرار کنند.
تعریف از هویت ایرانی:
من شخصا به ایرانیت سربلند و شرافتمند هستم و از اینکه نَسبم به عرب [پیامبر] میرسد افتخار دارم و اگر مرا عرب بخوانند دلگیر نمیشوم. از اینکه زبانم ترکی بوده و از ولایت ترکیزبانم نیز کمال خرسندی و عزّت نفس دارم و اگر مرا ترک بگویند (نه به قصد طعن و بیبهرهبودن از ایرانیت) آن را بر خود توهینی نمیپندارم... لکن البته هیچ چیزی پیش من عزیزتر از ایران نیست و من خود را ششدانگ و صددرصد ایرانی میدانم، به همان اندازه که کاوه و فریدون یا کورش و داریوش ایرانی بودند، و راضی نیستم یک در هزار هم از ایرانیت خود را با چیز دیگری ولو شریف باشد مبادله کنم و وِردِ زبان من آن است که «چو ایران مباشد تن من مباد.
پاسخ به ادعای غرب گرایی:
البته ما میخواستیم فرنگیمآب بشویم ولی هیچوقت نمیخواستیم فرنگی بشویم و اگر چنانکه اشاره فرمودهاید، من مردم را در بیستوهفت سال قبل به اخذ «تمدن فرنگی» از ظاهر و باطن و جسمانی و روحانی تشویق کردهام هیچوقت قصدِ اینگونه تقلید مجنونانه و سفیهانه تجملی نبوده. بلکه قصد از تمدن ظاهری فرنگ پاکیزگی لباس و مسکن و امورِ صحّی و تمیزی معابر و آب توی لوله، و آداب پسندیده ظاهری و ترکِ فحشِ قبیح در معابر... و تقلید به آمدنِ سَرِ وقت و اجتناب از پرحرفی بیمعنی و بیقیمتی وقت... بوده. و مراد از تمدّن روحانی میل به علوم و مطالعه و بنای دارالعلومها و طبعِ کتاب و اصلاحِ حالِ زنان و احتراز از تعدّد زوجات و طلاقِ بیجهت... و پاکی زبان و قلم و احترام و درستکاری و دفع فساد و رشوه و مَداخلِ و باز هزاران... امور معنوی و حقوقی و اخلاقی و آدابی دیگر بوده که تعداد آنها هم ده صفحه دیگر میشود.من بدون یک ثانیه تردید ترجیح میدهم که وکلای مجلس قبای قدَکَ و لباس گشادِ هفتاد سال قبل را بپوشند و ریش داشته باشند ولی اگر جلسه ساعت سهونیم اعلام میشود ساعت پنج نیایند، و ششونیم رئیس به طالار جلسه نرود که نیمساعت دیگر برای حصول اکثریت منتظر شود، و بیست دقیقه پس از حصول اکثریت باز جمعی برای سیگار و چایی و صحبت بیرون بروند و باز جلسه از اکثریت بیفتد. [اینها را ترجیح میدهم] به اینکه همه ریش و سبیل را بتراشند و یقه آهاری تازه زده، شیک و شنگول بر کل آداب اجتماعی پسندیده فرنگی پشت پا بزنند... بدبختانه ما نه تمدّن ظاهری فرنگستان را گرفتیم نه تمدن معنوی آن را. از تمدّن ظاهری جز قمار و لباسِ میمونصفت و خودآرایی با وسائل وارده از خارجه، و از تمدّن باطنی آنها نیز هیچ چیز نیاموختیم جز آنکه اِنکارِ ادیان را بدون ایمان به یک اصل و یک عقیده معنوی دیگر، فرنگیمآبان ما آموختند. در این باب سخن آنقدر زیاد است که در پنجاه صفحه هم نگنجد.
✍محمد بهمنی قاجار
@tarbd
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🔥جشن سده🔥
روز مهر از ماه بهمن شانزدهمین روز بهمن از گاهشمار ایران باستان، برابر است با دهم بهمن ماه در گاهشماری رسمی کشور.
جشن سده از زمان های بسیار دور به یادگار مانده است و جشن پیدایش آتش است.
داستان آن در شاهنامه فردوسی چنین آمده است:
روزی هوشنگ شاه پیشدادی به همراهیِ یارانِ خود به کوه می رود در بین راه به مار تنومندی برخورد می کند و با سنگ بزرگی به جنگ مار می شتابد. هوشنگ شاه سنگ را به سوی مار پرتاب می کند.
سنگ به سنگ دیگری برخورد کرده و آتش زنه ای(جرقه) پدیدار شد و به خار و خاشاک کناره ها اخگری(شعله) می گشد و آتشِ فروزان پدیدار می گردد و از آن پس #جشن_سده برگزار می گردد.
سده از واژه «سَت» در زبان پهلوی آمده است و چمار آن سَد ۱۰۰ می باشد.
بنابر بخش هنگامی(تقسیم فصلی) ایران باستان آغاز فروردین تا پایان مهر ماه تابستان بزرگ و از آغاز آبان تا پایان اسپند را زمستان می نامیدند.
سده هنگامی است که سد روز از زمستان می گذشت و یا به داستانِ امروزه پنجاه شب و پنجاه روز به جشن نوروز مانده است.
کهن دیار
✍✍📕✍✍
"ملتی که تاریخ را نداند، محکوم به تکرار آن است"
https://telegram.me/tarbd
روز مهر از ماه بهمن شانزدهمین روز بهمن از گاهشمار ایران باستان، برابر است با دهم بهمن ماه در گاهشماری رسمی کشور.
جشن سده از زمان های بسیار دور به یادگار مانده است و جشن پیدایش آتش است.
داستان آن در شاهنامه فردوسی چنین آمده است:
روزی هوشنگ شاه پیشدادی به همراهیِ یارانِ خود به کوه می رود در بین راه به مار تنومندی برخورد می کند و با سنگ بزرگی به جنگ مار می شتابد. هوشنگ شاه سنگ را به سوی مار پرتاب می کند.
سنگ به سنگ دیگری برخورد کرده و آتش زنه ای(جرقه) پدیدار شد و به خار و خاشاک کناره ها اخگری(شعله) می گشد و آتشِ فروزان پدیدار می گردد و از آن پس #جشن_سده برگزار می گردد.
سده از واژه «سَت» در زبان پهلوی آمده است و چمار آن سَد ۱۰۰ می باشد.
بنابر بخش هنگامی(تقسیم فصلی) ایران باستان آغاز فروردین تا پایان مهر ماه تابستان بزرگ و از آغاز آبان تا پایان اسپند را زمستان می نامیدند.
سده هنگامی است که سد روز از زمستان می گذشت و یا به داستانِ امروزه پنجاه شب و پنجاه روز به جشن نوروز مانده است.
کهن دیار
✍✍📕✍✍
"ملتی که تاریخ را نداند، محکوم به تکرار آن است"
https://telegram.me/tarbd
✅جشن سده طلايه نوروز نامدار
✍محمد بهمنی قاجار
جشن سده از بزرگترین و كهنترین آیینهای باقی مانده از دوران باستان است و در توصیف آن همواره از گذشتههای بسیار كهن یاد شده است حتی گروهی از محققان قدمت آن را تا حدود 6000 سال پیش تخمین میزنند؛ اما آنچه تاریخی نسبتاً دقیق از زمان پیدایی سده به دست میدهد، آن است كه براساس روایات ملی و خصوصاً شاهنامه فردوسی، جشن سده قبل از ظهور دین زرتشتی برقرار بوده؛ زیرا فردوسی كشف و پیدایش آتش را كه موجب برپایی جشن سده شده، مربوط به دوره هوشنگ پیشدادی میداند و این میرساند كه ایرانیان از آن هنگام كه نخستین آتشكدهها را قبل از ظهور زرتشت بنا نهادند،1 به برپایی این آیین همت گماردند. در واقع قدیمیترین و نخستین آتشكده ایران، آتشكدهای است كه هوشنگ، نوه كیومرث، پس از پیدایش آتش بنا نهاد.2 هوشنگ آتش را شناخت و با دیدن ارزش آن نخستین آتشكده را بنا نهاد و به مناسبت پیدایی آن، جشن سده را برپا كرد.بر پایه این اساطیر، تا زمان هوشنگ پیشدادی مردم آتش را نمیشناختند، تا اینکه روزی هوشنگ با گروهی از یاران خود به سوی كوه میرفت، مار هولانگیزی پدیدار شد، هوشنگ سنگی به سوی او پرتاب كرد، سنگ به سنگی دیگر خورد و شرارههای آتش از آن برخاست، هوشنگ جهانآفرین را ستایش كرد و گفت: این فروغ، فروغ ایزدی است، باید آن را گرامی بداریم و بدان شاد باشیم. چون شب فرا رسید فرمان داد تا به همان گونه شراره از سنگ جهاندند و آتشی بزرگ برپا كردند و به پاس فروغی كه یزدان بر هوشنگ آشكار كرده بود،جشن ساختند و شادی كردند.
بنابراین آبان روز یعنی دهم هر ماه و ابوریحان بیرونی ضمن بیان تاریخ روز جشن سده آن را فقط آبان روز نگفته و میگوید:
«سده، آبان روز است از بهمن و آن دهم باشد كه اندر شبش كه روز دهم است و میان روز یازدهم آتشها زنند به كوز (جوز) یا (گردو) و بادام و گرد برگرد آن شراب خورند و شادی نمایند» و بدین ترتیب دقیقاً تاریخ برگزاری جشن سده با بیان دقیق ابوریحان بیرونی مشخص میشود. بیرونی این مطلب را در كتاب «التفهیم لاوائل صناعه التنجیم» كه برخلاف بیشتر آثارش به زبان فارسی نوشته، ذكر كرده است.
مراسم این جشن در آغاز شامگاه دهم بهمن است كه ایرانیان بر بامها، كوهها و بلندیها آتش میافروختند و كوههای بزرگی از آتش برپا میكردند و برخلاف جشن چهارشنبه سوری كه آن را در حیاط خانه و كوچهها با بوتههای كوچك آتش برگزار كرده و از روی آن میپرند، آتش سده را بسیار بزرگ مهیا کرده و در اطراف آن به پایكوبی و خواندن آواز میپرداختند. «جشن سده در روزگار ساسانیان با شكوه بسیار برگزار میشد و این جشن را فقط خانوادهها بر بالای بلندیها و پشت بامها برگزار نمیكردند، بلكه مردم در كاخ سده گرد میآمدند و به شادی میپرداختند.»9 جشن سده در بعد از اسلام نیز با شكوه فراوان برگزار میشد، حتی خلفا در بغداد، این جشن را به همراه جشنهای نوروز و مهرگان گرامی میداشتند.10 همچنین مورخان و نویسندگانی چون بیرونی، بیهقی، گردیزی و مسكویه و غیره از برگزاری جشن سده در دوره غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان و آلزیار بسیار نوشتهاند.
یكی از جشنهای بزرگی كه برای سده گرفته شده و در تاریخ ضبط است، جشنی است كه «مرداویج زیاری» در اصفهان برپا كرد. میدانیم كه مرداویج میخواست تمامی سنتهای باستانی ایران را دوباره زنده كند. وی فرمان داده بود تا این جشن را با شكوهی تمام برپا كنند و بر دو جانب زایندهرود و پشتههای اطراف آن، تودههای بزرگی از خار و هیزم گرد آوردند و نفتاندازان و رامشگران فراهم آورده بودند و شهر را با شمع و مشعل آراسته، تنههای توخالی نخلها را به خار و خاشاك انباشته بودند و گردوهای توخالی را به نفت و قیر انباشتند و آنها را به پای پرندگان بسته، آتش زده بودند و خوان بزرگی آراسته و هزاران گاو و گوسفند بریان بر آنها نهادند؛ ولی اینها، مرداویج را كه میخواست جشن شكوه بیشتری داشته باشد، خوش نیامد و این همه آراستگی و آتش را خرد و كوچك دید!11
غزنویان نیز جشن سده را با عظمت بسیار برگزار میكردند. ابوالفضل محمدبن حسین بیهقی مورخ مشهور دوره غزنوی (470-385)
در تاریخ مسعودی معروف به تاریخ بیهقی به یكی از جشنهای سده در زمان غزنویان اشاره میكند كه در آن كوهی بزرگ از آتش چنان برافروخته بودند كه از 10 فرسنگ دورتر دیده میشد. سلطان محمود غزنوی كه دربار خود را به سبك ساسانی در آورده بود، جشن سده را همچون دوران باستان با تشریفات فراوان برگزار میكرد و شاعران در مدح او و وصف جشن سده، چکامه میسرودند.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍محمد بهمنی قاجار
جشن سده از بزرگترین و كهنترین آیینهای باقی مانده از دوران باستان است و در توصیف آن همواره از گذشتههای بسیار كهن یاد شده است حتی گروهی از محققان قدمت آن را تا حدود 6000 سال پیش تخمین میزنند؛ اما آنچه تاریخی نسبتاً دقیق از زمان پیدایی سده به دست میدهد، آن است كه براساس روایات ملی و خصوصاً شاهنامه فردوسی، جشن سده قبل از ظهور دین زرتشتی برقرار بوده؛ زیرا فردوسی كشف و پیدایش آتش را كه موجب برپایی جشن سده شده، مربوط به دوره هوشنگ پیشدادی میداند و این میرساند كه ایرانیان از آن هنگام كه نخستین آتشكدهها را قبل از ظهور زرتشت بنا نهادند،1 به برپایی این آیین همت گماردند. در واقع قدیمیترین و نخستین آتشكده ایران، آتشكدهای است كه هوشنگ، نوه كیومرث، پس از پیدایش آتش بنا نهاد.2 هوشنگ آتش را شناخت و با دیدن ارزش آن نخستین آتشكده را بنا نهاد و به مناسبت پیدایی آن، جشن سده را برپا كرد.بر پایه این اساطیر، تا زمان هوشنگ پیشدادی مردم آتش را نمیشناختند، تا اینکه روزی هوشنگ با گروهی از یاران خود به سوی كوه میرفت، مار هولانگیزی پدیدار شد، هوشنگ سنگی به سوی او پرتاب كرد، سنگ به سنگی دیگر خورد و شرارههای آتش از آن برخاست، هوشنگ جهانآفرین را ستایش كرد و گفت: این فروغ، فروغ ایزدی است، باید آن را گرامی بداریم و بدان شاد باشیم. چون شب فرا رسید فرمان داد تا به همان گونه شراره از سنگ جهاندند و آتشی بزرگ برپا كردند و به پاس فروغی كه یزدان بر هوشنگ آشكار كرده بود،جشن ساختند و شادی كردند.
بنابراین آبان روز یعنی دهم هر ماه و ابوریحان بیرونی ضمن بیان تاریخ روز جشن سده آن را فقط آبان روز نگفته و میگوید:
«سده، آبان روز است از بهمن و آن دهم باشد كه اندر شبش كه روز دهم است و میان روز یازدهم آتشها زنند به كوز (جوز) یا (گردو) و بادام و گرد برگرد آن شراب خورند و شادی نمایند» و بدین ترتیب دقیقاً تاریخ برگزاری جشن سده با بیان دقیق ابوریحان بیرونی مشخص میشود. بیرونی این مطلب را در كتاب «التفهیم لاوائل صناعه التنجیم» كه برخلاف بیشتر آثارش به زبان فارسی نوشته، ذكر كرده است.
مراسم این جشن در آغاز شامگاه دهم بهمن است كه ایرانیان بر بامها، كوهها و بلندیها آتش میافروختند و كوههای بزرگی از آتش برپا میكردند و برخلاف جشن چهارشنبه سوری كه آن را در حیاط خانه و كوچهها با بوتههای كوچك آتش برگزار كرده و از روی آن میپرند، آتش سده را بسیار بزرگ مهیا کرده و در اطراف آن به پایكوبی و خواندن آواز میپرداختند. «جشن سده در روزگار ساسانیان با شكوه بسیار برگزار میشد و این جشن را فقط خانوادهها بر بالای بلندیها و پشت بامها برگزار نمیكردند، بلكه مردم در كاخ سده گرد میآمدند و به شادی میپرداختند.»9 جشن سده در بعد از اسلام نیز با شكوه فراوان برگزار میشد، حتی خلفا در بغداد، این جشن را به همراه جشنهای نوروز و مهرگان گرامی میداشتند.10 همچنین مورخان و نویسندگانی چون بیرونی، بیهقی، گردیزی و مسكویه و غیره از برگزاری جشن سده در دوره غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان و آلزیار بسیار نوشتهاند.
یكی از جشنهای بزرگی كه برای سده گرفته شده و در تاریخ ضبط است، جشنی است كه «مرداویج زیاری» در اصفهان برپا كرد. میدانیم كه مرداویج میخواست تمامی سنتهای باستانی ایران را دوباره زنده كند. وی فرمان داده بود تا این جشن را با شكوهی تمام برپا كنند و بر دو جانب زایندهرود و پشتههای اطراف آن، تودههای بزرگی از خار و هیزم گرد آوردند و نفتاندازان و رامشگران فراهم آورده بودند و شهر را با شمع و مشعل آراسته، تنههای توخالی نخلها را به خار و خاشاك انباشته بودند و گردوهای توخالی را به نفت و قیر انباشتند و آنها را به پای پرندگان بسته، آتش زده بودند و خوان بزرگی آراسته و هزاران گاو و گوسفند بریان بر آنها نهادند؛ ولی اینها، مرداویج را كه میخواست جشن شكوه بیشتری داشته باشد، خوش نیامد و این همه آراستگی و آتش را خرد و كوچك دید!11
غزنویان نیز جشن سده را با عظمت بسیار برگزار میكردند. ابوالفضل محمدبن حسین بیهقی مورخ مشهور دوره غزنوی (470-385)
در تاریخ مسعودی معروف به تاریخ بیهقی به یكی از جشنهای سده در زمان غزنویان اشاره میكند كه در آن كوهی بزرگ از آتش چنان برافروخته بودند كه از 10 فرسنگ دورتر دیده میشد. سلطان محمود غزنوی كه دربار خود را به سبك ساسانی در آورده بود، جشن سده را همچون دوران باستان با تشریفات فراوان برگزار میكرد و شاعران در مدح او و وصف جشن سده، چکامه میسرودند.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
💠⚜💠⚜💠⚜💠⚜💠⚜💠⚜💠⚜
🔅🍃🌹جشن سده بر شما فرخنده🌹🍃🔅
جشن سده از جشنهای ایرانی است که در آغاز شامگاه دهم بهمنماه یعنی روز مهر از ماه بهمن برگزار میشود.
در دهمین روز یا آبان روز از بهمنماه با افروختن هیزمی که مردمان از پگاه بر بام خانه خود یا بر بلندی کوهستان گرد آوردهاند، این جشن آغاز میشود.
در اشارات تاریخی این جشن همیشه به شکل دستهجمعی و با گردهمآیی همه مردمان شهر و محله و روستا در یکجا و با برپایی یک آتش بزرگ برگزار میشده است. مردمان در گردآوردن هیزم با یکدیگر مشارکت میکنند و بدین ترتیب جشن سده، جشن همکاری و همبستگی مردمان است. زرتشتیان تهران، کرج، یزد و روستاهای اطراف میبد و اردکان، کرمان و روستاها، اهواز، شیراز، اصفهان، اروپا (سوئد) و آمریکا (کالیفرنیا) و استرالیا با گردآمدن در یک نقطه از شهر یا روستا در کنار هم آتشی بسیار بزرگ میافروزند و به نیایشخوانی و سرودخوانی و پایکوبی میپردازند.
این جشن در تقویم جدید زرتشتیان مصادف با مهر روز از بهمنماه شده، حال آنکه ابوریحان بیرونی و دیگر منابع آنرا آبان روز گزارش کردهاند.
در کتاب نوروزنامه منسوب به خیام میخوانیم:
«هرسال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نیکعهد در ایران و توران به جای میآوردند، بعد از آن تا به امروز، زمان این جشن به دست فراموشی سپرده شد و فقط زرتشتیان که نگهبان سنن باستانی بوده و هستند، این جشن باستانی را برپا میداشتند.»
مردآویج زیاری نخستین کس پس از اسلام بود که به سال ۳۲۳ هجری "سده دهم میلادی" این جشن را در اصفهان باشکوه فراوان برگزار کرد و گویا به همین دلیل پس از پایان مراسم در توطئهای کشته شد. همچنین در زمان غزنویان این جشن دوباره رونق گرفت و عنصری شاعر نامدار ایران در یکی از جشنهای سده در برابر امیر محمود غزنوی قصیدهای درباره سده خواند که آغاز آن این است:
سده جشن ملوک نامدار است
ز افریدون و از جم یادگار است
در ایران باستان و در میان زرتشتیان ایران، این جشن نزدیک غروب آفتاب، با آتشافروزی آغاز میشود و امروز هم با همان سنت کوههایی از بوته و خار و هیزم در بیرون شهر فراهم شده، در حالی که موبدان لاله به دست، اوستا زمزمه میکنند، بوتهها را روشن کرده و مردمی که در آنجا جمع شدهاند نماز آتش نیایش میخوانند. این مراسم به وسیله انجمن زرتشتیان کرمان سدههاست که بیرون از شهر انجام شده و همه مردم زن و مرد، زرتشتی، مسلمان و کلیمی در آنجا گرد آمده و در شادی شرکت میکنند. در تهران این جشن باشکوه وسیله سازمان فروهر در باغ کوشک ورجاوند برگزار میشود.
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
🔅🍃🌹جشن سده بر شما فرخنده🌹🍃🔅
جشن سده از جشنهای ایرانی است که در آغاز شامگاه دهم بهمنماه یعنی روز مهر از ماه بهمن برگزار میشود.
در دهمین روز یا آبان روز از بهمنماه با افروختن هیزمی که مردمان از پگاه بر بام خانه خود یا بر بلندی کوهستان گرد آوردهاند، این جشن آغاز میشود.
در اشارات تاریخی این جشن همیشه به شکل دستهجمعی و با گردهمآیی همه مردمان شهر و محله و روستا در یکجا و با برپایی یک آتش بزرگ برگزار میشده است. مردمان در گردآوردن هیزم با یکدیگر مشارکت میکنند و بدین ترتیب جشن سده، جشن همکاری و همبستگی مردمان است. زرتشتیان تهران، کرج، یزد و روستاهای اطراف میبد و اردکان، کرمان و روستاها، اهواز، شیراز، اصفهان، اروپا (سوئد) و آمریکا (کالیفرنیا) و استرالیا با گردآمدن در یک نقطه از شهر یا روستا در کنار هم آتشی بسیار بزرگ میافروزند و به نیایشخوانی و سرودخوانی و پایکوبی میپردازند.
این جشن در تقویم جدید زرتشتیان مصادف با مهر روز از بهمنماه شده، حال آنکه ابوریحان بیرونی و دیگر منابع آنرا آبان روز گزارش کردهاند.
در کتاب نوروزنامه منسوب به خیام میخوانیم:
«هرسال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نیکعهد در ایران و توران به جای میآوردند، بعد از آن تا به امروز، زمان این جشن به دست فراموشی سپرده شد و فقط زرتشتیان که نگهبان سنن باستانی بوده و هستند، این جشن باستانی را برپا میداشتند.»
مردآویج زیاری نخستین کس پس از اسلام بود که به سال ۳۲۳ هجری "سده دهم میلادی" این جشن را در اصفهان باشکوه فراوان برگزار کرد و گویا به همین دلیل پس از پایان مراسم در توطئهای کشته شد. همچنین در زمان غزنویان این جشن دوباره رونق گرفت و عنصری شاعر نامدار ایران در یکی از جشنهای سده در برابر امیر محمود غزنوی قصیدهای درباره سده خواند که آغاز آن این است:
سده جشن ملوک نامدار است
ز افریدون و از جم یادگار است
در ایران باستان و در میان زرتشتیان ایران، این جشن نزدیک غروب آفتاب، با آتشافروزی آغاز میشود و امروز هم با همان سنت کوههایی از بوته و خار و هیزم در بیرون شهر فراهم شده، در حالی که موبدان لاله به دست، اوستا زمزمه میکنند، بوتهها را روشن کرده و مردمی که در آنجا جمع شدهاند نماز آتش نیایش میخوانند. این مراسم به وسیله انجمن زرتشتیان کرمان سدههاست که بیرون از شهر انجام شده و همه مردم زن و مرد، زرتشتی، مسلمان و کلیمی در آنجا گرد آمده و در شادی شرکت میکنند. در تهران این جشن باشکوه وسیله سازمان فروهر در باغ کوشک ورجاوند برگزار میشود.
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠⚜💠⚜💠⚜💠⚜💠⚜💠⚜💠⚜
♨️برگزاری جشن باستانی ایرانی سده در کرمان
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
♨️برگزاری جشن باستانی ایرانی سده در کرمان
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ تجمع با شکوه همکاران در #شیراز
🔺با شعار با اهل قلم هر که درافتاد ورافتاد🔺
۱۱ بهمن ۱۴۰۰
در اعتراض به عدم اجرای طرح رتبه بندی و عدم اجرای طرح همسان سازی
#رتبه_بندی
#مطالبه_گری
#تجمع_معلمان
#بازنشستگان
🔹🔹🔹
لطفا عضو کانال شورا شوید و کانال را به دانشآموزان، اولیا و همکاران معرفی نمایید 👇👇👇
🆔 @kashowra
تماس با دبیرخانه 👇👇👇
🆔 @maHamahangim
🔺با شعار با اهل قلم هر که درافتاد ورافتاد🔺
۱۱ بهمن ۱۴۰۰
در اعتراض به عدم اجرای طرح رتبه بندی و عدم اجرای طرح همسان سازی
#رتبه_بندی
#مطالبه_گری
#تجمع_معلمان
#بازنشستگان
🔹🔹🔹
لطفا عضو کانال شورا شوید و کانال را به دانشآموزان، اولیا و همکاران معرفی نمایید 👇👇👇
🆔 @kashowra
تماس با دبیرخانه 👇👇👇
🆔 @maHamahangim
Forwarded from کانال درسی تاریخ متوسطه دوم (B)
جزوه_مسابقه_آنلاین.pdf
2 MB