Forwarded from BBCPersian
🔻وزارت معارف/آموزش و پرورش اداره طالبان در اطلاعیهای از دانشآموزان پسر و آموزگاران مرد در این کشور دعوت کرد تا از فردا به مدارس و مکاتب برگردند.
🔹در این اطلاعیه که از صفحه فیسبوک وزارت معارف طالبان منتشر شده، هیچ اشاره به دانشآموزان دختر و آموزگاران زن نشده و توضیحی هم ارائه نشده که سرنوشت دانشآموزان دختر چه میشود.
🔹در این اطلاعیه آمده است:" به اطلاع تمام مکاتب ابتدایی، لیسه (دبیرستان) و مدارس رسمی طبقه ذکور رسانیده میشود تا روند آموزشی خویش را سر از تاریخ ۲۷ سنبله/شهریور آغاز کنند. بنا بر این تمامی استادان و شاگران طبقه ذکور باید به مکاتب خویش حاضر شوند."
🔹طالبان وقتی در دهه نود میلادی در افغانستان حاکم بودند، به دختران اجازه آموزش و به زنان اجازه کار را نمیدادند. حالا هم یکی از بزرگترین نگرانیها در مورد حاکمیت آنها جلوگیری از آموزش و کار زنان به شمار میرود.
🔹اعضای رهبری طالبان در قطر پیوسته میگفتند که آنها جلو آموزش و کار زنان را نخواهند گرفت و "زنان در چارچوب شریعت اسلامی" اجازه آموزش، کار و حضور در جامعه را دارد.
📷 Getty Images
https://bbc.in/2VMnHCO
@BBCPersian
🔹در این اطلاعیه که از صفحه فیسبوک وزارت معارف طالبان منتشر شده، هیچ اشاره به دانشآموزان دختر و آموزگاران زن نشده و توضیحی هم ارائه نشده که سرنوشت دانشآموزان دختر چه میشود.
🔹در این اطلاعیه آمده است:" به اطلاع تمام مکاتب ابتدایی، لیسه (دبیرستان) و مدارس رسمی طبقه ذکور رسانیده میشود تا روند آموزشی خویش را سر از تاریخ ۲۷ سنبله/شهریور آغاز کنند. بنا بر این تمامی استادان و شاگران طبقه ذکور باید به مکاتب خویش حاضر شوند."
🔹طالبان وقتی در دهه نود میلادی در افغانستان حاکم بودند، به دختران اجازه آموزش و به زنان اجازه کار را نمیدادند. حالا هم یکی از بزرگترین نگرانیها در مورد حاکمیت آنها جلوگیری از آموزش و کار زنان به شمار میرود.
🔹اعضای رهبری طالبان در قطر پیوسته میگفتند که آنها جلو آموزش و کار زنان را نخواهند گرفت و "زنان در چارچوب شریعت اسلامی" اجازه آموزش، کار و حضور در جامعه را دارد.
📷 Getty Images
https://bbc.in/2VMnHCO
@BBCPersian
رضاشاه در نامه استعفای خود که در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ در کاخ مرمر به امضا رسید، چنین نوشت:
«نظر به اینکه من همه قوای خود را در این چند سال مصروف امور کشور کرده و ناتوان شدهام حس میکنم که اینک وقت آن رسیده است که یک قوه و بنیه جوانتری به کارهای کشور که مراقبت دائم لازم دارد بپردازد و اسباب سعادت و رفاه ملت را فراهم آورد بنابراین امر سلطنت را به ولیعهد و جانشین خود تفویض کردم و از کار کناره نمودم. از امروز که بیست و پنجم شهریور ماه 1320 است عموم ملت از کشوری و لشکری ولیعهد و جانشین قانونی مرا به این سلطنت بشناسند و آنچه از پیروی مصالح نسبت به من میکردند نسبت به ایشان منظور دارند.»
محمدرضاشاه پهلوی در کتاب «پاسخ به تاریخ» مینویسد:
«متفقین به دولت ایران اطلاع دادند که قوای مسلح آنها در ۲۶ شهریور ۱۳۲۰ تهران را اشغال خواهند کرد. به محض دریافت این خبر، پدرم گفت: آیا تو فکر میکنی که من حاضرم از یک سرگرد انگلیسی دستور بگیرم؟ سپس در روز ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ پدرم استعفا داد.»
@tarbd
«نظر به اینکه من همه قوای خود را در این چند سال مصروف امور کشور کرده و ناتوان شدهام حس میکنم که اینک وقت آن رسیده است که یک قوه و بنیه جوانتری به کارهای کشور که مراقبت دائم لازم دارد بپردازد و اسباب سعادت و رفاه ملت را فراهم آورد بنابراین امر سلطنت را به ولیعهد و جانشین خود تفویض کردم و از کار کناره نمودم. از امروز که بیست و پنجم شهریور ماه 1320 است عموم ملت از کشوری و لشکری ولیعهد و جانشین قانونی مرا به این سلطنت بشناسند و آنچه از پیروی مصالح نسبت به من میکردند نسبت به ایشان منظور دارند.»
محمدرضاشاه پهلوی در کتاب «پاسخ به تاریخ» مینویسد:
«متفقین به دولت ایران اطلاع دادند که قوای مسلح آنها در ۲۶ شهریور ۱۳۲۰ تهران را اشغال خواهند کرد. به محض دریافت این خبر، پدرم گفت: آیا تو فکر میکنی که من حاضرم از یک سرگرد انگلیسی دستور بگیرم؟ سپس در روز ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ پدرم استعفا داد.»
@tarbd
تیتر روزنامه اطلاعات پس از استعفای رضا شاه در شهریور بیست:
«اشک ها و لبخندی های یک ملت»
«به ایرانیان بنویسید که از آمریکاییها بیشتر بترسند تا از روسها و انگلیسها. اینست حرف آخر رضاشاه و این حرف رضاشاه را هم تاریخ، مدلل خواهد داشت که آیا درست است یا نادرست»
رضاشاه پهلوی (مجله خواندنیها. شنبه ۴ شهریور ۱۳۲۳ صفحه ۴)
@tarbd
«اشک ها و لبخندی های یک ملت»
«به ایرانیان بنویسید که از آمریکاییها بیشتر بترسند تا از روسها و انگلیسها. اینست حرف آخر رضاشاه و این حرف رضاشاه را هم تاریخ، مدلل خواهد داشت که آیا درست است یا نادرست»
رضاشاه پهلوی (مجله خواندنیها. شنبه ۴ شهریور ۱۳۲۳ صفحه ۴)
@tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تخریب آثار باستانی در افغانستان شروع شد
منابع محلی با انتشار این ویدئو گفتهاند قلعه تاریخی گرشک ولایت هلمند درحال تخریب توسط طالبان هست.
منابع میگویند طالبان قرار است جای این قلعه مدرسه دینی بسازند.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
منابع محلی با انتشار این ویدئو گفتهاند قلعه تاریخی گرشک ولایت هلمند درحال تخریب توسط طالبان هست.
منابع میگویند طالبان قرار است جای این قلعه مدرسه دینی بسازند.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
✅گویش های ایرانی در اسناد تاریخی
✍پرویز ناتل خانلری
در آثار مورخان و جغرافیا نویسان اسلامی ، گذشته از فارسی دری که زبان رسمی و اداری کشور ایران بوده است و پهلوی جنوبی (پارسیک) که تا سه - چهار قرن بعد از اسلام زبان دینی ایرانیانی شمرده می شد که به آئین زرتشتی (زردشتی) باقی مانده بودند ؛ از چندین گویش دیگر که در نقاط مختلف این سرزمین پهناور متداول بوده ، ذکری آمده و گاهی نمونه های کوتاه ، یا به نسبت بلندتر، از بعضی آن ها ثبت شده است.
در این کتب که از اواخر قرن سوم تا قرن دهم هجری تألیف یافته به بیش از چهل گویش ایرانی اشاره شده است که فهرست آن ها را در زیر می آوریم:
1. ارانی : گویش ناحیه اران و بردع در قفقاز بوده است. اصطخری و مقدسی از آن یاد کرده اند.
مقدسی درباره آن می نویسد: « در اران سخن می گویند و فارسی ایشان قابل فهم است و در حروف به خراسانی نزدیک است.»
2. مراغی : حمدالله مستوفی می نویسد: « تومان مراغه چهار شهر است : مراغه و بسوی (؟) و خوارقان و لیلان ... مردمش سفید چهره و ترک وش می باشند ... و زبانشان پهلوی مغیر است. »
در نسخه دیگر « پهلوی معرب » ثبت شده و محتمل است که در این عبارت کلمه ی معرب تصحیف مغرب باشد ، یعنی گویش پهلوی مغربی . زیرا که در غالب آثار نویسندگان بعد از اسلام همه ی گویش های محلی را که با زبان فارسی دری متفاوت بوده به لفظ عام پهلوی یا فهلوی می خواندند.
3. همدانی و زنجانی : مقدسی درباره ی گویش این ناحیه تنها دو کلمه زیر را ثبت کرده است: « واتم » و « واتوا ».
شمس قیس رازی یک دو بیتی را در بحث از وزن فهلویات آورده و آن را از زبان « مردم زنگان و همدان » می شمارد.
حمدالله مستوفی درباره مردم زنجان می نویسد : زبانشان پهلوی راست است.
4. کردی : یاقوت حموی قصیده ای ملمع از یک شاعر کُرد به نام « نوشروان بغدادی » معروف به « شیطان العراق » در کتاب خود آورده است.
5. خوزی : گویش مردم خوزستان که در روایات حمزه اصفهانی و ابن الندیم نیز از جمله زبان های متداول در ایران ساسانی شمرده شده است. اصطخری درباره ی گویش این ناحیه می نویسد : « عامه ی ایشان به فارسی و عربی سخن می گویند ، جز آنکه زبان دیگری دارند که نه عبرانی و نه سریانی و نه فارسی است. » و ظاهرا مرادش گویش ایرانی آن سرزمین است.
مقدسی نیز درباره ی گویش مردم خوزستان نکاتی را ذکر می کند که گویا مربوط به فارسی متداول در خوزستان است ، نه گویش خاص محلی.
6. دیلمی : اصطخری درباره ی این ناحیه می نویسد: « زبانشان یکتاست و غیر از فارسی و عربی است »
مقدسی نیز می گوید : « زبان ناحیه ی دیلم متفاوت و دشوار است.»
7. گیلی یا گیلکی : ظاهرا گویشی جداگانه از دیلمی بوده است. اصطخری می نویسد : « در قسمتی از گیلان (جیل) تا آنجا که من دریافته ام طایفه ای از ایشان هستند که زبانشان با زبان جیل و دیلم متفاوت است. »
و مقدسی می گوید : « گیلکان حرف خاء ( یا حاء ) به کار می برند.»
8. طبری یا (مازندرانی) : این گویش دارای ادبیات قابل توجهی بوده است. می دانیم که کتاب « مرزبان نامه » به گویش طبری تألیف شده بود و از آن زبان به فارسی دری ترجمه شده است.
ابن اسفندیار دیوان شعری را به زبان طبری با عنوان « نیکی نامه » ذکر می کند و آن را به « اسپهبد مرزبان بن رستم بن شروین » مؤلف « مرزبان نامه » نسبت می دهد. در « قابوس نامه » نیز دو بیت به گویش طبری از مؤلف ثبت است. ابن اسفندیار از بعضی شاعران این سرزمین که به گویش طبری شعر می گفته اند یاد کرده و نمونه ای از اشعار ایشان را آورده است. در « تاریخ رویان » اولیاء الله آملی نیز ابیاتی از شاعران مازندرانی به گویش طبری ضبط شده است.
اخیرا چند نسخه ی خطی از ترجمه ی ادبیات عرب به گویش طبری و نسخه هایی از ترجمه و تفسیر قرآن به این گویش یافت شده که از روی آن ها می توان دریافت که گویش طبری در قرن های نخستین بعد از اسلام دارای ادبیات وسیعی بوده است. مجموعه ای از دو بیتی های طبری که به « امیری » معروف و به شاعری موسوم به « امیر پازواری » منسوب است ، در مازندران وجود داشته که « برنهارد درن » خاور شناس روسی نسخه آن ها را به دست آورده و زیر عنوان « کنزالاسرار » در سن پطرز بورگ (یا - سن پطرز بورغ) با ترجمه ی فارسی چاپ کرده است.
مقدسی می نویسد که زبان طبرستان به زبان ولایت قومس و جرجان نزدیک است ، جز آنکه در آن شتابزدگی هست.
@tarbd
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/shekar-shekan/zaban-pajohi/1912-zaban-ha-goyesh-haye-irani.html
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍پرویز ناتل خانلری
در آثار مورخان و جغرافیا نویسان اسلامی ، گذشته از فارسی دری که زبان رسمی و اداری کشور ایران بوده است و پهلوی جنوبی (پارسیک) که تا سه - چهار قرن بعد از اسلام زبان دینی ایرانیانی شمرده می شد که به آئین زرتشتی (زردشتی) باقی مانده بودند ؛ از چندین گویش دیگر که در نقاط مختلف این سرزمین پهناور متداول بوده ، ذکری آمده و گاهی نمونه های کوتاه ، یا به نسبت بلندتر، از بعضی آن ها ثبت شده است.
در این کتب که از اواخر قرن سوم تا قرن دهم هجری تألیف یافته به بیش از چهل گویش ایرانی اشاره شده است که فهرست آن ها را در زیر می آوریم:
1. ارانی : گویش ناحیه اران و بردع در قفقاز بوده است. اصطخری و مقدسی از آن یاد کرده اند.
مقدسی درباره آن می نویسد: « در اران سخن می گویند و فارسی ایشان قابل فهم است و در حروف به خراسانی نزدیک است.»
2. مراغی : حمدالله مستوفی می نویسد: « تومان مراغه چهار شهر است : مراغه و بسوی (؟) و خوارقان و لیلان ... مردمش سفید چهره و ترک وش می باشند ... و زبانشان پهلوی مغیر است. »
در نسخه دیگر « پهلوی معرب » ثبت شده و محتمل است که در این عبارت کلمه ی معرب تصحیف مغرب باشد ، یعنی گویش پهلوی مغربی . زیرا که در غالب آثار نویسندگان بعد از اسلام همه ی گویش های محلی را که با زبان فارسی دری متفاوت بوده به لفظ عام پهلوی یا فهلوی می خواندند.
3. همدانی و زنجانی : مقدسی درباره ی گویش این ناحیه تنها دو کلمه زیر را ثبت کرده است: « واتم » و « واتوا ».
شمس قیس رازی یک دو بیتی را در بحث از وزن فهلویات آورده و آن را از زبان « مردم زنگان و همدان » می شمارد.
حمدالله مستوفی درباره مردم زنجان می نویسد : زبانشان پهلوی راست است.
4. کردی : یاقوت حموی قصیده ای ملمع از یک شاعر کُرد به نام « نوشروان بغدادی » معروف به « شیطان العراق » در کتاب خود آورده است.
5. خوزی : گویش مردم خوزستان که در روایات حمزه اصفهانی و ابن الندیم نیز از جمله زبان های متداول در ایران ساسانی شمرده شده است. اصطخری درباره ی گویش این ناحیه می نویسد : « عامه ی ایشان به فارسی و عربی سخن می گویند ، جز آنکه زبان دیگری دارند که نه عبرانی و نه سریانی و نه فارسی است. » و ظاهرا مرادش گویش ایرانی آن سرزمین است.
مقدسی نیز درباره ی گویش مردم خوزستان نکاتی را ذکر می کند که گویا مربوط به فارسی متداول در خوزستان است ، نه گویش خاص محلی.
6. دیلمی : اصطخری درباره ی این ناحیه می نویسد: « زبانشان یکتاست و غیر از فارسی و عربی است »
مقدسی نیز می گوید : « زبان ناحیه ی دیلم متفاوت و دشوار است.»
7. گیلی یا گیلکی : ظاهرا گویشی جداگانه از دیلمی بوده است. اصطخری می نویسد : « در قسمتی از گیلان (جیل) تا آنجا که من دریافته ام طایفه ای از ایشان هستند که زبانشان با زبان جیل و دیلم متفاوت است. »
و مقدسی می گوید : « گیلکان حرف خاء ( یا حاء ) به کار می برند.»
8. طبری یا (مازندرانی) : این گویش دارای ادبیات قابل توجهی بوده است. می دانیم که کتاب « مرزبان نامه » به گویش طبری تألیف شده بود و از آن زبان به فارسی دری ترجمه شده است.
ابن اسفندیار دیوان شعری را به زبان طبری با عنوان « نیکی نامه » ذکر می کند و آن را به « اسپهبد مرزبان بن رستم بن شروین » مؤلف « مرزبان نامه » نسبت می دهد. در « قابوس نامه » نیز دو بیت به گویش طبری از مؤلف ثبت است. ابن اسفندیار از بعضی شاعران این سرزمین که به گویش طبری شعر می گفته اند یاد کرده و نمونه ای از اشعار ایشان را آورده است. در « تاریخ رویان » اولیاء الله آملی نیز ابیاتی از شاعران مازندرانی به گویش طبری ضبط شده است.
اخیرا چند نسخه ی خطی از ترجمه ی ادبیات عرب به گویش طبری و نسخه هایی از ترجمه و تفسیر قرآن به این گویش یافت شده که از روی آن ها می توان دریافت که گویش طبری در قرن های نخستین بعد از اسلام دارای ادبیات وسیعی بوده است. مجموعه ای از دو بیتی های طبری که به « امیری » معروف و به شاعری موسوم به « امیر پازواری » منسوب است ، در مازندران وجود داشته که « برنهارد درن » خاور شناس روسی نسخه آن ها را به دست آورده و زیر عنوان « کنزالاسرار » در سن پطرز بورگ (یا - سن پطرز بورغ) با ترجمه ی فارسی چاپ کرده است.
مقدسی می نویسد که زبان طبرستان به زبان ولایت قومس و جرجان نزدیک است ، جز آنکه در آن شتابزدگی هست.
@tarbd
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/shekar-shekan/zaban-pajohi/1912-zaban-ha-goyesh-haye-irani.html
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
www.iranboom.ir
زبان ها و گویش های ایرانی
🔴 یک معلم دیگر خودکشی کرد!
کلمه- کمتر از سه روز پس از انتشار خبر خودکشی یک معلم در شهرستان گراش در استان فارس، کانال صنفی معلمان ایران از خودکشی حسن چنارانی، معلم بخش سرولایت شهرستان نیشابور با قرص برنج خبر داد.
کانال صنفی معلمان نوشته است که در اینباره اطلاعات بیشتر را به زودی منتشر خواهد کرد. پنجشنبه گذشته همین کانال، از خودکشی یک دبیر ریاضی در استان فارس به دلیل «تنگنای مالی» و ناتوانی برای تامین پیششرط وام ۵۰ میلیون تومانی خبر داده بود.
بنابر این گزارش، غلامعباس یحییپور، دبیر ریاضی اهل شهرستان گراش در استان فارس، پس از آنکه موفق به تامین پنج میلیون تومان سپرده به عنوان پیششرط بانک نشد خود را حلقآویز کرد و در پی مرگ مغزی جان باخت.
خبرگزاری رکنا به نقل از برادر غلامعباس یحییپور نوشت که این معلم ریاضی پارسال کارت اهدای عضو گرفته بود و به همین دلیل، «هفت عضو بدن» او پس از مرگش اهدا شد.
در ماههای اخیر گزارشهای متعددی از بحران در وضعیت معیشتی معلمان و شاغلان در آموزش و پرورش ایران منتشر شده است.
کلمه- کمتر از سه روز پس از انتشار خبر خودکشی یک معلم در شهرستان گراش در استان فارس، کانال صنفی معلمان ایران از خودکشی حسن چنارانی، معلم بخش سرولایت شهرستان نیشابور با قرص برنج خبر داد.
کانال صنفی معلمان نوشته است که در اینباره اطلاعات بیشتر را به زودی منتشر خواهد کرد. پنجشنبه گذشته همین کانال، از خودکشی یک دبیر ریاضی در استان فارس به دلیل «تنگنای مالی» و ناتوانی برای تامین پیششرط وام ۵۰ میلیون تومانی خبر داده بود.
بنابر این گزارش، غلامعباس یحییپور، دبیر ریاضی اهل شهرستان گراش در استان فارس، پس از آنکه موفق به تامین پنج میلیون تومان سپرده به عنوان پیششرط بانک نشد خود را حلقآویز کرد و در پی مرگ مغزی جان باخت.
خبرگزاری رکنا به نقل از برادر غلامعباس یحییپور نوشت که این معلم ریاضی پارسال کارت اهدای عضو گرفته بود و به همین دلیل، «هفت عضو بدن» او پس از مرگش اهدا شد.
در ماههای اخیر گزارشهای متعددی از بحران در وضعیت معیشتی معلمان و شاغلان در آموزش و پرورش ایران منتشر شده است.
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅این ویدیو حاوی تصاویری ناراحت کننده می باشد!
نماز آخر پیش از تیرباران طالبان امارت اسلامی!
@Sahamnewsorg
نماز آخر پیش از تیرباران طالبان امارت اسلامی!
@Sahamnewsorg
Forwarded from اصفهان خبر
📸 تجمع فرهنگیان اصفهان در اعتراض به رتبه بندی و همسان سازی حقوق؛ امروز شنبه ۲۷ شهریور مقابل درب اداره کل آموزش و پرورش استان
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
✅ناصر الدین شاه در کارها اراذل را دخالت داد که مطیع محض او باشند
امیرکبیرو واکسیناسیون
✍🏻محمود سرابادانی
🔗 حاج سیاح محلاتی از نخبگان عصر ناصرالدین شاه قاجار در خاطرات خود درباره امیرکبیرمینویسد : «بعد از ان مرحوم تا الان ایران روی بهبودی ندیده ومردی روی کار نیامده واگر از کسی امید نجات ایران میرفت فورا او را ازکار انداخته اندطریقه شاه براین بود که اصلا کسی را در ایران زنده نگذارد که مردم امیدواری بوجود او داشته باشند و در کارها اراذل و بی سر و پایان را دخالت دهد که مطیع محض و الت اجرای مقاصد او باشد.»
🔗 حاج سیاح در ادامه به نقل از فرماندار وقت اصفهان مینویسد: یک روز امیر را در سفر به اصفهان و درچهل ستون خیلی برافروخته دیدم گمان کردم خبر بدی از سرحدات رسیده، بناگاه امیر گفت: صادق رنگ امیز ومحمدکله پز را اوردند؟ عرض کردند: بلی حاضرند، وقتی ایشان را اوردند پرسید: «مگراعلان نشده بودکه دولت مایه ابله کوبی به اصفهان فرستاده وامرکرده مردم به اولاد خود ابله کوبی کنند؟ شما چرا نکرده اید تا ازهریک طفلی تلف شده ؟ گفتند: سواد نداشتیم اعلان را بخوانیم امیرگفت: جارهم زدند در معابر هم گفتند البته تقصیرکردید، حکم کرد انها را چوب بزنند فرماندار گفت با وساطت من انها بجای چوب خوردن جریمه شدند و پول جریمه نداشتند امیر از جیبش پرداخت.
🔗 حاج سیاح درادامه از فرماندارنقل میکند که به امیر گفتم اخر این موضوعی نیست که اینقدر شما را مشتعل کرده ، امیرگفت: من تعجب دارم که شماشنیدید دونفر از هموطن هاتان بی جهت تلف شده اندوبه شما تاثیر نکرد واقعا بدبختی بزرگ ایران قتل ان مرحوم بود، پس از قتل ان مرحوم امور مملکت بازیچه هواپرستان گردیده وکلا نظر اطرافیان سلطنت براغفال ناصرالدین شاه بود............
🔗سیاح درادامه مینویسد: .....ودسته ها در رقابت با یکدیگر در تقرب و جاه داشتن نفوذومنحصرکردن غارتگری ومال ومنال بخود داشتند......کم کم روس وانگلیس وکشمکش ایشان دراغفال این مملکت بیچاره وسلب قوای باطنی ان شدت پیدا میکند.
🔗منبع : کتاب خاطرات حاج سیاح محلاتی
@tarbd
امیرکبیرو واکسیناسیون
✍🏻محمود سرابادانی
🔗 حاج سیاح محلاتی از نخبگان عصر ناصرالدین شاه قاجار در خاطرات خود درباره امیرکبیرمینویسد : «بعد از ان مرحوم تا الان ایران روی بهبودی ندیده ومردی روی کار نیامده واگر از کسی امید نجات ایران میرفت فورا او را ازکار انداخته اندطریقه شاه براین بود که اصلا کسی را در ایران زنده نگذارد که مردم امیدواری بوجود او داشته باشند و در کارها اراذل و بی سر و پایان را دخالت دهد که مطیع محض و الت اجرای مقاصد او باشد.»
🔗 حاج سیاح در ادامه به نقل از فرماندار وقت اصفهان مینویسد: یک روز امیر را در سفر به اصفهان و درچهل ستون خیلی برافروخته دیدم گمان کردم خبر بدی از سرحدات رسیده، بناگاه امیر گفت: صادق رنگ امیز ومحمدکله پز را اوردند؟ عرض کردند: بلی حاضرند، وقتی ایشان را اوردند پرسید: «مگراعلان نشده بودکه دولت مایه ابله کوبی به اصفهان فرستاده وامرکرده مردم به اولاد خود ابله کوبی کنند؟ شما چرا نکرده اید تا ازهریک طفلی تلف شده ؟ گفتند: سواد نداشتیم اعلان را بخوانیم امیرگفت: جارهم زدند در معابر هم گفتند البته تقصیرکردید، حکم کرد انها را چوب بزنند فرماندار گفت با وساطت من انها بجای چوب خوردن جریمه شدند و پول جریمه نداشتند امیر از جیبش پرداخت.
🔗 حاج سیاح درادامه از فرماندارنقل میکند که به امیر گفتم اخر این موضوعی نیست که اینقدر شما را مشتعل کرده ، امیرگفت: من تعجب دارم که شماشنیدید دونفر از هموطن هاتان بی جهت تلف شده اندوبه شما تاثیر نکرد واقعا بدبختی بزرگ ایران قتل ان مرحوم بود، پس از قتل ان مرحوم امور مملکت بازیچه هواپرستان گردیده وکلا نظر اطرافیان سلطنت براغفال ناصرالدین شاه بود............
🔗سیاح درادامه مینویسد: .....ودسته ها در رقابت با یکدیگر در تقرب و جاه داشتن نفوذومنحصرکردن غارتگری ومال ومنال بخود داشتند......کم کم روس وانگلیس وکشمکش ایشان دراغفال این مملکت بیچاره وسلب قوای باطنی ان شدت پیدا میکند.
🔗منبع : کتاب خاطرات حاج سیاح محلاتی
@tarbd
✅اولین بار که زنان ایرانی رای دادند...
✍️علی مرادی مراغه ای
جمهوری آذربایجان در بین کشورهای اسلامی، نخستین کشوری بوده که در 1918م .در دولت رسولزاده به زنان حق رای داد. در مشروطیت، زمانی که اولین بار مردان در انتخابات شرکت کردند زنان ایرانی، همچنان جزو مجانین و ناقص العقلها، بشمار آمده و از رای دادن محروم بودند. آنها 57سال صبر کردند تا انقلاب سفید شاه برسد.
البته به قول مش قاسم، دروغ نباشد که زنان آذربایجانی در دوره فرقه دمکرات در 1324، یکبار لذت رای دادن را چشیده بودند یعنی انتخابات مجلس فرقه. و جالب اینکه، به عنوان نماینده نیز انتخاب شده بودند چراکه در نخستین جلسه مجلس ملی آذربایجان که در 21آذر1324 در سالن سینما دیانای تبریز تشکیل گردید نام دو زن در فهرست نمایندگان مجلس آمده یعنی شمسی بدری و عفیفه ترکی!.
اما با سقوط فرقه دمکرات آذربایجان، بار دیگر زنان از این حق، محروم گشتند.
هنگامیکه برخی از زنان پیشرو، سخن از مشارکت زنان در مجلس پانزدهم گفتند برخی از مردان مخالف، زنان را مسخره کرده و نوشتند که
«اگر زنان نماینده مجلس باشند ممکن است در زمان وضع قوانین در مجلس یک مرتبه، نمایندگان زن درد زایمان بگیرند و مجلس از اکثریت بیفتد!»
مهرانگیز منوچهریان در پاسخ نوشت:
«کسانی که زنان را به واسطه درد زایمان مسخره میکنند باید بدانند که خودشان نتیجه و محصول همین درد زایمان هستند...! (انتقاد، قوانین مدنی و کیفری ایران از منظر حقوق زن...ص23)
بار دیگر، موضوع، در دولت دکتر محمد مصدق، مطرح گردید، مصدق، هياتی را به سرپرستی علی شايگان برای تهیه قانون انتخابات مامور كرد. دولت ابتدا لايحه قانونی شهرداری برای انتخابات انجمنهای شهر و قصبه را در 14آبان1331منتشر کرد که زنان هم از آزادی انتخابات برخوردار بودند این نخستین گام دولت مرکزی برای به رسمیت شناختن مشارکت سیاسی زنان بوده که البته با مخالفت سرسخت روحانیون مواجه شد. شديدترين مخالفتها از سوی سيدمحمد بهبهانی بود، آنان میگفتند در «زيرِ ماسك حق رای به زنان اسراری نهفته است كه از خارج ايران و ايادی داخلی آنها سرچشمه ميگيرد»( دوانی، علی، نهضت روحانيون ايران... ج3.ص 49)
بهبهانی درباره حق رای زنان، نظر بزرگترين مرجع آن زمان( آیت الله بروجردی) را خواست و او پاسخ داد:
«مستدعی است تذكر دهيد كه در كشور اسلامی امری كه مخالف احكام ضروريه اسلام است ممکن الاجرا نیست»
البته برخي روحانيون برجسته از قبيل آيت الله صدر و آيت الله حجت، هم مخالفت شان را اعلام كردند.(همان ...ج1ص50)
آيت الله كاشانی نیز دولت را از اين كار بر حذر داشت، روحانيون، تظاهراتی نیز عليه حق رای زنان به راه انداختند.(اسناد مجلس شورای ملی، دوری هفدهم، تاريخ17 /10/1331)
اما درخرداد 1332 لايحه قانون شهرداری به امضای مصدق رسيد و در آن، حق رای زنان و حتی انتخابشان به عنوان شهردار، وجود داشت. اما اين لايحه با كودتای 28 مرداد فراموش شد.
پس از دهسال، وقتی اسدالله علم در 23تیر 1341 به نخست وزيری رسید لايحه انجمنهای ايالتی ولايتی را به مجلس تقديم کرد که در آن، هم حق رای و هم حق انتخاب شدن به زنان وجود داشت. اما نيروهای مذهبی اعتراض كرده و مراجع عظام مانند آیت الله خمينی، گلپايگانی، شريعتمداری و حائری در منزل آيت الله عبدالكرم حائری جلسة گذاشته و تلگرافات اعتراضی به شاه فرستادند.(دوانی... ج 3، ص30)
شاه آنانرا به سراغ علم فرستاد. و آنها، تلگرافات تندی به علم فرستادند(.همان، ج 3، ص 42)
امام خمینی گفت:
«از 10 ميليون نفر جمعيت زن ايران، فقط يك صد نفر زنِ هرجايى مايل هستند كه اين كار بشود (صحيفة امام،جلد 1...ص82)
البته، جبهه ملی دوم و نهضت آزادی نیز به صف مخالفین حق رای زنان و لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی پیوستند که باعثِ عقب نشينی علم شد.
اما زنان نیز بیکار ننشستند، اعتراض زنان در 17دی نقطة عطفی در تلاش برای دستيابی به حقوقشان بود؛
ديری نپاييد كه شاه در 16دی 1341 از تغييرات مهمی گفت، یعنی، اصول ششگانه انقلاب شاه و مردم و اصلاحات ارضی و حق رای زنان را به رفراندوم گذاشت اما همین دو مورد، مخالفتهای روحانيون را برانگيخته و رفراندوم را تحريم كردند.
در تظاهراتی که بدرخواست مراجع صورت گرفت شعار می دادند:
«ما پيرو قرآنيم شش ماده نمیخواهيم»
شاه سلیمان بهبودی را برای مذاكره با علما به قم فرستاد اما نتیجه ای نگرفت و سرانجام به قیام 42 منجر شد...
📌تصویر زیر، مشارکت زنان در دوره فرقه دمکرات آذربایجان را نشان میدهد...
پر واضح است که وقتی خجه سلطانِ روستای ما در مراغه، برای رای دادن و تعیین سرنوشت خود، از خانه بیرون می رود وقتی به خانه برمیگردد، دیگر آن خجه سلطان سر به زیر نخواهد بود که کتکهای شوهرش مش قربانعلی را به آسانی و صبورانه تحمل می کرد و شکرگذار هم بود!
@tarbd
http://www.upsara.com/images/a021764_.jpg
@tarbd
✍️علی مرادی مراغه ای
جمهوری آذربایجان در بین کشورهای اسلامی، نخستین کشوری بوده که در 1918م .در دولت رسولزاده به زنان حق رای داد. در مشروطیت، زمانی که اولین بار مردان در انتخابات شرکت کردند زنان ایرانی، همچنان جزو مجانین و ناقص العقلها، بشمار آمده و از رای دادن محروم بودند. آنها 57سال صبر کردند تا انقلاب سفید شاه برسد.
البته به قول مش قاسم، دروغ نباشد که زنان آذربایجانی در دوره فرقه دمکرات در 1324، یکبار لذت رای دادن را چشیده بودند یعنی انتخابات مجلس فرقه. و جالب اینکه، به عنوان نماینده نیز انتخاب شده بودند چراکه در نخستین جلسه مجلس ملی آذربایجان که در 21آذر1324 در سالن سینما دیانای تبریز تشکیل گردید نام دو زن در فهرست نمایندگان مجلس آمده یعنی شمسی بدری و عفیفه ترکی!.
اما با سقوط فرقه دمکرات آذربایجان، بار دیگر زنان از این حق، محروم گشتند.
هنگامیکه برخی از زنان پیشرو، سخن از مشارکت زنان در مجلس پانزدهم گفتند برخی از مردان مخالف، زنان را مسخره کرده و نوشتند که
«اگر زنان نماینده مجلس باشند ممکن است در زمان وضع قوانین در مجلس یک مرتبه، نمایندگان زن درد زایمان بگیرند و مجلس از اکثریت بیفتد!»
مهرانگیز منوچهریان در پاسخ نوشت:
«کسانی که زنان را به واسطه درد زایمان مسخره میکنند باید بدانند که خودشان نتیجه و محصول همین درد زایمان هستند...! (انتقاد، قوانین مدنی و کیفری ایران از منظر حقوق زن...ص23)
بار دیگر، موضوع، در دولت دکتر محمد مصدق، مطرح گردید، مصدق، هياتی را به سرپرستی علی شايگان برای تهیه قانون انتخابات مامور كرد. دولت ابتدا لايحه قانونی شهرداری برای انتخابات انجمنهای شهر و قصبه را در 14آبان1331منتشر کرد که زنان هم از آزادی انتخابات برخوردار بودند این نخستین گام دولت مرکزی برای به رسمیت شناختن مشارکت سیاسی زنان بوده که البته با مخالفت سرسخت روحانیون مواجه شد. شديدترين مخالفتها از سوی سيدمحمد بهبهانی بود، آنان میگفتند در «زيرِ ماسك حق رای به زنان اسراری نهفته است كه از خارج ايران و ايادی داخلی آنها سرچشمه ميگيرد»( دوانی، علی، نهضت روحانيون ايران... ج3.ص 49)
بهبهانی درباره حق رای زنان، نظر بزرگترين مرجع آن زمان( آیت الله بروجردی) را خواست و او پاسخ داد:
«مستدعی است تذكر دهيد كه در كشور اسلامی امری كه مخالف احكام ضروريه اسلام است ممکن الاجرا نیست»
البته برخي روحانيون برجسته از قبيل آيت الله صدر و آيت الله حجت، هم مخالفت شان را اعلام كردند.(همان ...ج1ص50)
آيت الله كاشانی نیز دولت را از اين كار بر حذر داشت، روحانيون، تظاهراتی نیز عليه حق رای زنان به راه انداختند.(اسناد مجلس شورای ملی، دوری هفدهم، تاريخ17 /10/1331)
اما درخرداد 1332 لايحه قانون شهرداری به امضای مصدق رسيد و در آن، حق رای زنان و حتی انتخابشان به عنوان شهردار، وجود داشت. اما اين لايحه با كودتای 28 مرداد فراموش شد.
پس از دهسال، وقتی اسدالله علم در 23تیر 1341 به نخست وزيری رسید لايحه انجمنهای ايالتی ولايتی را به مجلس تقديم کرد که در آن، هم حق رای و هم حق انتخاب شدن به زنان وجود داشت. اما نيروهای مذهبی اعتراض كرده و مراجع عظام مانند آیت الله خمينی، گلپايگانی، شريعتمداری و حائری در منزل آيت الله عبدالكرم حائری جلسة گذاشته و تلگرافات اعتراضی به شاه فرستادند.(دوانی... ج 3، ص30)
شاه آنانرا به سراغ علم فرستاد. و آنها، تلگرافات تندی به علم فرستادند(.همان، ج 3، ص 42)
امام خمینی گفت:
«از 10 ميليون نفر جمعيت زن ايران، فقط يك صد نفر زنِ هرجايى مايل هستند كه اين كار بشود (صحيفة امام،جلد 1...ص82)
البته، جبهه ملی دوم و نهضت آزادی نیز به صف مخالفین حق رای زنان و لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی پیوستند که باعثِ عقب نشينی علم شد.
اما زنان نیز بیکار ننشستند، اعتراض زنان در 17دی نقطة عطفی در تلاش برای دستيابی به حقوقشان بود؛
ديری نپاييد كه شاه در 16دی 1341 از تغييرات مهمی گفت، یعنی، اصول ششگانه انقلاب شاه و مردم و اصلاحات ارضی و حق رای زنان را به رفراندوم گذاشت اما همین دو مورد، مخالفتهای روحانيون را برانگيخته و رفراندوم را تحريم كردند.
در تظاهراتی که بدرخواست مراجع صورت گرفت شعار می دادند:
«ما پيرو قرآنيم شش ماده نمیخواهيم»
شاه سلیمان بهبودی را برای مذاكره با علما به قم فرستاد اما نتیجه ای نگرفت و سرانجام به قیام 42 منجر شد...
📌تصویر زیر، مشارکت زنان در دوره فرقه دمکرات آذربایجان را نشان میدهد...
پر واضح است که وقتی خجه سلطانِ روستای ما در مراغه، برای رای دادن و تعیین سرنوشت خود، از خانه بیرون می رود وقتی به خانه برمیگردد، دیگر آن خجه سلطان سر به زیر نخواهد بود که کتکهای شوهرش مش قربانعلی را به آسانی و صبورانه تحمل می کرد و شکرگذار هم بود!
@tarbd
http://www.upsara.com/images/a021764_.jpg
@tarbd
✅عطر رفعتحریمها، اعضای شانگهای را مست ایران کرد؟!
✍امید فراغت
آیا چین و روسیه بو بُردهاند که قرار است مذاکرات برجام به نتیجه برسد؟ هدف آنان از پذیرفتن عضویت ایران در سازمان همکاریهای شانگهای چیست؟اگر آنها از نتایج مثبتی خبر دارند چرا مسئولان مردم ایران را نامحرم میدانند؟!
نکته مهم این است کشورهای عضو سازمان همکاریهای شانگهای آنچنان که باید و شاید در یک فضای تعامل حداکثری نیستند به عنوان مثال رقابت و بعضا تقابل هند و پاکستان نمونهای از این دوستی خاله خرسه است و یا همچنین تقابل چین و هند و ...نیز در چنین فضایی معنی و مفهوم دارد بنابراین سازمان همکاریهای شانگهای به نوعی یک شو و نمایش در برابر غرب است البته آرزوهایی مثل ایجاد ناتوی شرقی و از این دست آرزوها دورنمای اهدافشان است اما تا حصول نتیجه کشورهای زیادی آباد یا خراب خواهند شد!
سوال مهم و کلیدی این است اگر برجام به نتیجه نرسد آیا اعضای سازمان همکاریهای شانگهای جرات ایستادگی و همچنین حمایت کاربردی در مقابل تحریم ایران از سوی آمریکا و اروپا را دارند؟ یا مانند گذشته پشت ایران را خالی میکنند؟!
متاسفانه چین و روسیه در خصوص به نتیجه رسیدن برجام زبان ذهن و زبان تنشان یکی نیست! شاید زبان تنشان در حمایت از برجام سخنوری دارد اما با توجه به معادلات و معاملات منطقهای و جهانی زبان ذهنشان برجام دوست نیست! بر همین اساس از این که ایران بخواهد توازن روابط در نظام بینالملل بین شرق و غرب را برگزیند خیلی سخت نگران میشوند شاید بهتر باشد پذیرفتن عضویت کامل ایران در سازمان همکاریهای شانگهای را در چنین فضایی معنی و مفهوم کرد! بنابراین لازم است حکمرانان ایران بدون توجه به کارت بازی چین و روسیه و همچنین خواست و علاقه آنان، به عنوان یک بازیگر مستقل در روابط نظام بینالملل ورود کند و بپذیرند شرقگزینی و غربگریزی و یا بالعکس دوای درد مشکلات موجود مملکت نیست.
تمام اعضای سازمان همکاریهای شانگهای به نوعی در توازن و تعادل با غرب هستند حجم مراودات چین، روسیه، هند و پاکستان و ...با آمریکا و اروپا بیانگر سیاستورزی هوشمندانه آنان است بنابراین ایران هم باید در روابط نظام بینالملل روش و منشی مثل آنان داشته باشد در غیر این صورت آش همین آش و کاسه همین کاسه باقی خواهد ماند!
📌آیا همانطور که چین و روسیه با کارت ایران در روابط بینالملل بازی میکنند اجازه میدهند ایران هم از کارت آنان در روابط بینالملل استفاده کند؟ متاسفانه تصور ذهنی حکمرانان چین و روسیه در قبال ایران، تصور آقابالاسریست! تصوری کدخداگونه دارند! بر همین اساس تا هنگامی که نگاه برابری در روابطهای اینچنینی حاکم نشود بازی بُرد- بُرد محقق نخواهد شد!
📌البته شکل حضور در سازمان همکاریهای شانگهای عالیست اما این نفس حضور و نتایج آن برای منافع ملتهاست که نشاندهنده کاربردی بودن چنین سازمانهاییست!
@tarbd
✍امید فراغت
آیا چین و روسیه بو بُردهاند که قرار است مذاکرات برجام به نتیجه برسد؟ هدف آنان از پذیرفتن عضویت ایران در سازمان همکاریهای شانگهای چیست؟اگر آنها از نتایج مثبتی خبر دارند چرا مسئولان مردم ایران را نامحرم میدانند؟!
نکته مهم این است کشورهای عضو سازمان همکاریهای شانگهای آنچنان که باید و شاید در یک فضای تعامل حداکثری نیستند به عنوان مثال رقابت و بعضا تقابل هند و پاکستان نمونهای از این دوستی خاله خرسه است و یا همچنین تقابل چین و هند و ...نیز در چنین فضایی معنی و مفهوم دارد بنابراین سازمان همکاریهای شانگهای به نوعی یک شو و نمایش در برابر غرب است البته آرزوهایی مثل ایجاد ناتوی شرقی و از این دست آرزوها دورنمای اهدافشان است اما تا حصول نتیجه کشورهای زیادی آباد یا خراب خواهند شد!
سوال مهم و کلیدی این است اگر برجام به نتیجه نرسد آیا اعضای سازمان همکاریهای شانگهای جرات ایستادگی و همچنین حمایت کاربردی در مقابل تحریم ایران از سوی آمریکا و اروپا را دارند؟ یا مانند گذشته پشت ایران را خالی میکنند؟!
متاسفانه چین و روسیه در خصوص به نتیجه رسیدن برجام زبان ذهن و زبان تنشان یکی نیست! شاید زبان تنشان در حمایت از برجام سخنوری دارد اما با توجه به معادلات و معاملات منطقهای و جهانی زبان ذهنشان برجام دوست نیست! بر همین اساس از این که ایران بخواهد توازن روابط در نظام بینالملل بین شرق و غرب را برگزیند خیلی سخت نگران میشوند شاید بهتر باشد پذیرفتن عضویت کامل ایران در سازمان همکاریهای شانگهای را در چنین فضایی معنی و مفهوم کرد! بنابراین لازم است حکمرانان ایران بدون توجه به کارت بازی چین و روسیه و همچنین خواست و علاقه آنان، به عنوان یک بازیگر مستقل در روابط نظام بینالملل ورود کند و بپذیرند شرقگزینی و غربگریزی و یا بالعکس دوای درد مشکلات موجود مملکت نیست.
تمام اعضای سازمان همکاریهای شانگهای به نوعی در توازن و تعادل با غرب هستند حجم مراودات چین، روسیه، هند و پاکستان و ...با آمریکا و اروپا بیانگر سیاستورزی هوشمندانه آنان است بنابراین ایران هم باید در روابط نظام بینالملل روش و منشی مثل آنان داشته باشد در غیر این صورت آش همین آش و کاسه همین کاسه باقی خواهد ماند!
📌آیا همانطور که چین و روسیه با کارت ایران در روابط بینالملل بازی میکنند اجازه میدهند ایران هم از کارت آنان در روابط بینالملل استفاده کند؟ متاسفانه تصور ذهنی حکمرانان چین و روسیه در قبال ایران، تصور آقابالاسریست! تصوری کدخداگونه دارند! بر همین اساس تا هنگامی که نگاه برابری در روابطهای اینچنینی حاکم نشود بازی بُرد- بُرد محقق نخواهد شد!
📌البته شکل حضور در سازمان همکاریهای شانگهای عالیست اما این نفس حضور و نتایج آن برای منافع ملتهاست که نشاندهنده کاربردی بودن چنین سازمانهاییست!
@tarbd
📸 اعتراض پسر افغانستانی به محدودیت های طالبان برای دختران: «من بدون خواهرم به مکتب نمی روم...»
@tarbd
@tarbd
✅تاريخچه چوگان
چوگان بیش از ٢٥٠٠ تا ٣٠٠٠سال قدمت دارد. این امر موجب شده است تا چوگان در ایران یک سنت، فرهنگ و عجین با هویت ایرانی شود. نخستین ورزش تیمی جهان است. ورزشی است که در آن دو موجود زنده حضور دارند. مهمترين ويژگي چوگان نسبت به ورزش هاي باستاني ديگر، نظير كشتي و دو ميداني در اين است كه اين ورزش ها در طبيعت انسانها موجود بوده و پس از تحولي اندك به ورزش تبديل شده اند. ولي چوگان در طي قرن ها شكل گرفته و قانونمند شده است. برخلاف ورزش های همدوره خود که رقابت بین انسان ها بود، ورزش چوگان رقابت بر سر گوی و میدان بود. بازی چوگان مشق رزم نظامیان بود و حاصل نبوغ ایرانیان است و امروزه در دنیا این ورزش را بنام ایران می شناسند.
ورزش چوگان از دوره هخامنشیان در ایران مرسوم بوده و اوج آن در دوره اشکانیان و به دنبال آن در دوره ساسانیا است. احتمالا در دوره ساسانیان که ایران مراوده زیادی با اروپائیان داشتند به اروپا راه یافته است. و در همین دوره با مهاجرت ایرانیان پس از ورود اعراب به ایران به آسیای شرق، هند، چین و ژاپن گسترش یافته است. در ایران باستان چوگان به دو شیوه بدون اسب، ویژه کودکان و نوجوانان و با اسب، ویژه جوانان و بزرگسالان متداول بوده است. در دوره ساسانیان این بازی در تنگه چوگان بیشابور کازرون متداول بوده و هم اکنون آثار آن وجود دارد.
با ورود اسلام به ایران در دوره، نخست به اراده هارون الرشيد در دربار خلافت بغداد مرسوم شد. اين ورزش و بازي،که همواره بين ايرانيان هواخواهان بسيار داشت، به روزگار غزنويان و سلجوقيان، که با سوارکاري و اسب مأنوس بودند، همچنان مورد توجهِ تمام بود. در تاريخ سلاطين و ملوک مصر و شام، در قرن هاي هفتم و هشتم نيز، از برگزاري باشکوه اين بازي، در ميدان هايي که به همين منظور جزو مجموعه ساختمان قصرها و قلعه ها احداث مي شد، به دفعات ياد شده است(متحدين، ١٣٧٦: ٧٣).
اوج این ورزش را همزمان با اوج قدرت سیاسی – اقتصادی ایران در دوره صفویه می بینیم که با تغییر پایتخت از قزوین به اصفهان، با ساخت میدان نقش جهان و کاربری آن در بازی چوگان، خون تازه ایی به این بازی داده شد. در این دوره نیز مجددا بازی به هند و اروپا راه یافته است. امروزه میدان نقش جهان قدیمی ترین زمین چوگان جهان است. قوانین رسمی بازی چوگان که توسط انگلیسی ها تدوین شده است برگرفته از ابعاد زمین میدان نقش جهان اصفهان است. این زمین در دنیا کاملا شناخته شده است.
ایران بوم
@tarbd
چوگان بیش از ٢٥٠٠ تا ٣٠٠٠سال قدمت دارد. این امر موجب شده است تا چوگان در ایران یک سنت، فرهنگ و عجین با هویت ایرانی شود. نخستین ورزش تیمی جهان است. ورزشی است که در آن دو موجود زنده حضور دارند. مهمترين ويژگي چوگان نسبت به ورزش هاي باستاني ديگر، نظير كشتي و دو ميداني در اين است كه اين ورزش ها در طبيعت انسانها موجود بوده و پس از تحولي اندك به ورزش تبديل شده اند. ولي چوگان در طي قرن ها شكل گرفته و قانونمند شده است. برخلاف ورزش های همدوره خود که رقابت بین انسان ها بود، ورزش چوگان رقابت بر سر گوی و میدان بود. بازی چوگان مشق رزم نظامیان بود و حاصل نبوغ ایرانیان است و امروزه در دنیا این ورزش را بنام ایران می شناسند.
ورزش چوگان از دوره هخامنشیان در ایران مرسوم بوده و اوج آن در دوره اشکانیان و به دنبال آن در دوره ساسانیا است. احتمالا در دوره ساسانیان که ایران مراوده زیادی با اروپائیان داشتند به اروپا راه یافته است. و در همین دوره با مهاجرت ایرانیان پس از ورود اعراب به ایران به آسیای شرق، هند، چین و ژاپن گسترش یافته است. در ایران باستان چوگان به دو شیوه بدون اسب، ویژه کودکان و نوجوانان و با اسب، ویژه جوانان و بزرگسالان متداول بوده است. در دوره ساسانیان این بازی در تنگه چوگان بیشابور کازرون متداول بوده و هم اکنون آثار آن وجود دارد.
با ورود اسلام به ایران در دوره، نخست به اراده هارون الرشيد در دربار خلافت بغداد مرسوم شد. اين ورزش و بازي،که همواره بين ايرانيان هواخواهان بسيار داشت، به روزگار غزنويان و سلجوقيان، که با سوارکاري و اسب مأنوس بودند، همچنان مورد توجهِ تمام بود. در تاريخ سلاطين و ملوک مصر و شام، در قرن هاي هفتم و هشتم نيز، از برگزاري باشکوه اين بازي، در ميدان هايي که به همين منظور جزو مجموعه ساختمان قصرها و قلعه ها احداث مي شد، به دفعات ياد شده است(متحدين، ١٣٧٦: ٧٣).
اوج این ورزش را همزمان با اوج قدرت سیاسی – اقتصادی ایران در دوره صفویه می بینیم که با تغییر پایتخت از قزوین به اصفهان، با ساخت میدان نقش جهان و کاربری آن در بازی چوگان، خون تازه ایی به این بازی داده شد. در این دوره نیز مجددا بازی به هند و اروپا راه یافته است. امروزه میدان نقش جهان قدیمی ترین زمین چوگان جهان است. قوانین رسمی بازی چوگان که توسط انگلیسی ها تدوین شده است برگرفته از ابعاد زمین میدان نقش جهان اصفهان است. این زمین در دنیا کاملا شناخته شده است.
ایران بوم
@tarbd
✅ کدام کشور دقیقترین شناخت از ایران را دارد؟
📌و چرا ایران راحت تحریم می شود؟؟!
✍️ دکتر محمود سریع القلم
📝تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی
شاید هیچ ملتی به اندازه انگلیسیها، کنجکاوی برای فهم پدیدههای متفاوت و متضاد را نداشته باشد. انگلیسی به سراغ دالانهای هزارتوی ذهن سوژه میرود تا با جامعه شناسی و روانشناسی، نظام «کنش-واکنش» او را واکاوی کند. شناخت دقیق یعنی: مخاطب به چه میاندیشد؟ چه امری برای او مهم است؟ محرکهی عصبانیت او چیست؟ عامل خوشحالی او چه میتواند باشد؟ اولویتبندی ذهن او چگونه است؟ منابع رضایت و عدم رضایت او کدامند؟ و از همه مهمتر، تعریف سوژه از زندگی چیست؟
انگلیسیها برای آنکه اطلاعات در مورد کشورها و جریانها را مطالعه کنند، نظام باورهای خود را کنار گذاشته و از زوایای درونی جهان مخاطب سعی میکنند او را بفهمند. لذا طی چند قرن عملکرد بینالمللی انگلستان، انگلیسیها به دنبال دموکراتیک کردن دیگران نبودهاند. در تاریخ قاجار آمده که سفیر انگلستان در ایران در بازار کاشان قدم میزده و صدای اذان شنیده میشود. از مترجم ایرانی میپرسد: این صدای چیست؟ می گوید: دعوت مردم برای ادای نماز ظهر در مسجد است. باز میپرسد: این با منافع بریتانیای کبیردر تضاد است؟ جواب میآید: خیر، اینها سنن و آداب مذهبی هستند. سپس با آرامش میگوید: ما کاری با سنت اذان و آداب عبادت و مسجد نداریم. یکی از نمادهای انسانشناسی نزد انگلیسیها این است که دشمن را نباید صد در صد شکست داد چون ممکن است در مقطعی استفادهای داشته باشد.
هیچ انسان و جامعهای نیز دوست ندارد کاملاً شکست بخورد. نحوۀ برخورد با دشمن خود یک تخصص است که ضرورتاً با گرفتن مدرک و دکترا به دست نمی آید. ضعیف ترین روش، روش کلامی و یا امروزی آن توییتری است. چینی ها بعد از انگلیسی ها، توانمند ترین کشور در برخورد با دوست و دشمن هستند. Sun Tzu می گوید: وقتی دشمن مشغول اشتباه است نباید مزاحم او شد. انگلیسی ها و چینی ها، آرام ترین سیاست مداران و خاورمیانه ای ها عصبانی ترین ها را دارا هستند. عموماً ریشۀ عصبانیت و هیاهو در ضعفِ اعتمادِ به نفس است
در دوران پس از رنسانس، انگلیس و فرانسه 155 بار باهم جنگیدهاند و هم اکنون نیز در محافل خصوصی، سخنان نه چندان خوبی نسبت به هم میگویند ولی منافع عظیمی را در دایرهای مشترک تعریف کردهاند. وقتی دست اندرکاران دیپلماسی ایران به اعرابِ خلیج فارس میگویند: شما امنیت خود را میخرید، این چند ضعف شناختی را دنبال میکند. اول اینکه این افراد، تاریخ نخواندهاند و با مسائل یک صدسال گذشته جزیره العرب آشنایی ندارند. دوم اینکه با ساخت اجتماعی و طایفگی این منطقه ناآشنا بوده و سوم اینکه اصولاً این کشورها کدام منابع داخلی برای تامین امنیت ملّی خود را دارند که بتوان چنین انتظاری را از آنها داشت؟ همین بی دقتی ها در حرف زدن، زمینۀ بسیاری بد بینی ها شده است. دلیلِ علمی شکست برجام، شناخت دستاندرکاران از نظام بینالملل بر اساس قالبهای ذهنی داخلی بود. در عین حال، عدم آشنایی رسانههای داخلی با تاریخ و تار و پود بینالمللی، سبب پایکوبی و جشنهای زودرس شد.
کدام منافع مشترک، ایران را به منطقه متصل میکند؟ در روابط بینالملل امروز، منطقه گرایی به معنای اتصالات گسترده اقتصادی بسیار مرسوم شده است. اما این منطقه گرایی، به پیشنیازهایی در حوزه باورهای سیاسی و فرهنگی و تاریخی وابسته است و به همین دلیل ده کشور عضو آسهآن در جنوب و شرق آسیا به موازات تعلقات وسیع تاریخی و حتی مذهبی و هم اکنون اقتصادی، نمونه ای موفق از منطقه گرایی را رقم زده اند. یک وقت جبر جغرافیایی باعث میشود کشوری با همسایهی خود تعامل کند بدون اینکه او را قبول داشته باشد مانند کره جنوبی نسبت به چین. اما زمانی یک کشور، همسایهی خود را به دلایل مختلف در ذهن و قلب خود قبول دارد مانند کشورهای اسکاندیناوی. حتی عراقیها که اشتراکات فراوانی با ایران دارند، با هم زبانهای خود راحتترند. پاکستان عمدتا خود را با اعراب خلیج فارس تعریف کرده است. اعراب خلیج فارس، کانونهای مشترک فراوانی با هم دارند و با ثروت چند تریلیونی، انتخاب های فراوانی دارند و در اعماق ذهن خود، ایران را جبر جغرافیایی می دانند.
📌متدولوژی دولت بایدن در هفت ماه گذشته، هم گرایی خاورمیانه منهای ایران بوده و می خواهد آن را از دور مدیریت کند. آمریکا می خواهد با هم گرایی اقتصادی، واقعیت های جدید سیاسی به وجود آورد. ایران کشوری خاص است که نتوانسته منافع خود را با کشوری قفل کند. به همین دلیل راحت تحریم می شود چون با کشوری منافع استراژیک ندارد.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📌و چرا ایران راحت تحریم می شود؟؟!
✍️ دکتر محمود سریع القلم
📝تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی
شاید هیچ ملتی به اندازه انگلیسیها، کنجکاوی برای فهم پدیدههای متفاوت و متضاد را نداشته باشد. انگلیسی به سراغ دالانهای هزارتوی ذهن سوژه میرود تا با جامعه شناسی و روانشناسی، نظام «کنش-واکنش» او را واکاوی کند. شناخت دقیق یعنی: مخاطب به چه میاندیشد؟ چه امری برای او مهم است؟ محرکهی عصبانیت او چیست؟ عامل خوشحالی او چه میتواند باشد؟ اولویتبندی ذهن او چگونه است؟ منابع رضایت و عدم رضایت او کدامند؟ و از همه مهمتر، تعریف سوژه از زندگی چیست؟
انگلیسیها برای آنکه اطلاعات در مورد کشورها و جریانها را مطالعه کنند، نظام باورهای خود را کنار گذاشته و از زوایای درونی جهان مخاطب سعی میکنند او را بفهمند. لذا طی چند قرن عملکرد بینالمللی انگلستان، انگلیسیها به دنبال دموکراتیک کردن دیگران نبودهاند. در تاریخ قاجار آمده که سفیر انگلستان در ایران در بازار کاشان قدم میزده و صدای اذان شنیده میشود. از مترجم ایرانی میپرسد: این صدای چیست؟ می گوید: دعوت مردم برای ادای نماز ظهر در مسجد است. باز میپرسد: این با منافع بریتانیای کبیردر تضاد است؟ جواب میآید: خیر، اینها سنن و آداب مذهبی هستند. سپس با آرامش میگوید: ما کاری با سنت اذان و آداب عبادت و مسجد نداریم. یکی از نمادهای انسانشناسی نزد انگلیسیها این است که دشمن را نباید صد در صد شکست داد چون ممکن است در مقطعی استفادهای داشته باشد.
هیچ انسان و جامعهای نیز دوست ندارد کاملاً شکست بخورد. نحوۀ برخورد با دشمن خود یک تخصص است که ضرورتاً با گرفتن مدرک و دکترا به دست نمی آید. ضعیف ترین روش، روش کلامی و یا امروزی آن توییتری است. چینی ها بعد از انگلیسی ها، توانمند ترین کشور در برخورد با دوست و دشمن هستند. Sun Tzu می گوید: وقتی دشمن مشغول اشتباه است نباید مزاحم او شد. انگلیسی ها و چینی ها، آرام ترین سیاست مداران و خاورمیانه ای ها عصبانی ترین ها را دارا هستند. عموماً ریشۀ عصبانیت و هیاهو در ضعفِ اعتمادِ به نفس است
در دوران پس از رنسانس، انگلیس و فرانسه 155 بار باهم جنگیدهاند و هم اکنون نیز در محافل خصوصی، سخنان نه چندان خوبی نسبت به هم میگویند ولی منافع عظیمی را در دایرهای مشترک تعریف کردهاند. وقتی دست اندرکاران دیپلماسی ایران به اعرابِ خلیج فارس میگویند: شما امنیت خود را میخرید، این چند ضعف شناختی را دنبال میکند. اول اینکه این افراد، تاریخ نخواندهاند و با مسائل یک صدسال گذشته جزیره العرب آشنایی ندارند. دوم اینکه با ساخت اجتماعی و طایفگی این منطقه ناآشنا بوده و سوم اینکه اصولاً این کشورها کدام منابع داخلی برای تامین امنیت ملّی خود را دارند که بتوان چنین انتظاری را از آنها داشت؟ همین بی دقتی ها در حرف زدن، زمینۀ بسیاری بد بینی ها شده است. دلیلِ علمی شکست برجام، شناخت دستاندرکاران از نظام بینالملل بر اساس قالبهای ذهنی داخلی بود. در عین حال، عدم آشنایی رسانههای داخلی با تاریخ و تار و پود بینالمللی، سبب پایکوبی و جشنهای زودرس شد.
کدام منافع مشترک، ایران را به منطقه متصل میکند؟ در روابط بینالملل امروز، منطقه گرایی به معنای اتصالات گسترده اقتصادی بسیار مرسوم شده است. اما این منطقه گرایی، به پیشنیازهایی در حوزه باورهای سیاسی و فرهنگی و تاریخی وابسته است و به همین دلیل ده کشور عضو آسهآن در جنوب و شرق آسیا به موازات تعلقات وسیع تاریخی و حتی مذهبی و هم اکنون اقتصادی، نمونه ای موفق از منطقه گرایی را رقم زده اند. یک وقت جبر جغرافیایی باعث میشود کشوری با همسایهی خود تعامل کند بدون اینکه او را قبول داشته باشد مانند کره جنوبی نسبت به چین. اما زمانی یک کشور، همسایهی خود را به دلایل مختلف در ذهن و قلب خود قبول دارد مانند کشورهای اسکاندیناوی. حتی عراقیها که اشتراکات فراوانی با ایران دارند، با هم زبانهای خود راحتترند. پاکستان عمدتا خود را با اعراب خلیج فارس تعریف کرده است. اعراب خلیج فارس، کانونهای مشترک فراوانی با هم دارند و با ثروت چند تریلیونی، انتخاب های فراوانی دارند و در اعماق ذهن خود، ایران را جبر جغرافیایی می دانند.
📌متدولوژی دولت بایدن در هفت ماه گذشته، هم گرایی خاورمیانه منهای ایران بوده و می خواهد آن را از دور مدیریت کند. آمریکا می خواهد با هم گرایی اقتصادی، واقعیت های جدید سیاسی به وجود آورد. ایران کشوری خاص است که نتوانسته منافع خود را با کشوری قفل کند. به همین دلیل راحت تحریم می شود چون با کشوری منافع استراژیک ندارد.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from BBCPersian
امضای توافقنامه دفاعی میان استرالیا، آمریکا و بریتانیا واکنش های زیادی در پی داشته است. از جمله اینکه فرانسه گفتگوهای دفاعی خود با بریتانیا را لغو کرده است. این پست نگاهی دارد به بودجه دفاعی و توان زیردریایی چند کشور که از این نظر در جایگاه بالاتری قرار دارند.
@BBCPersian
📷 Getty Images
@BBCPersian
📷 Getty Images
✅کشورهایی که بیشترین ثروت جهان را در اختیار دارند به شرح زیر هستند:
1. ایالات متحده: 105.99 تریلیون دلار
2. چین: 63.83 تریلیون دلار
3. ژاپن: 24.99 تریلیون دلار
4. آلمان: 14.66 تریلیون دلار
5. انگلستان: 14.34 تریلیون دلار
6. فرانسه: 13.73 تریلیون دلار
7. هند: 12.61 تریلیون دلار
8. ایتالیا: 11.36 تریلیون دلار
9. کانادا: 8.57 تریلیون دلار
10. اسپانیا: 7.77 تریلیون دلار
ثروت خالص ملی به عنوان دارایی خالص ملی یک کشور شناخته میشود. یعنی کل مبلغ ارزش داراییهای یک کشور منهای بدهیهای آن کشور است. این به کل ثروت خالص که توسط شهروندان یک ملت در یک زمان معین در اختیار دارد، اشاره دارد.
⭕️ آمریکا با ۱۰۶ تریلیون دلار، مالک ۲۹% از ثروت جهان است!
سهم ایران دو دهم درصد است.
@tarbd
1. ایالات متحده: 105.99 تریلیون دلار
2. چین: 63.83 تریلیون دلار
3. ژاپن: 24.99 تریلیون دلار
4. آلمان: 14.66 تریلیون دلار
5. انگلستان: 14.34 تریلیون دلار
6. فرانسه: 13.73 تریلیون دلار
7. هند: 12.61 تریلیون دلار
8. ایتالیا: 11.36 تریلیون دلار
9. کانادا: 8.57 تریلیون دلار
10. اسپانیا: 7.77 تریلیون دلار
ثروت خالص ملی به عنوان دارایی خالص ملی یک کشور شناخته میشود. یعنی کل مبلغ ارزش داراییهای یک کشور منهای بدهیهای آن کشور است. این به کل ثروت خالص که توسط شهروندان یک ملت در یک زمان معین در اختیار دارد، اشاره دارد.
⭕️ آمریکا با ۱۰۶ تریلیون دلار، مالک ۲۹% از ثروت جهان است!
سهم ایران دو دهم درصد است.
@tarbd