This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک رآکتور همجوشی هستهای در چین رکورد تازه دما را ثبت کرده که پنج برابر داغتر از خورشید است.
بر اساس گزارش خبرگزاری شینهوا، این راکتور به مدت بیش از ۱۷ دقیقه در این دما کار کرده است.
بر اساس این گزارش، ابررسانای پیشرفته تجربی (EAST) توکاماک که با نام "خورشید مصنوعی" شناخته میشود، در آزمایشها به دمای ۷۰ هزار درجه سانتیگراد رسیده است.
هدف نهایی از ساخت این دستگاه خورشید مصنوعی دستیابی انرژی پاک تقریبا نامحدود، با الگوبرداری از واکنشهای طبیعی است که در ستارگان رخ میدهد.
تصویر این پست انیمیشن بازسازی شده از راکتور همجوشی است که میتواند انرژی نامحدود تولید کند.
@tarbd
بر اساس گزارش خبرگزاری شینهوا، این راکتور به مدت بیش از ۱۷ دقیقه در این دما کار کرده است.
بر اساس این گزارش، ابررسانای پیشرفته تجربی (EAST) توکاماک که با نام "خورشید مصنوعی" شناخته میشود، در آزمایشها به دمای ۷۰ هزار درجه سانتیگراد رسیده است.
هدف نهایی از ساخت این دستگاه خورشید مصنوعی دستیابی انرژی پاک تقریبا نامحدود، با الگوبرداری از واکنشهای طبیعی است که در ستارگان رخ میدهد.
تصویر این پست انیمیشن بازسازی شده از راکتور همجوشی است که میتواند انرژی نامحدود تولید کند.
@tarbd
شاهکار دیپلماسی عمومی ایران
✍️ وحید عابدینی
📌 بیست و چهار سال پیش در این ایام، سیدمحمد خاتمی، رئیسجمهور ایران در مقابل کریستین امانپور خبرنگار شبکه تلویزیونی CNN نشست تا یک پیام تاریخی را از ایران به مردم آمریکا برساند. پس از چند دهه خصومت بین ایران و آمریکا، یک رئیسجمهور ایران با زبانی احترامآمیز از تمدن آمریکایی سخن گفت. این مصاحبه یکی از بهترین نمونهها و شاید موثرترین عمل روسای جمهوری اسلامی در حوزه دیپلماسی عمومی بوده است. دیپلماسی عمومی یکی از مهمترین ابزارهای دولتها در تحقق اهداف و دستیابی به منافع ملی در دنیای امروز است که متاسفانه در دولتهای مختلف در ایران مورد توجه قرار نگرفته است. در مواجهه با آمریکا به خصوص با توجه به تلاش چند دهه گذشته برای ترویج «ایران هراسی» ضرورت دیپلماسی عمومی از دیپلماسی رسمی اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست.
خاتمی در این مصاحبه اولا سطح دانش خود از آمریکا را به مخاطب آمریکایی نشان میدهد، ثانیا تلاش میکند نشان دهد که خصومت موجود در روابط ایران و آمریکا ناشی از سیاست خارجی اشتباه آمریکا طی یک قرن گذشته است. او به تاریخ تلخ روابط ایران و آمریکا اشاره کرد و ضمن تشبیه آن به دیوار بی اعتمادی تاکید کرد که هر دو کشور باید برای ایجاد شکاف در آن بکوشند. پس از یک پیروزی دیپلماتیک و برگزاری موفقیت آمیز نشست رهبران کشورهای اسلامی در آذر ماه آن سال، این مصاحبه پیروزی دیگری برای خاتمی در عرصه دیپلماسی عمومی به حساب آمد.
علاوه بر این خاتمی در این مصاحبه خود را نه در جایگاه یک رئیسجمهور بلکه در قامت یک نظریهپرداز در حوزه مسائل نظری و بینالمللی مطرح کرد. در واقع این مصاحبه یکی از اولین گامهای خاتمی در طرح نظریهای بود که چند ماه بعد در سازمان ملل طرح کرد: «گفتوگوی تمدنها». نظریهای که در پاسخ به طرح نظریه «برخورد تمدنها» از سوی ساموئل هانتینگتون ارائه میشد. در این مصاحبه خاتمی ضمن اشاره به تمدن آمریکایی و شکلگیری آن بر اساس آزادی دینی و استقلال و تلاشهای ایرانیان برای حفظ استقلال خود، به ضرورت گفتوگوی بین دو تمدن بپردازد. او گفت که شکلگیری تمدن آمریکایی محصول تلاش شهدایی همچون «آبراهام لینکن» بوده است. در عین حال او گفت که سیاستمداران آمریکایی از بعد از جنگ جهانی دوم نماینده تمدن برجسته آمریکایی نبودهاند و این سیاستها با تمدن انسانمدار، دموکراتمنش و آزادیخواه آمریکا ندارد.
خاتمی در این مصاحبه اگرچه هنوز موقعیت را برای برقراری روابط سیاسی مناسب ارزیابی نکرد اما از گفتوگوی بین دو ملت و گسترش مبادلات فرهنگی بین دو جامعه و رفت و آمد نویسندگان، محققین، روزنامهنگاران، هنرمندان و توریستها بین دو کشور سخن گفت. این مبادلات که در دنیای امروز به عنوان «دیپلماسی شهروندی» شناخته میشود در بسیاری از موارد از دیپلماسی رسمی مهمتر محسوب میشوند چرا که شناخت دقیقتر دو ملت و در هم تنیده شدن روابط و منافع آن به خصوص در شرایطی که نیروهایی از تداوم تنش و خصومت سود میبرند، حائز اهمیت است. در این شرایط است که در هر دو جامعه نیروهای تنشزا و خصومتورز منزوی خواهند شد.
آن گفتوگو نمادی بود از تحولی که در آن سالها در فضای عمومی کشور در ارتباط با فهم سیاست خارجی شکل گرفته بود. دوم خرداد ۱۳۷۶ به سان معجزهای بود که گفتمان جدیدی را در فضای سیاسی کشور ایجاد کرده بود. این گفتمان که به خصوص از پشتوانه زنان و جوانان برخوردار بود بیشتر مبتنی بر گفتمان آزادی و گشایش در فضای داخلی و خارجی بود. برای این نسل بهبود وضع اقتصادی یکی از اولویتها بود که به روابط بهتر با جهان و ورود سرمایه و تکنولوژی به کشور منوط بود. اما همانطور که خاتمی در مصاحبه خود در مورد فضای پس از انقلاب اشاره می کند، برای نسلی که در پیروزی انقلاب اسلامی نقش ایفا کرده بود استقلال اولویت جدیتری داشت. آن نسل بیش از هر چیز متاثر از کودتای ۲۸ مرداد و حمایتهای همه جانبه آمریکا از استبداد شاه بود. برای آن نسل تمایزی بین استبداد شاه و استعمار آمریکا وجود نداشت. برای آنها سرنگون کردن حکومت شاه و بیرون کردن آمریکاییها از ایران همراستا بود.
از این رو، طبیعی است که این مصاحبه با واکنش برخی از مخالفان تغییر در روابط ایران و آمریکا روبرو شد. هاشمی رفسنجانی، در خاطرات خود در یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۷۶ درباره این مخالفتها می نویسد: «شب آقای خاتمی، رییسجمهور آمد.
نگران عوارض اظهاراتش در مصاحبه با شبکه خبری سیانان در داخل است؛ به خصوص که روزنامههای رسالت، جمهوری اسلامی و کیهان و بعضی از نمایندگان، دو روز است که شروع به انتقادهای تند کردهاند و روی مسأله اظهار تأسف از حادثه اشغال لانه جاسوسی آمریکا و تعریف از تمدن مردم آمریکا، مانور مىدهند و مطمئن نیست که رهبری هم ناراضی نباشند.
✍️ وحید عابدینی
📌 بیست و چهار سال پیش در این ایام، سیدمحمد خاتمی، رئیسجمهور ایران در مقابل کریستین امانپور خبرنگار شبکه تلویزیونی CNN نشست تا یک پیام تاریخی را از ایران به مردم آمریکا برساند. پس از چند دهه خصومت بین ایران و آمریکا، یک رئیسجمهور ایران با زبانی احترامآمیز از تمدن آمریکایی سخن گفت. این مصاحبه یکی از بهترین نمونهها و شاید موثرترین عمل روسای جمهوری اسلامی در حوزه دیپلماسی عمومی بوده است. دیپلماسی عمومی یکی از مهمترین ابزارهای دولتها در تحقق اهداف و دستیابی به منافع ملی در دنیای امروز است که متاسفانه در دولتهای مختلف در ایران مورد توجه قرار نگرفته است. در مواجهه با آمریکا به خصوص با توجه به تلاش چند دهه گذشته برای ترویج «ایران هراسی» ضرورت دیپلماسی عمومی از دیپلماسی رسمی اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست.
خاتمی در این مصاحبه اولا سطح دانش خود از آمریکا را به مخاطب آمریکایی نشان میدهد، ثانیا تلاش میکند نشان دهد که خصومت موجود در روابط ایران و آمریکا ناشی از سیاست خارجی اشتباه آمریکا طی یک قرن گذشته است. او به تاریخ تلخ روابط ایران و آمریکا اشاره کرد و ضمن تشبیه آن به دیوار بی اعتمادی تاکید کرد که هر دو کشور باید برای ایجاد شکاف در آن بکوشند. پس از یک پیروزی دیپلماتیک و برگزاری موفقیت آمیز نشست رهبران کشورهای اسلامی در آذر ماه آن سال، این مصاحبه پیروزی دیگری برای خاتمی در عرصه دیپلماسی عمومی به حساب آمد.
علاوه بر این خاتمی در این مصاحبه خود را نه در جایگاه یک رئیسجمهور بلکه در قامت یک نظریهپرداز در حوزه مسائل نظری و بینالمللی مطرح کرد. در واقع این مصاحبه یکی از اولین گامهای خاتمی در طرح نظریهای بود که چند ماه بعد در سازمان ملل طرح کرد: «گفتوگوی تمدنها». نظریهای که در پاسخ به طرح نظریه «برخورد تمدنها» از سوی ساموئل هانتینگتون ارائه میشد. در این مصاحبه خاتمی ضمن اشاره به تمدن آمریکایی و شکلگیری آن بر اساس آزادی دینی و استقلال و تلاشهای ایرانیان برای حفظ استقلال خود، به ضرورت گفتوگوی بین دو تمدن بپردازد. او گفت که شکلگیری تمدن آمریکایی محصول تلاش شهدایی همچون «آبراهام لینکن» بوده است. در عین حال او گفت که سیاستمداران آمریکایی از بعد از جنگ جهانی دوم نماینده تمدن برجسته آمریکایی نبودهاند و این سیاستها با تمدن انسانمدار، دموکراتمنش و آزادیخواه آمریکا ندارد.
خاتمی در این مصاحبه اگرچه هنوز موقعیت را برای برقراری روابط سیاسی مناسب ارزیابی نکرد اما از گفتوگوی بین دو ملت و گسترش مبادلات فرهنگی بین دو جامعه و رفت و آمد نویسندگان، محققین، روزنامهنگاران، هنرمندان و توریستها بین دو کشور سخن گفت. این مبادلات که در دنیای امروز به عنوان «دیپلماسی شهروندی» شناخته میشود در بسیاری از موارد از دیپلماسی رسمی مهمتر محسوب میشوند چرا که شناخت دقیقتر دو ملت و در هم تنیده شدن روابط و منافع آن به خصوص در شرایطی که نیروهایی از تداوم تنش و خصومت سود میبرند، حائز اهمیت است. در این شرایط است که در هر دو جامعه نیروهای تنشزا و خصومتورز منزوی خواهند شد.
آن گفتوگو نمادی بود از تحولی که در آن سالها در فضای عمومی کشور در ارتباط با فهم سیاست خارجی شکل گرفته بود. دوم خرداد ۱۳۷۶ به سان معجزهای بود که گفتمان جدیدی را در فضای سیاسی کشور ایجاد کرده بود. این گفتمان که به خصوص از پشتوانه زنان و جوانان برخوردار بود بیشتر مبتنی بر گفتمان آزادی و گشایش در فضای داخلی و خارجی بود. برای این نسل بهبود وضع اقتصادی یکی از اولویتها بود که به روابط بهتر با جهان و ورود سرمایه و تکنولوژی به کشور منوط بود. اما همانطور که خاتمی در مصاحبه خود در مورد فضای پس از انقلاب اشاره می کند، برای نسلی که در پیروزی انقلاب اسلامی نقش ایفا کرده بود استقلال اولویت جدیتری داشت. آن نسل بیش از هر چیز متاثر از کودتای ۲۸ مرداد و حمایتهای همه جانبه آمریکا از استبداد شاه بود. برای آن نسل تمایزی بین استبداد شاه و استعمار آمریکا وجود نداشت. برای آنها سرنگون کردن حکومت شاه و بیرون کردن آمریکاییها از ایران همراستا بود.
از این رو، طبیعی است که این مصاحبه با واکنش برخی از مخالفان تغییر در روابط ایران و آمریکا روبرو شد. هاشمی رفسنجانی، در خاطرات خود در یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۷۶ درباره این مخالفتها می نویسد: «شب آقای خاتمی، رییسجمهور آمد.
نگران عوارض اظهاراتش در مصاحبه با شبکه خبری سیانان در داخل است؛ به خصوص که روزنامههای رسالت، جمهوری اسلامی و کیهان و بعضی از نمایندگان، دو روز است که شروع به انتقادهای تند کردهاند و روی مسأله اظهار تأسف از حادثه اشغال لانه جاسوسی آمریکا و تعریف از تمدن مردم آمریکا، مانور مىدهند و مطمئن نیست که رهبری هم ناراضی نباشند.
گفت امروز مهندس میرحسین موسوی هم به ایشان اعتراض کرده و با توضیحاتی که به ایشان و مسیح مهاجری دادهاند، آنها را قانع کرده است. گفت دفتر تحکیم وحدت و مجمع روحانیون مبارز تهران و سایر گروههاى بسیج خط امام، حمایت مىکنند. نگران بود که صداوسیما هم به تدریج انتقاد مىکند. درباره متن جواب به پیام آمریکا توسط سفارت سوییس مشورت کرد. متنی که تهیه کردهاند، به نظر ایشان مقداری تند است؛ قرار شد تعدیل شود، ولی از عکسالعملهاى جهانی راضی است».
این مخالفتها به صحن مجلس نیز کشیده شد و به جناحبندی میان حامیان خاتمی و مخالفان او تبدیل می شود. هاشمی رفسنجانی در خاطرات ۲۵ دی ماه گزارش میدهد که «آقای ناطق، اطلاع داد که امروز در مجلس، در مقابل نمایندگانی که برای حمایت از رئیسجمهور امضا جمع میکردند، جمع دیگری از نمایندگان، برای تأیید نظرات رهبری در مقابل آمریکا، امضا جمع میکردند که شاید باعث شود که هر دو را مسکوت گذارند».
با این وجود، ناطق نوری رقیب انتخاباتی خاتمی در انتخابات دوم خرداد، از جمله کسانی است که در این مسیر با خاتمی همراهی میکند. او ارسال این پیام برای مردم آمریکا را مثبت ارزیابی کرده و گفت: در این پیام گلههای ایران نسبت به عملکرد دولت آمریکا به گوش مردم آمریکا رسانده می شود.
هاشمی رفسنجانی نیز در خاطرات ۲۵ دی ماه به تلاش ناطق نوری برای جلوگیری از امضاء توسط مخالفان خاتمی اشاره می کند و از قول ناطق می گوید که «[حسن] روحانی، جریان امضای نامه [نمایندگان] به نفع آقای خاتمی را اداره میکند». او همچنین اشاره می کند که «رهبری بناست، فردا نماز جمعه را اقامه کنند و بنا دارند، ضمن حفظ حیثیت آقای خاتمی، برخورد شدیدی با آمریکا و مسئله مذاکره و رابطه با آمریکا داشته باشند».
تلاشهای ناطق نوری به جلوگیری از صدور بیانیه نمایندگان علیه خاتمی محدود نمیشود و او حتی برای جلوگیری از برخورد شدید رهبری با این موضوع تلاش میکند. هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز ۲۶ دی ماه به این تلاشها اشاره میکند که ناطق نوری برای انصراف رهبری از اقامه نماز جمعه تلاش میکند و او «همراه آقاى [علی محمد] بشارتى، وزیر سابق کشور، به حسینیه امام خمینی رفته بودند، آقاى بشارتى به رهبرى گفته، نظر هواشناسى این است که هواى جمعه سرد است و بهتر است شما تردید براى اقامه جمعه داشته باشید و ایشان جواب داده اند، لباس بیشتر مى پوشیم».
هرچند هاشمی رفسنجانی تاکید می کند که در واکنش به این مصاحبه «مقامات آمریکایى هم دو پهلو صحبت از موضع بى نیازى برخورد مىکنند» این مصاحبه در مجموع با واکنشهای مثبت مقامات آمریکایی مواجه شد. جیمز روبین، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا (که در آن زمان نامزد کریستین امانپور بود) بلافاصله با ستایش اندیشههای خاتمی گفت: در نگرش ایران میتوان لحن تازهای یافت. آمریکاییها این رفتار خاتمی را با دیپلماسی پینگپنگ در اوایل دهه ۱۹۷۰ بین آمریکا و چین مقایسه کردند و آن را آغاز دورهای جدید از روابط با ایران دانستند و از مبادلات بین دو ملت حمایت کردند. یک ماه بعد آمریکاییها در رفتاری غیرمنتظره تیم کشتی خود برای مسابقات جام تختی که همه ساله به مناسبت پیروزی انقلاب برگزار میشود به ایران اعزام کردند و چند چهره سرشناس خودشان همچون زکی جونز و ملوین داگلاس را هم در زمره مسافران تهران قرار داده بودند. در این مسابقات «ملوین داگلاس» با برافراشته کردن عکس امام خمینی تصویری تاریخی از روابط دو کشور ایجاد کرد. مادلین آلبرایت وزیر خارجه آمریکا در نوروز ۱۳۷۹ نیز با پذیرش اشتباه آمریکا در سرنگونی دولت دموکراتیک دکتر مصدق و حمایت از رژیم سرکوب گر شاه، گفت که وقت آن رسیده است که ایران و آمریکا فصل جدیدی را در روابط خود شروع کنند.
فضای تنشزدایی که با مصاحبه خاتمی با سی ان ان شروع شد تا مدت کوتاهی پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ادامه یافت و به کمکهای ایران به آمریکا در زمان جنگ افغانستان انجامید ولی با سخنرانی جرج بوش و قرار دادن ایران به عنوان یکی از کشورهای «محور شرارت» و خطر حمله به ایران، به شدت به حاشیه رانده شد.
هرچند رویکردهای دولت آمریکا پس از یازده سپتامبر به شکست این روند انجامید ولی آنچه پس از ۲۴ سال میتوان گفت این است که خاتمی در این مصاحبه به درستی توانست از رسانه برای تغییر در افکار عمومی دنیا به خصوص آمریکا نسبت به ایران استفاده کند. رویکردی که امروز خلاء آن بیش از همیشه احساس می شود.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
این مخالفتها به صحن مجلس نیز کشیده شد و به جناحبندی میان حامیان خاتمی و مخالفان او تبدیل می شود. هاشمی رفسنجانی در خاطرات ۲۵ دی ماه گزارش میدهد که «آقای ناطق، اطلاع داد که امروز در مجلس، در مقابل نمایندگانی که برای حمایت از رئیسجمهور امضا جمع میکردند، جمع دیگری از نمایندگان، برای تأیید نظرات رهبری در مقابل آمریکا، امضا جمع میکردند که شاید باعث شود که هر دو را مسکوت گذارند».
با این وجود، ناطق نوری رقیب انتخاباتی خاتمی در انتخابات دوم خرداد، از جمله کسانی است که در این مسیر با خاتمی همراهی میکند. او ارسال این پیام برای مردم آمریکا را مثبت ارزیابی کرده و گفت: در این پیام گلههای ایران نسبت به عملکرد دولت آمریکا به گوش مردم آمریکا رسانده می شود.
هاشمی رفسنجانی نیز در خاطرات ۲۵ دی ماه به تلاش ناطق نوری برای جلوگیری از امضاء توسط مخالفان خاتمی اشاره می کند و از قول ناطق می گوید که «[حسن] روحانی، جریان امضای نامه [نمایندگان] به نفع آقای خاتمی را اداره میکند». او همچنین اشاره می کند که «رهبری بناست، فردا نماز جمعه را اقامه کنند و بنا دارند، ضمن حفظ حیثیت آقای خاتمی، برخورد شدیدی با آمریکا و مسئله مذاکره و رابطه با آمریکا داشته باشند».
تلاشهای ناطق نوری به جلوگیری از صدور بیانیه نمایندگان علیه خاتمی محدود نمیشود و او حتی برای جلوگیری از برخورد شدید رهبری با این موضوع تلاش میکند. هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز ۲۶ دی ماه به این تلاشها اشاره میکند که ناطق نوری برای انصراف رهبری از اقامه نماز جمعه تلاش میکند و او «همراه آقاى [علی محمد] بشارتى، وزیر سابق کشور، به حسینیه امام خمینی رفته بودند، آقاى بشارتى به رهبرى گفته، نظر هواشناسى این است که هواى جمعه سرد است و بهتر است شما تردید براى اقامه جمعه داشته باشید و ایشان جواب داده اند، لباس بیشتر مى پوشیم».
هرچند هاشمی رفسنجانی تاکید می کند که در واکنش به این مصاحبه «مقامات آمریکایى هم دو پهلو صحبت از موضع بى نیازى برخورد مىکنند» این مصاحبه در مجموع با واکنشهای مثبت مقامات آمریکایی مواجه شد. جیمز روبین، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا (که در آن زمان نامزد کریستین امانپور بود) بلافاصله با ستایش اندیشههای خاتمی گفت: در نگرش ایران میتوان لحن تازهای یافت. آمریکاییها این رفتار خاتمی را با دیپلماسی پینگپنگ در اوایل دهه ۱۹۷۰ بین آمریکا و چین مقایسه کردند و آن را آغاز دورهای جدید از روابط با ایران دانستند و از مبادلات بین دو ملت حمایت کردند. یک ماه بعد آمریکاییها در رفتاری غیرمنتظره تیم کشتی خود برای مسابقات جام تختی که همه ساله به مناسبت پیروزی انقلاب برگزار میشود به ایران اعزام کردند و چند چهره سرشناس خودشان همچون زکی جونز و ملوین داگلاس را هم در زمره مسافران تهران قرار داده بودند. در این مسابقات «ملوین داگلاس» با برافراشته کردن عکس امام خمینی تصویری تاریخی از روابط دو کشور ایجاد کرد. مادلین آلبرایت وزیر خارجه آمریکا در نوروز ۱۳۷۹ نیز با پذیرش اشتباه آمریکا در سرنگونی دولت دموکراتیک دکتر مصدق و حمایت از رژیم سرکوب گر شاه، گفت که وقت آن رسیده است که ایران و آمریکا فصل جدیدی را در روابط خود شروع کنند.
فضای تنشزدایی که با مصاحبه خاتمی با سی ان ان شروع شد تا مدت کوتاهی پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ادامه یافت و به کمکهای ایران به آمریکا در زمان جنگ افغانستان انجامید ولی با سخنرانی جرج بوش و قرار دادن ایران به عنوان یکی از کشورهای «محور شرارت» و خطر حمله به ایران، به شدت به حاشیه رانده شد.
هرچند رویکردهای دولت آمریکا پس از یازده سپتامبر به شکست این روند انجامید ولی آنچه پس از ۲۴ سال میتوان گفت این است که خاتمی در این مصاحبه به درستی توانست از رسانه برای تغییر در افکار عمومی دنیا به خصوص آمریکا نسبت به ایران استفاده کند. رویکردی که امروز خلاء آن بیش از همیشه احساس می شود.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔴 فراخوان تجمع سراسری شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
در اعتراض به :
۱.مصوبه ناقص #رتبهبندی و عدم اجرای آن توسط دولت
۲.بیتوجهی به لایحه #همسانسازی بازنشستگان
۳. فراموش شدن ماده ۶۴ قانون مدیریت خدمات کشوری
۴. پرداخت پاداش پایان خدمت سالهای ۹۹ و ۱۴۰۰
۵. استخدام معلمان خرید خدمات آموزشی
۶. آزادی معلمــان زندانــی
7 - آموزش رایگان طبق اصل 30 قانون اساسی
🔹مکان تجمع
استان تهــران : مقابل مجلـس
مراکز استانها : مقابل اداره کل استان
شهرستانها : مقابل اداره آموزش و پرورش
🔸 تاریخ تجمع:
پنجشنبه، ۲۳ دیـماه، ساعت ۱۰
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
https://t.me/kashowra
در اعتراض به :
۱.مصوبه ناقص #رتبهبندی و عدم اجرای آن توسط دولت
۲.بیتوجهی به لایحه #همسانسازی بازنشستگان
۳. فراموش شدن ماده ۶۴ قانون مدیریت خدمات کشوری
۴. پرداخت پاداش پایان خدمت سالهای ۹۹ و ۱۴۰۰
۵. استخدام معلمان خرید خدمات آموزشی
۶. آزادی معلمــان زندانــی
7 - آموزش رایگان طبق اصل 30 قانون اساسی
🔹مکان تجمع
استان تهــران : مقابل مجلـس
مراکز استانها : مقابل اداره کل استان
شهرستانها : مقابل اداره آموزش و پرورش
🔸 تاریخ تجمع:
پنجشنبه، ۲۳ دیـماه، ساعت ۱۰
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
https://t.me/kashowra
Forwarded from اصفهان خبر
📸 زیباییهای زمستان در استان اصفهان
🔹مناطق غربی استان اصفهان دارای طبیعتی زیبا و بکر هستند که معمولا در زمستان ها با لباس سپیدی که بر تن می کنند، زیباتر از همیشه چشم اندازی فوق العاده را فرا روی گردشگران قرار می دهند، روستای میدانک بزرگ در شهرستان فریدون شهر از جمله نقاط و روستاهای زیبای این استان است که با هم تصاویری از آن را به تماشا می نشینیم.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔹مناطق غربی استان اصفهان دارای طبیعتی زیبا و بکر هستند که معمولا در زمستان ها با لباس سپیدی که بر تن می کنند، زیباتر از همیشه چشم اندازی فوق العاده را فرا روی گردشگران قرار می دهند، روستای میدانک بزرگ در شهرستان فریدون شهر از جمله نقاط و روستاهای زیبای این استان است که با هم تصاویری از آن را به تماشا می نشینیم.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
اگر تصویر را ثابت میبینید؛ آرامش دارید.
اگر آرام حرکت میکند؛ کمی استرس دارید!
و اگر تصویر در نگاه شما تند حرکت میکند؛ استرس زیاد و غیر طبیعی دارید...
@tarbd
اگر آرام حرکت میکند؛ کمی استرس دارید!
و اگر تصویر در نگاه شما تند حرکت میکند؛ استرس زیاد و غیر طبیعی دارید...
@tarbd
Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 سخنرانی آقای رحیمی شاد در تجمع #تهران
#همکار_بیتفاوت_بپاخیز_بپاخیز
🔹🔹🔹
لطفا با لینک زیر عضو کانال شورا شوید و کانال را به دانشآموزان، اولیا و همکاران معرفی نمایید 👇👇👇
https://t.me/kashowra
تماس با دبیرخانه 👇👇👇
🆔 @maHamahangim
#همکار_بیتفاوت_بپاخیز_بپاخیز
🔹🔹🔹
لطفا با لینک زیر عضو کانال شورا شوید و کانال را به دانشآموزان، اولیا و همکاران معرفی نمایید 👇👇👇
https://t.me/kashowra
تماس با دبیرخانه 👇👇👇
🆔 @maHamahangim
Forwarded from Cassandane (𐬵𐬈𐬛𐬌𐬫𐬈𐬵)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این ویدئوی ۴۰ دقیقه ای در مورد کارل مارکس ، مردی که کمونیست را بوجود آورد است،،،،، اگر عمر انسان را متوسط ۷۰ -۸۰ سال بداتیم، زمان زیادی برای کسب خرد و دانش نداریم،،،، معتقدم در این زمان کم بهتره از تجربیات و نظرات دیگران در حوزه های مورد علاقمون استفاده کنیم ... تا همان راه را دوباره نریم. ... دیدن این کلیپ نکات قابل توجهی وجود دارد
.
✅دایی جان ناپلئون: «کار انگلیسها و بلوریها نباشه، کار لیبرالها و نئولیبرالهاست.»
✍دکتر نظام بهرامی کمیل
ایرج پزشکزاد (که دیروز از این دنیا رفت) در کناب «دائی جان ناپلئون» و داریوش مهرجویی در فیلم معروف «گاو» بهزیبایی پرده از ذهن بیمار و متوهم ایرانیان بر میدارند.
در رمان دائی جان ناپلئون، شخصیت بیمار داستان هر مصیبتی از خشک شدن گیاه مورد علاقهاش تا دعوا در نانوایی سنگکی یا جابهجا شدن کفاش سر محله را نتیجه دسیسه انگلیسیها برای ضربه زدن به او تفسیر میکند.
در فیلم گاو، روستایی سادهدل و حراف هر اتفاقی در روستا از دزدیده شدن مرغ همسایه تا مرگ گاو مشت حسن را نتیجه اعمال بلوریها (کولیهای دورهگرد) میداند.
امروزه هم برخی مسئولین و سیاستمداران همه نقایص و شکستها را به نفوذ «لیبرالها» نسبت میدهند و فاجعه بزرگتر اینکه اکثر اساتید عافیتطلب و روشنفکران چپنما هم هر کمبود و بدبختی را نیتیجه تسلط سیاستهای نظام سرمایهداری و «نئولیبرالها» میدانند.
بهعنوان یک جامعهشناس تاکید و تضمین میکنم، اقتصاد، سیاست، فرهنگ و جامعۀ ما کوچکترین نسبتی با لیبرالیسم و نئولیبرالیسم ندارد و افکار و افراد لیبرالی در مدیریت این کشور هیچکارهاند. شاید مشکلات ما کار انگلبسیها و بلوریها باشد، اما ربطی به افکار و افرادی که در این نظام تابو محسوب میشوند ندارد. البته به عنوان یک فرد لیبرال (آزادیخواه) حاضرم با هر اندیشمند و صاحب منصبی که فکر میکند گزینه بهتری از لیبرالیسم و لیبرال دموکراسی برای اداره جامعه ما وجود دارد مباحثه کنم. از مذهبی و تجزیهطلب تا سوسیالیست و سلطنتطلب؛ یکبار هم که شده در حضور یک فرد لیبرال (آزادیخواه)، لیبرالیسم را نقد کنید.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅دایی جان ناپلئون: «کار انگلیسها و بلوریها نباشه، کار لیبرالها و نئولیبرالهاست.»
✍دکتر نظام بهرامی کمیل
ایرج پزشکزاد (که دیروز از این دنیا رفت) در کناب «دائی جان ناپلئون» و داریوش مهرجویی در فیلم معروف «گاو» بهزیبایی پرده از ذهن بیمار و متوهم ایرانیان بر میدارند.
در رمان دائی جان ناپلئون، شخصیت بیمار داستان هر مصیبتی از خشک شدن گیاه مورد علاقهاش تا دعوا در نانوایی سنگکی یا جابهجا شدن کفاش سر محله را نتیجه دسیسه انگلیسیها برای ضربه زدن به او تفسیر میکند.
در فیلم گاو، روستایی سادهدل و حراف هر اتفاقی در روستا از دزدیده شدن مرغ همسایه تا مرگ گاو مشت حسن را نتیجه اعمال بلوریها (کولیهای دورهگرد) میداند.
امروزه هم برخی مسئولین و سیاستمداران همه نقایص و شکستها را به نفوذ «لیبرالها» نسبت میدهند و فاجعه بزرگتر اینکه اکثر اساتید عافیتطلب و روشنفکران چپنما هم هر کمبود و بدبختی را نیتیجه تسلط سیاستهای نظام سرمایهداری و «نئولیبرالها» میدانند.
بهعنوان یک جامعهشناس تاکید و تضمین میکنم، اقتصاد، سیاست، فرهنگ و جامعۀ ما کوچکترین نسبتی با لیبرالیسم و نئولیبرالیسم ندارد و افکار و افراد لیبرالی در مدیریت این کشور هیچکارهاند. شاید مشکلات ما کار انگلبسیها و بلوریها باشد، اما ربطی به افکار و افرادی که در این نظام تابو محسوب میشوند ندارد. البته به عنوان یک فرد لیبرال (آزادیخواه) حاضرم با هر اندیشمند و صاحب منصبی که فکر میکند گزینه بهتری از لیبرالیسم و لیبرال دموکراسی برای اداره جامعه ما وجود دارد مباحثه کنم. از مذهبی و تجزیهطلب تا سوسیالیست و سلطنتطلب؛ یکبار هم که شده در حضور یک فرد لیبرال (آزادیخواه)، لیبرالیسم را نقد کنید.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
🌀💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀💠
تصویر شخصیتها و موجودات اساطیری ایران باستان
@tarbd
💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
تصویر شخصیتها و موجودات اساطیری ایران باستان
@tarbd
💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
✅ بمباران نومیدی ملت ایران
✍ دکتر اسفندیار خدایی
نقل است در دوره حمله مغول، روزی یکی از سربازان چنگیز برای رفع حاجت به خرابهای در نیشابور رفت. ناگهان سه سردار مسلح ایرانی را دید که از ترس می لرزیدند. او که مسلح هم نبود، شمشیر یکی از آنها را گرفت، هر سه سردار را کشت و پس از رفع حاجت، به میان یاران بازگشت. انسانها مهمترین سرمایه هر کشورند و امید و انگیزه ارزشمندترین سرمایه هر انسان و جامعه است. مردم امیدوار و در صحنه، میتواند بیابانها را گلستان کنند و مشکلات را به فرصتها تبدیل کنند؛ اما مردم نومید، بی انگیزه و خودباخته اگر بر گرانبهاترین گنجها هم بنشینند، خاکستر درو خواهند کرد. نومیدان در مقابل مشکلات منفعل، و در برابر زورگویان و دیکتاتورها و دشمنان، مرعوب و سلطه پذیرند.
مهمترین سرمایه هر کشور، معادن طلا و مس، ذخایر نفت و گاز، و منابع طبیعی اعم از خاک و آب و جنگل نیست، موقعیت جغرافیایی، ذخایر ژنتیکی، آثار تاریخی و ظرفیتهای گردشگری هم نیست. اگر اینطور بود عراق ثروتمندترین کشور دنیا بود نه پایگاه داعش و طالبان و تروریسم. و سنگاپور و ژاپن بدبختترین ملتها بودند. سنگاپور تخته سنگی در وسط دریاست که زمین کشاورزی و آثار گردشگری تاریخی و منابع نفت و گاز ندارد اما بالاترین درآمد دنیا را دارد. روزگاری شاه ثروتمند ایران از خرید این جزیره فقیر منصرف شد.
آنچه یک سرزمین را آباد می کند سرمایه انسانی است نه میزان ذخایر نفت و مقدار بارندگی و ظرفیتهای گردشگری. و آنچه سرمایه انسانی را تخریب میکند نومیدی، بیاعتمادی و وحشت از آینده تاریک است. مردم ایران بیش از هر ملت دیگری در معرض بمباران روحی و حملاتی است که روحیه و امید و شور و شوق زندگی او را هدف قرار داده است و افسردگی و بی اعتمادی و نومیدی را سبب می شود.
درآمد سرانه و شاخصهای رفاه کشورمان در وسط نمودارهای جهانی است و شرایط ما از نیمی از کشورهای جهان بهتر است. منظور این نیست که با توجه به استعدادها و منابع فراوان، جایگاه شایستهای داریم، خیر، اما هنوز نقاط قوتی هست که نباید از دست برود. و مهمترین سرمایه یعنی انسانها نباید با بمباران نومیدی و پمپاژ یاس، تباه و خاکستر شوند.
انتظار نمیرود که بیگانگانی که با ما اختلاف منافع دارند، دلسوز سرمایه انسانی ما باشند و امید و انگیزه به ملت ما تزریق کنند. اما شکاف عمیق اختلافات داخلی موجب شده که نیروهای سیاسی و رسانههای داخلی خواسته یا ناخواسته، به روشهای مختلف با بمباران نومیدی همراه شوند و نخبگان جامعه و فعالان فضای مجازی نیز بر طبل نومیدی بکوبند و سرمایه انسانی در کشاکش دعواهای سیاسی تلف شود. بمباران نومیدی فصل مشترک فعالیت گروههای سیاسی است.
منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی گمان میکنند با پمپاژ نومیدی و بمباران روحیه و اعصاب مردم و افسردهسازی جامعه و گاهی توهین و تحقیر مردم و گفتن خلایق هرچه لایق، موجب حرکتهای اعتراضی میشود و آنها را به هدف خود در مبارزات سیاسی میرساند، غافل از آنکه مردم نومید و افسرده، انگیزه حرکت ندارد و آماده پذیرش سلطه و ظلم و استبداد میشوند.
و اما حاکمیت، ناخواسته به طریقی دیگر، سهم عمدهای در نومیدسازی و افسردگی جامعه دارد. چون دغدغه حکومت دغدغه ملت نیست.
اخیراً با یکپارچه سازی قدرت، اصولگرایان ساز سرمستی سر می دهند، غافل از آن که دغدغه آنها دغدغه مردم نیست و پیروزی آنها به معنای جلب حمایت مردم نیست. جناب آقای رئیسی تقریباً با همان میزان آرایی پیروز شد که چهار سال قبل، بازنده میدان بود. دولت باید بدنبال همراهی و جذب اعتماد مردم و ایجاد امید باشند نه آنکه با بستن فضای مجازی و رویکرد پاکسازی و نظارت استصوابی و رد صلاحیت رقیبان بدنبال پاک کردن صورت مسئله باشند. آنها نباید گمان کنند که با شعارها و برنامه های دهه شصت می توان در دهه 1400 جوانان را جلب کرد و نیروی انسانی را زنده و امیدوار ساخت. خلاصه کردن اهداف انقلاب در آمریکاستیزی و پرداختن بهای آن از زندگی مردم، موجب نومیدی و فقر و فساد و مهاجرت نخبگان و از بین رفتن سرمایه انسانی میشود.
دولت جدید جناب آقای رئیسی باید بداند که سرمایه انسانی ارزشمندترین سرمایه کشور است و مهمترین سرمایه انسانها، امید است. دولت روحانی وارد معاملات سیاسی با ارباب قدرت شد و امید و اعتماد مردم را نابود کرد. دولت رئیسی بداند که تنها با ایستادن کنار مردم و همراهی با دغدغههای آنهاست که میتوان ارزشمندترین سرمایه یعنی امید و اعتماد را حفظ کرد. فریب وسوسهها و توهمات افراطیون را نخورد و با طناب پوسیده آنها وارد چاه نشود.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍ دکتر اسفندیار خدایی
نقل است در دوره حمله مغول، روزی یکی از سربازان چنگیز برای رفع حاجت به خرابهای در نیشابور رفت. ناگهان سه سردار مسلح ایرانی را دید که از ترس می لرزیدند. او که مسلح هم نبود، شمشیر یکی از آنها را گرفت، هر سه سردار را کشت و پس از رفع حاجت، به میان یاران بازگشت. انسانها مهمترین سرمایه هر کشورند و امید و انگیزه ارزشمندترین سرمایه هر انسان و جامعه است. مردم امیدوار و در صحنه، میتواند بیابانها را گلستان کنند و مشکلات را به فرصتها تبدیل کنند؛ اما مردم نومید، بی انگیزه و خودباخته اگر بر گرانبهاترین گنجها هم بنشینند، خاکستر درو خواهند کرد. نومیدان در مقابل مشکلات منفعل، و در برابر زورگویان و دیکتاتورها و دشمنان، مرعوب و سلطه پذیرند.
مهمترین سرمایه هر کشور، معادن طلا و مس، ذخایر نفت و گاز، و منابع طبیعی اعم از خاک و آب و جنگل نیست، موقعیت جغرافیایی، ذخایر ژنتیکی، آثار تاریخی و ظرفیتهای گردشگری هم نیست. اگر اینطور بود عراق ثروتمندترین کشور دنیا بود نه پایگاه داعش و طالبان و تروریسم. و سنگاپور و ژاپن بدبختترین ملتها بودند. سنگاپور تخته سنگی در وسط دریاست که زمین کشاورزی و آثار گردشگری تاریخی و منابع نفت و گاز ندارد اما بالاترین درآمد دنیا را دارد. روزگاری شاه ثروتمند ایران از خرید این جزیره فقیر منصرف شد.
آنچه یک سرزمین را آباد می کند سرمایه انسانی است نه میزان ذخایر نفت و مقدار بارندگی و ظرفیتهای گردشگری. و آنچه سرمایه انسانی را تخریب میکند نومیدی، بیاعتمادی و وحشت از آینده تاریک است. مردم ایران بیش از هر ملت دیگری در معرض بمباران روحی و حملاتی است که روحیه و امید و شور و شوق زندگی او را هدف قرار داده است و افسردگی و بی اعتمادی و نومیدی را سبب می شود.
درآمد سرانه و شاخصهای رفاه کشورمان در وسط نمودارهای جهانی است و شرایط ما از نیمی از کشورهای جهان بهتر است. منظور این نیست که با توجه به استعدادها و منابع فراوان، جایگاه شایستهای داریم، خیر، اما هنوز نقاط قوتی هست که نباید از دست برود. و مهمترین سرمایه یعنی انسانها نباید با بمباران نومیدی و پمپاژ یاس، تباه و خاکستر شوند.
انتظار نمیرود که بیگانگانی که با ما اختلاف منافع دارند، دلسوز سرمایه انسانی ما باشند و امید و انگیزه به ملت ما تزریق کنند. اما شکاف عمیق اختلافات داخلی موجب شده که نیروهای سیاسی و رسانههای داخلی خواسته یا ناخواسته، به روشهای مختلف با بمباران نومیدی همراه شوند و نخبگان جامعه و فعالان فضای مجازی نیز بر طبل نومیدی بکوبند و سرمایه انسانی در کشاکش دعواهای سیاسی تلف شود. بمباران نومیدی فصل مشترک فعالیت گروههای سیاسی است.
منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی گمان میکنند با پمپاژ نومیدی و بمباران روحیه و اعصاب مردم و افسردهسازی جامعه و گاهی توهین و تحقیر مردم و گفتن خلایق هرچه لایق، موجب حرکتهای اعتراضی میشود و آنها را به هدف خود در مبارزات سیاسی میرساند، غافل از آنکه مردم نومید و افسرده، انگیزه حرکت ندارد و آماده پذیرش سلطه و ظلم و استبداد میشوند.
و اما حاکمیت، ناخواسته به طریقی دیگر، سهم عمدهای در نومیدسازی و افسردگی جامعه دارد. چون دغدغه حکومت دغدغه ملت نیست.
اخیراً با یکپارچه سازی قدرت، اصولگرایان ساز سرمستی سر می دهند، غافل از آن که دغدغه آنها دغدغه مردم نیست و پیروزی آنها به معنای جلب حمایت مردم نیست. جناب آقای رئیسی تقریباً با همان میزان آرایی پیروز شد که چهار سال قبل، بازنده میدان بود. دولت باید بدنبال همراهی و جذب اعتماد مردم و ایجاد امید باشند نه آنکه با بستن فضای مجازی و رویکرد پاکسازی و نظارت استصوابی و رد صلاحیت رقیبان بدنبال پاک کردن صورت مسئله باشند. آنها نباید گمان کنند که با شعارها و برنامه های دهه شصت می توان در دهه 1400 جوانان را جلب کرد و نیروی انسانی را زنده و امیدوار ساخت. خلاصه کردن اهداف انقلاب در آمریکاستیزی و پرداختن بهای آن از زندگی مردم، موجب نومیدی و فقر و فساد و مهاجرت نخبگان و از بین رفتن سرمایه انسانی میشود.
دولت جدید جناب آقای رئیسی باید بداند که سرمایه انسانی ارزشمندترین سرمایه کشور است و مهمترین سرمایه انسانها، امید است. دولت روحانی وارد معاملات سیاسی با ارباب قدرت شد و امید و اعتماد مردم را نابود کرد. دولت رئیسی بداند که تنها با ایستادن کنار مردم و همراهی با دغدغههای آنهاست که میتوان ارزشمندترین سرمایه یعنی امید و اعتماد را حفظ کرد. فریب وسوسهها و توهمات افراطیون را نخورد و با طناب پوسیده آنها وارد چاه نشود.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
🏛 لحظه کشف و بیرون کشیدن شیردال هخامنشی از زیر خاک. این عکس مربوط به سال ۱۳۱۰ و کاوشهای باستان شناسی تختجمشید است.
🏛 تاریخ ما
@tarbd
🏛 تاریخ ما
@tarbd
✅یونسکو اعلام کرد چهار زبان قدمتی بالای هزار سال دارند که اسم آنها را زبان کلاسیک گذاشته اند: یونانی، لاتین، سنسکریت و فارسی.
از این چهار زبان فقط زبان فارسی زنده است و در دوران مدرن استفاده می شود .
@tarbd
از این چهار زبان فقط زبان فارسی زنده است و در دوران مدرن استفاده می شود .
@tarbd
تصویر مرد جوانی از بومیان جنگلهای آمازون برزیل که پدر خود را بر دوش گرفته تا به مرکز واکسیناسیون برساند در شبکههای اجتماعی پربازدید شده است.
@tarbd
@tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنان افغانستان از جان گذشتهاند، سرباز پشت سر، با لوله تفنگ به زنی که شعار میدهد، میزند اما او ادامه میدهد! این صحنه واقعا تکان دهنده است.
@tarbd
@tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
💢 ۳ فوتی بر اثر امیکرون در کشور
هاشمی مسئول روابط عمومی وزارت بهداشت:
🔸آمار مبتلایان به امیکرون در کشور به ۱۱۶۲ مورد رسید و تعداد مبتلایان در مشهد با ۲۴۹ مورد افزایش چشمگیر داشته است.
🔸متاسفانه در هر یک از شهرهای تبریز، یزد و شهرکرد یک فوتی به علت امیکرون گزارش شده است و یک مورد هم بیمار بدحال در اهواز بستری است. /صداوسیما
#خبر_ويژه
@khabare_vije
هاشمی مسئول روابط عمومی وزارت بهداشت:
🔸آمار مبتلایان به امیکرون در کشور به ۱۱۶۲ مورد رسید و تعداد مبتلایان در مشهد با ۲۴۹ مورد افزایش چشمگیر داشته است.
🔸متاسفانه در هر یک از شهرهای تبریز، یزد و شهرکرد یک فوتی به علت امیکرون گزارش شده است و یک مورد هم بیمار بدحال در اهواز بستری است. /صداوسیما
#خبر_ويژه
@khabare_vije
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍 هشدار جدی
🎥 اگر در خانه مرغ مینا یا طوطی و ... دارید، خیلی مراقبت کنید که به کودکی نوک نزند...
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🎥 اگر در خانه مرغ مینا یا طوطی و ... دارید، خیلی مراقبت کنید که به کودکی نوک نزند...
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
✅غرور " نفتی " هویدا و سرمستی حکومت در قله قدرت
امروز 26 دیماه است، سالگرد واپسین سفر شاه. این سخنرانی هویدا که در فایل پیوستی آمده و در سال 54 در جمع گروهی از جوانان صورت گرفته، تصویر روشنی از ذهنیت دستگاه را در سه سال قبل از انقلاب به نمایش می گذارد: " یه زمانی ما محتاج کمک بودیم، هر کمکی که به ما کردن زیر اون یک تبصره نوشتن اینکارو بکنید، اینکارو نکنید، امروز ما با افتخار به دنیا کمک می کتیم، بدون هیچ تبصره ای هم کمک می کنیم. شما جوان ها علم فرنگ رو به دست بیارین، همونطور که غرب علم ما رو هزاران سال پیش به دست آورد و به اونجا رسید...که ما نه هزار سال بعد، ده سال بعد به اون مقام برسیم"
🔺این سخنان هویدا دو سال پس از شوک نفتی 1973 است که با افزایش سه برابری قیمت نفت به صورت ناگهانی، خزانه ایران پر شد. به گونه ای که ناچار شدند در برنامه پنج ساله توسعه هم تجدید نظر کنند. در یک چشم بهم زدن ایران آنقدر پولدار شد که دولت نمی دانست با این پول ها چه کند.
میزان واردات به جایی رسید که اسکله ها کم آوردند و کشتی ها ماه ها منتظر تخلیه بار می ماندند. کمبود کامیون و راننده برای حمل و نقل کالا از بنادر به پایتخت و دیگر شهرها، معضل دیگری بود که با واردات آنها جبران شد.
به طور مثال از کره جنوبی که تازه در مرحله خیز توسعه قرار داشت و هنوز کشوری فقیر محسوب می شد، راننده استخدام و به ایران آورده شد.
جاده ها هم کشش و گنجایش افزایش ترددهای بیشتر را نداشتند، چرا که هنوز از آزادراه ها و بزرگراه ها خبری نبود.
مساله این بود که کشور ناگهان پولدار شده بود، بدون آن که سایر ظرفیت ها و ساختارهای آن رشد کند.
همانطور که هویدا می گوید، بخشی از این پول ها صرف وام دادن به کشورهای دیگر شد و ایران یک شبه از کشوری وام گیرنده به وام دهنده تبدیل شد. حتی کشور توسعه یافته ای چون فرانسه در آن دوران یک میلیارد دلار از ایران قرض گرفت.
خرید معادن اورانیوم در آفریقا برای برنامه اتمی در دست اقدام و برخی سرمایه گذاری ها در صنعت خودروسازی و صنایع دیگر کشورهای غربی که به شدت محتاج دلار بودند، بخشی از مخارج جدید ایران بود.
اوج گرفتن خریدهای تسلیحاتی و تجهیز نیروی هوایی به پیشرفته ترین جنگنده های روز نیز ماحصل شوک نفتی 1973 بود.
شاه عاشق اسلحه، آنقدر پولدار شده بود که تصمیم گرفت به ازای هر سه عراده تانک عراقی، یک بالگرد تهاجمی خریداری کند و ایران صاحب یکی از بزرگترین اسکادران های هوانیروز جهان شد.
تقریبا تمام کشورهای منتفع شده از افزایش افسانه ای بهای نفت، هر یک به درجاتی گرفتار عوارض بیماری هلندی شدند.
وقتی یکی از بخش های اقتصاد در غیاب سایر بخش ها شکوفا می شود و زمامداران تصور دقیقی از فصلی بودن انفتاح مزبور نداشته باشند، تزریق ثروت بادآورده به جامعه، توازن عرضه و تقاضا را بهم می زند و مشکلاتی نظیر تورم، رکود بخش صنعت و بیکاری به دنبال خود می آورد.
زمانی که هویدا سرمست از دلارهای نفتی، از دادن وام به دنیا "بی هیچ تبصره ای" و لزوم " اخذ تمدن فرنگی " ظرف ده سال داد سخن سر میداد، بیماری هلندی داشت آرام آرام در رگ و پی اقتصاد ریشه می دواند.
نخست وزیر مقتول البته این را درست می گفت. اعطای وام " قرض الحسنه " در دنیا باب نیست. آنهایی که پول پاشی هم می کنند، دنبال تهاتر آن با نفوذ سیاسی و افزایش عمق ژئوپولتیک و دیگر کالاهای معنوی هستند.
ابراز انزجار وی از تبصره و قید و شرط های وام دهندگان تا آن موقع غربی، معطوف به برنامه های نظیر طرح مارشال و اصل چهار ترومن است که ایران از مزایای دومی بهره مند شده بود.
اینگونه برنامه ها که معطوف به نهادسازی های اقتصادی و سیاسی در کشورهای هدف بودند، امروزه در برابر درونمایه ظالمانه و " نزول خوارانه " نظام وام دهی چینی ها، شبیه صدقه و خیرات به نظر می رسند.
به هر حال از سخنان هویدا بر می آید که ولخرجی مسرفانه حکومت در داخل با با بخشندگی " حاتم وار " آن در خارج همراه بوده است. بدتر از این ها اما غروری سیاسی بود که پول نفت به دستگاه تزریق کرد و حکومت را به سوی انسداد بیشتر فضا و جمع کردن نظام دو حزبی صوری و عرض اندام گسترده تر پلیس مخفی سوق داد.
این غرور که در بیانات شاه در دهه 50 به صورت سرزنش مکرر غربی ها و تمسخر لیبرال دمکراسی و آمادگی برای رهبری جهان، خود را می نمایاند، در سخنان هویدا هم به روشنی هویداست.
شاید اگر رشد اقتصادی درخشان و زیرساختی دهه چهل با همان آهنگ تداوم می یافت و دلارهای نفتی بعد از سال 52 بجای تزریق به یکباره در اقتصاد، در نوعی صندوق ارزی ذخیره می شد، سیر حوادث هم به گونه ای متفاوت از پایان فیلم اسرار گنج دره جنی رقم می خورد که از قضا هویدا موقع اکران آن، زودتر از همه پیام سیاسی آن را گرفت.
#صلاح_الدین_خدیو
@tarbd
امروز 26 دیماه است، سالگرد واپسین سفر شاه. این سخنرانی هویدا که در فایل پیوستی آمده و در سال 54 در جمع گروهی از جوانان صورت گرفته، تصویر روشنی از ذهنیت دستگاه را در سه سال قبل از انقلاب به نمایش می گذارد: " یه زمانی ما محتاج کمک بودیم، هر کمکی که به ما کردن زیر اون یک تبصره نوشتن اینکارو بکنید، اینکارو نکنید، امروز ما با افتخار به دنیا کمک می کتیم، بدون هیچ تبصره ای هم کمک می کنیم. شما جوان ها علم فرنگ رو به دست بیارین، همونطور که غرب علم ما رو هزاران سال پیش به دست آورد و به اونجا رسید...که ما نه هزار سال بعد، ده سال بعد به اون مقام برسیم"
🔺این سخنان هویدا دو سال پس از شوک نفتی 1973 است که با افزایش سه برابری قیمت نفت به صورت ناگهانی، خزانه ایران پر شد. به گونه ای که ناچار شدند در برنامه پنج ساله توسعه هم تجدید نظر کنند. در یک چشم بهم زدن ایران آنقدر پولدار شد که دولت نمی دانست با این پول ها چه کند.
میزان واردات به جایی رسید که اسکله ها کم آوردند و کشتی ها ماه ها منتظر تخلیه بار می ماندند. کمبود کامیون و راننده برای حمل و نقل کالا از بنادر به پایتخت و دیگر شهرها، معضل دیگری بود که با واردات آنها جبران شد.
به طور مثال از کره جنوبی که تازه در مرحله خیز توسعه قرار داشت و هنوز کشوری فقیر محسوب می شد، راننده استخدام و به ایران آورده شد.
جاده ها هم کشش و گنجایش افزایش ترددهای بیشتر را نداشتند، چرا که هنوز از آزادراه ها و بزرگراه ها خبری نبود.
مساله این بود که کشور ناگهان پولدار شده بود، بدون آن که سایر ظرفیت ها و ساختارهای آن رشد کند.
همانطور که هویدا می گوید، بخشی از این پول ها صرف وام دادن به کشورهای دیگر شد و ایران یک شبه از کشوری وام گیرنده به وام دهنده تبدیل شد. حتی کشور توسعه یافته ای چون فرانسه در آن دوران یک میلیارد دلار از ایران قرض گرفت.
خرید معادن اورانیوم در آفریقا برای برنامه اتمی در دست اقدام و برخی سرمایه گذاری ها در صنعت خودروسازی و صنایع دیگر کشورهای غربی که به شدت محتاج دلار بودند، بخشی از مخارج جدید ایران بود.
اوج گرفتن خریدهای تسلیحاتی و تجهیز نیروی هوایی به پیشرفته ترین جنگنده های روز نیز ماحصل شوک نفتی 1973 بود.
شاه عاشق اسلحه، آنقدر پولدار شده بود که تصمیم گرفت به ازای هر سه عراده تانک عراقی، یک بالگرد تهاجمی خریداری کند و ایران صاحب یکی از بزرگترین اسکادران های هوانیروز جهان شد.
تقریبا تمام کشورهای منتفع شده از افزایش افسانه ای بهای نفت، هر یک به درجاتی گرفتار عوارض بیماری هلندی شدند.
وقتی یکی از بخش های اقتصاد در غیاب سایر بخش ها شکوفا می شود و زمامداران تصور دقیقی از فصلی بودن انفتاح مزبور نداشته باشند، تزریق ثروت بادآورده به جامعه، توازن عرضه و تقاضا را بهم می زند و مشکلاتی نظیر تورم، رکود بخش صنعت و بیکاری به دنبال خود می آورد.
زمانی که هویدا سرمست از دلارهای نفتی، از دادن وام به دنیا "بی هیچ تبصره ای" و لزوم " اخذ تمدن فرنگی " ظرف ده سال داد سخن سر میداد، بیماری هلندی داشت آرام آرام در رگ و پی اقتصاد ریشه می دواند.
نخست وزیر مقتول البته این را درست می گفت. اعطای وام " قرض الحسنه " در دنیا باب نیست. آنهایی که پول پاشی هم می کنند، دنبال تهاتر آن با نفوذ سیاسی و افزایش عمق ژئوپولتیک و دیگر کالاهای معنوی هستند.
ابراز انزجار وی از تبصره و قید و شرط های وام دهندگان تا آن موقع غربی، معطوف به برنامه های نظیر طرح مارشال و اصل چهار ترومن است که ایران از مزایای دومی بهره مند شده بود.
اینگونه برنامه ها که معطوف به نهادسازی های اقتصادی و سیاسی در کشورهای هدف بودند، امروزه در برابر درونمایه ظالمانه و " نزول خوارانه " نظام وام دهی چینی ها، شبیه صدقه و خیرات به نظر می رسند.
به هر حال از سخنان هویدا بر می آید که ولخرجی مسرفانه حکومت در داخل با با بخشندگی " حاتم وار " آن در خارج همراه بوده است. بدتر از این ها اما غروری سیاسی بود که پول نفت به دستگاه تزریق کرد و حکومت را به سوی انسداد بیشتر فضا و جمع کردن نظام دو حزبی صوری و عرض اندام گسترده تر پلیس مخفی سوق داد.
این غرور که در بیانات شاه در دهه 50 به صورت سرزنش مکرر غربی ها و تمسخر لیبرال دمکراسی و آمادگی برای رهبری جهان، خود را می نمایاند، در سخنان هویدا هم به روشنی هویداست.
شاید اگر رشد اقتصادی درخشان و زیرساختی دهه چهل با همان آهنگ تداوم می یافت و دلارهای نفتی بعد از سال 52 بجای تزریق به یکباره در اقتصاد، در نوعی صندوق ارزی ذخیره می شد، سیر حوادث هم به گونه ای متفاوت از پایان فیلم اسرار گنج دره جنی رقم می خورد که از قضا هویدا موقع اکران آن، زودتر از همه پیام سیاسی آن را گرفت.
#صلاح_الدین_خدیو
@tarbd