Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅اولین فیلم رنگی از حرم امام رضا (ع)
🔸۲۵ جولای ۱۹۳۹ میلادی،یک گردشگر سوئیسی از میان آتش جنگ جهانی دوم به همراه دوستش با یک ماشین سواری از راه افغانستان خودش را به ایران رسانده و با دوربینی که زیر لباسش پنهان کرده اولین فیلم رنگی از حرم امام رضا را ثبت کرده است
@Sahamnewsorg
🔸۲۵ جولای ۱۹۳۹ میلادی،یک گردشگر سوئیسی از میان آتش جنگ جهانی دوم به همراه دوستش با یک ماشین سواری از راه افغانستان خودش را به ایران رسانده و با دوربینی که زیر لباسش پنهان کرده اولین فیلم رنگی از حرم امام رضا را ثبت کرده است
@Sahamnewsorg
فردوسی خوانی / امیر خادم 14
@avabookchannel
🎧 فردوسی خوانی
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت چهاردهم: داستان پیروزی افراسیاب بر ایران
@tarbd
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت چهاردهم: داستان پیروزی افراسیاب بر ایران
@tarbd
در میان همهی جشنهایی که در ایران باستان فراگیر بوده است دو جشن از دیگر جشنها بزرگتر و برجستهتر بودند و نیاکان ما این دو را بیش از دیگر جشنها ارج میگذاشتند و بزرگ میداشتند و در برگزاری و برپایی آنها کوشش و زمانی بیشتر مینهادند. این دو جشن «نوروز» و «مهرگان» بودند که نخستین نویدبخش بهار و رفتن زمستان و همراه با سرسبزی و خرمی جهان بود و دومی در نیمهی دوم سال برپا میشد، زمانی که گرمای سوزندهی تابستان سپری شده و هوای دلپذیر پاییزی جای آن را گرفته است. ۱۶ مهر جشن مهرگان فرخنده باد🎉🎊
🍂🍁🍂🍁🍂🍁
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🍂🍁🍂🍁🍂🍁
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🌾🌾🌾مهرگان، جشن برداشت محصول
دکتر شیرین بیانی
سخن خود را با این ابیات از فردوسی در شاهنامه آغاز می کنم، به دو دلیل: دلیل اول اینکه شروعی دلنشین باشد؛ و دلیل دوم اینکه کهن ترین منبع پس از اسلامی مربوط به دوران پیش از اسلام است. فردوسی درباره بر تخت نشستن فریدون، یکی از شایسته ترین و دادگسترترین فرمانفریان عهد اساطیری ایران چنین سروده است:
به رسم کیان گاه و تخت بهی
بیار است با تاج شاهنشاهی
به روز خجسته سر “مهرماه”
به سر بر نهاد آن کیانی کلاه
و:
دل از داوریها بپرداختند
به “آیین” یکی جشن نو ساختند
نشستند فرزانگان شادکام
گرفتند هریک زیاقوت، جام
و:
بفرمود تا آتش افروختند
همه عنبر و زعفران سوختند
پرستیدن “مهرگان” دین اوست
تن آسانی و خوردن آیین اوست
ورابد جهان سالیان پنجصد
نیفکند یک روز بنیاد بد (1)
از این ابیات چند نکته قابل یادآوری است:
1- جشن مهرگان از هزاره های دور، آن مقدار نزد مردم اهمیت داشته که فریدون برای تاجگذاری خود این روز را برگزیده. ابن بلخی بر این عقیده است که آن روزی را که فریدون برای شروع فرمانروایی خود برگزید، جشن گرفته شد: و از آن پس هر زمانی “آن روز مهرجان دارند”؛ و آن سنت همچنان برقرار ماند (2) که البته این عقیده صحیح نمی نماید؛ ولی نشان از اهمیت جشن از زمان فریدون به بعد دارد که کاملاً شکل گرفت.
2- این گفته که “پرستیدن مهرگان دین اوست” از سویی نمایانگر اهمیت و مقدس بودن این روز است؛ و از سوی دیگر نشان از این دارد که به احتمالیت آیین مهرپرستی، که بحث آن خواهد آمد، آیین رایج مردمان لااقل از هزاره چهارم قبل از میلاد بوده است.
3- اینکه فردوسی می سراید: “به آیین جشن نو ساختند”؛ بدین معنی است که طبق سنت و آداب مرسوم، جشن را برقرار کرده اند.
4- در اساطیر ایرانی نخستین کسی که “کی” نام گرفت، فریدون بود که به او کی فریدون گفته شد. (3) به گفته ابن مسکویه وی در علم پزشکی، ستاره شناسی و فلسفه سر آمد بوده است؛ (4) این مطلب نمایانگر آن است که در عهد این فرمانروای اساطیری، فرهنگ و تمدن به گونه کامل شکل گرفته بود؛ و می توان آن را با هزاره سوم قبل از میلاد مطابق دانست. فردوسی نیز سروده است.
به رسم “کیان” گاه و تخت بهی
بیار است با تاج شاهنشهی
که این گفته نیز نشان از شکل گیری زندگی تمدنی، ایجاد حکومت منسجم و تشکیلات آن، قبل از او داشته است.
5- آتش افروختن نیز نشان از مهرپرستی دارد و همچنین “تن آسانی و خوردن” نشان از آن دارد که در دوران حکومت فریدون، زندگی مرفه بود و مردم در آسایش و راحت بودند.
6- “گرفتند هریک زیاقوت جام” بدان معناست که “یاقوت” نماد نوروز، خورشید و مهر بود که بحث آن خواهد آمد.
از منبع دوران اسلامی، به خصوص دیوان شاعری مستفاد می گردد که در دوران اساطیری، نوروز به نام جمشید بود و آن را “جشن جم” می نامیدند؛ و مهرگان به نام فریدون بود و آن را “جشن فریدون” می خواندند که بدین ترتیب نوعی جنبه رسمی و حکومتی نیز بدان داده می شد؛ به عنوان نمونه، مجیر بیلقانی درباره نوروز چنین سروده است:
موکب قدر رسید و به ره قدر سپاس
آب سد “جشن جم” و عید حرم ریختهاند
و دقیقی درباره مهرگان چنین سروده است:
مهرگان آمد، جشن ملک افریدونا
آن کجا گاو نکو بودنش بر مایونا
و منوچهری این گونه سروده است:
باز دگر باره مهر بر آمد
جشن فریدون آبتین به در آمد
و از این نوع بیت ها از شاعران دیگر نیز در دست است. (5)
“مهرگان” نام عیدی است که در شانزدهمین روز از هفتمین ماه سال، یعنی مهرماه در ایران باستان از هزاره های دور برگزار می شده و قبل از آن در ایران ویج (ماوراء النهر، به خصوص سغد و خوارزم) متداول بود؛ زیرا همراه با آیین میترایی که در آن منطقه گسترده بود، حتی قبل از ظهور زردشت مرسوم گشت. این عید و جشن را “میترا کانا” “میثره کانه) (6) می خواندند؛ و در متون عربی “مهرجان” آمده است. (7) که به معنی “جشن های رسمی به افتخار میترا” است. (8) خلاصه آنکه میترا یا مهر، ایزد نو و خورشید و در مرتبه ای پاینی تر از اهوره مزدا؛ و در ضمن ایزد پیمان، داوری، عدالت، دوستی، جنگاوری و حتی نگهبان روستاها و خرمن بود، و آیین میترایی، لااقل از چهار هزار سال قبل از میلاد مورد پرستش آریاییها قرار داشت و به مرور ایام و به تناسب پیشرفت فرهنگ و تمدن تکامل یافت و پس از ظهور زردشت و گسترش دینی زردشتی، میترا جایگاه خود را حفظ کرد و نه تنها در بزرگداشت آن کوشش فراوان مبذول گشت و بر مراسم آیینی میترایی که عید مهرگان نیز جزئی از آن بود، افزوده شد؛ بلکه همراه با توسعه قلمرو امپراتوری های ایرانی، به خارج از مرزها نفوذ یافت. (9)
بلعمی این جشن را “نوروز مهرگان” نامیده، در برابر “نوروز بهار”
@tarbd
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/jashnha/75-mehr/7810-mehregan-jashn-bardasht-mahsol.html
🍁🍁🍁🍁🍁🍁
دکتر شیرین بیانی
سخن خود را با این ابیات از فردوسی در شاهنامه آغاز می کنم، به دو دلیل: دلیل اول اینکه شروعی دلنشین باشد؛ و دلیل دوم اینکه کهن ترین منبع پس از اسلامی مربوط به دوران پیش از اسلام است. فردوسی درباره بر تخت نشستن فریدون، یکی از شایسته ترین و دادگسترترین فرمانفریان عهد اساطیری ایران چنین سروده است:
به رسم کیان گاه و تخت بهی
بیار است با تاج شاهنشاهی
به روز خجسته سر “مهرماه”
به سر بر نهاد آن کیانی کلاه
و:
دل از داوریها بپرداختند
به “آیین” یکی جشن نو ساختند
نشستند فرزانگان شادکام
گرفتند هریک زیاقوت، جام
و:
بفرمود تا آتش افروختند
همه عنبر و زعفران سوختند
پرستیدن “مهرگان” دین اوست
تن آسانی و خوردن آیین اوست
ورابد جهان سالیان پنجصد
نیفکند یک روز بنیاد بد (1)
از این ابیات چند نکته قابل یادآوری است:
1- جشن مهرگان از هزاره های دور، آن مقدار نزد مردم اهمیت داشته که فریدون برای تاجگذاری خود این روز را برگزیده. ابن بلخی بر این عقیده است که آن روزی را که فریدون برای شروع فرمانروایی خود برگزید، جشن گرفته شد: و از آن پس هر زمانی “آن روز مهرجان دارند”؛ و آن سنت همچنان برقرار ماند (2) که البته این عقیده صحیح نمی نماید؛ ولی نشان از اهمیت جشن از زمان فریدون به بعد دارد که کاملاً شکل گرفت.
2- این گفته که “پرستیدن مهرگان دین اوست” از سویی نمایانگر اهمیت و مقدس بودن این روز است؛ و از سوی دیگر نشان از این دارد که به احتمالیت آیین مهرپرستی، که بحث آن خواهد آمد، آیین رایج مردمان لااقل از هزاره چهارم قبل از میلاد بوده است.
3- اینکه فردوسی می سراید: “به آیین جشن نو ساختند”؛ بدین معنی است که طبق سنت و آداب مرسوم، جشن را برقرار کرده اند.
4- در اساطیر ایرانی نخستین کسی که “کی” نام گرفت، فریدون بود که به او کی فریدون گفته شد. (3) به گفته ابن مسکویه وی در علم پزشکی، ستاره شناسی و فلسفه سر آمد بوده است؛ (4) این مطلب نمایانگر آن است که در عهد این فرمانروای اساطیری، فرهنگ و تمدن به گونه کامل شکل گرفته بود؛ و می توان آن را با هزاره سوم قبل از میلاد مطابق دانست. فردوسی نیز سروده است.
به رسم “کیان” گاه و تخت بهی
بیار است با تاج شاهنشهی
که این گفته نیز نشان از شکل گیری زندگی تمدنی، ایجاد حکومت منسجم و تشکیلات آن، قبل از او داشته است.
5- آتش افروختن نیز نشان از مهرپرستی دارد و همچنین “تن آسانی و خوردن” نشان از آن دارد که در دوران حکومت فریدون، زندگی مرفه بود و مردم در آسایش و راحت بودند.
6- “گرفتند هریک زیاقوت جام” بدان معناست که “یاقوت” نماد نوروز، خورشید و مهر بود که بحث آن خواهد آمد.
از منبع دوران اسلامی، به خصوص دیوان شاعری مستفاد می گردد که در دوران اساطیری، نوروز به نام جمشید بود و آن را “جشن جم” می نامیدند؛ و مهرگان به نام فریدون بود و آن را “جشن فریدون” می خواندند که بدین ترتیب نوعی جنبه رسمی و حکومتی نیز بدان داده می شد؛ به عنوان نمونه، مجیر بیلقانی درباره نوروز چنین سروده است:
موکب قدر رسید و به ره قدر سپاس
آب سد “جشن جم” و عید حرم ریختهاند
و دقیقی درباره مهرگان چنین سروده است:
مهرگان آمد، جشن ملک افریدونا
آن کجا گاو نکو بودنش بر مایونا
و منوچهری این گونه سروده است:
باز دگر باره مهر بر آمد
جشن فریدون آبتین به در آمد
و از این نوع بیت ها از شاعران دیگر نیز در دست است. (5)
“مهرگان” نام عیدی است که در شانزدهمین روز از هفتمین ماه سال، یعنی مهرماه در ایران باستان از هزاره های دور برگزار می شده و قبل از آن در ایران ویج (ماوراء النهر، به خصوص سغد و خوارزم) متداول بود؛ زیرا همراه با آیین میترایی که در آن منطقه گسترده بود، حتی قبل از ظهور زردشت مرسوم گشت. این عید و جشن را “میترا کانا” “میثره کانه) (6) می خواندند؛ و در متون عربی “مهرجان” آمده است. (7) که به معنی “جشن های رسمی به افتخار میترا” است. (8) خلاصه آنکه میترا یا مهر، ایزد نو و خورشید و در مرتبه ای پاینی تر از اهوره مزدا؛ و در ضمن ایزد پیمان، داوری، عدالت، دوستی، جنگاوری و حتی نگهبان روستاها و خرمن بود، و آیین میترایی، لااقل از چهار هزار سال قبل از میلاد مورد پرستش آریاییها قرار داشت و به مرور ایام و به تناسب پیشرفت فرهنگ و تمدن تکامل یافت و پس از ظهور زردشت و گسترش دینی زردشتی، میترا جایگاه خود را حفظ کرد و نه تنها در بزرگداشت آن کوشش فراوان مبذول گشت و بر مراسم آیینی میترایی که عید مهرگان نیز جزئی از آن بود، افزوده شد؛ بلکه همراه با توسعه قلمرو امپراتوری های ایرانی، به خارج از مرزها نفوذ یافت. (9)
بلعمی این جشن را “نوروز مهرگان” نامیده، در برابر “نوروز بهار”
@tarbd
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/jashnha/75-mehr/7810-mehregan-jashn-bardasht-mahsol.html
🍁🍁🍁🍁🍁🍁
www.iranboom.ir
مهرگان، جشن برداشت محصول
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
▪️آقای ابوالحسن بنیصدر، اولین رئیسجمهورِ ایرانِ پس از انقلاب ، در تاریخ ۱۷ مهرماه ۱۴۰۰ برابر با ۹ اکتبر ۲۰۲۱، درگذشت.
@tarbd
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ فيلم كوتاه دو دقيقهای كه
سازنده بيستساله آن برنده جایزه
جهانی شده است ..
در این کلیپ اعتیاد انسانها به فضای مجازی که باعث سقوط همگانی در ورطه ای خسارتآور شده به تصویر درآمده است!
@Sahamnewsorg
سازنده بيستساله آن برنده جایزه
جهانی شده است ..
در این کلیپ اعتیاد انسانها به فضای مجازی که باعث سقوط همگانی در ورطه ای خسارتآور شده به تصویر درآمده است!
@Sahamnewsorg
فردوسی خوانی / امیر خادم 15
@avabookchannel
🎧 فردوسی خوانی
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت پانزدهم: مقدمه داستان رستم و افراسیاب
@tarbd
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت پانزدهم: مقدمه داستان رستم و افراسیاب
@tarbd
✅ ابن مقفع
🔹ابن مقفع پارسی بزرگترین ادیب عصر خلافت و بنیانگذار نثر ادبی عرب، به صورت فجیع، و زنده زنده در آتش سوزانیده شد. ابوسفیان بن معاویه مهلبی او را کشت. روزبه پسر دادویه، از نویسندگان و مترجمان دانشمند ایرانی بود که در فارس متولد گردید، نخست آیین زرتشتی داشت، اما دیری نگذشت که به دین اسلام گروید و در بصره مقیم گشت و عبدالله نامیده شد. پدرش دادویه، از طرف حجاج بن یوسف، مامور وصول مالیات بود که به امر حجاج او را شکنجه دادند و دستش معیوب شد، و از این جهت به #مقفع معروف گردید. عبدالله ابن مقفع، آثار با ارزشی از قبیل الادب الکبیر، الادب الصغیر را تالیف و خداینامه وکتاب مزدک و آئیننامه را به عربی ترجمه کرد. چون او را متهم به عقاید مانوی کردند، به امر حاکم بصره که در آن زمان منصور دوانقی بود، به وضع وحشتناکی کشته شد.
◀ در کتاب تاریخ طبرستان "جلد ۱، رویه ۲۶" آمده است که:
"" روزی ابن مقفع از کنار آتشکدهای گذشت و به زبان بلند این شعر را میخواند:
ای خانه مهرگر شدم از تو برون
باچشمی اشکبار و قلبی پرخون
سوگند به خاک درت ای درگه مهر
تن بردم و دل نهادم آنجا به درون
- این شعر را عده ای شنیدند و خبرش را به والی بصره و سپس به گوش منصور دوائقی، خلیفه عباسی رساندند؛ و خلیفه دستور داد که ابن مقفع را تکه تکه کنند، به این صورت که نخست دستهایش و سپس پاهایش را بریدند. آنگاه دستها و پاهای بریده را در برابر دیدهاش در آتش سوزاندند و سپس بدنش را با خنجری پاره پاره کردند. گویند هنگامی که دستها و پاهای ابن مقفع را در آتش انداختند، به خلیفه عباسی اینچنین گفت:
"به خدا سوگند که با کشتن من، هزار تن را کشتی، ولی اگر صد چون تویی را بکشند، یک تن را هم نکشته اند " "".
📘 حربه تکفیر و ارتداد در ادیان و مذاهب، ابراهیم ملکی
📖کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
🔹ابن مقفع پارسی بزرگترین ادیب عصر خلافت و بنیانگذار نثر ادبی عرب، به صورت فجیع، و زنده زنده در آتش سوزانیده شد. ابوسفیان بن معاویه مهلبی او را کشت. روزبه پسر دادویه، از نویسندگان و مترجمان دانشمند ایرانی بود که در فارس متولد گردید، نخست آیین زرتشتی داشت، اما دیری نگذشت که به دین اسلام گروید و در بصره مقیم گشت و عبدالله نامیده شد. پدرش دادویه، از طرف حجاج بن یوسف، مامور وصول مالیات بود که به امر حجاج او را شکنجه دادند و دستش معیوب شد، و از این جهت به #مقفع معروف گردید. عبدالله ابن مقفع، آثار با ارزشی از قبیل الادب الکبیر، الادب الصغیر را تالیف و خداینامه وکتاب مزدک و آئیننامه را به عربی ترجمه کرد. چون او را متهم به عقاید مانوی کردند، به امر حاکم بصره که در آن زمان منصور دوانقی بود، به وضع وحشتناکی کشته شد.
◀ در کتاب تاریخ طبرستان "جلد ۱، رویه ۲۶" آمده است که:
"" روزی ابن مقفع از کنار آتشکدهای گذشت و به زبان بلند این شعر را میخواند:
ای خانه مهرگر شدم از تو برون
باچشمی اشکبار و قلبی پرخون
سوگند به خاک درت ای درگه مهر
تن بردم و دل نهادم آنجا به درون
- این شعر را عده ای شنیدند و خبرش را به والی بصره و سپس به گوش منصور دوائقی، خلیفه عباسی رساندند؛ و خلیفه دستور داد که ابن مقفع را تکه تکه کنند، به این صورت که نخست دستهایش و سپس پاهایش را بریدند. آنگاه دستها و پاهای بریده را در برابر دیدهاش در آتش سوزاندند و سپس بدنش را با خنجری پاره پاره کردند. گویند هنگامی که دستها و پاهای ابن مقفع را در آتش انداختند، به خلیفه عباسی اینچنین گفت:
"به خدا سوگند که با کشتن من، هزار تن را کشتی، ولی اگر صد چون تویی را بکشند، یک تن را هم نکشته اند " "".
📘 حربه تکفیر و ارتداد در ادیان و مذاهب، ابراهیم ملکی
📖کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
🌎 دولت رئیسی و برجام: سردرگمی یا انتخاب استراتژیک؟
✍ الهام ناسوتی
🔹دیدارنیوز
@didarnews1
🌿 چند ماه بعد از به قدرت رسیدن ابراهیم رئیسی هنوز استراتژی این دولت در مورد مذاکرات هستهای مبهم است. آیا دولت دچار سرگردانی استراتژیک است یا بازی تاخیری بخشی از استراتژی این دولت است؟...
🌿 آیا ابراهیم رئیسی و دولتمردانش قبل از تشکیل دولت برای مسئله سرنوشت برجام و مذاکرات هستهای فکری نکردهاند یا آن چه در حال روی دادن است در چارچوب برنامهای است که هنوز ابعاد آن برای تحلیلگران مشخص نیست؟
🔹 امیرعبداللهیان در وزارت خارجه؛ چراغ سبز اول!
🌿 یکی از ارگانهای دخیل در این موضوع وزارت خارجه است که سکانداری آن محل مناقشه فراوانی بود. در نهایت نیز از بین گزینه هایی، چون سعید جلیلی، علی باقری کنی، متکی و...، حسین امیرعبدالهیان معرفی و از مجلس رای اعتماد گرفت. ترجیح انتخاب امیرعبدالهیان به علی باقری کنی که در کنار جلیلی درتیم مذاکره کننده دولت احمدی نژاد حضور داشت، این برداشت را در میان تحلیلگران سیاسی ایجاد کرد که شعارهای انتخاباتی آقای رئیسی در خصوص تمایل او به ادامه مذاکرات رنگ واقعی تری به خود گرفته است و دولت عزم جدی دارد تا از فرصت استقرار دولت دموکرات و حامی مذاکره در آمریکا در جهت احیا برجام گام بردارد.
توقف طولانی در ایستگاه تشکیل تیم مذاکره کننده هستهای اکنون با وجود اعلامهای مکرر ادامه مذاکرات و با گذشت ۳ ماه از تشکیل کابینه در کنار اینکه دولت عملا مذاکرات را متوقف کرده است و بازی تاخیری را در دستور کار قرار داده است، تیم مذاکره کننده به معنای واقعی آن نیز تشکیل نگردیده است و همچنان به طور رسمی مشخص نشده است مسئولیت پرونده هستهای با کدام نهاد است.
🌿 البته با اعلام موضعهای اخیر امیرعبدالهیان این احتمال که پرونده هستهای در وزارت امور خارجه باقی خواهد ماند پررنگتر شده است؛ بنابراین حساسیتی هم که به جایگزینی ظریف از سوی محافل مختلف نشان داده میشد را نیز میتوان به خاطر نقش مهم او در مدیریت مذاکرات هستهای دانست.
🌿 سیاست خارجی در غیاب اجماع ملی!
در هفتههای اخیر نیز انتصاباتی در وزارت خارجه انجام شده است و علی باقری کنی از مخالفین سر سخت برجام جایگزین اقای عراقچی مقام ارشد مذاکرات هستهای بعد از ظریف شده و همچنین مهدی صفری نیز به عنوان معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه منصوب گردید.
🔹 علی باقری معاون سیاسی وزارت خارجه؛ چراغ قرمز اول!
🌿 انتخاب علی باقری کنی در سمت معاونت سیاسی پس از حذف او در جایگاه وزیر بازتاب زیادی داشته است. اواقتصاد خوانده امام صادق است که نسبتی فامیلی با عالیترین مقامات نظام هم دارد.
🌿 از طرفی نیز حکم مشاور وزارت خارجه عراقچی و انتخاب او به سمت دبیری شورای راهبردی روابط خارجی که به دستور رهبر ایران برای هماهنگی بیشتر در امور عرصه روابط خارجی در سال ۸۵ تشکیل شد احتمال ایفای نقش او در تیم مذاکره کنده را تقویت میکند.
امیرعبدالهیان زمان لازم برای تشکیل تیم را ۲ تا ۳ ماه اعلام کرده است. در شرایطی که آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه آمریکا به تازگی در مورد زمان محدود برگشت به مذاکرات صحبت کرده است و از این سو دولت کمبود بودجه شدیدی دارد به طوری که دلار به پایه ۲۸ هزار تومان رسیده است و آزاد شدن پولهای بلوک شده ایران میتواند در خروج از این بحران اقتصادی حیاتی باشد، دلیل این تعلل در انتخاب اعضای تیم هستهای از سوی دولتی که خود را عملگرا میخواند مشخص نیست.
🔹 دولت رئیسی و برجام؛ فقدان استراتژی یا خرید زمان بیشتر
🌿 این وضعیت مهبم را با سه تحلیل میتوان تبیین و توجیه کرد:
1⃣ نخستین تحلیل این است که دولت جدید استراتژی مشخصی در راه پیشبرد مذاکرات ندارد. دولتی بر سر کار آمده است که مکرر در تریبونهای مختلف به مذاکرات دولت گذشته حمله کرده است و اکنون خود در همان نقطهای ایستاده که آن را نقد میکرده است و شواهد حاکی از آن است که کشورهای اروپایی و آمریکایی شرایط بازگشت به برجام را تغییر ندادند و دستاورد جدید تری در راه نیست و شعارهای علیه برجام در گذشته راهی برای باز کردن این گره کور نگذاشته است. علاوه بر آن بر اساس پاسخگویی درون جناحی نیز دست دولت در انتخاب دیپلمات ارشد و افرادی که از سطح قابل قبول توانمندی و تسلط در این مذاکرات برخوردار باشند بسته است.
2⃣ دومین تحلیلی که میتوان در مورد این تاخیر در انجام مذاکرات هستهای ارایه کرد آن است که دولت رئیسی بر اساس دستاوردهای احتمالی که با پیوستن به پیمان شانگهای و تحکیم روابط با چین و روسیه کشورهای همسایه میتواند بدست بیاورد قصد ورود مجدد به مذاکره را دارد و بنابراین سعی دارد زمان بیشتری بخرد و بنابراین تعیین تیم مذاکره کننده را نیز به این دلیل به تاخیر میاندازد...👇
👇ادامه در بخش دوم👇
✍ الهام ناسوتی
🔹دیدارنیوز
@didarnews1
🌿 چند ماه بعد از به قدرت رسیدن ابراهیم رئیسی هنوز استراتژی این دولت در مورد مذاکرات هستهای مبهم است. آیا دولت دچار سرگردانی استراتژیک است یا بازی تاخیری بخشی از استراتژی این دولت است؟...
🌿 آیا ابراهیم رئیسی و دولتمردانش قبل از تشکیل دولت برای مسئله سرنوشت برجام و مذاکرات هستهای فکری نکردهاند یا آن چه در حال روی دادن است در چارچوب برنامهای است که هنوز ابعاد آن برای تحلیلگران مشخص نیست؟
🔹 امیرعبداللهیان در وزارت خارجه؛ چراغ سبز اول!
🌿 یکی از ارگانهای دخیل در این موضوع وزارت خارجه است که سکانداری آن محل مناقشه فراوانی بود. در نهایت نیز از بین گزینه هایی، چون سعید جلیلی، علی باقری کنی، متکی و...، حسین امیرعبدالهیان معرفی و از مجلس رای اعتماد گرفت. ترجیح انتخاب امیرعبدالهیان به علی باقری کنی که در کنار جلیلی درتیم مذاکره کننده دولت احمدی نژاد حضور داشت، این برداشت را در میان تحلیلگران سیاسی ایجاد کرد که شعارهای انتخاباتی آقای رئیسی در خصوص تمایل او به ادامه مذاکرات رنگ واقعی تری به خود گرفته است و دولت عزم جدی دارد تا از فرصت استقرار دولت دموکرات و حامی مذاکره در آمریکا در جهت احیا برجام گام بردارد.
توقف طولانی در ایستگاه تشکیل تیم مذاکره کننده هستهای اکنون با وجود اعلامهای مکرر ادامه مذاکرات و با گذشت ۳ ماه از تشکیل کابینه در کنار اینکه دولت عملا مذاکرات را متوقف کرده است و بازی تاخیری را در دستور کار قرار داده است، تیم مذاکره کننده به معنای واقعی آن نیز تشکیل نگردیده است و همچنان به طور رسمی مشخص نشده است مسئولیت پرونده هستهای با کدام نهاد است.
🌿 البته با اعلام موضعهای اخیر امیرعبدالهیان این احتمال که پرونده هستهای در وزارت امور خارجه باقی خواهد ماند پررنگتر شده است؛ بنابراین حساسیتی هم که به جایگزینی ظریف از سوی محافل مختلف نشان داده میشد را نیز میتوان به خاطر نقش مهم او در مدیریت مذاکرات هستهای دانست.
🌿 سیاست خارجی در غیاب اجماع ملی!
در هفتههای اخیر نیز انتصاباتی در وزارت خارجه انجام شده است و علی باقری کنی از مخالفین سر سخت برجام جایگزین اقای عراقچی مقام ارشد مذاکرات هستهای بعد از ظریف شده و همچنین مهدی صفری نیز به عنوان معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه منصوب گردید.
🔹 علی باقری معاون سیاسی وزارت خارجه؛ چراغ قرمز اول!
🌿 انتخاب علی باقری کنی در سمت معاونت سیاسی پس از حذف او در جایگاه وزیر بازتاب زیادی داشته است. اواقتصاد خوانده امام صادق است که نسبتی فامیلی با عالیترین مقامات نظام هم دارد.
🌿 از طرفی نیز حکم مشاور وزارت خارجه عراقچی و انتخاب او به سمت دبیری شورای راهبردی روابط خارجی که به دستور رهبر ایران برای هماهنگی بیشتر در امور عرصه روابط خارجی در سال ۸۵ تشکیل شد احتمال ایفای نقش او در تیم مذاکره کنده را تقویت میکند.
امیرعبدالهیان زمان لازم برای تشکیل تیم را ۲ تا ۳ ماه اعلام کرده است. در شرایطی که آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه آمریکا به تازگی در مورد زمان محدود برگشت به مذاکرات صحبت کرده است و از این سو دولت کمبود بودجه شدیدی دارد به طوری که دلار به پایه ۲۸ هزار تومان رسیده است و آزاد شدن پولهای بلوک شده ایران میتواند در خروج از این بحران اقتصادی حیاتی باشد، دلیل این تعلل در انتخاب اعضای تیم هستهای از سوی دولتی که خود را عملگرا میخواند مشخص نیست.
🔹 دولت رئیسی و برجام؛ فقدان استراتژی یا خرید زمان بیشتر
🌿 این وضعیت مهبم را با سه تحلیل میتوان تبیین و توجیه کرد:
1⃣ نخستین تحلیل این است که دولت جدید استراتژی مشخصی در راه پیشبرد مذاکرات ندارد. دولتی بر سر کار آمده است که مکرر در تریبونهای مختلف به مذاکرات دولت گذشته حمله کرده است و اکنون خود در همان نقطهای ایستاده که آن را نقد میکرده است و شواهد حاکی از آن است که کشورهای اروپایی و آمریکایی شرایط بازگشت به برجام را تغییر ندادند و دستاورد جدید تری در راه نیست و شعارهای علیه برجام در گذشته راهی برای باز کردن این گره کور نگذاشته است. علاوه بر آن بر اساس پاسخگویی درون جناحی نیز دست دولت در انتخاب دیپلمات ارشد و افرادی که از سطح قابل قبول توانمندی و تسلط در این مذاکرات برخوردار باشند بسته است.
2⃣ دومین تحلیلی که میتوان در مورد این تاخیر در انجام مذاکرات هستهای ارایه کرد آن است که دولت رئیسی بر اساس دستاوردهای احتمالی که با پیوستن به پیمان شانگهای و تحکیم روابط با چین و روسیه کشورهای همسایه میتواند بدست بیاورد قصد ورود مجدد به مذاکره را دارد و بنابراین سعی دارد زمان بیشتری بخرد و بنابراین تعیین تیم مذاکره کننده را نیز به این دلیل به تاخیر میاندازد...👇
👇ادامه در بخش دوم👇
👆ادامه👇
🌎 دولت رئیسی و برجام: سردرگمی یا انتخاب استراتژیک؟
✍ الهام ناسوتی
3⃣ سومین احتمال آن است که ایران قصد دارد با رسیدن به نقطه اپتیمم هستهای برگ برنده مهمی در مذاکرات آتی داشته باشد و به همین دلیل عجلهای برای ورود به مذاکرات ندارد. اتخاذ چنین رویکردی البته ریسک بسیار بالایی دارد و ممکن است با واکنشهای غیرقابل پیش بینیای مواجه شود و البته هیچ اظهار نظر رسمی در این مورد از سوی مقامات تهران وجود ندارد؛ هر چند رقبای ایران به صورت مداوم بر احتمال وقوع آن تاکید دارند.
🔹 مذاکرات برجامی سرانجام باید تعیین تکلیف شود!
🌿 در نهایت نکته این است که با وجود اینکه تغییرات شکلی کامل تیم مذاکره کننده ارشد کاملا مشهود است، ولی تعیین اعضای آن همچنان نا مشخص مانده و به نظر میرسد با این شرایط بلاتکلیفی و عدم قطعیت ها، گام برداشتن در راستای مذاکرات نتیجه محور و در راستای دیپلماسی اقتصادی اعلام شده از سوی ابراهیم رئیسی کار سختی خواهد بود و انعکاس آن نیز در جامعه و تحلیلها کاملا مشهود است.
هر چه هست بعید است که دولت ابراهیم رئیسی در طولانی مدت بتواند بازی تاخیری در مورد برجام و مذاکرات هستهای را ادامه دهد. مهمترین دلیل این امر فشار فزاینده اقتصادی و مطالبه عمومی مردم برای کاهش بحران اقتصادی است. مطالبهای که دیر یا زود فشار افکار عمومی در مورد آن بالا خواهد گرفت.
🌎 دولت رئیسی و برجام: سردرگمی یا انتخاب استراتژیک؟
✍ الهام ناسوتی
3⃣ سومین احتمال آن است که ایران قصد دارد با رسیدن به نقطه اپتیمم هستهای برگ برنده مهمی در مذاکرات آتی داشته باشد و به همین دلیل عجلهای برای ورود به مذاکرات ندارد. اتخاذ چنین رویکردی البته ریسک بسیار بالایی دارد و ممکن است با واکنشهای غیرقابل پیش بینیای مواجه شود و البته هیچ اظهار نظر رسمی در این مورد از سوی مقامات تهران وجود ندارد؛ هر چند رقبای ایران به صورت مداوم بر احتمال وقوع آن تاکید دارند.
🔹 مذاکرات برجامی سرانجام باید تعیین تکلیف شود!
🌿 در نهایت نکته این است که با وجود اینکه تغییرات شکلی کامل تیم مذاکره کننده ارشد کاملا مشهود است، ولی تعیین اعضای آن همچنان نا مشخص مانده و به نظر میرسد با این شرایط بلاتکلیفی و عدم قطعیت ها، گام برداشتن در راستای مذاکرات نتیجه محور و در راستای دیپلماسی اقتصادی اعلام شده از سوی ابراهیم رئیسی کار سختی خواهد بود و انعکاس آن نیز در جامعه و تحلیلها کاملا مشهود است.
هر چه هست بعید است که دولت ابراهیم رئیسی در طولانی مدت بتواند بازی تاخیری در مورد برجام و مذاکرات هستهای را ادامه دهد. مهمترین دلیل این امر فشار فزاینده اقتصادی و مطالبه عمومی مردم برای کاهش بحران اقتصادی است. مطالبهای که دیر یا زود فشار افکار عمومی در مورد آن بالا خواهد گرفت.
📘 داستان "الاغ طلایی"، مردی آزمند که تبديل به الاغ شده بود، برای بازگشت به قالب قبلی، تعهد اخلاقی شدن سپرد...
🔹در تاريخ ادبيات غرب، اكتبر سال ۱۷۵ ميلادی، ماهی است كه در آن، داستان #الاغ_طلایی، نوشته آپوليوس در امپراتوری روم به اوج محبوبيت رسيده بود. آپولیوس فیلسوفی بود که فلسفه افلاطونی را در آتن آموخت. به زبان لاتین مینوشت. بسیار مسافرت میکرد و در روند زندگی به چندین آیین مذهبی گروید. چندین کتاب در چند عرصه از فلسفه و داستان گرفته تا الهیات و پزشکی نوشت. آپوليوس كه یک رومی متولد شمال آفريقا بود، در پنجاهمين سال عمر خود اين داستان خیالی را نوشته بود. نويسنده شرح احوال مردی به نام #لوسيوس را بيان میدارد كه ناگهان تبديل به "الاغ" شده و به كارهای عجيب و غريب و ماجراجويانه دست میزند و...
🔹در الاغ طلایی، جامعه روم سراسر غرق فساد و فحشا و دروغ و ریاست. سحر و جادو، جای علم و دانش مینشیند و هرآنکس که خرافیتر باشد، عالمتر است. در چنین شرایطی ارزشها دگرگون میشوند و انسانها به ماهیت حیوانی خویش نزدیکتر. الاغ طلایی داستان همین فساد است که مردم غرق در آن روزگار میگذرانند. در الاغ طلایی، شخصیت اصلی داستان، #لوسیوس که همنام نویسنده است، به الاغ تبدیل میشود. لوسیوس، همچون نویسنده آن، انسانی بسیار کنجکاو است. همین کنجکاوی او را به موضوع سحر و جادو میکشاند. در این راه میخواهد پرندهای گردد، ولی از شانس بد ناگهان الاغ میشود. این الاغ که همان لوسیوس باشد، در سیر و سفر خویش حوادثی را شاهد است که هر یک داستانی است در دل داستان اصلی. لوسیوس در این داستان بیهیچ خودسانسوری از خوشگذرانیهای خود میگوید و اینکه تصمیم میگیرد با مالیدن روغنی جادویی به خود، پرندهای شود. روغن را که به خود میمالد، الاغ میشود.
🔹لوسیوس که تبدیل به الاغ میشود، اما حس و شعور آدمی در اوست. با تمامی رنجی که در الاغ بودن خود از سر میگذراند، خوشحال است که با گوشهای دراز هر چیزی را میشنود، حتی از فاصلهای دور. در همین راستاست که روزی بر حسب اتفاق میشنود که اگر گل سرخی را بخورد، دگربار انسان میشود. به راه یافتن گل سرخ، در عالم خریت حوادثی را شاهد است که بعدها در زندگی انسانی، برایش ارزش فراوانی دارند. لوسیوس در کنجکاویهای خرانهخویش ناظر زندگی دیگران بوده است، واقعیت عریان زندگی را به چشم دیده و از آن آموخته است. همین دیدنهاست که طنزآذین است. کسی چه میداند که این الاغ انسانیست در پوست حیوان. او شاهد خصوصیترین گوشههای زندگی آدمهاست، حرفهایشان را میشنود و رفتارشان را میبیند.
🔹سرانجام روزی #ایسیس، ایزدبانوی طبیعت در اساطیر مصر باستان، در رویا راه بر لوسیوس مینمایاند و وی را نجات میدهد و از آن پس او در سلک یکی از هواداران ایسیس به زندگی خود ادامه میدهد. ایسیس در زبان یونانی به معنای دانش است. در اساطیر مصری تجسم سحر و جادو نیز میباشد... در داستان الاغ طلایی، ایسیس، کاهن است و هم اوست که در راه هویتیابی لوسیوس را یاری میکند. لوسیوس که عاشق بیقرار لذات جسمانی بود و در آن زندگی را مییافت، در دگردیسی خویش آدمی پرهیزگار میشود. لوسیوس با کمک ایسیس از جهان جوانی و فسادهای موجود، دور میشود. طوفان را پشت سر میگذارد تا دگربار آدم شود. لوسیوس در رهایی از الاغ بودن، از تجربهای که پشت سر گذاشته، راضی است و از آن به احترام یاد میکند. میگوید که در پوست این حیوان، توانسته زندگی را دگرسان و بهتر ببیند و حال انسانی است باتجربه.
کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
🔹در تاريخ ادبيات غرب، اكتبر سال ۱۷۵ ميلادی، ماهی است كه در آن، داستان #الاغ_طلایی، نوشته آپوليوس در امپراتوری روم به اوج محبوبيت رسيده بود. آپولیوس فیلسوفی بود که فلسفه افلاطونی را در آتن آموخت. به زبان لاتین مینوشت. بسیار مسافرت میکرد و در روند زندگی به چندین آیین مذهبی گروید. چندین کتاب در چند عرصه از فلسفه و داستان گرفته تا الهیات و پزشکی نوشت. آپوليوس كه یک رومی متولد شمال آفريقا بود، در پنجاهمين سال عمر خود اين داستان خیالی را نوشته بود. نويسنده شرح احوال مردی به نام #لوسيوس را بيان میدارد كه ناگهان تبديل به "الاغ" شده و به كارهای عجيب و غريب و ماجراجويانه دست میزند و...
🔹در الاغ طلایی، جامعه روم سراسر غرق فساد و فحشا و دروغ و ریاست. سحر و جادو، جای علم و دانش مینشیند و هرآنکس که خرافیتر باشد، عالمتر است. در چنین شرایطی ارزشها دگرگون میشوند و انسانها به ماهیت حیوانی خویش نزدیکتر. الاغ طلایی داستان همین فساد است که مردم غرق در آن روزگار میگذرانند. در الاغ طلایی، شخصیت اصلی داستان، #لوسیوس که همنام نویسنده است، به الاغ تبدیل میشود. لوسیوس، همچون نویسنده آن، انسانی بسیار کنجکاو است. همین کنجکاوی او را به موضوع سحر و جادو میکشاند. در این راه میخواهد پرندهای گردد، ولی از شانس بد ناگهان الاغ میشود. این الاغ که همان لوسیوس باشد، در سیر و سفر خویش حوادثی را شاهد است که هر یک داستانی است در دل داستان اصلی. لوسیوس در این داستان بیهیچ خودسانسوری از خوشگذرانیهای خود میگوید و اینکه تصمیم میگیرد با مالیدن روغنی جادویی به خود، پرندهای شود. روغن را که به خود میمالد، الاغ میشود.
🔹لوسیوس که تبدیل به الاغ میشود، اما حس و شعور آدمی در اوست. با تمامی رنجی که در الاغ بودن خود از سر میگذراند، خوشحال است که با گوشهای دراز هر چیزی را میشنود، حتی از فاصلهای دور. در همین راستاست که روزی بر حسب اتفاق میشنود که اگر گل سرخی را بخورد، دگربار انسان میشود. به راه یافتن گل سرخ، در عالم خریت حوادثی را شاهد است که بعدها در زندگی انسانی، برایش ارزش فراوانی دارند. لوسیوس در کنجکاویهای خرانهخویش ناظر زندگی دیگران بوده است، واقعیت عریان زندگی را به چشم دیده و از آن آموخته است. همین دیدنهاست که طنزآذین است. کسی چه میداند که این الاغ انسانیست در پوست حیوان. او شاهد خصوصیترین گوشههای زندگی آدمهاست، حرفهایشان را میشنود و رفتارشان را میبیند.
🔹سرانجام روزی #ایسیس، ایزدبانوی طبیعت در اساطیر مصر باستان، در رویا راه بر لوسیوس مینمایاند و وی را نجات میدهد و از آن پس او در سلک یکی از هواداران ایسیس به زندگی خود ادامه میدهد. ایسیس در زبان یونانی به معنای دانش است. در اساطیر مصری تجسم سحر و جادو نیز میباشد... در داستان الاغ طلایی، ایسیس، کاهن است و هم اوست که در راه هویتیابی لوسیوس را یاری میکند. لوسیوس که عاشق بیقرار لذات جسمانی بود و در آن زندگی را مییافت، در دگردیسی خویش آدمی پرهیزگار میشود. لوسیوس با کمک ایسیس از جهان جوانی و فسادهای موجود، دور میشود. طوفان را پشت سر میگذارد تا دگربار آدم شود. لوسیوس در رهایی از الاغ بودن، از تجربهای که پشت سر گذاشته، راضی است و از آن به احترام یاد میکند. میگوید که در پوست این حیوان، توانسته زندگی را دگرسان و بهتر ببیند و حال انسانی است باتجربه.
کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
#الاغ_طلایی
#آپولیوس
📘 کتاب " الاغ طلایی "
✍ نوشته "آپولیوس"
📝 با ترجمه عبدالحسین شریفیان
کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
👇👇👇
#آپولیوس
📘 کتاب " الاغ طلایی "
✍ نوشته "آپولیوس"
📝 با ترجمه عبدالحسین شریفیان
کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
👇👇👇
✅هیچ ایرانی نیست که حافظ را خوش نداشته باشد...
میرجلالالدین کزازی معتقد است، یکی از انگیزههایی که حافظ مردمیترین سخنور ایران شده، پیوند سرودههای اوست با «خنیا» و هیچ ایرانی نیست که حافظ را خوش نداشته باشد.
این نویسنده و پژوهشگر، گفت: در میان ویژگیهای گونهگون که در سرودههای خواجه شیراز کارکردی بنیادین دارد، اگر یکی را بخواهیم برگزینیم، آن ویژگی همان ویژگی است که آن را آبگونگی مینامند.
او با بیان اینکه حافظ سخن پارسی و غزل پارسی را به فرازنایی از نازکی، نغزی و پروردگی برده و شعر را به قلمرو رازآلود خنیا کشیده است، ادامه داد: سخن حافظ هرچند در قلمرو سخن و شعر میماند، اما هممرز است با قلمرو آن هنر که هنر خنیاست.
کزازی اظهار کرد: ویژگی سرشتین و ساختاری خنیا این است که هنری است که یکسره از دل برمیخیزد و یکسره بی میانجی بر دل مینشیند.
او با تأکید بر اینکه خواجه سخنوری است که شعر را بیش از هر سخنوری به جهان رازآلود خنیا نزدیک برده است، خاطرنشان کرد: من بر آنم که هر غزل حافظ بیش از آنکه غزل باشد، آفرینشی است بر زبان و ساختهای است خنیایی.
این نویسنده تصریح کرد: برای همین است که غزل حافظ تا بدین پایه شکیبسوز، کاونده، کارآور و شورانگیز است و اگر غزلی را از خواجه بر کسی بخوانیم که زبان پارسی نمیداند و درنمییابد خواجه در آن غزل چه گفته است و چه اندیشههایی گنجانده است، از آن غزل اثر خواهد پذیرفت و درخواهد یافت با پدیدهای دیگرسان، شورانگیز و هنری روبهروست.
این استاد زبان و ادبیات فارسی با بیان اینکه این مایه والایی، دلربایی و شکوفایی را تنها در غزل حافظ میتوانیم یافت و یکی از انگیزههایی که حافظ مردمیترین سخنور ایران شده، پیوند سرودههای اوست با خنیا، تأکید کرد: همگان به حافظ گرایاناند و هیچ ایرانی نیست که حافظ را خوش نداشته باشد، چه دانش آموخته باشد، چه نباشد و از همینروست که زمانی که مردم درمیمانند و به پرسشی بیپاسخ میرسند، راه و چاره کار خویش را از او میخواهند.
او ادامه داد: سخن حافظ آبگونه است و چون آب کالبدی روان دارد، به دور از فشردگی و فسردگی و ریخت و رنگ هر آوندی را به خود میگیرد که در آن میریزندش؛ آوندهای سر و بیش از آن آوندهای دل.
کزازی گفت: از اینروست که حافظ همیشه سخنور روز بوده است و هر کسی حافظ را از آن خویش میداند و برای حافظی که از آن اوست، با دیگری به چالش برمیخیزد و هیچ سخنوری اندازه حافظ چالشخیز و هنگامهساز نبوده است.
@tarbd
http://www.iranboom.ir/nam-avaran/49-bozorgan/10585-hafez-khosh.html
@tarbd
میرجلالالدین کزازی معتقد است، یکی از انگیزههایی که حافظ مردمیترین سخنور ایران شده، پیوند سرودههای اوست با «خنیا» و هیچ ایرانی نیست که حافظ را خوش نداشته باشد.
این نویسنده و پژوهشگر، گفت: در میان ویژگیهای گونهگون که در سرودههای خواجه شیراز کارکردی بنیادین دارد، اگر یکی را بخواهیم برگزینیم، آن ویژگی همان ویژگی است که آن را آبگونگی مینامند.
او با بیان اینکه حافظ سخن پارسی و غزل پارسی را به فرازنایی از نازکی، نغزی و پروردگی برده و شعر را به قلمرو رازآلود خنیا کشیده است، ادامه داد: سخن حافظ هرچند در قلمرو سخن و شعر میماند، اما هممرز است با قلمرو آن هنر که هنر خنیاست.
کزازی اظهار کرد: ویژگی سرشتین و ساختاری خنیا این است که هنری است که یکسره از دل برمیخیزد و یکسره بی میانجی بر دل مینشیند.
او با تأکید بر اینکه خواجه سخنوری است که شعر را بیش از هر سخنوری به جهان رازآلود خنیا نزدیک برده است، خاطرنشان کرد: من بر آنم که هر غزل حافظ بیش از آنکه غزل باشد، آفرینشی است بر زبان و ساختهای است خنیایی.
این نویسنده تصریح کرد: برای همین است که غزل حافظ تا بدین پایه شکیبسوز، کاونده، کارآور و شورانگیز است و اگر غزلی را از خواجه بر کسی بخوانیم که زبان پارسی نمیداند و درنمییابد خواجه در آن غزل چه گفته است و چه اندیشههایی گنجانده است، از آن غزل اثر خواهد پذیرفت و درخواهد یافت با پدیدهای دیگرسان، شورانگیز و هنری روبهروست.
این استاد زبان و ادبیات فارسی با بیان اینکه این مایه والایی، دلربایی و شکوفایی را تنها در غزل حافظ میتوانیم یافت و یکی از انگیزههایی که حافظ مردمیترین سخنور ایران شده، پیوند سرودههای اوست با خنیا، تأکید کرد: همگان به حافظ گرایاناند و هیچ ایرانی نیست که حافظ را خوش نداشته باشد، چه دانش آموخته باشد، چه نباشد و از همینروست که زمانی که مردم درمیمانند و به پرسشی بیپاسخ میرسند، راه و چاره کار خویش را از او میخواهند.
او ادامه داد: سخن حافظ آبگونه است و چون آب کالبدی روان دارد، به دور از فشردگی و فسردگی و ریخت و رنگ هر آوندی را به خود میگیرد که در آن میریزندش؛ آوندهای سر و بیش از آن آوندهای دل.
کزازی گفت: از اینروست که حافظ همیشه سخنور روز بوده است و هر کسی حافظ را از آن خویش میداند و برای حافظی که از آن اوست، با دیگری به چالش برمیخیزد و هیچ سخنوری اندازه حافظ چالشخیز و هنگامهساز نبوده است.
@tarbd
http://www.iranboom.ir/nam-avaran/49-bozorgan/10585-hafez-khosh.html
@tarbd
www.iranboom.ir
کزازی: هیچ ایرانی نیست که حافظ را خوش نداشته باشد
🏛ساختمان وزارت امور خارجه (کاخ شهربانی سابق) از شاهکارهای معماری معاصر ایران
این کاخ چشمنواز در سال ۱۳۱۴ ش و در دوران رضاشاه پهلوی و با معماری معمار برجسته و جهانی ایرانی ارمنی، گابریل گورکیان ساخته شده.
نمای بیرونی کاخ از روی معماری تخت جمشید، بویژه کاخ آپادانا الگوبرداری شده
@tarbd
این کاخ چشمنواز در سال ۱۳۱۴ ش و در دوران رضاشاه پهلوی و با معماری معمار برجسته و جهانی ایرانی ارمنی، گابریل گورکیان ساخته شده.
نمای بیرونی کاخ از روی معماری تخت جمشید، بویژه کاخ آپادانا الگوبرداری شده
@tarbd
Forwarded from تاریخ معاصـر ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
میراث ماندگار کارآفرینان بزرگ ایران ...
فیلمی تاریخی در مورد زندگی حبیب الله لاجوردی ، صاحب و مالک گروه صنعتی بهشهر و مدیر و بنیانگذار مرکز مطالعات تاریخ معاصر ایران که بعد از انقلاب مصادره و به نام دانشگاه امام صادق به آیت الله مهدوی کنی و خانواده او داده شد ..
حبیب لاجوردی (زاده ۸ فروردین ۱۳۱۷ در تهران – درگذشته ۳ مرداد ۱۴۰۰ در واشینگتن، دی.سی.)...
مدیر پروژه تاریخ شفاهی ایران در مرکز پژوهشهای خاورمیانه دانشگاه هاروارد بود...
لاجوردی دارای کارشناسی از دانشگاه ییل، کارشناسی ارشد مدیریت ارشد کسبوکار از دانشگاه هاروارد
و دکترای اقتصاد از دانشگاه آکسفورد بود.
#تاریخ_معاصرایران👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
فیلمی تاریخی در مورد زندگی حبیب الله لاجوردی ، صاحب و مالک گروه صنعتی بهشهر و مدیر و بنیانگذار مرکز مطالعات تاریخ معاصر ایران که بعد از انقلاب مصادره و به نام دانشگاه امام صادق به آیت الله مهدوی کنی و خانواده او داده شد ..
حبیب لاجوردی (زاده ۸ فروردین ۱۳۱۷ در تهران – درگذشته ۳ مرداد ۱۴۰۰ در واشینگتن، دی.سی.)...
مدیر پروژه تاریخ شفاهی ایران در مرکز پژوهشهای خاورمیانه دانشگاه هاروارد بود...
لاجوردی دارای کارشناسی از دانشگاه ییل، کارشناسی ارشد مدیریت ارشد کسبوکار از دانشگاه هاروارد
و دکترای اقتصاد از دانشگاه آکسفورد بود.
#تاریخ_معاصرایران👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
✅میراث ماندگار کارآفرینان بزرگ ایران ....
حبیب لاجوردی دوران نوجوانی و جوانی را در نیویورک گذراند...
پس از پایان تحصیلاتش به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۲ به کار در پیشه خانوادگیاش یعنی گروه صنعتی بهشهر پرداخت...
وی در سال ۱۳۴۸ با همکاری شماری از اعضای هیات علمی دانشکده بازرگانی و مدیریت دانشگاه هاروارد، نمونه مشابه آنرا در تهران با نام "مرکز مطالعات مدیریت" بنیان گذاشت...
او تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در همانجا به آموزش سیاستگذاری عمومی مشغول بود.
پس از انقلاب، در جریان مصادره اموال و داراییها، این شرکت به همراه دیگر کارخانهها و شرکتهای خاندان لاجوردی مصادره شد....
با این حال، حبیب لاجوردی قصد ترک ایران را نداشت...
اما ترور مشکوک برادرزادهاش و اعلام نام او و دیگر اعضای خانواده لاجوردی به عنوان مفسد فی الارض دلایل ترک او از ایران شدند....
اکبر لاجوردیان از خویشاوندان حبیب لاجوردی تلاش کرد تا گروه صنعتی بهشهر را حفظ کند...
او پس از دیدار با مهدی بازرگان دریافت که ممکن است دولت وی نتواند جلوی مصادره اموال خانوادگی آنها را بگیرد...
برای همین دیداری با ابوالحسن بنیصدر در خانه خواهر بنیصدر ترتیب داد تا او را با گروه صنعتی بهشهر بیشتر آشنا کند.
او میگوید که آنها را به یک اتاق کوچک راهنمایی کردند و ابوالحسن بنیصدر با پیژامه و صورت نتراشیده وارد شد.
بنیصدر پس از سلام بلافاصله گفت که همه صنایع ایران مونتاژی هستند و برای کشور مفید نیستند.
او در هنگام گفتگو توجهی به حرفهای اکبر لاجوردیان نکرد و یکباره از جای خود بلند شد و گفت که برای سخنرانی باید برود و جلسه را ترک کرد...
مرکز مطالعات مدیریت نیز بعد از مصادره شدن نامش را دانشگاه امام صادق گذاشتند و به آیت الله محمدرضا مهدوی کنی و خانواده او سپرده شد.
حبیب لاجوردی به فاصله کوتاهی پس از خروج از ایران پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشکده مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد را راهاندازی کرد...
لاجوردی کتاب اتحادیههای کارگری و خودکامگی در ایران(انتشارات دانشگاه سیراکیوز، ۱۹۸۵ سیراکوس) نوشته که ترجمهای از آن در ایران به منتشر شدهاست.
حبیب لاجوردی در ۳مرداد ۱۴۰۰ در سن ۸۳ سالگی در واشینگتن، دی.سی. درگذشت...
لاجوردی در سال ۱۳۵۹ به پیشنهاد یکی از استادان دانشگاه هاروارد اقدام به نوشتن طرح اولیه پروژه تاریخ شفاهی ایران کرد و در شهریور ۱۳۶۰ این طرح به صورت اجرایی در مرکز پژوهشهای خاورمیانه دانشگاه هاروارد شروع به کار کرد.
او به اتفاق همکاران خود در این پروژه با ۱۳۴ نفر از شخصیت های حکومتی در قبل از انقلاب و بعد از ان ، که در تاریخ معاصر ایران ناظر یا بازیگر در رویدادهای تاریخی بین سالهای ۱۲۹۹ الی ۱۳۶۰ بودند مصاحبه کرد، این پروژه نزدیک به ۱۰ سال به طول انجامید و امروزه بعنوان مرجعی بزرگ در اختیار مورخین قرار گرفته است..
#تاریخ_معاصرایران
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
حبیب لاجوردی دوران نوجوانی و جوانی را در نیویورک گذراند...
پس از پایان تحصیلاتش به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۲ به کار در پیشه خانوادگیاش یعنی گروه صنعتی بهشهر پرداخت...
وی در سال ۱۳۴۸ با همکاری شماری از اعضای هیات علمی دانشکده بازرگانی و مدیریت دانشگاه هاروارد، نمونه مشابه آنرا در تهران با نام "مرکز مطالعات مدیریت" بنیان گذاشت...
او تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در همانجا به آموزش سیاستگذاری عمومی مشغول بود.
پس از انقلاب، در جریان مصادره اموال و داراییها، این شرکت به همراه دیگر کارخانهها و شرکتهای خاندان لاجوردی مصادره شد....
با این حال، حبیب لاجوردی قصد ترک ایران را نداشت...
اما ترور مشکوک برادرزادهاش و اعلام نام او و دیگر اعضای خانواده لاجوردی به عنوان مفسد فی الارض دلایل ترک او از ایران شدند....
اکبر لاجوردیان از خویشاوندان حبیب لاجوردی تلاش کرد تا گروه صنعتی بهشهر را حفظ کند...
او پس از دیدار با مهدی بازرگان دریافت که ممکن است دولت وی نتواند جلوی مصادره اموال خانوادگی آنها را بگیرد...
برای همین دیداری با ابوالحسن بنیصدر در خانه خواهر بنیصدر ترتیب داد تا او را با گروه صنعتی بهشهر بیشتر آشنا کند.
او میگوید که آنها را به یک اتاق کوچک راهنمایی کردند و ابوالحسن بنیصدر با پیژامه و صورت نتراشیده وارد شد.
بنیصدر پس از سلام بلافاصله گفت که همه صنایع ایران مونتاژی هستند و برای کشور مفید نیستند.
او در هنگام گفتگو توجهی به حرفهای اکبر لاجوردیان نکرد و یکباره از جای خود بلند شد و گفت که برای سخنرانی باید برود و جلسه را ترک کرد...
مرکز مطالعات مدیریت نیز بعد از مصادره شدن نامش را دانشگاه امام صادق گذاشتند و به آیت الله محمدرضا مهدوی کنی و خانواده او سپرده شد.
حبیب لاجوردی به فاصله کوتاهی پس از خروج از ایران پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشکده مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد را راهاندازی کرد...
لاجوردی کتاب اتحادیههای کارگری و خودکامگی در ایران(انتشارات دانشگاه سیراکیوز، ۱۹۸۵ سیراکوس) نوشته که ترجمهای از آن در ایران به منتشر شدهاست.
حبیب لاجوردی در ۳مرداد ۱۴۰۰ در سن ۸۳ سالگی در واشینگتن، دی.سی. درگذشت...
لاجوردی در سال ۱۳۵۹ به پیشنهاد یکی از استادان دانشگاه هاروارد اقدام به نوشتن طرح اولیه پروژه تاریخ شفاهی ایران کرد و در شهریور ۱۳۶۰ این طرح به صورت اجرایی در مرکز پژوهشهای خاورمیانه دانشگاه هاروارد شروع به کار کرد.
او به اتفاق همکاران خود در این پروژه با ۱۳۴ نفر از شخصیت های حکومتی در قبل از انقلاب و بعد از ان ، که در تاریخ معاصر ایران ناظر یا بازیگر در رویدادهای تاریخی بین سالهای ۱۲۹۹ الی ۱۳۶۰ بودند مصاحبه کرد، این پروژه نزدیک به ۱۰ سال به طول انجامید و امروزه بعنوان مرجعی بزرگ در اختیار مورخین قرار گرفته است..
#تاریخ_معاصرایران
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅سه خاطره از آیة الله طالقانی
✍رضا بابایی
چند سال پیش، با دو رفیق شفیق، به گلیرد، زادگاه آیة الله طالقانی رفتیم. یکی از ما سه نفر، کتابی دربارۀ آیة الله طالقانی نوشته بود و برای تحقیق بیشتر دربارۀ ایشان، قصد داشت با مردم روستا و اهالی طالقان گفتوگو کند.
🔸از میان دیدهها و شنیدهها در آن سفر، سه خاطره برای من جالبتر بود:
🔹1. کسی میگفت: آقای طالقانی وقتی به ما میرسید، تنها دربارۀ کار و بار ما پرسوجو میکرد. مثلا با چوپان دربارۀ گاو و گوسفند و دامداری حرف میزد، با کشاورز دربارۀ کشاورزی، با معلم دربارۀ درس و کتاب و دانشآموزان و با مهندس دربارۀ علم و صنعت.
🔸2. یکی از اهالی روستا میگفت: از پدرم شنیدم که روزی یکی از روحانیان مشهور منطقه به آیة الله طالقانی گفته بود که شما چرا مردم را امر به معروف و نهی از منکر نمیکنید؟ ایشان پرسیدند: مثلا چه باید بکنم؟ گفت: مثلا شما هیچ اهتمامی برای جمع کردن مردم در مسجد ندارید. اگر دوست ندارید برای مردم سخنرانی کنید، اقلا برای نماز جماعت دعوتشان کنید.
🔹آیة الله طالقانی به آن روحانی مشهور گفته بود: به عمل کار برآید، به سخندانی نیست. من هر نیمهشب در این هوای سرد زمستان، فانوسبهدست تا سرِ چشمه میروم و وضو میگیرم. بعد هم آهسته و قدمزنان به سوی مسجد میروم که نمازم را بخوانم. اگر این کار من، کسی را به نماز و مسجد دعوت نکند، از سخنرانی و تبلیغ و داد و فریاد هم کاری برنمیآید. (زمستانهای طالقان، بسیار سرد و طولانی است و چشمۀ آب سرد گلیرد هم تقریبا در بیرون از روستا است)
🔸3. یکی از اهالی گلیرد از پیران روستا نقل میکرد: روزی طالقانی جوان را دیدیم که با عدهای از مردم به سمت کوه مقابل روستا میرود. بالای کوه، مزار جدّ ایشان (معروف به سیدآقا) بود که مردم برای زیارت به آنجا میرفتند. آقای طالقانی وقتی به مزار رسید، با کلنگی که با خود آورده بود، شروع کرد به خراب کردن بنایی که مردم روی قبر ایشان ساخته بودند.
🔹ظهر هم در مسجد روستا سخنرانی کرد و گفت: من دیدم که کار مردم شده است نذر و نیاز به مزار سیدآقا! او هم انسانی بود مانند شما. گیرم علم و تقوای بیشتری داشت. اینها باعث نمیشود که شما بروید آنجا، نخ و پارچه گره بزنید.
🔰کانال #صدای_نوین_خراسان
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍رضا بابایی
چند سال پیش، با دو رفیق شفیق، به گلیرد، زادگاه آیة الله طالقانی رفتیم. یکی از ما سه نفر، کتابی دربارۀ آیة الله طالقانی نوشته بود و برای تحقیق بیشتر دربارۀ ایشان، قصد داشت با مردم روستا و اهالی طالقان گفتوگو کند.
🔸از میان دیدهها و شنیدهها در آن سفر، سه خاطره برای من جالبتر بود:
🔹1. کسی میگفت: آقای طالقانی وقتی به ما میرسید، تنها دربارۀ کار و بار ما پرسوجو میکرد. مثلا با چوپان دربارۀ گاو و گوسفند و دامداری حرف میزد، با کشاورز دربارۀ کشاورزی، با معلم دربارۀ درس و کتاب و دانشآموزان و با مهندس دربارۀ علم و صنعت.
🔸2. یکی از اهالی روستا میگفت: از پدرم شنیدم که روزی یکی از روحانیان مشهور منطقه به آیة الله طالقانی گفته بود که شما چرا مردم را امر به معروف و نهی از منکر نمیکنید؟ ایشان پرسیدند: مثلا چه باید بکنم؟ گفت: مثلا شما هیچ اهتمامی برای جمع کردن مردم در مسجد ندارید. اگر دوست ندارید برای مردم سخنرانی کنید، اقلا برای نماز جماعت دعوتشان کنید.
🔹آیة الله طالقانی به آن روحانی مشهور گفته بود: به عمل کار برآید، به سخندانی نیست. من هر نیمهشب در این هوای سرد زمستان، فانوسبهدست تا سرِ چشمه میروم و وضو میگیرم. بعد هم آهسته و قدمزنان به سوی مسجد میروم که نمازم را بخوانم. اگر این کار من، کسی را به نماز و مسجد دعوت نکند، از سخنرانی و تبلیغ و داد و فریاد هم کاری برنمیآید. (زمستانهای طالقان، بسیار سرد و طولانی است و چشمۀ آب سرد گلیرد هم تقریبا در بیرون از روستا است)
🔸3. یکی از اهالی گلیرد از پیران روستا نقل میکرد: روزی طالقانی جوان را دیدیم که با عدهای از مردم به سمت کوه مقابل روستا میرود. بالای کوه، مزار جدّ ایشان (معروف به سیدآقا) بود که مردم برای زیارت به آنجا میرفتند. آقای طالقانی وقتی به مزار رسید، با کلنگی که با خود آورده بود، شروع کرد به خراب کردن بنایی که مردم روی قبر ایشان ساخته بودند.
🔹ظهر هم در مسجد روستا سخنرانی کرد و گفت: من دیدم که کار مردم شده است نذر و نیاز به مزار سیدآقا! او هم انسانی بود مانند شما. گیرم علم و تقوای بیشتری داشت. اینها باعث نمیشود که شما بروید آنجا، نخ و پارچه گره بزنید.
🔰کانال #صدای_نوین_خراسان
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd