Forwarded from سهام نیوز
✅سید مهدی جوادی،جوان انقلابی متولد ۶۶،که هنوز دو هفته نیست به مقام مدیریت بنیاد فارابی رسیده،
دستور داده در ساختمان تاریخی این بنیاد (ساختمان قوام السلطنه)براش دستشویی شخصی بسازند!
خوشبختانه میراث فرهنگی متوجه موضوع شده و مانع این عمل می شود..
@Sahamnewsorg
دستور داده در ساختمان تاریخی این بنیاد (ساختمان قوام السلطنه)براش دستشویی شخصی بسازند!
خوشبختانه میراث فرهنگی متوجه موضوع شده و مانع این عمل می شود..
@Sahamnewsorg
شخصیت کـورش کبیر در منظومهای به زبان رومانیایی «سروده شده در سال 1838»
ویورل باجاکو
استاد ایـرانشناسی دانشگاه بخارست
دکتر محمد علی صوتی
مدرس ایرانشناسی دانشگاه بخارست
رواج کتاب «کورش نـامه» یا«تربیت کـورش»1 اثر مـشهور گزنفن، در طی قرون تا بدان حد بوده که پارهای از داستانهای ضمنی2 آن انگیزۀ ایجاد و ترکیب افسانههای مـستقل و کاملی شد و بعدها همین داستانها در خلق آثار ادبی اثر مستقیم داشتند. (مانند:تلماک3 اثر فنلن4 و امیل5 اثرروسو6) تحت هـمین تأثیر مادلن دسکودری7 داستان ده جـلدی آرتـامنس8 یا کورش کبیر9 را در بین سالهای 1653 تا 1669 منتشر کرد. انتشار این رمان با موفقیت فراوانی همراه بود و به زودی به زبانهای اسپانیولی، ایتالیایی، آلمانی و انگلیسی بر گردانده شد.
در بین نسخ خطی یونانی محفوظ در کتابخانۀ آکادمی علوم بوخارست چـند نسخۀ خطی شامل پارهای از فصول کتاب کورش نامه موجود است که حداقل تا دو سه قرن پیش در مدارس شاهزاده نشینهای رومانی تدریس میشده است. در همین کتابخانه، دست نوشتههای یکی از ادبای رومانیایی به نام ایون بـاراک10 تحت شـمارۀ 208 گرد آوری شده است. قسمت پنجم این نسخه خطی که 21 صفحه دارد و به سال 1838 قلمبند شده است، چنین عنوانی دارد: «نیکوییها و بخشندگیهای کورش، شاه پارسیان و صحنهای غمانگیز و تأثرآور از درگذشت غم آلود آور اکسانت11 و ملکۀ او پانتهآ12سرودۀ ایوان باراک.»
بدین ترتیب این داسـتان ضـمنی همان افسانۀ عشق و سرنوشت پانتهآ و آبراداتس13 زوج سلطنتی سوزیانا14است که در کتاب کورش نامه آمده است. ایون باراک این داستان را از قمست نخستین مأخذی تاکنون ناشناخته مانده (از زبان مجاری یا آلمانی) ترجمه کرده است.
خلاصه داسـتان چـنین است: «چون کورش پانتهآ را اسیر ساخت، همۀ حقوقی را که شایستۀ یک ملکه بود، به او واگذر کرد و به این وسیله بزرگواری شگرفی از خود نشان داد. با آنکه کورش از زیبایی جمال این زن سخنها شنیده بود، ولی در برابر وسـوسۀ دیـدار او مـقاومت کرد و آراسپاس15(در منظومۀ باراک:آراسپیس) را به نـگاهبانی او بـرگماشت. آراسپاس مخالف عقیدۀ کورش بود و عشق را ارادی میپنداشت. و کورش را دلیل میآورد که خود با اینکه پانتهآ را دیـده، به او دل نـباخته اسـت؛ ولی کورش دانا با توسل به ضرب المثلها و ایـنکه «آتش در هـمان لحظۀ اول ترا نمیسوزاند» و «همۀ چوبها به یکباره آتش نمیگیرد» قصد قانع کردن او را داشت. با این همه آراسپاس به دام عشق پانتهآ گرفتار مـیشود...» این مـنظومه بـه صورت چهار مصراعی و شبیه به اشعار محلی رومانیایی است. ما در تـرجمۀ دقیق خود را این منظومه، فاصلۀ هردو بیت را با یک ممیز نشان دادهایم.
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/nam-avaran/koroshe-bozorg/15649-shakhsiat-korosh-kabir-manzome-romaiani.html
@tarbd
ویورل باجاکو
استاد ایـرانشناسی دانشگاه بخارست
دکتر محمد علی صوتی
مدرس ایرانشناسی دانشگاه بخارست
رواج کتاب «کورش نـامه» یا«تربیت کـورش»1 اثر مـشهور گزنفن، در طی قرون تا بدان حد بوده که پارهای از داستانهای ضمنی2 آن انگیزۀ ایجاد و ترکیب افسانههای مـستقل و کاملی شد و بعدها همین داستانها در خلق آثار ادبی اثر مستقیم داشتند. (مانند:تلماک3 اثر فنلن4 و امیل5 اثرروسو6) تحت هـمین تأثیر مادلن دسکودری7 داستان ده جـلدی آرتـامنس8 یا کورش کبیر9 را در بین سالهای 1653 تا 1669 منتشر کرد. انتشار این رمان با موفقیت فراوانی همراه بود و به زودی به زبانهای اسپانیولی، ایتالیایی، آلمانی و انگلیسی بر گردانده شد.
در بین نسخ خطی یونانی محفوظ در کتابخانۀ آکادمی علوم بوخارست چـند نسخۀ خطی شامل پارهای از فصول کتاب کورش نامه موجود است که حداقل تا دو سه قرن پیش در مدارس شاهزاده نشینهای رومانی تدریس میشده است. در همین کتابخانه، دست نوشتههای یکی از ادبای رومانیایی به نام ایون بـاراک10 تحت شـمارۀ 208 گرد آوری شده است. قسمت پنجم این نسخه خطی که 21 صفحه دارد و به سال 1838 قلمبند شده است، چنین عنوانی دارد: «نیکوییها و بخشندگیهای کورش، شاه پارسیان و صحنهای غمانگیز و تأثرآور از درگذشت غم آلود آور اکسانت11 و ملکۀ او پانتهآ12سرودۀ ایوان باراک.»
بدین ترتیب این داسـتان ضـمنی همان افسانۀ عشق و سرنوشت پانتهآ و آبراداتس13 زوج سلطنتی سوزیانا14است که در کتاب کورش نامه آمده است. ایون باراک این داستان را از قمست نخستین مأخذی تاکنون ناشناخته مانده (از زبان مجاری یا آلمانی) ترجمه کرده است.
خلاصه داسـتان چـنین است: «چون کورش پانتهآ را اسیر ساخت، همۀ حقوقی را که شایستۀ یک ملکه بود، به او واگذر کرد و به این وسیله بزرگواری شگرفی از خود نشان داد. با آنکه کورش از زیبایی جمال این زن سخنها شنیده بود، ولی در برابر وسـوسۀ دیـدار او مـقاومت کرد و آراسپاس15(در منظومۀ باراک:آراسپیس) را به نـگاهبانی او بـرگماشت. آراسپاس مخالف عقیدۀ کورش بود و عشق را ارادی میپنداشت. و کورش را دلیل میآورد که خود با اینکه پانتهآ را دیـده، به او دل نـباخته اسـت؛ ولی کورش دانا با توسل به ضرب المثلها و ایـنکه «آتش در هـمان لحظۀ اول ترا نمیسوزاند» و «همۀ چوبها به یکباره آتش نمیگیرد» قصد قانع کردن او را داشت. با این همه آراسپاس به دام عشق پانتهآ گرفتار مـیشود...» این مـنظومه بـه صورت چهار مصراعی و شبیه به اشعار محلی رومانیایی است. ما در تـرجمۀ دقیق خود را این منظومه، فاصلۀ هردو بیت را با یک ممیز نشان دادهایم.
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/nam-avaran/koroshe-bozorg/15649-shakhsiat-korosh-kabir-manzome-romaiani.html
@tarbd
www.iranboom.ir
شخصیت کـورش کبیر در منظومهای به زبان رومانیایی «سروده شده در سال 1838»
✅رمزهای ماندگاری کوروش کبیر
✍️فیروز محمودی
باز هم هفتم آبان ماهی دیگر و راه بندانی دیگر.
مقبره کوروش هفتم آبان ماه مطابق روال چند ساله اخیر در محاصره نیروهای امنیتی و بلوکهای سیمانی قرار گرفت تا دوستدارانش از رفتن به بارگاهش محروم شوند و قدرتمندان یک سال دیگر خیالشان از بابت استخوانهای پوسیده مردی بعد از ۲۵۰۰ سال آسوده شود. چه عظمت و جلالی دارد یک بارگاه که خواب راحت را از چشمان بسیاری این چنین ربوده است و چنان به تشویشش واداشته است.
راه بندان محترم اما یک نکته را فراموش کرده اند و آن هم اینکه مردی که بیش از ۲۵ قرن است فراموش نشده با بلوکهای سیمانی و راه بندان هیچ گاه فراموش نخواهد شد بلکه یاد و نامش زنده تر از همیشه جاودانگی بیشتری خواهد یافت.
امروز قلبهای زیادی در سرتاسر ایران و در بسیاری از نقاط جهان کورش کبیر را در خود جای داده اند و البته یافتن رموز این ماندگاری بیشتر از آنچه نیاز مردم باشد نیاز اربابان قدرت است.
کشور ما در حدود ۳۴ سلسله حکومتی را در طول تاریخ تجربه کرده و برخی حتی دها پادشاه یا حاکم داشته اند اما اگر از مردم خواسته شود ده تن از این فرمان روایان را نام ببرند قطعا ۹۹ درصد از ارائه پاسخ عاجز خواهند بود. اما چه کسی است که نام کوروش را نشنیده و او را مزین به صفات برتر انسانی نداند.
کوروش بیش تر از خاک و سرزمین، گستراننده جوانمردی، مهربانی و بخشش در اوج قدرت بود. هنگامی که بر اژیدهاک پدر بزرگ خود و پادشاه قوم ماد غلبه یافت بر او رحمت اورد و با احترام با او برخورد نمود. زمانی که لیدیه (ترکیه کنونی) و پایتخت ان سارد را تصرف کرد به رسم پادشاه کشی خود لیدیان عمل نکرد. لیدیان را رسم بر آن بود که هرگاه سرزمینشان توسط دیگری فتح می شد پادشاه مغلوب باید لباسی فاخر می پوشید و در آتشی که توسط سربازان خود پادشاه مغلوب فراهم می گردید سوزانده می شد. اما وقتی همه چیز را مهیای سوزاندن پادشاه کردند کوروش او را مورد بخشش قرار داد و با خود به پایتخت اورد و با عزت و احترام با او برخورد نمود و از آن دشمنی خونی یک مشاور امین ساخت.
شکست و دستگیری پادشاه بابل نیز باعث مرگ او و گسسته شدن رسم جوانمردی کوروش نگردید. او را با رفتاری عزتمندانه به کرمان فرستاد تا آنجا که هنگام مرگش یک روز عزای عمومی اعلام کرد.
دروازه های شهر بابل نه با شمشیر که با رفتار بزرگ منشانه کوروش که آوازه اش را مردم آن دیار شنیده بودند و البته فروپاشی درونی آن پادشاهی بر روی کوروش باز شد و در آنجا نیز باران رحمتش را بر تمامی مردمان آن سرزمین فروبارید. یهودیان را در بازگشت به اورشلیم آزاد گذاشت و معابدشان را ترمیم نمود، خدایان تجمیع شده توسط نبوئید را به سرزمینهای اصلی شان باز گردانید، همگان را در پرستش خدایان و عمل به مذاهب خویش آزاد گذاشت و برخلاف تمامی پادشاهان گذشته و بعد از خود نه کشتاری به راه انداخت و نه غارتی.
روح بلند و جوانمردی آن مرد بزرگ منشوری را برای تاریخ به یادگار گذاشت که به حق اولین اعلامیه جهانی حقوق بشر و اولین فرمان در رعایت حقوق انسانها به عنوان نوع بشر فارغ از رنگ، نژاد، قومیت و دین و مذهب است. توجه کنیم که چنین رفتارهایی در ۲۵۰۰ سال پیش توسط کوروش انجام شده و همه می دانیم که قبل و بعد از او و تا به همین امروز چه رفتارهای وحشیانه ای نه تنها توسط برخی حاکمان پیروز که به دست تروریستها و به انحای مختلف انجام می شود.
مردم ایران و جهان این رفتار را با بسیاری از دیگر از فرمانروایان از جمله اسکندر، چنگیز، حاکمان عربی و حتی پادشاهان بسیاری در ایران زمین مقایسه و در مقابل آن مرد بزرگ صمیمانه ادای احترام می کنند. یکی از بزرگترین و ماندگارترین تاثیر اندیشه های کوروش را می توان در تاسیس کشور ایالات متحده آمریکا دید که اکنون قدرت بلامنازع در این کره خاکی است.
حاکمان در کشور ما اکنون به جای بستن آرامگاه آن مرد بزرگ بر روی دوستدارانش بهتر است به این رموز ماندگاری بیندیشند و آن را سرلوحه و راهنمای عمل خویش قرار دهند آنگاه خـواهند دید که مردم چگونه و از اعماق قلبشان به آنان ادای احترام نموده و همواره پشتیبانشان خواهند بود.
@tarbd
✍️فیروز محمودی
باز هم هفتم آبان ماهی دیگر و راه بندانی دیگر.
مقبره کوروش هفتم آبان ماه مطابق روال چند ساله اخیر در محاصره نیروهای امنیتی و بلوکهای سیمانی قرار گرفت تا دوستدارانش از رفتن به بارگاهش محروم شوند و قدرتمندان یک سال دیگر خیالشان از بابت استخوانهای پوسیده مردی بعد از ۲۵۰۰ سال آسوده شود. چه عظمت و جلالی دارد یک بارگاه که خواب راحت را از چشمان بسیاری این چنین ربوده است و چنان به تشویشش واداشته است.
راه بندان محترم اما یک نکته را فراموش کرده اند و آن هم اینکه مردی که بیش از ۲۵ قرن است فراموش نشده با بلوکهای سیمانی و راه بندان هیچ گاه فراموش نخواهد شد بلکه یاد و نامش زنده تر از همیشه جاودانگی بیشتری خواهد یافت.
امروز قلبهای زیادی در سرتاسر ایران و در بسیاری از نقاط جهان کورش کبیر را در خود جای داده اند و البته یافتن رموز این ماندگاری بیشتر از آنچه نیاز مردم باشد نیاز اربابان قدرت است.
کشور ما در حدود ۳۴ سلسله حکومتی را در طول تاریخ تجربه کرده و برخی حتی دها پادشاه یا حاکم داشته اند اما اگر از مردم خواسته شود ده تن از این فرمان روایان را نام ببرند قطعا ۹۹ درصد از ارائه پاسخ عاجز خواهند بود. اما چه کسی است که نام کوروش را نشنیده و او را مزین به صفات برتر انسانی نداند.
کوروش بیش تر از خاک و سرزمین، گستراننده جوانمردی، مهربانی و بخشش در اوج قدرت بود. هنگامی که بر اژیدهاک پدر بزرگ خود و پادشاه قوم ماد غلبه یافت بر او رحمت اورد و با احترام با او برخورد نمود. زمانی که لیدیه (ترکیه کنونی) و پایتخت ان سارد را تصرف کرد به رسم پادشاه کشی خود لیدیان عمل نکرد. لیدیان را رسم بر آن بود که هرگاه سرزمینشان توسط دیگری فتح می شد پادشاه مغلوب باید لباسی فاخر می پوشید و در آتشی که توسط سربازان خود پادشاه مغلوب فراهم می گردید سوزانده می شد. اما وقتی همه چیز را مهیای سوزاندن پادشاه کردند کوروش او را مورد بخشش قرار داد و با خود به پایتخت اورد و با عزت و احترام با او برخورد نمود و از آن دشمنی خونی یک مشاور امین ساخت.
شکست و دستگیری پادشاه بابل نیز باعث مرگ او و گسسته شدن رسم جوانمردی کوروش نگردید. او را با رفتاری عزتمندانه به کرمان فرستاد تا آنجا که هنگام مرگش یک روز عزای عمومی اعلام کرد.
دروازه های شهر بابل نه با شمشیر که با رفتار بزرگ منشانه کوروش که آوازه اش را مردم آن دیار شنیده بودند و البته فروپاشی درونی آن پادشاهی بر روی کوروش باز شد و در آنجا نیز باران رحمتش را بر تمامی مردمان آن سرزمین فروبارید. یهودیان را در بازگشت به اورشلیم آزاد گذاشت و معابدشان را ترمیم نمود، خدایان تجمیع شده توسط نبوئید را به سرزمینهای اصلی شان باز گردانید، همگان را در پرستش خدایان و عمل به مذاهب خویش آزاد گذاشت و برخلاف تمامی پادشاهان گذشته و بعد از خود نه کشتاری به راه انداخت و نه غارتی.
روح بلند و جوانمردی آن مرد بزرگ منشوری را برای تاریخ به یادگار گذاشت که به حق اولین اعلامیه جهانی حقوق بشر و اولین فرمان در رعایت حقوق انسانها به عنوان نوع بشر فارغ از رنگ، نژاد، قومیت و دین و مذهب است. توجه کنیم که چنین رفتارهایی در ۲۵۰۰ سال پیش توسط کوروش انجام شده و همه می دانیم که قبل و بعد از او و تا به همین امروز چه رفتارهای وحشیانه ای نه تنها توسط برخی حاکمان پیروز که به دست تروریستها و به انحای مختلف انجام می شود.
مردم ایران و جهان این رفتار را با بسیاری از دیگر از فرمانروایان از جمله اسکندر، چنگیز، حاکمان عربی و حتی پادشاهان بسیاری در ایران زمین مقایسه و در مقابل آن مرد بزرگ صمیمانه ادای احترام می کنند. یکی از بزرگترین و ماندگارترین تاثیر اندیشه های کوروش را می توان در تاسیس کشور ایالات متحده آمریکا دید که اکنون قدرت بلامنازع در این کره خاکی است.
حاکمان در کشور ما اکنون به جای بستن آرامگاه آن مرد بزرگ بر روی دوستدارانش بهتر است به این رموز ماندگاری بیندیشند و آن را سرلوحه و راهنمای عمل خویش قرار دهند آنگاه خـواهند دید که مردم چگونه و از اعماق قلبشان به آنان ادای احترام نموده و همواره پشتیبانشان خواهند بود.
@tarbd
فردوسی خوانی / امیر خادم 28
@avabookchannel
🎧 فردوسی خوانی
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت 28: داستان نبرد سیاوش با لشکر توران
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @tarbd
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت 28: داستان نبرد سیاوش با لشکر توران
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @tarbd
✅ دهان آمریکا دقیقا کجاست؟
✍دکتر مجتبی لشکربلوکی
📌مدت هاست که داریم مشت محکم می زنیم به دهان آمریکا. خیلی هم روی «دهان» آمریکا تاکید داریم. چهل سالگی را در انسان ها، دوران کمال و پختگی می دانند. شاید بتوان آن را به حکومت ها نیز تعمیم داد. نظام ما نیز در آستانه چهل سالگی است. پختگی یک نشانه دارد و آن اینکه چهل ساله ها شروع می کنند به شخم زدن اندیشه ها، باورها، گذشته ها و آینده و سوالات عریان و اساسی از خود می پرسد. بنابراین اجازه می خواهم سه سوال بپرسم. سوالات ممکن است جسورانه باشد اما تماماً از سر دلسوزی است.
1- اینکه دست های گره کرده مان علیه آمریکا را بالا می آوریم اما در جیب مان، گوشی آیفون باشد آیا این مشت به دهان آمریکا است؟
2- اینکه مستقیم کالایمان را از آمریکا وارد نمی کنیم و با ده درصد هزینه بالاتر و سه ماه زمان بیشتر کالا را وارد می کنیم، این مشت به آنجای آمریکا است؟
3- چرا فکر می کنیم فقط با رای دادن و تظاهرات می توانیم دهان آمریکا را مورد عنایت قرار دهیم و چرا فکر نمی کنیم که با صرفه جویی در مصرف آب و نان و انرژی می شود رابطه خشونت آمیز با دهان آمریکا داشت؟
▫️تحلیل و تجویز راهبردی:
کمی به اطرافمان نگاه کنیم: آمریکا تا بن دندان به ما نفوذ کرده است: گوگل آمریکایی تمام اطلاعات ما را دارد می داند چه فیلمی نگاه می کنیم، چه کسانی را دوست داریم با چه کسانی در ارتباط هستیم، تصویرمان چه شکلی است. آیفون ها، میلیون ها دلار از کشور ما خارج می کند. فیلم ها و سریال های هالیوودی ساعت های ما را پر کرده اند. جوانان ما برد پیت و آنجلیناجولی را بیشتر از رستم و تهمینه می شناسند. قیمت دلار آمریکا کابوس شب های کارگزاران ماست. نتیجه انتخابات آن کشور برای ما هیجان انگیزتر از انتخابات وطنی است. در بودجه سالانه مان، تعیین قیمت دلار برایمان یک عدد کلیدی است. تقریبا نیمی از جمعیت ایران، شهروند سرزمین مجازی آمریکایی ها هستند. فقط کافیست تعداد کسانی که عضو شبکه های اجتماعی آمریکایی (فیس بوک، توئیتر و ...) هستند را بررسی کنید. با احتساب شهروندی مجازی، ده ها میلیون دو تابعیتی در ایران داریم!
▫️چه باید کرد؟
نسل جوان کنونی که نه پیش از انقلاب را دیده است و نه جنگ را و نه خیانت های آمریکا در قبال این مردم، این سوال را می پرسد که آیا واقعا باید دهان آمریکا برای ما مساله ای باشد؟ من فرض می کنم که یک بار دیگر همه با هم نشسته ایم و به این جمع بندی رسیده ایم که باید با آمریکا در تخاصم باشیم. با این «فرض» پیشنهاد می کنم به این سه نکته بیاندیشیم:
1⃣ مهم ترین روش مبارزه با آمریکا، تمرکز بر فقر و فساد است. هر کارگر فرتوتی که شب سرش را سیر و با آرامش به زمین می گذارد، هر کارگزار فاسدی که پرونده اش به صورت شفاف، غیرسیاسی و کارشناسی بررسی می شود و سزای اعمالش می رسد این یعنی مشت محکم به دهان آمریکا. هر دختر و پسر جوانی که حداقل های زندگی (شغلی آبرومند و مسکنی کوچک ولو اجاره ای) برایش فراهم باشد در سن ازدواج، برود سر خانه و زندگی اش این یعنی مشت محکم به دهان آمریکا. این ها، محتاج افزایش کیفیت حکمرانی (کشورداری) است و کیفیت حکمرانی اصلا در گرو بیشتر تلاش کردن مدیران نیست. بلکه در گرو شجاعت در کنار گذاشتن تفکرات، روش ها، نهادها و مدیرانی است که چهل سال آزمودیم و نتیجه نگرفتیم و نگه داشتن تفکرات، روش ها، نهادها و مدیرانی آزمودیم و نتیجه گرفتیم.
2⃣ هر میزان که کالای ایرانی مرغوب می خریم و خریدن آن را تبلیغ می کنیم و آن را جایگزین کالای خارجی می کنیم. سلبریتی های محترم می توانند هر هفته با یکی از محصولات ایرانی تصویر بیاندازند. یک روز خمیر دندان ایرانی، یک روز یک تفریحگاه ایرانی، یک روز شکلات ایرانی. باور کنید فالوئرهایتان کم نمی شود بلکه مانند علی کریمی و علی دایی عزیز مردم می شوید.
3⃣ فضای فرهنگی و فضای کسب وکار را بازتر و بهتر کنیم و نگذاریم سرمایه های حقیقی این سرزمین (نخبگان) به آمریکا و خارج مهاجرت کنند. هر نخبه که نمی رود و هر نخبه ای که باز می گردد، هر ثروتمندی که پولش را از کشور خارج نمی کند و کارخانه اش را در ایران بنا می کند و توسعه می دهد به اندازه صدها مشت گره کرده می ارزد.
▫️خلاصه آنکه بهتر است به جای آمریکا، روی کشورداری ایرانی، نخبگان ایرانی، ثروتمندان ایرانی، کالاهای ایرانی متمرکز شویم. شما ممکن است با صورت مساله و تحلیلی که کرده ام موافق نباشید، اما قبل از آنکه شروع کنید به انتقاد، به این فکر کنید که با تجویزها نیز مخالفید؟ اگر مخالف نیستید در هر کجا که هستید و هر میزان که می توانیم به ایران کمک کنیم.
@tarbd
✍دکتر مجتبی لشکربلوکی
📌مدت هاست که داریم مشت محکم می زنیم به دهان آمریکا. خیلی هم روی «دهان» آمریکا تاکید داریم. چهل سالگی را در انسان ها، دوران کمال و پختگی می دانند. شاید بتوان آن را به حکومت ها نیز تعمیم داد. نظام ما نیز در آستانه چهل سالگی است. پختگی یک نشانه دارد و آن اینکه چهل ساله ها شروع می کنند به شخم زدن اندیشه ها، باورها، گذشته ها و آینده و سوالات عریان و اساسی از خود می پرسد. بنابراین اجازه می خواهم سه سوال بپرسم. سوالات ممکن است جسورانه باشد اما تماماً از سر دلسوزی است.
1- اینکه دست های گره کرده مان علیه آمریکا را بالا می آوریم اما در جیب مان، گوشی آیفون باشد آیا این مشت به دهان آمریکا است؟
2- اینکه مستقیم کالایمان را از آمریکا وارد نمی کنیم و با ده درصد هزینه بالاتر و سه ماه زمان بیشتر کالا را وارد می کنیم، این مشت به آنجای آمریکا است؟
3- چرا فکر می کنیم فقط با رای دادن و تظاهرات می توانیم دهان آمریکا را مورد عنایت قرار دهیم و چرا فکر نمی کنیم که با صرفه جویی در مصرف آب و نان و انرژی می شود رابطه خشونت آمیز با دهان آمریکا داشت؟
▫️تحلیل و تجویز راهبردی:
کمی به اطرافمان نگاه کنیم: آمریکا تا بن دندان به ما نفوذ کرده است: گوگل آمریکایی تمام اطلاعات ما را دارد می داند چه فیلمی نگاه می کنیم، چه کسانی را دوست داریم با چه کسانی در ارتباط هستیم، تصویرمان چه شکلی است. آیفون ها، میلیون ها دلار از کشور ما خارج می کند. فیلم ها و سریال های هالیوودی ساعت های ما را پر کرده اند. جوانان ما برد پیت و آنجلیناجولی را بیشتر از رستم و تهمینه می شناسند. قیمت دلار آمریکا کابوس شب های کارگزاران ماست. نتیجه انتخابات آن کشور برای ما هیجان انگیزتر از انتخابات وطنی است. در بودجه سالانه مان، تعیین قیمت دلار برایمان یک عدد کلیدی است. تقریبا نیمی از جمعیت ایران، شهروند سرزمین مجازی آمریکایی ها هستند. فقط کافیست تعداد کسانی که عضو شبکه های اجتماعی آمریکایی (فیس بوک، توئیتر و ...) هستند را بررسی کنید. با احتساب شهروندی مجازی، ده ها میلیون دو تابعیتی در ایران داریم!
▫️چه باید کرد؟
نسل جوان کنونی که نه پیش از انقلاب را دیده است و نه جنگ را و نه خیانت های آمریکا در قبال این مردم، این سوال را می پرسد که آیا واقعا باید دهان آمریکا برای ما مساله ای باشد؟ من فرض می کنم که یک بار دیگر همه با هم نشسته ایم و به این جمع بندی رسیده ایم که باید با آمریکا در تخاصم باشیم. با این «فرض» پیشنهاد می کنم به این سه نکته بیاندیشیم:
1⃣ مهم ترین روش مبارزه با آمریکا، تمرکز بر فقر و فساد است. هر کارگر فرتوتی که شب سرش را سیر و با آرامش به زمین می گذارد، هر کارگزار فاسدی که پرونده اش به صورت شفاف، غیرسیاسی و کارشناسی بررسی می شود و سزای اعمالش می رسد این یعنی مشت محکم به دهان آمریکا. هر دختر و پسر جوانی که حداقل های زندگی (شغلی آبرومند و مسکنی کوچک ولو اجاره ای) برایش فراهم باشد در سن ازدواج، برود سر خانه و زندگی اش این یعنی مشت محکم به دهان آمریکا. این ها، محتاج افزایش کیفیت حکمرانی (کشورداری) است و کیفیت حکمرانی اصلا در گرو بیشتر تلاش کردن مدیران نیست. بلکه در گرو شجاعت در کنار گذاشتن تفکرات، روش ها، نهادها و مدیرانی است که چهل سال آزمودیم و نتیجه نگرفتیم و نگه داشتن تفکرات، روش ها، نهادها و مدیرانی آزمودیم و نتیجه گرفتیم.
2⃣ هر میزان که کالای ایرانی مرغوب می خریم و خریدن آن را تبلیغ می کنیم و آن را جایگزین کالای خارجی می کنیم. سلبریتی های محترم می توانند هر هفته با یکی از محصولات ایرانی تصویر بیاندازند. یک روز خمیر دندان ایرانی، یک روز یک تفریحگاه ایرانی، یک روز شکلات ایرانی. باور کنید فالوئرهایتان کم نمی شود بلکه مانند علی کریمی و علی دایی عزیز مردم می شوید.
3⃣ فضای فرهنگی و فضای کسب وکار را بازتر و بهتر کنیم و نگذاریم سرمایه های حقیقی این سرزمین (نخبگان) به آمریکا و خارج مهاجرت کنند. هر نخبه که نمی رود و هر نخبه ای که باز می گردد، هر ثروتمندی که پولش را از کشور خارج نمی کند و کارخانه اش را در ایران بنا می کند و توسعه می دهد به اندازه صدها مشت گره کرده می ارزد.
▫️خلاصه آنکه بهتر است به جای آمریکا، روی کشورداری ایرانی، نخبگان ایرانی، ثروتمندان ایرانی، کالاهای ایرانی متمرکز شویم. شما ممکن است با صورت مساله و تحلیلی که کرده ام موافق نباشید، اما قبل از آنکه شروع کنید به انتقاد، به این فکر کنید که با تجویزها نیز مخالفید؟ اگر مخالف نیستید در هر کجا که هستید و هر میزان که می توانیم به ایران کمک کنیم.
@tarbd
Forwarded from تاریخ و جغرافیا اهواز (@ طرفی)
🦠خبر خوب ژاپنیها درباره کرونا و احتمال پایان کرونا
دانشمندان ژاپنی احتمال میدهند یک جهش در ویروس کرونا باعث نابودی آن شده است.
دانشمندان ژاپنی احتمال میدهند یک جهش در ویروس کرونا باعث نابودی آن شده است.
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 توضیحات محمدرضا ناظم زاده، معاون آموزش متوسطه اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان در مورد بازگشایی مدارس از روز شنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۰
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
فردوسی خوانی / امیر خادم 29
@avabookchannel
🎧 فردوسی خوانی
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت 29: داستان پاسخ کیکاووس به سیاوش
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
@tarbd
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت 29: داستان پاسخ کیکاووس به سیاوش
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
@tarbd
✅مقایسه نظام قضایی قبل از مشروطه و دوران مشروطه.
✍️علی مرادی مراغه ای
📌نلسون ماندلا که بهترین ایام زندگی خود را در زندان گذرانده بود جمله جالبی در مورد زندان دارد او میگوید:
« نظام زندان هر حکومتی به فشرده ترين و برهنه ترين شکل، درون مايه ی آن حکومت را باز می تاباند، و ويژگیهايش را. بدين معنا که هر حکومتی می تواند با دستی باز و بی دست انداز، نظم و مناسبات دلخواهش را در زندان برقرار سازد.»
در زیر دو نمونه از برخورد با متهمین ذکر می کنم یکی مربوط به قبل از مشروطیت است و دیگری مربوط به بعد از مشروطیت.
فوق العاده قابل تامل هستند:
📌نمونه اول: مربوط است به ترور ناصرالدین شاه یعنی 20سال قبل از مشروطیت. قاتل مشخص بوده یعنی میرزا رضا کرمانی. اما در کنار او هرکسی را که سوظن داشتند می گرفتند می کشتند!
سید محمد طباطبایی خاطره تکاندهنده ای از آن حادثه ذکر می کند او می گوید:
«یک وقتی یک فراش آمد نزد من تا توبه کند، بعد از من سوال کرد که اگر من خون ناحق کرده باشم با این توبه خلاصی خواهم یافت؟
گفتم خودت کشته ای؟
گفت خیر سبب شده ام.
سوال کردم که این مطلب چطور شده است؟
گفت: روزیکه شاه شهید را گلوله زدند قرار شد که هرکس متهم است گرفته شود من از صبح گشتم کسی را پیدا نکردم بعد یک نفر را دیدم محترم است گفتم لابد متعرض او که میشوم یک چیزی به من خواهد داد باری خواستم او را ببرم نمی آمد جمعیت جمع شد لابدا او را بردم و به محض بردن، او را طناب (گردنش)انداختند»
(مذاکرات مجلس 25رجب1325/4 /سپتامبر1907.شماره 171صفحه 2)
📌نمونه دوم: بازهم مربوط به ترور است یعنی ترور صدراعظم اتابک امین السلطان در زمان پس از انقلاب مشروطه یعنی 20سال بعد از ترور ناصرالدین شاه. قاتل هم باز مشخص بود یعنی عباس آقا تبریزی که پس از ترور خودکشی کرده بود. اما فراشان بدنبال دستگیری کسانی بودند که با قاتل صدراعظم مرتبط بودند.
بزرگترین دغدغه مجلس اول مشروطه این بود که اولا، هیچکس بدون احضاریه از طرف وزارت عدلیه دستگیر نشود، ثانیا، دستگیر شدگان را بیش از 24ساعت نگه ندارند و در عرض 24ساعت استنطاق کرده و پس از تعیین تقصیر مجازات داده شود و یا اگر فرصت استنطاق نیست آنها را با وثیقه و ضامن آزاد کنند...
(مذاکرات مجلس 28رجب1325/4/ سپتامبر1907.شماره 172صفحه1)
🎋در زیر دو سند مربوط به دو نوع برخورد قبل از مشروطه و زمان مشروطه می آورم تا کسانی که امروزه نیز مخالف انقلاب مشروطه و منتقد آن هستند، ببینند👇🏻👇🏻👇🏻
@tarbd
http://www.upsara.com/images/r537061_.jpg
✍️علی مرادی مراغه ای
📌نلسون ماندلا که بهترین ایام زندگی خود را در زندان گذرانده بود جمله جالبی در مورد زندان دارد او میگوید:
« نظام زندان هر حکومتی به فشرده ترين و برهنه ترين شکل، درون مايه ی آن حکومت را باز می تاباند، و ويژگیهايش را. بدين معنا که هر حکومتی می تواند با دستی باز و بی دست انداز، نظم و مناسبات دلخواهش را در زندان برقرار سازد.»
در زیر دو نمونه از برخورد با متهمین ذکر می کنم یکی مربوط به قبل از مشروطیت است و دیگری مربوط به بعد از مشروطیت.
فوق العاده قابل تامل هستند:
📌نمونه اول: مربوط است به ترور ناصرالدین شاه یعنی 20سال قبل از مشروطیت. قاتل مشخص بوده یعنی میرزا رضا کرمانی. اما در کنار او هرکسی را که سوظن داشتند می گرفتند می کشتند!
سید محمد طباطبایی خاطره تکاندهنده ای از آن حادثه ذکر می کند او می گوید:
«یک وقتی یک فراش آمد نزد من تا توبه کند، بعد از من سوال کرد که اگر من خون ناحق کرده باشم با این توبه خلاصی خواهم یافت؟
گفتم خودت کشته ای؟
گفت خیر سبب شده ام.
سوال کردم که این مطلب چطور شده است؟
گفت: روزیکه شاه شهید را گلوله زدند قرار شد که هرکس متهم است گرفته شود من از صبح گشتم کسی را پیدا نکردم بعد یک نفر را دیدم محترم است گفتم لابد متعرض او که میشوم یک چیزی به من خواهد داد باری خواستم او را ببرم نمی آمد جمعیت جمع شد لابدا او را بردم و به محض بردن، او را طناب (گردنش)انداختند»
(مذاکرات مجلس 25رجب1325/4 /سپتامبر1907.شماره 171صفحه 2)
📌نمونه دوم: بازهم مربوط به ترور است یعنی ترور صدراعظم اتابک امین السلطان در زمان پس از انقلاب مشروطه یعنی 20سال بعد از ترور ناصرالدین شاه. قاتل هم باز مشخص بود یعنی عباس آقا تبریزی که پس از ترور خودکشی کرده بود. اما فراشان بدنبال دستگیری کسانی بودند که با قاتل صدراعظم مرتبط بودند.
بزرگترین دغدغه مجلس اول مشروطه این بود که اولا، هیچکس بدون احضاریه از طرف وزارت عدلیه دستگیر نشود، ثانیا، دستگیر شدگان را بیش از 24ساعت نگه ندارند و در عرض 24ساعت استنطاق کرده و پس از تعیین تقصیر مجازات داده شود و یا اگر فرصت استنطاق نیست آنها را با وثیقه و ضامن آزاد کنند...
(مذاکرات مجلس 28رجب1325/4/ سپتامبر1907.شماره 172صفحه1)
🎋در زیر دو سند مربوط به دو نوع برخورد قبل از مشروطه و زمان مشروطه می آورم تا کسانی که امروزه نیز مخالف انقلاب مشروطه و منتقد آن هستند، ببینند👇🏻👇🏻👇🏻
@tarbd
http://www.upsara.com/images/r537061_.jpg
فردوسی خوانی / امیر خادم 30
@avabookchannel
🎧 فردوسی خوانی
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت 30: داستان پناهندگی سیاوش به توران
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
@tarbd
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت 30: داستان پناهندگی سیاوش به توران
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
@tarbd
✅شیخ صنعان
فریدالدین عطار نیشابوری
گر مرید راه عشقی فكر بدنامی مكن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت
شیخ صنعان پیر صاحب كمال و پیشوای مردم زمان خویش بود و قریب پنجاه سال در كعبه اقامت داشت. هر كس به حلقـﮥ ارادت او در میآمد از ریاضت و عبادت نمیآسود. شیخ خود نیز هیچ سّنتی را فرو نمی گذاشت و نماز و روزﮤ بیحد بجا می آورد. پنجاه بار حج كرده و در كشف اسرار به مقام كرامت رسیده بود.
هر كه بیماری و سستی یافتی
از دم او تندرستی یافتی
پیشوایانی كه در پیش آمدند
پیش او از خویش بیخویش آمدند
چنان اتفاق افتاد كه شیخ چندین شب در خواب دید كه از كعبه گذارش به روم افتاده و در برابر بتی سجده می كند. از این خواب آشفته گشت و دانست كه راه دشواری در پیش دارد كه جان بدر بردن از آن آسان نیست. اندیشید كه اگر بهنگام در این بیراهه قدم نهد راه تاریك بر وی روشن گردد و اگر سستی كند همیشه در عقوبت و شكنجه خواهد ماند. آخر الامر به رفتن مصمم گشت و مطلب را با مریدان در میان گذاشت و گفت باید زودتر قدم در راه بنهم و عزم سفر روم كنم تا تعبیر خوابم معلوم گردد. یاران در سفر با وی همراه گشتند و به خاك روم قدم گذاشتند و همه جا سیر میكردند تا ناگهان در ایوانی دختر ترسائی دیدند چون آفتاب درخشان:
هر دو چشمش فتنـﮥ عشاق بود
هر دو ابرویش بخوبی طاق بود
روی او از زیر زلف تابدار
بود آتش پاره ای بس آبدار
هركه سوی چشم او تشنه شدی
در دلش هر مژه چون دشنه شدی
چاه سیمتن بر زنخدان داشت او
همچو عیسی بر سخن جان داشت او
دختر جون نقاب سیاه از چهره برگرفت آتش به جان شیخ انداخت و عشقش چنان او را از پا در آورد كه هر چه داشت سر بسر از دست داد. حتی ایمان و عافیت فروخت و رسوائی خرید. عشق بحّدی بر وجودش چیره شد كه از دل و جان نیز بیزار گشت.
چون مریدان, او را به این حال زار دیدند حیران و سرگردان بر جای ماندند و از پی چارﮤ كار برآمدند. اما چون قضا كار خود كرده بود هیچ پندی اثر نداشت و هیچ داروئی دردش را درمان نمی كرد. تا شب همچنان چشم بر ایوان دوخته و دهان باز مانده باقی ماند. شب نه یك دم بخواب رفت و نه قرار گرفت. از عشق به خود می پیچید و زار می نالید.
گفت یارب امشبم را روز نیست
شمع گردون را همانا سوز نیست
در ریاضت بوده ام شبها بسی
خود نشان ندهد چنین شبها كسی
همچو شمع ازتف و سوزم می كشند
شب همی سوزند و روزم می كشند
شب چنان به نظرش دراز می آمد كه گوئی روز قیامت است یا خورشید تا ابد غروب كرده است. نه صبری داشت تا درد را هموار كند و نه عقلی كه او را به حال خویش برگرداند؛ نه پائی كه به كوی یار رود و نه یاری كه دستش گیرد:
رفت عقل و رفت صبر و رفت یار
این چه دردست این چه عشقست این چه كار؟
مریدان به گردش جمع شدند و به دلداریش زبان گشودند و هر یك راهی پیش پایش گذاردند. اما شیخ با استادی به هر یك جواب میگفت:
همنشینی گفت ای شیخ كبار
خیز و این وسواس را غسلی برآر
شیخ گفتا امشب از خون جگر
كرده ام صدبار غسل ای بیخبر
آن دگر گفتا كه تسبیحت كجاست
كی شود كار تو بی تسبیح راست
گفت آن را من بیفكندم زدست
تا توانم برمیان زنار بست
آن دگر گفتا پشیمانیت نیست
یك نفس درد مسلمانیت نیست
گفت كس نبود پشیمان بیش از این
كه چرا عاشق نگشتم پیش از این
آن دگر گفتش كه دیوت راه زد
تیر خذلان بر دلت ناگاه زد
گفت دیوی كو ره ما می زند
گو بزن, الحق كه زیبا می زند
آن دگر گفتا كه با یاران بساز
تا شویم امشب به سوی كعبه باز
گفت اگر كعبه نباشد دیر هست
هوشیار كعبه شد در دیر مست
چون هیچ سخن در او كارگر نیامد یاران به تیمارش تن در دادند و با دلی خونین به انتظار حادثه نشستند.
روز دیگر شیخ معتكف كوی یار شد و با سگان كویش همطراز گشت و از اندوه چون موی باریك شد. عاقبت از درد عشق بیمار گشت و سر از آن آستان بر نگرفت و آنقدر خاك كویش را بستر و بالین ساخت تا دختر از رازش آگاه شد و گفت «ای شیخ كجا دیده ای كه زاهدان در كوی ترسایان مقیم شوند؟ از این كار درگذر كه دیوانگی بار می آورد.» شیخ گفت: «ناز و تكبر به یك سو نه كه عشقم سرسری نیست, یا دلم را باز ده یا فرمان ده تا جان بیفشانم.
روی بر خاك درت جان می دهم
جان به نرخ روز ارزان می دهم
چند نالم بر درت در باز كن
یكدمم با خویشتن دمساز كن
گرچه همچون سایه ام از اضطراب
درجهم از روزنت چون آفتاب.»
دختر با سختی پاسخ داد كه: «ای پیر خرف گشته! شرم دار كه هنگام كفن و كافور تست, نه زمان عشق ورزی! با این نفس سرد چگونه دمسازی می كنی و با این پیری عشق بازی؟» شیخ از سرزنش دختر دل از جای نبرد و همچنان با او از غم عشق سخن راند.
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/shekar-shekan/dastan/4896-sheikh-sanaan-sp-1536607665.html
@tarbd
فریدالدین عطار نیشابوری
گر مرید راه عشقی فكر بدنامی مكن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت
شیخ صنعان پیر صاحب كمال و پیشوای مردم زمان خویش بود و قریب پنجاه سال در كعبه اقامت داشت. هر كس به حلقـﮥ ارادت او در میآمد از ریاضت و عبادت نمیآسود. شیخ خود نیز هیچ سّنتی را فرو نمی گذاشت و نماز و روزﮤ بیحد بجا می آورد. پنجاه بار حج كرده و در كشف اسرار به مقام كرامت رسیده بود.
هر كه بیماری و سستی یافتی
از دم او تندرستی یافتی
پیشوایانی كه در پیش آمدند
پیش او از خویش بیخویش آمدند
چنان اتفاق افتاد كه شیخ چندین شب در خواب دید كه از كعبه گذارش به روم افتاده و در برابر بتی سجده می كند. از این خواب آشفته گشت و دانست كه راه دشواری در پیش دارد كه جان بدر بردن از آن آسان نیست. اندیشید كه اگر بهنگام در این بیراهه قدم نهد راه تاریك بر وی روشن گردد و اگر سستی كند همیشه در عقوبت و شكنجه خواهد ماند. آخر الامر به رفتن مصمم گشت و مطلب را با مریدان در میان گذاشت و گفت باید زودتر قدم در راه بنهم و عزم سفر روم كنم تا تعبیر خوابم معلوم گردد. یاران در سفر با وی همراه گشتند و به خاك روم قدم گذاشتند و همه جا سیر میكردند تا ناگهان در ایوانی دختر ترسائی دیدند چون آفتاب درخشان:
هر دو چشمش فتنـﮥ عشاق بود
هر دو ابرویش بخوبی طاق بود
روی او از زیر زلف تابدار
بود آتش پاره ای بس آبدار
هركه سوی چشم او تشنه شدی
در دلش هر مژه چون دشنه شدی
چاه سیمتن بر زنخدان داشت او
همچو عیسی بر سخن جان داشت او
دختر جون نقاب سیاه از چهره برگرفت آتش به جان شیخ انداخت و عشقش چنان او را از پا در آورد كه هر چه داشت سر بسر از دست داد. حتی ایمان و عافیت فروخت و رسوائی خرید. عشق بحّدی بر وجودش چیره شد كه از دل و جان نیز بیزار گشت.
چون مریدان, او را به این حال زار دیدند حیران و سرگردان بر جای ماندند و از پی چارﮤ كار برآمدند. اما چون قضا كار خود كرده بود هیچ پندی اثر نداشت و هیچ داروئی دردش را درمان نمی كرد. تا شب همچنان چشم بر ایوان دوخته و دهان باز مانده باقی ماند. شب نه یك دم بخواب رفت و نه قرار گرفت. از عشق به خود می پیچید و زار می نالید.
گفت یارب امشبم را روز نیست
شمع گردون را همانا سوز نیست
در ریاضت بوده ام شبها بسی
خود نشان ندهد چنین شبها كسی
همچو شمع ازتف و سوزم می كشند
شب همی سوزند و روزم می كشند
شب چنان به نظرش دراز می آمد كه گوئی روز قیامت است یا خورشید تا ابد غروب كرده است. نه صبری داشت تا درد را هموار كند و نه عقلی كه او را به حال خویش برگرداند؛ نه پائی كه به كوی یار رود و نه یاری كه دستش گیرد:
رفت عقل و رفت صبر و رفت یار
این چه دردست این چه عشقست این چه كار؟
مریدان به گردش جمع شدند و به دلداریش زبان گشودند و هر یك راهی پیش پایش گذاردند. اما شیخ با استادی به هر یك جواب میگفت:
همنشینی گفت ای شیخ كبار
خیز و این وسواس را غسلی برآر
شیخ گفتا امشب از خون جگر
كرده ام صدبار غسل ای بیخبر
آن دگر گفتا كه تسبیحت كجاست
كی شود كار تو بی تسبیح راست
گفت آن را من بیفكندم زدست
تا توانم برمیان زنار بست
آن دگر گفتا پشیمانیت نیست
یك نفس درد مسلمانیت نیست
گفت كس نبود پشیمان بیش از این
كه چرا عاشق نگشتم پیش از این
آن دگر گفتش كه دیوت راه زد
تیر خذلان بر دلت ناگاه زد
گفت دیوی كو ره ما می زند
گو بزن, الحق كه زیبا می زند
آن دگر گفتا كه با یاران بساز
تا شویم امشب به سوی كعبه باز
گفت اگر كعبه نباشد دیر هست
هوشیار كعبه شد در دیر مست
چون هیچ سخن در او كارگر نیامد یاران به تیمارش تن در دادند و با دلی خونین به انتظار حادثه نشستند.
روز دیگر شیخ معتكف كوی یار شد و با سگان كویش همطراز گشت و از اندوه چون موی باریك شد. عاقبت از درد عشق بیمار گشت و سر از آن آستان بر نگرفت و آنقدر خاك كویش را بستر و بالین ساخت تا دختر از رازش آگاه شد و گفت «ای شیخ كجا دیده ای كه زاهدان در كوی ترسایان مقیم شوند؟ از این كار درگذر كه دیوانگی بار می آورد.» شیخ گفت: «ناز و تكبر به یك سو نه كه عشقم سرسری نیست, یا دلم را باز ده یا فرمان ده تا جان بیفشانم.
روی بر خاك درت جان می دهم
جان به نرخ روز ارزان می دهم
چند نالم بر درت در باز كن
یكدمم با خویشتن دمساز كن
گرچه همچون سایه ام از اضطراب
درجهم از روزنت چون آفتاب.»
دختر با سختی پاسخ داد كه: «ای پیر خرف گشته! شرم دار كه هنگام كفن و كافور تست, نه زمان عشق ورزی! با این نفس سرد چگونه دمسازی می كنی و با این پیری عشق بازی؟» شیخ از سرزنش دختر دل از جای نبرد و همچنان با او از غم عشق سخن راند.
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/shekar-shekan/dastan/4896-sheikh-sanaan-sp-1536607665.html
@tarbd
#اطلاع_رسانی
📚[جلسه دوم حلقه کتاب]
📋 فصل دوم / «مشروعیت و جانشینی در تاریخ ایران»
🎙 با ارائه دکتر مهدی احمدی اختیار
(دکتری تاریخ، پژوهشگر تاریخ سیاسی)
⏰ دوشنبه - ۱۷ آبانماه - ساعت ۲۱
🌐 برگزاری جلسه گفت و گو در بستر اسکایپ:
https://join.skype.com/zVUEcp7wF0Zu
@tarbd
📚[جلسه دوم حلقه کتاب]
📋 فصل دوم / «مشروعیت و جانشینی در تاریخ ایران»
🎙 با ارائه دکتر مهدی احمدی اختیار
(دکتری تاریخ، پژوهشگر تاریخ سیاسی)
⏰ دوشنبه - ۱۷ آبانماه - ساعت ۲۱
🌐 برگزاری جلسه گفت و گو در بستر اسکایپ:
https://join.skype.com/zVUEcp7wF0Zu
@tarbd
Forwarded from کانال فوق العاده خاص معلمان
مسعود فیاضی کیست؟
فیاضی برادر داماد علیرضا زاکانی است که با حکم او به معاونت خودش در مرکز پژوهشهای مجلس رسید
مسعود فیاضی پیشتر مدیر مسئول مجلات رشد (مجلات وزارت آموزش و پرورش برای دانش آموزان) بود.
برای آشنا شدن با تفکرات مسعود فیاضی توصیه میکنیم توضیحات سید امیر موسوی (سردبیر رشد جوان) را بخوانید (حساسیت فیاضی به حدی است که وی ۵ ایراد شرعی از پوستری که توسط سایت رهبری منتشر شده گرفته است!)
اکنون نیز نام مسعود فیاضی در لیست اسامی تدوین کنندگان طرح صیانت دیده می شود
جالب است بدانید که مسعود فیاضی دارنده مدرک دکترا از کمیسیون نخبگان بدون مدرک وزارت علوم است!
ظاهراً مسعود فیاضی حوصله نداشته تا دانشگاه برای خود ثبت کند و همانطور که میبینید وی از یک کمیسیون ساختگی مدرک دریافت کرده است
فیاضی برادر داماد علیرضا زاکانی است که با حکم او به معاونت خودش در مرکز پژوهشهای مجلس رسید
مسعود فیاضی پیشتر مدیر مسئول مجلات رشد (مجلات وزارت آموزش و پرورش برای دانش آموزان) بود.
برای آشنا شدن با تفکرات مسعود فیاضی توصیه میکنیم توضیحات سید امیر موسوی (سردبیر رشد جوان) را بخوانید (حساسیت فیاضی به حدی است که وی ۵ ایراد شرعی از پوستری که توسط سایت رهبری منتشر شده گرفته است!)
اکنون نیز نام مسعود فیاضی در لیست اسامی تدوین کنندگان طرح صیانت دیده می شود
جالب است بدانید که مسعود فیاضی دارنده مدرک دکترا از کمیسیون نخبگان بدون مدرک وزارت علوم است!
ظاهراً مسعود فیاضی حوصله نداشته تا دانشگاه برای خود ثبت کند و همانطور که میبینید وی از یک کمیسیون ساختگی مدرک دریافت کرده است
Forwarded from 💚,ꦿA̸̽f̸̽افشینs̸̽h̸̽i̸̽n̸̽͟͞❤
رزومه مسعود فیاضی.pdf
919.7 KB
🔴رزومه مسعود فیاضی گزینه پیشنهادی وزارت آموزش و پرورش که توسط خودشان منتشر شده است ؛
نشان میدهد برخلاف اظهارات اطرافیانش مبنی بر سابقه ۷ ساله معلمی، ایشان حتی یک ساعت هم سابقه معلمی ندارد!!!
❇️ لینک کارگروه صنفی معلمان ایران👇
https://t.me/SEMA_group
نشان میدهد برخلاف اظهارات اطرافیانش مبنی بر سابقه ۷ ساله معلمی، ایشان حتی یک ساعت هم سابقه معلمی ندارد!!!
❇️ لینک کارگروه صنفی معلمان ایران👇
https://t.me/SEMA_group
Forwarded from کانال مطالعه و مطالبه ی قانون
با توجه به سوابق و رزومه آقای مسعود فیاضی با معرفی ایشان بعنوان وزیر پیشنهادی وزارت آموزش و پرورش
Anonymous Poll
91%
مخالفم
9%
موافقم
✅ایلان ماسک توضیح میدهد چرا دخترش نمی تواند با یک مرد فقیر ازدواج کند!!!
چند سال پیش کنفرانسی در ایالات متحده در مورد سرمایه گذاری و امور مالی برگزار شد. یکی از سخنرانان، ایلان ماسک بود و در جلسه پرسش و پاسخ، سوالی از او پرسیده شد که همه را به خنده انداخت.
اگر او، ثروتمندترین مرد جهان، می توانست بپذیرد که دخترش با یک مرد فقیر یا متواضع ازدواج کند.
پاسخ او می تواند چیزی را در همه تغییر دهد.
ایلان ماسک - اول از همه، این را درک کنید
ثروت به معنای داشتن حساب بانکی چاق نیست. ثروت در درجه اول توانایی خلق ثروت است.
مثال: کسی که در لاتاری یا قمار برنده می شود. حتی اگر 100 میلیون برنده شود، یک مرد ثروتمند نیست: او یک مرد فقیر با پول زیاد است. به همین دلیل است که 90 درصد میلیونرهای لاتاری بعد از 5 سال دوباره فقیر می شوند.
شما افراد ثروتمندی هم دارید که پول ندارند.
مثال: اکثر کارآفرینان.
آنها در حال حاضر در مسیر ثروت هستند، حتی اگر پولی نداشته باشند، زیرا در حال توسعه هوش مالی خود هستند و آن ثروت است.
فقیر و غنی چه تفاوتی با هم دارند؟
به بیان ساده: ثروتمند ممکن است بمیرد تا ثروتمند شود، در حالی که فقیر ممکن است بکشد تا ثروتمند شود.
اگر جوانی را دیدید که تصمیم دارد تمرین کند، چیزهای جدید بیاموزد، سعی می کند دائماً خود را بهبود بخشد، بدانید که او مرد ثروتمندی است.
اگر جوانی را دیدید که فکر میکند مشکل از دولت است و فکر میکند ثروتمندان همه دزد هستند و مدام انتقاد میکند، بدانید که او یک مرد فقیر است.
ثروتمندان متقاعد شده اند که فقط به اطلاعات و آموزش نیاز دارند تا پرواز کنند، فقرا فکر می کنند که دیگران باید به آنها پول بدهند تا بلند شوند.
در خاتمه، وقتی می گویم دخترم با مرد فقیر ازدواج نمی کند، من در مورد پول صحبت نمی کنم. من در مورد توانایی ایجاد ثروت در آن مرد صحبت می کنم.
ببخشید که این را گفتم، اما بیشتر جنایتکاران مردم فقیر هستند. وقتی جلوی پول میروند، عقلشان را از دست میدهند، به همین دلیل دزدی میکنند، دزدی میکنند و غیره... برای آنها این یک لطف است، زیرا نمیدانند چگونه میتوانند به تنهایی درآمد کسب کنند.
یک روز نگهبان یک بانک کیسه ای پر از پول پیدا کرد، کیف را گرفت و رفت تا آن را به مدیر بانک بدهد.
مردم به این مرد احمق می گفتند، اما در واقع این مرد فقط یک مرد ثروتمند بود که پول نداشت.
یک سال بعد، بانک به او پیشنهاد شغلی به عنوان پذیرش داد، 3 سال بعد او مدیر مشتری شد و 10 سال بعد مدیریت منطقه ای این بانک را بر عهده گرفت، او صدها کارمند را مدیریت می کند و پاداش سالانه او بیش از مبلغی است که می توانست داشته باشد. دزدیده شده.
ثروت اول از همه یک حالت ذهنی است.
پس... شما ثروتمند هستید یا فقیر؟
@tarbd
چند سال پیش کنفرانسی در ایالات متحده در مورد سرمایه گذاری و امور مالی برگزار شد. یکی از سخنرانان، ایلان ماسک بود و در جلسه پرسش و پاسخ، سوالی از او پرسیده شد که همه را به خنده انداخت.
اگر او، ثروتمندترین مرد جهان، می توانست بپذیرد که دخترش با یک مرد فقیر یا متواضع ازدواج کند.
پاسخ او می تواند چیزی را در همه تغییر دهد.
ایلان ماسک - اول از همه، این را درک کنید
ثروت به معنای داشتن حساب بانکی چاق نیست. ثروت در درجه اول توانایی خلق ثروت است.
مثال: کسی که در لاتاری یا قمار برنده می شود. حتی اگر 100 میلیون برنده شود، یک مرد ثروتمند نیست: او یک مرد فقیر با پول زیاد است. به همین دلیل است که 90 درصد میلیونرهای لاتاری بعد از 5 سال دوباره فقیر می شوند.
شما افراد ثروتمندی هم دارید که پول ندارند.
مثال: اکثر کارآفرینان.
آنها در حال حاضر در مسیر ثروت هستند، حتی اگر پولی نداشته باشند، زیرا در حال توسعه هوش مالی خود هستند و آن ثروت است.
فقیر و غنی چه تفاوتی با هم دارند؟
به بیان ساده: ثروتمند ممکن است بمیرد تا ثروتمند شود، در حالی که فقیر ممکن است بکشد تا ثروتمند شود.
اگر جوانی را دیدید که تصمیم دارد تمرین کند، چیزهای جدید بیاموزد، سعی می کند دائماً خود را بهبود بخشد، بدانید که او مرد ثروتمندی است.
اگر جوانی را دیدید که فکر میکند مشکل از دولت است و فکر میکند ثروتمندان همه دزد هستند و مدام انتقاد میکند، بدانید که او یک مرد فقیر است.
ثروتمندان متقاعد شده اند که فقط به اطلاعات و آموزش نیاز دارند تا پرواز کنند، فقرا فکر می کنند که دیگران باید به آنها پول بدهند تا بلند شوند.
در خاتمه، وقتی می گویم دخترم با مرد فقیر ازدواج نمی کند، من در مورد پول صحبت نمی کنم. من در مورد توانایی ایجاد ثروت در آن مرد صحبت می کنم.
ببخشید که این را گفتم، اما بیشتر جنایتکاران مردم فقیر هستند. وقتی جلوی پول میروند، عقلشان را از دست میدهند، به همین دلیل دزدی میکنند، دزدی میکنند و غیره... برای آنها این یک لطف است، زیرا نمیدانند چگونه میتوانند به تنهایی درآمد کسب کنند.
یک روز نگهبان یک بانک کیسه ای پر از پول پیدا کرد، کیف را گرفت و رفت تا آن را به مدیر بانک بدهد.
مردم به این مرد احمق می گفتند، اما در واقع این مرد فقط یک مرد ثروتمند بود که پول نداشت.
یک سال بعد، بانک به او پیشنهاد شغلی به عنوان پذیرش داد، 3 سال بعد او مدیر مشتری شد و 10 سال بعد مدیریت منطقه ای این بانک را بر عهده گرفت، او صدها کارمند را مدیریت می کند و پاداش سالانه او بیش از مبلغی است که می توانست داشته باشد. دزدیده شده.
ثروت اول از همه یک حالت ذهنی است.
پس... شما ثروتمند هستید یا فقیر؟
@tarbd
Forwarded from کانال مطالعه و مطالبه ی قانون
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕ تحقیر فرهنگیان با معرفی وزیری خارج از بدنه وزارت آموزش و پرورش؛
🔹 ذوالنوری، نماینده مردم قم در مجلس:
آقای رئیسی، گزینهای که برای وزارت آموزش و پرورش معرفی میکنید یا باید شخصیت امتحان پس دادهای باشد یا از بدنه وزارت. معرفی گزینهای خارج از بطن وزارت آموزش و پرورش توهین به فرهنگیان است.
#نه_به_مسعود_فیاضی
#مجلس_غیرت_نشان_دهد
🔷 کانال مطالعه و مطالبه ی قانون 👇
@motalebeqanon
@motalebeqanon
@motalebeqanon
@motalebeqanon
🔷 گروه صندوق ذخیره 👇
@sandughzakhire
🔷 گروه پیگیری رتبه بندی 👇
@rotbebandi1400
🔹 ذوالنوری، نماینده مردم قم در مجلس:
آقای رئیسی، گزینهای که برای وزارت آموزش و پرورش معرفی میکنید یا باید شخصیت امتحان پس دادهای باشد یا از بدنه وزارت. معرفی گزینهای خارج از بطن وزارت آموزش و پرورش توهین به فرهنگیان است.
#نه_به_مسعود_فیاضی
#مجلس_غیرت_نشان_دهد
🔷 کانال مطالعه و مطالبه ی قانون 👇
@motalebeqanon
@motalebeqanon
@motalebeqanon
@motalebeqanon
🔷 گروه صندوق ذخیره 👇
@sandughzakhire
🔷 گروه پیگیری رتبه بندی 👇
@rotbebandi1400
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تماشا کنید: برادرِ داماد
🔺مسعود فیاضی، گزینه جدید وزارت آموزش و پرورش کیست؟ از طرح «صیانت» تا سانسور «رشد»
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔺مسعود فیاضی، گزینه جدید وزارت آموزش و پرورش کیست؟ از طرح «صیانت» تا سانسور «رشد»
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
فردوسی خوانی / امیر خادم 30
@avabookchannel
🎧 فردوسی خوانی
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت 30: داستان پناهندگی سیاوش به توران
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
@tarbd
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت 30: داستان پناهندگی سیاوش به توران
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
@tarbd
#ناسیونالیسم
#سیدمحمدعلی_تقوی
🔴 کتاب " ناسیونالیسم "
🔵 نوشته "ارنست گلنر"
⚫ ترجمه سید محمدعلی تقوی
🔹ناسیونالیسم خصیصهای اتفاقی دارد. ملتها، از پیش تعیینشده نیستند، بلکه توسط دولتها و ناسیونالیستها به وجود میآیند. افراد اغلب مجبورند، در میان چند نوع ناسیونالیسم رقیب دست به انتخاب بزنند. با این حال ناسیونالیسم در بعضی از شکلهای خود، سرنوشت محتوم جهان مدرن بوده و دارای ریشههایی ژرف در جهان مدرن است. از سوی دیگر، این ریشهها همهگیر نبوده و ناسیونالیسم جزئی از سرنوشت همه ابنای بشر نیست. برخی از جوامع انسانی، احتمالا گریزی از ناسیونالیسم ندارند، ولی در برخی دیگر از جوامع، بروز آن چندان محتمل نیست. نگارنده در کتاب حاضر به تفکیک جوامع مستعد ناسیونالیسم از جوامع مقاوم در برابر آن پرداخته است. در واقع این کتاب، بیانگر آخرین نظریات و تحلیلهای نگارنده ارنست گلنر درباره ناسیونالیسم است که نظریه نواحی و نظریه مراحل تاریخی وی را دربرمیگیرد و جایگاه نظریات او را در بحثهای رایج درباره ناسیونالیسم، در میان نوگرایان و آغازگرایان مشخص میکند.
کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
🔻🔻🔻
#سیدمحمدعلی_تقوی
🔴 کتاب " ناسیونالیسم "
🔵 نوشته "ارنست گلنر"
⚫ ترجمه سید محمدعلی تقوی
🔹ناسیونالیسم خصیصهای اتفاقی دارد. ملتها، از پیش تعیینشده نیستند، بلکه توسط دولتها و ناسیونالیستها به وجود میآیند. افراد اغلب مجبورند، در میان چند نوع ناسیونالیسم رقیب دست به انتخاب بزنند. با این حال ناسیونالیسم در بعضی از شکلهای خود، سرنوشت محتوم جهان مدرن بوده و دارای ریشههایی ژرف در جهان مدرن است. از سوی دیگر، این ریشهها همهگیر نبوده و ناسیونالیسم جزئی از سرنوشت همه ابنای بشر نیست. برخی از جوامع انسانی، احتمالا گریزی از ناسیونالیسم ندارند، ولی در برخی دیگر از جوامع، بروز آن چندان محتمل نیست. نگارنده در کتاب حاضر به تفکیک جوامع مستعد ناسیونالیسم از جوامع مقاوم در برابر آن پرداخته است. در واقع این کتاب، بیانگر آخرین نظریات و تحلیلهای نگارنده ارنست گلنر درباره ناسیونالیسم است که نظریه نواحی و نظریه مراحل تاریخی وی را دربرمیگیرد و جایگاه نظریات او را در بحثهای رایج درباره ناسیونالیسم، در میان نوگرایان و آغازگرایان مشخص میکند.
کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
🔻🔻🔻