صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
کوروش بزرگ

🎙 سروده‌ی بانو هما ارژنگی

«من بندهای برده داری را بریدم»

در یک غروب کهنه و بی رونق و تار
در حسرت یک  پنجره تا روشنایی
در جست و جوی روزنی سوی رهایی
در آرزوی فرصت دیدار «انسان»
زین می‌کنم من توسن اندیشه‌ام را هر سو شتابا ن....
در زیر چتر آسمان هر جا که پویم
جز درد و اندوه و ستم چیزی به جا نیست.
در چار سوی این رباط کهنه گویی
مردی و رادی و وفا فرمانروانیست.
دژخیم ایام با داس خون آ لوده‌ی درنده خویی
در کار بیداد و جنون ترکتازیست
پندار آدم،
پندار ظلم و پیشه‌اش ویرانه سازیست.

تن خسته از اندیشه‌های زندگی سوز
در آرزوی دیدن روزی دل افروز
در حسرت دیدار انسان
آنسان که باید، آنسان که شاید؛
یکبار دیگر کافور غم از جسم و جانم می‌تکانم
دل را ز چنگ ناامیدی می‌رهانم
پژواک فریادم هوا را می‌شکافد:
" آخر کجایی روشنایی؟"

ناگه به یکبار؛
از لابلای ابرهای سرد و غمبار،
گل میکند خورشید زر تار
با رنگهای روشن و شاد
در چهره‌ی پاک ابر مردی امرداد
مردی که از ژرفای تاریکی درخشید
جوشید و کوشید
مردی که بنیان ستم زیر و زبر کرد؛
چون جویباری نرم و آرام،
بانگ نوای مهر خیزش
در گوشهایم می‌نشیند:

"کورش منم شاه جهان - شاه   پیمبر
کورش منم کشوررهان دادگستر
آزاده‌ای پویای راه روشنایی
دلبسته‌ی آیین مهر و پارسایی
در گرم گرم ظلم و تاراج،
در روزگار برده داری،
آنگه که دد خویان خونریز، با سرفرازی
فرزند آدم را به آتش می‌کشیدند،
مست جنون و شهوت و خون
گوش و زبانش می‌بریدند،
هر جا که رفتم، هر جا که بودم،
از چهر گیتی ننگ دژ خویی زدودم
من مهر را در سینه‌ی هستی نشاندم
مهر گیای من در این دنیای تاریک
از ژرفنای دشمنی‌ها سر بر آورد
از آن هزا ران بوته‌ی زرینه رویید
هر بوته گل کرد
در روزگارانی که هر کشورگشایی
شهر و دیار مردمان ویرانه میکرد،

روزی که بوتیمار اندوه
در هر سرایی  لانه می‌کرد،
هر جا رسیدم،
ویرانه‌ها را سر به سر آباد کردم
در سایه‌ی تدبیر و رایم
گسترده شد گیتی همه در زیر پایم
آشور و ماد و بابل و لیدی سرایم
من رامش و مهر و خرد بنیاد کردم
در باور من،
انسان نماد راستینی از خدا بود
بر هستی و بر جان خود فرمانروا بود
آزادگی گنجینه‌ای بس پر بها بود
پس بندهای برده داری را بریدم
وان بندگان از بند غم آزاد کردم
آنگه به آرام،

هر کس به فرمان خدای خویش خرسند
هر کس بر آیین و مرام خویش پابند
من مردمان سوته دل را شاد کردم
آوای کورش،
آن دلنشین چاووش جانبخش رهایی،
پیک سرور و روشنایی،
بر بالهای باد شبگرد تا بیکرانها می‌شتابد
شب سایه‌های مبهمی پاشیده بر دشت


بر جلگه‌ی پارس
روی کهن آرامگاهی ساکت و سرد
سر مینهم بر سنگهای گور خاموش
از بغض سنگینی دل و جانم لبالب
زان سوی تاریکی به ناگاه
با بالهای نورباران، تندیس کورش رخ می‌نماید
اشکم به روی گونه‌ها می‌غلتد آرام
فریاد خاموشی درونم میخروشد:
کای برترین آزاده ای ماناترین مرد
اینک تو بنگر، بر سرنوشت تیره و غمبار انسان
شاید ندانی سفره‌ی چرکین دنیا
امروز هم پا تا به سر رنگین ننگ است
شاید ندانی سینه‌ی گسترده‌ی خاک،
امروز هم بازیچه‌ی آشوب و جنگ است
حالا نژاد و رنگ حرفی تازه دارد
حالا سر بازار آدم میفروشند!
آزادی و آزادگی افسانه گشته

ای برترین آزاده ای ماناتر ین مرد
ناگه غریو همسرایان شبانه
پژواک فریاد مرا در می‌رباید
گویی  زمین و آسمان سر داده با درد
بر بالهای باد شبگرد این ناله‌ی سرد:
آخر کجایی روشنایی؟!           آخر کجایی  روشنایی؟!

📝بوم ایران
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
کارت واکسیناسیون در سال 1342

@tarbd
قرنطینه در زمان اپیدمی وبا در ایران

@tarbd
کلیسای سنت استپانوس جلفا
از هادی درخشان
@tarbd
 
به یاد می‌آورم وقتی که معلم به من آموخت بنویسم: ایران

نخست غرور گفتنش را آموختم!... و آموختم آزادی را با ایران، فریاد را با ایران،... معلم به من یاد داد بنویسم ایران، و بخوانم وطن من... و نسیم‌های جاری بودن را حس کردم و رویش پیچک دانایی را در تودرتوهای وجودم لمس کردم، وکم کم فهمیدم چیزها را و فهمیدم تفاوت‌ها را.

من در اوراق فرسوده‌ی تاریخ خوبی دیدم در وطن، یکتاپرستی دیدم. من الوهیت یزدان را در تاریخ وطنم دیدم آنگاه که در مقدس‌ترین دست‌نوشته‌ی عالم (قرآن پاک) خواندم:
«... واز تو ای رسول سوال از ذوالقرنین می‌کنند، پاسخ ده که من به زودی حکایت او را به شما تذکر خواهم داد. ما او را در زمین (رسالت و سلطنت) و تمکن و قدرت بخشیدیم و در (علم و هنر) از هر چیزی رشته‌ای به‌دست او دادیم. او هم از آن رشته و وسیله‌ی حق پیروی کرده و موفقیت‌ها می‌یافت... و آیا کافران می‌پندارند که بندگان با خلوص من غیر من کسی را دوست و یاور خود خواهند گرفت؟ (زهی پندار باطل) ما برای کافران دوزخ را منزلگاه قرار داده‌ایم». سوره‌ی کهف، آیات 83 تا 102.

... و ذوالقرنین کسی جز کوروش بزرگ نبود، بنده‌ی صالح پروردگار. من تقدس زیبای اندیشه‌هایش را می‌اندیشم. من عدالت، حکمت و دانایی او را می‌ستایم، پدرسرزمین من. و به یاد می آورم که «نخستین اندیشه‌ی خداوند، یک فرشته بود و نخستین واژه‌ی خداوند، یک انسان». جبران خلیل جبران.

من خاک وطنم را در مشت گرفتم و غرور گرم نهان‌شده در آن‌را جذب کردم و از آن گرم شدم. من به خود بالیدم وقتی پاکی و عدالت آن‌چنان در تاریخ وطنم موج می‌زند که اولین قوانین حقوق بشر در تاریخ تمدن انسان‌ها را کسی ـ پاک‌سرشتی بی‌تردید ـ در سرزمین من نگاشته است و آن کسی جز کوروش بزرگ نبود.

من خویشتن گم‌شده‌ی خود را دریافتم در لابه‌لای خاک‌های وطن، آن‌گاه که خواندم در دایرة‌المعارفی بسیار کهن در کشور چین که هستی را مستطیلی بزرگ تجسم می‌کردند، مرکز جهان ایران من بود، پارسه. و من ... می‌بالم از این شور!

من درک کردم اصالت را از سنگ‌ها. من تمام ویرانه‌های سرزمینم را ارج می‌نهم. معماری و هنر مردان خدایی را. من در تمام این ویرانه‌ها عدالت و زیبایی را درک می‌کنم. من از این ویرانه‌ها هنوز صدای آوازهای مردانی شاد را می‌شنوم که ذکر تو را می‌گفتند خداوندا! مردانی که با عشق و با نیروی حیات و جاودانگی، خشت‌ها و سنگ‌ها را بر روی هم می‌گذاردند. من می‌بالم وقتی صدای نغمه‌های خوش یادمان‌ها را از لابه‌لای ویرانه سنگ‌ها می شنوم. بگذار دیگران ندانند...

جاودانگی را می‌اندیشم. و می اندیشم که آیا می‌توان به فراموشی سپرد یادمان‌ها و ماندگارها را؟ می‌اندیشم می‌توان گذاشت و گذشت از میراث‌های وطن؟ آنچه از هویت من باقی مانده است! آنچه از تمام بدخواهی‌ها و آتش‌گشودن‌های دشمنان و تاخت‌های بیگانگان بر قلب دردناک سرزمین من باقی است؟ آنچه حالا ویرانه‌هایی به نظر می‌آیند ـ از دیدگاه بعضی‌ها ـ آه وطن من، من ذره ذره‌‌های خاکت را می‌پرستم، به‌سان کودکی، دست‌های مادرش را.

ای تاریخ، از آن‌روز که ریاکاری در میان فرزندان آدم و حوا پیدا شد، از آن‌روز که بدها هم خواستند چهره‌های شیطانی خود را با نقاب ریاکاری و عوام‌فریبی بپوشانند؛ از آن‌روز که گوینده‌ها و نویسنده‌ها تصمیم گرفتند به خاطر ـ کمی ـ نان حقایق را واژگون قلمداد کنند، اعتماد مردم از تو سلب شد. تاریخ،از آن‌روز که دریافتم سالیانی دراز حقایقی از گذشته‌ا‌م را پنهان کردی، آن‌روز که برای من از نازیبایی‌هایت سخن گفتی تا من زیبایی‌های تمدنم را نبینم و هویتم را گم کنم، اعتمادم از تو سلب شد!

ای اوراق فرسوده گواهی بده، از تقدس‌ها، از پاکی‌ها، گواهی بده از تمدن سرزمین من. من فرسودگی‌ها را هم فریاد خواهم زد. من تمام اصالت خویش را در لابه‌لای کلمات تو گذاشته‌ام و نمی‌گذرم. من هویت بودنم را درمیان برگ برگ صفحات تو جست‌وجو می‌کنم و فریاد خواهم زد. چگونه خواهی توانست جاودانگی را از من بستانی؟

http://www.iranboom.ir/nam-avaran/koroshe-bozorg/1471-vaghti-be-yad-miaram.html

@tarbd
فردوسی خوانی / امیر خادم 23
@avabookchannel
🎧 فردوسی خوانی
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
برای دوستداران مبتدی شاهنامه

قسمت 23: داستان فرستادن رستم به جنگ سهراب

🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "

@tarbd
Forwarded from کتاب آوا
🎧 کتاب " ملاحظاتی در تاریخ ایران "
علل تاریخی عقب‌ ماندگی‌های جامعه ایران
نوشته علی میرفطروس
4 فایل صوتی

🆔 @avabookchannel

🔹 #دکتر_علی_میرفطروس در مقدمه کتاب مینویسد:

"بررسى تاريخ اجتماعى ايران، شناخت جنبش ها و جريان هاى تاريخى_فرهنگى، آگاهى از چگونگى حملات و هجوم هاى پى درپى اقوام بيگانه و قبايل بيابانگرد و نتايج ويرانگر اين حملات در فروپاشى مناسبات اقتصادى _ اجتماعى و گسست هاى فرهنگى ايران و خصوصا آگاهى از حمله اعراب و چگونگى استقرار اسلام و نتايج اجتماعى_فرهنگى آن در حيات تاريخى جامعه ما، از جمله مسائل مهمى هستند كه بايد به آنها پرداخت، زيرا اين گذشته تاريخى ضمن اينكه بخش بزرگى از هویت تاريخى و آگاهى ملی ما را شكل میدهد، در عرصه پراتیک اجتماعى نيز عامل مهمی در چگونگى رفتار اجتماعى و روحيه فرهنگى ما بشمار میرود. بررسى تاريخ اجتماعى ايران ضمن آشنا كردن ما با انبوهى از جنبش هاى عدالتخواهانه و بسيارى از متفكران آزادانديش، باعث غناى حافظه تاريخى جامعه نيز مى گردد و ما را در برخورد با مسائل اجتماعى و مذهبى آينده، هوشيارتر مى سازد. كتاب حاضر ـ بر اساس ملاحظات خويش _ تنها نگاهى كوتاه است بر پاره‌ اى از مسائل تاريخ اجتماعى ايران. شرايط دشوار خارج از كشور و فقدان امكانات، اسناد و مدارک لازم، باعث گرديده تا مسائل مطروحه در اين كتاب از انسجام كافى برخوردار نباشند، هم از اين رو است كه مولف معتقد است كه هر یک از مسائل مطروحه در اين ملاحظات، تحقيق و تدقيق بيشترى را طلب مى كند. بى شک پاره اى از تحليل ها و نتيجه گيرى هاى اين كتاب، خوش آيند بعضى از خوانندگان نخواهد بود، اما اميدوارم كه اين دوستان با بردبارى و متانت، ضمن تامل در محتواى كتاب و نقد و بررسى آن، در شناحت بهتر تاريخ ايران و اسلام همت نمايند. بقول #عين_القضات_همدانى:

بستردنى ست آنچه بنگاشته ایم
افكندنى ست آنچه افراشته ايم"

🔹این کتاب دارای ۱۴۸ صفحه است و از سه فصل مجزا تشکلیل یافته ومهمترین مطالب فصل اول: هجوم وحشیانه اسکندر مقدونی، مغول ها و اعراب، به ایران عزیز، .... سوزاندن کتاب ها و کتابخانه های ارزشمند و کشتن اندیشمندان بزرگ این سرزمین.... اثرات مخرب قحطی و خوشکسالی و زلزله

🔹مهمترین مطالب فصل دوم: توضیح در مورد اسلام و دیگر ادیان،... اشاره به خصوصیات زشت و آداب اقوام سامی و اعراب.... پرداخت جزیه از سوی ایرانیان مظلوم و مهربان به اعراب... استقرار اسلام با زور در ایران و مقاومت و پایداری ایرانیان

🔹مهمترین مطالب فصل سوم: توضیح در مورد انقلاب مشروطه و تلاش برای جدایی دین از سیاست ....سخن از روی کار آمدن به اصطلاح #اسلام_راستین در ایران ..... توضیح در مورد اشخاصی چون آل احمد و مطهری و علی شریعتی و....

📕 فایل پی دی اف " ملاحظاتی در تاریخ ایران "

🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel 🔻🔻🔻
ملاحظاتی در تاریخ ایران 1.
@avabookchannel
🎧 کتاب " ملاحظاتی در تاریخ ایران "
علل تاریخی عقب‌ ماندگی‌های جامعه ایران
نوشته علی میرفطروس
فایل صوتی 1

🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel
ملاحظاتی در تاریخ ایران 2
@avabookchannel
🎧 کتاب " ملاحظاتی در تاریخ ایران "
علل تاریخی عقب‌ ماندگی‌های جامعه ایران
نوشته علی میرفطروس
فایل صوتی 2

🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel
ملاحظاتی در تاریخ ایران 3
@avabookchannel
🎧 کتاب " ملاحظاتی در تاریخ ایران "
علل تاریخی عقب‌ ماندگی‌های جامعه ایران
نوشته علی میرفطروس
فایل صوتی 3

🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel
ملاحظاتی در تاریخ ایران 4
@avabookchannel
🎧 کتاب " ملاحظاتی در تاریخ ایران "
علل تاریخی عقب‌ ماندگی‌های جامعه ایران
نوشته علی میرفطروس
فایل صوتی 4 (پایان)

🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
🆔 @avabookchannel
فردوسی خوانی / امیر خادم 56
@avabookchannel
🎧 فردوسی خوانی

👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
برای دوستداران مبتدی شاهنامه

قسمت 56: داستان رستم و اکوان دیو

🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "

@tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اشک‌های مدیر کل سازمان زمین‌شناسی اصفهان برای نابودی این استان به دست مسئولان

سال ۱۴۰۹ خاتمه‌ی اصفهان است!
ما به جنگ طبیعت رفتیم و طبیعت به ما سیلی خواهد زد.
سخت است، ایران بدون اصفهان، این اتفاق می‌افتد...

📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
Forwarded from هدا مدیا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🛑 فاجعه خشک شدن چشمه کوهرنگ❗️

🔺خشک شدن چشمه کوهرنگ یعنی ایران با جدی‌ترین بحران خشکسالی چند هزار سال اخیر مواجه شده است.

🔺این چشمه برای اولین بار در تاریخ خشک شد.

🔺برگزاری آیین سوگ آب هم برای اولین بار بعد از سقوط ساسانیان از سوی مردم بختیاری دیروز برگزار شد...


▪️حزب هدا اصفهان

@isHODA
فردوسی خوانی / امیر خادم 24
@avabookchannel
🎧 فردوسی خوانی
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
برای دوستداران مبتدی شاهنامه

قسمت 24: داستان نبرد اول رستم و سهراب

🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "

@tarbd
Forwarded from سهام نیوز
۶نماینده ایرانی در پارلمان جدید آلمان

پارلمان جدید آلمان در تعداد نمایندگان دوتابعیتی رکوردشکنی کرد.

در پارلمان جدید آلمان، یک نماینده افغانستانی، 3 نماینده عراقی و 2 نماینده سوری هم حضور دارند
@Sahamnewsorg
🦖اشک تمساح ریختن


قدیم معتقد بودند كه غذا و خوراك تمساح به وسیله اشك چشم تامین می شود.
بدین طریق كه هنگام گرسنگی به ساحل می رود و مانند جسد بی جانی ساعت ها متمادی بر روی شكم دراز می كشد.
در این موقع اشك لزج و مسموم كننده ای از چشمانش خارج می شود كه حیوانات و حشرات هوایی به طمع تغذیه بر روی آن می نشینند.
پیداست كه سموم اشك تمساح آنها را از پای در می آورد. فرضا نیمه جان هم بشنود و قصد فرار كنند به علت لزج بودن اشك تمساح نمی توانند از آن دام گسترده نجات یابند.
خلاصه هربار كه مقدار كافی حیوان وحشره در دام اشك تمساح افتند، تمساح پوزه ای جنبانیده به یك حمله آنها را بلع می كند و مجددا برای شكار كردن طعمه های دیگر اشك می ریزد.


@tarbd
نوشتار «کوروش بزرگ در منابع و ادبیات ایرانی» در تارنمای خردگان

منابع ایرانی بازگو کننده چهره واقعی کوروش بزرگ
نام کوروش در بسیاری از منابع پس از اسلام آمده است
تجلیل از کوروش بزرگ در منابع پس از اسلام
نگاهی به جزئیات منابع پس از اسلام درباره کوروش بزرگ
کوروش بزرگ در تاریخ طبری
کوروش در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی
کوروش در نوشته‌های حمزه اصفهانی
کوروش در نوشته‌های حمدالله مستوفی
دیگر منابع (مروج‌الذهب، ابن خلدون، تجارب الامم، تاریخ مختصر الدول، تاریخ الکامل، روضه الصفا)
بررسی و تحلیل «کوروش و بهمن» در منابع پس از اسلام
کوروش بزرگ در ادبیات ایرانی
دلیل وجود اشکالات تاریخی در منابع ایرانی پس از اسلام چیست؟
کوروش بزرگ در نزد اشکانیان و ساسانیان

https://kheradgan.ir/?p=17626

@tarbd
هفتم آبان سال ۵۳۹ پیش از میلاد - روزِ بنیاد کشور ایران به عنوان واحدی سیاسی

دکتر شروین وکیلی
جامعه‌شناس و پژوهشگر تاریخ

در هفتم آبان‌ماه 539 پ.م. مردم بابل دروازه‌های‌شان را بر کوروش بزرگ گشودند و شاه پارس‌ها بدون نبرد وارد شهر شد و کتیبۀ حقوق بشر را، هم‌زمان با متحد شدن قوم‌های مقیم ایران‌زمین، نویساند. پس از آن جانشینان کوروش بزرگ تا 230 سال بر بابل فرمان راندند.

تاریخ بابل پیش و پس از ورود کوروش بزرگ به این شهر، متفاوت است. تا پیش از آن بابل پادشاهیِ مقتدری بود که همواره مورد تهدید پادشاهی‌های مقتدر همسایه (کاسی‌ها، آشوری‌ها، ایلامی‌ها و هیتی‌ها) قرار می‌گرفت، و در برابر فاتحان بیگانه واکنشی سخت و تند نشان می‌داد. بعد از کوروش بزرگ، این شهر به یکی از پایتخت‌های دولتی جهانی بدل شد و از یک واحد سیاسی جنگجو و مهاجم و سرسخت به شهری پرجمعیت و بازرگان‌پیشه و مرکزی مهم در تولید دین و دانش دگردیسی یافت.

تنها بابل نبود که چنین تجربه‌ای را از سر گذراند. با مرور نام و تاریخ شهرهایی که کوروش گشود و فتح کرد، می‌بینیم که الگویی مشابه در تمام این شهرها و سرزمین‌ها تکرار می‌شود. شهرها معمولاً بدون مقاومت فرمان او را گردن می‌نهند و مردم نسبت به او و فرزندانش وفادار باقی می‌مانند. تقریباً هرآنچه ما دربارۀ «تاریخ» می‌دانیم، گذشته از دو استثنای میان‌رودان ـ ایلام و مصر، به بعد از دوران کوروش مربوط می‌شود. یعنی انبوه نام‌ها و نشان‌ها و شخصیت‌ها و اسنادی که در دست داریم، به دنیایی تعلق دارد که کوروش ردپای خود را بر آن به یادگار گذاشته است. در میان تمام این یادگارها، احتمالاً دیرپاترین و مهم‌ترین دستاورد کوروش بزرگ، که سیر تاریخ جهان را به شدت تعیین کرده، کشور ایران است. کوروش آفرینندۀ دولتی و واحدی سیاسی است که بعد از او تا به امروز دوام آورده و بارها و بارها نقشِ نیرومندترین واحد سیاسی و پهناورترین کشور روی کرۀ زمین را بر عهده گرفته و سیر تحول دولت‌ها و تمدن‌های دیگر را دگرگون ساخته است.

کشور ایران، گذشته از یک ماهیت سیاسی و دولتی در میان سایر دولت‌ها، یک پیوستار تاریخی و یک عنصر اسطوره‌شناسانه هم هست. دربارۀ هویت سیاسی این کشور تردیدی وجود ندارد، چرا که هم اکنون کشوری به این نام وجود دارد و در سازمان ملل متحد عضویت دارد و وارث تاریخ و تمدن سرزمینی محسوب می‌شود که در اختیار دارد. اما، در ضمن، دولت ایران پیوستاری تاریخی هم هست. چرا که در زمانی به درازای بیست و شش قرن، یعنی دورانی که از عمر بیشتر تمدن‌ها و فرهنگ‌های زنده‌ی امروزین بیشتر است، وجود داشته و هویت جمعی جمعیتی بزرگ را صورت‌بندی کرده است و جریان‌های دینی، سلیقه‌های هنری، رخدادهای سیاسی، خلاقیت‌های ادبی و دستاوردهای فنی و علمی فراوانی را در اندرون خویش پرورده است. در سراسر این دوران، یا یک کشور گسترده‌ و بزرگ ایران وجود داشته، و یا مانند چند قرن گذشته، شبکه‌ای از کشورهای وارث تمدن ایرانی در کنار هم حضور داشته‌اند. اما گذشته از تمام این‌ها، ایران یک دلالت اسطوره‌شناختی هم دارد. کشور ایران، در کلیت سیاسی‌اش، در گستره‌ی سرزمینی‌اش، و در ظرف تاریخیِ دیرینه‌اش، شبکه‌ای پیچیده و غنی از نمادها و روایت‌ها و معانی را پدید آورده که به شکلی شگفت‌انگیز پایدار و دیرپا از آب در آمده‌اند و امروز به شکل لایه‌هایی برهم نشسته از آرا و رمزگان و باورهای گوناگون و گاه متضاد در کنار هم به بقای خود ادامه می‌دهند.

برای ما ایرانیان، که شهروندان کشور ایران هستیم و وارث آن تاریخ دیرین و اعضای آن تمدن کهن و بهره‌مندان از آن بستر اساطیری، ضرورت دارد که چند و چون این خزانۀ فرهنگی را بشناسیم و محتوای این میراث را نقادانه و اندیشمندانه بنگریم و هویت امروزین خویش را به شکلی خودآگاه و درون‌زاد بر مبنای پرسش‌های برآمده از این زمینه، بازتعریف کنیم.

برای دست یازیدن به این مهم، نگریستن و اندیشیدن دربارۀ گرانیگاه‌های بنیادینِ شکل‌گیری هویت ایرانی اهمیتی بسیار دارد. تاریخ ایران زمین، سراسر ارزشمند و مهم و تعیین‌کننده است، اما در این گستره‌ی پهناور بزنگاه‌ها و چرخش‌گاه‌های مهمی وجود دارد که باید نگریسته شوند و مورد پرسش قرار گیرند. برخی از این نقاط حساس و مهم، به رخدادهایی مهیب و مرگبار مانند حمله‌ی قوم مقدونی و عرب و مغول مربوط می‌شوند و برخی دیگر به شخصیت‌هایی تأثیرگذار و تعیین‌کننده وابسته‌اند که ممکن است مانند فردوسی شخصیتی فرهنگی باشند، یا هم‌چون داریوش و شاه عباس به سپهر سیاسی تعلق داشته باشند.

احتمالاً مهم‌ترین این گرانیگاه‌های تعیین‌کننده‌ی تاریخ ایران، در میانه‌ی قرن ششم پ.م. قرار دارد و نام شخصیتی نیرومند و افسانه‌ای در میانه‌اش می‌درخشد.

@tarbd


دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/nam-avaran/koroshe-bozorg/3567-7aban-korosh-bozorg.html

@tarbd
کورش بزرگ؛ سکوت و تشویق در تالار اجلاس میراث فرهنگی


دکتر احمد جلالی
رییس پیشین مجمع عمومی کنوانسیون میراث جهانی در یونسکو

اتفاقی که در سال ۲۰۰۳ در چین در صحن علنی اجلاس کمیته‌ی میراث جهانی-با حضور حدود دو هزار کارشناس میراث فرهنگی از سراسر جهان و نمایندگان کشورها- در مورد ثبت پاسارگاد و آرامگااه کورش افتاد کم‌سابقه و غرورانگیز بود.
وقتی نوبت به پاسارگاد رسید،رییس کمیته از نماینده‌ی ایکوموس خواست که گزارش خود را بخواند و او با چنان شور و حال و احساساتی گزارش را می‌خواند که اشک در چشمان من جمع شد. گویی عزیزی و معشوقی جهانی و بشری را با هیجانی صادقانه وصف می‌کند. در کنار نکات فنی و تطبیق با مواد کنوانسیون و دلایل منحصر به فرد بودن این اثر برای میراث همه‌ی بشریت،از تاریخ و معماری پاسارگاد و باغ‌های آن گفت،از اهمیت آرامگاه کورش و معنای نمادین آن گفت، و ...
گزارش او که به پایان رسید،طبق معمول می‌باید رییس اجلاس،اعضای کمیته و کارشناسان هیأت‌های نمایندگی کشورها را به بحث و اظهار نظر در باب ثبت آن در فهرست میراث جهانی دعوت می‌کرد،اما چنین نشد و فضای اجلاس پس از آن گزارش حتی فرصت دعوت رییس جلسه از اعضا برای بحث را هم به او نداد. پس از خواندن هیجان‌انگیز آن گزارش، لحظاتی سکوت تالار اجلاس را فراگرفت و ناگهان همه‌ی حاضران،یکپارچه شروع به کف زدن‌های ممتد کردند. این کار در آداب یونسکو و مجامع سازمان ملل،قوی‌ترین نوع تصویب است که از اجماع هم پرقدرت‌تر است.

آنچه در اجلاس ۲۰۰۳ چین درباره‌ی احترام معنوی آرامگاه کورش نزد جهانیان پیشنهاد و در سند ثبت جهانی آن مندرج شد،نزد اهل تاریخ و تحقیق حرف تازه‌ای نیست. این امر حتا مورد توجه و اشاره‌ی برخی مفسّران قرآن کریم - هم‌چون علامه طباطبایی و مؤلفان تفسیر نمونه - نیز قرار گرفته است. این‌جا جای نقل و نقد بحث‌های آن دسته از مفسّران که بر تطبیق «ذوالقرنین»قرآن بر کورش دلالت دارند نیست و بنده هم صلاحیّت اظهار نظر در این باب را ندارم. اما اجمالا عرض می‌کنم که علامه طباطبایی در جلد سیزدهم المیزان در تفسیر آیات 83 تا 98 سوره‌ی کهف،احتمالات مختلف در مورد مقصود از ذوالقرنین را با دقّت و تفصیل مورد بحث و کنکاش قرار داده و با توجه به شواهد تاریخی و آرای تاریخ‌نویسان و مفسران نتیجه می‌گیرد و تأیید می‌کند که محتمل‌ترین آن است که او همان کورش،پادشاه مشهور ایرانی باشد. ایشان در دلایل این نظر، و با نقل و تحلیل اقوال مولانا ابوالکلام آزاد و سر احمدخان هندی،به اوصاف قرآن کریم که ذوالقرنین را مردی مؤمن به خدا و روز جزا و موحّد و از بندگان صالح خدا بوده و به عدل و رفق و مدارا عمل می‌کرده و قدرت سیاسی را با فضایل اخلاقی همراه می‌داشته است اشاره و از روایات عهد عتیق و کتاب‌های«عزرا» و «دانیال» و «اشعیا»در این باب یاد می‌کند و سفرها و فتح‌های کورش را بر جوانب قصه‌ی ذوالقرنین در قرآن قابل انطباق می‌بیند.

آرامگاه کورش نه تنها در دوران پیش از اسلام که در دوران اسلامی و در دوره‌های اولیه‌ی رواج تعصّبات عربی هم حرمت معنوی خود را در وجدان عمومی جامعه نگاه‌داشته است. گواه تاریخی آن، نام‌هایی چون «مشهد مادر سلیمان»، یا «مقبره‌ی مادر سلیمان»،«محراب مادر سلیمان»، «مسجد مادر سلیمان»،«مسهد‌ام انبی» یا «مشهد مرغاب» است که مردمان در دوران پس از اسلام بر آن نهادند و بر زبان راندند که همگی رنگی و طنینی از تقدس را با خود حمل می‌کنند. در دوران اتابکان فارس یا بعد از آن،مسجدی در پیرامون آرامگاه ساخته شده که بنا بر بعض اقوال تا سده‌ی چهاردم هم مورد استفاده بوده و گفته شده که در داخل آرامگاه هم محرابی از سنگ تراشیده که در اطراف آن آیاتی از قرآن به خط ثلث نگاشته‌ بود و قبله‌نمایی نیز در سنگ کنار آن. در منابعی نیز آمده است که در آرام‌گاه کورش به خط میخی نوشته بود: «ای رهگذر،من کوروش هستم که پادشاهی جهان را به پارسیان دادم،به مشتی خاک که پیکرم را در برگرفته رشک مبر». دکتر باستانی پاریزی در کتاب «کورش و ذوالقرنین» آورده است که تا چند دهه‌ی قبل، اهالی دشت مرغاب مراسم تاسوعا و عاشورا را دورادور این آرامگاه انجام می‌داده‌اند. از قول دکتر جمشید صداقت‌کیش در مقاله‌ای در مورد مسجدهای فارس در ویژه‌نامه‌ی فصل‌نامه‌ی فارس‌شناخت از منابع کهنی یاد شده است که از مقدس بودن آرام‌گاه کورش در نزد مردمان سخن گفته‌اند که از آن جمله‌اند:مسالک و ممالک اصطخری (320 هجری)،حدود العالم من المشرق الی المغرب (372 هجری)، اشکال العالم ابوالقاسم جیهانی (367 هجری) و نزهت‌القلوب حمدالله مستوفی (740 هجری). هرچه هست باید عرض کنم که معلم تاریخ،ممتحن سخت‌گیری است و آن‌چه از صافی آزمون او در طول قرون بگذرد و پیروز و سربلند برآید، به جدّ در خور تأمّل است و نباید به آسانی از آن گذشت.