✅بوسههای سوسیالیستی
برای سالهای سال بر دیوار برلین تصویر دو مرد سالخورده نقش بسته بود که همدیگر را به شیوهای نامعمول میبوسیدند. اما این نقاشی کاملاً سیاسی بود و مبنایی واقعی داشت. این دو مرد در دوران خود از ستونهای اصلی بلوک شرق بودند: برژنف روس و هونِکرِ آلمانی. این بوسه یکی از سیاسیترین بوسههای تاریخ است و در این نوشتار داستان آن را توضیح خواهم داد.
بوسۀ برژنفـهونکر داستان درازی دارد و در سنت «بوسۀ برادری سوسیالیستی» ریشه دارد. پیشینۀ «بوسۀ برادری سوسیالیستی» به بوسۀ برادری کارگری میرسد که از میانۀ قرن نوزدهم در طبقۀ کارگر پدید آمد؛ به نشانۀ همبستگی و تعلق متقابل اعضا به یکدیگر. پس از انقلاب روسیه این رسم در میان دوستداران این انقلاب که خود را به روسیه میرساندند باب شد. اما سالها بعد، از دهۀ پنجاه و بعد از مرگ استالین، این «بوسۀ برادری» معنای همبستگی بینالمللی پیدا کرد و علامتی شد برای اوج همدلی و اتحاد میان کشورهای سوسیالیستی.
شیوۀ این بوسیدن اینگونه بود که معمولاً در سفر مقامات سوسیالیست به کشورهای همدیگر در لحظۀ اول دیداری پای هواپیما انجام میشد. دو دولتمرد همدیگر را در آغوش میگرفتند و سه بوسه بر گونۀ همدیگر میزدند. نیازی به یادآوری نیست که چنین حرکتی را نمیتوان با دست دادن ساده مقایسه کرد ــ هر قدر هم که دو طرف دست همدیگر را محکم بفشارند و برای مدتی طولانی تکان دهند (کاری که معمولاً میان متحدان بسیار نزدیک رخ میدهد). البته در این میان، رهبران آلمانی شرقی این بوسه بر گونه را چند سانت جابجا کردند و به بوسه بر لب تبدیل کردند.
یک گونۀ دیگرِ سلام سوسیالیستی به شکل درآغوش گرفتن بود که بیشتر در آسیا یا آمریکای جنوبی رایج بود. در این روش دو رهبر سه بار همدیگر را از دو سوی چپ و راست در آغوش میگرفتند. برای مثال وقتی برژنف با کاسترو دیدار میکرد، دیگر از آن بوسهها خبری نبود و به جای آن دو طرف همدیگر را برادرانه در آغوش میگرفتند. در جایی هم که رابطۀ دو کشور سوسیالیستی به هر دلیلی به سردی میگرایید، این رسم در آغوش گرفتن انجام نمیشد که این خود نشانۀ سردی روابط بود؛ برای مثال پس از شکافی که میان شوروی و چین رخ داد، مقامات دو کشور همدیگر را بغل نمیکردند. وقتی خروشچف در سال 1959 از چین دیدار کرد، مائو مراقب بود مجبور نشود خروشچف را در آغوش گیرد، به همین دلیل در لحظۀ دست دادن یک قدم عقب رفت تا خروشچف نتواند او را بغل کند.
رسم بوسیدن میان مردان به نشانۀ محبت و رفاقت در میان ایرانیان هم وجود دارد و در واقع این بوسۀ کمونیستی شکل سیاسیشدۀ همین نوع بوسه است که احتمالاً از دهقانان روس وام گرفته شده است. برای مثال این بوسه میتواند از «سلام عید پاک» مسیحیان ارتودوکس آمده باشد که با بوسه همراه است.
اما چیزی که باعث شد بوسۀ سوسیالیستی بسیار معروف شود، همان عکس بوسۀ برژنف و اریش هونِکِر بود. برژنف در اکتبر 1979، در دیدار از آلمانی شرقی، در مراسمی که به مناسبت سیام سالگرد تأسیس آلمان شرقی برگزار شده بود، در برلین شرقی حضور داشت و پس از امضای معاهدهای با هدف گسترش حمایتهای دوجانبه، به نشانۀ دوستی بوسۀ کمونیستی پرآبوتابی نیز میان آنها انجام شد. در سال 1990 دمیتری وروبل، نقاش آلمانیـروس نقاشی این بوسه را بر دیوار برلین کشید و شهرت آن بیش از پیش جهانی شد. در زیر این نقاشی نوشته شده است: «خدایا کمکم کن از این عشق مهلک جان به در برم.» بهترین توصیف برای آن اتحاد شوم میان دیکتاتورهای کمونیستی.
✍مهدی تدینی
@tarbd
👇👇👇
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
برای سالهای سال بر دیوار برلین تصویر دو مرد سالخورده نقش بسته بود که همدیگر را به شیوهای نامعمول میبوسیدند. اما این نقاشی کاملاً سیاسی بود و مبنایی واقعی داشت. این دو مرد در دوران خود از ستونهای اصلی بلوک شرق بودند: برژنف روس و هونِکرِ آلمانی. این بوسه یکی از سیاسیترین بوسههای تاریخ است و در این نوشتار داستان آن را توضیح خواهم داد.
بوسۀ برژنفـهونکر داستان درازی دارد و در سنت «بوسۀ برادری سوسیالیستی» ریشه دارد. پیشینۀ «بوسۀ برادری سوسیالیستی» به بوسۀ برادری کارگری میرسد که از میانۀ قرن نوزدهم در طبقۀ کارگر پدید آمد؛ به نشانۀ همبستگی و تعلق متقابل اعضا به یکدیگر. پس از انقلاب روسیه این رسم در میان دوستداران این انقلاب که خود را به روسیه میرساندند باب شد. اما سالها بعد، از دهۀ پنجاه و بعد از مرگ استالین، این «بوسۀ برادری» معنای همبستگی بینالمللی پیدا کرد و علامتی شد برای اوج همدلی و اتحاد میان کشورهای سوسیالیستی.
شیوۀ این بوسیدن اینگونه بود که معمولاً در سفر مقامات سوسیالیست به کشورهای همدیگر در لحظۀ اول دیداری پای هواپیما انجام میشد. دو دولتمرد همدیگر را در آغوش میگرفتند و سه بوسه بر گونۀ همدیگر میزدند. نیازی به یادآوری نیست که چنین حرکتی را نمیتوان با دست دادن ساده مقایسه کرد ــ هر قدر هم که دو طرف دست همدیگر را محکم بفشارند و برای مدتی طولانی تکان دهند (کاری که معمولاً میان متحدان بسیار نزدیک رخ میدهد). البته در این میان، رهبران آلمانی شرقی این بوسه بر گونه را چند سانت جابجا کردند و به بوسه بر لب تبدیل کردند.
یک گونۀ دیگرِ سلام سوسیالیستی به شکل درآغوش گرفتن بود که بیشتر در آسیا یا آمریکای جنوبی رایج بود. در این روش دو رهبر سه بار همدیگر را از دو سوی چپ و راست در آغوش میگرفتند. برای مثال وقتی برژنف با کاسترو دیدار میکرد، دیگر از آن بوسهها خبری نبود و به جای آن دو طرف همدیگر را برادرانه در آغوش میگرفتند. در جایی هم که رابطۀ دو کشور سوسیالیستی به هر دلیلی به سردی میگرایید، این رسم در آغوش گرفتن انجام نمیشد که این خود نشانۀ سردی روابط بود؛ برای مثال پس از شکافی که میان شوروی و چین رخ داد، مقامات دو کشور همدیگر را بغل نمیکردند. وقتی خروشچف در سال 1959 از چین دیدار کرد، مائو مراقب بود مجبور نشود خروشچف را در آغوش گیرد، به همین دلیل در لحظۀ دست دادن یک قدم عقب رفت تا خروشچف نتواند او را بغل کند.
رسم بوسیدن میان مردان به نشانۀ محبت و رفاقت در میان ایرانیان هم وجود دارد و در واقع این بوسۀ کمونیستی شکل سیاسیشدۀ همین نوع بوسه است که احتمالاً از دهقانان روس وام گرفته شده است. برای مثال این بوسه میتواند از «سلام عید پاک» مسیحیان ارتودوکس آمده باشد که با بوسه همراه است.
اما چیزی که باعث شد بوسۀ سوسیالیستی بسیار معروف شود، همان عکس بوسۀ برژنف و اریش هونِکِر بود. برژنف در اکتبر 1979، در دیدار از آلمانی شرقی، در مراسمی که به مناسبت سیام سالگرد تأسیس آلمان شرقی برگزار شده بود، در برلین شرقی حضور داشت و پس از امضای معاهدهای با هدف گسترش حمایتهای دوجانبه، به نشانۀ دوستی بوسۀ کمونیستی پرآبوتابی نیز میان آنها انجام شد. در سال 1990 دمیتری وروبل، نقاش آلمانیـروس نقاشی این بوسه را بر دیوار برلین کشید و شهرت آن بیش از پیش جهانی شد. در زیر این نقاشی نوشته شده است: «خدایا کمکم کن از این عشق مهلک جان به در برم.» بهترین توصیف برای آن اتحاد شوم میان دیکتاتورهای کمونیستی.
✍مهدی تدینی
@tarbd
👇👇👇
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚇 تونل مانش ؛ شاهکار بشریت
🎞 فیلم تونل ۵۲ کیلومتری کانال مانش که بندر پادوکاله فرانسه را به شهرک فوکستون انگلستان متصل میکند در زیر کف دریا حفر شده است.
📆سال شروع ۱۹۸۶ - افتتاح ۱۹۹۴
@tarbd
🎞 فیلم تونل ۵۲ کیلومتری کانال مانش که بندر پادوکاله فرانسه را به شهرک فوکستون انگلستان متصل میکند در زیر کف دریا حفر شده است.
📆سال شروع ۱۹۸۶ - افتتاح ۱۹۹۴
@tarbd
✅جمله معروف را استاندار فارس هم گفت!
📌 من را تهدید به مهاجرت نکنید، هر که میخواهد برود به سلامت...
استاندار فارس که خود پزشک است و سالها ریاست دانشگاه پزشکی شیراز را برعهده داشت گفت: هیچ پزشکی حق زیر میزی گرفتن ندارد و تعرفه جراحیها و درمان کاملا مشخص است و قرار نیست برای اینکه فلان پزشک یک عمل جراحی قلب را انجام دهد به جای ١٢ میلیون تومان ٩٠ میلیون تومان پرداخت شود
محمدهادی ایمانیه خطاب به جامعه پزشکی گفت: من را تهدید به مهاجرت نکنید. هر که میخواهد برود به سلامت! خودم برایش بلیط پرواز هم میگیرم چون دوره منحصر به فرد بودن برخی از پزشکان به پایان رسیده است
وی با بیان اینکه نباید اجازه جولان دادن به فضای غیرسالم و زیر میزی گرفتن در عرصههای مختلف را داد، گفت: این فرهنگ غلط که فلان جراح یا فلان پزشک منحصر به فرد بوده و میتواند جان بیمار را نجات دهد باید اصلاح شود زیرا امروز ما پزشکان حاذق و متخصص بسیاری داریم و این منحصر به فرد بودن مربوط به بیست سال پیش بوده و دوران آن گذشته است/ فانا
📌 من را تهدید به مهاجرت نکنید، هر که میخواهد برود به سلامت...
استاندار فارس که خود پزشک است و سالها ریاست دانشگاه پزشکی شیراز را برعهده داشت گفت: هیچ پزشکی حق زیر میزی گرفتن ندارد و تعرفه جراحیها و درمان کاملا مشخص است و قرار نیست برای اینکه فلان پزشک یک عمل جراحی قلب را انجام دهد به جای ١٢ میلیون تومان ٩٠ میلیون تومان پرداخت شود
محمدهادی ایمانیه خطاب به جامعه پزشکی گفت: من را تهدید به مهاجرت نکنید. هر که میخواهد برود به سلامت! خودم برایش بلیط پرواز هم میگیرم چون دوره منحصر به فرد بودن برخی از پزشکان به پایان رسیده است
وی با بیان اینکه نباید اجازه جولان دادن به فضای غیرسالم و زیر میزی گرفتن در عرصههای مختلف را داد، گفت: این فرهنگ غلط که فلان جراح یا فلان پزشک منحصر به فرد بوده و میتواند جان بیمار را نجات دهد باید اصلاح شود زیرا امروز ما پزشکان حاذق و متخصص بسیاری داریم و این منحصر به فرد بودن مربوط به بیست سال پیش بوده و دوران آن گذشته است/ فانا
۹ سال پیش در ۱۱ دی ۱۳۹۱، مرتضی ثاقبفر ـ جامعهشناس، نویسنده، مترجم و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران ـ درگذشت.
از ثاقبفر بیش از ۱۰۰ جلد کتاب ـ تألیف و ترجمه ـ منتشر شده که بسیاری از آنها جزء کتابهای مرجع در حوزهی جامعهشناسی و تاریخ و فرهنگ ایران به شمار میآیند. «بنبستهای جامعهشناسی»، «سرشت فرمانروایی در ایران»، امپراتوری ایران تألیف دان ناردو، ایران باستان (یوزف ویسه هوفر)، هخامنشیان (آملی کورت)، تاریخ ایران کمبریج (۵ جلد)، ایران دورهی پهلوی (لنچوفسکی)، رضا شاه و شکلگیری ایران نوین (استفانی کرونین)، کوروش بزرگ، شاهنشاهی ساسانی اثر تورج دریایی، شاهنشاهی اشکانی (یوزف ولسکی) و شاهنشاهی هخامنشی (جیمز امانوئل کوک) را ثاقبفر به فارسی برگردانده است. مرتضی ثاقبفر همچنین به سبب ترجمهی کتاب ۱۵ جلدی «یونانیان و بربرها» تألیف امیرمهدی بدیع، جایزهی ترجمهی کتاب سال را دریافت کرده است. ۸ مجلّد از مجموعهی ۱۴ جلدی «تاریخ هخامنشیان» هم با ترجمهی او منتشر شده است.
@tarbd
از ثاقبفر بیش از ۱۰۰ جلد کتاب ـ تألیف و ترجمه ـ منتشر شده که بسیاری از آنها جزء کتابهای مرجع در حوزهی جامعهشناسی و تاریخ و فرهنگ ایران به شمار میآیند. «بنبستهای جامعهشناسی»، «سرشت فرمانروایی در ایران»، امپراتوری ایران تألیف دان ناردو، ایران باستان (یوزف ویسه هوفر)، هخامنشیان (آملی کورت)، تاریخ ایران کمبریج (۵ جلد)، ایران دورهی پهلوی (لنچوفسکی)، رضا شاه و شکلگیری ایران نوین (استفانی کرونین)، کوروش بزرگ، شاهنشاهی ساسانی اثر تورج دریایی، شاهنشاهی اشکانی (یوزف ولسکی) و شاهنشاهی هخامنشی (جیمز امانوئل کوک) را ثاقبفر به فارسی برگردانده است. مرتضی ثاقبفر همچنین به سبب ترجمهی کتاب ۱۵ جلدی «یونانیان و بربرها» تألیف امیرمهدی بدیع، جایزهی ترجمهی کتاب سال را دریافت کرده است. ۸ مجلّد از مجموعهی ۱۴ جلدی «تاریخ هخامنشیان» هم با ترجمهی او منتشر شده است.
@tarbd
✅پیش بینی رضاقلی میرزا نوه فتحعلی شاه از آینده آمریکا در سال ۱۸۳۶...
📌رسم *حریت و آزادی* در آن مملکت متداول است و زیاده از مملکت انگریز و فرانس این شیوه مرضیه را رعایت میکنند. و بیشتر از این دوجا در ینگی دنیا و مملکت امریکه این طریق مستحسن و برقرار است و باین سبب روز بروز مملکت امریکه آباد میشود و خلایق از اطراف و اکناف بلاد از حب وطن و آسایش تن گذشته به آنجا روی آورده، اکنون صنعتی و حرفتی در فرنگستان نیست که اهل آنجا بهتر و خوب تر نتوانند.
📌اگرچه جمیع اهالی آنجا اغلب از مملکت ارپه رفته اند ولی اکنون چنان مسلط در امر خود هستند که هیچ دولتی را مدخلیتی نداده.... عنقریب از محاسن این تدبیر، قوه دولت ایشان از همه دولتها بیشتر خواهد شد.
🏛 تاریخ ما
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📌رسم *حریت و آزادی* در آن مملکت متداول است و زیاده از مملکت انگریز و فرانس این شیوه مرضیه را رعایت میکنند. و بیشتر از این دوجا در ینگی دنیا و مملکت امریکه این طریق مستحسن و برقرار است و باین سبب روز بروز مملکت امریکه آباد میشود و خلایق از اطراف و اکناف بلاد از حب وطن و آسایش تن گذشته به آنجا روی آورده، اکنون صنعتی و حرفتی در فرنگستان نیست که اهل آنجا بهتر و خوب تر نتوانند.
📌اگرچه جمیع اهالی آنجا اغلب از مملکت ارپه رفته اند ولی اکنون چنان مسلط در امر خود هستند که هیچ دولتی را مدخلیتی نداده.... عنقریب از محاسن این تدبیر، قوه دولت ایشان از همه دولتها بیشتر خواهد شد.
🏛 تاریخ ما
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from تاریخ و جغرافیا اهواز (@ طرفی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤔 آیا زمان خداحافظی با اینترنت فرا رسیده است؟
متاورس چیست؟
آینده را چگونه پیش بینی می کنید؟
🌴 کانال کشوری تاریخ و جغرافیا اهواز
@darsi_118
متاورس چیست؟
آینده را چگونه پیش بینی می کنید؟
🌴 کانال کشوری تاریخ و جغرافیا اهواز
@darsi_118
✅ اینستاگرام؛ معبد فرقهها
✍️ محمد ملا عباسی
...روانشناسان، جامعهشناسان، دینپژوهان و دیگر متخصصان علوم انسانی تحقیقات وسیعی دربارۀ فرقهها انجام دادهاند.
بوز هرینگتون در مقالهای در آتلانتیک میگوید در قدم اول باید تفاوتی قائل شویم بین گروههای دینی بیخطر و گروههای افراطی. او روزنامهنگاری تحقیقی است که خود سالها عضو یک فرقۀ افراطی بود و بعد از آنها گسست و مطالعه دربارۀ سازوکار فرقهها را شروع کرد. از نظر هرینگتون، ممکن است هر گروهی دارای «عقاید عجیبوغریب» باشند و انواع و اقسامی از آیینهای جمعی را به جای آورند. اما فقط دستۀ کوچکی از این گروهها راهِ افراط را در پیش میگیرند و به فرقههایی خطرناک تبدیل میشوند. فرقههای خطرناک معمولاً در چند خصیصه مشترکاند، از جمله اینکه در همۀ آنها به انحای مختلف با انتقاد و تردید دربارۀ حرفها و تصمیمات رهبران مخالفت میشود و از اعضا میخواهند تا اطاعتی بیچونوچرا از خودشان نشان بدهند؛ منزویکردن اعضا و مجازات آنها در صورت تمایل به ترک گروه خصیصۀ مشترک دیگری است که اهمیت زیادی در افراطیشدن گروه دارد و درنهایت تلاش برای ساختنِ هویتی جدید از طریق تغییر اسم اعضا، بیرونکشیدن آنها از مناسبات خانوادگیِ قبلیشان و ترغیب آنها به ستیزۀ فکری و رفتاری با عرفهای جامعه.
بدینترتیب نوعی نگرشِ سرسختانۀ «ما در برابر آنها» در این گروهها شکل میگیرد که میتواند اعضا را قانع کند تا علیه «دشمنان» خودشان به جنگ برخیزند. درمقابل، هر چه گروه بازتر باشد و تلاش نکند تا خدمت به فرقه را به یگانه وظیفۀ اعضای خود تبدیل کند، احتمال کمتری دارد که به افراطیگری کشیده شود یا به اعضای خود آسیبهای جبرانناپذیر بزند.
حالا میتوانیم به سؤالی بازگردیم که در ابتدای این نوشته مطرح کردیم: آیا این صفحههای پرطرفدارِ معنویتهای جایگزین در شبکههای اجتماعی را میشود فرقه نامید؟
آماندا مونتل، در کتاب جدید خود، فرقهگرا: زبان تعصب، این سؤال را از منظر تازهای میکاود. از نظر مونتل، گوروهای(راهنمایان دینی) اینستاگرامی، اگرچه مانندِ اسلاف خود، بهشکل خستگیناپذیری به فالوئرهای خود وعدههای عجیبوغریب میدهند و آنها را به وفاداری و پیروی دعوت میکنند، اما از برخی از سمیترین قابلیتهای رهبران قبلی محروماند.
مهمتر از همه اینکه آنها تا وقتی فعالیتهایشان به سطح شبکههای اجتماعی محدود است، نمیتوانند پیروانشان را از نظر فیزیکی تهدید یا منزوی کنند. حتی پروپاقرصترین فالوئرهای این گوروها نیز، در مقایسه با اعضای فرقههای قدیمی، آزادی قابلتوجهی برای ترککردن گروه و شنیدنِ حرفهای دیگران دارند. بااینحال، نباید گمان کرد که دوران فرقهها کاملاً بهپایان رسیده است. اگر حرف مارکس دربارۀ دوران ما نیز درست باشد که «هر آنچه سخت و استوار است، دود میشود و به هوا میرود»، میتوانیم بگوییم که فرقهها هم حالت سخت خود را از دست دادهاند، اما دودی که از آنها باقی مانده در جایجای جهان فرهنگی امروز استشمام میشود. آشکارترین جلوۀ این حضور را میتوان در تکثیر و رواج عناصر زبانیای دانست که مشخصۀ زبانِ «فرقهگرا» هستند.
مونتل در کتاب تحسینشدۀ خود توضیح میدهد که چطور کلیشههای اندیشهخفهکن، دوگانهسازیهای «ما در برابر آنها»، بیگانههراسی، ارعابافکنی و جعلیات که خصوصیاتِ ویژۀ سخنرانیهایی بود که امثال جیم جونز ایراد میکردند حالا به الگویی تبدیل شده است که حتی رهبران سیاسی عالیرتبه از آنها استفاده میکنند. این زبان فرقهگرایانه، که اثر آن را از سیاست و رسانه، تا باشگاههای ورزشی، تبلیغات تلویزیونی، کلیپهای کوتاهی که برای یکدیگر میفرستیم و صفحات شلوغ شبکههای اجتماعی میشود دید، آرام و ناخودآگاه، تبعات پیوستن به یک فرقه را به بار میآورند، حتی وقتی که بدون مزاحمت، در خانههای خودمان نشستهایم. این عناصر زبانیْ جذاب و اغواگرند و ما را عادت میدهند تا به گفتارهایی توجه نشان دهیم که جنجالی، افراطی و متعصبانه باشند. بااینهمه، چه کسی است که گاهی دلش نخواهد به جمعی عجیبوغریب بپیوندد؟ ما انسانها نیاز عمیقی به تجربههای جمعی داریم. در ماهیت ماست که بخواهیم دوشادوش دیگران به چیزی ایمان بیاوریم و برای رسیدن به هدفی تلاش کنیم.
📌 مونتل، در جمعبندی میکندکه : شناخت فرقهها و الگوهای زبانی و رفتاری آنها نباید به جمعهراسی، یا وسواسی ناخوشایند در پرهیز از رفتارهای فرقهای منجر شود. بلکه کافی است که ابزارهایی داشته باشیم تا بتوانیم آنچه میشنویم را به شکلی انتقادی ارزیابی کنیم، هر جا لازم شد صحتسنجی کنیم و همیشه به خاطر داشته باشیم که زندگی پیچیدهتر از آن است بشود آن را در یک نفر یا یک گروه خلاصه کرد.
@tarbd
متن کامل
https://tarjomaan.com/neveshtar/10434/
✍️ محمد ملا عباسی
...روانشناسان، جامعهشناسان، دینپژوهان و دیگر متخصصان علوم انسانی تحقیقات وسیعی دربارۀ فرقهها انجام دادهاند.
بوز هرینگتون در مقالهای در آتلانتیک میگوید در قدم اول باید تفاوتی قائل شویم بین گروههای دینی بیخطر و گروههای افراطی. او روزنامهنگاری تحقیقی است که خود سالها عضو یک فرقۀ افراطی بود و بعد از آنها گسست و مطالعه دربارۀ سازوکار فرقهها را شروع کرد. از نظر هرینگتون، ممکن است هر گروهی دارای «عقاید عجیبوغریب» باشند و انواع و اقسامی از آیینهای جمعی را به جای آورند. اما فقط دستۀ کوچکی از این گروهها راهِ افراط را در پیش میگیرند و به فرقههایی خطرناک تبدیل میشوند. فرقههای خطرناک معمولاً در چند خصیصه مشترکاند، از جمله اینکه در همۀ آنها به انحای مختلف با انتقاد و تردید دربارۀ حرفها و تصمیمات رهبران مخالفت میشود و از اعضا میخواهند تا اطاعتی بیچونوچرا از خودشان نشان بدهند؛ منزویکردن اعضا و مجازات آنها در صورت تمایل به ترک گروه خصیصۀ مشترک دیگری است که اهمیت زیادی در افراطیشدن گروه دارد و درنهایت تلاش برای ساختنِ هویتی جدید از طریق تغییر اسم اعضا، بیرونکشیدن آنها از مناسبات خانوادگیِ قبلیشان و ترغیب آنها به ستیزۀ فکری و رفتاری با عرفهای جامعه.
بدینترتیب نوعی نگرشِ سرسختانۀ «ما در برابر آنها» در این گروهها شکل میگیرد که میتواند اعضا را قانع کند تا علیه «دشمنان» خودشان به جنگ برخیزند. درمقابل، هر چه گروه بازتر باشد و تلاش نکند تا خدمت به فرقه را به یگانه وظیفۀ اعضای خود تبدیل کند، احتمال کمتری دارد که به افراطیگری کشیده شود یا به اعضای خود آسیبهای جبرانناپذیر بزند.
حالا میتوانیم به سؤالی بازگردیم که در ابتدای این نوشته مطرح کردیم: آیا این صفحههای پرطرفدارِ معنویتهای جایگزین در شبکههای اجتماعی را میشود فرقه نامید؟
آماندا مونتل، در کتاب جدید خود، فرقهگرا: زبان تعصب، این سؤال را از منظر تازهای میکاود. از نظر مونتل، گوروهای(راهنمایان دینی) اینستاگرامی، اگرچه مانندِ اسلاف خود، بهشکل خستگیناپذیری به فالوئرهای خود وعدههای عجیبوغریب میدهند و آنها را به وفاداری و پیروی دعوت میکنند، اما از برخی از سمیترین قابلیتهای رهبران قبلی محروماند.
مهمتر از همه اینکه آنها تا وقتی فعالیتهایشان به سطح شبکههای اجتماعی محدود است، نمیتوانند پیروانشان را از نظر فیزیکی تهدید یا منزوی کنند. حتی پروپاقرصترین فالوئرهای این گوروها نیز، در مقایسه با اعضای فرقههای قدیمی، آزادی قابلتوجهی برای ترککردن گروه و شنیدنِ حرفهای دیگران دارند. بااینحال، نباید گمان کرد که دوران فرقهها کاملاً بهپایان رسیده است. اگر حرف مارکس دربارۀ دوران ما نیز درست باشد که «هر آنچه سخت و استوار است، دود میشود و به هوا میرود»، میتوانیم بگوییم که فرقهها هم حالت سخت خود را از دست دادهاند، اما دودی که از آنها باقی مانده در جایجای جهان فرهنگی امروز استشمام میشود. آشکارترین جلوۀ این حضور را میتوان در تکثیر و رواج عناصر زبانیای دانست که مشخصۀ زبانِ «فرقهگرا» هستند.
مونتل در کتاب تحسینشدۀ خود توضیح میدهد که چطور کلیشههای اندیشهخفهکن، دوگانهسازیهای «ما در برابر آنها»، بیگانههراسی، ارعابافکنی و جعلیات که خصوصیاتِ ویژۀ سخنرانیهایی بود که امثال جیم جونز ایراد میکردند حالا به الگویی تبدیل شده است که حتی رهبران سیاسی عالیرتبه از آنها استفاده میکنند. این زبان فرقهگرایانه، که اثر آن را از سیاست و رسانه، تا باشگاههای ورزشی، تبلیغات تلویزیونی، کلیپهای کوتاهی که برای یکدیگر میفرستیم و صفحات شلوغ شبکههای اجتماعی میشود دید، آرام و ناخودآگاه، تبعات پیوستن به یک فرقه را به بار میآورند، حتی وقتی که بدون مزاحمت، در خانههای خودمان نشستهایم. این عناصر زبانیْ جذاب و اغواگرند و ما را عادت میدهند تا به گفتارهایی توجه نشان دهیم که جنجالی، افراطی و متعصبانه باشند. بااینهمه، چه کسی است که گاهی دلش نخواهد به جمعی عجیبوغریب بپیوندد؟ ما انسانها نیاز عمیقی به تجربههای جمعی داریم. در ماهیت ماست که بخواهیم دوشادوش دیگران به چیزی ایمان بیاوریم و برای رسیدن به هدفی تلاش کنیم.
📌 مونتل، در جمعبندی میکندکه : شناخت فرقهها و الگوهای زبانی و رفتاری آنها نباید به جمعهراسی، یا وسواسی ناخوشایند در پرهیز از رفتارهای فرقهای منجر شود. بلکه کافی است که ابزارهایی داشته باشیم تا بتوانیم آنچه میشنویم را به شکلی انتقادی ارزیابی کنیم، هر جا لازم شد صحتسنجی کنیم و همیشه به خاطر داشته باشیم که زندگی پیچیدهتر از آن است بشود آن را در یک نفر یا یک گروه خلاصه کرد.
@tarbd
متن کامل
https://tarjomaan.com/neveshtar/10434/
🌏🪐 فقط یکی از نقطههای ریزی که در عکس بالا دیده میشود( یا دیده نمیشود!) کهکشان راه شیری نام دارد !
کرهٔ زمین و سیارات و بقیه به کنار، من در اینجا کجا هستم؟!
بود و نبود کسی در این این عکس چقدر میتواند مهم باشد...
عکس بر گرفته از نشنال جئوگرافی فارسی
@tarbd
کرهٔ زمین و سیارات و بقیه به کنار، من در اینجا کجا هستم؟!
بود و نبود کسی در این این عکس چقدر میتواند مهم باشد...
عکس بر گرفته از نشنال جئوگرافی فارسی
@tarbd
✅نگاهی کوتاه به افسانه ی بی بی شهربانو
به نوشته امیر معزی، هیچیک از تاریخنگاران باستان که به موضوع حمله اعراب به ایران و سرنوشت خانواده ساسانیان پرداختهاند، به ارتباط میان یکی از دختران یزدگرد سوم و حسین بن علی اشاره نکردهاند. ضمن اینکه ابن سعد و ابن قتیبه مورخ ایرانی قرن سوم هجری مادر علی بن حسین را بردهای از اهالی ناحیه سند معرفی کردهاند. ویلفرد مادلونگ هم، هویت تاریخی شاهدخت شهربانو را رد کرده و آن را افسانه میداند.
ایتان کولبرگ هم ادعای شیعیان در مورد شخصیت تاریخی شهربانو را رد میکند. او مینویسد که نام مادر علی بن حسین، بَرَه، جَیدا یا غَزاله یا امولدی از ناحیه سند یا سجستان بودهاست. بنابر سنت شیعه، نام مادر علی بن حسین شهربانویه، جهانشاه یا شاه زنان بود. برخی میگویند که او خودش را به رود فرات انداخت، در حالی که بقیه میگویند او جز بازماندگان جنگ کربلا بود. علی بن حسین، به خاطر تبار قریشی و ساسانیاش، در نزد شیعیان، ابن خیرتین نامیده میشد.
به نوشته علامه دهخدا پژوهشها نشان دادهاست که این داستان واقعی نیست و یزدگرد را دختری بنام شهربانو نبودهاست. داستان شهربانو در واقع از ربیع الابرار زمخشری و قابوس نامه اخذ شدهاست. سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن الحسین با ذکر دلیلهای تاریخی ماجرای شهربانو را رد میکند کوه بیبی شهربانو در جنوب تهران منتسب به شهربانو است و میگویند مقبره وی در آن مکان مخفی است. آرامگاه بیبی شهربانو در دامنه جنوبی کوه ری، با این عقیده که شهربانو، همسر امام حسین و مادر امام سجاد است توسط شیعیان زیارت میشود.
مری بویس نیز به دلیل قرار گرفتن زیارتگاه بر فراز کوه، مجاورت آن با چشمه، ویژگیهای معماری سنگی، اختصاص زیارت آن به زنان در برخی دورهها، کاربرد واژه بانو و شهربانو برای الهه آناهید و تشابه افسانه بیبی شهربانو با داستان زیارتگاه زرتشتی (بانوی پارس) در یزد بر این عقیده است این بنا در اصل از نیایشگاههای آناهید، الهه آبها و باروری و از پرستشگاههای زرتشتیان پیش از اسلام بودهاست.
🏛تاریخ ما
@tarbd
به نوشته امیر معزی، هیچیک از تاریخنگاران باستان که به موضوع حمله اعراب به ایران و سرنوشت خانواده ساسانیان پرداختهاند، به ارتباط میان یکی از دختران یزدگرد سوم و حسین بن علی اشاره نکردهاند. ضمن اینکه ابن سعد و ابن قتیبه مورخ ایرانی قرن سوم هجری مادر علی بن حسین را بردهای از اهالی ناحیه سند معرفی کردهاند. ویلفرد مادلونگ هم، هویت تاریخی شاهدخت شهربانو را رد کرده و آن را افسانه میداند.
ایتان کولبرگ هم ادعای شیعیان در مورد شخصیت تاریخی شهربانو را رد میکند. او مینویسد که نام مادر علی بن حسین، بَرَه، جَیدا یا غَزاله یا امولدی از ناحیه سند یا سجستان بودهاست. بنابر سنت شیعه، نام مادر علی بن حسین شهربانویه، جهانشاه یا شاه زنان بود. برخی میگویند که او خودش را به رود فرات انداخت، در حالی که بقیه میگویند او جز بازماندگان جنگ کربلا بود. علی بن حسین، به خاطر تبار قریشی و ساسانیاش، در نزد شیعیان، ابن خیرتین نامیده میشد.
به نوشته علامه دهخدا پژوهشها نشان دادهاست که این داستان واقعی نیست و یزدگرد را دختری بنام شهربانو نبودهاست. داستان شهربانو در واقع از ربیع الابرار زمخشری و قابوس نامه اخذ شدهاست. سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن الحسین با ذکر دلیلهای تاریخی ماجرای شهربانو را رد میکند کوه بیبی شهربانو در جنوب تهران منتسب به شهربانو است و میگویند مقبره وی در آن مکان مخفی است. آرامگاه بیبی شهربانو در دامنه جنوبی کوه ری، با این عقیده که شهربانو، همسر امام حسین و مادر امام سجاد است توسط شیعیان زیارت میشود.
مری بویس نیز به دلیل قرار گرفتن زیارتگاه بر فراز کوه، مجاورت آن با چشمه، ویژگیهای معماری سنگی، اختصاص زیارت آن به زنان در برخی دورهها، کاربرد واژه بانو و شهربانو برای الهه آناهید و تشابه افسانه بیبی شهربانو با داستان زیارتگاه زرتشتی (بانوی پارس) در یزد بر این عقیده است این بنا در اصل از نیایشگاههای آناهید، الهه آبها و باروری و از پرستشگاههای زرتشتیان پیش از اسلام بودهاست.
🏛تاریخ ما
@tarbd
✅ سرنوشت شوم تیمور بختیار
🔹در دوم دی ۱۳۴۹، پرویز ثابتی، رئیس اداره اول امنیت داخلی (ساواک)، در یک برنامه تلویزیونی جزییات فعالیتهای تیمور بختیار و کشته شدن او در ۳۱ امرداد آن سال در یک شکارگاه در عراق را فاش ساخت...؛ بختیار پس از کودتای ۲۸ مرداد، در سمت فرمانداری نظامی در راستای تقویت سلطنت شاه اقدامات چندی انجام داد؛ از جمله تعقیب و دستگیری سران حزب توده و فداییان اسلام...(۱). هنچنین از عوامل ترقی او جز جاهطلبیها و خوشخدمتیها و نسبت نزدیکش با ملکه، روابطش با دول خارجی نیز بود. به گفته فردوست، او در زمان مصدق سرهنگ تمام و فرمانده تیپ زرهی مستقر در کرمانشاه بود و چون از خانواده خوانین بختیاری بود، انگلیسیها برایش پرونده مستقل شکل داده و روحیات و جسارتش را در حوادث آذربایجان ثبت کرده بودند؛ ازاینرو در جریان کودتا او را به آمریکاییها وصل کردند. خوش خدمتیهای او به گونهای بود که در اواخر سال ۱۳۳۲، پس از شاه، رتبه اول را در کشور داشت. حتی هنگام تاسیس ساواک، که همچون فرمانداری نظامی ایده آمریکاییها بود و توسط مستشاران آمریکایی نیز اجرا شد، تیمور بختیار چون به عنوان رئیس فرمانداری نظامی تا آن زمان از محبوبیت زیادی در بین مستشاران آمریکایی برخوردار بود، با نظر مثبت آمریکاییها به ریاست ساواک منصوب شد.(۲)
◀ بااینحال، بختیار به دلیل اقداماتش محبوبیتی در میان مردم نداشت و حتی شخص شاه نیز از قدرت رو به افزایش او هراس داشت. بختیار پس از آغاز کار خود به عنوان رئیس ساواک در پی جمعآوری ثروت برآمد. پروندهسازی برای بازاریان و گرفتن پول در ازای آزادی آنها موجب شد به ثروتی میلیاردی برسد.(۳)، همین امر بر اعتماد به نفس وی افزود و با تشدید امیال جاهطلبانه او موجب شد در پی دست یافتن به مقام شاهی باشد. او در سال ۱۳۳۹، برای کسب مقام نخستوزیری و حتی پادشاهی با مقامات دولت آمریکا وارد مذاکره شد، تا با حمایت آنها به درجه شخص اولی مملکت برسد. در همین راستا با دین راسک، وزیر امور خارجه، آلن دالس، وزیر اطلاعات، کرمیت روزولت و جان اف کندی، رئیسجمهور، درباره کودتایی علیه شاه مشورت کرد و کمک خواست. آمریکاییها که با درخواست او موافق نبودند و خواستار نخستوزیری علی امینی و اصلاحات آمریکایی او بودند. خبر درخواست بختیار را به شاه دادند و شاه نیز به برکناری او تصمیم گرفت.(۴)
◀ اعتراضات دانشجویی به وقوع تقلب گسترده در انتخابات مجلس بیستم در سال ۱۳۴۰ و سرکوب شدید معترضان توسط بختیار، این فرصت را فراهم کرد؛ چون امینی به خاطر حفظ وجهه خویش، خود را بیخبر از این اقدام خواند، و شاه و بختیار را مسئول آن دانست. شاه نیز که مدتها نگران قدرت رو به ازدیاد بختیار بود، او را مسئول این کار معرفی و از ریاست ساواک عزل کرد؛ همچنین به دلیل افزایش ثروت بختیار در این سالها، اتهام رشوهخواری نیز بر وی زده شد.(۵). شاه با دادن وعدههایی به او خواست که ایران را ترک کند و پس از مدتی نیز بختیار بازنشسته شد و ویزای سیاسیاش نیز به حالت عادی برگشت.(۶)
◀ همین عوامل موجب طغیان او علیه شاه شد. او به لبنان رفت، اما به اتهام قاچاق اسلحه بازداشت و زندانی شد. ولی به دلیل پذیرفتن تابعیت عراق، دولت لبنان از بازگرداندن او به ایران سرباز زد، درحالی که دولت ایران خواسته بود او را به ایران برگردانند(۷)، بختیار در اردیبهشت ۱۳۴۸ به عراق رفت، که دولت آن به ریاست #حسن_البکر، دشمن شماره یک ایران بود. حسن البکر، از هدف بختیار حمایت میکرد. تهران بعدا اطلاع یافت که بختیار با برخی از نظامیان ایران تماس برقرار ساخته و نقشه براندازی از درون دارد... در این شرایط، ساواک وارد عمل شد و ترتیب ربوده شدن ساختگی یک هواپیمای ایرانی را به دست عوامل خود به بغداد داد. این هواپیما در بغداد فرود آمد و هواپیماربا (عامل ساواک) که خود را از مخالفان خونی شاه معرفی کرده بود به بختیار نزدیک شد، اعتماد او را نسبت به خود جلب کرد و از نزدیکان وی شد. این فرد در امرداد ۱۳۴۹، که با بختیار در نزدیکی بغداد به شکار رفته بودند، او را با شلیک پنج گلوله کشت و خودش هم درجریان فرار به مرز ایران دستگیر و در بغداد تیرباران شد.(۸)
✍محمد امیری
♦️منابع:
۱. سازمانمجاهدین خلق، به کوشش جمعی از پژوهشگران، ج۱، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۸۴، ص۱۰۳.
۲. سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج، عباس مخبر، ج۱، بیجا، قیام، ۱۳۷۱، ص۱۰۳.
۳. دولتمردان عصر پهلوی، ج۱، ۱۳۸۵، ص۲۷۵-۲۷۶.
۴. بالا، ص۲۹۲.
۵. عباس مخبر، همان، ص۱۲۶.
۶. تیمور بختیار به روایت اسناد ساواک، ج۱، مرکز اسناد تاریخی، ۱۳۷۰، ص۲۲.
۷.بالا.
۸. تحقیقات دکتر نوشیروان کیهانی زاده، تاریخ نگار و روزنامهنگار.
@tarbd
🔹در دوم دی ۱۳۴۹، پرویز ثابتی، رئیس اداره اول امنیت داخلی (ساواک)، در یک برنامه تلویزیونی جزییات فعالیتهای تیمور بختیار و کشته شدن او در ۳۱ امرداد آن سال در یک شکارگاه در عراق را فاش ساخت...؛ بختیار پس از کودتای ۲۸ مرداد، در سمت فرمانداری نظامی در راستای تقویت سلطنت شاه اقدامات چندی انجام داد؛ از جمله تعقیب و دستگیری سران حزب توده و فداییان اسلام...(۱). هنچنین از عوامل ترقی او جز جاهطلبیها و خوشخدمتیها و نسبت نزدیکش با ملکه، روابطش با دول خارجی نیز بود. به گفته فردوست، او در زمان مصدق سرهنگ تمام و فرمانده تیپ زرهی مستقر در کرمانشاه بود و چون از خانواده خوانین بختیاری بود، انگلیسیها برایش پرونده مستقل شکل داده و روحیات و جسارتش را در حوادث آذربایجان ثبت کرده بودند؛ ازاینرو در جریان کودتا او را به آمریکاییها وصل کردند. خوش خدمتیهای او به گونهای بود که در اواخر سال ۱۳۳۲، پس از شاه، رتبه اول را در کشور داشت. حتی هنگام تاسیس ساواک، که همچون فرمانداری نظامی ایده آمریکاییها بود و توسط مستشاران آمریکایی نیز اجرا شد، تیمور بختیار چون به عنوان رئیس فرمانداری نظامی تا آن زمان از محبوبیت زیادی در بین مستشاران آمریکایی برخوردار بود، با نظر مثبت آمریکاییها به ریاست ساواک منصوب شد.(۲)
◀ بااینحال، بختیار به دلیل اقداماتش محبوبیتی در میان مردم نداشت و حتی شخص شاه نیز از قدرت رو به افزایش او هراس داشت. بختیار پس از آغاز کار خود به عنوان رئیس ساواک در پی جمعآوری ثروت برآمد. پروندهسازی برای بازاریان و گرفتن پول در ازای آزادی آنها موجب شد به ثروتی میلیاردی برسد.(۳)، همین امر بر اعتماد به نفس وی افزود و با تشدید امیال جاهطلبانه او موجب شد در پی دست یافتن به مقام شاهی باشد. او در سال ۱۳۳۹، برای کسب مقام نخستوزیری و حتی پادشاهی با مقامات دولت آمریکا وارد مذاکره شد، تا با حمایت آنها به درجه شخص اولی مملکت برسد. در همین راستا با دین راسک، وزیر امور خارجه، آلن دالس، وزیر اطلاعات، کرمیت روزولت و جان اف کندی، رئیسجمهور، درباره کودتایی علیه شاه مشورت کرد و کمک خواست. آمریکاییها که با درخواست او موافق نبودند و خواستار نخستوزیری علی امینی و اصلاحات آمریکایی او بودند. خبر درخواست بختیار را به شاه دادند و شاه نیز به برکناری او تصمیم گرفت.(۴)
◀ اعتراضات دانشجویی به وقوع تقلب گسترده در انتخابات مجلس بیستم در سال ۱۳۴۰ و سرکوب شدید معترضان توسط بختیار، این فرصت را فراهم کرد؛ چون امینی به خاطر حفظ وجهه خویش، خود را بیخبر از این اقدام خواند، و شاه و بختیار را مسئول آن دانست. شاه نیز که مدتها نگران قدرت رو به ازدیاد بختیار بود، او را مسئول این کار معرفی و از ریاست ساواک عزل کرد؛ همچنین به دلیل افزایش ثروت بختیار در این سالها، اتهام رشوهخواری نیز بر وی زده شد.(۵). شاه با دادن وعدههایی به او خواست که ایران را ترک کند و پس از مدتی نیز بختیار بازنشسته شد و ویزای سیاسیاش نیز به حالت عادی برگشت.(۶)
◀ همین عوامل موجب طغیان او علیه شاه شد. او به لبنان رفت، اما به اتهام قاچاق اسلحه بازداشت و زندانی شد. ولی به دلیل پذیرفتن تابعیت عراق، دولت لبنان از بازگرداندن او به ایران سرباز زد، درحالی که دولت ایران خواسته بود او را به ایران برگردانند(۷)، بختیار در اردیبهشت ۱۳۴۸ به عراق رفت، که دولت آن به ریاست #حسن_البکر، دشمن شماره یک ایران بود. حسن البکر، از هدف بختیار حمایت میکرد. تهران بعدا اطلاع یافت که بختیار با برخی از نظامیان ایران تماس برقرار ساخته و نقشه براندازی از درون دارد... در این شرایط، ساواک وارد عمل شد و ترتیب ربوده شدن ساختگی یک هواپیمای ایرانی را به دست عوامل خود به بغداد داد. این هواپیما در بغداد فرود آمد و هواپیماربا (عامل ساواک) که خود را از مخالفان خونی شاه معرفی کرده بود به بختیار نزدیک شد، اعتماد او را نسبت به خود جلب کرد و از نزدیکان وی شد. این فرد در امرداد ۱۳۴۹، که با بختیار در نزدیکی بغداد به شکار رفته بودند، او را با شلیک پنج گلوله کشت و خودش هم درجریان فرار به مرز ایران دستگیر و در بغداد تیرباران شد.(۸)
✍محمد امیری
♦️منابع:
۱. سازمانمجاهدین خلق، به کوشش جمعی از پژوهشگران، ج۱، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۸۴، ص۱۰۳.
۲. سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج، عباس مخبر، ج۱، بیجا، قیام، ۱۳۷۱، ص۱۰۳.
۳. دولتمردان عصر پهلوی، ج۱، ۱۳۸۵، ص۲۷۵-۲۷۶.
۴. بالا، ص۲۹۲.
۵. عباس مخبر، همان، ص۱۲۶.
۶. تیمور بختیار به روایت اسناد ساواک، ج۱، مرکز اسناد تاریخی، ۱۳۷۰، ص۲۲.
۷.بالا.
۸. تحقیقات دکتر نوشیروان کیهانی زاده، تاریخ نگار و روزنامهنگار.
@tarbd
Forwarded from فوتبال برتر
🔴ارسال پیامک بدحجابی برای مهاجم سابق پرسپولیس؛ آرفی را با یک خانم اشتباه گرفتند!
🔺اشپیتیم موهای بلندی دارد و همین موضوع باعث ایجاد یک سوءتفاهم برای او شده است. اشپیتیم آرفی مهاجم آلبانیایی – کوزوویی سابق پرسپولیس سالهاست که در ایران زندگی می کند و به زبان فارسی هم مسلط است.
🔺ماجرا از این قرار است که آرفی چند روز قبل به همراه یکی از دوستانش در خیابان تردد می کرده است که ناگهان از سوی پلیس نیروی انتظامی پیامکی برای دوست اشپیتیم که راننده و صاحب ماشین بود، ارسال می شود.
🔺در این پیامک به صاحب خودرو به خاطر سرنشین بدحجاب (اشپیتیم آرفی) تذکر داده می شود و به او اعلام می شود در صورت تکرار با جریمه مواجه خواهد شد.
🔺گویا ظاهر و موی بلند اشپیتیم باعث شده تا دوربین های ثبت تخلف او را با یک خانم اشتباه بگیرند و گمان کنند که سرنشین ماشین مرتکب بدحجابی شده است.
🆔 @footballbartatv3ir
🔺اشپیتیم موهای بلندی دارد و همین موضوع باعث ایجاد یک سوءتفاهم برای او شده است. اشپیتیم آرفی مهاجم آلبانیایی – کوزوویی سابق پرسپولیس سالهاست که در ایران زندگی می کند و به زبان فارسی هم مسلط است.
🔺ماجرا از این قرار است که آرفی چند روز قبل به همراه یکی از دوستانش در خیابان تردد می کرده است که ناگهان از سوی پلیس نیروی انتظامی پیامکی برای دوست اشپیتیم که راننده و صاحب ماشین بود، ارسال می شود.
🔺در این پیامک به صاحب خودرو به خاطر سرنشین بدحجاب (اشپیتیم آرفی) تذکر داده می شود و به او اعلام می شود در صورت تکرار با جریمه مواجه خواهد شد.
🔺گویا ظاهر و موی بلند اشپیتیم باعث شده تا دوربین های ثبت تخلف او را با یک خانم اشتباه بگیرند و گمان کنند که سرنشین ماشین مرتکب بدحجابی شده است.
🆔 @footballbartatv3ir
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 پس از سالها دریچههای سرریز سد جیرفت باز شد!
🔹بخاطر بارشهای فراوان، پس از سالها دریچههای سرریز سد جیرفت واقع در کرمان، باز شد!
🔹اولش فقط گلولای بیرون اومد!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔹بخاطر بارشهای فراوان، پس از سالها دریچههای سرریز سد جیرفت واقع در کرمان، باز شد!
🔹اولش فقط گلولای بیرون اومد!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
✅سالگشت درگذشت «سيبويه» ايراني
و به اين مناسبت نگاهي به اهميت جهاني ادبيات فارسی
✍انوشیروان کیهانی زاده
طبق نوشته روزنگارهاي بين المللي، «سيبويه» زبان شناس معروف ايراني در نخستين هفته ژانويه سال 793 ميلادي در شيراز درگذشت. وي در زماني كه هنوز دقيقا به دست نيامده است در شهر بيضاء در استان فارس به دنيا آمده بود. اهميت تاريخي سيبويه از آن جهت است كه نخستين فردي بود كه براي زبان عربي صرف و نحو (گرامر) نوشت و صداها را در اين زبان مشخص ساخت. بنابراين، علامات ضمه، فتحه، كسره و تنوين ها اختراع و كار سيبويه ايراني است. وي با اين عمل عنوان «سيبويه نحوي» را به خود اختصاص داد. بدون كاري كه سيبويه كرد و در آن زمان يك شاهكار بود، پيشرفت زبان عربي ميسر نبود و استحكام اين زبان به اين صورت باقي نمي ماند. به اين ترتيب، اين ايرانيان بودند كه براي اعراب دستور زبان (صرف و نحو) نوشتند.
سيبويه در لغت به معناي كسي است كه بوي ميوه سيب مي دهد. تلفظ عربي آن چيز ديگري است.
به مناسبت سالگشت درگذشت «سيبويه» نگاهي كوتاه به اهميت بين المللي ادبيات فارسي:
هنگامي كه از ادبيات يك ملت نام برده مي شود، قضاوت درباره آنها به صورت من حيث المجموع در طول زمان (سراسر تاريخ) است. به علاوه وقتي كه به ادبيات فارسي اشاره مي رود، يعني مطالبي كه به صورت نظم و نثر، داستاني و غير داستاني و مستند در سراسر «ايران زمين» و نيز توسط ايرانيان و فارسي گويان سراسر جهان در طول زمان تاليف و تصنيف شده است. قلمرو ادبیات پارسی شامل تمامي خاک ايران فرهنگی است كه در قرن 19 قرباني مطامح و يا رقابت هاي استعماري اروپائيان شد. بنابراين ادبيات سرزمين كنوني ايران، كل آسياي ميانه، ايران خاوري (افغانستان تا رود سند)، كشمير، قفقاز و ايران غربي سابق را شامل مي شود. مي دانيم كه قرن ها زبان دربار امپراتوران هند و عثماني و روشنفكران هندي و روسيه جنوبي «فارسي» بود و در آنجا، مي توان امير خسرو دهلوي و محمد اقبال را مثال زد. پس از ايجاد كشور پاكستان، سرود ملي آن كشور به زبان فارسي تنظيم شد. در حال حاضر هم در افغانستان، تاجيكستان و هر نقطه ديگر هر نوشته توسط فارسي زبانان و فارسي تبارها، ادبيات فارسي بشمار مي رود.
در همه دائرة المعارف ها، ادبيات فارسي به عنوان وسيعترين ادبيات در همه جهان توصيف شده است كه با احتساب «اوستاAvesta» سابقه سه هزار ساله دارد. ادبيات فارسي و به ويژه در قرون وسطا داراي بهترين كيفيت در طول تاريخ است.
ارزش جامعه شناسي ادبيات فارسي قرون وسطا در اين است كه آكنده از پند و نصحيت به همگان از نوجوانان تا دولتمردان است. كثرت شعر در ادبيات فارسي، اين زبان را كه معرف روانشناسي و وسعت انديشه مردمانش است به «زبان شعر» معروف ساخته كه ما بايد آن را مرهون سامانيان و فردوسي و شعراي قرن نهم تا 13 ميلادي خود بدانيم كه عمدتا از ايران خاوري و شمال خاوري (افغانستان و آسياي ميانه) و فارس برخاسته بودند. همين اشعار بود كه موسيقي ايراني را متمايز از موسيقي ساير ملل كرده است. ادبيات يك ملت مرزهاي قراردادي را نمي شناسد و در نتيجه سند هويت و وحدت مردمي است كه اين ادبيات متعلق به آنان است و در مالكيت آنها شريك هستند. اين افتخاري بزرگ است كه كتاب كاووسنامه (قابوسنامه) 11 قرن پيش ما كه توسط يك امير (پرنس) مازندراني از دودمان زياريان نوشته شده بود به همه زبان ها ترجمه شده است؛ نخست به يوناني و سپس به ترتيب هبرو، اسپانيايي، لاتين (ايتاليايي قديم)، آلماني، انگليسي (توسط سر توماس نورث)، فرانسه و ....
همچنين بايد بدانيم كه ادبيات در جهان عرب با ترجمه «كليله و دمنه» از فارسي ساساني به عربي در قرن هشتم ميلادي توسط روزبه (ابن مقفع) آغاز شد. با وجود اين خدمت با ارزش، منصور خليفه عباسي كه با كمك نظامي ـ سياسي ايرانيان بر سر كار آمده بود او را اعدام كرد!
اگر سيبويه ايراني براي زبان عرب صرف و نحو (گرامر) ننوشته بود اين زبان در نوشتار همانند لهجه (گويش) يكنواخت بودن خود را از دست مي داد.
منبع: تاربرگ تاریخ ایران و جهان
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
و به اين مناسبت نگاهي به اهميت جهاني ادبيات فارسی
✍انوشیروان کیهانی زاده
طبق نوشته روزنگارهاي بين المللي، «سيبويه» زبان شناس معروف ايراني در نخستين هفته ژانويه سال 793 ميلادي در شيراز درگذشت. وي در زماني كه هنوز دقيقا به دست نيامده است در شهر بيضاء در استان فارس به دنيا آمده بود. اهميت تاريخي سيبويه از آن جهت است كه نخستين فردي بود كه براي زبان عربي صرف و نحو (گرامر) نوشت و صداها را در اين زبان مشخص ساخت. بنابراين، علامات ضمه، فتحه، كسره و تنوين ها اختراع و كار سيبويه ايراني است. وي با اين عمل عنوان «سيبويه نحوي» را به خود اختصاص داد. بدون كاري كه سيبويه كرد و در آن زمان يك شاهكار بود، پيشرفت زبان عربي ميسر نبود و استحكام اين زبان به اين صورت باقي نمي ماند. به اين ترتيب، اين ايرانيان بودند كه براي اعراب دستور زبان (صرف و نحو) نوشتند.
سيبويه در لغت به معناي كسي است كه بوي ميوه سيب مي دهد. تلفظ عربي آن چيز ديگري است.
به مناسبت سالگشت درگذشت «سيبويه» نگاهي كوتاه به اهميت بين المللي ادبيات فارسي:
هنگامي كه از ادبيات يك ملت نام برده مي شود، قضاوت درباره آنها به صورت من حيث المجموع در طول زمان (سراسر تاريخ) است. به علاوه وقتي كه به ادبيات فارسي اشاره مي رود، يعني مطالبي كه به صورت نظم و نثر، داستاني و غير داستاني و مستند در سراسر «ايران زمين» و نيز توسط ايرانيان و فارسي گويان سراسر جهان در طول زمان تاليف و تصنيف شده است. قلمرو ادبیات پارسی شامل تمامي خاک ايران فرهنگی است كه در قرن 19 قرباني مطامح و يا رقابت هاي استعماري اروپائيان شد. بنابراين ادبيات سرزمين كنوني ايران، كل آسياي ميانه، ايران خاوري (افغانستان تا رود سند)، كشمير، قفقاز و ايران غربي سابق را شامل مي شود. مي دانيم كه قرن ها زبان دربار امپراتوران هند و عثماني و روشنفكران هندي و روسيه جنوبي «فارسي» بود و در آنجا، مي توان امير خسرو دهلوي و محمد اقبال را مثال زد. پس از ايجاد كشور پاكستان، سرود ملي آن كشور به زبان فارسي تنظيم شد. در حال حاضر هم در افغانستان، تاجيكستان و هر نقطه ديگر هر نوشته توسط فارسي زبانان و فارسي تبارها، ادبيات فارسي بشمار مي رود.
در همه دائرة المعارف ها، ادبيات فارسي به عنوان وسيعترين ادبيات در همه جهان توصيف شده است كه با احتساب «اوستاAvesta» سابقه سه هزار ساله دارد. ادبيات فارسي و به ويژه در قرون وسطا داراي بهترين كيفيت در طول تاريخ است.
ارزش جامعه شناسي ادبيات فارسي قرون وسطا در اين است كه آكنده از پند و نصحيت به همگان از نوجوانان تا دولتمردان است. كثرت شعر در ادبيات فارسي، اين زبان را كه معرف روانشناسي و وسعت انديشه مردمانش است به «زبان شعر» معروف ساخته كه ما بايد آن را مرهون سامانيان و فردوسي و شعراي قرن نهم تا 13 ميلادي خود بدانيم كه عمدتا از ايران خاوري و شمال خاوري (افغانستان و آسياي ميانه) و فارس برخاسته بودند. همين اشعار بود كه موسيقي ايراني را متمايز از موسيقي ساير ملل كرده است. ادبيات يك ملت مرزهاي قراردادي را نمي شناسد و در نتيجه سند هويت و وحدت مردمي است كه اين ادبيات متعلق به آنان است و در مالكيت آنها شريك هستند. اين افتخاري بزرگ است كه كتاب كاووسنامه (قابوسنامه) 11 قرن پيش ما كه توسط يك امير (پرنس) مازندراني از دودمان زياريان نوشته شده بود به همه زبان ها ترجمه شده است؛ نخست به يوناني و سپس به ترتيب هبرو، اسپانيايي، لاتين (ايتاليايي قديم)، آلماني، انگليسي (توسط سر توماس نورث)، فرانسه و ....
همچنين بايد بدانيم كه ادبيات در جهان عرب با ترجمه «كليله و دمنه» از فارسي ساساني به عربي در قرن هشتم ميلادي توسط روزبه (ابن مقفع) آغاز شد. با وجود اين خدمت با ارزش، منصور خليفه عباسي كه با كمك نظامي ـ سياسي ايرانيان بر سر كار آمده بود او را اعدام كرد!
اگر سيبويه ايراني براي زبان عرب صرف و نحو (گرامر) ننوشته بود اين زبان در نوشتار همانند لهجه (گويش) يكنواخت بودن خود را از دست مي داد.
منبع: تاربرگ تاریخ ایران و جهان
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅یک دانش آموز یمنی برای تحصیل در رشته پزشکی به آلمان میرود و در هر امتحان نتایج بسیار خوبی میگیرد و همچنین هر سال مدال میگرفت. همه دانشجویان و اساتید دانشگاه مشاهده می کردند که او بیش از 6 سال است که به خانه نرفته است. او همچنین تعطیلات خود را در آنجا سپری می کند که آنها متوجه شده اند، و همچنین هیچ کس هرگز از خانه او برای ملاقات نیامده است. معلوم شد که پدر و مادرش در خانه بسیار فقیر بودند و خود دانش آموز نمی توانست آنقدر پس انداز کند که حتی یک بار در 6 سال یک بار بلیط بخرد. معلمان و دانشجویان دانشگاه بی سر و صدا تصمیم گرفتند والدین او را بدون اطلاع او به آلمان بیاورند.
ببینید که چگونه پسر دکتر و پدر و مادر از خوشحالی اشک می ریزند. *بشریت فراتر از نژاد و مذهب است.
@Sahamnewsorg
ببینید که چگونه پسر دکتر و پدر و مادر از خوشحالی اشک می ریزند. *بشریت فراتر از نژاد و مذهب است.
@Sahamnewsorg
✅ رمز موفقیت و ماندگاری حکومت های ضعیف...
از تئوری های معروف "یوزف گوبلز" این است که میگفت: "دروغ را باید آنچنان بزرگ گفت که شنونده، در بزرگی آن فرو رفته و آن را به راحتی باور کند".
گوبلز میگفت:
"ما نه به دوست، بلکه نیاز به دشمن داریم".
او معتقد بود که وقتی یک حکومت دچار ضعف مدیریتی، فساد، ناکارآمدی، و فلاکت اقتصادی شود، و وقتی نتواند نیازهای ابتدایی مردم اش، از قبیل نان، کار، رفاه، امنیت، اعتبار، و آسایش شان را تامین کند، با موجی از نارضایتی، خشم و اعتراض عمومی مواجه میشود، و در این حال، کشور به سوی انقلاب و سقوط حکومت پیش میرود.
گوبلز میگفت:
"در چنین حالتی، حکومت باید اذهان عمومی را به سوی یک موضوع فرعی، اما بزرگ، منحرف کند.
- باید وارد یک جنگ شد.
- حکومت باید برای ملت دشمن بتراشد.
- دشمنان خارجی،
- دشمنان داخلی.
- ولی اگر دشمن واقعی پیدا نشد، حتا دشمن خیالی...
- باید دایم از توطئه ها گفت.
- از نقشه هایی که دشمنان برای ما می کشند.
- باید از هر فرصت و حادثه ای، برای راه انداختن یک جنگ تبلیغاتی استفاده کرد.
- باید همیشه درگیر بود.
- درگیر جنگ،
- درگیر تبلیغات علیه همسایگان،
- علیه کشورهای قدرتمند،
- علیه سازمان های جهانی،
- باید بحران ساخت..."
وی معتقد بود:
"رمز موفقیت و ماندگاری حکومت های ضعیف، در وضعیت جنگی و بحران ها است.
در جنگ ها و بحران ها است که مردم، بدبختی های مالی، شغلی، شخصی، و معیشتی شان را فراموش کرده، و با حکومت همدل میشوند.
و این بهترین فرصت برای سرکوب منتقدین داخلی است.
کشور که آرام شود، مردم طلبکار حکومت میشوند".
توصیه ی او این بود که:
- باید کشور را دائم در حالت جنگی نگه داشت.
- باید کاری کرد که مردم وقتی به هم میرسند، همواره از جنگ و از دشمن بگویند...
از تئوری های معروف "یوزف گوبلز" این است که میگفت: "دروغ را باید آنچنان بزرگ گفت که شنونده، در بزرگی آن فرو رفته و آن را به راحتی باور کند".
گوبلز میگفت:
"ما نه به دوست، بلکه نیاز به دشمن داریم".
او معتقد بود که وقتی یک حکومت دچار ضعف مدیریتی، فساد، ناکارآمدی، و فلاکت اقتصادی شود، و وقتی نتواند نیازهای ابتدایی مردم اش، از قبیل نان، کار، رفاه، امنیت، اعتبار، و آسایش شان را تامین کند، با موجی از نارضایتی، خشم و اعتراض عمومی مواجه میشود، و در این حال، کشور به سوی انقلاب و سقوط حکومت پیش میرود.
گوبلز میگفت:
"در چنین حالتی، حکومت باید اذهان عمومی را به سوی یک موضوع فرعی، اما بزرگ، منحرف کند.
- باید وارد یک جنگ شد.
- حکومت باید برای ملت دشمن بتراشد.
- دشمنان خارجی،
- دشمنان داخلی.
- ولی اگر دشمن واقعی پیدا نشد، حتا دشمن خیالی...
- باید دایم از توطئه ها گفت.
- از نقشه هایی که دشمنان برای ما می کشند.
- باید از هر فرصت و حادثه ای، برای راه انداختن یک جنگ تبلیغاتی استفاده کرد.
- باید همیشه درگیر بود.
- درگیر جنگ،
- درگیر تبلیغات علیه همسایگان،
- علیه کشورهای قدرتمند،
- علیه سازمان های جهانی،
- باید بحران ساخت..."
وی معتقد بود:
"رمز موفقیت و ماندگاری حکومت های ضعیف، در وضعیت جنگی و بحران ها است.
در جنگ ها و بحران ها است که مردم، بدبختی های مالی، شغلی، شخصی، و معیشتی شان را فراموش کرده، و با حکومت همدل میشوند.
و این بهترین فرصت برای سرکوب منتقدین داخلی است.
کشور که آرام شود، مردم طلبکار حکومت میشوند".
توصیه ی او این بود که:
- باید کشور را دائم در حالت جنگی نگه داشت.
- باید کاری کرد که مردم وقتی به هم میرسند، همواره از جنگ و از دشمن بگویند...
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅عابدزاده رئیس سازمان هواپیمایی کشوری پس از سانحه هواپیمای اوکراینی:
به دلایل اقتصادی و برای تامین منافع شرکت بوئینگ به دروغ میگویند به هواپیما شلیک شد
عابدزاده در نشست خبری نیز گفته بود:
آنچه برای ما محرز است و با اطمینان میتوانیم بگوییم که موشکی به هواپیما برخورد نکرده است.
@Sahamnewsorg
به دلایل اقتصادی و برای تامین منافع شرکت بوئینگ به دروغ میگویند به هواپیما شلیک شد
عابدزاده در نشست خبری نیز گفته بود:
آنچه برای ما محرز است و با اطمینان میتوانیم بگوییم که موشکی به هواپیما برخورد نکرده است.
@Sahamnewsorg