✅انوشیروان دادگر
✍استاد علیقلی محمودی بختیاری
به همین داستان «انوشیروان و کفشگر»میپردازیم و درمییابیم که کار «انوشیروان» از چند جهت در خور نگرش است: یکی آنکه آزادی کار و کسب تا آنجا بود که کفشگری میتوانست دارای آنچنان سرمایه و دارایی خیرهکنندهای باشد و کسی از کارگزاران حکومتی حق تجاوز به او را نداشته باشد؛دوم آنکه مردم تا آنجا به فرمانروایان خود باور داشتند که با یک اشاره، چنان اندوختهی کلان سالیان دراز عمر خود را در کف اخلاص پیشکش کنند؛سوم ــ که بالاترین کار انوشیروان است ــ این است که در برابر چنان بخششی، کاری خلاف آیین و بُنداد جامعه انجام نمیدهد و دارایی کفشگر را ــ بی آنکه کسی به آن چشم بد داشته باشد ــ به او باز میگردانند... خوانندهی این گفتار، در هیچ زمانی و در هیچ حکومتی،چنین پاکبازیای را سراغ ندارد. میبینیم که «حکومت»ساسانی، در مرز «دولت» و نزدیک به معنی و مفهوم «دولت»بوده است... حال و کار و زمان و هنگامهی جنگ را در نظر آورید تا به عظمت کار پی ببرید.
***
«انوشیروان»پادشاهی بود که پس از سروسامان دادن به کشور و ایجاد آرامش، فرمود تا«زنجیری از درگاه تالار کسرا بکشند و زنگولههایی بر آن بیاویزند تا گاه و بیگاه، هر دادخواهی بر آن دست بزند و بانگ آوای زنگولهها بهگوش شاه برسد، و داد دادخواه را بدهد...».
به این بخش از کتاب سیرالملوک یا سیاستنامهی خواجه نظامالملک توسی ژرف نگاه کنید:
«گویند که چون قباد فرمان یافت، نوشیروان عادل ــ که پسر او بود ــ بهجای پدر بنشست،هژده ساله بود و کار پادشاهی میراند و مردی بود که از خردگی عدل اندر طبع او سرشته بود. زشتیها را بهزشت داشتی و نیکیها را به نیک... چون سه چهار سال از پادشاهی او گذشت، گماشتگان همچنان درازدستی میکردند و متظلّمان بر درگاه بانگ میداشتند...».
داستان والی آذربایجان را ــ که میخواست باغی بزرگ بسازد و زمین پیرزنی را نیز به زور میخواست خریداری کند و پیرزن زمینش را نمیفروخت و به نوشیروان دادخواهی کرد... ــ پیش میکشد تا آنجا که انوشیروان دستور داد همان«زنجیر»را بسازند و زنگولهها بر آن آویزان کنند «چنانکه دست هفت ساله کودک بدو رسد تا هر متظلمی که به درگاه آید او را به حاجبی حاجت نبود؛ سلسله بجنبانند، جرسها بهبانگ آیند، نوشیروان بشنود، آنکس را پیش خواند، سخن او بشنود و داد او بدهد...».
پس از بیان این نکته «داستان خر» را میآورد که: «بعد از هفت سال، نیمروزی که سرای خالی بود و مردمان همه رفته بودند و نوبتیان خفته، از جرسها بانگ بخاست و نوشیروان بشنید. در وقت، دو خادم را بفرستاد، گفت: «بنگرید تا کیست که به تظلم آمده است». چون خادمان در سرای بار آمدند، خری دیدند ــ پیر و لاغر و گر ــ که از در سرای اندر آمده بود و پشت اندر آن سلسلهها میمالید و از جنبش زنجیر، از جرسها بانگ میآمد. خادمان رفتند و گفتند: «هیچکس بهتظلم نیامده است، مگر خری لاغر و پیر و گر...». نوشیروان گفت: «ای نادانان که شمایید، نه چنین است که شما میپندارید. چون نیک نگاه کنی این خر هم به دادخواهی آمده است. چنان خواهم که هر دو خادم بروید و این خر را در میان شهر برید و از احوال این خر از هر کسی بپرسید و به راستی معلوم کنید».
خادمان از پیش ملک بیرون آمدند و این خر را در میان شهر و بازار آوردند و از مردمان پرسیدن گرفتند که: «هیچکس هست از شما که این خرک را میشناسد؟» همه گفتند: «ای والله کم کس است در این شهر که این خر را نشناسد». گفتند: «چون شناسید؟ برگویید!» گفتند: «این خرک را میبینیم. هر روز جامههای مردمان بر پشت او نهاده و به گازران1 بردی و شبانگاه باز آوردی. تا جوان بود و کار میتوانست کرد علفش میداد. اکنون که پیر شد و از کار فروماند، آزادش کرد و از خانه بیرون کرد...». چون هر دو خادم از هر کس پرسیدند همین را شنیدند، سبک بازگشتند و معلوم ملک نوشیروان کردند. نوشیروان گفت: «نه شما را گفتم که این خرک هم به داد خواستن آمده است؟ این خرک را امشب نیکو دارید و فردا آن مرد گازر را با چهار مرد کدخدای از محلت او با این خرک بهبارگاه پیش من آرید تا آنچه واجب آید بفرمایم».
دیگر روز خادمان چنین کردند. خر را و گازر را با چهار مرد کدخدای ــ به وقت ــ پیش بردند. نوشیروان گازر را گفت:«تا این خرک جوان بود و کار تو میتوانست کرد، علفش همی دادی و تیمارش میداشتی، اکنون که پیر گشت و از کار کردن فروماند از بهر آنکه تا علف نباید داد، نام آزادی بر وی نهادی و از درش بیرون راندی. پس حق رنج و خدمت بیست سالهی او کجا رود؟». بفرمود تا چهل درهاش زدند و گفت: «تا این خرک زنده باشد، خواهم که هر شبانروزی، چندانکه کاه و جو و آب تواند خوردــ بهعلم این چهار مرد ــ بدو میدهی.
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/nam-avaran/49-bozorgan/10056-anoshiravan-dadgar.html
@tarbd
✍استاد علیقلی محمودی بختیاری
به همین داستان «انوشیروان و کفشگر»میپردازیم و درمییابیم که کار «انوشیروان» از چند جهت در خور نگرش است: یکی آنکه آزادی کار و کسب تا آنجا بود که کفشگری میتوانست دارای آنچنان سرمایه و دارایی خیرهکنندهای باشد و کسی از کارگزاران حکومتی حق تجاوز به او را نداشته باشد؛دوم آنکه مردم تا آنجا به فرمانروایان خود باور داشتند که با یک اشاره، چنان اندوختهی کلان سالیان دراز عمر خود را در کف اخلاص پیشکش کنند؛سوم ــ که بالاترین کار انوشیروان است ــ این است که در برابر چنان بخششی، کاری خلاف آیین و بُنداد جامعه انجام نمیدهد و دارایی کفشگر را ــ بی آنکه کسی به آن چشم بد داشته باشد ــ به او باز میگردانند... خوانندهی این گفتار، در هیچ زمانی و در هیچ حکومتی،چنین پاکبازیای را سراغ ندارد. میبینیم که «حکومت»ساسانی، در مرز «دولت» و نزدیک به معنی و مفهوم «دولت»بوده است... حال و کار و زمان و هنگامهی جنگ را در نظر آورید تا به عظمت کار پی ببرید.
***
«انوشیروان»پادشاهی بود که پس از سروسامان دادن به کشور و ایجاد آرامش، فرمود تا«زنجیری از درگاه تالار کسرا بکشند و زنگولههایی بر آن بیاویزند تا گاه و بیگاه، هر دادخواهی بر آن دست بزند و بانگ آوای زنگولهها بهگوش شاه برسد، و داد دادخواه را بدهد...».
به این بخش از کتاب سیرالملوک یا سیاستنامهی خواجه نظامالملک توسی ژرف نگاه کنید:
«گویند که چون قباد فرمان یافت، نوشیروان عادل ــ که پسر او بود ــ بهجای پدر بنشست،هژده ساله بود و کار پادشاهی میراند و مردی بود که از خردگی عدل اندر طبع او سرشته بود. زشتیها را بهزشت داشتی و نیکیها را به نیک... چون سه چهار سال از پادشاهی او گذشت، گماشتگان همچنان درازدستی میکردند و متظلّمان بر درگاه بانگ میداشتند...».
داستان والی آذربایجان را ــ که میخواست باغی بزرگ بسازد و زمین پیرزنی را نیز به زور میخواست خریداری کند و پیرزن زمینش را نمیفروخت و به نوشیروان دادخواهی کرد... ــ پیش میکشد تا آنجا که انوشیروان دستور داد همان«زنجیر»را بسازند و زنگولهها بر آن آویزان کنند «چنانکه دست هفت ساله کودک بدو رسد تا هر متظلمی که به درگاه آید او را به حاجبی حاجت نبود؛ سلسله بجنبانند، جرسها بهبانگ آیند، نوشیروان بشنود، آنکس را پیش خواند، سخن او بشنود و داد او بدهد...».
پس از بیان این نکته «داستان خر» را میآورد که: «بعد از هفت سال، نیمروزی که سرای خالی بود و مردمان همه رفته بودند و نوبتیان خفته، از جرسها بانگ بخاست و نوشیروان بشنید. در وقت، دو خادم را بفرستاد، گفت: «بنگرید تا کیست که به تظلم آمده است». چون خادمان در سرای بار آمدند، خری دیدند ــ پیر و لاغر و گر ــ که از در سرای اندر آمده بود و پشت اندر آن سلسلهها میمالید و از جنبش زنجیر، از جرسها بانگ میآمد. خادمان رفتند و گفتند: «هیچکس بهتظلم نیامده است، مگر خری لاغر و پیر و گر...». نوشیروان گفت: «ای نادانان که شمایید، نه چنین است که شما میپندارید. چون نیک نگاه کنی این خر هم به دادخواهی آمده است. چنان خواهم که هر دو خادم بروید و این خر را در میان شهر برید و از احوال این خر از هر کسی بپرسید و به راستی معلوم کنید».
خادمان از پیش ملک بیرون آمدند و این خر را در میان شهر و بازار آوردند و از مردمان پرسیدن گرفتند که: «هیچکس هست از شما که این خرک را میشناسد؟» همه گفتند: «ای والله کم کس است در این شهر که این خر را نشناسد». گفتند: «چون شناسید؟ برگویید!» گفتند: «این خرک را میبینیم. هر روز جامههای مردمان بر پشت او نهاده و به گازران1 بردی و شبانگاه باز آوردی. تا جوان بود و کار میتوانست کرد علفش میداد. اکنون که پیر شد و از کار فروماند، آزادش کرد و از خانه بیرون کرد...». چون هر دو خادم از هر کس پرسیدند همین را شنیدند، سبک بازگشتند و معلوم ملک نوشیروان کردند. نوشیروان گفت: «نه شما را گفتم که این خرک هم به داد خواستن آمده است؟ این خرک را امشب نیکو دارید و فردا آن مرد گازر را با چهار مرد کدخدای از محلت او با این خرک بهبارگاه پیش من آرید تا آنچه واجب آید بفرمایم».
دیگر روز خادمان چنین کردند. خر را و گازر را با چهار مرد کدخدای ــ به وقت ــ پیش بردند. نوشیروان گازر را گفت:«تا این خرک جوان بود و کار تو میتوانست کرد، علفش همی دادی و تیمارش میداشتی، اکنون که پیر گشت و از کار کردن فروماند از بهر آنکه تا علف نباید داد، نام آزادی بر وی نهادی و از درش بیرون راندی. پس حق رنج و خدمت بیست سالهی او کجا رود؟». بفرمود تا چهل درهاش زدند و گفت: «تا این خرک زنده باشد، خواهم که هر شبانروزی، چندانکه کاه و جو و آب تواند خوردــ بهعلم این چهار مرد ــ بدو میدهی.
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/nam-avaran/49-bozorgan/10056-anoshiravan-dadgar.html
@tarbd
✅انوشهروان دادگر
✍دکتر شاهین سپنتا
جامعه، تشنهی عدالت و انضباط بود و انوشیروان که درد را به خوبی شناخته بود، پس از به قدرت رسیدن به درمان پرداخت و همین تیزهوشی و ژرفنگری او بود که سرآغاز فصل نوینی در تاریخ ایران شد. روش حکومتی انوشیروان عبارت بود از: دادگستری، نظم و انضباط اجتماعی، پاسداری از دین ملی، دفاع بهموقع در برابر هرجومرجخواهان درونی، رسیدگی به امور مردم و دولتمردان و سپاهیان، دوستی و مدارا با کشورهای همسایه، پاسداری از مرزهای کشور، تقویت و سازماندهی سپاه، رونق بازرگانی داخلی و خارجی، زندهگردانی سامانهی مالیاتی، گسترش دانش، مبادلهی علمی و فرهنگی با دیگر کشورها، گسترش و بهبودسازی کشاورزی، بهکارگیری افراد شایسته و کاردان در ادارهی کشور و بسیار دیگر و...
انوشیروان و مردمداری
فردوسی روایت میکند که خسرو انوشیروان چون بر مسند پادشاهی کاملاً مستقر گردید و خاطرش از جانب دشمنان داخلی و خارجی آسوده شد، گروه بسیاری از کارگزاران کشور را گرد آورد و به آنها فرمود:
چنین گفت کز کردگار سپهر / دل ما پر از آفرین باد و مهر
ز رای و ز فرمان او نگذریم / نفس جز به فرمان او نشمریم
اگر پادشه را بود پیشه، داد / بود بیگمان هرکس از داد، شاد
از امروز کاری به فردا ممان / که داند که فردا چه زاید زمان؟
شما رای و فرمان یزدان کنید / به چیزی که فرمان دهد آن کنید
شما دل به فرمان یزدان پاک / بدارید و از ما مدارید باک
ستایش همه زیر فرمان اوست / پرستش همه زیر پیمان اوست
جهاندار و بر داوران داور است / از اندیشهی هر کسی برتر است
همه تندرستی به فرمان اوست / همه نیکویی زیر پیمان اوست
چو نوشیروان این سخن برگرفت / جهانی از او ماند اندر شگفت[3]
انوشیروان پس از پیروزی بر مزدکیان، داراییهایی را که مزدکیان ربوده بودند به صاحبان آنها بازگرداند و داراییهای بیصاحب را برای بازسازی خرابیها اختصاص داد؛ و اما دربارهی زنانی که مزدکیان ربوده بودند فرمود که اگر آن زن قبل از آن رویداد، شوهر نداشته یا شویش در این میان درگذشته است اگر مرد رباینده از نظر طبقهی اجتماعی با آن زن برابر باشد باید او را به همسری خود درآورد وگرنه باید از او کنارهگیری کند و زن نیز آزاد است که او را به شوهری خود گزینش کند یا نکند و اگر شوهر قانونی زن، زنده بود زن به او بازمیگشت؛ هر کودکی که پدر و مادرش مشکوک بود باید به خانوادهای تعلق مییافت که در آن زندگی کرد و در آن خانواده حق ارث داشت؛ هر کس خسارتی به دیگری وارد کرده بود یا دارایی دیگران را دزدیده بود مجبور به پرداخت غرامت میشد و به جزایی متناسب با جرم خود میرسید؛ خانوادههایی را که پس از کشتهشدن سرپرست خانواده، به تنگدستی افتاده بودند سرشماری کردند و به شمارهی یتیمان و زنان بیشوهر به هر یک خرجی دادند؛ پادشاه، کودکان این طبقه را «فرزندان خود» شمرد و دختران را به مردان همطبقهی آنها داد و جهیزیهی آنها را از خزانهی دولتی تهیه کرد و پسران را از دودمان نجیب، زن داد و آنها را آموزش داد و در دربار به کار گرفت؛ و ساختمانها و زمینهایی را که پس از کوتاه شدن دست صاحبان آنها و نابودی قناتها به ویرانی رفته بود دوباره آباد کرد؛ و بر روی پلهای چوبی و سنگی ویژهای که مورد دستبرد دزدان و بزهکاران بود، استحکاماتی ساخت؛ همچنین به فرمان انوشیروان، شهر نوبندگان و بغداد کهن و اردبیل و مداین به بهترین نحو بازسازی شدند.[1].
در تمام این بازسازیها و نوسازیها کوچکترین حقی از کسی پایمال نشد. چنانکه مسعودی در کتاب «مروجالذهب» مینویسد:
«کسرا انوشیروان پس از مراجعت به عراق، سفیران و فرستادگان پادشاهان مختلف را به حضور پذیرفت. یکی از آنها فرستادهی قیصر روم بود که به تماشای ایوان کسرا پرداخت و از شکوه آن سخنها گفت. فقط در میدان جلوی ایوان نقصی مشاهده کرد و به همراهان بازگفت. به او پاسخ دادند: که آنجا خانهی پیرزنی است که حاضر به فروش نشده است و چون شاه نخواست به آن پیرزن ستم روا دارد آن خانه را به همان حال گذاشتند و این نقص، بهر آن است. فرستاده گفت: به خدا که این نقص بهتر از هر کمال است».
انوشیروان نه تنها از گسترش بیدینی و رواج اندیشههای باطل و کجرویهای دینی جلوگیری نمود، بلکه در سایهی پایبندی به آیین بهی، الگوی اخلاقی خوبی برای دیگران بود و از هر فرصتی برای آموزش راستی و درستی به زیردستان سود میجست. دربارهی این رفتار انوشیروان، سعدی در گلستان آورده است:
«آوردهاند که نوشیروان عادل را در شکارگاهی، صیدی کباب کردند و نمک نبود. غلامی به روستا رفت تا نمک آورد. نوشیروان گفت: نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد. گفتند: از اینقدر چه خلل زاید؟
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍دکتر شاهین سپنتا
جامعه، تشنهی عدالت و انضباط بود و انوشیروان که درد را به خوبی شناخته بود، پس از به قدرت رسیدن به درمان پرداخت و همین تیزهوشی و ژرفنگری او بود که سرآغاز فصل نوینی در تاریخ ایران شد. روش حکومتی انوشیروان عبارت بود از: دادگستری، نظم و انضباط اجتماعی، پاسداری از دین ملی، دفاع بهموقع در برابر هرجومرجخواهان درونی، رسیدگی به امور مردم و دولتمردان و سپاهیان، دوستی و مدارا با کشورهای همسایه، پاسداری از مرزهای کشور، تقویت و سازماندهی سپاه، رونق بازرگانی داخلی و خارجی، زندهگردانی سامانهی مالیاتی، گسترش دانش، مبادلهی علمی و فرهنگی با دیگر کشورها، گسترش و بهبودسازی کشاورزی، بهکارگیری افراد شایسته و کاردان در ادارهی کشور و بسیار دیگر و...
انوشیروان و مردمداری
فردوسی روایت میکند که خسرو انوشیروان چون بر مسند پادشاهی کاملاً مستقر گردید و خاطرش از جانب دشمنان داخلی و خارجی آسوده شد، گروه بسیاری از کارگزاران کشور را گرد آورد و به آنها فرمود:
چنین گفت کز کردگار سپهر / دل ما پر از آفرین باد و مهر
ز رای و ز فرمان او نگذریم / نفس جز به فرمان او نشمریم
اگر پادشه را بود پیشه، داد / بود بیگمان هرکس از داد، شاد
از امروز کاری به فردا ممان / که داند که فردا چه زاید زمان؟
شما رای و فرمان یزدان کنید / به چیزی که فرمان دهد آن کنید
شما دل به فرمان یزدان پاک / بدارید و از ما مدارید باک
ستایش همه زیر فرمان اوست / پرستش همه زیر پیمان اوست
جهاندار و بر داوران داور است / از اندیشهی هر کسی برتر است
همه تندرستی به فرمان اوست / همه نیکویی زیر پیمان اوست
چو نوشیروان این سخن برگرفت / جهانی از او ماند اندر شگفت[3]
انوشیروان پس از پیروزی بر مزدکیان، داراییهایی را که مزدکیان ربوده بودند به صاحبان آنها بازگرداند و داراییهای بیصاحب را برای بازسازی خرابیها اختصاص داد؛ و اما دربارهی زنانی که مزدکیان ربوده بودند فرمود که اگر آن زن قبل از آن رویداد، شوهر نداشته یا شویش در این میان درگذشته است اگر مرد رباینده از نظر طبقهی اجتماعی با آن زن برابر باشد باید او را به همسری خود درآورد وگرنه باید از او کنارهگیری کند و زن نیز آزاد است که او را به شوهری خود گزینش کند یا نکند و اگر شوهر قانونی زن، زنده بود زن به او بازمیگشت؛ هر کودکی که پدر و مادرش مشکوک بود باید به خانوادهای تعلق مییافت که در آن زندگی کرد و در آن خانواده حق ارث داشت؛ هر کس خسارتی به دیگری وارد کرده بود یا دارایی دیگران را دزدیده بود مجبور به پرداخت غرامت میشد و به جزایی متناسب با جرم خود میرسید؛ خانوادههایی را که پس از کشتهشدن سرپرست خانواده، به تنگدستی افتاده بودند سرشماری کردند و به شمارهی یتیمان و زنان بیشوهر به هر یک خرجی دادند؛ پادشاه، کودکان این طبقه را «فرزندان خود» شمرد و دختران را به مردان همطبقهی آنها داد و جهیزیهی آنها را از خزانهی دولتی تهیه کرد و پسران را از دودمان نجیب، زن داد و آنها را آموزش داد و در دربار به کار گرفت؛ و ساختمانها و زمینهایی را که پس از کوتاه شدن دست صاحبان آنها و نابودی قناتها به ویرانی رفته بود دوباره آباد کرد؛ و بر روی پلهای چوبی و سنگی ویژهای که مورد دستبرد دزدان و بزهکاران بود، استحکاماتی ساخت؛ همچنین به فرمان انوشیروان، شهر نوبندگان و بغداد کهن و اردبیل و مداین به بهترین نحو بازسازی شدند.[1].
در تمام این بازسازیها و نوسازیها کوچکترین حقی از کسی پایمال نشد. چنانکه مسعودی در کتاب «مروجالذهب» مینویسد:
«کسرا انوشیروان پس از مراجعت به عراق، سفیران و فرستادگان پادشاهان مختلف را به حضور پذیرفت. یکی از آنها فرستادهی قیصر روم بود که به تماشای ایوان کسرا پرداخت و از شکوه آن سخنها گفت. فقط در میدان جلوی ایوان نقصی مشاهده کرد و به همراهان بازگفت. به او پاسخ دادند: که آنجا خانهی پیرزنی است که حاضر به فروش نشده است و چون شاه نخواست به آن پیرزن ستم روا دارد آن خانه را به همان حال گذاشتند و این نقص، بهر آن است. فرستاده گفت: به خدا که این نقص بهتر از هر کمال است».
انوشیروان نه تنها از گسترش بیدینی و رواج اندیشههای باطل و کجرویهای دینی جلوگیری نمود، بلکه در سایهی پایبندی به آیین بهی، الگوی اخلاقی خوبی برای دیگران بود و از هر فرصتی برای آموزش راستی و درستی به زیردستان سود میجست. دربارهی این رفتار انوشیروان، سعدی در گلستان آورده است:
«آوردهاند که نوشیروان عادل را در شکارگاهی، صیدی کباب کردند و نمک نبود. غلامی به روستا رفت تا نمک آورد. نوشیروان گفت: نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد. گفتند: از اینقدر چه خلل زاید؟
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
🪢سرنوشت قالی ایرانی؛ از عرش به فرش
🔘مهمترین علت افت صادرات فرش، محدودیتهای ناشی از تحریمهای بینالمللی است که به صادرکنندگان ایرانی اجازه نمیدهد که فرش بفروشند و درآمد آن را به داخل کشور بازگردانند. دولت ایران که با مشکل تأمین ارز برای واردات مواجه است، صادرکنندگان را موظف کرده که در بازهی زمانی مشخصی بعد از صادرات، ارز حاصل را به داخل کشور برگردانند تا مجازات نشوند. تا همین اواخر، صادرکنندگان فرش موظف بودند که حداکثر طی شش ماه، ارز حاصل از صادرات را به داخل کشور بازگردانند وگرنه باید جریمه میپرداختند. اکنون مهلت بازگشت ارز به یک سال رسیده اما این محدودیت همچنان مانع از صادرات فرش دستباف ایران است. صادرکنندگان میگویند که بخشی از فرشهای صادراتی ممکن است تا سالها در انبارهای خارجی بماند و به فروش نرسد. بنابراین، نمیتوان زمان مشخصی برای انتقال ارزِ حاصل از آن در نظر گرفت. در سه سال اخیر، بسیاری از بازرگانان قدیمی فرش ایرانی به علت ناتوانی از بازپرداخت تعهدات ارزی بارها به دادگاه فراخوانده شدهاند؛ بنابراین، عجیب نیست که برخی از تاجران قدیمیِ فرش، صادرات را کنار گذاشتهاند.
🔘صادرات فرش در چند دههی گذشته با فراز و فرودهایی مواجه بوده است. در اوایل دههی ۱۳۷۰، صادرات فرش ناگهان افزایش یافت و در سال ۱۳۷۳ به دو میلیارد دلار رسید اما بعد از آن ایران هیچگاه نتوانست به این رقم نزدیک شود و در بهترین حالت، ارزش صادرات سالانهی فرش دستباف ایران بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیون دلار در نوسان بود.
🔘فرش دستبافت از دورهی صفویه مانند ابریشم به بخشی از کالاهای صادراتی ایران تبدیل شد. در اوایل دورهی قاجار تولید و تجارت فرش به شدت کاهش یافت اما با تثبیت سلطنت قاجار و ایجاد امنیت نسبی، کمکم بازار فرش رونق پیدا کرد. با رونق گرفتن بازار فرش دستباف ایران و افزایش تقاضا، ابتدا برخی از تجار تبریز، فارس، کرمان و خراسان و کاشان با قالیبافان قرارداد بستند اما این قراردادها پاسخگوی تقاضای فزایندهی بازارهای جهانی نبود. در نتیجه، پس از مدتی شرکتهایی از کشورهایی نظیر بریتانیا، ایتالیا، آمریکا، روسیه و آلمان به سرمایهگذاری در تولید فرش در مناطق مختلف ایران روی آوردند. به نظر کارشناسان، دوران قاجار، دورهی معرفی فرش ایران به جهانیان و رونق تجارت بینالمللی آن بود و بسیاری از مردم، تاجران، و سیاستمداران دنیا را با فرش ایرانی آشنا کرد.
🔘در شرایطی که بازرگانان ایرانی با مشکلات ناشی از تحریم و رکود اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند، رقبایی مثل هند، چین، پاکستان و ترکیه سرگرم افزایش سهم خود در بازار جهانی هستند. این کشورها چند دهه کوشیدند تا با طرح و نقشهی قالیهای ایران، فرش تولید کنند و بازار فرش ایرانی را از آنِ خود کنند اما موفقیت چندانی نداشتند. با وجود این، در سالهای اخیر به مدد تحریمهای بینالمللی و محدودیتهای مبادلاتی ایران، سهم این کشورها از بازار جهانی بیش از پیش افزایش یافته است.
@tarbd
🔘مهمترین علت افت صادرات فرش، محدودیتهای ناشی از تحریمهای بینالمللی است که به صادرکنندگان ایرانی اجازه نمیدهد که فرش بفروشند و درآمد آن را به داخل کشور بازگردانند. دولت ایران که با مشکل تأمین ارز برای واردات مواجه است، صادرکنندگان را موظف کرده که در بازهی زمانی مشخصی بعد از صادرات، ارز حاصل را به داخل کشور برگردانند تا مجازات نشوند. تا همین اواخر، صادرکنندگان فرش موظف بودند که حداکثر طی شش ماه، ارز حاصل از صادرات را به داخل کشور بازگردانند وگرنه باید جریمه میپرداختند. اکنون مهلت بازگشت ارز به یک سال رسیده اما این محدودیت همچنان مانع از صادرات فرش دستباف ایران است. صادرکنندگان میگویند که بخشی از فرشهای صادراتی ممکن است تا سالها در انبارهای خارجی بماند و به فروش نرسد. بنابراین، نمیتوان زمان مشخصی برای انتقال ارزِ حاصل از آن در نظر گرفت. در سه سال اخیر، بسیاری از بازرگانان قدیمی فرش ایرانی به علت ناتوانی از بازپرداخت تعهدات ارزی بارها به دادگاه فراخوانده شدهاند؛ بنابراین، عجیب نیست که برخی از تاجران قدیمیِ فرش، صادرات را کنار گذاشتهاند.
🔘صادرات فرش در چند دههی گذشته با فراز و فرودهایی مواجه بوده است. در اوایل دههی ۱۳۷۰، صادرات فرش ناگهان افزایش یافت و در سال ۱۳۷۳ به دو میلیارد دلار رسید اما بعد از آن ایران هیچگاه نتوانست به این رقم نزدیک شود و در بهترین حالت، ارزش صادرات سالانهی فرش دستباف ایران بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیون دلار در نوسان بود.
🔘فرش دستبافت از دورهی صفویه مانند ابریشم به بخشی از کالاهای صادراتی ایران تبدیل شد. در اوایل دورهی قاجار تولید و تجارت فرش به شدت کاهش یافت اما با تثبیت سلطنت قاجار و ایجاد امنیت نسبی، کمکم بازار فرش رونق پیدا کرد. با رونق گرفتن بازار فرش دستباف ایران و افزایش تقاضا، ابتدا برخی از تجار تبریز، فارس، کرمان و خراسان و کاشان با قالیبافان قرارداد بستند اما این قراردادها پاسخگوی تقاضای فزایندهی بازارهای جهانی نبود. در نتیجه، پس از مدتی شرکتهایی از کشورهایی نظیر بریتانیا، ایتالیا، آمریکا، روسیه و آلمان به سرمایهگذاری در تولید فرش در مناطق مختلف ایران روی آوردند. به نظر کارشناسان، دوران قاجار، دورهی معرفی فرش ایران به جهانیان و رونق تجارت بینالمللی آن بود و بسیاری از مردم، تاجران، و سیاستمداران دنیا را با فرش ایرانی آشنا کرد.
🔘در شرایطی که بازرگانان ایرانی با مشکلات ناشی از تحریم و رکود اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند، رقبایی مثل هند، چین، پاکستان و ترکیه سرگرم افزایش سهم خود در بازار جهانی هستند. این کشورها چند دهه کوشیدند تا با طرح و نقشهی قالیهای ایران، فرش تولید کنند و بازار فرش ایرانی را از آنِ خود کنند اما موفقیت چندانی نداشتند. با وجود این، در سالهای اخیر به مدد تحریمهای بینالمللی و محدودیتهای مبادلاتی ایران، سهم این کشورها از بازار جهانی بیش از پیش افزایش یافته است.
@tarbd
✅جناب وزیر باور بفرمایید وزیر هستید!!!
📌پیام یک دکتر معلم به جناب وزیر آموزش و پرورش
💥💥سلام خدمت همکاران عزیز، هیچ خبری از جناب وزیر آموزش و پرورش نیست. کسی از همکاران با ایشان ارتباط ندارد؟ جناب وزیر باور بفرمایی وزیر هستید خواب نیستید. حدود یک میلیون فرهنگی با خانواده هایشان و دانش آموزان که جمعا نیمی از جمعیت کل کشور هستند منتظر موضع گیری شما در قبال معلمان هستند. به قول یکی از همکاران، مرد به خودتان تکانی بدهید. شما وزیر معلمان هستید نه وزیر مجلس! شخصیت معلمانت را لگدمال کرده اند! چرا اظهار نظری نمیکنید. اگر نمیتوانید کاری انجام بدهید استعفا بدهید و برای همیشه در تاریخ و ذهن معلمان خودتان را جاودانه کنید.
@tarbd
📌پیام یک دکتر معلم به جناب وزیر آموزش و پرورش
💥💥سلام خدمت همکاران عزیز، هیچ خبری از جناب وزیر آموزش و پرورش نیست. کسی از همکاران با ایشان ارتباط ندارد؟ جناب وزیر باور بفرمایی وزیر هستید خواب نیستید. حدود یک میلیون فرهنگی با خانواده هایشان و دانش آموزان که جمعا نیمی از جمعیت کل کشور هستند منتظر موضع گیری شما در قبال معلمان هستند. به قول یکی از همکاران، مرد به خودتان تکانی بدهید. شما وزیر معلمان هستید نه وزیر مجلس! شخصیت معلمانت را لگدمال کرده اند! چرا اظهار نظری نمیکنید. اگر نمیتوانید کاری انجام بدهید استعفا بدهید و برای همیشه در تاریخ و ذهن معلمان خودتان را جاودانه کنید.
@tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌝🔥 یلدا ، ساخته پیمان سلطانی ، با صدای نگار گرجیان و پدیده نادری
آهنگساز: پیمان سلطانی
شاعر: محسن حسینی
خوانندگان: نگار گرجیان، پدیده نادری
تکنوازِ سنتور: نکیسا علیحیدری
مهندسی صدا، میکس و مسترینگ: حامی حقیقی
کارگردان: معین هاشمینسب
با اجرای نوازندگانِ ارکستر فیلارمونیک ارمنستان
@tarbd
آهنگساز: پیمان سلطانی
شاعر: محسن حسینی
خوانندگان: نگار گرجیان، پدیده نادری
تکنوازِ سنتور: نکیسا علیحیدری
مهندسی صدا، میکس و مسترینگ: حامی حقیقی
کارگردان: معین هاشمینسب
با اجرای نوازندگانِ ارکستر فیلارمونیک ارمنستان
@tarbd
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
🍉🍉🍉☕️☕️☕️🎂🎂🎂
✨#یلدا زایش زاد روز✨
واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی برپا میکردند و از این رو به دهمین ماه سال دی (دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده) میگفتند که ماه تولد خورشید بود. شب یلدا یا شب چله بلندترین شب سال در نیمکره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق میشود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن میگیرند.
این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود. ماه دی در تقویم مذهبی ایران باستان آغاز سال نو مذهبی بوده است. چنان که میراث آن از راه میتراییسم به مسیحیت و تقویم امروزی نیز رسیده است. ایرانیان باستان بر این اعتقاد هستند که یلدا که یکی از خداهای مرد آنان است در فردای این شب به وجود میآید و خون گاو مقدس را میریزد و در زمانی که خون آن گاو به زمین میرسد ریشه گیاهان در زیر زمین سرسبز میشوند و در فصل بهار به رویت ایرانیان در میآید او یلدا با شیطان به جنگ میایستد و از مردم عادی را تحت مراقبت قرار میدهد.
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل میداد و در طول سال با سپری شدن فصلها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیتهای خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند. آنان ملاحظه میکردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند میشود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر میتوانستند استفاده کنند.
این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکشاند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی، هند و اروپایی، دریافتند که کوتاهترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شبها کوتاهتر میشوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند. بدینسان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع میشد و در اوستا، واژه «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده میکند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.
در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شدهاست و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است: «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شبهاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل میکند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک میباشد و بعضی گفتهاند شب یلدا یازدهم جدی است.»
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانیترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر میپاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا میرسید، آتش میافروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتوگو به سر میآوردند و خوانی ویژه میگستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوههای خشک در سفره مینهادند.
سفره شب یلدا، «میَزد» نام داشت و شامل میوههای تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار میشد. در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی میگستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، خوراک مقدس مانند «میزد» نیز نهاده میشد.
🍉🍉🍉☕️☕️☕️🎂🎂🎂
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
✨#یلدا زایش زاد روز✨
واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی برپا میکردند و از این رو به دهمین ماه سال دی (دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده) میگفتند که ماه تولد خورشید بود. شب یلدا یا شب چله بلندترین شب سال در نیمکره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق میشود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن میگیرند.
این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود. ماه دی در تقویم مذهبی ایران باستان آغاز سال نو مذهبی بوده است. چنان که میراث آن از راه میتراییسم به مسیحیت و تقویم امروزی نیز رسیده است. ایرانیان باستان بر این اعتقاد هستند که یلدا که یکی از خداهای مرد آنان است در فردای این شب به وجود میآید و خون گاو مقدس را میریزد و در زمانی که خون آن گاو به زمین میرسد ریشه گیاهان در زیر زمین سرسبز میشوند و در فصل بهار به رویت ایرانیان در میآید او یلدا با شیطان به جنگ میایستد و از مردم عادی را تحت مراقبت قرار میدهد.
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل میداد و در طول سال با سپری شدن فصلها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیتهای خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند. آنان ملاحظه میکردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند میشود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر میتوانستند استفاده کنند.
این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکشاند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی، هند و اروپایی، دریافتند که کوتاهترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شبها کوتاهتر میشوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند. بدینسان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع میشد و در اوستا، واژه «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده میکند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.
در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شدهاست و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است: «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شبهاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل میکند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک میباشد و بعضی گفتهاند شب یلدا یازدهم جدی است.»
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانیترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر میپاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا میرسید، آتش میافروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتوگو به سر میآوردند و خوانی ویژه میگستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوههای خشک در سفره مینهادند.
سفره شب یلدا، «میَزد» نام داشت و شامل میوههای تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار میشد. در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی میگستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، خوراک مقدس مانند «میزد» نیز نهاده میشد.
🍉🍉🍉☕️☕️☕️🎂🎂🎂
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🌒شب یلدا🌝
خانم دکتر ژاله آموزگار تأویل و تفسیری دارد از شب یلدا که خیلی دلنشین است. بخوانید:
«در شب یلدا که شب کارزار روشنایی و تاریکی است، کسی نمیخوابد؛ ایرانیان گرد هم میآیند تا به نیروی عشق و نیروی مهر، به نور دل بدهند تا به جنگ سیاهترین و شومترین شب سال برود. خوراکیهای شبچره را بر سفرهی کرسی میگسترانند و تا صبح شعر میخوانند، قصه میگویند، فال حافظ میگیرند و بیدارمیمانند تا بیداری آنها کمکی باشد هرچند اندک به فرشتهی پیمان، فرشتهی راستی، فرشتهی نظم. همه نگران و منتظرند تا نتیجهی این کارزار را با دمیدن صبح و دیده شدن نخستین فروغ، جشن بگیرند». ( سخن شفاهی استاد آموزگار در مقاله خانم سیما سلطانی نقل شده است: بخارا، ش۵۷ ٬صص۲۷۹-۲۷۸).
شب در فرهنگ و ادب ما یک نماد کهن است برای سیطرهی ظلم و ظلمت بر آفاق زندگی ایرانی. وقتی شکست میخوریم، سرودمان این است: چرا شب ما سحر ندارد؟ یلدا هم دیرندهترین شب است و آغازی بر سرمای سوزندهی زمستان.
اما از دل این شب سیاه برای مردم ما خورشید میزاید... این یعنی به نیروی عشق و امید یلدای دیجور تبدیل میشود به شبی روشن؛ شبی شاد و چراغان. پس در اعماق درازترین شب سال، امید به پیروزی خورشید و نور و گرما را عشق است!... مهمانی و شیرینی و شعر و شادی و شادخواری را عشق است!... سرخی انار و هندوانه را عشق است!... نوید آمدن نوروز را عشق است!...
از فردا شبها کمکمک کوتاه میشود...این یعنی فواره چون بلند شود، سرنگون شود و بگذرد این روزگار تلختر از زهر... این حکمت بالغهی ملت ایران است. ملّت ما زمستانهای تاریخی خود را با این حکمت سرکرده: «شب یلدا اگرچه دراز بود زایل شود و صبح جهانافروز روی نماید» (ذیل نفثةالمصدور، ص۵۰).
حافظ میگفت: صحبت حکّام ظلمت شب یلداست. صحبت یعنی مصاحبت یعنی زیستن. ملّت ما در درازنای زمان، ظلم و ظلمت شب یلدای صحبت با حکّام را تاب آورده است؛ آنها را گذرانده و راه خود را نرمکنرمک به سوی آستانهی صبح و خورشید پیموده است. زمین خورده و برخاسته. در اقصای سردترین زمستانها زیسته اما یخ نبسته است. زنده مانده است. یخ نبسته و زنده مانده چون هر سال در شب یلدایش امید به برآمدن خورشید زاییده شده است :
هنوز با همه دردم امید درمان است
که آخری بود آخر شبان یلدا را
این بیت سعدی بیت نیست. اقلیم است . چکیدهی تاریخ مردم ایران است. میگوید درد هست٬ تاریکی هست٬ سرمای ناجوانمرد هست اما امید درمان هم هست.
امید درمان هست تا تأویل روشن ملت ایران از یلدا هست. امید درمان هست تا امید و شادی و دوستی هست. تا خورشید هست. تا نوروز هست . تا ایران هست...
فال امشب حافظ برای کشور ما و ملّت ما این است:
غبار غم برود حال خوش شود حافظ
تو آب دیده از این رهگذر دریغ مدار
پس به قول استاد ژاله آموزگار امشب را با شعر و شادی و مهر و آشتی بیدارمیمانیم تا بیداری ما کمکی باشد "هرچند اندک" به فرشتهی پیمان، فرشتهی راستی، فرشتهی نظم...
تا بیداری ما کمکی باشد "هرچند اندک" به فرشتهای که نگهبان ایران است...
✍✍📕✍✍
"ملتی که تاریخ را نداند، محکوم به تکرار آن است"
https://telegram.me/tarbd
خانم دکتر ژاله آموزگار تأویل و تفسیری دارد از شب یلدا که خیلی دلنشین است. بخوانید:
«در شب یلدا که شب کارزار روشنایی و تاریکی است، کسی نمیخوابد؛ ایرانیان گرد هم میآیند تا به نیروی عشق و نیروی مهر، به نور دل بدهند تا به جنگ سیاهترین و شومترین شب سال برود. خوراکیهای شبچره را بر سفرهی کرسی میگسترانند و تا صبح شعر میخوانند، قصه میگویند، فال حافظ میگیرند و بیدارمیمانند تا بیداری آنها کمکی باشد هرچند اندک به فرشتهی پیمان، فرشتهی راستی، فرشتهی نظم. همه نگران و منتظرند تا نتیجهی این کارزار را با دمیدن صبح و دیده شدن نخستین فروغ، جشن بگیرند». ( سخن شفاهی استاد آموزگار در مقاله خانم سیما سلطانی نقل شده است: بخارا، ش۵۷ ٬صص۲۷۹-۲۷۸).
شب در فرهنگ و ادب ما یک نماد کهن است برای سیطرهی ظلم و ظلمت بر آفاق زندگی ایرانی. وقتی شکست میخوریم، سرودمان این است: چرا شب ما سحر ندارد؟ یلدا هم دیرندهترین شب است و آغازی بر سرمای سوزندهی زمستان.
اما از دل این شب سیاه برای مردم ما خورشید میزاید... این یعنی به نیروی عشق و امید یلدای دیجور تبدیل میشود به شبی روشن؛ شبی شاد و چراغان. پس در اعماق درازترین شب سال، امید به پیروزی خورشید و نور و گرما را عشق است!... مهمانی و شیرینی و شعر و شادی و شادخواری را عشق است!... سرخی انار و هندوانه را عشق است!... نوید آمدن نوروز را عشق است!...
از فردا شبها کمکمک کوتاه میشود...این یعنی فواره چون بلند شود، سرنگون شود و بگذرد این روزگار تلختر از زهر... این حکمت بالغهی ملت ایران است. ملّت ما زمستانهای تاریخی خود را با این حکمت سرکرده: «شب یلدا اگرچه دراز بود زایل شود و صبح جهانافروز روی نماید» (ذیل نفثةالمصدور، ص۵۰).
حافظ میگفت: صحبت حکّام ظلمت شب یلداست. صحبت یعنی مصاحبت یعنی زیستن. ملّت ما در درازنای زمان، ظلم و ظلمت شب یلدای صحبت با حکّام را تاب آورده است؛ آنها را گذرانده و راه خود را نرمکنرمک به سوی آستانهی صبح و خورشید پیموده است. زمین خورده و برخاسته. در اقصای سردترین زمستانها زیسته اما یخ نبسته است. زنده مانده است. یخ نبسته و زنده مانده چون هر سال در شب یلدایش امید به برآمدن خورشید زاییده شده است :
هنوز با همه دردم امید درمان است
که آخری بود آخر شبان یلدا را
این بیت سعدی بیت نیست. اقلیم است . چکیدهی تاریخ مردم ایران است. میگوید درد هست٬ تاریکی هست٬ سرمای ناجوانمرد هست اما امید درمان هم هست.
امید درمان هست تا تأویل روشن ملت ایران از یلدا هست. امید درمان هست تا امید و شادی و دوستی هست. تا خورشید هست. تا نوروز هست . تا ایران هست...
فال امشب حافظ برای کشور ما و ملّت ما این است:
غبار غم برود حال خوش شود حافظ
تو آب دیده از این رهگذر دریغ مدار
پس به قول استاد ژاله آموزگار امشب را با شعر و شادی و مهر و آشتی بیدارمیمانیم تا بیداری ما کمکی باشد "هرچند اندک" به فرشتهی پیمان، فرشتهی راستی، فرشتهی نظم...
تا بیداری ما کمکی باشد "هرچند اندک" به فرشتهای که نگهبان ایران است...
✍✍📕✍✍
"ملتی که تاریخ را نداند، محکوم به تکرار آن است"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
📘 کتاب " جشن های ایرانی: جشن شب یلدا در ایران "
✍ نوشته حمید سفیدگر شهانقی
✅شب چله، آخرین شب آذرماه و درازترین شب سال است؛ شبی که صبح فردای آن آغاز زمستان است. زمستانی که سرما و تاریکی و ظلمت آن ماهها بر دل و جان و خان و مان انسان ایرانی چیره خواهد شد و برای دفع این مجمع الاشرار راهی جز برگزاری جشنی همگانی و طولانی نبود و اقوام مختلف ساکن در فلات ایران نیز همین کار را میکردند و به جشن و شب نشینی میپرداختند؛ در این پژوهش آئین ها و مراسم مختلف شب چله در بین اقوام مختلف ایرانی مورد بررسی قرار گرفته است...
♦فصل های کتاب:
✔فصل اول: آئین یلدا
✔فصل دوم: فال ها
✔فصل سوم: سفره شب یلدا
✔فصل چهارم: یلدا و ادبیات شفاهی
✔فصل پنجم: یلدا در ادبیات فارسی
@tarbd
👇👇👇
✍ نوشته حمید سفیدگر شهانقی
✅شب چله، آخرین شب آذرماه و درازترین شب سال است؛ شبی که صبح فردای آن آغاز زمستان است. زمستانی که سرما و تاریکی و ظلمت آن ماهها بر دل و جان و خان و مان انسان ایرانی چیره خواهد شد و برای دفع این مجمع الاشرار راهی جز برگزاری جشنی همگانی و طولانی نبود و اقوام مختلف ساکن در فلات ایران نیز همین کار را میکردند و به جشن و شب نشینی میپرداختند؛ در این پژوهش آئین ها و مراسم مختلف شب چله در بین اقوام مختلف ایرانی مورد بررسی قرار گرفته است...
♦فصل های کتاب:
✔فصل اول: آئین یلدا
✔فصل دوم: فال ها
✔فصل سوم: سفره شب یلدا
✔فصل چهارم: یلدا و ادبیات شفاهی
✔فصل پنجم: یلدا در ادبیات فارسی
@tarbd
👇👇👇
آموزش تاریخ (تاریخ بی دروغ):
🍉🍉🍉🍇🍉🍉🍉
شب یلدا از گذشته تا به امروز با آداب و رسوم مخصوص...
شب یلدا و جشن هایی که در این شب برگزار می شود، یک سنت باستانی است از زمانهای گذشته تا به امروز در میان ایرانیان مرسوم بوده است.
شب یلدا
این شب به زمان بین غروب آفتاب از 30 آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می گیرند. این شب در نیم کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش تر و طول شب کوتاه تر می شود.
نام
واژهٔ یلدا ریشهٔ سریانی دارد و به معنای ولادت و تولد است. منظور از تولد، ولادت خورشید (مهر/میترا) است. رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس یعنی روز تولد مهر شکست ناپذیر می نامند. ابوریحان بیرونی از این جشن با نام میلاد اکبر نام برده و منظور از آن را میلاد خورشید دانسته است.
تاریخچه جشن
یلدا و جشن هایی که در این شب برگزار می شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می داد و در طول سال با سپری شدن فصل ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.
آنان ملاحظه می کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب ها کوتاهتر می شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند. بدین سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.
در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص 255، از روز اول دی ماه، با عنوان خور نیز یاد شده است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است:
یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می کند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک می باشد و بعضی گفته اند شب یلدا یازدهم جدی است.
مراسم شب یلدا
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می پاید، این شب ایرانیان آتش می افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می آوردند و خوانی ویژه می گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه های خشک در سفره می نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» نام داشت و شامل میوه های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، لُرک که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می شد.در آیین های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده ها و فرآورده های خوردنی فصل و خوراک های گوناگون، خوراک مقدس مانند «می زد» نیز نهاده می شد.
ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه های البرز به انتظار باززاییده شدن خورشید می نشستند. برخی در مهرابه ها (نیایشگاه های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب هنگام دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می نامیدند).خورروز در ایران باستان روز برابری انسان ها بود در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده می پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می گرفت نه تحت امر.
ادامه👇
🍉🍉🍉🍇🍉🍉🍉
شب یلدا از گذشته تا به امروز با آداب و رسوم مخصوص...
شب یلدا و جشن هایی که در این شب برگزار می شود، یک سنت باستانی است از زمانهای گذشته تا به امروز در میان ایرانیان مرسوم بوده است.
شب یلدا
این شب به زمان بین غروب آفتاب از 30 آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می گیرند. این شب در نیم کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش تر و طول شب کوتاه تر می شود.
نام
واژهٔ یلدا ریشهٔ سریانی دارد و به معنای ولادت و تولد است. منظور از تولد، ولادت خورشید (مهر/میترا) است. رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس یعنی روز تولد مهر شکست ناپذیر می نامند. ابوریحان بیرونی از این جشن با نام میلاد اکبر نام برده و منظور از آن را میلاد خورشید دانسته است.
تاریخچه جشن
یلدا و جشن هایی که در این شب برگزار می شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می داد و در طول سال با سپری شدن فصل ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.
آنان ملاحظه می کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب ها کوتاهتر می شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند. بدین سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.
در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص 255، از روز اول دی ماه، با عنوان خور نیز یاد شده است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است:
یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می کند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک می باشد و بعضی گفته اند شب یلدا یازدهم جدی است.
مراسم شب یلدا
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می پاید، این شب ایرانیان آتش می افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می آوردند و خوانی ویژه می گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه های خشک در سفره می نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» نام داشت و شامل میوه های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، لُرک که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می شد.در آیین های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده ها و فرآورده های خوردنی فصل و خوراک های گوناگون، خوراک مقدس مانند «می زد» نیز نهاده می شد.
ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه های البرز به انتظار باززاییده شدن خورشید می نشستند. برخی در مهرابه ها (نیایشگاه های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب هنگام دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می نامیدند).خورروز در ایران باستان روز برابری انسان ها بود در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده می پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می گرفت نه تحت امر.
ادامه👇
در این روز جنگ کردن و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود این موضوع را نیروهای متخاصم با ایرانیان نیز می دانستند و در جبهه ها رعایت می کردند و خونریزی به طور موقت متوقف می شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ به صلح طولانی و صفا تبدیل شده است. در این روز بیشتر از این رو دست از کار می کشیدند که نمی خواستند احیاناً مرتکب بدی شوند که آیین مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد. ایرانیان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاریکی و سرما می نگریستند و در خورروز در برابر آن می ایستادند و عهد می کردند که تا سال بعد یک سرو دیگر بکارند.
🍉🍉🍉🍇🍉🍉🍉
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
🍉🍉🍉🍇🍉🍉🍉
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❄️🌲❄️جشن یلدا
✍سرودهی بانو هما ارژنگی
یلدا هزاران ساله جشنی آریایی
جشنی سپند و پر فروغ و گرم و زیبا
در آخرین شام بلند و سرد پاییز
یادآور اسطورههای مانده برجا
یلدا نماد زایش مهر ایزد نور
«میترا» خجسته ایزد نور سحرگاه
آیین او مهر و وداد وعهد و پیمان
تابان فروغ مینوی روشنگر راه
در شام یلدا سفرهای میگسترانم
از دانهها و میوههای سرخ ورنگین
چون تاج گلگون مینهم بر سفره خویش
در دانههای لعل فام نار شیرین
یک سرو زیبا در کنارش مینشانم
فرخ نمادی از کهن آیین دیرین
وان سرو سبز و تازه را آرایه سازم
با رشتههای نازک سیمین و زرین
سروی که در پندار ایرانی سپنتا
وز فتنه باد خزانی بی گزند است
در شام یلدا تا طلوع صبح فردا
بر مجمر پر آتشم عود و سپند است
در جمع یاران میبرم شب را به پایان
شامی که گرم و شادمان و دلفروز است
از شادی فردا دلم در سینه لرزان
فردای یلدا نوبت «خورشید روز» است
جشنی دگر در گردش گردونهی مهر
آغاز روز چیرگی بر تیرگیها
جشنی به پاس اولین روز زمستان
روزی به دنبال شب زیبای یلدا
پینوشتها:
الف: یلدا واژه ای سریانی به چم(معنا) ی زایش است. شب زایش مهر ایزد نور و روشنایی است. در آغازین شب زمستان و بلندترین شب.
ب: میترا- مهر ایزد نور و روشنایی و دشمن تیرگی و تباهی است. او ایزد عهد و پیمان – راستی و داد گستری و دشمن دروغ و پیمان شکنی است.
ج: سرو- درخت سرو در فرهنگ ایرانی جایگاهی ویژه دارد. در آیین مهر و در باور مهریان- سرو درختی همیشه سرسبز ست که در برابر سرما پایداری میکند - از اینروی مهریان در شب زایش مهر آنرا میآراستند و هدیه ها در پایش مینهادند. در بالای آن ستارهای سیمین یا زرین به نشانهی ماه یا خورشید میگذاشتند ودرخت را با رشتههای ابریشمین میآراستند. این آیین به شکل امروزین در شب زایش مسیح همچنان برگزار میشود..
د: خورشید روز- آغاز دیماه و نخستین روز زمستان را (خرم روز) یا ( خوره روز) و یا ( روز خورشید) مینامند و آنرا از آن اهورا مزدا میدانند / زیرا از آن پس روزها به بلندی می گرایند و خورشید بر تیرگی چیره میشود.
یلدای زیبا بر همهی ایرانیان فرخنده باد.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍سرودهی بانو هما ارژنگی
یلدا هزاران ساله جشنی آریایی
جشنی سپند و پر فروغ و گرم و زیبا
در آخرین شام بلند و سرد پاییز
یادآور اسطورههای مانده برجا
یلدا نماد زایش مهر ایزد نور
«میترا» خجسته ایزد نور سحرگاه
آیین او مهر و وداد وعهد و پیمان
تابان فروغ مینوی روشنگر راه
در شام یلدا سفرهای میگسترانم
از دانهها و میوههای سرخ ورنگین
چون تاج گلگون مینهم بر سفره خویش
در دانههای لعل فام نار شیرین
یک سرو زیبا در کنارش مینشانم
فرخ نمادی از کهن آیین دیرین
وان سرو سبز و تازه را آرایه سازم
با رشتههای نازک سیمین و زرین
سروی که در پندار ایرانی سپنتا
وز فتنه باد خزانی بی گزند است
در شام یلدا تا طلوع صبح فردا
بر مجمر پر آتشم عود و سپند است
در جمع یاران میبرم شب را به پایان
شامی که گرم و شادمان و دلفروز است
از شادی فردا دلم در سینه لرزان
فردای یلدا نوبت «خورشید روز» است
جشنی دگر در گردش گردونهی مهر
آغاز روز چیرگی بر تیرگیها
جشنی به پاس اولین روز زمستان
روزی به دنبال شب زیبای یلدا
پینوشتها:
الف: یلدا واژه ای سریانی به چم(معنا) ی زایش است. شب زایش مهر ایزد نور و روشنایی است. در آغازین شب زمستان و بلندترین شب.
ب: میترا- مهر ایزد نور و روشنایی و دشمن تیرگی و تباهی است. او ایزد عهد و پیمان – راستی و داد گستری و دشمن دروغ و پیمان شکنی است.
ج: سرو- درخت سرو در فرهنگ ایرانی جایگاهی ویژه دارد. در آیین مهر و در باور مهریان- سرو درختی همیشه سرسبز ست که در برابر سرما پایداری میکند - از اینروی مهریان در شب زایش مهر آنرا میآراستند و هدیه ها در پایش مینهادند. در بالای آن ستارهای سیمین یا زرین به نشانهی ماه یا خورشید میگذاشتند ودرخت را با رشتههای ابریشمین میآراستند. این آیین به شکل امروزین در شب زایش مسیح همچنان برگزار میشود..
د: خورشید روز- آغاز دیماه و نخستین روز زمستان را (خرم روز) یا ( خوره روز) و یا ( روز خورشید) مینامند و آنرا از آن اهورا مزدا میدانند / زیرا از آن پس روزها به بلندی می گرایند و خورشید بر تیرگی چیره میشود.
یلدای زیبا بر همهی ایرانیان فرخنده باد.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from سهام نیوز
✅نجات نوازد رها شده توسط یک سگ
مردم محلی میگویند که شخصی نوزاد دختر تازه متولد شده خود را شبانه و برهنه در حالی که هنوز بندناف داشته در مزرعه ای رها کرده که بمیرد اما یک سگ، نوزاد رها شده را در آغوش گرم خودش گرفته و کنار توله های خودش نگه داشته
علت زنده ماندن نوزاد در سرمای شب گرمای بدن سگ و توله هایش بوده
@Sahamnewsorg
مردم محلی میگویند که شخصی نوزاد دختر تازه متولد شده خود را شبانه و برهنه در حالی که هنوز بندناف داشته در مزرعه ای رها کرده که بمیرد اما یک سگ، نوزاد رها شده را در آغوش گرم خودش گرفته و کنار توله های خودش نگه داشته
علت زنده ماندن نوزاد در سرمای شب گرمای بدن سگ و توله هایش بوده
@Sahamnewsorg
Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴معلمان مدارس تربیت و بلال حبشی منطقه ی دیشموک استان کهگیلویه و بویراحمد در حال عزیمت به محل خدمت.
📌معلمان فقط اعتراض نمی کنند
برای آموزش جانفشانی هم می کنند
🔹 شورای هماهنگی خواستار بهبود کیفیت آموزشی برای کودکان و برخورداری از مدارس ایمن و استاندارد است باید امکانات به گونهای باشد که معلمان به خاطر رفتن بر سر کار و کلاس جان خود را از دست ندهند.
📌 نظر شما در مورد شرایط کار معلمان در مناطق صعب العبور چیست؟
#اعتراضات_سراسری_معلمان
🔹🔹🔹
لطفا عضو کانال شورا شوید و کانال را به دانشآموزان، اولیا و همکاران معرفی نمایید 👇👇👇
https://t.me/kashowra
📌معلمان فقط اعتراض نمی کنند
برای آموزش جانفشانی هم می کنند
🔹 شورای هماهنگی خواستار بهبود کیفیت آموزشی برای کودکان و برخورداری از مدارس ایمن و استاندارد است باید امکانات به گونهای باشد که معلمان به خاطر رفتن بر سر کار و کلاس جان خود را از دست ندهند.
📌 نظر شما در مورد شرایط کار معلمان در مناطق صعب العبور چیست؟
#اعتراضات_سراسری_معلمان
🔹🔹🔹
لطفا عضو کانال شورا شوید و کانال را به دانشآموزان، اولیا و همکاران معرفی نمایید 👇👇👇
https://t.me/kashowra
Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 با تمام احضارها، تهدیدها و ممانعتها، #تجمع_باشکوه در #شیراز
🔴#تجمع_سراسری_معلمان
🔹پنجشنبه، دوم دی ماه ۱۴۰۰
#رتبهبندیشاغلان_حداقل_هشتاددرصد_حقوقهیاتعلمی
#همسانسازی_واقعی_بازنشستگان
#آزادی_معلمان_دربند
#آموزش_رایگانوباکیفیت_برای_همه
🔹🔹🔹
لطفا عضو کانال شورا شوید و کانال را به دانشآموزان، اولیا و همکاران معرفی نمایید 👇👇👇
https://t.me/kashowra
🔴#تجمع_سراسری_معلمان
🔹پنجشنبه، دوم دی ماه ۱۴۰۰
#رتبهبندیشاغلان_حداقل_هشتاددرصد_حقوقهیاتعلمی
#همسانسازی_واقعی_بازنشستگان
#آزادی_معلمان_دربند
#آموزش_رایگانوباکیفیت_برای_همه
🔹🔹🔹
لطفا عضو کانال شورا شوید و کانال را به دانشآموزان، اولیا و همکاران معرفی نمایید 👇👇👇
https://t.me/kashowra
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 معلمان مدارس منطقه ی دیشموک در کهگیلویه و بویراحمد در حال رفتن به محل خدمت!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔴 #هم_عبدی_هم_فتحی
#آزاد_باید_گردد
🔴 ویدئویی از اعتراضات معلمان در #شیراز
🔹پنجشنبه، دوم دی ماه ۱۴۰۰
#تجمع_سراسری_معلمان
#رتبهبندیشاغلان_حداقل_هشتاددرصد_حقوقهیاتعلمی
#همسانسازی_واقعی_بازنشستگان
#آزادی_معلمان_دربند
#آموزش_رایگانوباکیفیت_برای_همه
🔹🔹🔹
لطفا عضو کانال شورا شوید و کانال را به دانشآموزان، اولیا و همکاران معرفی نمایید 👇👇👇
https://t.me/kashowra
#آزاد_باید_گردد
🔴 ویدئویی از اعتراضات معلمان در #شیراز
🔹پنجشنبه، دوم دی ماه ۱۴۰۰
#تجمع_سراسری_معلمان
#رتبهبندیشاغلان_حداقل_هشتاددرصد_حقوقهیاتعلمی
#همسانسازی_واقعی_بازنشستگان
#آزادی_معلمان_دربند
#آموزش_رایگانوباکیفیت_برای_همه
🔹🔹🔹
لطفا عضو کانال شورا شوید و کانال را به دانشآموزان، اولیا و همکاران معرفی نمایید 👇👇👇
https://t.me/kashowra
Forwarded from اصفهان خبر
♦️طلاب اصفهانی هم جزو شاکیان بازیگران زن
🔺شاکیان این پرونده ۱۱۰ نفر از ۱۴ استان کشور شامل اصفهان، کرمان، مازندران، قم، تهران، خراسان رضوی، چهار محال و بختیاری، یزد، آذربایجان غربی، هرمزگان، قزوین، فارس، مرکزی و البرز هستند.
🔹بر اساس مستندات پرونده از این ۱۱۰ نفر، ۷۴ نفر آقا و ۳۶ نفر خانم هستند.
🔹این شکایت به دلیل بدحجابی از این افراد صورت گرفته است: نیوشا ضیغمی، شبنم مقدمی، بهنوش بختیاری، سحر قریشی، فلور نظری، آزاده صمدی، بهاره رهنما، الناز شاکردوست، الهام صالحی، صباکمالی، الهام حمیدی، ریحانه پارسا، سمانه پاکدل، لیندا کیانی.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔺شاکیان این پرونده ۱۱۰ نفر از ۱۴ استان کشور شامل اصفهان، کرمان، مازندران، قم، تهران، خراسان رضوی، چهار محال و بختیاری، یزد، آذربایجان غربی، هرمزگان، قزوین، فارس، مرکزی و البرز هستند.
🔹بر اساس مستندات پرونده از این ۱۱۰ نفر، ۷۴ نفر آقا و ۳۶ نفر خانم هستند.
🔹این شکایت به دلیل بدحجابی از این افراد صورت گرفته است: نیوشا ضیغمی، شبنم مقدمی، بهنوش بختیاری، سحر قریشی، فلور نظری، آزاده صمدی، بهاره رهنما، الناز شاکردوست، الهام صالحی، صباکمالی، الهام حمیدی، ریحانه پارسا، سمانه پاکدل، لیندا کیانی.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
✅سیاست خارجی؛ سخني با حاكميت
✍️ علي شكوهي
اول
در جهان به هم پيوسته كنوني، سرنوشت همه كشورها و ملتها به يكديگر گره خورده است و هيچ كشوري را سراغ نداريم كه بتواند دور خودش ديوار كشيده و با جهان مرتبط نباشد اما به توسعه و پيشرفت برسد و مشكلات خودش را سامان دهد. خوشبختانه سران جمهوري اسلامي هرگز از انزواي ايران استقبال نكرده و آن را مطلوب ندانستند اما بايد مواظب باشند كه منزوي كردن ايران به اشكال گوناگون و به بهانههاي مختلف عملياتي نشود زيرا اين امر در نهايت به زيان كشور تمام خواهد شد.
دوم
قبول داريم كه بر مناسبات بينالمللي هنوز زور حكومت ميكند و نميتوان به اتخاذ تصميمات جمعي دولتها در سازمان ملل كه عادلانه و اخلاقي باشد، اميد داشت. اين را هم قبول داريم كه در شوراي امنيت سازمان ملل يك ظلم نهادينهشده وجود دارد. بنابراين فعال بودن ايران در سازمانها و نهادهاي جهاني و استفاده از ابزارهاي ديپلماتيك و آمادگي براي انجام مذاكره درباره همه مسائل مورد اختلاف، براي ايران هم منافع زيادي دارد.
سوم
ايران يك «دولت - ملت» است و اعتقادات ديني ما نقش جمهوري اسلامي را به سطح «امت اسلامي» تغيير نميدهد. مسلمانان در ميان دهها كشور پراكنده شدهاند و هركدام دولت و سرزمين خود را دارند و ما نه ميتوانيم و نه حق داريم در امور آنان مداخله كنيم.. بنابراين جمهوري اسلامي بايد آرمانهايي مثل حذف نظم ظالمانه حاكم بر جهان و ايجاد نظم نوين انقلابي يا ايجاد وحدت دولتها و مردم مسلمان يا دفع فتنه از عالم يا اخراج امريكا از منطقه يا تبديل كاخ سفيد به حسينيه يا محو اسراييل و موارد مشابه را به مثابه آرمانهايي بداند كه اكنون در دسترس نيستند ولو آنكه درست باشند. وقتي مقدمات تحقق چنين اهدافي فراهم نيست، چرا بايد برايش هزينه كنيد؟
چهارم
موضوع رابطه با امريكا را بايد براي تامين منافع ملي و از موضع اقتدار حل كرد و اين شدني است. قرار نيست ما به دوستان يكديگر تبديل شويم و سياست مشابهي در پيش بگيريم و منافع يكساني داشته باشيم اما هيچكدام از اين موارد دليل قطع رابطه هميشگي ميان ايران و امريكا نيست. حتي اگر بخواهيم شر اين كشور را از سر ملت دفع كنيم و تحريم و فشارهاي اين كشور را كاهش دهيم، با داشتن رابطه بهتر به هدفمان ميرسيم.
پنجم
. اگر عزم سياسي مقامات ايران به عاديسازي روابط دو كشور تعلق بگيرد آنگاه عرصه همكاري اقتصادي و علمي و صنعتي و حتي سياسي ميان دو كشور گستردهتر خواهد شد. حضور بخش خصوصي امريكا در بخشهايي از اقتصاد كشور ما نه به معناي سازش و خيانت است و نه تاييد اقدامات خلاف اين كشور در دنيا. در عين حال مرتبط شدن منافع امريكا با منافع ايران منجر به كم شدن دشمني اين كشور ميشود و راه همكاري ايران با ديگر كشورها را هم باز ميكند؛ كشورهايي كه از ترس تحريم امريكا الان با ما همكاري نميكنند.
ششم
چه كسي به ما ماموريت اصلاح همه جهان را داده است درحاليكه قادر به اصلاح وضعيت خودمان هم نيستيم؟ قابل قبول است مدعي مديريت جهاني بشويم درحاليكه به قول امام از اداره يك نانوايي هم عاجزيم؟ به اين واقعيت بايد تسليم بشويم كه جمهوري اسلامي هيچ تافته جدابافتهاي نيست و در بسياري از حوزهها وضعيتش از ميانگين جهاني بدتر است و حق ندارد ادعاهايي را مطرح كند كه اهليت آن را در درون به اثبات نرسانده است.
آن سياست خارجي موفق است كه ادامه سياست داخلي نظام باشد.
هفتم
قدرت اقتصادي امروز حرف اول را در جهان ميزند و اين را تجربه بسياري از كشورها تاييد ميكند. جمهوري اسلامي بايد در يك دوره زماني سه تا چهار دهه آينده به فكر پيشرفت اقتصادي و صنعتي و علمي باشد و براي اين كار زمان بخرد و در گام اول از انزوا و تحريم خود را برهاند. پيگيري اين سياست اصلا به معناي خداحافظي با آرمانهاي انقلاب نيست ولي به معناي اولويت دادن به آن دسته از آرمانهاي انقلاب است كه نفع آن در درجه نخست متوجه مردم كشورمان ميشود.
هشتم
بازگشت به مردم، احياي جمهوريت نظام، افزايش رضايتمندي مردم و كاهش شكاف دولت - ملت، بزرگترين سرمايه جمهوري اسلامي در عرصه سياست خارجي است. تمام اميد دشمنان ملت در توسل به تحريم، همين واقعيت تلخ است كه مردم از حكومت فاصله گرفتهاند و دشمنان اميدوارند كه اين فشارها منجر به سقوط اساس نظام سياسي ايران شود. اگر مردمسالاري ديني در ايران تحقق پيدا كند حتما از حجم دشمني خارجي كم ميشود و ايران ميتواند الگوي ملتهاي ديگر هم باشد.
روزنامه اعتماد / سهشنبه ۳۰ آذرماه ۱۴۰۰
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍️ علي شكوهي
اول
در جهان به هم پيوسته كنوني، سرنوشت همه كشورها و ملتها به يكديگر گره خورده است و هيچ كشوري را سراغ نداريم كه بتواند دور خودش ديوار كشيده و با جهان مرتبط نباشد اما به توسعه و پيشرفت برسد و مشكلات خودش را سامان دهد. خوشبختانه سران جمهوري اسلامي هرگز از انزواي ايران استقبال نكرده و آن را مطلوب ندانستند اما بايد مواظب باشند كه منزوي كردن ايران به اشكال گوناگون و به بهانههاي مختلف عملياتي نشود زيرا اين امر در نهايت به زيان كشور تمام خواهد شد.
دوم
قبول داريم كه بر مناسبات بينالمللي هنوز زور حكومت ميكند و نميتوان به اتخاذ تصميمات جمعي دولتها در سازمان ملل كه عادلانه و اخلاقي باشد، اميد داشت. اين را هم قبول داريم كه در شوراي امنيت سازمان ملل يك ظلم نهادينهشده وجود دارد. بنابراين فعال بودن ايران در سازمانها و نهادهاي جهاني و استفاده از ابزارهاي ديپلماتيك و آمادگي براي انجام مذاكره درباره همه مسائل مورد اختلاف، براي ايران هم منافع زيادي دارد.
سوم
ايران يك «دولت - ملت» است و اعتقادات ديني ما نقش جمهوري اسلامي را به سطح «امت اسلامي» تغيير نميدهد. مسلمانان در ميان دهها كشور پراكنده شدهاند و هركدام دولت و سرزمين خود را دارند و ما نه ميتوانيم و نه حق داريم در امور آنان مداخله كنيم.. بنابراين جمهوري اسلامي بايد آرمانهايي مثل حذف نظم ظالمانه حاكم بر جهان و ايجاد نظم نوين انقلابي يا ايجاد وحدت دولتها و مردم مسلمان يا دفع فتنه از عالم يا اخراج امريكا از منطقه يا تبديل كاخ سفيد به حسينيه يا محو اسراييل و موارد مشابه را به مثابه آرمانهايي بداند كه اكنون در دسترس نيستند ولو آنكه درست باشند. وقتي مقدمات تحقق چنين اهدافي فراهم نيست، چرا بايد برايش هزينه كنيد؟
چهارم
موضوع رابطه با امريكا را بايد براي تامين منافع ملي و از موضع اقتدار حل كرد و اين شدني است. قرار نيست ما به دوستان يكديگر تبديل شويم و سياست مشابهي در پيش بگيريم و منافع يكساني داشته باشيم اما هيچكدام از اين موارد دليل قطع رابطه هميشگي ميان ايران و امريكا نيست. حتي اگر بخواهيم شر اين كشور را از سر ملت دفع كنيم و تحريم و فشارهاي اين كشور را كاهش دهيم، با داشتن رابطه بهتر به هدفمان ميرسيم.
پنجم
. اگر عزم سياسي مقامات ايران به عاديسازي روابط دو كشور تعلق بگيرد آنگاه عرصه همكاري اقتصادي و علمي و صنعتي و حتي سياسي ميان دو كشور گستردهتر خواهد شد. حضور بخش خصوصي امريكا در بخشهايي از اقتصاد كشور ما نه به معناي سازش و خيانت است و نه تاييد اقدامات خلاف اين كشور در دنيا. در عين حال مرتبط شدن منافع امريكا با منافع ايران منجر به كم شدن دشمني اين كشور ميشود و راه همكاري ايران با ديگر كشورها را هم باز ميكند؛ كشورهايي كه از ترس تحريم امريكا الان با ما همكاري نميكنند.
ششم
چه كسي به ما ماموريت اصلاح همه جهان را داده است درحاليكه قادر به اصلاح وضعيت خودمان هم نيستيم؟ قابل قبول است مدعي مديريت جهاني بشويم درحاليكه به قول امام از اداره يك نانوايي هم عاجزيم؟ به اين واقعيت بايد تسليم بشويم كه جمهوري اسلامي هيچ تافته جدابافتهاي نيست و در بسياري از حوزهها وضعيتش از ميانگين جهاني بدتر است و حق ندارد ادعاهايي را مطرح كند كه اهليت آن را در درون به اثبات نرسانده است.
آن سياست خارجي موفق است كه ادامه سياست داخلي نظام باشد.
هفتم
قدرت اقتصادي امروز حرف اول را در جهان ميزند و اين را تجربه بسياري از كشورها تاييد ميكند. جمهوري اسلامي بايد در يك دوره زماني سه تا چهار دهه آينده به فكر پيشرفت اقتصادي و صنعتي و علمي باشد و براي اين كار زمان بخرد و در گام اول از انزوا و تحريم خود را برهاند. پيگيري اين سياست اصلا به معناي خداحافظي با آرمانهاي انقلاب نيست ولي به معناي اولويت دادن به آن دسته از آرمانهاي انقلاب است كه نفع آن در درجه نخست متوجه مردم كشورمان ميشود.
هشتم
بازگشت به مردم، احياي جمهوريت نظام، افزايش رضايتمندي مردم و كاهش شكاف دولت - ملت، بزرگترين سرمايه جمهوري اسلامي در عرصه سياست خارجي است. تمام اميد دشمنان ملت در توسل به تحريم، همين واقعيت تلخ است كه مردم از حكومت فاصله گرفتهاند و دشمنان اميدوارند كه اين فشارها منجر به سقوط اساس نظام سياسي ايران شود. اگر مردمسالاري ديني در ايران تحقق پيدا كند حتما از حجم دشمني خارجي كم ميشود و ايران ميتواند الگوي ملتهاي ديگر هم باشد.
روزنامه اعتماد / سهشنبه ۳۰ آذرماه ۱۴۰۰
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
کشف لوح حسابداری ۵ هزار ساله در شهر سوخته
سرپرست هیئت باستانشناسی شهر سوخته:
🔹این لوح، ۱۱ سانتیمتر طول و ۷ سانتیمتر عرض دارد و شامل دو گونه علامت است.
🔹یکی از علامتها خطوطیاند که نشانگر نوع کالای ارسالشده همراهِ لوح است و دیگری سلسله شکلهای مستطیلی عمقدار و ظریفی است که نشان از تعداد و مقدار کالای ارسالشده دارد و فعلا برای ما ناآشنا است.
🔹مهمترین نکته در ساختار این لوح را اثر مُهر استوانهای ارسالکننده روی جلد خام قدیمی آن دانست که در واقع به مثابه امضای امروز ما برای تایید بوده است.
🔹در عمق چهار متری اتاق شماره ۲۷ منطقه مسکونیِ محوطه شهر سوخته در حین کاوش به این لوح رسیدیم که متعلق به ۲۹۰۰ سال قبل از میلاد است.
@tarbd
سرپرست هیئت باستانشناسی شهر سوخته:
🔹این لوح، ۱۱ سانتیمتر طول و ۷ سانتیمتر عرض دارد و شامل دو گونه علامت است.
🔹یکی از علامتها خطوطیاند که نشانگر نوع کالای ارسالشده همراهِ لوح است و دیگری سلسله شکلهای مستطیلی عمقدار و ظریفی است که نشان از تعداد و مقدار کالای ارسالشده دارد و فعلا برای ما ناآشنا است.
🔹مهمترین نکته در ساختار این لوح را اثر مُهر استوانهای ارسالکننده روی جلد خام قدیمی آن دانست که در واقع به مثابه امضای امروز ما برای تایید بوده است.
🔹در عمق چهار متری اتاق شماره ۲۷ منطقه مسکونیِ محوطه شهر سوخته در حین کاوش به این لوح رسیدیم که متعلق به ۲۹۰۰ سال قبل از میلاد است.
@tarbd