🏛ساختمان وزارت امور خارجه (کاخ شهربانی سابق) از شاهکارهای معماری معاصر ایران
این کاخ چشمنواز در سال ۱۳۱۴ ش و در دوران رضاشاه پهلوی و با معماری معمار برجسته و جهانی ایرانی ارمنی، گابریل گورکیان ساخته شده.
نمای بیرونی کاخ از روی معماری تخت جمشید، بویژه کاخ آپادانا الگوبرداری شده
@tarbd
این کاخ چشمنواز در سال ۱۳۱۴ ش و در دوران رضاشاه پهلوی و با معماری معمار برجسته و جهانی ایرانی ارمنی، گابریل گورکیان ساخته شده.
نمای بیرونی کاخ از روی معماری تخت جمشید، بویژه کاخ آپادانا الگوبرداری شده
@tarbd
Forwarded from تاریخ معاصـر ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
میراث ماندگار کارآفرینان بزرگ ایران ...
فیلمی تاریخی در مورد زندگی حبیب الله لاجوردی ، صاحب و مالک گروه صنعتی بهشهر و مدیر و بنیانگذار مرکز مطالعات تاریخ معاصر ایران که بعد از انقلاب مصادره و به نام دانشگاه امام صادق به آیت الله مهدوی کنی و خانواده او داده شد ..
حبیب لاجوردی (زاده ۸ فروردین ۱۳۱۷ در تهران – درگذشته ۳ مرداد ۱۴۰۰ در واشینگتن، دی.سی.)...
مدیر پروژه تاریخ شفاهی ایران در مرکز پژوهشهای خاورمیانه دانشگاه هاروارد بود...
لاجوردی دارای کارشناسی از دانشگاه ییل، کارشناسی ارشد مدیریت ارشد کسبوکار از دانشگاه هاروارد
و دکترای اقتصاد از دانشگاه آکسفورد بود.
#تاریخ_معاصرایران👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
فیلمی تاریخی در مورد زندگی حبیب الله لاجوردی ، صاحب و مالک گروه صنعتی بهشهر و مدیر و بنیانگذار مرکز مطالعات تاریخ معاصر ایران که بعد از انقلاب مصادره و به نام دانشگاه امام صادق به آیت الله مهدوی کنی و خانواده او داده شد ..
حبیب لاجوردی (زاده ۸ فروردین ۱۳۱۷ در تهران – درگذشته ۳ مرداد ۱۴۰۰ در واشینگتن، دی.سی.)...
مدیر پروژه تاریخ شفاهی ایران در مرکز پژوهشهای خاورمیانه دانشگاه هاروارد بود...
لاجوردی دارای کارشناسی از دانشگاه ییل، کارشناسی ارشد مدیریت ارشد کسبوکار از دانشگاه هاروارد
و دکترای اقتصاد از دانشگاه آکسفورد بود.
#تاریخ_معاصرایران👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
✅میراث ماندگار کارآفرینان بزرگ ایران ....
حبیب لاجوردی دوران نوجوانی و جوانی را در نیویورک گذراند...
پس از پایان تحصیلاتش به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۲ به کار در پیشه خانوادگیاش یعنی گروه صنعتی بهشهر پرداخت...
وی در سال ۱۳۴۸ با همکاری شماری از اعضای هیات علمی دانشکده بازرگانی و مدیریت دانشگاه هاروارد، نمونه مشابه آنرا در تهران با نام "مرکز مطالعات مدیریت" بنیان گذاشت...
او تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در همانجا به آموزش سیاستگذاری عمومی مشغول بود.
پس از انقلاب، در جریان مصادره اموال و داراییها، این شرکت به همراه دیگر کارخانهها و شرکتهای خاندان لاجوردی مصادره شد....
با این حال، حبیب لاجوردی قصد ترک ایران را نداشت...
اما ترور مشکوک برادرزادهاش و اعلام نام او و دیگر اعضای خانواده لاجوردی به عنوان مفسد فی الارض دلایل ترک او از ایران شدند....
اکبر لاجوردیان از خویشاوندان حبیب لاجوردی تلاش کرد تا گروه صنعتی بهشهر را حفظ کند...
او پس از دیدار با مهدی بازرگان دریافت که ممکن است دولت وی نتواند جلوی مصادره اموال خانوادگی آنها را بگیرد...
برای همین دیداری با ابوالحسن بنیصدر در خانه خواهر بنیصدر ترتیب داد تا او را با گروه صنعتی بهشهر بیشتر آشنا کند.
او میگوید که آنها را به یک اتاق کوچک راهنمایی کردند و ابوالحسن بنیصدر با پیژامه و صورت نتراشیده وارد شد.
بنیصدر پس از سلام بلافاصله گفت که همه صنایع ایران مونتاژی هستند و برای کشور مفید نیستند.
او در هنگام گفتگو توجهی به حرفهای اکبر لاجوردیان نکرد و یکباره از جای خود بلند شد و گفت که برای سخنرانی باید برود و جلسه را ترک کرد...
مرکز مطالعات مدیریت نیز بعد از مصادره شدن نامش را دانشگاه امام صادق گذاشتند و به آیت الله محمدرضا مهدوی کنی و خانواده او سپرده شد.
حبیب لاجوردی به فاصله کوتاهی پس از خروج از ایران پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشکده مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد را راهاندازی کرد...
لاجوردی کتاب اتحادیههای کارگری و خودکامگی در ایران(انتشارات دانشگاه سیراکیوز، ۱۹۸۵ سیراکوس) نوشته که ترجمهای از آن در ایران به منتشر شدهاست.
حبیب لاجوردی در ۳مرداد ۱۴۰۰ در سن ۸۳ سالگی در واشینگتن، دی.سی. درگذشت...
لاجوردی در سال ۱۳۵۹ به پیشنهاد یکی از استادان دانشگاه هاروارد اقدام به نوشتن طرح اولیه پروژه تاریخ شفاهی ایران کرد و در شهریور ۱۳۶۰ این طرح به صورت اجرایی در مرکز پژوهشهای خاورمیانه دانشگاه هاروارد شروع به کار کرد.
او به اتفاق همکاران خود در این پروژه با ۱۳۴ نفر از شخصیت های حکومتی در قبل از انقلاب و بعد از ان ، که در تاریخ معاصر ایران ناظر یا بازیگر در رویدادهای تاریخی بین سالهای ۱۲۹۹ الی ۱۳۶۰ بودند مصاحبه کرد، این پروژه نزدیک به ۱۰ سال به طول انجامید و امروزه بعنوان مرجعی بزرگ در اختیار مورخین قرار گرفته است..
#تاریخ_معاصرایران
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
حبیب لاجوردی دوران نوجوانی و جوانی را در نیویورک گذراند...
پس از پایان تحصیلاتش به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۲ به کار در پیشه خانوادگیاش یعنی گروه صنعتی بهشهر پرداخت...
وی در سال ۱۳۴۸ با همکاری شماری از اعضای هیات علمی دانشکده بازرگانی و مدیریت دانشگاه هاروارد، نمونه مشابه آنرا در تهران با نام "مرکز مطالعات مدیریت" بنیان گذاشت...
او تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در همانجا به آموزش سیاستگذاری عمومی مشغول بود.
پس از انقلاب، در جریان مصادره اموال و داراییها، این شرکت به همراه دیگر کارخانهها و شرکتهای خاندان لاجوردی مصادره شد....
با این حال، حبیب لاجوردی قصد ترک ایران را نداشت...
اما ترور مشکوک برادرزادهاش و اعلام نام او و دیگر اعضای خانواده لاجوردی به عنوان مفسد فی الارض دلایل ترک او از ایران شدند....
اکبر لاجوردیان از خویشاوندان حبیب لاجوردی تلاش کرد تا گروه صنعتی بهشهر را حفظ کند...
او پس از دیدار با مهدی بازرگان دریافت که ممکن است دولت وی نتواند جلوی مصادره اموال خانوادگی آنها را بگیرد...
برای همین دیداری با ابوالحسن بنیصدر در خانه خواهر بنیصدر ترتیب داد تا او را با گروه صنعتی بهشهر بیشتر آشنا کند.
او میگوید که آنها را به یک اتاق کوچک راهنمایی کردند و ابوالحسن بنیصدر با پیژامه و صورت نتراشیده وارد شد.
بنیصدر پس از سلام بلافاصله گفت که همه صنایع ایران مونتاژی هستند و برای کشور مفید نیستند.
او در هنگام گفتگو توجهی به حرفهای اکبر لاجوردیان نکرد و یکباره از جای خود بلند شد و گفت که برای سخنرانی باید برود و جلسه را ترک کرد...
مرکز مطالعات مدیریت نیز بعد از مصادره شدن نامش را دانشگاه امام صادق گذاشتند و به آیت الله محمدرضا مهدوی کنی و خانواده او سپرده شد.
حبیب لاجوردی به فاصله کوتاهی پس از خروج از ایران پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشکده مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد را راهاندازی کرد...
لاجوردی کتاب اتحادیههای کارگری و خودکامگی در ایران(انتشارات دانشگاه سیراکیوز، ۱۹۸۵ سیراکوس) نوشته که ترجمهای از آن در ایران به منتشر شدهاست.
حبیب لاجوردی در ۳مرداد ۱۴۰۰ در سن ۸۳ سالگی در واشینگتن، دی.سی. درگذشت...
لاجوردی در سال ۱۳۵۹ به پیشنهاد یکی از استادان دانشگاه هاروارد اقدام به نوشتن طرح اولیه پروژه تاریخ شفاهی ایران کرد و در شهریور ۱۳۶۰ این طرح به صورت اجرایی در مرکز پژوهشهای خاورمیانه دانشگاه هاروارد شروع به کار کرد.
او به اتفاق همکاران خود در این پروژه با ۱۳۴ نفر از شخصیت های حکومتی در قبل از انقلاب و بعد از ان ، که در تاریخ معاصر ایران ناظر یا بازیگر در رویدادهای تاریخی بین سالهای ۱۲۹۹ الی ۱۳۶۰ بودند مصاحبه کرد، این پروژه نزدیک به ۱۰ سال به طول انجامید و امروزه بعنوان مرجعی بزرگ در اختیار مورخین قرار گرفته است..
#تاریخ_معاصرایران
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅سه خاطره از آیة الله طالقانی
✍رضا بابایی
چند سال پیش، با دو رفیق شفیق، به گلیرد، زادگاه آیة الله طالقانی رفتیم. یکی از ما سه نفر، کتابی دربارۀ آیة الله طالقانی نوشته بود و برای تحقیق بیشتر دربارۀ ایشان، قصد داشت با مردم روستا و اهالی طالقان گفتوگو کند.
🔸از میان دیدهها و شنیدهها در آن سفر، سه خاطره برای من جالبتر بود:
🔹1. کسی میگفت: آقای طالقانی وقتی به ما میرسید، تنها دربارۀ کار و بار ما پرسوجو میکرد. مثلا با چوپان دربارۀ گاو و گوسفند و دامداری حرف میزد، با کشاورز دربارۀ کشاورزی، با معلم دربارۀ درس و کتاب و دانشآموزان و با مهندس دربارۀ علم و صنعت.
🔸2. یکی از اهالی روستا میگفت: از پدرم شنیدم که روزی یکی از روحانیان مشهور منطقه به آیة الله طالقانی گفته بود که شما چرا مردم را امر به معروف و نهی از منکر نمیکنید؟ ایشان پرسیدند: مثلا چه باید بکنم؟ گفت: مثلا شما هیچ اهتمامی برای جمع کردن مردم در مسجد ندارید. اگر دوست ندارید برای مردم سخنرانی کنید، اقلا برای نماز جماعت دعوتشان کنید.
🔹آیة الله طالقانی به آن روحانی مشهور گفته بود: به عمل کار برآید، به سخندانی نیست. من هر نیمهشب در این هوای سرد زمستان، فانوسبهدست تا سرِ چشمه میروم و وضو میگیرم. بعد هم آهسته و قدمزنان به سوی مسجد میروم که نمازم را بخوانم. اگر این کار من، کسی را به نماز و مسجد دعوت نکند، از سخنرانی و تبلیغ و داد و فریاد هم کاری برنمیآید. (زمستانهای طالقان، بسیار سرد و طولانی است و چشمۀ آب سرد گلیرد هم تقریبا در بیرون از روستا است)
🔸3. یکی از اهالی گلیرد از پیران روستا نقل میکرد: روزی طالقانی جوان را دیدیم که با عدهای از مردم به سمت کوه مقابل روستا میرود. بالای کوه، مزار جدّ ایشان (معروف به سیدآقا) بود که مردم برای زیارت به آنجا میرفتند. آقای طالقانی وقتی به مزار رسید، با کلنگی که با خود آورده بود، شروع کرد به خراب کردن بنایی که مردم روی قبر ایشان ساخته بودند.
🔹ظهر هم در مسجد روستا سخنرانی کرد و گفت: من دیدم که کار مردم شده است نذر و نیاز به مزار سیدآقا! او هم انسانی بود مانند شما. گیرم علم و تقوای بیشتری داشت. اینها باعث نمیشود که شما بروید آنجا، نخ و پارچه گره بزنید.
🔰کانال #صدای_نوین_خراسان
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍رضا بابایی
چند سال پیش، با دو رفیق شفیق، به گلیرد، زادگاه آیة الله طالقانی رفتیم. یکی از ما سه نفر، کتابی دربارۀ آیة الله طالقانی نوشته بود و برای تحقیق بیشتر دربارۀ ایشان، قصد داشت با مردم روستا و اهالی طالقان گفتوگو کند.
🔸از میان دیدهها و شنیدهها در آن سفر، سه خاطره برای من جالبتر بود:
🔹1. کسی میگفت: آقای طالقانی وقتی به ما میرسید، تنها دربارۀ کار و بار ما پرسوجو میکرد. مثلا با چوپان دربارۀ گاو و گوسفند و دامداری حرف میزد، با کشاورز دربارۀ کشاورزی، با معلم دربارۀ درس و کتاب و دانشآموزان و با مهندس دربارۀ علم و صنعت.
🔸2. یکی از اهالی روستا میگفت: از پدرم شنیدم که روزی یکی از روحانیان مشهور منطقه به آیة الله طالقانی گفته بود که شما چرا مردم را امر به معروف و نهی از منکر نمیکنید؟ ایشان پرسیدند: مثلا چه باید بکنم؟ گفت: مثلا شما هیچ اهتمامی برای جمع کردن مردم در مسجد ندارید. اگر دوست ندارید برای مردم سخنرانی کنید، اقلا برای نماز جماعت دعوتشان کنید.
🔹آیة الله طالقانی به آن روحانی مشهور گفته بود: به عمل کار برآید، به سخندانی نیست. من هر نیمهشب در این هوای سرد زمستان، فانوسبهدست تا سرِ چشمه میروم و وضو میگیرم. بعد هم آهسته و قدمزنان به سوی مسجد میروم که نمازم را بخوانم. اگر این کار من، کسی را به نماز و مسجد دعوت نکند، از سخنرانی و تبلیغ و داد و فریاد هم کاری برنمیآید. (زمستانهای طالقان، بسیار سرد و طولانی است و چشمۀ آب سرد گلیرد هم تقریبا در بیرون از روستا است)
🔸3. یکی از اهالی گلیرد از پیران روستا نقل میکرد: روزی طالقانی جوان را دیدیم که با عدهای از مردم به سمت کوه مقابل روستا میرود. بالای کوه، مزار جدّ ایشان (معروف به سیدآقا) بود که مردم برای زیارت به آنجا میرفتند. آقای طالقانی وقتی به مزار رسید، با کلنگی که با خود آورده بود، شروع کرد به خراب کردن بنایی که مردم روی قبر ایشان ساخته بودند.
🔹ظهر هم در مسجد روستا سخنرانی کرد و گفت: من دیدم که کار مردم شده است نذر و نیاز به مزار سیدآقا! او هم انسانی بود مانند شما. گیرم علم و تقوای بیشتری داشت. اینها باعث نمیشود که شما بروید آنجا، نخ و پارچه گره بزنید.
🔰کانال #صدای_نوین_خراسان
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
فردوسی خوانی / امیر خادم 16
@avabookchannel
🎧 فردوسی خوانی
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت شانزدهم: داستان نبرد رستم و افراسیاب
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
@tarbd
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت شانزدهم: داستان نبرد رستم و افراسیاب
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
@tarbd
✅*شکم های فقیر ذهنِ فقیرمیسازد، وذهن های فقیر،دنبال توسعه وترقی نمیرود.*
یه ﻣﻌﻠﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮبی ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ...
سنی ازش گذشته بود و حالا ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺩﻭﺭﻩﯼ ﺧﺪﻣﺘﺶ ﺑﻮﺩ. علاوه بر تجربه، بسیار خوش اخلاق بود، ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺁﺭﻭﻡ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ داشتنی بود...!
ما با تمام بچگیمون هرگز نمیخواستیم ناراحتی اش رو ببینیم...
وقتِ کلاس، ﻫﻤﻪ ﺳﺎﮐﺖ ﻣﻰﻧﺸﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﺎﺵ ﮔﻮﺵ میدادیم...
ﻫﻤﯿﺸﻪ میگفت: ﻫﺮ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺑﭙﺮﺳﯿﺪ، اگه ﺑﻠﺪ هم ﻧﺒﺎﺷﻢ، ﻣﯿﺮﻡ مطالعه میکنم و جواب میدم...
ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﻗﻀﯿﻪﯼ *ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺯﻛﺮﻳﺎﻯ ﺭﺍﺯﻯ قصد ساختنش را داشتند*. ﺯﮐﺮﯾﺎﯼ ﺭﺍﺯﯼ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ *ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﺗﯿﮑﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻘﻄﻪ از ﺷﻬﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ، ﻫﺮ ﺟﺎ ﻛﻪ ﺩﯾﺮﺗﺮ ﻓﺎﺳﺪ ﺷﺪ، هموﻧﺠﺎ درماﻧﮕﺎﻩ ﺭﻭ بسازيد...*
ﺑﻌﺪ ﺳﻮالهای ﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻗﺎ ﻣﻌﻠﻢ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ.
؟؟؟!!!
بچهها: آقا اجازه؟ سگها ﮔﻮشتها ﺭﻭ ﻧﺨﻮﺭﺩﻥ؟!
معلم: ﻧﻪ ﺣﺘﻤﺎً روی یکجای بلند یا محفوظ ﺑﻮﺩﻩ؛ نمیدونم...!
بچهها: ﺩﺯﺩها یا فقیرها ﮔﻮشتها ﺭﻭ ﻧﺒﺮﺩﻥ؟!
معلم: نمیدﻭﻧﻢ؛ ﺷﺎﻳﺪ ﮐﺴﯽ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﻮﺩﻩ...
بچهها: ﮔﻮشتهایی ﻛﻪ ﺑﺮﺍی ﻓﺎﺳﺪ ﺷﺪﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ، ﺍﺳﺮﺍﻑ ﻧﺒﻮﺩ؟!
معلم: ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ، ﭼﻬﺎﺭ ﺗﯿﮑﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺍﯾﺮﺍﺩﯼ ﻧﺪﺍشته ﻛﻪ ﻓﺎﺳﺪ بشه...
بچهها: ﺍﮔﻪ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺍﺯ ﮔﻮشتها، ﺳﺎﻟﻢ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﻦ، ﮐﺠﺎ ﺩﺭﻣﻮﻧﮕﺎﻩ ﺭﻭ میسازند؟!
معلم: ﺳﻮﺍﻝ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﺣﺘﻤﺎً باز هم ﺻﺒﺮ میکردند ﺑﺒﯿﻨﻨﺪ ﮐﺪﻭﻡ ﺗﻴﻜﻪ ﮔﻮﺷﺖ زودتر فاسد میشه...
بچهها: ﺍﻭﻥ ﮔﻮشتی ﮐﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﻣﻮﻧﺪه ﺭﻭ ﺁﺧﺮﺵ ﻣﻴﺨﻮﺭﻧﺪ؟!
معلم: نمیدﻭﻧﻢ، ﭘﺴﺮﺟﺎﻥ ﺣﺘﻤﺎ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻥ ﺩﻳﮕﻪ...
بچهها از این دست سوالها پرسیدند تا اینکه معلم *عصبانی و ناراحت شده و از جایش بلند شد و رفت بیرون کلاس قدم زد. ﯾﻪ ﮐﻢ ﻛﻪ آﺭوﻡ ﺷﺪ، برگشت و سرجایش ﻧﺸﺴﺖ* ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺩﻭﺭهی ﺧﺪﻣﺘﻢ تموﻡ میشه. ﺑﻪ آﺧﺮ ﻋﻤﺮﻡ ﻫﻢ چیز ﺯﯾﺎﺩی نموﻧﺪه! *ﻭﻟﯽ ﺩﻟﻢ میسوزه، ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻤﻠﮑﺘﻢ! ﮐﻪ ﺫﻫﻦ بچهﻫﺎﯼ* *ﮐﻮﭼﯿﮑﺶ، اینقدر ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﺳﺖ...!*
*همهشون ﻧﮕﺮﺍﻥ ﮔﻮشت ﻫﺴﺘﻨﺪ. از بین این همه سوال که درباره گوشت پرسیدید یک نفر نپرسید درمانگاه چی شد؟ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ؟ ﻧﺸﺪ؟ ﺍﺻﻼً اون زمان ﭼﻄﻮﺭ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎهی میساختند؟ چه سبکی داشته؟ چه بخشهایی براش درست میکردند؟*
*ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﺗﻮی ذهنهاﯾﯽ ﮐﻪ ﻓﻘﺮ ﻭ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﭘﺮ ﺷﺪﻩ، ﺟﺎﯾﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻭ ﺭﺷﺪ ﻭ ﺁﯾﻨﺪﻩﯼ ﻭﻃﻦ باقی نمیمونه...*
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﮓ ﺑﺨﻮﺭه ﺳﺮﺵ ﺭا ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺘﺎﺵ ﻭبه نقطه ای عمیق خیــــره شدو ﮔﻔﺖ:
ﺁﺭوﻡ ﺑﺮﯾﺪ ﺗﻮ ﺣﯿﺎﻁ...
ﻭﻟﻰ ﻣﺎ ﻧﺮﻓﺘﯿﻢ...
آنروز ﺧﯿﻠﯽ نمیﻓﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﭼﯽ ﮔﻔﺖ ﻭ ﭼﯽ ﺷﺪ. ﻓﻘﻂ به احترام او، اونقدر ساکت سرجامون ﻧﺸﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﻌﻠﻢ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﯾﻢ، ﺗﺎ ﺯﻧﮓ ﺧﻮﺭد...!
حکایت این روزهای مملکت ما هم همینه...
اینقدر گرسنگی عمدی ومصنوعی بوجود اوردند که هیچکس دنبال توسعه و سازندگی، راهکاری برای عمران و آبادی، برای اشتغال و گشایش نرفت و نیست. توی هیچ جمعی برای برون رفت از این بنبستها و خلاصی از مشکلات بحثی نمیشود! *فقط ذهنمون درگیر دلار و ارز و سکه و بورس و جدیداً هم مرغ و تخممرغ و روغن وقیمت نامعقول پراید هست...*
كلاً ذهن آحادمان گرسنه و فقير است. “فقیر”!!!
@tarbd
یه ﻣﻌﻠﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮبی ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ...
سنی ازش گذشته بود و حالا ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺩﻭﺭﻩﯼ ﺧﺪﻣﺘﺶ ﺑﻮﺩ. علاوه بر تجربه، بسیار خوش اخلاق بود، ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺁﺭﻭﻡ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ داشتنی بود...!
ما با تمام بچگیمون هرگز نمیخواستیم ناراحتی اش رو ببینیم...
وقتِ کلاس، ﻫﻤﻪ ﺳﺎﮐﺖ ﻣﻰﻧﺸﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﺎﺵ ﮔﻮﺵ میدادیم...
ﻫﻤﯿﺸﻪ میگفت: ﻫﺮ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺑﭙﺮﺳﯿﺪ، اگه ﺑﻠﺪ هم ﻧﺒﺎﺷﻢ، ﻣﯿﺮﻡ مطالعه میکنم و جواب میدم...
ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﻗﻀﯿﻪﯼ *ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺯﻛﺮﻳﺎﻯ ﺭﺍﺯﻯ قصد ساختنش را داشتند*. ﺯﮐﺮﯾﺎﯼ ﺭﺍﺯﯼ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ *ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﺗﯿﮑﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻘﻄﻪ از ﺷﻬﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ، ﻫﺮ ﺟﺎ ﻛﻪ ﺩﯾﺮﺗﺮ ﻓﺎﺳﺪ ﺷﺪ، هموﻧﺠﺎ درماﻧﮕﺎﻩ ﺭﻭ بسازيد...*
ﺑﻌﺪ ﺳﻮالهای ﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻗﺎ ﻣﻌﻠﻢ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ.
؟؟؟!!!
بچهها: آقا اجازه؟ سگها ﮔﻮشتها ﺭﻭ ﻧﺨﻮﺭﺩﻥ؟!
معلم: ﻧﻪ ﺣﺘﻤﺎً روی یکجای بلند یا محفوظ ﺑﻮﺩﻩ؛ نمیدونم...!
بچهها: ﺩﺯﺩها یا فقیرها ﮔﻮشتها ﺭﻭ ﻧﺒﺮﺩﻥ؟!
معلم: نمیدﻭﻧﻢ؛ ﺷﺎﻳﺪ ﮐﺴﯽ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﻮﺩﻩ...
بچهها: ﮔﻮشتهایی ﻛﻪ ﺑﺮﺍی ﻓﺎﺳﺪ ﺷﺪﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ، ﺍﺳﺮﺍﻑ ﻧﺒﻮﺩ؟!
معلم: ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ، ﭼﻬﺎﺭ ﺗﯿﮑﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺍﯾﺮﺍﺩﯼ ﻧﺪﺍشته ﻛﻪ ﻓﺎﺳﺪ بشه...
بچهها: ﺍﮔﻪ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺍﺯ ﮔﻮشتها، ﺳﺎﻟﻢ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﻦ، ﮐﺠﺎ ﺩﺭﻣﻮﻧﮕﺎﻩ ﺭﻭ میسازند؟!
معلم: ﺳﻮﺍﻝ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﺣﺘﻤﺎً باز هم ﺻﺒﺮ میکردند ﺑﺒﯿﻨﻨﺪ ﮐﺪﻭﻡ ﺗﻴﻜﻪ ﮔﻮﺷﺖ زودتر فاسد میشه...
بچهها: ﺍﻭﻥ ﮔﻮشتی ﮐﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﻣﻮﻧﺪه ﺭﻭ ﺁﺧﺮﺵ ﻣﻴﺨﻮﺭﻧﺪ؟!
معلم: نمیدﻭﻧﻢ، ﭘﺴﺮﺟﺎﻥ ﺣﺘﻤﺎ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻥ ﺩﻳﮕﻪ...
بچهها از این دست سوالها پرسیدند تا اینکه معلم *عصبانی و ناراحت شده و از جایش بلند شد و رفت بیرون کلاس قدم زد. ﯾﻪ ﮐﻢ ﻛﻪ آﺭوﻡ ﺷﺪ، برگشت و سرجایش ﻧﺸﺴﺖ* ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺩﻭﺭهی ﺧﺪﻣﺘﻢ تموﻡ میشه. ﺑﻪ آﺧﺮ ﻋﻤﺮﻡ ﻫﻢ چیز ﺯﯾﺎﺩی نموﻧﺪه! *ﻭﻟﯽ ﺩﻟﻢ میسوزه، ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻤﻠﮑﺘﻢ! ﮐﻪ ﺫﻫﻦ بچهﻫﺎﯼ* *ﮐﻮﭼﯿﮑﺶ، اینقدر ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﺳﺖ...!*
*همهشون ﻧﮕﺮﺍﻥ ﮔﻮشت ﻫﺴﺘﻨﺪ. از بین این همه سوال که درباره گوشت پرسیدید یک نفر نپرسید درمانگاه چی شد؟ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ؟ ﻧﺸﺪ؟ ﺍﺻﻼً اون زمان ﭼﻄﻮﺭ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎهی میساختند؟ چه سبکی داشته؟ چه بخشهایی براش درست میکردند؟*
*ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﺗﻮی ذهنهاﯾﯽ ﮐﻪ ﻓﻘﺮ ﻭ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﭘﺮ ﺷﺪﻩ، ﺟﺎﯾﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻭ ﺭﺷﺪ ﻭ ﺁﯾﻨﺪﻩﯼ ﻭﻃﻦ باقی نمیمونه...*
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﮓ ﺑﺨﻮﺭه ﺳﺮﺵ ﺭا ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺘﺎﺵ ﻭبه نقطه ای عمیق خیــــره شدو ﮔﻔﺖ:
ﺁﺭوﻡ ﺑﺮﯾﺪ ﺗﻮ ﺣﯿﺎﻁ...
ﻭﻟﻰ ﻣﺎ ﻧﺮﻓﺘﯿﻢ...
آنروز ﺧﯿﻠﯽ نمیﻓﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﭼﯽ ﮔﻔﺖ ﻭ ﭼﯽ ﺷﺪ. ﻓﻘﻂ به احترام او، اونقدر ساکت سرجامون ﻧﺸﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﻌﻠﻢ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﯾﻢ، ﺗﺎ ﺯﻧﮓ ﺧﻮﺭد...!
حکایت این روزهای مملکت ما هم همینه...
اینقدر گرسنگی عمدی ومصنوعی بوجود اوردند که هیچکس دنبال توسعه و سازندگی، راهکاری برای عمران و آبادی، برای اشتغال و گشایش نرفت و نیست. توی هیچ جمعی برای برون رفت از این بنبستها و خلاصی از مشکلات بحثی نمیشود! *فقط ذهنمون درگیر دلار و ارز و سکه و بورس و جدیداً هم مرغ و تخممرغ و روغن وقیمت نامعقول پراید هست...*
كلاً ذهن آحادمان گرسنه و فقير است. “فقیر”!!!
@tarbd
❤1
✅ آمار جمعیت جهان به درصد که فهمش آسانتر است
جمعیت جهان درحال حاضر حدود 7.8 میلیارد نفر تخمین زده شده. برای اکثر اشخاص، این عدد بزرگیست.
ولی وقتی به درصد تبدیل میشود، آمار راحت تر فهمیده میشوند:
- ۱۱ ٪ در اروپا هستند،
- ۵ ٪ در امریکای شمالی
- ۹ ٪ در امریکای جنوبی
- ۱۵ ٪ در افریقا
- ۶۰ ٪ در آسیا.
از میان کل جمعیت ۴۹ ٪ درحومهء شهرها زندگی میکنند و ۵۱ ٪ در شهرها.
۷۷ ٪ خانهء شخصی دارند و ۲۳ ٪ اصلاً خانه ندارند.
۲۱ ٪ پرخور هستند.
۶۳ ٪ خوب میخورند.
۱۵ ٪ کمبود تغذیه دارند و یک درصد آخرین غذایشان را خورده ولی فردایی برایشان نیست.
درآمد روزانهء ۴۸ ٪ کمتر از ۲ دلار است.
۸۷ ٪ آب تمیز میخورند.
۱۳ ٪ یا آب تمیز نمیخورند و یا منبع آبی آنها آلوده است.
۷۵ ٪ موبایل دارند اما ۲۵ ٪ ندارند
۳۰ ٪ دسترسی به اینترنت دارند ولی ۷۰ ٪ شرایط برای وصل شدن به اینترنت را ندارند
۷ ٪ تحصیلات دانشگاهی دارند،
ولی۹۳ ٪ تحصیلات عالی ندارند
۸۳ ٪ باسوادند،
۱۷ ٪ بیسواد.
۳۳ ٪ مسیحی
۲۲ ٪ مسلمان
۱۴ ٪ هندو
۷ ٪ بودایی
۱۲ ٪ دینهای مختلف
۱۲ ٪ اعتقاد به هیچ دینی ندارند.
* جمعیتی که غذای خوب میخورید، آب تمیز دارید، میتوانید وارد اینترنت شوید، به دانشگاه رفته اند، کمتر از ۷٪ جمعیت جهان هستند.
از ۱۰۰ ٪ در دنیا فقط ۸ ٪ از سن ۶۵ سالگی عبور میکنند.
@tarbd
جمعیت جهان درحال حاضر حدود 7.8 میلیارد نفر تخمین زده شده. برای اکثر اشخاص، این عدد بزرگیست.
ولی وقتی به درصد تبدیل میشود، آمار راحت تر فهمیده میشوند:
- ۱۱ ٪ در اروپا هستند،
- ۵ ٪ در امریکای شمالی
- ۹ ٪ در امریکای جنوبی
- ۱۵ ٪ در افریقا
- ۶۰ ٪ در آسیا.
از میان کل جمعیت ۴۹ ٪ درحومهء شهرها زندگی میکنند و ۵۱ ٪ در شهرها.
۷۷ ٪ خانهء شخصی دارند و ۲۳ ٪ اصلاً خانه ندارند.
۲۱ ٪ پرخور هستند.
۶۳ ٪ خوب میخورند.
۱۵ ٪ کمبود تغذیه دارند و یک درصد آخرین غذایشان را خورده ولی فردایی برایشان نیست.
درآمد روزانهء ۴۸ ٪ کمتر از ۲ دلار است.
۸۷ ٪ آب تمیز میخورند.
۱۳ ٪ یا آب تمیز نمیخورند و یا منبع آبی آنها آلوده است.
۷۵ ٪ موبایل دارند اما ۲۵ ٪ ندارند
۳۰ ٪ دسترسی به اینترنت دارند ولی ۷۰ ٪ شرایط برای وصل شدن به اینترنت را ندارند
۷ ٪ تحصیلات دانشگاهی دارند،
ولی۹۳ ٪ تحصیلات عالی ندارند
۸۳ ٪ باسوادند،
۱۷ ٪ بیسواد.
۳۳ ٪ مسیحی
۲۲ ٪ مسلمان
۱۴ ٪ هندو
۷ ٪ بودایی
۱۲ ٪ دینهای مختلف
۱۲ ٪ اعتقاد به هیچ دینی ندارند.
* جمعیتی که غذای خوب میخورید، آب تمیز دارید، میتوانید وارد اینترنت شوید، به دانشگاه رفته اند، کمتر از ۷٪ جمعیت جهان هستند.
از ۱۰۰ ٪ در دنیا فقط ۸ ٪ از سن ۶۵ سالگی عبور میکنند.
@tarbd
✅جرج شولتز وزیر وقت خارجه آمریکا درمصاحبه ای می گوید:
گورباچف می دانست که کشورش با ارزشهای کمونیستی که برای مردم خمیرمایه جوک و شوخی شده است و آن ژنرال های متمولی که هنوز برای مردم دروغ های باورنکردنی را تکرار می کردند دچار چه وضعیت اسف باری شده است . او امید داشت مصالحه با آمریکا و تمرکز بر مشکلات داخلی، اندکی این وضعیت را بهبود بخشد حال آنکه خوب فهمیده بود که شوروی بخاطر ریشخند به دموکراسی چه تاوان سختی را باید بدهد.
یادم هست که پرزیدنت ریگان در همان جلسه اول به او گفت:«چیزی که یک ملت نیاز دارد آزادی بیان و دموکراسی است، مثلا هر شهروند آمریکایی می تواند به دفتر من بیاید و به راحتی از ریگان انتقاد کند»، گورباچف که فکر می کرد خیلی بامزه است، درجواب گفت:«برخلاف نظر شما، شوروی با دموکراسی و آزادی بیان بیگانه نیست، در شوروی هم مردم می توانند به دفتر من بیایند و به راحتی از ریگان انتقاد کنند!».
Charlie Rose interview with George Shultz. Charlie Rose)
🔸قطار #کمونیسم در حال حرکت بود که دچار نقص فنی شد. رفیق #استالین که این صحنه را دید بعد از تکانه های شدید دستور داد راننده را اعدام کنند، نیمی از مسافران را پیاده و مابقی را مجبور به هل دادن قطار کنند.
رفیق #خروشچف که احساس ناراحتی میکرد، پیشنهاد تجدید نظر در روش های اشتباه گذشته را داد، او می گفت که باید از از راننده قطار اعاده حیثیت و تلاش کرد ، از مسافران عذرخواهی کرد و قطار را به مسیر اصلی اش برگرداند.
رفيق #برژنف مخالف ایده رفیق خروشچف بود. او می گفت اول خروشچف را خفه کنید و بعد همه مسافران را بخوابانید و به هر بدبختی که هست قطار را آرام تکان تکان دهید که آنها فکر کنند قطار در حال حرکت است.
رفیق #گورباچف اما برخلاف همه رفقا، با عصبانیت فریاد زد: این راه ها دیگر بی فایده است باید از قطار بیرون بپریم و همگی فریاد بزنیم: «قطار دیگه راه نمیره، قطار دیگه راه نمیره»
✔️منبع :داس و چکش: تاریخ فرهنگی کمونیسم (بررسی طنز و جنبه های فرهنگی دوران کمونیسم)
Hammer and Tickle: A Cultural History of Communism /by Ben Lewis
📌امروز (1986) سالگرد آغاز مذاکرات ریگان و و گورباچف، سران ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی است.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
گورباچف می دانست که کشورش با ارزشهای کمونیستی که برای مردم خمیرمایه جوک و شوخی شده است و آن ژنرال های متمولی که هنوز برای مردم دروغ های باورنکردنی را تکرار می کردند دچار چه وضعیت اسف باری شده است . او امید داشت مصالحه با آمریکا و تمرکز بر مشکلات داخلی، اندکی این وضعیت را بهبود بخشد حال آنکه خوب فهمیده بود که شوروی بخاطر ریشخند به دموکراسی چه تاوان سختی را باید بدهد.
یادم هست که پرزیدنت ریگان در همان جلسه اول به او گفت:«چیزی که یک ملت نیاز دارد آزادی بیان و دموکراسی است، مثلا هر شهروند آمریکایی می تواند به دفتر من بیاید و به راحتی از ریگان انتقاد کند»، گورباچف که فکر می کرد خیلی بامزه است، درجواب گفت:«برخلاف نظر شما، شوروی با دموکراسی و آزادی بیان بیگانه نیست، در شوروی هم مردم می توانند به دفتر من بیایند و به راحتی از ریگان انتقاد کنند!».
Charlie Rose interview with George Shultz. Charlie Rose)
🔸قطار #کمونیسم در حال حرکت بود که دچار نقص فنی شد. رفیق #استالین که این صحنه را دید بعد از تکانه های شدید دستور داد راننده را اعدام کنند، نیمی از مسافران را پیاده و مابقی را مجبور به هل دادن قطار کنند.
رفیق #خروشچف که احساس ناراحتی میکرد، پیشنهاد تجدید نظر در روش های اشتباه گذشته را داد، او می گفت که باید از از راننده قطار اعاده حیثیت و تلاش کرد ، از مسافران عذرخواهی کرد و قطار را به مسیر اصلی اش برگرداند.
رفيق #برژنف مخالف ایده رفیق خروشچف بود. او می گفت اول خروشچف را خفه کنید و بعد همه مسافران را بخوابانید و به هر بدبختی که هست قطار را آرام تکان تکان دهید که آنها فکر کنند قطار در حال حرکت است.
رفیق #گورباچف اما برخلاف همه رفقا، با عصبانیت فریاد زد: این راه ها دیگر بی فایده است باید از قطار بیرون بپریم و همگی فریاد بزنیم: «قطار دیگه راه نمیره، قطار دیگه راه نمیره»
✔️منبع :داس و چکش: تاریخ فرهنگی کمونیسم (بررسی طنز و جنبه های فرهنگی دوران کمونیسم)
Hammer and Tickle: A Cultural History of Communism /by Ben Lewis
📌امروز (1986) سالگرد آغاز مذاکرات ریگان و و گورباچف، سران ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی است.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
فردوسی خوانی / امیر خادم 17
@avabookchannel
🎧 فردوسی خوانی
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت هفدهم: شروع داستان نبرد مازندران
@tarbd
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت هفدهم: شروع داستان نبرد مازندران
@tarbd
✅تختِ جمشید (پارسه) -
📝سرودهٔ بانو هما ارژنگی
فایل شنیداری شعر تختِ جمشید (پارسه) با صدای شاعر را از این نشانی دریافت کنید.
http://www.iranboom.org/posheh/shenidari/khanesh/bano-arjangi/takhtjamshid-arjang.mp3
ای تختِ سرفراز که سرسوده ای به ناز
بر سینهء ستبر وشکیبای کوهسار،
ای قصه گوی پیر که بنهفته ای به دل
صد ها نشان ز شوکتِ دیرین به یادگار،
ای جشنگاهِ مهر که تا آسمان به پاست
شاهینِ بخت و فرِ همای تو پایدار،
بنگر چگونه با همه جان و هستی ام
بر خاکِ پاکِ پر گهرت بوسه می زنم
چون پیچکی ، به گردِ بلندای هر ستون
تاری ز مهرِ سینه بی تاب می تنم !
ای یادگارِ اوج و شکوهِ گذشته ها،
ای شاهکارِ دانش و فرهنگِ دیر پا،
آن دور های دور،
آن روز ها که سینهء خونینِ این زمین،
در چنگِ خشم و پنجه بیداد می شکست،
دروازه ات که درگه مهر است و سروری،
چون روزنی به بارگهِ داد و یاوری،
بر روی مردمان،
از هر تبار و کیش، با هر زبان و رنگ،
باز و گشاده بود
وان تختگاهِ جم،
آن جا که برگزیدهء مردان روزگار
از هر نژاد و دین، با مهر و همدلی
دور از دروغ و کین،
بر داد گر شهنشهِ یاری گرِ زمین
می خواند آفرین،
چونان نگین به بامِ هنر ایستاده بود.
ای تختِ جم نشان،
هر سو که رو کنم،
گنجینه ای ز دانش و فرآیدم به پیش
گویی که هورمزد،
خاکِ تو را ز کانِ هنر آفریده است
شاهینِ شیر پیکرِ بنشسته بر فراز،
فرخ نشانه ای ز شکوه و توانگری ست
در هر ستونِ بر شده بر پهنه سپهر،
پیدا تلاش و دانشِ مردانِ گوهری ست
وان نقش های مانده ز دوران به یادگار،
زیبا نمادِ رامش و پیمان و یاوری ست
ای بارگاهِ مهر و هنر، ای شکسته پر،
با آن که دشمنانه به کین ات گداختند،
وز پیکرِ ستبرِ تو ویرانه ساختند،
با آنکه در شکستِ تو بس تیغ آختند،
چون گوهری به گنجِ هنر شاهواره ای
درِآسمانِ کشورِ جم ماه پاره ای
****
شاهنشهانِ تو،
آن رهروانِ راستی و مهر و مردمی،
آنان که با یگانه دانا ، اهورمزد
در هر زمانه یار ترین یار بوده اند،
بر این نگاره های ماندنی و سنگ های سخت،
با خامه امید،
زیبا ترین سرودِ* جهان را سروده اند.
باشد که این سرود، خروشنده همچو رود،
بر دشتِ خشک و تشنه میهن روان شود
باشد که طفلِ گمشدهء شادی و امید
با خنده و ترانه آزادگی به لب،
شادان در آید از ره و این خاکِ غمزده،
جانی دوباره یابد و ایران جوان شود.
**سرود: داریوش شاه گوید این کشورِ پارس که اهورامزدایم به من سپرد، زیبا و نیک مردم است.
باشد که اهورامزدا ان را از خشکسالی و دروغ و دشمن بپایاد.
من این را به نماز خواسته ام.
و....
خدای بزرگ است اهورا مزدا که این زمین را آفرید، که آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید.
ایدون باد
هما ارژنگی
چهاردهم شهریور هزار و سیصد و نود و هفت
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📝سرودهٔ بانو هما ارژنگی
فایل شنیداری شعر تختِ جمشید (پارسه) با صدای شاعر را از این نشانی دریافت کنید.
http://www.iranboom.org/posheh/shenidari/khanesh/bano-arjangi/takhtjamshid-arjang.mp3
ای تختِ سرفراز که سرسوده ای به ناز
بر سینهء ستبر وشکیبای کوهسار،
ای قصه گوی پیر که بنهفته ای به دل
صد ها نشان ز شوکتِ دیرین به یادگار،
ای جشنگاهِ مهر که تا آسمان به پاست
شاهینِ بخت و فرِ همای تو پایدار،
بنگر چگونه با همه جان و هستی ام
بر خاکِ پاکِ پر گهرت بوسه می زنم
چون پیچکی ، به گردِ بلندای هر ستون
تاری ز مهرِ سینه بی تاب می تنم !
ای یادگارِ اوج و شکوهِ گذشته ها،
ای شاهکارِ دانش و فرهنگِ دیر پا،
آن دور های دور،
آن روز ها که سینهء خونینِ این زمین،
در چنگِ خشم و پنجه بیداد می شکست،
دروازه ات که درگه مهر است و سروری،
چون روزنی به بارگهِ داد و یاوری،
بر روی مردمان،
از هر تبار و کیش، با هر زبان و رنگ،
باز و گشاده بود
وان تختگاهِ جم،
آن جا که برگزیدهء مردان روزگار
از هر نژاد و دین، با مهر و همدلی
دور از دروغ و کین،
بر داد گر شهنشهِ یاری گرِ زمین
می خواند آفرین،
چونان نگین به بامِ هنر ایستاده بود.
ای تختِ جم نشان،
هر سو که رو کنم،
گنجینه ای ز دانش و فرآیدم به پیش
گویی که هورمزد،
خاکِ تو را ز کانِ هنر آفریده است
شاهینِ شیر پیکرِ بنشسته بر فراز،
فرخ نشانه ای ز شکوه و توانگری ست
در هر ستونِ بر شده بر پهنه سپهر،
پیدا تلاش و دانشِ مردانِ گوهری ست
وان نقش های مانده ز دوران به یادگار،
زیبا نمادِ رامش و پیمان و یاوری ست
ای بارگاهِ مهر و هنر، ای شکسته پر،
با آن که دشمنانه به کین ات گداختند،
وز پیکرِ ستبرِ تو ویرانه ساختند،
با آنکه در شکستِ تو بس تیغ آختند،
چون گوهری به گنجِ هنر شاهواره ای
درِآسمانِ کشورِ جم ماه پاره ای
****
شاهنشهانِ تو،
آن رهروانِ راستی و مهر و مردمی،
آنان که با یگانه دانا ، اهورمزد
در هر زمانه یار ترین یار بوده اند،
بر این نگاره های ماندنی و سنگ های سخت،
با خامه امید،
زیبا ترین سرودِ* جهان را سروده اند.
باشد که این سرود، خروشنده همچو رود،
بر دشتِ خشک و تشنه میهن روان شود
باشد که طفلِ گمشدهء شادی و امید
با خنده و ترانه آزادگی به لب،
شادان در آید از ره و این خاکِ غمزده،
جانی دوباره یابد و ایران جوان شود.
**سرود: داریوش شاه گوید این کشورِ پارس که اهورامزدایم به من سپرد، زیبا و نیک مردم است.
باشد که اهورامزدا ان را از خشکسالی و دروغ و دشمن بپایاد.
من این را به نماز خواسته ام.
و....
خدای بزرگ است اهورا مزدا که این زمین را آفرید، که آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید.
ایدون باد
هما ارژنگی
چهاردهم شهریور هزار و سیصد و نود و هفت
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅پیشرفت عربستان در حوزه گردشگری/تلاش برای قطع وابستگی به نفت/ایران در تلاش برای تهاتر نفت با غذا
🔷عربستان در اجرای طرح توسعه گردشگری و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، قصد دارد تا در قالب پروژهای موسوم به پروژه دریگ، یک سکوی نفتی بزرگ در خلیج فارس را به مکانی تفریحی گردشگری تبدیل كند
🔷 سرمایه گذاری پروژه فوق توسط صندوق سرمایه گذاری عمومی عربستان PIF انجام خواهد شد.
🔷عربستان در حالی برای قطع وابستگی در تلاش است که رقیب وی در منطقه یعنی ایران به دلیل تحریم ها در تلاش برای تهاتر نفت با غذاست.
🔷این یعنی تهران از دو سو از ریاض عقب افتاده است.هم عدم امکان فروش نفت و هم عدم امکانات لازم برای آغاز روند قطع وابستگی به نفت.پیام اقتصاد
@Sahamnewsorg
🔷عربستان در اجرای طرح توسعه گردشگری و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، قصد دارد تا در قالب پروژهای موسوم به پروژه دریگ، یک سکوی نفتی بزرگ در خلیج فارس را به مکانی تفریحی گردشگری تبدیل كند
🔷 سرمایه گذاری پروژه فوق توسط صندوق سرمایه گذاری عمومی عربستان PIF انجام خواهد شد.
🔷عربستان در حالی برای قطع وابستگی در تلاش است که رقیب وی در منطقه یعنی ایران به دلیل تحریم ها در تلاش برای تهاتر نفت با غذاست.
🔷این یعنی تهران از دو سو از ریاض عقب افتاده است.هم عدم امکان فروش نفت و هم عدم امکانات لازم برای آغاز روند قطع وابستگی به نفت.پیام اقتصاد
@Sahamnewsorg
فردوسی خوانی / امیر خادم 18
@avabookchannel
🎧 فردوسی خوانی
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت هجدهم: داستان هفت خان رستم
@tarbd
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت هجدهم: داستان هفت خان رستم
@tarbd
Forwarded from BBCPersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹این ویدیو از آواز خواندن ۲ زن افغان با برقع بین کاربران شبکههای اجتماعی دست به دست میشود.
🔹آنها شعری از نادیا انجمن را میخوانند که گفته میشود اولین بار توسط شهلا زلاند، با آهنگی ساخته فرید زلاند خوانده شده است.
🔹با قدرت گرفتن دوباره طالبان در افغانستان نگرانیها درباره نادیده گرفته شدن حقوق زنان و ایجاد محدودیتهای زیاد برای آنان افزایش یافت.
@BBCPersian
🔹آنها شعری از نادیا انجمن را میخوانند که گفته میشود اولین بار توسط شهلا زلاند، با آهنگی ساخته فرید زلاند خوانده شده است.
🔹با قدرت گرفتن دوباره طالبان در افغانستان نگرانیها درباره نادیده گرفته شدن حقوق زنان و ایجاد محدودیتهای زیاد برای آنان افزایش یافت.
@BBCPersian
Forwarded from سهام نیوز
✅ قرص ضد كرونا كه محققان را شگفت زده كرد
بهتازگی خبر موفقیت آمیز بودن نتایج یک قرص ضد ویروسی کرونا محققان را شگفت زده کرد. خبری که متخصصان معتقدند بعد از تولید واکسنهای کرونا، بزرگترین گام در مبارزه با بیماری کووید -۱۹ هست.
قرص مولنوپیراویر اولین قرص خوراکی است که برای درمان کرونا قرار است بعد از تایید سازمان غذا و داروی آمریکا مورد استفاده قرار بگیرد.
تا به حال همه داروهای ضدویروسی، تزریقی بودند. سازنده این قرص شرکت آمریکایی مرک است. بي بي سي
@Sahamnewsorg
بهتازگی خبر موفقیت آمیز بودن نتایج یک قرص ضد ویروسی کرونا محققان را شگفت زده کرد. خبری که متخصصان معتقدند بعد از تولید واکسنهای کرونا، بزرگترین گام در مبارزه با بیماری کووید -۱۹ هست.
قرص مولنوپیراویر اولین قرص خوراکی است که برای درمان کرونا قرار است بعد از تایید سازمان غذا و داروی آمریکا مورد استفاده قرار بگیرد.
تا به حال همه داروهای ضدویروسی، تزریقی بودند. سازنده این قرص شرکت آمریکایی مرک است. بي بي سي
@Sahamnewsorg
📘 کتاب " دنیای سوفی "
✍ نوشته یوستین گردر
📝 ترجمه حسن کامشاد
🔹دنیای سوفی (به نروژی: Sofies verden) یک رمان فلسفی اثر یوستین گردر نویسنده نروژی است که چاپ اول آن در سال ۱۹۹۱ میلادی در نروژ منتشر شد. این اثر داستانی است که تاریخ فلسفه را به زبان ساده برای نوجوانان تشریح میکند. این کتاب تاکنون به ۵۴ زبان برگردانده شده و علاوه بر نوجوانان، توجه بزرگسالان را هم بخود جلب کرده است. از روی کتاب دنیای سوفی فیلمی به همین نام ساخته شده است.
🔹نویسنده این کتاب، یوستین گُردر، در سال ۱۹۵۲ در نروژ بدنیا آمد. سالها در "برگن" فلسفه تدریس کرد و پیوسته در فکر متن فلسفی ساده ای بود که بدرد شاگردان جوانش بخورد. چون متن مناسبی نیافت خود نشست و دنیای سوفی (۱۹۹۱) را نوشت.
🔹کتاب با استقبال غیره منتظره ای رو به رو گردید و در همان چند سال اول انتشار به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شد و تا کنون میلیونها نسخه در جهان فروش رفته است.
🔹گُردر استناد ساده نویسی و ایجاز است. سه هزار سال اندیشه را در ۶۰۰ صفحه می گنجاند ، و زیرکانه از قول گوته میگوید: "کسی که از سه هزار سال بهره نگیرد تنگدست بسر می برد." و چه راحت مباحث پیچیده فلسفه غرب را ، بی آنکه مبتذل شود به زبان ساده و شیوا و همه فهم بیان میکند: از جمله بهره جویی مسیحیت را از نظریه های افلاطون و ارسطو، ریشه گرفتن فرهنگ اروپایی را از فرهنگ سامی و هند_اروپایی، هگل را و بحث آنچه عقلی است ماندنی است،و دوران خود ما را و انسانِ محکوم به آزادی را وغیره و غیره.
🔹کلمه سوفی به صورت معرب در بخش دوم کلمه "فیلسوف" هم بکار رفته است. همانطور که می دانید کلمه یونانی فیلسوف مرکب از دو جز است : فیلوسس به معنی دوستدار و سوفیا به همان معنی خرد و رویهم رفته "فیلسوف" یعنی “خرد دوست”. مشهور است که نخستین بار سقراط واژه فیلسوف را به کار برده است؛
🔹زمانی که از او پرسیدند: «آیا تو فردی خِرَدمند هستی؟» وی پاسخ داد: «نه، اما خِرَددوست (Philosopher) هستم.»
🔸درباره داستان کتاب "دنیای سوفی"
🔹کتاب با روایت سوم شخص به ماجراهای "سوفی آموندسن"، دختر چهارده ساله نروژی می پردازد که با مادرش زندگی میکند. سوفی آموندسن دختری است که با ماجرای عجیبی روبرو میشود، او نامه ای از جانب فرد ناشناسی دریافت میکند که او را به تفکر درمورد ابتداییترین سوالات فلسفی و خودشناسی وا میدارد.
🔹فرد ناشناس با سوالاتی در باب مبنای فلسفه درس را آغاز ميكند، اينكه:
• خاستگاه فلسفه چيست، چرا و چگونه به وجود آمد و چه مسائلی را مطرح كرد و مطرح ميكند؟
• هنر چيست و رسالتش كدام است؟
• زيبایي به چه معناست؟
• آيا جهان از ازل وجود داشته است يا خداوند روزی روزگاری جهان را از هيچ خلق كرده است؟
• هدف از خلقت چيست؟
• عدالت را با مقياسی می توان سنجيد و فضيلت اخلاقی كدام است؟
• تاريخ چيست؟
و انبوهي از سوالات كلی و فراگير كه چون بنگريم كليد آگاهی ماست. انسان بايد پاسخی شايسته به اين سوالات بدهد تا بتواند بهتر زندگی كند و هدفمند عمرش را به پايان برساند. زندگي بدون هدف و فلسفه سرابي بيش نيست. فلاسفه ای كه آلبرتو به تشريح افكارشان مي پرازد هر یک متناسب با علم و شرايط محيط اطراف خود (سياسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی) از منظر خود براي پاسخ دادن به سوالاتی سرنوشت ساز اقدام كرده اند، سوالاتی كه برخی همچنان به قوت خويش باقی هستند!
🔹مدتی بعد او بسته های بزرگتری دریافت میکند که آغازگر یک دوره آموزش فلسفه برای او هستند. این شخص بعدتر خود را "آلبرتو کناکس" فیلسوف معرفی میکند که قصد آموزش فلسفه به سوفی نوجوان را دارد. در خلال نامه ها و دیدارهای این دو شخصیت؛ نویسنده تقریبا به اهم عقاید و نظریات فلسفی مطرح شده در طول تاریخ میپردازد. سرگذشت فیلسوفان طبیعی و پس از آن سقراط و افلاطون و ارسطو مطرح میشود سپس به فلسفه یونانیگری (هلنیسم) میپردازد، عقاید حاکم در قرون وسطا، دورهی رنسانس و عصر باروک را بیان میکند، باورهای دکارت، اسپینوزا، لاک، هیوم و بارکلی را شرح میدهد، وارد عصر روشنگری میشود، نظران کانت را مطرح میکند به تعریف رومانتیسیسم میپردازد، نظریات هگل، کرکه گور، مارکس، داروین و فروید را بیان میکند و در پایان به عصر حاضر میرسد و نظریه انفجار بزرگ را نیز مطرح میکند. در کنار این، ماجراهایی که بین سوفی و مادرش و دوستش به اسم یووانا رخ میدهد، به داستان لحنی شبیه داستان های نوجوانانه میدهد که خواننده را به دنبال کردن ماجرا ترغیب میکند.
@tarbd
https://t.me/ketab_mamnouee/2389
@tarbd
✍ نوشته یوستین گردر
📝 ترجمه حسن کامشاد
🔹دنیای سوفی (به نروژی: Sofies verden) یک رمان فلسفی اثر یوستین گردر نویسنده نروژی است که چاپ اول آن در سال ۱۹۹۱ میلادی در نروژ منتشر شد. این اثر داستانی است که تاریخ فلسفه را به زبان ساده برای نوجوانان تشریح میکند. این کتاب تاکنون به ۵۴ زبان برگردانده شده و علاوه بر نوجوانان، توجه بزرگسالان را هم بخود جلب کرده است. از روی کتاب دنیای سوفی فیلمی به همین نام ساخته شده است.
🔹نویسنده این کتاب، یوستین گُردر، در سال ۱۹۵۲ در نروژ بدنیا آمد. سالها در "برگن" فلسفه تدریس کرد و پیوسته در فکر متن فلسفی ساده ای بود که بدرد شاگردان جوانش بخورد. چون متن مناسبی نیافت خود نشست و دنیای سوفی (۱۹۹۱) را نوشت.
🔹کتاب با استقبال غیره منتظره ای رو به رو گردید و در همان چند سال اول انتشار به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شد و تا کنون میلیونها نسخه در جهان فروش رفته است.
🔹گُردر استناد ساده نویسی و ایجاز است. سه هزار سال اندیشه را در ۶۰۰ صفحه می گنجاند ، و زیرکانه از قول گوته میگوید: "کسی که از سه هزار سال بهره نگیرد تنگدست بسر می برد." و چه راحت مباحث پیچیده فلسفه غرب را ، بی آنکه مبتذل شود به زبان ساده و شیوا و همه فهم بیان میکند: از جمله بهره جویی مسیحیت را از نظریه های افلاطون و ارسطو، ریشه گرفتن فرهنگ اروپایی را از فرهنگ سامی و هند_اروپایی، هگل را و بحث آنچه عقلی است ماندنی است،و دوران خود ما را و انسانِ محکوم به آزادی را وغیره و غیره.
🔹کلمه سوفی به صورت معرب در بخش دوم کلمه "فیلسوف" هم بکار رفته است. همانطور که می دانید کلمه یونانی فیلسوف مرکب از دو جز است : فیلوسس به معنی دوستدار و سوفیا به همان معنی خرد و رویهم رفته "فیلسوف" یعنی “خرد دوست”. مشهور است که نخستین بار سقراط واژه فیلسوف را به کار برده است؛
🔹زمانی که از او پرسیدند: «آیا تو فردی خِرَدمند هستی؟» وی پاسخ داد: «نه، اما خِرَددوست (Philosopher) هستم.»
🔸درباره داستان کتاب "دنیای سوفی"
🔹کتاب با روایت سوم شخص به ماجراهای "سوفی آموندسن"، دختر چهارده ساله نروژی می پردازد که با مادرش زندگی میکند. سوفی آموندسن دختری است که با ماجرای عجیبی روبرو میشود، او نامه ای از جانب فرد ناشناسی دریافت میکند که او را به تفکر درمورد ابتداییترین سوالات فلسفی و خودشناسی وا میدارد.
🔹فرد ناشناس با سوالاتی در باب مبنای فلسفه درس را آغاز ميكند، اينكه:
• خاستگاه فلسفه چيست، چرا و چگونه به وجود آمد و چه مسائلی را مطرح كرد و مطرح ميكند؟
• هنر چيست و رسالتش كدام است؟
• زيبایي به چه معناست؟
• آيا جهان از ازل وجود داشته است يا خداوند روزی روزگاری جهان را از هيچ خلق كرده است؟
• هدف از خلقت چيست؟
• عدالت را با مقياسی می توان سنجيد و فضيلت اخلاقی كدام است؟
• تاريخ چيست؟
و انبوهي از سوالات كلی و فراگير كه چون بنگريم كليد آگاهی ماست. انسان بايد پاسخی شايسته به اين سوالات بدهد تا بتواند بهتر زندگی كند و هدفمند عمرش را به پايان برساند. زندگي بدون هدف و فلسفه سرابي بيش نيست. فلاسفه ای كه آلبرتو به تشريح افكارشان مي پرازد هر یک متناسب با علم و شرايط محيط اطراف خود (سياسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی) از منظر خود براي پاسخ دادن به سوالاتی سرنوشت ساز اقدام كرده اند، سوالاتی كه برخی همچنان به قوت خويش باقی هستند!
🔹مدتی بعد او بسته های بزرگتری دریافت میکند که آغازگر یک دوره آموزش فلسفه برای او هستند. این شخص بعدتر خود را "آلبرتو کناکس" فیلسوف معرفی میکند که قصد آموزش فلسفه به سوفی نوجوان را دارد. در خلال نامه ها و دیدارهای این دو شخصیت؛ نویسنده تقریبا به اهم عقاید و نظریات فلسفی مطرح شده در طول تاریخ میپردازد. سرگذشت فیلسوفان طبیعی و پس از آن سقراط و افلاطون و ارسطو مطرح میشود سپس به فلسفه یونانیگری (هلنیسم) میپردازد، عقاید حاکم در قرون وسطا، دورهی رنسانس و عصر باروک را بیان میکند، باورهای دکارت، اسپینوزا، لاک، هیوم و بارکلی را شرح میدهد، وارد عصر روشنگری میشود، نظران کانت را مطرح میکند به تعریف رومانتیسیسم میپردازد، نظریات هگل، کرکه گور، مارکس، داروین و فروید را بیان میکند و در پایان به عصر حاضر میرسد و نظریه انفجار بزرگ را نیز مطرح میکند. در کنار این، ماجراهایی که بین سوفی و مادرش و دوستش به اسم یووانا رخ میدهد، به داستان لحنی شبیه داستان های نوجوانانه میدهد که خواننده را به دنبال کردن ماجرا ترغیب میکند.
@tarbd
https://t.me/ketab_mamnouee/2389
@tarbd
Telegram
کتابهای ممنوعه
#دنیای_سوفی
🔴 کتاب " دنیای سوفی "
🔵 نوشته یوستین گردر
⚫ ترجمه حسن کامشاد
🔹برای دانلود فایل و مطالعه اینجا 👇👇
https://t.me/ketab_mamnouee/2389
🆔 @ketab_mamnouee
🔴 کتاب " دنیای سوفی "
🔵 نوشته یوستین گردر
⚫ ترجمه حسن کامشاد
🔹برای دانلود فایل و مطالعه اینجا 👇👇
https://t.me/ketab_mamnouee/2389
🆔 @ketab_mamnouee