✅ آمریکا بزرگترین صادرکننده گاز طبیعی مایع جهان در سال ۲۰۲۲
🔗آمریکا با پیشی گرفتن از قطر و استرالیا، به بزرگترین صادرکننده گاز طبیعی مایع در سال ۲۰۲۲ تبدیل خواهد شد. این فرصت با حذف ایران از بازار با تحریمها حاصل شده است. تحریمها فرصتهای متعددی را برای کشورهای دیگر از آمریکا و چین تا روسیه، ترکیه و کشورهای عربی منطقه به زیان ایران فراهم کرده است. علاوه بر این، حاصل ۱۰ سال تحریم رشد اقتصادی صفر، نصف شدن سرمایه گذاری و سفره مردم و .... است.
🔗آمریکا با پیشی گرفتن از قطر و استرالیا، به بزرگترین صادرکننده گاز طبیعی مایع در سال ۲۰۲۲ تبدیل خواهد شد. این فرصت با حذف ایران از بازار با تحریمها حاصل شده است. تحریمها فرصتهای متعددی را برای کشورهای دیگر از آمریکا و چین تا روسیه، ترکیه و کشورهای عربی منطقه به زیان ایران فراهم کرده است. علاوه بر این، حاصل ۱۰ سال تحریم رشد اقتصادی صفر، نصف شدن سرمایه گذاری و سفره مردم و .... است.
✅شش اشتباه مرگبار قذافی
✍️ بیژن اشتری
📌موقع ترجمه کتاب ظهور و سقوط قذافی، ذهنم متوجه این موضوع بود که چه عواملی باعث سقوط این دیکتاتور شد.به طور خلاصه شش عامل زیر را می توان عنوان کرد.
یک) قذافی زمانی در لیبی به قدرت رسید که جمعیت این کشور یک و نیم میلیون نفر بود و تولید نفت خامش روزی سه میلیون بشکه.با این جمعیت کم و این پول هنگفت می شد لیبی را به بهشت روی زمین تبدیل کرد اما قذافی ترجیح داد که تقریبا همه این درآمد هنگفت را صرف حمایت از گروه های تروریستی در چهار گوشه جهان کند.
دو) اوج قساوت قذافی، قتل عام تقریبا سه هزار زندانی سیاسی در زندان ابوسلیم طرابلس بود.اینها زندانیانی بودند که مشغول گذراندن احکام زندانشان بودند.سال ها بعد، دادخواهی خانواده های همین قربانیان جرقه انقلاب علیه قذافی را زد و دودمان او را بر باد داد.
سه)قذافی برای بیش از چهل سال مشغول مهندسی اجتماعی در کشورش بود.مردم لیبی عملا در حکم خوکچه های آزمایشگاهی او بودند.هیچ دیکتاتوری به اندازه قذافی بنیان ها و ساختارهای متعارف سیاسی و اجتماعی را زیر و رو نکرد.این تجربیات احمقانه که زیر نام انقلاب انجام می شد جز مصیبت و فاجعه چیز دیگری به دنبال نیاورد.
چهار) قذافی به دلیل حمایتش از تروریسم بین الملل و عدم تحویل بمب گذار هواپیمای پان آمریکن، که موجب مرگ حدود دویست انسان بیگناه شده بود، مردم لیبی را وادار به تحمل تحریم های بین المللی کرد.این دوره تحریم ها حدود ده سال طول کشید که ماحصل آن پایین آمدن سطح رفاه عمومی، فقیر تر شدن مردم و افزایش نارضایتی عمومی از رژیم بود.
پنج)قذافی گرچه پی برده بود که بدون اصلاحات اقتصادی و سیاسی رژیمش دوام پیدا نمی کند و به جناح اصلاح طلب رژیمش هم اجازه فعالیت داده بود اما از پشت پرده چوب لای چرخ آنها می گذاشت و نهایتا هم بساط آنها را کاملا برچید و با این کار بر شدت نومیدی و نارضایتی عمومی افزود.
شش)قذافی عاقبت پس از چهل و دو سال حکمرانی با مردمی روبرو شد که علیه او به پا خاسته بودند.او تصمیم به سرکوب آنها گرفت.او چنین ارزیابی کرده بود که آمریکا و انگلستان به دلیل تجربیات ناگوار اخیرشان در افغانستان و عراق حاضر به دخالت نظامی در لیبی نخواهند شد و لذا او می تواند با خیال راحت مردم لیبی را سرکوب کند.اما این ارزیابی اش کاملا غلط از کار درآمد و شورای امنیت سازمان ملل متحد ضمن اعلام منطقه پرواز ممنوع بر فراز خاک لیبی به دولت های غربی اجازه دخالت نظامی در لیبی را داد.مردم لیبی هم تحت حمایت قوای نظامی غربی ها توانستند قذافی را ساقط کنند.هر چند که سقوط دیکتاتور هنوز نتوانسته آرامش و صلح را به لیبی برگرداند.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍️ بیژن اشتری
📌موقع ترجمه کتاب ظهور و سقوط قذافی، ذهنم متوجه این موضوع بود که چه عواملی باعث سقوط این دیکتاتور شد.به طور خلاصه شش عامل زیر را می توان عنوان کرد.
یک) قذافی زمانی در لیبی به قدرت رسید که جمعیت این کشور یک و نیم میلیون نفر بود و تولید نفت خامش روزی سه میلیون بشکه.با این جمعیت کم و این پول هنگفت می شد لیبی را به بهشت روی زمین تبدیل کرد اما قذافی ترجیح داد که تقریبا همه این درآمد هنگفت را صرف حمایت از گروه های تروریستی در چهار گوشه جهان کند.
دو) اوج قساوت قذافی، قتل عام تقریبا سه هزار زندانی سیاسی در زندان ابوسلیم طرابلس بود.اینها زندانیانی بودند که مشغول گذراندن احکام زندانشان بودند.سال ها بعد، دادخواهی خانواده های همین قربانیان جرقه انقلاب علیه قذافی را زد و دودمان او را بر باد داد.
سه)قذافی برای بیش از چهل سال مشغول مهندسی اجتماعی در کشورش بود.مردم لیبی عملا در حکم خوکچه های آزمایشگاهی او بودند.هیچ دیکتاتوری به اندازه قذافی بنیان ها و ساختارهای متعارف سیاسی و اجتماعی را زیر و رو نکرد.این تجربیات احمقانه که زیر نام انقلاب انجام می شد جز مصیبت و فاجعه چیز دیگری به دنبال نیاورد.
چهار) قذافی به دلیل حمایتش از تروریسم بین الملل و عدم تحویل بمب گذار هواپیمای پان آمریکن، که موجب مرگ حدود دویست انسان بیگناه شده بود، مردم لیبی را وادار به تحمل تحریم های بین المللی کرد.این دوره تحریم ها حدود ده سال طول کشید که ماحصل آن پایین آمدن سطح رفاه عمومی، فقیر تر شدن مردم و افزایش نارضایتی عمومی از رژیم بود.
پنج)قذافی گرچه پی برده بود که بدون اصلاحات اقتصادی و سیاسی رژیمش دوام پیدا نمی کند و به جناح اصلاح طلب رژیمش هم اجازه فعالیت داده بود اما از پشت پرده چوب لای چرخ آنها می گذاشت و نهایتا هم بساط آنها را کاملا برچید و با این کار بر شدت نومیدی و نارضایتی عمومی افزود.
شش)قذافی عاقبت پس از چهل و دو سال حکمرانی با مردمی روبرو شد که علیه او به پا خاسته بودند.او تصمیم به سرکوب آنها گرفت.او چنین ارزیابی کرده بود که آمریکا و انگلستان به دلیل تجربیات ناگوار اخیرشان در افغانستان و عراق حاضر به دخالت نظامی در لیبی نخواهند شد و لذا او می تواند با خیال راحت مردم لیبی را سرکوب کند.اما این ارزیابی اش کاملا غلط از کار درآمد و شورای امنیت سازمان ملل متحد ضمن اعلام منطقه پرواز ممنوع بر فراز خاک لیبی به دولت های غربی اجازه دخالت نظامی در لیبی را داد.مردم لیبی هم تحت حمایت قوای نظامی غربی ها توانستند قذافی را ساقط کنند.هر چند که سقوط دیکتاتور هنوز نتوانسته آرامش و صلح را به لیبی برگرداند.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
Forwarded from کانال هواداران استقلال
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵افشاگری دیاباته از رفتار عجیب مدیران سابق استقلال: آنها درِ خانهام را شکستند و وسایلم را بیرون ریختند که باعث شد در لیگ بیستم اُفت کنم
🌟🌟 @Esteghlallinews
🌟🌟 @Esteghlallinews
✅آخرالزمان نزدیک شده است!!!!!
"سبب گرفتارى میرزا حسن رشديه"
✍️علی مرادی مراغه ای
ناظم الاسلام کرمانی در کتاب خود در مورد دلایل دستگیر و تبعید میرزاحسن رشدیه، نکات جالبی آورده است که به مناسبت 18آذر سالروز مرگ رشدیه در زیر می آورم.
«ميرزا حسن آقا رشديه از اشخاص باحرارت و درستكار در زمان امين الدوله صدراعظم ايران پس از آنكه مدتى در تبريز در تأسيس مدارس و مكاتب زحمات كشيده بطهران آمد و تأسيس مدرسۀ رشديه را نمود در واقع، مؤسس مكاتب بوضع جديد اين شخص است در اوايل ورودش، مقدسين و بعض از مردم او را مثل يكنفر كافر نجس العين ميدانستند چه كه الف و باء را تغيير داد فتحه را كه تا آنوقت زبر ميگفتند صداى بالا نام نهاد ضمّه را كه تا آنوقت پيش ميناميدند صداى وسط ميگفت كسره را كه تا آنوقت زير ميخواندند صداى پائين ميخواند و همچنين خط عمودى و خط افقى ياد اطفال داد...ديگر آنكه چوب و فلكه در مدرسه نيست اطفال خودسر بار ميآيند...
فرياد مقدسين در مجالس بلند شد كه آخر الزمان نزديك شده است كه جماعتى بابى و لامذهب ميخواهند الف و باء ما را تغيير دهند قرآن را از دست اطفال بگيرند و كتاب بآنها ياد بدهند ديگر آنكه اطفال را زبان خارجه تعليم داده است...
مجملا رساله هم از بعض علماء تأليف شد در رد مدارس و تكفير اولياء مدارس. ليكن پس از دخول آقاى طباطبائى و تأسيس مدرسۀ اسلام مردم كم كم دانستند كه اين مدارس عبارت از همان مكاتب است و اين ارقام حساب است نه زبان خارجه و تغييرى هم در الف و باء داده نشد همان الف و باء قديم است منتها قدرى مشكل تر از آن.
حاج ميرزا حسن آقا هم دانست كه اين مردم قابل نيستند خورده خورده از حرارت افتاد و براى ترويج مقصود خود روزنامه ايجاد كرد موسوم به روزنامۀ مكتب. خواست كه در روزنامه مردم را بيدار كند و بترويج معارف بكوشد ليكن وزير علوم و وزير انطباعات از روزنامۀ او و ساير جرايد جلوگيرى كردند.
در اين اثناء كه متهم بود در نزد عين الدوله كه اين شخص را اگر بحال خود گذارد علاوه بر اينكه الف و باء را تغيير خواهد داد و روزنامه نويس هم شده است گناه روزنامه نويسى كمتر از گناه مدرسه تأسيس كردن نيست و گاهگاهى هم بكتابخانۀ ملى ميرود كه اينهم گناهى است كه عفو ندارد.
بعض اوقات هم در خانه و مدرسه بعضى را دور خود جمع ميكند خبر دادند به عين الدوله كه ميرزا حسن مدير رشديه را ديدند كه شبنامه منتشر مي نموده است باز راپورت رسيد كه عصر سه شنبۀ ۲۱ ربيع الثانى ۱۳۲۴ هجرى در منزل رشديه انجمنى تشكيل يافته است كه اجزاء آن از اين قرار است: مجد الاسلام كرمانى - ناظم الاسلام كرمانى - ميرزا آقا اصفهانى و صداى رشديه بلند بود كه چرا بايد (سانسور) براى جرايد قرار دهند چرا بايد روزنامۀ علمى بنظر وزير انطباعات برسد...
سه نفرى كه در آن مجلس بودند كه مجدالاسلام و ميرزا آقا و رشديه است گرفتار شدند...»
@tarbd
منبع: تاریخ بیداری ایرانیان، ناظم الاسلام کرمانی...ج2، ص ۳۶۳.
http://www.upsara.com/images/q335578_.jpg
"سبب گرفتارى میرزا حسن رشديه"
✍️علی مرادی مراغه ای
ناظم الاسلام کرمانی در کتاب خود در مورد دلایل دستگیر و تبعید میرزاحسن رشدیه، نکات جالبی آورده است که به مناسبت 18آذر سالروز مرگ رشدیه در زیر می آورم.
«ميرزا حسن آقا رشديه از اشخاص باحرارت و درستكار در زمان امين الدوله صدراعظم ايران پس از آنكه مدتى در تبريز در تأسيس مدارس و مكاتب زحمات كشيده بطهران آمد و تأسيس مدرسۀ رشديه را نمود در واقع، مؤسس مكاتب بوضع جديد اين شخص است در اوايل ورودش، مقدسين و بعض از مردم او را مثل يكنفر كافر نجس العين ميدانستند چه كه الف و باء را تغيير داد فتحه را كه تا آنوقت زبر ميگفتند صداى بالا نام نهاد ضمّه را كه تا آنوقت پيش ميناميدند صداى وسط ميگفت كسره را كه تا آنوقت زير ميخواندند صداى پائين ميخواند و همچنين خط عمودى و خط افقى ياد اطفال داد...ديگر آنكه چوب و فلكه در مدرسه نيست اطفال خودسر بار ميآيند...
فرياد مقدسين در مجالس بلند شد كه آخر الزمان نزديك شده است كه جماعتى بابى و لامذهب ميخواهند الف و باء ما را تغيير دهند قرآن را از دست اطفال بگيرند و كتاب بآنها ياد بدهند ديگر آنكه اطفال را زبان خارجه تعليم داده است...
مجملا رساله هم از بعض علماء تأليف شد در رد مدارس و تكفير اولياء مدارس. ليكن پس از دخول آقاى طباطبائى و تأسيس مدرسۀ اسلام مردم كم كم دانستند كه اين مدارس عبارت از همان مكاتب است و اين ارقام حساب است نه زبان خارجه و تغييرى هم در الف و باء داده نشد همان الف و باء قديم است منتها قدرى مشكل تر از آن.
حاج ميرزا حسن آقا هم دانست كه اين مردم قابل نيستند خورده خورده از حرارت افتاد و براى ترويج مقصود خود روزنامه ايجاد كرد موسوم به روزنامۀ مكتب. خواست كه در روزنامه مردم را بيدار كند و بترويج معارف بكوشد ليكن وزير علوم و وزير انطباعات از روزنامۀ او و ساير جرايد جلوگيرى كردند.
در اين اثناء كه متهم بود در نزد عين الدوله كه اين شخص را اگر بحال خود گذارد علاوه بر اينكه الف و باء را تغيير خواهد داد و روزنامه نويس هم شده است گناه روزنامه نويسى كمتر از گناه مدرسه تأسيس كردن نيست و گاهگاهى هم بكتابخانۀ ملى ميرود كه اينهم گناهى است كه عفو ندارد.
بعض اوقات هم در خانه و مدرسه بعضى را دور خود جمع ميكند خبر دادند به عين الدوله كه ميرزا حسن مدير رشديه را ديدند كه شبنامه منتشر مي نموده است باز راپورت رسيد كه عصر سه شنبۀ ۲۱ ربيع الثانى ۱۳۲۴ هجرى در منزل رشديه انجمنى تشكيل يافته است كه اجزاء آن از اين قرار است: مجد الاسلام كرمانى - ناظم الاسلام كرمانى - ميرزا آقا اصفهانى و صداى رشديه بلند بود كه چرا بايد (سانسور) براى جرايد قرار دهند چرا بايد روزنامۀ علمى بنظر وزير انطباعات برسد...
سه نفرى كه در آن مجلس بودند كه مجدالاسلام و ميرزا آقا و رشديه است گرفتار شدند...»
@tarbd
منبع: تاریخ بیداری ایرانیان، ناظم الاسلام کرمانی...ج2، ص ۳۶۳.
http://www.upsara.com/images/q335578_.jpg
Forwarded from اصفهان خبر
✅ از دیروز، «کاغذ» به طور کامل از نظام اداری «دبی» حذف شد/ دبی، «اولین حکومت بدون کاغذ» در سرتاسر جهان لقب گرفت.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
Forwarded from Zohreh
VID-20211211-WA0043.mp4
6.4 MB
صحبتهای شنیدنی آقای عباسی از معلمان آگاه و شجاع شیراز ، درود بر ایشان و تمامیِ حقگویان و حقجویان
Forwarded from خبرگزاری تسنیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رتبهبندی معلمان از تدوین تا اجرا
🔹رتبهبندی معلمان از دانشگاهیان تفکیک شد و با ۱۲.۵ هزار میلیارد تومان برای ۶ ماه دوم امسال اجرا میشود.
tn.ai/2624305
@TasnimNews
🔹رتبهبندی معلمان از دانشگاهیان تفکیک شد و با ۱۲.۵ هزار میلیارد تومان برای ۶ ماه دوم امسال اجرا میشود.
tn.ai/2624305
@TasnimNews
✅غائله آذربایجان در مقام بخشی از یک بحران جهانی
✍کاوه بیات
در این یادداشت که به مناسبت سالروز واقعه 21 آذر 1325 روز رهایی آذربایجان از سلطه بیگانگان تدوین شده، تأکید اصلی بر تحلیل علل پیشامد و چگونگی حل و فصل آن رشتهوقایع، در چارچوب گستردهتر مجموعه حوادث و رخدادهایی استوار است که در منظری کلی با نقاط تفاوت و تشابهی چند در کل حوزه تحت تصرف ارتش سرخ در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم جریان داشت.
کمتر دورهای از تاریخ معاصر جهان را میتوان سراغ داشت که از لحاظ دگرگون ساختن مناسبات بینالملل همانند سالهای پایانی جنگ دوم جهانی، مهم و تأثیرگذار باشد. اگرچه – به ظاهر- این سالهای پایانی جنگ اول جهانی بود که با توأم شدن با فروپاشی امپراتوریهای بزرگ –عثمانی، روسیه تزاری و اتریش- مجار- و برآمدن مجموعهای از کشورهای جدید، میبایست چنان اهمیت تعیینکنندهای را به خود اختصاص دهد ولی در واقع فرایندی که در آن سالها آغاز شد، تنها با پیشامد جنگ دوم جهانی صورتی کم و بیش نهایی یافت. جنگ اول جهانی به پایان نرسید، متوقف شد. بیست سال وقت لازم بود که آن رویارویی با تجدید رمق پارهای از اصلیترین نیروهای درگیر به صورتی دیگر آغاز و بالاخره بعد از پنج شش سال جنگ و کشتار، به شکلی کم و بیش نهایی پایان پذیرد.
سعی و تلاش برای تبدیل انقلاب 1917 روسیه به یک «انقلاب جهانی» یا به عبارت دیگر توسعه نفوذ بلشویکها به مرزهای سابق امپراتوری روسیه و حدودی به مراتب فراتر از آن، از جمله ویژگیهای تاریخ آن دوره بود؛ این سعی و تلاش بنا به مجموعهای از علل مختلف- ازجمله بیرمقی کلی فوقالذکر- به نتیجه نرسید. نه در اروپا به نتیجه مورد نظر بلشویکها منجر شد و نه در آسیا. حال آن که در تمامی این موارد علاوه بر تحریک و تشجیع اقشار و جوامع ناراضی از وضعیت موجود – ناراضی از تفاوتهای طبقاتی و چیرگی قدرتهای امپریالیست و انبوهی از دیگر عوامل مشابه - در بسیاری اوقات از نیروی نظامی ارتش سرخ نیز برای تغییر نظام حکومتی سایر کشورها استفاده شد، ولی همان گونه که اشاره شد، در آن دور نخست، این تلاش به نتیجه نرسید. در ایران سالهای بعد از جنگ جهانی اول نیز همانند آنچه در فنلاند ، لهستان، مجارستان و... گذشت، شاهد تحریکات سیاسی و مداخلات نظامی بلشویک ها بودیم.
***
امکان تشکیل یک دولت نسبتاً باثبات و نیرومند – در قیاس با دولتهای بیثبات و ضعیف پیشین و بعدی – تحت رهبری قوام السلطنه یکی از آن عوامل بود. سیاست اولیه قوام در ایفای نقش یک دولت «دموکرات» و «مردمی» از طریق انضمام تنی چند از سران حزب توده در هیأت دولت و اعطای امتیازاتی دیگر به شوروی، دولتی همانند دولتهایی که در همان ایام در اروپای شرقی در جهت تأمین منافع شوروی تشکیل شده و عمل میکردند نیز در فراهم آوردن زمینه حل و فصل بحران آذربایجان مؤثر بود. هیچ بعید نیست که تشکیل چنین دولتی، با همراهی و مماشات آشکاری که نسبت به اتحاد شوروی در پیش گرفته بود برای مدتی این تصور را در مسکو ایجاد کرده باشد حالا که احتمال دستیابی بر کل ایران فراهم مینماید چرا فقط به یک قسمت از آن اکتفا شود، آن هم با این همه رسوایی.
این دوره مماشات و همراهی با اتحاد شوروی و عوامل داخلی آن به درازا نکشید و پس از خروج قوای شوروی از ایران و آنگاه برکناری وزرای تودهای از ترکیب دولت در اواخر مهرماه 1325 برای خاتمه دادن به غائله آذربایجان خط مشی جدیدی اتخاذ شد.
یکی از عوامل مؤثر در پیشرفت این سیاست جدید دولت و فروپاشی سریع تشکیلات برکشیده روسها در تبریز و مهاباد، فقدان حداقلی از مشروعیت و حمایت مردمی بود. به رغم یک تهیه و تدارک گسترده در طول پنج سال حضور نیروهای نظامی و امنیتی روسیه شوروی در بخشهای شمالی ایران، آنگاه که در آذرماه 1325 زمینه رویارویی فراهم آمد در بسیاری از نقاط تمرکز دموکراتها، از میانه و تبریز گرفته تا خوی و ارومیه و... از یکی دو روز پیش از رسیدن نیروهای اعزامی، مردم خود وارد عمل شده و بساط فرقه را در هم پیچیدند. درواقع واحدهای نظامی پس از استقرار در آن حدود جز جلوگیری از آشوب و اغتشاش و اعاده انتظام، وظیفه دیگری پیش روی نیافتند.
آنچه در فاصله پاییز 1324 تا پاییز 1325 در ایران اتفاق افتاد، بخشی بود از یک سیاست کلی مسکو در بهرهبرداری از فعل و انفعالات نظامی سالهای جنگ دوم جهانی، در چارچوب تأمین اهداف درازمدت امپراتوری روسیه برای توسعه هرچه گستردهتر متصرفات خود. این سیاست در بخشهای وسیعی از قلمرو ارتش سرخ با توفیق روبهرو شد و در بخشهایی همانند قسمتهای شمالی ایران یا حوزه تحت اشغال اتریش با ناکامی مواجه شد. در این تغییر و تبدیل – همانگونه که ملاحظه شد – هم عوامل خارجی اثر داشتند و هم عوامل داخلی.
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/tarikh/tarikhemoaser/11111-
@tarbd
✍کاوه بیات
در این یادداشت که به مناسبت سالروز واقعه 21 آذر 1325 روز رهایی آذربایجان از سلطه بیگانگان تدوین شده، تأکید اصلی بر تحلیل علل پیشامد و چگونگی حل و فصل آن رشتهوقایع، در چارچوب گستردهتر مجموعه حوادث و رخدادهایی استوار است که در منظری کلی با نقاط تفاوت و تشابهی چند در کل حوزه تحت تصرف ارتش سرخ در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم جریان داشت.
کمتر دورهای از تاریخ معاصر جهان را میتوان سراغ داشت که از لحاظ دگرگون ساختن مناسبات بینالملل همانند سالهای پایانی جنگ دوم جهانی، مهم و تأثیرگذار باشد. اگرچه – به ظاهر- این سالهای پایانی جنگ اول جهانی بود که با توأم شدن با فروپاشی امپراتوریهای بزرگ –عثمانی، روسیه تزاری و اتریش- مجار- و برآمدن مجموعهای از کشورهای جدید، میبایست چنان اهمیت تعیینکنندهای را به خود اختصاص دهد ولی در واقع فرایندی که در آن سالها آغاز شد، تنها با پیشامد جنگ دوم جهانی صورتی کم و بیش نهایی یافت. جنگ اول جهانی به پایان نرسید، متوقف شد. بیست سال وقت لازم بود که آن رویارویی با تجدید رمق پارهای از اصلیترین نیروهای درگیر به صورتی دیگر آغاز و بالاخره بعد از پنج شش سال جنگ و کشتار، به شکلی کم و بیش نهایی پایان پذیرد.
سعی و تلاش برای تبدیل انقلاب 1917 روسیه به یک «انقلاب جهانی» یا به عبارت دیگر توسعه نفوذ بلشویکها به مرزهای سابق امپراتوری روسیه و حدودی به مراتب فراتر از آن، از جمله ویژگیهای تاریخ آن دوره بود؛ این سعی و تلاش بنا به مجموعهای از علل مختلف- ازجمله بیرمقی کلی فوقالذکر- به نتیجه نرسید. نه در اروپا به نتیجه مورد نظر بلشویکها منجر شد و نه در آسیا. حال آن که در تمامی این موارد علاوه بر تحریک و تشجیع اقشار و جوامع ناراضی از وضعیت موجود – ناراضی از تفاوتهای طبقاتی و چیرگی قدرتهای امپریالیست و انبوهی از دیگر عوامل مشابه - در بسیاری اوقات از نیروی نظامی ارتش سرخ نیز برای تغییر نظام حکومتی سایر کشورها استفاده شد، ولی همان گونه که اشاره شد، در آن دور نخست، این تلاش به نتیجه نرسید. در ایران سالهای بعد از جنگ جهانی اول نیز همانند آنچه در فنلاند ، لهستان، مجارستان و... گذشت، شاهد تحریکات سیاسی و مداخلات نظامی بلشویک ها بودیم.
***
امکان تشکیل یک دولت نسبتاً باثبات و نیرومند – در قیاس با دولتهای بیثبات و ضعیف پیشین و بعدی – تحت رهبری قوام السلطنه یکی از آن عوامل بود. سیاست اولیه قوام در ایفای نقش یک دولت «دموکرات» و «مردمی» از طریق انضمام تنی چند از سران حزب توده در هیأت دولت و اعطای امتیازاتی دیگر به شوروی، دولتی همانند دولتهایی که در همان ایام در اروپای شرقی در جهت تأمین منافع شوروی تشکیل شده و عمل میکردند نیز در فراهم آوردن زمینه حل و فصل بحران آذربایجان مؤثر بود. هیچ بعید نیست که تشکیل چنین دولتی، با همراهی و مماشات آشکاری که نسبت به اتحاد شوروی در پیش گرفته بود برای مدتی این تصور را در مسکو ایجاد کرده باشد حالا که احتمال دستیابی بر کل ایران فراهم مینماید چرا فقط به یک قسمت از آن اکتفا شود، آن هم با این همه رسوایی.
این دوره مماشات و همراهی با اتحاد شوروی و عوامل داخلی آن به درازا نکشید و پس از خروج قوای شوروی از ایران و آنگاه برکناری وزرای تودهای از ترکیب دولت در اواخر مهرماه 1325 برای خاتمه دادن به غائله آذربایجان خط مشی جدیدی اتخاذ شد.
یکی از عوامل مؤثر در پیشرفت این سیاست جدید دولت و فروپاشی سریع تشکیلات برکشیده روسها در تبریز و مهاباد، فقدان حداقلی از مشروعیت و حمایت مردمی بود. به رغم یک تهیه و تدارک گسترده در طول پنج سال حضور نیروهای نظامی و امنیتی روسیه شوروی در بخشهای شمالی ایران، آنگاه که در آذرماه 1325 زمینه رویارویی فراهم آمد در بسیاری از نقاط تمرکز دموکراتها، از میانه و تبریز گرفته تا خوی و ارومیه و... از یکی دو روز پیش از رسیدن نیروهای اعزامی، مردم خود وارد عمل شده و بساط فرقه را در هم پیچیدند. درواقع واحدهای نظامی پس از استقرار در آن حدود جز جلوگیری از آشوب و اغتشاش و اعاده انتظام، وظیفه دیگری پیش روی نیافتند.
آنچه در فاصله پاییز 1324 تا پاییز 1325 در ایران اتفاق افتاد، بخشی بود از یک سیاست کلی مسکو در بهرهبرداری از فعل و انفعالات نظامی سالهای جنگ دوم جهانی، در چارچوب تأمین اهداف درازمدت امپراتوری روسیه برای توسعه هرچه گستردهتر متصرفات خود. این سیاست در بخشهای وسیعی از قلمرو ارتش سرخ با توفیق روبهرو شد و در بخشهایی همانند قسمتهای شمالی ایران یا حوزه تحت اشغال اتریش با ناکامی مواجه شد. در این تغییر و تبدیل – همانگونه که ملاحظه شد – هم عوامل خارجی اثر داشتند و هم عوامل داخلی.
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/tarikh/tarikhemoaser/11111-
@tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👩💼📚کلیپی ارزشمند و حکیمانه که توسط یکی از دانش آموزان در حمایت از درخواست های این روزهای معلمان تهیه شده است...
📌کاش مسئولان ببینند و اندازه این دانش آموز بفهمند....
📌کاش مسئولان ببینند و اندازه این دانش آموز بفهمند....
🎚️📖اطلاعیه سخنرانی علمی
انجمن علمی معلمان تاریخ
و
گروه تاریخ آموزش و پرورش استان اصفهان
برگزار می کنند:
*پیامدهای اجتماعی و فرهنگی حملات اعراب مسلمان به ایران*
سخنران: دکتر ساسان طهماسبی
زمان: 23 آذر /سه شنبه /
ساعت سخنرانی: 17/30
سخنرانی سرکار خانم کریمی، منتخب هفدهمین جشنواره تدریس غیر حضوری، چهارشنبه
24 آذر
ساعت17:30
لینک ورود به جلسه:
در پلت فرم adobe connect
Http:// newvc.isfedu.ir / er1700
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
انجمن علمی معلمان تاریخ
و
گروه تاریخ آموزش و پرورش استان اصفهان
برگزار می کنند:
*پیامدهای اجتماعی و فرهنگی حملات اعراب مسلمان به ایران*
سخنران: دکتر ساسان طهماسبی
زمان: 23 آذر /سه شنبه /
ساعت سخنرانی: 17/30
سخنرانی سرکار خانم کریمی، منتخب هفدهمین جشنواره تدریس غیر حضوری، چهارشنبه
24 آذر
ساعت17:30
لینک ورود به جلسه:
در پلت فرم adobe connect
Http:// newvc.isfedu.ir / er1700
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) pinned «🎚️📖اطلاعیه سخنرانی علمی انجمن علمی معلمان تاریخ و گروه تاریخ آموزش و پرورش استان اصفهان برگزار می کنند: *پیامدهای اجتماعی و فرهنگی حملات اعراب مسلمان به ایران* سخنران: دکتر ساسان طهماسبی زمان: 23 آذر /سه شنبه / ساعت سخنرانی: 17/30 سخنرانی سرکار…»
⚜💠⚜💠⚜💠⚜💠⚜💠⚜💠
ما معلم را بها نشناختیم
ذوالقلم را از قلم انداختیم
🖋📚📖🖋📚📖🖋📚📖🖋📚📖
@tarbf
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
ما معلم را بها نشناختیم
ذوالقلم را از قلم انداختیم
🖋📚📖🖋📚📖🖋📚📖🖋📚📖
@tarbf
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
Forwarded from Dr.f. Maboodi
26642645798598.mp4
6.7 MB
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کار دیگری از دانش آموزان در همراهی با حرکت ها و اعتراضات عدالت خواهانه این روزهای معلمان....
@tarbd
@tarbd
🌎 چهار ستون لرزان آمریکاستیزی
(بخش اول)
✍️ اسفندیار خدایی
دکترای مطالعات آمریکا از دانشگاه تهران
سالهاست که مرگ بر آمریکا، نه در شعار، بلکه در عمل، و نه در سیاست خارجی، بلکه در تمام عرصههای داخلی و خارجی، محور سیاستهای جمهوری اسلامی است و بر تمام شئون زندگی ما از مدرسه و مسجد تا مجلس و رسانه و دانشگاه سایه افکنده است؛ و آمریکاستیزی اصلیترین معیار انتخاب مسئولان و ملاک تعیین دوستان و دشمنان داخلی و خارجیمان بوده است. متقابلاً آمریکا نیز در دشمنی با جمهوری اسلامی سنگ تمام گذاشته و از هیچ فرصتی برای ضربه زدن به کشورمان مضایقه نکرده است. به عنوان نمونه، تحریمهای آمریکا پس از خروج ترامپ از برجام، به گفته محمدجواد ظریف وزیر خارجه قبلی، بیش از یک هزار میلیارد دلار بر اقتصاد ایران آسیب وارد کرده است. خسارت تحریمهای آمریکا قبل از توافق برجام نیز همین حدود برآورد شده است. جالب است بدانید کل بودجه عمرانی کشور در سال ۱۴۰۰ حدود یکصد و چهار هزار میلیارد تومان بود که با محاسبه دلار سی هزار تومانی میشود کمتر از سه و نیم میلیارد دلار. حالا این رقم را مقایسه کنید با خسارت دو تریلیون دلاری تحریمهای آمریکا تا عمق این خسارتها را دریابید. بعلاوه خسارتهای جنگ روانی و تبلیغاتی ایرانهراسی، آسیب تحریمها به بیماران و کودکان، بیکاری جوانان و فروپاشی خانوادهها و فقر و فساد و فحشاء، فرار مغزها، و تبعات فسادآور دور زدن تحریمها و محدودیتهای علمی و تکنولوژیکی و حتی چراغ سبز آمریکا به صدام حسین در حمله عراق به ایران پس از تسخیر سفارت آمریکا و خسارتهای مالی و جانی فراوان این جنگ هشت ساله را هم در نظر بگیرید.
در این جدال نابرابر مقابل آمریکا، هزاران میلیارد دلار خسارت دیدهایم و ارزش پولمان بیش از چهار هزار برابر کاهش یافته و بیشتر جمعیت کشورمان به زیر خط فقر رفته است و بهترین دوران سرمایه انسانی جمعیت جوان کشور برای توسعه، تلف شده است. راستی جمهوری اسلامی چه خسارتهایی به اقتصاد و دولت و ملت آمریکا وارد کرده؟ ادامه این راه به زیان کدام طرف این درگیری است و کدام به سمت پرتگاه نزدیک می شود؟ آیا واقعاً راه سومی جز ادامه آمریکاستیزی یا تسلیم خفت بار وجود ندارد؟ آیا آمریکا و جمهوری اسلامی ناچارند که این جدال ایدئولوژیک را تا انتها یعنی تا نابودی یکی از طرفین ادامه دهند؟ خیر، اصولاً هنر سیاست به این است که بن بست موجود را بشکند و راه سومی بیابد یا بسازد و با بهرهگیری از تجربیات سایر ملتها، حصار دوگانه جنگ نابرابر و تسلیم حقارتآمیز را بشکند. تعریف سیاست به این است که بیشتر ضربه بزنیم و کمتر ضربه بخوریم بلکه دشمنی خسارت بار را به رقابت و فرصتی برای رشد و پیشرفت تبدیل کنیم. ساعتی تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است.
آمریکاستیزان بخشی از واقعیتها را بخوبی میبینند، اما بخشی را نادیده میگیرند یا بیاهمیت و طبیعی و بدیهی قلمداد میکنند. آنها بدرستی مو را از ماست میکشند، اما کوه را از کاه تشخیص نمیدهند. آنها بررسی مواضع و سخنان آمریکاستیزان نشان می دهد که استدلالهای ایشان بر چهار فرض یا ستون لرزان زیر استوار است:👇
@tarbd
👇ادامه در بخش دوم👇
(بخش اول)
✍️ اسفندیار خدایی
دکترای مطالعات آمریکا از دانشگاه تهران
سالهاست که مرگ بر آمریکا، نه در شعار، بلکه در عمل، و نه در سیاست خارجی، بلکه در تمام عرصههای داخلی و خارجی، محور سیاستهای جمهوری اسلامی است و بر تمام شئون زندگی ما از مدرسه و مسجد تا مجلس و رسانه و دانشگاه سایه افکنده است؛ و آمریکاستیزی اصلیترین معیار انتخاب مسئولان و ملاک تعیین دوستان و دشمنان داخلی و خارجیمان بوده است. متقابلاً آمریکا نیز در دشمنی با جمهوری اسلامی سنگ تمام گذاشته و از هیچ فرصتی برای ضربه زدن به کشورمان مضایقه نکرده است. به عنوان نمونه، تحریمهای آمریکا پس از خروج ترامپ از برجام، به گفته محمدجواد ظریف وزیر خارجه قبلی، بیش از یک هزار میلیارد دلار بر اقتصاد ایران آسیب وارد کرده است. خسارت تحریمهای آمریکا قبل از توافق برجام نیز همین حدود برآورد شده است. جالب است بدانید کل بودجه عمرانی کشور در سال ۱۴۰۰ حدود یکصد و چهار هزار میلیارد تومان بود که با محاسبه دلار سی هزار تومانی میشود کمتر از سه و نیم میلیارد دلار. حالا این رقم را مقایسه کنید با خسارت دو تریلیون دلاری تحریمهای آمریکا تا عمق این خسارتها را دریابید. بعلاوه خسارتهای جنگ روانی و تبلیغاتی ایرانهراسی، آسیب تحریمها به بیماران و کودکان، بیکاری جوانان و فروپاشی خانوادهها و فقر و فساد و فحشاء، فرار مغزها، و تبعات فسادآور دور زدن تحریمها و محدودیتهای علمی و تکنولوژیکی و حتی چراغ سبز آمریکا به صدام حسین در حمله عراق به ایران پس از تسخیر سفارت آمریکا و خسارتهای مالی و جانی فراوان این جنگ هشت ساله را هم در نظر بگیرید.
در این جدال نابرابر مقابل آمریکا، هزاران میلیارد دلار خسارت دیدهایم و ارزش پولمان بیش از چهار هزار برابر کاهش یافته و بیشتر جمعیت کشورمان به زیر خط فقر رفته است و بهترین دوران سرمایه انسانی جمعیت جوان کشور برای توسعه، تلف شده است. راستی جمهوری اسلامی چه خسارتهایی به اقتصاد و دولت و ملت آمریکا وارد کرده؟ ادامه این راه به زیان کدام طرف این درگیری است و کدام به سمت پرتگاه نزدیک می شود؟ آیا واقعاً راه سومی جز ادامه آمریکاستیزی یا تسلیم خفت بار وجود ندارد؟ آیا آمریکا و جمهوری اسلامی ناچارند که این جدال ایدئولوژیک را تا انتها یعنی تا نابودی یکی از طرفین ادامه دهند؟ خیر، اصولاً هنر سیاست به این است که بن بست موجود را بشکند و راه سومی بیابد یا بسازد و با بهرهگیری از تجربیات سایر ملتها، حصار دوگانه جنگ نابرابر و تسلیم حقارتآمیز را بشکند. تعریف سیاست به این است که بیشتر ضربه بزنیم و کمتر ضربه بخوریم بلکه دشمنی خسارت بار را به رقابت و فرصتی برای رشد و پیشرفت تبدیل کنیم. ساعتی تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است.
آمریکاستیزان بخشی از واقعیتها را بخوبی میبینند، اما بخشی را نادیده میگیرند یا بیاهمیت و طبیعی و بدیهی قلمداد میکنند. آنها بدرستی مو را از ماست میکشند، اما کوه را از کاه تشخیص نمیدهند. آنها بررسی مواضع و سخنان آمریکاستیزان نشان می دهد که استدلالهای ایشان بر چهار فرض یا ستون لرزان زیر استوار است:👇
@tarbd
👇ادامه در بخش دوم👇